چهارشنبه، 2 خرداد 1386 - شماره 1400
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
با اعلام پرستاري به عنوان دومين شغل سخت در جهان
زنان ايراني ديگر پرستار نخواهند بود
يلدا حسيني

با اعلام پرستاري، به عنوان شغل سخت و زيان آور، زنان امکان فعاليت در اين رشته را از دست خواهند داد. چون طبق قانون وزارت کار جمهوري اسلامي ايران، زنان حق فعاليت در مشاغل سخت و زيان آور را ندارند. اين در حالي است که 80درصد شاغلان در بخش پرستاري، زن هستند.

شايد اين جمله بهترين پاسخ باشد براي پرستاران و نهادهاي پرستاري که حداقل در چند سال گذشته، بارها و بارها بر آن پافشاري کرده اند و اين خواسته را به عنوان اولويت اصلي جامعه پرستاري مطرح کرده اند. البته اعظم گيوري، مديرکل دفتر امور پرستاري و دبير شوراي پرستاري وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي از رايزني با مسوولان وزارت کار خبر مي دهد تا حداقل حرفه پرستاري از اين قانون مستثنا شود و پرستاري به عنوان شغل سخت و زيان آور شناخته شود.

صديقه سالمي، عضو هيات مديره سازمان نظام پرستاري، با انتقاد نسبت به اين قانون مي گويد؛ مگر نمي توان قانون را تغيير داد؟ وظيفه تامين رفاه، آسايش و حمايت هاي اجتماعي از وظايف مجلس، سياستگذاران و همه دولتمردان است و مسلماً اين موضوع که زنان نمي توانند در مشاغل سخت و زيان آور مشغول به کار شوند،غير قابل تخطي نيست. وي مي گويد؛ اصلاح قوانين به سمتي که دربرگيرنده منافع جامعه باشد، حق همه مردم است و در رشته پرستاري که هم 80 درصد شاغلان آن در ايران، زن هستند پس بايد قانون به گونه يي در اين مورد تغيير کند تا پرستاري به عنوان شغل سخت و زيان آور شناخته شود هرچند اين قانون که زنان نمي توانند وارد مشاغل سخت و زيان آور شوند، غيرمنطقي است.

سالمي، سخت و زيان آور شناخته شدن حرفه پرستاري را يکي از خواسته هايي مي داند که از همان ابتداي تشکيل سازمان نظام پرستاري (در چهارسال و نيم گذشته) اعضاي اين سازمان به شدت پيگير آن بوده اند.

وي ادامه مي دهد؛ در هيچ گروهي مثل پرستاري، نسبت زنان به مردان تا اين حد بالا نيست و از سوي ديگر بالاترين تعداد گروه در امر سلامت، پرستاران هستند و با يک تفکيک در گروه سلامت مي بينيم که باز 80 درصد افراد اين گروه پرستار هستند پس پرستاران نقش تعيين کننده يي در سلامت جامعه دارند و نمي توان در هيچ شرايطي منکر اين موضوع شد.

اين عضو هيات مديره سازمان نظام پرستاري مي گويد؛ با اينکه پرستاران، بيشترين نقش را در سلامت جامعه دارند اما متحمل بيشترين آسيب هاي شغلي مي شوند. به طوري که خود من با 35سال سابقه کار، دو بار تحت عمل ديسک کمر قرار گرفته ام. کمر درد و پادرد جزء عادي ترين مشکلات پرستاران است و تعدادي از همکاران دچار سردردهاي شديد، ريزش مو، بي خوابي و... مي شوند.

سالمي در پاسخ به اين سوال که تاکنون چه اقدامي براي شناخته شدن شغل پرستاري در رديف مشاغل سخت و زيان آور صورت گرفته، مي گويد؛ از جانب قانونگذاران هيچ اقدام جدي در اين زمينه صورت نگرفته است. اما سازمان نظام پرستاري رايزني هايي با وزارت کار انجام داد تا قانون کار طوري تغيير کند که منافع پرستاري در آن لحاظ شود. براي اين کار، با کمک پرستاراني از بيمارستان هاي خصوصي کليه قانون کار را مطالعه کردند و به صورت موردي آن را اصلاح کردند. الان هم وزارت کار قول هايي داده مبني بر اينکه در بيمارستان هايي که سوددهي دارند، افزايش حقوق پرستاران لحاظ شود.

وي از جلسات متعدد با اعضاي کميسيون بهداشت و درمان مجلس مي گويد؛ به عنوان اعضاي سازمان نظام پرستاري در جلسات مختلف کميسيون وزارت بهداشت و درمان شرکت مي کنيم و اعضاي اين کميسيون هم تلاش خود را براي حل مشکلات جامعه پرستاري مي کنند اما متاسفانه تعداد اعضاي کميسيون در مجلس در حدي نيست که وقتي ما موضوعي را مطرح مي کنيم و مي خواهيم که در مجلس به تصويب برسد، اين موضوع لحاظ شود. اما با اين حال خوشحاليم که تعرفه گذاري خدمات پرستاري در اين کميسيون مصوب شد و اميدواريم که در دور دوم هم به تاييد نمايندگان برسد. سالمي اما انتقاداتي هم از نمايندگان مجلس دارد؛ وقتي درخواست مي کنيم تا ساعت کار پرستاران کاهش يابد و يا تعرفه هاي خدمات پرستاري، تصويب شود نمايندگان مجلس بلافاصله مطرح مي کنند که مستندات ساير کشورها را در اين مورد براي ما بياوريد. مگر در ايران حقوق پرستاران مثل حقوق پرستاران ساير کشورهاي دنيا است؟

وي با تاکيد بر اينکه در هيچ کشوري مثل ايران، حقوق پرستاران ضايع نشده است، مي گويد؛ در سطح جهاني از نظر ميزان حقوق، دومين گروه کارشناسان، پرستاران هستند و ميزان حقوق پرستاران در سطح جهاني به سرعت افزايش پيدا مي کند و همين موضوع عاملي شده است که بسياري از پرستاران ايراني براي کار به کشورهاي ديگر بروند و يا اينکه ترجيح دهند با اين ميزان حقوق خانه نشين شوند. در صورتي که اگر ميزان حقوق و مزايا کافي باشد چرا بايد افراد بعد از چهار سال تحصيل و در حالي که ما در ايران با کمبود پرستار مواجه هستيم، خانه نشين شوند.

سالمي ادامه مي دهد؛ رئيس جمهور شخصاً قول داده است که ساعات کاري پرستاران کاهش پيدا کند و از 36ساعت در هفته بيشتر نشود ولي هنوز اين موضوع محقق نشده است. از سوي ديگر بايد تاکيد کنيم که اين موارد بايد براي همه اعضاي جامعه پرستاري لحاظ شود چون پرستاري در همه بيمارستان ها، شغل سختي است و وقتي به مطالباتي دست پيدا مي کنيم و وعده هايي داده مي شود بايد براي پرستاران کليه بخش ها و بيمارستان ها لحاظ شود و نبايد پرستاران بيمارستان هاي خصوصي از برخورداري از اين تسهيلات محروم شوند.

اين استاد دانشگاه مي گويد؛ براي کليه مطالبات و خواسته ها و آماري که در مورد وضعيت شغل پرستاري از سوي سازمان نظام پرستاري، مطرح مي شود تحقيق شده است؛ در مورد افسردگي و مشکلات جسمي ناشي از کار پرستاري، کاهش ساعات کاري، نسبت پرستار به تخت و... و طبق همين آمار است که مي گوييم در ايران بايد حداقل 210 هزار پرستار براي 70 ميليون جمعيت داشته باشيم در حالي که اکنون فقط 75 نفر پرستار شاغل داريم. وي تاکيد مي کند؛ نارضايتي بيمار، نارضايتي جامعه را به همراه خواهد داشت و اگر احقاق حقوق پرستاران صورت گيرد، داراي جامعه يي خوب و سالم مي شويم، چون در هر حالتي چه در وضعيت سلامت، چه در بيماري و چه در توانبخشي به پرستار نياز داريم و فقط در موارد بيماري نيست که به حضور اين قشر احتياج پيدا مي کنيم. مسلماً اگر پرستاران رضايت شغلي داشته باشند، ميزان مشارکت شان در تيم درمان و سلامت افزايش مي يابد و اين مشارکت به نفع همه جامعه است.

اميدوار رضايي، رئيس کميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي، هم در مورد اقدامات اين کميسيون براي بهبود وضعيت شغلي پرستاران مي گويد؛ لايحه خدمات کشوري را در بخش پرستاري به طور ويژه به تصويب رسانديم. از سوي ديگر در حال پيگيري اين موضوع هستيم تا شغل پرستاري به عنوان شغل سخت و زيان آور به تصويب برسد.

وي مي افزايد؛ همچنين در اين کميسيون، طرح تعرفه گذاري خدمات پرستاري را که با کمک سازمان نظام پرستاري تهيه شده است مصوب کرديم و منتظريم تا در صحن علني مجلس مطرح کنيم. همان طور که مي دانيم يکي از مشکلات جامعه ما کمبود پرستار در مراکز دولتي است که در کميسيون پيشنهاد داديم تا علاوه بر رديف استخدام هايي که در برنامه پنج ساله توسعه کشور پيش بيني شده است، وزارت بهداشت حق استخدام 6 هزار نفر ديگر را هم دارد که مسلماً به دليل کمبود پرستار، نيمي از اين تعداد به جذب پرستاران اختصاص خواهد داشت. رضايي تاکيد مي کند؛ بحث جنسيت در اين مصوبات مد نظر ما نبوده و به کادر پرستاري به عنوان يک شغل فارغ از تفکيک هاي جنسيتي نگريسته شده است.
پرستاران و مطالبات شغلي
مهرداد شاکري

بنا به رده بندي هاي شغلي جهاني، پرستاري بعد از مشاغلي مثل کار در معدن جزء مشاغل بسيار سخت محسوب مي شود. البته همه مي دانند پرستاري کلنگ زدن در معدن نيست. ولي به لحاظ شرايط روحي و رواني از آن هم سخت تر است. پرستاران هر روز با ده ها بيمار بدحال برخورد مي کنند و با همراهان نگران و عصبي آنها. بارها و بارها صحنه هايي را مي بينند که حتي يک بار ديدنش، براي افراد عادي شوکه کننده است. بنا به تحقيقات انجام شده درصد بزرگي از کارکنان پرستاري که در بخش هاي حساسي مثل بخش اورژانس کار مي کنند به نحوي مورد خشونت قرار گرفته اند؛ همراهان بيمار که با مشکلات و کمبود امکانات بهداشتي مواجه مي شوند، اولين کسي را که به آنان نزديک تر است مسوول اين مشکلات مي دانند و تمام بهانه جويي هاي شان را به شکل خشونت آميز بر سر پرستاران خالي مي کند.

پرستاران در 24 ساعت شبانه روز، حتي در روز هاي تعطيل و ايام عيد بايد آماده خدمات دهي باشند. شيفت هاي طولاني و طاقت فرسا، نبود امکانات رفاهي و از همه مهمتر کمبود پرسنل پرستاري از دلايل عمده ديگري است که فشار کاري پرستاران را مضاعف مي کند.

با وجود تمام اين مشکلات اما پرستاري هنوز جزء مشاغل سخت و زيان آور محسوب نمي شود بلکه حتي حق کاري در بخش هاي ويژه از جمله شيمي درماني، رواني، سوختگي و اورژانس به ميزان لازم نيست. با توجه به کمبود نيروي شديد، ساعت کاري زياد، حقوق کم و در کل شرايط سخت اين حرفه ، اگر از سوي مسوولان به وضعيت پرستاران رسيدگي نشود، دهه آينده، دهه بحران هاي شديد در نظام سلامت کشور پيش بيني مي شود زيرا تعداد جواناني که مايل به تحصيل آکادميک در اين رشته باشند به شدت کاهش خواهد يافت و کشور ما نيز مانند برخي کشورهاي اروپايي با بحران کمبود نيروي پرستاري روبه رو خواهد شد. اگر رفع نيازهاي منطقي پرستاران اجرايي نشود، مشکلات پرستاري که در حقيقت مشکلات همه جامعه و نظام سلامت کشور است افزايش و شدت چشمگيري خواهد يافت. يکي از مشکلات عديده موجود جامعه پرستاري، کمبود پرستاران در بيمارستان ها و مراکز درماني کشور است که سلامت و جان بيماران را به شدت در معرض خطر قرار داده است و دولت بايد هر چه زودتر براي جلوگيري از اين خطر وضعيت بحران اعلام کند و وارد عمل شود.

وضعيت پرستاران در جهان

براي پاسخگويي به نيازهاي بهداشتي در جهان به 4 ميليون پزشک و پرستار نياز است. سازمان جهاني بهداشت در گزارش سالانه خود اعلام کرد از اين تعداد ، کشورهاي در حال توسعه به حدود دو ميليون و 300 هزار پزشک و پرستار نياز دارند. در اين گزارش بر رفع مشکل جذب پزشک و پرستار در کشورهاي فقير جهان تاکيد شده است.

بنا به آمار هاي منتشر شده؛ کشور هاي پيشرفته خصوصاً کشور هاي اروپاي غربي با کمبود شديد نيرو و کادر پرستاري مواجه هستند و حتي اقدام به استخدام و وارد کردن نيروي کار از ديگر کشور ها مي کنند. وزارت بهداشت چين اعلام کرد اين کشور با کمبود µ ميليون پرستاري که حرفه خود را در اعتراض به عدم پرداخت حقوق از سوي بيمارستان ها رها کرده اند، مواجه شده است. در بيشتر کشورها نسبت تعداد پرستاران به کل جمعيت حدود µ/° درصد است در حالي که اين رقم در چين تنها يک درصد برآورد شده است. چين تا پايان سال 2006 نزديک به 43/± ميليون پرستار داشته که اين بدان معني است که در مقابل جمعيت ³/± ميليارد نفري اين کشور براي رسيدن به استاندارد جهاني به µ ميليون پرستار ديگر نياز خواهد بود. اگرچه اين کشور شاهد افزايش 120 هزار پرستار در سال هاي 2005و2006 بوده است، اما اين رقم هنوز نمي تواند پاسخگوي نياز بيماران باشد.

مشکلات اصلي پرستاران

مثل هر نيروي کار ديگري در شرايط کنوني اصلي ترين و محور عمده مشکلات پرستاران بيکاري است. طبق آمار وزارت بهداشت، از مجموع کل پرستاران 26 هزار و 358 نفر در مراکز دولتي تحت پوشش وزارت بهداشت، 4145 نفر در بخش خصوصي، 3945 نفر در مراکز درماني تامين اجتماعي، 3066 نفر در مراکز درماني نيروهاي مسلح، 250 نفر در سازمان هاي غير بهداشتي- درماني و 440 نفر در ساير سازمان هاي بهداشتي- درماني شاغل هستند و 6240 آنها نيز بيکارند.

پرستاران در حال حاضر کمترين حقوق را در سطح کارکنان دولت دريافت مي کنند. حقوق پرستاران در بسياري از مواقع در مقايسه با گروهي خاص مانند برخي از اعضاي هيات علمي 200 تا 300 برابر کمتر است. فشار بي امان ناشي از کمبود نيروي پرستاري موجب شده است که اکثر پرستاران در سه شيفت کار کنند اما اين در حالي است که ضريب حقوقي اين افراد همچنان پايين تر از ساير کارکنان دولت است. از سوي ديگر پرستاران در بخش خصوصي استثمار مي شوند و شاهد اختلاف هزار برابري در دريافت ها هستند. نوبت کاري پرستاران (بابت عصر و شب، جمعه و اعياد و “) در حد 5 هزار تومان در ماه است. با اين حجم مشکلات، پرستاراني که بايد ضامن سلامت جامعه باشند در معرض خطر از دست دادن سلامت جسمي و رواني خود هستند و به دليل فعاليت در شيفت هاي شبانه، بيش از ديگر مشاغل، در معرض ابتلا به خطرات انواع بيماري ها قرار دارند. چنين وضعيتي براي پرستاراني که بخش اعظم آنان را زنان تشکيل مي هند، به قدري بغرنج و ناگوار است که رئيس انجمن باروري و ناباروري ايران اعلام مي کند احتمال بروز مشکلات ناباروري در صاحبان مشاغل شيفتي بيش از ساير افراد است. حرفه پرستاري به علت شب کاري، آلودگي هاي عفوني نظير ايدز، هپاتيت و همچنين ابتلا به افسردگي و بيماري هاي جسمي و استخواني شامل سختي کار مي شود، چون اين شاغلان داراي مشکلات خاصي هستند و مشکلات آنان با شاغلان حرفه هاي ديگر قابل مقايسه نيست.

آخرين راه حل

«اگر تا پايان مردادماه امسال سازمان مديريت، خود را در خصوص سياست هاي دولت و وزارت بهداشت در اين زمينه وفق ندهد و اين چهار مورد از مطالبات را نپذيرد، پرستاران به تعداد چهار هزار نفر از سراسر کشور روبه روي سازمان مديريت تجمع برگزار مي کنند تا بلکه به خواسته هاي منطقي قشر پرستاران پاسخ مطلوب داده شود.»

غضنفر ميرزابيگي، رئيس سازمان نظام پرستاري، با اعلام اين تصميم سازمان نظام پرستاري، بار ديگر برداشتن سقف 65 درصد از مسير ارتقاي شغلي، افزايش حق سختي کار و نوبت کاري را از مطالبات اصلي جامعه پرستاري ذکر مي کند و مي گويد؛ سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور بزرگ ترين مانع بر سر راه تحقق اين خواسته ها به شمار مي رود، لذا قشر پرستار چاره يي به جز گذراندن تجمع گسترده براي تامين خواسته هاي بحق خود ندارد. اگر سازمان مديريت همچنان تا پايان مرداد ماه بر مواضع خود جهت عدم موافقت با مطالبات پرستاري پافشاري کند، سازمان نظام پرستاري کشور، برگزاري تجمع پرستاران را حتمي مي داند، زيرا همبستگي پرستاران تنها راهکار باقي مانده براي قانونمند و اجرايي شدن مطالبات پرستاري است. خانه پرستار نيز در پايان بيانيه خود که به مناسبت روز پرستار صادر کرده بود اعلام کرده است؛ «جامعه پرستاري کشور انتظار دارد تا روز پرستار، بخشي از مطالبات پرستاري تحقق يابد. در غير اين صورت جامعه پرستاري نيز حق خود مي داند به شيوه مختلف اعتراض خود را ابراز کند.»

بايد تا اواسط فصل گرم تابستان منتظر ماند و ديد آيا پرستاران به مطالبات حداقلي خود مي رسند؟،
به بهانه روز پرستار
درمان مشترک براي درد مشترکدکتر شهاب الدين صابونچي
در سال هاي اخير، در نظرسنجي هايي که از سوي مراجع و مراکز گوناگون، در باره ميزان رضايتمندي مردم و مراجعان از خدمات ارائه شده به ايشان در بخش ها و دستگاه هاي مختلف اجرايي صورت گرفته است، همواره وزارت بهداشت و درمان و در واقع بيمارستان هاي دولتي در شمار آنهايي بوده اند که نتوانسته اند از اين آزمون سربلند بيرون بيايند و در جلب رضايت مردم موفق باشند. اما اگر به بررسي و تحليل عوامل ايجادکننده اين نارضايتي بپردازيم، اين نکته جلب توجه مي کند که عامل اصلي، نه نيروي انساني و رفتار و عملکرد ايشان که نارسا بودن امکانات و پايين بودن کيفيت کلي خدمات ارائه شده بوده است. شاهد اين موضوع هم اينکه در بيمارستان ها و مراکز خصوصي ارائه دهنده خدمات پزشکي، به دليل نزديک تر بودن امکانات و تجهيزات به استاندارد ها، ميزان اين نارضايتي ها کاهش چشمگيري مي يابد؛ حال آنکه نيروهاي ارائه دهنده خدمات تقريباً در هر دو بخش مشترک و يکسانند. اين موضوع، يعني ضعف سخت افزاري سيستم بهداشت و درمان کشور، ناشي از ناتواني منابع مالي اختصاص داده شده به اين بخش در پاسخگويي به نيازهاي موجود است.

از آنجا که در کشور ما نيز مشابه اکثر کشورهاي دنيا، بخش اعظم بار ارائه خدمات درماني به بيماران به ويژه در بخش بستري بر عهده دولت است، اين نارسايي ها در بخش دولتي به نحو چشمگيرتري رخ مي نماياند. اما نکته ظريف ماجرا آنجاست که کمبود منابع، تنها در تجهيزات قديمي، تخت هاي غيراستاندارد و امکانات نامناسب بروز و ظهور نمي يابد، بلکه مهم ترين ضربه را از آنجا وارد مي سازد که تاثير خود را بر عملکرد نيروي انساني اعم از پزشک، پرستار و ساير اعضاي کادر درمان نشان مي دهد. اين تاثير در قالب هاي گوناگوني اعم از عدم تناسب تعداد نيرو با تعداد تخت ها و بيماران بستري، پايين بودن حقوق و دستمزد دريافتي در ازاي کار انجام شده و نيز تحميل جبران برخي نارسايي هاي سخت افزاري به نيروي انساني جلوه مي کند. در ميان اين نيروها نيز گروهي که از طرفي امکان ايجاد منابع درآمدي جنبي و مکمل را ندارند و از سوي ديگر بيشترين برخورد مستقيم و ساعات تماس با بيماران را نيز دارند، پرستاران هستند.

پرستاران به ويژه شاغلان بخش دولتي، افزون بر آنکه مانند ساير کارکنان اين حوزه در معرض انواع خطرات و تهديد ها قرار دارند، بايد در ساعات حضور خود در بخش هاي بيمارستاني پاسخگوي انواع توقعات و خواسته هاي معقول و نامعقول بيماران و همراهان ايشان باشند. خواسته هايي که بعضاً قيدي جز خودخواهانه را نمي توان به آنها اطلاق کرد و خشونت هاي صورت گرفته عليه پرستاران که هر از گاهي بعضي از آنها بازتاب رسانه يي مي يابد، از همين دست است. همچنين به دليل پايين بودن حقوق دريافتي و نيز معمولاً پرداخت ديرتر از موعد آن، بسياري از پرستاران به ناچار به کار در بيش از يک مرکز مبادرت مي ورزند و در واقع زمان استراحتي را که به منظور کسب آمادگي مجدد حضور بر بالين بيماران براي آنها در نظر گرفته شده است، از خود دريغ مي کنند. پرستاران در کشور ما، برخلاف ارج و قربي که در مقام سخن، از سوي مسوولان برايشان بيان مي شود و نيز جايگاهي که همکاران شان در ساير کشورها در سيستم درماني دارا هستند، عملاً هنوز نتوانسته اند به آنچه استحقاقش را داشته اند، دست يابند و همواره مديران نظام سلامت کشور، همانند عوام جامعه، به ديده تحقير در ايشان نگريسته اند و سعي کرده اند تا براي حضور آنها در عرصه هاي مديريتي، حد و مرزهايي تعريف کنند. اين روند در طول ساليان باعث شده عملاً رابطه پزشک و پرستار به عنوان دو بازوي اصلي درمان بيماران، به نوعي مقابله تبديل شود. حال آن که علاوه بر اهميت و نقش غيرقابل انکاري که هر دو گروه در فرآيند درمان بيمار دارند، بخش عمده مشکلات آنها نيز مشترک يا حداقل داراي خاستگاه يکسان است. مشکل زيربنايي حوزه سلامت در کشور ما که همان پايين بودن سهم سلامت از اعتبارات و بودجه کشور است، باعث شده تا نه تنها بيماران از اين بابت متحمل فشار هاي فراواني شوند، بلکه عملاً نيروهاي شاغل در اين حوزه نيز نتوانند فرصت و تمرکز کافي را به کارشان اختصاص دهند يا آنکه فشارهاي محيط کار را به زندگي شخصي خود منتقل سازند و تحت اين شرايط نامطلوب، عملاً از برقراري يک ارتباط مؤثر و سازنده با ساير همکاران خود نيز باز بمانند. رويارويي و رقابت آشکار و پنهان پديد آمده ميان جامعه پزشکي و پرستاري را نيز مي توان از همين منظر تحليل کرد.

با تاسيس سازمان نظام پرستاري در سال 81، عملاً اين سازمان به عنوان تشکيلات صنفي اصلي و پايه اين جامعه بزرگ و در واقع بديل و رقيب سازمان نظام پزشکي اعلام موجوديت کرد و متولي پيگيري خواسته هاي پرشمار پرستاران را شد. تشکل هاي متعدد ديگري نظير خانه پرستار و انجمن اسلامي پرستاران هم در طول اين سال ها کماکان حضور و فعاليت خود را حفظ کرده اند و هر از گاهي با نگارش نامه يا صدور بيانيه يي يا بعضاً شکل دهي تجمع اعتراض آميزي خبرساز مي شوند. اما اين پرسش همچنان باقي است که آيا بهتر نيست اين دو قشر بزرگ تأمين کننده سلامت جامعه، به جاي حرکت در مسير هاي موازي و حتي مخالف، دست کم در اين ابتداي راه، به پيگيري مشترک خواسته هاي مشترک خود بپردازند؟ و اين سوال وجود دارد که صرف تاسيس و راه اندازي تشکل هاي مختلف، بدون بالا بردن آگاهي اعضا، تا چه اندازه در حل مشکلات مشترک جامعه پرستاري اثربخش است؟
بانوي چراغ به دست
مونا قاسميان

در فوريه 1837 زماني که 17 ساله بود و در پارک اطراف خانه شان قدم مي زد، احساس کرد صداي خدا را مي شنود که او را براي ماموريت مهمي فرا مي خواند، اما 9 سال بعد متوجه اين پيام شد زماني که مادربزرگ مريض شد و فلورانس پرستاري از او را بر عهده گرفت.

فلورانس نايتينگل در خانواده يي مرفه و بورژوا به دنيا آمد. او زبان هاي يوناني، لاتين، فرانسه، آلماني، ايتاليايي و نيز مباحث تاريخ، فلسفه و رياضيات را نزد پدر فراگرفت. سپس از والدينش خواهش کرد اجازه دهند به فراگيري رشته رياضيات بپردازد اما مادرش با اين کار موافق نبود زيرا به عقيده او رياضيات رشته مناسبي براي زنان نبود. با اين حال اصرار زياد فلورانس سبب شد والدينش عاقبت با درخواست وي موافقت کنند و بدين ترتيب فلورانس جوان به فراگيري مبحثي پرداخت که بعدها در حرفه پرستاري اش فوق العاده موثر واقع شد.

زماني که مادربزرگ به بستر بيماري افتاد فلورانس پرستاري از او را بر عهده گرفت. سپس پيرزن خدمتکارشان که مدت مديدي به خانواده شان خدمت کرده بود بيمار شد. اين بار هم فلورانس پرستار او بود. پس از مدتي پرستاري از آشنايان و دوستان فهميد که مي خواهد پرستار شود اما والدينش به شدت با اين تقاضا مخالفت کردند. در آن زمان پرستاري به هيچ وجه براي يک زن تحصيلکرده شغل مناسبي محسوب نمي شد، زيرا پرستاران آموزش چنداني براي اين کار نمي ديدند و عموماً به زناني خشن، هرزه و بي سواد شهرت داشتند. در جريان سفرهايي که به مصر کرد از نزديک با وضعيت بيمارستان هاي مختلف آنجا آشنا شد. سپس در سال 1850 به عنوان کارآموز در بيمارستان سنت وينسنت دو پل در اسکندريه مصر که توسط کليساي کاتوليک رم اداره مي شد مشغول به کار شد اما کمتر از چند سال بعد زندگي او وارد مسير کاملاً تازه يي شد.

در سال 1854 کشورهاي انگليس، فرانسه و ترکيه به روسيه اعلان جنگ دادند و بدين ترتيب جنگ هاي کريمه آغاز شد. در يکي از اين جنگ ها ارتش انگليس متحمل تلفات زيادي شد و درخواست کمک براي مجروحان کرد. فلورانس به اتفاق 38پرستار زن ديگر به اردوگاه نظامي سربازان انگليسي واقع در حومه قسطنطنيه (استامبول) وارد شدند. او در آنجا با وضع بسيار اسفناکي روبه رو شد. سربازان مجروح در شرايطي کاملاً غيربهداشتي به سر مي بردند و در اتاق هاي عمل معدود پزشکان مي کوشيدند با وسائلي آلوده و غيربهداشتي سربازان را نجات دهند. بيمارستان از موش و ساس و شپش پر بود و بيماري هاي عفوني در ميان سربازان شيوع داشت.

فلورانس تصميم گرفت وضعيت بيمارستان اردوگاه را تغيير دهد. او با استفاده از دانش رياضي که داشت به محاسبه ميزان مرگ و مير در بيمارستان مي پرداخت. آماري که تهيه کرد نشان مي داد که ماهيانه از هر هزار نفر 600 نفر در نتيجه بيماري هاي مسري و عفوني جان مي دادند. اما آمار او چندان نزد فرماندهان ارتش خريدار نداشت. او به خاطر زن بودن پيوسته خود را با انواع و اقسام مشکلات و کارشکني ها مواجه مي ديد. اما او تسليم نشد. در نتيجه تلاش هاي شبانه روزي او تنها سه ماه پس از ورود او به اردوگاه نظامي ميزان مرگ و مير در ميان سربازان از 60 درصد به 42 درصد کاهش يافت. فلورانس براي بيمارستان با کمک مردم تجهيزات پزشکي خريد و براي سربازان ميوه و سبزيجات و آب آشاميدني سالم آورد و به اين ترتيب ميزان مرگ و مير در اردوگاه تا بهار آن سال کاهش چشمگيري پيدا کرد و به 2/2 درصد تنزل يافت. او هر شب شخصاً چراغ به دست به تک تک بيماران اردوگاه سرکشي مي کرد. به همين جهت رفته رفته او به «بانوي چراغ به دست» شهرت يافت. پس از جنگ گوشه ع شزلت گرفت تا بتواند به مهمترين کارش که نوشتن در مورد «استاندارد کامل براي بيمارستان» بود بپردازد. او هيچ وقت ازدواج نکرد تا بتواند تمامي وقت خود را صرف خدمت به مردم و بيماران کند.

فلورانس در سال 1860 اولين آموزشگاه پرستاري دنيا به نام «آموزشگاه پرستاري نايتينگل» را در بيمارستان سنت توماس لندن تاسيس کرد. دانشگاه در ابتدا با 10 دانشجو آغاز به کار کرد که هزينه آن توسط «صندوق نايتينگل» تامين شده بود که شامل هدايايي بود که مردم در هنگام جنگ هاي کريمه براي کمک به او جمع آوري کرده بودند. اين اولين دانشکده پرستاري دنيا بر دو اصل مهم استوار بود؛ يکي اينکه پرستاران حتماً مي بايست به طور عملي در رشته تخصصي خود آموزش مي ديدند و ديگر اينکه موظف بودند نظم و انضباط و اصول اخلاقي را در هر شرايطي رعايت کنند. فلورانس نايتينگل با تاسيس اين آموزشگاه موفق شد حرفه پرستاري را از شغلي بدنام به حرفه يي آبرومند براي زنان تبديل کند.

به پاس فداکاري هاي وي ملکه ويکتوريا در سال 1883 مدال سلطنتي «صليب سرخ» را به وي اهدا کرد که سازمان جهاني «صليب سرخ» نام خود را از آن دارد. فلورانس نايتينگل در سال هاي پاياني عمر خود به خاطر بيماري که در کريمه بدان مبتلا شده بود بستري شد و همين بيماري به تدريج باعث شد ديگر نتواند به عنوان پرستار انجام وظيفه کند. اما او کماکان در راه بهبود وضع بهداشت جامعه تلاش مي کرد. سرانجام در سن 90 سالگي بر اثر همان بيماري درگذشت. اين زن فداکار که عمري را وقف خدمت به بيماران کرده بود در روزگاري که زنان چندان به حساب نمي آمدند و براي پيشرفت در جامعه با موانع بسيار مواجه بودند در زمان خود منشاء تحولات عظيمي شد. از او بيش از 200 کتاب، رساله و گزارش به جاي مانده است که اکثراً در زمينه پرستاري است. يکي از اين کتاب ها «يادداشت هايي پيرامون پرستاري» نام دارد که در سال 1860 منتشر شد و اولين کتاب آموزش پرستاري در دنيا محسوب مي شود.

http://Nursing.tbzmed.ac.ir
عناوين اين صفحه
زنان ايراني ديگر پرستار نخواهند بود
پرستاران و مطالبات شغلي
درمان مشترک براي درد مشترکدکتر شهاب الدين صابونچي
بانوي چراغ به دست

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام