چهارشنبه، 2 خرداد 1386 - شماره 1400
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
تحليل محتوايي دو انتخابات در گفت وگو با مرتضي حاجي رئيس ستاد انتخاباتي خاتمي
سوم تير قابل مقايسه با دوم خرداد نيست
حامد طبيبي

گروه سياسي؛ امروز دهمين سالگرد واقعه کم نظيري در روزنگار حوادث ملتي است که تنها کمي پس از رخداد آن و به يمن «حضور آگاهانه» و «همه جانبه» خود از هر قشر و صنفي - در کارنامه تلاش تاريخي خود براي دستيابي به «آزادي در پرتو دين» -سند دومين روز از سومين ماه بهار سال 76 را به نام «حماسه دوم خرداد» ثبت کرد.اگرچه اکنون و با گذشت يک دهه از آن روزهاي پرجوشش و «بهاري»، فراز و فرودها، دوره هاي متناوب رکود و بحران و وقايع پرتلاطم اين سال ها روي صفحات قطور کتاب دوران اصلاحات سنگيني مي کند ليکن اکنون به نظر مي رسد که مي توان در فضايي فارغ از يأس و سرخوردگي و با نگاهي اميدوارانه اما نقادانه بار ديگر موضوع چرايي و چگونگي آن را به بحث کشيد و با نقبي به گذشته هاي نه چندان دور، شعارهايي مردي را مرور کرد که «مدارا در روش، خرد در منش و منطق در گفت وگو» را سرلوحه عمل خود قرار داد.ساختمان بنياد رشد، آباداني و توسعه ايران (باران) مکاني بود که اگرچه زايش و پيدايش آن محصول سال هاي دوري از قدرت به شمار مي رود اما محصول و ثمره 8 سال تجربه اندوزي و تلاش شبانه روزي خاتمي و اصلاح طلبان در راستاي توسعه همه جانبه و پيشرفت ايران اسلامي است. وزير آموزش و پرورش و تعاون دولت خاتمي و رئيس ستاد انتخابات مرکزي گروه هاي 18گانه دوم خرداد در انتخابات 76 بدون شک «ناگفته هاي» زيادي را براي بيان دارد اما صرف نظر از آن، نيم نگاهي به نقاط قوت و ضعف دوران حضور اصلاح طلبان در حاکميت و همچنين آينده بسيار نزديک آنان در مواجهه با انتخاباتي دوباره و در يک کلام، فضاي گذشته، حال و آينده اردوگاه اصلاح طلبان، محورهايي بود که آن را با مرتضي حاجي به بحث گذاشتيم تا شايد صريح تر بتوان به اين سوال پاسخ داد؛ آيا اصلاح طلبان از آنچه در طول 10 سال گذشته در فضاي کشور به وقوع پيوسته، توانايي ساخت «پلي» ميان خود و جامعه ايران را خواهند داشت؟

---

عده يي بر اين باور هستند که انتخاب آقاي احمدي نژاد به همان دليلي صورت گرفت که آقاي خاتمي در دوره هفتم انتخاب شد. يعني انتخابات سوم تير با دوم خرداد وجوه اشتراک بسياري داشت که بخشي از آن به احساسي بودن آرا باز مي گردد. وجوه اشتراک و افتراق دوم خرداد و سوم تير از نظر شما چه بوده و آيا با توجه به شرايط و فضاي کنوني کشور، مي توان شاهد وقوع دوم خرداد ديگري در انتخابات پيش رو بود؟

البته اين دوم خرداد به طور قطع رويداد منحصر به فردي در تاريخ ايران نخواهد بود و با فراهم شدن شرايط مطرح شدن يک چهره مناسب و مشابه آقاي خاتمي که بتواند پاسخگوي مسائل و خواسته هاي مردم در ضمن احترام به شخصيت و حرمت آنان باشد، حتماً مورد استقبال آنان قرار خواهد گرفت. اما مقايسه بين دو انتخابات دوم خرداد 76 و سوم تير 84، قياسي مع الفارق است که هيچ امکان مقايسه يي ميان آنها وجود ندارد. اول اينکه شرايط کانديداها مشابه يکديگر نبوده و دوم گزارش هاي جدي از برخي مداخله هاي شبهه ناک از طريق برخي سازمان هايي که انتظار مي رود متعلق به همه مردم مانده و به طيف خاصي وابسته نشوند وجود داشته و اين ذهنيت را پديد آورد که آراي مردم به شکلي در انتخابات تير 84 به سمت خاصي هدايت شد. در مرحله اول تقسيم آرا ميان 4 نامزد اصلاح طلبان و در مرحله دوم رقابت ميان 2 چهره يي که يکي از آنها چهره يي تکراري و تجربه شده قبلي و ديگري چهره جديد و غير روحاني که از قضا شعارهايي براي تامين معاش، بهبود زندگي مردم و آزادي هاي بيشتر را مطرح کرد که بسياري به تجربه شرايط مورد وصف از سوي وي مشتاق شدند که اين تا چه اندازه محقق خواهد شد. حال اگر بخواهيم سخنان آن روز را در کنار نتايج امروز قرار دهيم شايد بتوان نتيجه گرفت که يا آنچه آن روز مطرح شد از سرباور نبود يا آنچه امروز عمل مي شود نشانگر عدم پايبندي به شعارهاي روز نخست است. لذا شرايط دوم خرداد و سوم تير، شرايط مشابهي نبوده و نبايد ميان آنها مقايسه يي صورت گيرد، کانديداي پيروز سوم تير با شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم، بهبود وضعيت معيشت و آزاد گذاشتن در نوع پوشش وارد صحنه شد و کانديداي دوم خرداد با شعار توسعه سياسي پا به عرصه گذاشت و اتفاقاً به شعار خود نيز پايبند ماند. در واقع مسائل اقتصادي و معيشتي در ايام منتهي به خرداد 76 به عنوان فرع برنامه هاي آقاي خاتمي مطرح شد در حالي که در اين دوره به عنوان اصل برنامه ها مورد توجه قرار گرفت.

به نظر مي رسد با حرف و حديث هايي که از سوي اصلاح طلبان تحت عنوان گرايش به چهره هاي معتدل عنوان مي شود، برخي چهره هايي که نقش غيرقابل انکاري در فرآيند دوم خرداد، در دوران اصلاحات و پس از آن داشته اما به مشي غير قابل انعطاف تري معتقد بودند کنار گذاشته شده اند . آيا اين افراد همچنان در متن انتخابات و ساير فعاليت ها حضور خواهند داشت يا به نظريه پردازي صرف خواهند پرداخت و آيا گرماي نه چندان زياد انتخابات شوراها، فضاي سردي را که پس از انتخابات رياست جمهوري نهم ايجاد شده بود، تغيير خواهد داد؟

اصلاحات در ذات خود با اعتدال و ميانه روي همراه است. يک حرکت رو به رشد، مستمر و مطمئن را حمايت، طراحي و به اجرا مي گذارد و اينکه گفته مي شود اصلاح طلبان از تندروي پرهيز مي کنند به طورکلي ماهيت اصلاح طلبي پرهيز از تندروي است و آنچه گفته مي شود نفي تندروي حاکم و جاري است نه اينکه داخل اردوگاه اصلاح طلبان به دو قسمت تندرو و کندرو تقسيم شود. به طور قطع در صورت قرار گرفتن اصلاح طلبان در رأس امور اجرايي و تقنيني کشور، يکي از برنامه هاي اصلي آنان بازگرداندن کشور به مسير اعتدال بوده و در اين مسير بيش از هر چيز به منافع و مصالح ملي کشور انديشيده که متاسفانه با برخي تندروي ها مورد تهديد قرار گرفته و مشکلات جدي نيز از آن حاصل شده است. معتقدم پس از برگزاري انتخابات شوراها، روحيه اصلاح طلبان به مقدار بسيار زيادي مورد بازسازي و ترميم قرار گرفته و آمادگي حضور در صحنه رقابت فراهم شده است. البته اين امر به معناي يک وعده خدشه ناپذير نبوده چرا که به عنوان پيش زمينه، شرايط براي يک انتخابات قانوني و رقابتي بايد فراهم و امکانات نيز به طور عادلانه در اختيار همگان قرار گيرد. گمان مي کنم نگراني هايي که برخي از سر خيرخواهي به آن رسيده اند بايد کنار گذاشته شود. اصلاح طلبان نيروهاي خدوم، متعهد، متدين و با برنامه يي هستند که براي اداره کشور حرف هاي شنيدني و برنامه هاي اجراکردني بسياري دارند. چکيده و عصاره اين نگرش ها را مي توان در چشم انداز 20 ساله که در دولت اصلاحات تهيه، در مجمع تصويب و به تنفيذ مقام رهبري نيز رسيد مشاهده کرد. اينکه بعد از بيست و چند سال اصلاح طلبان به يک برنامه آينده نگر و قابل اجرا مي انديشند از قابليت بسيار بالاي آنان حکايت دارد که متاسفانه در سمت مقابل آن شاهد نگاه روزانه و بي توجهي به سند چشم انداز بوده ايم و آنهايي که نگران قرار گرفتن اصلاح طلبان بر مسند امور هستند به نظر مي رسد بيشتر نگران موقعيت و جايگاه خود هستند تا رشد و توسعه آينده کشور.اصلاح طلبان در چارچوب قانون اساسي و با محترم شمردن آن و با سازوکار جاري کشور، توانايي خود در دوره اصلاحات را نشان داده و همچنان اين توانايي نه تنها وجود داشته بلکه با فرصت هاي جبري که براي تحليل عملکرد گذشته و تحليل آينده ايجاد شد، توانايي هاي بيشتري نيز پيدا کرده اند. البته منظور نه همان افراد بلکه قابليت هاي موجود در اين طيف وسيع است که بي هيچ نگراني مي توان فرصت عرضه برنامه ها را در اختيار آنان قرار داد. ديگران نيز با برنامه آمده و خود را عرضه کنند تا مردم برنامه مناسب را براي آينده خود برگزينند.

شايد کمتر کسي گمان مي کرد که آقاي خاتمي با آرايي بيست ميليوني به عنوان رئيس جمهور منتخب ايران در يک واقعه نادر که بعدها «حماسه» نام گرفت، قدم به حاکميت سياسي کشور بگذارد. آن هم در شرايطي که بسياري از دستگاه ها و نهادها از کانديداي رقيب حمايت مي کردند. اين عدم پيش بيني تا جايي بود که بسياري از اعضاي گروه هاي 18گانه دوم خرداد که بعدها «اصلاح طلب» نام گرفتند نيز تاکيد مي کردند که انتظار رايي حداقلي براي پشتيباني انتخابات آينده را مي کشيدند اما در روزهاي منتهي به دوم خرداد «ورق برگشت» و تا حدودي پيروزي ايشان قابل پيش بيني بود. آن روزها در ستاد انتخاباتي مرکزي چگونه مي گذشت؟

آنچه در دوم خرداد 76 اتفاق افتاد و بحق به عنوان يک حماسه مهم نامگذاري شد حکايت از يک عزم و اراده ملي و سراسري مردم دارد. اراده يي که براساس آن تصميم گيرنده بودن خود را نشان داده و توانايي به کرسي نشاندن حرف خود را به نمايش بگذارند. به درستي اشاره کرديد که در آن دوران هنگام ورود آقاي خاتمي به فعاليت هاي انتخاباتي، حدس و گمان ها حول اين محور در گردش بود که گروه وسيعي از مردم که نظرات متفاوتي با مديران اجرايي وقت کشور دارند مورد شمارش و احصا قرار گرفته و به عنوان يک مجموعه بزرگ و مهم تاثير گذار يا حداقل به عنوان يک اقليت تاثير گذار و مهم، موجوديت خود را تثبيت کرده و به رسميت شناخته شوند. اما با حرکت تدريجي و با نزديک شدن به ايام و روز انتخابات، شرايط دچار تغييرات عمده يي شد و نتايج قابل پيش بيني با آنچه در روزهاي نخست عنوان مي شد تفاوت بسيار چشمگيري را نشان مي داد. شايد بتوان نخستين جرقه هاي اين پيش بيني جديد را در اسفندماه سال 75 جست وجو کنيم. جايي که در نخستين نظرسنجي ها، نظرات جالب توجهي از سوي مردم ابراز شد به گونه يي که حدود 19 تا 20 درصد پرسش شوندگان تمايل خود را به آقاي خاتمي، 28 تا 30 درصد به آقاي ناطق نوري و 6 درصد هم به آقاي ري شهري اعلام کردند. زماني که در ستاد مرکزي اين گزارش و نظرسنجي مورد تحليل و ارزيابي قرار گرفت، با توجه به موقعيت کانديداها و با توجه به اينکه آقاي خاتمي تنها چند روز بود که فعاليت هاي انتخاباتي خود را آغاز کرده بودند و مردم در مناطق دوردست و حتي تهران و ساير شهرهاي بزرگ- جز علاقه مندان به مسائل سياسي و دانشجويان- آشنايي از ايشان نداشتند اميدواري ها به شدت افزايش پيدا کرد. اين در حالي بود که در شرايطي کاملاً برعکس، آقاي ناطق که رقيب اصلي به شمار مي رفتند، در اوج شرايط تبليغاتي قرار داشتند. آنچه از اين نظرسنجي نتيجه شد اين بود که افرادي که مي خواهند به آقاي ناطق راي دهند- با توجه به شناخته شده بودن وي به عنوان رئيس مجلس براي مردم- به طور طبيعي تصميم خود را گرفته اند و آمار موجود نشانگر سقف آراي وي از يک سو و کف آراي آقاي خاتمي از سوي ديگر است. حدود 40 درصد باقي مانده نيز بالقوه به عنوان آراي آقاي خاتمي به شمار رفته که مي توان با تبليغات درست راي آنان را جذب کرد. اين پيش بيني کاملاً جامه واقعيت پوشيد و آن 40 درصد و همچنين بخشي از آن 28 تا 30 درصد آراي رقيب به آراي آقاي خاتمي اضافه شد. در واقع از اواخر اسفند 75 به بعد بود که تحليل ها به شدت تغيير کرد و همه اميد به موفقيت و پيروزي در همان مرحله نخست انتخابات را داشتيم، اگرچه افراد بدبين پيش بيني کشيده شدن سرنوشت انتخابات به مرحله دوم را نيز داشتند. انتخابات دوم خرداد 76، انتخابات بسيار عجيبي بود. هيچ نوع شائبه استفاده از رانت دولتي به طور مطلق وجود نداشت و همانطور که اشاره کرديد، برعکس افراد دولتي به سود رقيب اصلاح طلبان اظهارنظر مي کردند و شرايط براي آنها بسيار مهيا و آماده بود، اما شرايط آقاي خاتمي به مراتب سخت تر و محدودتر بود، طوري که در بعضي از استان ها ايشان و بسياري از چهره هاي مطرح اصلاح طلب که قصد تبليغ و سخنراني داشتند، اجازه رفتن به مساجد و صحبت با مردم را نداشتند يا در يک استاديوم ورزشي که قرارداد اجاره آن نيز با آنها منعقد و هزينه آنها نيز پرداخته مي شد امکان سخنراني به سختي فراهم شده و حتي در مواردي به علت برخي ممانعت ها، مجبور به لغو مراسم سخنراني و صحبت آقاي خاتمي با مردم مي شديم. بنابراين يک راي خالص، ناب و کاملاً مردمي در آن انتخابات به دست آمد و به اين دليل مي توان گفت که اين يک حماسه ناب تمام عيار بود که در دوم خرداد اتفاق افتاد. اما در روزهاي آخر، اتفاقات زيادي در ستاد مرکزي و ستادهاي استاني ايشان رخ داد. به وضوح مي شد عصبانيت برخي عوامل قدرت را در جاهاي مختلف مشاهده کرد که برحسب موقعيت استان، از شدت و ضعف برخوردار بود تا جايي که در روز شمارش آرا و اعلام نتايج، با نگراني مراقب محل استقرار خود در ستاد مرکزي تهران بوديم. بر همين اساس ستاد مرکزي را تعطيل و در ستاد ديگري که منسوب به کارگزاران بود استقرار پيدا کرده بوديم. خبرهاي متعددي دريافت مي شد که در سر چهارراه ها و خيابان افرادي تجمع کرده و وضعيت نگران کننده است. به هر تقدير تدابيري انديشيده شد تا مانع وقوع اتفاقات ناخوشايند احتمالي شويم و خوشبختانه اين امر نيز رخ نداد. البته در روزهاي پاياني از زمان تعطيل شدن ستاد، برخوردهايي که در ستادهاي استاني صورت مي گرفت و حتي در برخي نقاط باعث به آتش کشيدن اين ستادها و صدمه افراد فعال در آنها مي شد، فضاي دلهره آوري را ايجاد کرده بود. اما اين امر را به پاي هزينه استقرار مردم سالاري گذاشته و انصافاً هم نسبت به آنچه به دست آمد هزينه قابل توجيه و قابل قبولي به شمار مي رفت.

نظرسنجي يي که مورد اشاره شما قرار گرفت چگونه تهيه شده بود؟ ستاد آقاي خاتمي يا برخي نهادها و مراکز امنيتي و دولتي مبادرت به اين کار کرده بودند و نتايج آن به دست شما رسيده بود؟

نظرسنجي از سوي عوامل خود ستاد در استان ها صورت گرفت. نظرسنجي هاي مراکز دولتي بعضاً به گونه يي بود که نتيجه آن پايين تر و بالاتر از آمار واقعي و همانند تغيير حروف الفبا و عدم رعايت تقدم و تاخر اعلام اسامي نامزدها در اعلاميه هاي نصب شده در حوزه هاي انتخاباتي بود. نظرسنجي ها نيز به همين ترتيب تغيير مي کرد که اگر به خاطر داشته باشيد در نمايشگاه کتاب بهار 76، صرف نظر از مجاز بودن افراد براي نظرسنجي در چنين مکان هايي، نتايجي اعلام شد که با آمار واقعي فاصله بسيار داشته و به نوعي مي توان تعبير «سر و ته گذاشتن تابلو» را براي آن به کار برد.

تا آنجا که به خاطر دارم آقاي خاتمي پس از ديدار با رهبري، کانديداتوري خود از سوي گروه هاي موسوم به چپ اسلامي را اعلام کرد. با توجه به پيشينه موجود يعني وزير ارشاد مستعفي کابينه هاشمي و شناختي که از افکار و نظرات خاص وي وجود داشت به نظر مي رسد رايزني هاي گسترده يي براي عبور ايشان از فيلتر شوراي نگهبان مورد نياز بود. اين رايزني ها با کدام بخش ها صورت گرفت؟ دولت آقاي هاشمي چه نقشي در اين ميان داشت و اين تحليل که تاييد صلاحيت آقاي خاتمي به دليل اطمينان از عدم پيروزي ايشان در انتخابات بود تا چه حد به واقعيت نزديک است؟

تا آنجايي که من اطلاع دارم، آقاي خاتمي قبل از اعلام پذيرش رسمي نامزدي خود در انتخابات رياست جمهوري، با رهبري نظام ديداري داشته و چون علاوه بر مشورت با ايشان، عدم داشتن موضع منفي از سوي رهبر انقلاب نسبت به خود، براي آقاي خاتمي بسيار مهم بود که خوشبختانه ايشان نيز با اعلام اينکه هر فردي که توان جلب آراي مردم را داشته باشد از سوي ايشان مورد تاييد است، از سوي ايشان نسبت به آقاي خاتمي موضع منفي اعلام نشد و در واقع اين يکي از نقاط کليدي مراحل پيش از انتخابات بود. همچنين با تعدادي ديگر از شخصيت هاي موثر در تصميم گيري هاي کشور نيز به عنوان مشاوره و نظرخواهي، گفت وگوهايي را صورت داده که حاصل آن پذيرش دعوت گروه هاي جبهه دوم خرداد، از سوي آقاي خاتمي براي شرکت در انتخابات رياست جمهوري بود. به اين ترتيب ايشان بدون مشورت وارد رقابت هاي انتخاباتي نشده و تمامي جوانب کار را به دقت مورد بررسي قرار داد. در خصوص آقاي هاشمي نيز بايد بگويم که ايشان نيز از جمله شخصيت هايي بود که طرف مشورت آقاي خاتمي قرار گرفته و از نامزدي ايشان استقبال کرد. شنيده شد که در هنگام عنوان شدن شعار و محور موضوعات مورد توجه انتخاباتي آقاي خاتمي يعني «توسعه سياسي»، آقاي هاشمي با اعتقاد بر اينکه پس از دوره موسوم به سازندگي، نياز پرداختن به فضاي سياسي کشور وجود داشته و اينها مي توانند به عنوان مکمل يکديگر عمل کنند. در خصوص آنچه در شوراي نگهبان رخ داد نيز اطلاع دقيقي در دست نيست اما شواهد و قرائن بيانگر آن بود که راي برخي از اعضاي اين شورا خيلي مشتاقانه نبوده و در نتيجه مورد رضايت برخي افراد اثر گذار نبود چه اينکه تغيير ترتيب الفباي نامزدها، به وضوح اين معنا را به اثبات رساند. اما فرض اينکه آنها با توجه به احتمال عدم کسب آرا از سوي آقاي خاتمي با تاييد صلاحيت ايشان موافقت کرده باشند، چندان قابل پذيرش نيست چرا که در هنگام بررسي صلاحيت ها، تقريباً فضا و ميزان آراي حدودي کانديداها مشخص شده بود و حتي افراد بدبين هم احتمال پيروزي آقاي خاتمي را بسيار بالا مي دانستند. تنها مساله مورد نگراني اما احتمال بروز تقلب و تخلف در انتخابات بود که در اين زمينه نيز رايزني ها با مسوولان دولت وقت و نظام صورت پذيرفت تا اين گونه مسائل به حداقل کاهش يابد و همين طور نيز شد. البته تخلفاتي نيز صورت گرفت اما آنقدر آراي مردم کوبنده و قاطع بود که توان تاثير گذاري بر آن از سوي برخي وجود نداشت.

اشاره کرديد از زمان تعطيل شدن ستاد تا اعلام نتايج وضعيت ستاد و اعضاي همراه آقاي خاتمي به چه صورت بود. شايعاتي وجود داشت مبني بر اينکه تا روز تحليف و تنفيذ حکم از سوي رهبر انقلاب، عده يي مانع از اين اقدام شوند. اين خبرها چگونه به شما مي رسيد و در مقابل آن چه واکنشي انجام مي شد؟

پس از اعلام نتايج انتخابات و تاييد صحت آن از سوي شوراي نگهبان، کار ستاد انتخاباتي نيز عملاً به پايان رسيد. اما جريان پيگيري امور در دو شاخه مختلف ادامه پيدا کرد. بخش نخست که براي آماده کردن پذيرش مسووليت دولت، کابينه و ساير همکاران تشکيل شده بود، رايزني وسيعي را با نيروهاي آشنا به امور اداره کشور آغاز کرده و کار اصلي چيدمان مناسب، افراد واجد شرايط و داراي صلاحيت جهت پست هاي وزارت و معاونت را برعهده گرفته بود. بخش ديگر نيز به عنوان دفتر مشارکت هاي مردمي، با تشکيل کميته هاي مختلف از جمله کميته طرح و برنامه در حال مشخص کردن اولويت هاي کاري دولت بود.در اين بخش ها، کارها و آنچه براي شروع به کار دولت لازم بود، به طور طبيعي پيگيري مي شد و همچنين موانع احتمالي شروع به کار دولت را مورد توجه قرار مي داد. اما اينکه افرادي در تلاش براي تنفيذ نشدن و غيره بودند بيشتر شايعاتي بود که حساسيت و نگراني چنداني ايجاد نمي کرد چرا که رهبري نظام به طور کامل در جريان مسائل قرار داشته و پشتيباني خود از فرد منتخب مردم را اعلام کرده بودند. البته در جلسات با بزرگان کشور که تعامل و رفت و آمدهاي زيادي داشتند صحبت هايي در اين خصوص صورت گرفت اما موضوع به طور کلي جدي به نظر نمي رسيد.
وزارت اطلاعات در بيانيه يي اعلام کرد
علت بازداشت هاله اسفندياري
گروه سياسي- مريم جمشيدي؛ وزارت اطلاعات پس از گذشت دو هفته با انتشار بيانيه يي درباره دستگيري هاله اسفندياري، توضيحاتي را ارائه داد.

وزارت اطلاعات در اين بيانيه با اشاره به اينکه فعاليت ها و برنامه هاي مربوط به ايران در بنيادي که اسفندياري يکي از مديران ارشد آن بوده، از طريق بنياد امريکايي سوروس حمايت و پشتيباني مالي شده است و اين بنياد نيز با تابلوي ظاهري و فريبنده آن براندازي نرم را در کشور دنبال مي کند.

هاله اسفندياري ايراني الاصل است که از 25 سال پيش تاکنون در امريکا زندگي مي کند و به مدت 9 سال به عنوان محقق در موسسه وودرو ويلسون واشنگتن فعاليت دارد.

وي زمستان گذشته براي ديدن مادر خود به ايران سفر کرد و به گفته خانواده اش، چند روز بعد که براي بازگشت به ايالات متحده با تاکسي به فرودگاه مي رفت، سه مرد نقابدار و ناشناخته تاکسي را متوقف کرده و ساک و کيف دستي او را که حاوي گذرنامه هاي ايراني و امريکايي اسفندياري بود؛ خود بروند.

از اين رو هنگامي که چند روز بعد براي تسليم تقاضا نامه گذرنامه يي تازه به اداره گذرنامه مراجعه کرد، از سوي شخصي که نماينده نهادهاي امنيتي بوده، براي مصاحبه دعوت شد. در اين مصاحبه ها که به گفته بستگان هاله اسفندياري، بازجويي محسوب مي شد، درباره برنامه هاي امريکا و همچنين برنامه هاي مربوط به ايران در مرکز ويلسون از اسفندياري سوال مي شده است.

ويلسون يکي از برجسته ترين مراکز مطالعاتي سياست خارجي در امريکا است.

در حالي که اسفندياري از چند ماه قبل، به علت دريافت گذرنامه قادر به خروج از ايران نبوده نزديک دو هفته پيش، لي هميلتون، رئيس مرکز ويلسون خبر بازداشت او را اعلام مي کند. اسفندياري پس از بازداشت به زندان اوين منتقل و فقط اجازه مي يابد به مادرش تلفن بزند. پس از آن بود که سخنگوي وزارت خارجه کشورمان نيز با تاييد بازداشت اسفندياري، ارايه توضيحات بيشتر را منوط به انجام تحقيقات تکميلي کرد.

همچنين سناتور براک اوباما از چهره هاي کليدي حزب دموکرات امريکا خواستار آزادي فوري اسفندياري شد. اين سناتور سياهپوست که کانديداي رياست جمهوري امريکا در سال 2008 است، در عين حال، تاکيد مي کند که اسفندياري از ديرباز تاکنون خود را وقف مبادله مسالمت آميز آرا و انديشه ها ميان مردم امريکا و ايران کرده است.

به دنبال آن قوه قضائيه ايران نيز در واکنش به درخواست هايي مبني بر آزادي اسفندياري اعلام کرد که علت بازداشت وي، اقدام عليه امنيت ملي بوده است. کاندو ليزارايس وزير خارجه امريکا نيز پس از آنکه از سوي مقامات قضايي ايران چنين گفته شد، با انتقاد از اين اقدام، خواستار آزادي اين پژوهشگر ايراني مقيم امريکا شد.

در اين ميان، همسر هاله اسفندياري هم ابراز اميدواري کرد که رئيس جمهوري ايران شخصاً براي آزادي اسفندياري مداخله کند.

شئول بخاش همسر هاله اسفندياري که استاد تاريخ در دانشگاه جورج ميسن در امريکاست در گفت وگو با بي بي سي گفت؛« آقاي احمدي نژاد نسبت به ملوانان انگليسي بزرگواري نشان داد و آنها را آزاد کرد، اميدوارم آقاي رئيس جمهور همان بزرگواري را نسبت به يک هموطن ايراني نشان بدهد و اقدام به آزادي هاله کند تا او بتواند نزد خانواده اش برگردد.»

وي در اين مصاحبه اتهامات امنيتي که عليه همسرش مطرح شده را بي اساس خواند و گفت؛«چنين اتهامي عليه زنم هاله اسفندياري کاملاً بي اساس است، اين تصور که هاله، زني 67 ساله، مادر بزرگي که هميشه ايران را دوست داشته و دارد و هيچ وقت فعال سياسي نبوده، اقدامي عليه امنيت کشور کرده چيزي است که هيچ کس باور نخواهد کرد.»

در همين حال شيرين عبادي پس از آن که بنا بر درخواست هاله اسفندياري خواست به عنوان وکيل وکالت وي را بر عهده بگيرد که اجازه اين کار به عبادي داده نشد. در همين باره عبادي برنده جايزه صلح نوبل، گفت که مقامات ايران، درخواست وي را براي برعهده گرفتن و کالت اسفندياري رد کرده اند.

پس از گذشت دو هفته از بازداشت اسفندياري و در شرايطي که اين مساله به خبر بسياري از رسانه ها تبديل شد، وزارت اطلاعات توضيحاتي را درباره دستگيري وي ارائه داد و گزارش هاي منتشره در رسانه هاي خارجي را صحيح ندانست.

در بيانيه وزارت اطلاعات آمده است؛ در خصوص خانم «هاله اسفندياري» نيز به آگاهي مي رساند، وي مدير و موسس برنامه خاورميانه مرکز «ويلسون» در امريکا مي باشد که بودجه اين موسسه از طريق کنگره امريکا تامين مي گردد؛ اين مرکز حلقه اتصال ارتباط ايرانيان با سازمان ها و نهادهاي امريکايي بوده که با هدف توانمندسازي عرصه هاي موثر جامعه در راستاي اهداف بيگانگان دنبال مي شده است. به عنوان مثال، رامين جهانبگلو يکي از مدعوين اين مرکز بوده که از طريق بنياد NED جذب و با همکاري ساير سازمان ها و نهادهاي امريکايي، مدل فروپاشي اروپاي شرقي و نقش روشنفکران در آنجا و تطبيق آن با ايران را تئوريزه کرده و به عنوان يک پروژه دنبال مي نموده است. در تحقيقات به عمل آمده، خانم اسفندياري اظهار مي دارد که فعاليت ها و برنامه هاي مربوط به ايران در برنامه خاورميانه اين مرکز، از طريق بنياد معروف امريکايي «سوروس» حمايت و پشتيباني مالي شده است. (اين بنياد امريکايي متعلق به جورج سوروس بوده که نقش کليدي در انقلابات رنگارنگ سال هاي اخير در چند کشور داشته است). با همکاري خانم اسفندياري، مدير و نماينده بنياد امريکايي «سوروس» در ايران، شناسايي و تحت تعقيب قرار گرفت که تحقيقات تکميلي در اين خصوص ادامه دارد. وي در بازجويي هاي اوليه اظهار مي دارد که بنياد سوروس در ايران با ايجاد يک شبکه ارتباط غيررسمي و تلاش براي توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال مي نموده است.

لازم به توضيح است که برخي از اين بنيادها از طريق دعوت افراد براي سخنراني، شرکت در کنفرانس، دادن پروژه هاي تحقيقاتي و بورس هاي مطالعاتي و... سعي در يارگيري و جذب عناصر موثر کشور و مرتبط نمودن آنها با نهادها و سازمان هاي تصميم ساز و تصميم گير در امريکا را داشته اند.

اين بيانيه افزود؛ در اين ميان نقش پنهان برخي عناصر اطلاعاتي آنها در اين فرآيند و تحت پوشش هاي ياد شده موثر و کليدي مي باشد گرچه اهداف کوتاه مدت بنيادهاي مزبور، عمدتاً به فعاليت هاي ظاهري آنها بر مي گردد لکن اهداف ميان مدت آنها نوعي فرهنگ سازي، نهادسازي و شبکه سازي در کشور است که به تدريج به ايجاد يک شبکه غيررسمي و مرتبط با آنها در داخل کشور منجر شده و توسعه و گسترش آن در دستور کار جدي قرار دارد.

هدف نهايي و درازمدت بنيادهاي مزبور نيز، توانمندسازي اين شبکه در عرصه هاي موردنظر و بهره گيري از آن در زمان معين در رويارويي با حاکميت يک کشور مي باشد که اين مدل طراحي شده امريکايي ها با تابلوي ظاهري و فريبنده آن، براندازي نرم را در کشور دنبال مي کند. اما دولت امريکا بلافاصله به انتشار بيانيه وزارت اطلاعات، واکنش نشان داد و اتهام وارد شده به هاله اسفندياري مبني بر تلاش براي براندازي نرم را رد کرده و آن را بي معنا خواند.

به گزارش بي بي سي تام کيسي سخنگوي وزارت خارجه امريکا در گفت وگو با سي ان ان گفته است که هاله اسفندياري تهديدي براي دولت ايران محسوب نمي شود. وي بار ديگر از ايران خواست تا اسفندياري را آزاد کند و به او اجازه دهد تا به امريکا برگردد.

سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا، هاله اسفندياري را محققي خوانده که به دنبال مبادلات مردمي ميان ايران و امريکا است.

در عين حال روزنامه واشنگتن پست در مقاله يي به قلم رابين رايت با انتشار آنچه توسط وزارت اطلاعات مطرح شده و در مصاحبه با لي.اچ.هميلتون رئيس موسسه وودرو ويلسون آورده است؛ «اين موضوع خيلي ناراحت کننده است. ما همه اتهامات را رد مي کنيم. حتي يک گواه و مدرک هم نيست که چنين اظهاراتي را تاييد کند.»

معاون موسسه وودرو ويلسون مايک ون دوسن گفت که اسفندياري کمک هايي را از موسسه «Open Society» براي دعوت از افراد براي شرکت در کنفرانس ها گرفته است. اما بنياد سوروس کمک هايي را نيز به دولت ايران بعد از زلزله بم در سال 2003 داده است.

از سوي ديگر، کمال درويش مدير جهاني برنامه عمران سازمان ملل متحد نيز ضمن اعلام نگراني از دستگيري هاله اسفندياري ابراز اميدواري کرد که وي به زودي به جمع خانواده اش ملحق شود. درويش که قبلاً به عنوان معاون بانک جهاني و وزير دارايي ترکيه مشغول بوده است، افزود؛ اسفندياري را به عنوان يک پژوهشگر و يک انسان والا مي شناسم که به کشور آبا و اجدادي خود عشق مي ورزد.
احمد زيدآبادي در گفت وگو با اعتماد مطرح کرد
اعتماد سازي، راه بهبود روابط ايران و اعراب
گروه سياسي- زهره آقاياني؛ چندي است که فضاي ديپلماسي ايران در جهت تنش زدايي و ايجاد فضاي مطمئن براي ارتباط موثر با اعراب و کشورهاي حاشيه خليج فارس با سفرهاي پي درپي مقامات ايران، دستخوش تحرکات بيشتري شده است، اما به نظر مي رسد تلاش مضاعف ايران در ماه هاي اخير براي تشنج زدايي و جلب اعتماد کشورهاي عربي کماکان با چالش هايي روبه رو است. اين تلاش ها و زمينه هايي که ايران براي اعتماد و اطمينان خاطر اعراب فراهم آورده مقبول اعراب منطقه نبوده است. در همين ارتباط با احمدزيدآبادي که در زمينه مسائل خارجي و خصوصاً مسائل سياسي مربوط به کشورهاي عرب منطقه از صاحب نظران به شمار مي رود به گفت وگو نشستيم و نظر او را در اين خصوص جويا شديم.

ـ ـ ـ

با توجه به حمايت هاي متعدد ايران از اعراب دلايل روگرداني آنها از ايران و موضع گيري شان عليه ايران و فعاليت هسته يي چيست؟

تلقي اعراب از رفتار ايران اين نيست که ايران از آنها حمايت مي کند بلکه تصورشان اين است که ايران بيش از حد لازم در امور آنها دخالت مي کند. دولت هاي عرب در منطقه عموماً دولت هاي سکولار و متحد غرب محسوب مي شوند، در حالي که ايران به نوعي اسلام گرايي را مي پسندد که اين اسلام گرايي با جهان غرب نيز ايجاد تضاد مي کند. همين دو مساله موجب نگراني دولت هاي عربي مي شود. آنها عموماً موج اسلام گرايي در داخل جوامع خود را تهديدي عليه موجوديت خود تصور مي کنند، البته آنها به نحوي دولت هاي خود را اسلامي مي دانند، اما تلقي شان از اسلامي بودن کاملاً متفاوت از اسلام گرايي و راديکاليسم سياسي است. بنابراين تاکيد ايران بر جنبش جهاني اسلام و عباراتي از اين قبيل و حمايت از گروه هاي اسلام گرا با منافع دولت هاي عربي ناسازگار است.

از اين رو دولت هاي عربي براي بقاي خود نوع ايدئولوژي تبليغ شده از سوي ايران را با توجه به نوع رابطه اش با غرب اساساً تهديد ارزيابي مي کنند و بنابراين اظهارات مقامات ايراني مبني بر حمايت از اعراب را صرفاً پوششي براي گسترش نفوذ ايران در جهان عرب و دخالت در مسائلي مي دانند که آنها مختص خود مي شمارند از جمله مساله فلسطين، لبنان و تا حدودي عراق. به اين ترتيب اين نگراني اعراب از سياست هاي ايران کمابيش امري قابل فهم است.

در روش ديپلماسي با اعراب چه راهي را بايد برگزينيم تا عکس العمل هاي آنها کمتر و يا از حمايت آنها بهره گيريم؟

ايران يک ايدئولوژيک جهانشمول دارد و به نحوي مسائل همه مسلمانان را به خود مربوط مي داند و يا به عبارتي برخي جريان هاي سياسي در ايران خود را نماينده تمام مسلمانان تلقي مي کنند. طبيعتاً هر کشور ديگري هم که چنين تلقي يي داشته باشد مورد رضايت ساير کشورها نخواهد بود، زيرا ما در عصر ملت و دولت زندگي مي کنيم و قلمرو حاکميت يک دولت در چارچوب مرزهاي خود است و سياست هاي برون مرزي خود را بايد بر مبناي منافع ملي خود دنبال کند. تنها راه بهبود روابط ايران با دولت هاي عرب تعريف روشني از منافع ملي است يعني منافع ملي ايران فراتر نرفتن از اين حيطه و تعامل منطقي و سازنده، هم با کشورهاي منطقه و هم با کشورهاي ديگر است. مادامي که ايران سياست ستيزه جويي با جهان غرب را دنبال کند کشورهاي متحد آنها طبيعتا نمي توانند يکسره و به طور کامل جانب متحدان خود را رها کرده و طرف ايران قرار بگيرند. به طور کلي اصلاح سياست خارجي ايران که مستلزم تغيير در برخي سياست هاي داخلي است مي تواند به بهبود روابط ايران و کشورهاي همسايه از جمله اعراب کمک شاياني کند.

کشورهاي خارجي مثل امريکا و انگليس چه اندازه مي توانند مانع از اين اعتمادسازي ميان ايران و اعراب باشند؟

در ايران معمولاً تصور بر اين است دولت هاي عربي به خودي خود با ايران مشکل ندارند بلکه براساس فشار امريکا و بريتانيا مواضع بعضاً ضد ايراني را اتخاذ مي کنند، هر چند که تاثير بريتانيا و امريکا و برخي کشورهاي عربي قابل انکار نيست، اما همين مساله به اين موضوع خلاصه نمي شود.

اعرابي که روابط استراتژيک با غرب برقرار کرده اند آن را بر اساس مصالحي که براي خودشان تعريف مي کنند برگزيده اند. بنابراين آنها به نحوي منافع خود و امريکا و يا برخي کشورهاي اروپايي را در يک جهت ارزيابي مي کنند و دولتي که با غرب سياست معارضه جويانه را دنبال کند از نظر اين دولت ها عليه آنها نيز عمل مي کند. اصولاً اين يک دو نظر، جهان بيني و ايدئولوژي متفاوت است که بين ايران و اين کشورها وجود دارد.

سفرهاي پي درپي به کشورهاي منطقه تا چه اندازه در متمايل ساختن مواضع اعراب به سمت ايران موثر واقع مي شود؟

در سياست بين الملل سفرهاي پي درپي و اظهار تعارفات ديپلماتيک چندان اثري ندارد که برخي مقام هاي ايراني تصور مي کنند. آنچه از نظر ساير کشورها اهميت دارد سياست هاي عملي است، آنچه که در حوزه واقعيت رخ مي دهد. در مجموع دولت آقاي احمدي نژاد خود را نماينده برخي جريان هاي سياسي و ايدئولوژيک معرفي مي کند که نفس اين ماجرا موجب واکنش اعراب مي شود. بنابراين مادامي که آقاي احمدي نژاد و اعضاي دولتش در داخل ايران از نهضت جهاني اسلام و مبارزه دائم با غرب، از حمايت گروه هاي اسلام گرا و از نابودي اسرائيل و يا ادامه برنامه هسته يي به هر قيمتي سخن مي گويند اعراب منطقه اين موارد را عليه خود تهديدآميز تلقي و عليه آنها موضع گيري مي کنند و به غرب هم نزديک تر مي شوند زيرا سياست بين الملل بر مبناي اظهارات آنها و ابراز دوستي هاي زباني شکل نمي گيرد. آقاي احمدي نژاد ظاهراً تصور کاملاً معکوسي از اوضاع پيدا کرده است.

چرا روش ديپلماسي ايران با اعراب پس از روي

کار آمدن دولت خاتمي موثر افتاد و اعراب اگرچه از ايران حمايت نکردند اما حداقل از دشمني با ايران کنار رفتند؟

دولت هاي عرب از روي کار آمدن آقاي خاتمي استقبال کردند و اتفاقاً در حد توان خود در جهت کاهش تشنج روابط ميان ايران و دنيا جلوگيري کردند. تلقي آنها از دولت خاتمي و دوم خرداد اين بود که ايران مي خواهد تعامل با کشورها را بر اساس منافع هاي خود و نه دخالت در امور آنها دنبال کند.

در واقع تاکيد آقاي خاتمي بر اين که هر فرمولي که فلسطيني ها و اسرائيلي ها بر سر آن به توافق برسند ايران با آن مخالفتي نخواهد داشت، اطمينان خاطر براي اعراب متحد غرب ايجاد کرد که ايران قصد ندارد در مسائلي مانند موضوع فلسطين به اندازه يي دخالت کند که عملاً نقش اعراب کمرنگ شود. بنابراين در مجموع در طول دوره خاتمي اين کشورها روابط رو به گسترش با ايران برقرار کردند البته در دوره يي که احساس کردند برنامه هاي خاتمي به درستي پيش نمي رود و موانع زيادي در مقابل آن ايجاد مي شود آنها هم در گسترش روابط خود احتياط کردند و در واقع همان رفتاري که جهان غرب در مقابل دولت خاتمي انجام داد اعراب متحد آنها نيز همان را ادامه دادند.

آيا ايران در يک پروسه بلند مدت مي تواند نگاه به اعراب داشته باشد؟

اين طبيعي است که ايران در منطقه يي واقع شده است که مجبور به تعامل با اعراب است و در هر برنامه بلند مدت همکاري هاي نزديک اقتصادي، سياسي، فرهنگي و امنيتي با اين کشورها بايد مورد نظر قرار بگيرد. در داخل ايران برخي محافل علاقه مندند که دولت هاي عربي سياست هاي سنتي و منافعي را که براي خود تعريف مي کنند رها سازند و کاملاً مواضع ايران را تکرار کنند چنين چيزي با توجه به وضع موجود دولت هاي عرب غير ممکن است. بنابراين اگر ايران علاقه مند به بهبود روابط خود است بايد سياست هاي خود را در برخي زمينه ها اصلاح کند.
عناوين اين صفحه
سوم تير قابل مقايسه با دوم خرداد نيست
علت بازداشت هاله اسفندياري
اعتماد سازي، راه بهبود روابط ايران و اعراب
سخنراني در منزل عبدالله نوري
برگزاري نشست ده سال بعد از اصلاحات در مشارکت
برگزاري دادگاه دو فعال کارگري
برگزاري دادگاه عباس لساني
عدم دريافت نامه استعفاي ظهوريان
تشنج در دانشکده هاي علوم ارتباطات و اقتصاد علامه
مخالفت با سخنراني خاتمي در دانشگاه ايلام
انتقال قطب دراويش گنابادي به تهران
ورجاوند، 7 خرداد در دادسرا
عدم تاييد انتخابات انجمن شاهرود
سخنراني عليرضا رجايي و دکتر پيمان
برگزاري مراسم «در دفاع از آزادي بيان عليه سانسور»
ارسال 10 موشک از سوريه به ايران
موضع کويت نسبت به پرونده هسته يي
رايس و تداوم رايزني ها در نشست 1«5
اعتراض مردم اندونزي و قطعنامه تحريم ايران

سخنراني در منزل عبدالله نوري
متعاقب ماه هاي گذشته جلسه ماهانه دانشگاهيان، روشنفکران، فعالان سياسي و اصلاح طلبان در منزل عبدالله نوري برگزار مي شود.

به گزارش ايسنا اين جلسه با حضور محمد محمدي گرگاني مدرس دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبايي با موضوع بررسي مباني نظري حقوق بشر و آراي متفکران مسلمان، روز پنجشنبه، سوم خرداد (فردا) ساعت 20 برگزار مي شود.


برگزاري نشست ده سال بعد از اصلاحات در مشارکت
شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشارکت ايران اسلامي به مناسبت دوم خرداد، نشستي را با حضور محمدرضا خاتمي و عبدالله رمضان زاده، سعيد حجاريان و سعيد شيرکوند برگزار مي کند.

مهدي محموديان، عضو شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشارکت ايران اسلامي در گفت وگو با ايلنا، گفت؛ شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشارکت نشستي را با عنوان «ده سال بعد از اصلاحات» با حضور محمدرضا خاتمي، عبدالله رمضان زاده، سعيد حجاريان و سعيد شيرکوند روز شنبه 5/2/86 از ساعت30/17 در محل جبهه مشارکت برگزار مي کند.


برگزاري دادگاه دو فعال کارگري
جلسه رسيدگي به اتهامات «سيدمنصور حيات غيبي» و «عطا باباخاني» از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني در روزهاي 31 خرداد و 31 تيرماه سال جاري در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران برگزار مي شود.

پرويز خورشيد، وکيل مدافع اين دو فعال کارگري در گفت وگو با ايلنا، گفت؛ بر اساس اخطاريه هايي که به دست ما رسيده است، دادگاه حيات غيبي در روز 31 خرداد و دادگاه باباخاني در روز 31 تيرماه سال جاري در شعبه مزبور برگزار مي شود.وي در خصوص اتهامات موکلانش گفت؛ تاکنون موفق به مطالعه پرونده نشده ام و از اتهامات انتسابي اطلاعي ندارم.وکيل مدافع اين دو عضو سنديکاي کارگران شرکت واحد تصريح کرد؛ موکلانم پيش از اين در جريان اعتراض هاي سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني بازداشت و سپس با تبديل قرار بازداشت آزاد شدند.


برگزاري دادگاه عباس لساني
وکيل مدافع عباس لساني از متهمان پرونده حوادث چندي پيش آذربايجان از برگزاري جلسه دادگاه تجديدنظر موکلش در شعبه 6 دادگاه تجديدنظر استان آذربايجان شرقي خبر داد.

محمدرضا فقيهي در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ موکلم در اين جلسه از زندان اردبيل براي دفاع به جلسه دادگاه اعزام شده بود و من هم لايحه يي را ارائه کردم و منتظر راي نهايي دادگاه هستيم. وي افزود؛ موکلم پيش از اين از سوي دادگاه عمومي کليبر به اتهام تبليغ عليه نظام به يک سال حبس محکوم شده بود و در پرونده يي ديگر نيز با همين عنوان اتهامي به يک سال حبس محکوم شده بود که با تجميع اين دو پرونده توامان به آنها رسيدگي مي شود.


عدم دريافت نامه استعفاي ظهوريان
در پي انتشار برخي اخبار مبني بر استعفاي معاون مطبوعات داخلي، معاون مطبوعاتي وزير ارشاد گفت که تا کنون هيچ استعفانامه يي از سوي علاءالدين ظهوريان دريافت نکرده است.

«عليرضا ملکيان» در گفت وگو با ايسنا افزود؛ طبق قانون اگر آقاي ظهوريان بخواهد استعفا کند، بايد استعفا نامه اش را به بنده و يا وزير بدهد که تا کنون چنين کاري انجام نشده است.

وي اظهار داشت؛ پذيرش استعفانامه نيز منوط به موافقت مسوول بالاتر است اما تا کنون چنين نامه يي دريافت نکرده ايم. ملکيان که به تازگي و پس از استعفاي علي رضا مختارپور به عنوان معاون مطبوعاتي وزير ارشاد معرفي شده، به ايسنا گفت؛ البته روز دوشنبه با آقاي ظهوريان صحبت هايي صورت گرفته بود و ايشان عنوان کرده بود مي خواهد از سمت خود به علت خستگي کناره گيري کند اما بحث استعفا مطرح نبود.


تشنج در دانشکده هاي علوم ارتباطات و اقتصاد علامه
صبح روز گذشته در اثر ممانعت نيروهاي حراست دانشگاه علوم ارتباطات علامه طباطبايي از ورود چهار دانشجو به دانشگاه و برچيدن صندوق هايي که براي راي گيري پيش بيني شده بود، دانشجويان به اعتراض و سر دادن شعار پرداختند. در حالي که ماموران حراست دانشگاه اعلام کردند از رئيس دانشگاه براي ممانعت از برگزاري انتخابات مجوز دارند، دانشجويان با حضور در دفتر انجمن اسلامي اقدام به برگزاري انتخابات کردند که اين امر باعث بروز درگيري ميان نيروهاي حراست و صف دانشجويان راي دهنده شد.به دنبال اين درگيري و برخورد پيش آمده ميان يکي از نيروهاي حراست و مسوول صندوق راي گيري، دانشجويان به طور دسته جمعي و با سر دادن شعارهايي به سمت در دانشکده رفته و خواستار ورود دانشجويان ممنوع الورود به دانشکده شدند.به گزارش ايلنا تا لحظه مخابره اين خبر، تجمع دانشجويان در اين دانشکده همچنان ادامه داشت.بر اساس اين گزارش، طبق اخبار قبلي قرار بود صبح روز گذشته انتخابات انجمن اسلامي دانشکده اقتصاد علامه طباطبايي نيز برگزار شود که ماموران حراست اين دانشکده با بيان اينکه اين انتخابات غيرقانوني و بدون مجوز از هيات نظارت دانشگاه است، مانع برگزاري آن شدند که به همين دليل تجمعي در اين دانشکده برگزار شد.


مخالفت با سخنراني خاتمي در دانشگاه ايلام
هيات نظارت دانشگاه ايلام با برنامه انجمن اسلامي اين دانشگاه در قالب سخنراني محمد خاتمي و دکتر محسن جوادي مخالفت کرد.مراد باسره دبير اين انجمن در گفت وگو با ايسنا با بيان اينکه قرار بر اين بود برنامه يي تحت عنوان «اصلاحات و جنبش دانشجويي» امروز برگزار شود، گفت؛ هيات نظارت در ابلاغيه کتبي عنوان کرده است که اين برنامه ها با بررسي تخلف صورت گرفته از سوي انجمن اسلامي يعني برگزاري تجمع دانشجويي در روز 12 ارديبهشت برگزار نخواهد شد.


انتقال قطب دراويش گنابادي به تهران
دکتر نورعلي تابنده مجذوبعليشاه اجباراً به تهران بازگردانده شد.در پي انتشار خبري مبني بر بازداشت دکتر نورعلي تابنده قطب سلسله دراويش سلطان عليشاهي در حومه بيدخت به همراه 50 نفر از دراويش يک منبع نزديک به اين سلسله، خبر داد که نهادهاي امنيتي با انتقال ايشان به مشهد از آنجا وي را اجباراً به تهران بازگرداندند.با اطلاع دراويش گنابادي از اين خبر، تعداد زيادي از آنها در فرودگاه هاي تهران و مشهد تجمع کردند که حضور اين تعداد از دراويش به همراه خانواده شان هنگام ترک فرودگاه باعث بروز ترافيک در مسيرهاي خروجي فرودگاه مهرآباد شد.به علت حضور پرتعداد استقبال کنندگان در سالن انتظار پروازهاي داخلي در ساعت 30/10 دوشنبه شب، نيروهاي امنيتي دکتر تابنده را از يکي از در هاي جداگانه و اختصاصي فرودگاه خارج کردند و سرانجام ايشان با همراهي برخي نزديکان شان به سمت منزل خود حرکت کردند.


ورجاوند، 7 خرداد در دادسرا
وکيل مدافع پرويز ورجاوند گفت؛ موکلم 7 خردادماه در شعبه سوم دادسراي کارکنان دولت حضور پيدا مي کند. محمدعلي دادخواه در گفت وگو با ايسنا، اظهار داشت؛ با توجه به اعلام بازپرس شعبه سوم دادسراي کارکنان دولت، ورجاوند دوشنبه آينده براي اداي توضيح به اين دادسرا مراجعه مي کند. وي افزود؛ اتهام موکلم در اين پرونده نشر اکاذيب عنوان شده است.


عدم تاييد انتخابات انجمن شاهرود
علي قلي زاده سخنگوي انجمن اسلامي دانشگاه شاهرود در گفت وگو با ايسنا با بيان اينکه انتخابات اين انجمن 10 ارديبهشت ماه برگزار شد و طبق آيين نامه هيات نظارت بايد دو هفته بعد از برگزاري انتخابات تاييد يا رد آن را اعلام کند، گفت؛ برخي مسوولان دانشگاه به طور شفاهي به ما اعلام کردند که به دليل شکايت برخي افراد صحت اين انتخابات در حال بررسي است اما اين شکايت ها مساله حاد و بزرگي نيست و قابل حل است.


سخنراني عليرضا رجايي و دکتر پيمان
سلسله جلسات دوهفتگي جنبش مسلمانان مبارز با سخنراني عليرضا رجايي و حبيب الله پيمان برگزار مي شود.دين، جامعه و انسان، محور سخنراني دو فعال سياسي ياد شده است که ساعت 30/9 صبح روز جمعه در خيابان ظفر، خيابان فريد افشار، کوچه تايباد پلاک 20 برگزار مي شود.


برگزاري مراسم «در دفاع از آزادي بيان عليه سانسور»
مراسمي با عنوان«در دفاع از آزادي بيان، عليه سانسور» امروز از سوي کميته حقوق بشر سازمان دانش آموختگان ايران برگزار مي شود.در اين مراسم «بابک احمدي»، «عيسي سحرخيز»، «کامبيز نوروزي» در موضوعات «سانسور در عرصه نشر» و «زمينه هاي آزادي بيان از منظر جامعه شناسي حقوق» سخنراني خواهند کرد.همچنين در اين مراسم از خبرگزاري ايلنا به دليل تلاش گسترده در انعکاس اخبار حقوق بشر در ايران تقدير مي شود.اين مراسم از ساعت30/17 امروز با حضور فعالان سياسي، اجتماعي، دانشجويي و... در محل سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحکيم وحدت) برگزار مي شود.


ارسال 10 موشک از سوريه به ايران
هفته نامه دفاعي «جين» از توافق سوريه براي ارسال 10 سيستم دفاعي هوايي به ايران خبرداد.به گزارش ايلنا، اين هفته نامه به نقل از يک مقام نزديک به توافق دمشق - تهران نوشت؛ روسيه توافق کرده است 50 سيستم دفاعي هوايي Pantsyr-S1E به ارزش 730 ميليون دلار را به سوريه بفروشد. سوريه نيز توافق کرده 10 سيستم دفاعي هوايي را که از روسيه خريداري کرده است به ايران ارسال کند.اين مقام آگاه افزود؛ سوريه قرار است اولين محموله سيستم هاي Pantsyr-S1E مجهز به آخرين رادار کنترل I-Band را اواخر امسال دريافت کند، هرچند مصرف کننده نهايي 10 سيستم از اين 50 سيستم تهران است که قرار است اواخر سال آينده اين محموله را دريافت کند.


موضع کويت نسبت به پرونده هسته يي
نخست وزير کويت بر ضرورت حل مسالمت آميز موضوع هسته يي جمهوري اسلامي ايران در چارچوب آژانس بين المللي انرژي اتمي تاکيد کرد. به گزارش مهر به نقل از آسوشيتدپرس،«ناصر محمد الاحمد الصباح» با تاکيد بر موضع کشورش مبني بر لزوم حل مسالمت آميز پرونده هسته يي ايران گفت ؛ اتخاذ هرگونه راه حل نظامي در اين زمينه، براي تمام منطقه فاجعه آميز خواهد بود. وي درگفت وگويي که در روزنامه هاي کويت منتشر شد، خاطرنشان کرد؛ ما به شدت با به کارگيري زور براي حل پرونده هسته يي ايران مخالفيم و معتقديم اين بحران تنها از راه هاي ديپلماتيک قابل حل است.


رايس و تداوم رايزني ها در نشست 1«5
وزير خارجه امريکا تاکيد کرد که ايران حق دستيابي به برنامه هسته يي مسالمت آميز را دارا است. به گزارش ايلنا کاندوليزا رايس در گفت وگو با شبکه تلويزيوني ان تي وي گفت؛ اگر ايران شرايط پيشنهادي براي حل برنامه هسته يي خود را رد کند، کشورهاي 1«5 به رايزني هاي خود ادامه مي دهند.رايس با تاکيد بر اينکه ايران حق دستيابي به برنامه هسته يي مسالمت آميز را دارا است، گفت؛ اين مشکل غني سازي اورانيوم است که مي تواند به توليد تسليحات هسته يي منجر شود، متاسفانه سوالات آژانس بين المللي انرژي اتمي از دولت ايران بي پاسخ مانده است.وي افزود؛ امريکا، روسيه، چين، انگليس، فرانسه و آلمان براي حل مساله هسته يي ايران روي راه حل هايي فعاليت مي کنند، اين گروه طرحي را تدوين کرده اند که به ايران پيشنهاد مي کند در صورت پذيرش اين طرح و توقف غني سازي اورانيوم امتيازات تجاري و اقتصادي متعدد و کمک به تهران براي دستيابي به انرژي هسته يي غيرنظامي پيشنهاد مي شود.رايس تاکيد کرد که روسيه و امريکا درباره اين مساله از نزديک همکاري مي کنند و اگر ايران به تعهداتش عمل نکند، رايزني ها ادامه مي يابد.


اعتراض مردم اندونزي و قطعنامه تحريم ايران
دولت اندونزي به دليل حمايت از قطعنامه تحريم سازمان ملل متحد عليه ايران با سوال پارلمان اين کشور روبه رو شده است. به گزارش ايلنا، به نقل از خبرگزاري «شين هوا»، تصميم جاکارتا براي حمايت از قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران منجر به اعتراض مردم اين کشور شد و اين امر پارلمان اندونزي را ترغيب کرد تا از وزارت خارجه در اين باره توضيح بخواهد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام