چهارشنبه، 2 خرداد 1386 - شماره 1400
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش‌هاي كوتاه
قوانين مهاجرت امريکا،خانواده هاي مکزيکي را متلاشي مي کنند
گروه ترجمه، مهديس اميري؛ پس از پيوستن به والدين شان که با اخراج از امريکا به مکزيک بازگشته اند، اين کودکان از جهاتي به آرامش رسيده اند. آدرياناي هفت ساله ديگر در خواب نام پدرش را فرياد نمي زند و بيماري آسم ياديراي 10 ساله بهبود يافته است. پدرو پسر بزرگ خانواده که 15 سال دارد هم ديگر گريه نمي کند اما به سني رسيده است که بتواند تفاوت گزينه هايي را که او و برادر و خواهرانش پيش رو دارند درک کند. اين کودکان که تبعه ايالات متحده به شمار مي آيند در پايان اين تابستان بايد تصميم بگيرند باقي عمرشان را نزد والدين شان در روستاي محرومي در مکزيک بمانند يا به تنهايي به امريکا برگردند و در بهترين مدارس اين کشور تحصيل کنند.

ده ها هزار خانواده مهاجر ديگر نيز در آستانه انتخابي مشابه قرار دارند و با اجرايي شدن کامل قوانين مهاجرت دولت ايالات متحده وضعيت آنها از پيش نيز بغرنج تر خواهد شد. در حال حاضر حدود 3 ميليون کودک متولد امريکا- که قانوناً تبعه اين کشور محسوب مي شوند - والديني دارند که به طور غيرقانوني در ايالات متحده زندگي مي کنند و براساس آمارها، دولت از سال 2004 به صورت جدي اخراج مهاجران غيرقانوني را در دستور کار قرار داده است. مجلس سنا در حال حاضر قانوني را در دست دارد که براساس آن عرصه بر 12 ميليون مهاجر غيرقانوني حاضر در اين کشور تنگ تر خواهد شد. اين قانون نقش و تاثير پيوندهاي خانوادگي در دادگاه هاي مهاجران را کم رنگ تر از پيش مي کند و براي والديني که فرزندان شان تبعه اين کشور هستند تنها به ازاي دريافت سالانه 40 هزار دلار ويزا صادر مي کند.

پدرو راميرز 38 ساله پيش از اين بر اين باور بود که با رسيدن بزرگ ترين فرزندشان به 18 سالگي طي دو سال آينده مشکل اقامت آنها حل خواهد شد.

اما حالا او کم و بيش اميدش را از دست داده است؛ قوانين جديد تاکيد زيادي روي تخصص و تحصيلات مهاجران دارند و او در اين زمينه شانس چنداني ندارد. راميرز هرگز به مدرسه نرفت. او در سن 16 سالگي در حاشيه بندر کار مي کرد و در دوره يي بعد از آن طي کار در کارخانه يي با حقوق نازل و همزمان اداره يکي از بخش هاي يک سوپرمارکت بزرگ در شيفت شب توانست ميزان درآمد خود را اندکي بهبود بخشد. همزمان با اين پيشرفت، وي که طي سال هاي کار در بندر انگليسي را به صورت دست و پا شکسته ياد گرفته بود حقوقش از 6 دلار در روز به 16 دلار افزايش يافت و جرقه مهاجرت زده شد. او و همسرش بارها درخواست مجوز اقامت در امريکا کردند اما اين تلاش ها با لغو مجوز وکالت وکيل آنها عقيم ماند. مقامات اداره مهاجرت در دادگاه اعلام کردند اين خانواده توجهي نسبت به اخطارها و اخطاريه هاي اداره فوق نداشته اند.

خانواده پس از بازگشت به مکزيک تمام پس انداز 10 هزار دلاري خود را براي مبارزه ناموفقي براي به دست آوردن حق اقامت امريکا صرف کردند. دوستان، معلمان و والدين دوستان فرزند راميرز در دبيرستان معروفش در امريکا نيز مبلغ 2 هزار دلار براي کمک به اين خانواده به آنها کمک کردند.

پيش از اخراج پدرش، مهمترين درگيري ذهني پدرو 15 ساله وارد شدن به دانشکده حقوق دانشگاه UCLA و راضي کردن مربي فوتبالش براي قرار دادن او در پست دفاع تيم بود، اما اکنون او به اين مساله فکر مي کند که در صورتي که بخواهد اعضاي خانواده را در کنار هم نگه دارد ناچار است به زندگي در آلونک محقر خانواده اش در مکزيک و حمام کردن در رودخانه يي مجاور آن عادت کند. پدرو مي گويد؛ «اگر رفتني در کار باشد، من همراه باقي اعضاي خانواده ام خواهم رفت.» مادر آنها، ايزابل گفت تصميم گيري را به فرزندانش خواهد سپرد. در صورت بازگشت به کاليفرنيا، پسرها با يکي از خاله هاي شان در نيوارک و دخترها با معلم کلاس پنجم شان در پالوآلتو زندگي خواهند کرد. مادر اين کودکان افزود طي چند ماه گذشته به اندازه کافي در بحران زندگي کرده اند و ادامه آن از ظرفيت آنها خارج است. پس از اخراج راميرز در فوريه امسال، سر کلاس رياضي ناگهان اشک هاي پسرش پدرو سرازير شد. او در دادگاه با آويختن به دستبند مادرش فرياد مي زد؛ «شما مجرم نيستيد،» ايزابل 36 ساله سخت تلاش مي کند زندگي در مکزيک را کمي به زندگي پيشين کودکانش در امريکا شبيه کند. اما پاک کردن خاک و غبار و راندن مگس ها از کلبه محقر محل زندگي آنها چندان آسان به نظر نمي رسد.

آنها مبارزه را باخته اند. کانسيتا (محل زندگي خانواده) آب لوله کشي و خط تلفن ندارد و در ميان يکي از خشن ترين مناطق کشور مکزيک قرار دارد. اوايل ماه جاري چندين هلي کوپتر به اين منطقه اعزام شدند و مردان مسلح ارتش در پي حادثه تيراندازي که طي آن پنج سرباز کشته شدند، به جست وجو در خانه هاي ناحيه براي يافتن اسلحه و مواد مخدر پرداختند و اين جست وجو به خانه راميرز نيز کشيده شد که موجب وحشت کودکان شد.

در حال حاضر بزرگ ترين نگراني پدرو سرنوشت والدينش است؛ اگر آنها در کانسيتا بمانند، شغلي براي گذران زندگي خانواده در کار نخواهد بود و اگر بخواهند به ايالات متحده باز گردند زندگي غيرقانوني دشواري را در پيش خواهند داشت. در صورت ماندگار شدن کودکان در اسپانيا، آنها بايد خواندن و نوشتن به زبان اسپانيايي را بياموزند. زندگي فعلي در کانسيتا با تناقضات عجيبي پيش مي رود؛ پدرو، پسر 15 ساله خانواده روزها را با ساختن و دانلود کردن موزيک هاي رپ از اينترنت و انتقال آن به ام پي تري پليرش مي گذراند.

همسايگان فرق بين اين دستگاه و گوشي موبايل را تشخيص نمي دهند و وقتي پدرو فرآيند دانلود کردن موسيقي از اينترنت را براي آنها توضيح مي دهد، آنها متعجب مي پرسند اينترنت چيست؟ خواهر 7 ساله پدرو مي گويد؛ «من نمي خواهم اينجا به مدرسه بروم. اين مدرسه هيچ جايي براي بازي ندارد.» و از سوي ديگر اضافه مي کند؛ «هرگز پدر و مادرم را تنها نمي گذارم.» بايد ديد داستان تلخ سردرگمي اين کودکان به کجا خواهد انجاميد. آيا دولت امريکا در سياست هاي خود پيرامون قوانين مهاجرت اغماض قائل خواهد شد يا اين خانواده و بسياري از خانواده هاي ديگر خواهند پاشيد؟
نبرد خونين با مواد مخدر
گروه ترجمه؛ در حدود 200 سال پيش رهبران استقلال طلب مکزيک که قصد جدايي از اسپانيا را داشتند، در يکي از شهر هاي کوچک اين کشور به نام آپتازينگان براي نوشتن اولين قانون اساسي اين کشور به صورت مخفيانه جمع شدند. اين شهر که زماني نشانه غرور ملي بود اکنون به يکي از مراکز اصلي قاچاق مواد مخدر و اسلحه تبديل شده است. تحت کنترل درآوردن اين شهر به يکي از معضلات فيليپ کالدرون رئيس جمهور اين کشور در نبردش با مواد مخدر تبديل شده است.

هفته گذشته در نبردي که بين نيروهاي ارتش و قاچاقچيان درگرفت 4 قاچاقچي و 5 سرباز جان باختند. اين بزرگ ترين شکست ارتش مکزيک در نبرد با قاچاقچيان بوده است. دولت مکزيک سال گذشته هزاران سرباز را براي مبارزه با قاچاقچيان استخدام کرد و پس از تعاليم سخت، آنها را براي ريشه کن کردن قاچاقچيان مواد مخدر به ميدان فرستاد.

در شهر گوئررو گروهي از اشرار، يکي از فرماندهان ارتش را پس از دزديدن به قتل رساندند و جسد او را در يکي از اتوبان ها رها کرده تا از اين طريق رعب و وحشت را در دل سربازان ايجاد کنند.

با توجه به تپه هاي سبزي که اطراف آپتازينگان قرار دارد پنهان کردن آزمايشگاه هاي توليد مواد مخدر و باندهاي فرودگاه براي هواپيماهايي که کوکائين توليدي را به امريکا قاچاق مي کنند کار آساني است. در خيابان هاي جنوب اين شهر طلافروشي هاي بسيار قرار دارد تا افراد دلارهاي دريافتي خود را به طلا تبديل کنند تا پليس نتواند آنها را به راحتي مورد بازجويي قرار دهد.

لئوپادو ناوا يکي از نوازندگاني که در رستوران هاي آپتازينگان ترانه اجرا مي کند مي گويد؛ «در اين شهر تنها خبرهاي بد به گوش شما مي رسد. تمام اخبار مربوط به شهر ما در مورد گروه هاي اشرار و مواد مخدر و قتل و غارت است.»

در اين شهر هيچ نشانه يي از مبارزه آزادي طلبان و جنگ آنها با ارتش اسپانيا باقي نمانده است. با وجود اين که اين شهر نقش مهمي را در تاريخ مکزيک بازي کرده اما اکنون به نماد مواد مخدر و قاچاقچيان تبديل شده است.

بعد از انقلاب قرن 19 اين شهر به محل مناسبي براي خريد و فروش مواد مخدر تبديل شد و افراد آن پول بسيار زيادي را از فروش ماري جوانا و ديگر مواد مخدر به دست آوردند. دردسر زماني شروع شد که دولت محلي از هم پاشيد و دو گروه از بزرگ ترين قاچاقچيان مواد براي به دست گرفتن قدرت به جان هم افتادند. در اين درگيري شهر به دو بخش تقسيم شد و متحدان محلي گلف کارتر از شمال مکزيک در مقابل قاچاقچيان طرفدار ژاکلين شورتي گازمن اهل ايالت غربي صف آرايي کردند.

زماني که ارتش در اين نبرد داخلي دخالت کرد اين درگيري به جنگ سه جانبه يي بدل شد. نوا مي گويد؛ «اگر مي توانستم يک دقيقه هم در اين شهر نمي ماندم. در گذشته مردم اين شهر بسيار مهربان بودند و براي آتش گشودن به روي يکديگر لحظه شماري نمي کردند. اما اکنون آنها منتظر بهانه يي هستند که به جان هم بيفتند.»

زماني که افراد مسلح کالدرون بر روي رئيس سازمان حمايت از حقوق بشر آتش گشودند تنها حضور نيروي ارتش باعث آرامش مردم شد. گراردو بارجاس 15 ساله زماني که نيروهاي ارتش با مجهزترين سلاح ها به اين شهر وارد شدند و خانه به خانه به دنبال قاچاقچيان گشتند به خبرنگاران گفت؛ «اميدوارم سربازها همه قاچاقچيان را پيدا کنند و آنها را بلافاصله به قتل برسانند.»

دولت در يکي از ميدان هاي بزرگ اين شهر دو فيلم از مافياي مواد مخدر را به صورت دي وي دي به فروش مي رساند تا مردم شناخت درستي در زمينه فعاليت هاي آنها پيدا کنند.

آگوستين برنل متولد اين شهر خونين و ستاره فيلم هاي مکزيک مي گويد؛ «فجايعي که در اين شهر صورت مي گيرد انسان را به ياد فيلم ها مي اندازد، با اين تفاوت که در فيلم ها همه چيز ساختگي است اما در زادگاه من هر روزه هزاران نفر قرباني جنايت هاي قاچاقچيان مي شوند.»
بزرگ ترين دزدي انگلستان توسط يک پيرزن
گروه ترجمه؛ پيرزني که بزرگ ترين کلاهبرداري انگلستان را از دفتر مخفي پشت اتاق خوابش هدايت مي کرد به چندين سال زندان محکوم شد. خانم جين هاتچسون مستمري بگير 65 ساله توانسته بود 8/1 ميليون پوند از پول ماليات مردم را از طريق سندسازي و جعل مدرک در دفتري که به جا رختي وي راه داشت به جيب بزند. او با پيدا کردن نام افراد مهاجر در روزنامه و دزديدن هويت آنها حقوق شان را از دولت مطالبه مي کرد. او سال ها توانست بدون گذاشتن ردپايي از خود کاسبي خوبي براي خود دست و پا کند تا اين که بازرسان پليس توانستند دفتر او را در بالاي مغازه خيريه يي که در ميدا ويل در شمال لندن داشت، کشف کنند. بعد از چهار ماه زير نظر قرار دادن اين پيرزن وزارت کار و امور بازنشستگان توانست مدارکي عليه او پيدا کند. خانم هاتچسون با سند سازي و خلق شخصيت هاي مجازي و به کمک استفاده از هويت افرادي که کشور را ترک کرده بودند برگه هاي اجاره قلابي درست مي کرد و پول آن را بدون جلب توجه و برانگيخته شدن سوءظن از دولت مي گرفت.

او پول به دست آمده را در بخش هاي مختلفي سرمايه گذاري مي کرده است تا دولت نتواند رد پول هاي دزدي را پيدا کند. بازرسان اميدوارند که رد پول ها را بالاخره پيدا کنند و آنها را به دولت پس دهند. خانم هاتچسون از لحظه دستگيري مرتب اظهار بي گناهي و حتي کم هوشي مي کرد و ماه ها طول کشيد تا حاضر شد به جرم خود اعتراف کند. بعد از برگزاري دو جلسه دادگاه او بالاخره به سندسازي و جعل مدرک و حقه زدن به وزارت کار و امور مستمري بگيران اعتراف کرد و روانه زندان شد. دخترخاله اين پيرزن که زني 64 ساله و لال است به جرم همدستي با اين زن شياد دستگير شد. او به علت بيماري ماه آينده به زندان فرستاده خواهد شد.
اتمام تحريم 88 ساله گلف بازان آلماني
گروه ترجمه؛ يک باشگاه گلف انگليسي پس از 88 سال ممنوعيت، مجوز قانوني استفاده آلماني تبارها از زمين هاي خود را صادر کرد. همه اعضاي باشگاه گلف فيلتون که در بريتون انگليس واقع شده است از شنيدن اينکه براساس قوانين نوشته شده باشگاه در سال 1919، آلماني ها و استراليايي ها حق استفاده از امکانات باشگاه و عضويت در آن را ندارند، شوکه شدند. يکي از مديران باشگاه در حين جست وجو و بررسي آرشيو تاريخي باشگاه به اين قانون فراموش شده عجيب برخورد و آن را علني کرد؛ «البته آلماني ها و استراليايي هايي در باشگاه بازي مي کنند ولي با توجه به اين قانون قديمي، گويا اين کار غير قانوني محسوب مي شده است،» ناديده ماندن اين قانون طي 88 سال گذشته عجيب به نظر مي رسد ولي گويا اين اتفاق افتاده است. دليل تصويب اين قانون اين بوده است که طي جنگ جهاني اول 9 نفر از اعضاي باشگاه کشته شدند اما به هر حال اکنون اين قانون از اساسنامه باشگاه حذف شده و اتباع استراليا و آلمان مي توانند «به صورت قانوني» عضو باشگاه فيلتون باشند.
سفر دور دنيا با قديمي تريندوچرخه تاريخ
گروه ترجمه؛ يک مرد انگليسي 39 ساله با طي مسافت 13600 کيلومتري با دوچرخه پني فادرينگ متعلق به قرن 19 ميلادي موفق شد در سفر طولاني دور دنيا را تجربه کند.

جاف سامرفيلد که هنگام دوچرخه سواري خود به دور دنيا با عنوان پادشاهي دوچرخه سوارها نزديک بود در نيوزيلند با يک کاميون تصادف کند، از رانندگان کاميون درخواست کرد تا با دوچرخه سوارها کمي مهربان تر باشند.

سامرفيلد در گفت وگو با خبرنگاران در دومين روز اقامت خود در پکن در کنار ديوار چين گفت؛ رانندگان کاميون هاي نيوزيلند واقعاً بي محابا در جاده ها رانندگي مي کنند. زماني که من مي خواستم از سر راه يکي از آنها کنار روم مچ دستم در اثر برخورد با آيينه بغل آن شکست. دوچرخه پني فادرينگ يکي از قديمي ترين دوچرخه هاي جهان است. چرخ جلوي آن شعاعي حدود 47 اينچ دارد که در قياس با چرخ عقب بسيار کوچک آن بي تناسب به نظر مي رسد. دوچرخه سواري با اين وسيله که نه زنجير و نه دنده دارد در روي تپه ها بسيار مشکل است و از آنجا که ترمز آن بسيار کوچک است امکان طي کردن مسيرهاي سنگلاخي با آن وجود ندارد.

سامرفيلد بيان داشت که همواره در تمام عمر خود آرزوي سفر به دور جهان را داشته است. او از سال 1996 شروع به ساخت دوچرخه پني فادرينگ کرد زيرا چرخ بزرگ جلوي آن هميشه وي را وسوسه مي کرده است. علاوه بر پرچم انگليس که اين دوچرخه سوار به کنار دوچرخه اش وصل کرد، کلاه ايمني وي در دوران امپراتوري انگلستان و در زمان حمله ارتش انگليس به آفريقا مورد استفاده قرار مي گرفته است.

اين مهندس دوچرخه ساز پس از ترک انگلستان در اول مه 2006 از انگليس، هلند، آلمان، جمهوري چک، اسلواکي، مجارستان، سيبري، مقدونيه، يونان و ترکيه بدون مواجه با هيچ مشکلي عبور کرد.

سامرفيلد مي گويد؛ من مي بايست از رژيم غذايي گوشتي که در خاورميانه و کشورهاي عربي مرسوم بود چشم پوشي مي کردم و از کربوهيدرات ها براي سير کردن خودم بهره مي گرفتم. اين تغيير مسير به سامرفيلد کمک کرد تا شانس حضور در مسابقات دوچرخه سواري استراليا با دوچرخه قديمي خود را به دست آورد. او در اين مسابقات در دسته غيرحرفه يي ها مقام دوم را کسب کرد. سامرفيلد قصد دارد از شمال چين به پايتخت باستاني شيان سفر کند و سپس از استان يونان در جنوب اين کشور خارج شود.

او با توجه به زمان و پول خود تصميم خواهد گرفت که از طريق راه ميانمار و بنگال از چين خارج شود يا از مسير شرقي هنگ کنگ. او مي گويد؛ من براي طي کردن چين حدود 6 ماه وقت تعيين کرده و قصد دارم پس از طي کردن چين وارد امريکا و کانادا شوم.

او قصد دارد روزانه 60 کيلومتر در چين دوچرخه سواري کند و حدود 5 پوند را صرف جا و غذا کند. او با اين برنامه وقت کافي براي بازديد از اماکن تاريخي را خواهد داشت. سامرفيلد تاکنون در ارزان ترين هتل هاي مسير خود اقامت کرده و توانسته از اين طريق پول فراواني را پس انداز کند.

يکي از راه هايي که او پول مورد نياز خود را براي سفرش تهيه مي کند سايت اينترنتي است که گزارش سفرهايش هر روزه در آن قرار مي گيرد. افراد خير و البته کمي هم ماجراجو که مجذوب اقدام جالب او شده اند بخشي از پول اين سفر را تامين مي کنند.

او در طول اين سفر يک چادر، کيسه خواب، اجاق و چندين بطري آب که به بدنه دوچرخه وي متصل مي شوند را همراه خود حمل مي کند.

سامرفيلد مدعي است که از وضعيت جاده هاي چين هيچ اطلاعي نداشته است. او جاده هاي اين کشور را خطرناک ترين مسيرهاي جهان خوانده است زيرا سالانه 245 نفر جان خود را در اين جاده ها از دست مي دهند که متاسفانه اکثر آنها دوچرخه سوار هستند. او با ذکر کمک هاي بي دريغ نيروهاي پليس بيان داشت؛ خدا را شکر، تاکنون وضعيت مسيرها بهتر از حد انتظار من بوده و هيچ اتفاق بدي نيفتاده است. روز گذشته زماني که مشغول پا زدن در يکي از اتوبان ها بودم پليس من را متوقف کرد و بيان داشت که دوچرخه سواري در اتوبان ها ممنوع است. زماني که آنها دريافتند که من علاقه يي به سواري در ماشين پليس ندارم با اسکورت کردن من اجازه دادند تا اولين خروجي با دوچرخه خود در اتوبان سواري کنم.
گوجه فرنگيآن قدرها هم خوب نيست
گروه ترجمه؛ برخلاف اعتقاد عمومي و حتي نتايج برخي تحقيقات قديمي، گوجه فرنگي نقشي در پيشگيري از سرطان پروستات ندارد. پيش تر تصور مي شد که ماده ليکوپن که يک ماده آنتي اکسيدان است مانع از ابتلا به سرطان پروستات مي شود.

يافته هاي جديد محققان در مرکز سرطان شناسي هوجيسنون نشان مي دهد که تئوري قديمي که حاکي از اين بود که ليکوپن به راحتي جلوي سرطان پروستات را مي گيرد صحت ندارد و برعکس مصرف زياد گوجه فرنگي که حاوي مقدار زيادي بتاکاروتن است مي تواند باعث افزايش ابتلا به سرطان تهاجمي پروستات شود. با اين وضع اين دانشمندان مي گويند که بهتر است افراد از مصرف زياد سبزيجات حاوي بتاکاروتن خودداري کنند تا به سرطان پيشرفته و تهاجمي مثانه مبتلا نشوند.

در يک تحقيق بسيار گسترده و طولاني مدت که در آن پزشکان بيست و هشت هزار نفر را از لحاظ ابتلا به بيماري هاي سرطان پروستات، ريه و نيز ميزان کلسترول خون مورد بررسي قرار دادند، هيچ يک از مردان مورد بررسي سابقه يي از هيچ يک از اين دو سرطان را نداشتند. اولين معاينه کلي اين افراد در سال 1993 انجام گرفت و هر ساله اين افراد مورد معاينات تکميلي قرار مي گرفتند و مشخص شد که حتي خوردن منظم و مرتب گوجه فرنگي هم در پيشگيري از ابتلا به سرطان پروستات نقشي ندارد و افرادي که گوجه فرنگي در رژيم غذايي آنها جاي ثابتي دارد از لحاظ ابتلا به سرطان پروستات هيچ تفاوتي با گروه ديگري ندارند.

در مجموع در پي يک دوره دوازده ساله از مجموع 28 هزار فرد مورد بررسي 1320 نفر به سرطان پروستات مبتلا شدند و تنها مساله يي که کشف شد اين بود که افرادي که در رژيم غذايي آنها بتاکاروتن زيادي وجود داشته بيشتر از سايرين به سرطان پروستات مبتلا مي شوند. در عين حال مصرف بيش از حد بتاکاروتن مي تواند باعث افزايش ابتلا به سرطان ريه هم بشود.

دکتر الريکه پيترز پزشک ارشد انجام اين تحقيق مي گويد؛ «شايد نتيجه تحقيق ما خيلي ها را ناراحت کند اما به هر حال تحقيق ما با رعايت کليه اصول و با در نظر گرفتن يک جامعه با هدف گسترده و نيز رعايت تمام قوانين علمي صورت گرفت و ما بايد نتيجه آن را اعلام کنيم... در مجموع ما به اين نتيجه رسيديم که ليکوپن نقشي در پيشگيري از سرطان پروستات ندارد و خوردن گوجه فرنگي به صورت خام يا در سس هاي گوجه فرنگي يا پخته نقشي در جلوگيري از ابتلا به سرطان پروستات ندارد.

دکتر پيترز با اشاره به مصرف زياد مواد خوراکي حاوي بتاکاروتن و حتي مصرف قرص هاي حاوي بتاکاروتن توسط افراد عادي مي گويد؛ «مردم بايد کاملاً در مورد مصرف بيش از حد بتاکاروتن دقت کنند، مصرف بي رويه و بدون تجويز پزشک اين ماده نه تنها مفيد نيست بلکه کاملاً مضر است و بايد از آن خودداري کرد. با مصرف بيش از حد اين ماده احتمال افزايش ابتلا به سرطان هاي ريه و پروستات به وجود مي آيد، در ضمن هرچه مصرف اين ماده بيشتر باشد احتمال ابتلا به اين سرطان ها بيشتر است.» دکتر کارل مانزيا، از گروه سرطان شناسي دانشگاه بالنيور مي گويد؛ «اين تحقيق نشان داده است که با مصرف يک ماده غذايي نمي توان از ابتلا به سرطان جلوگيري کرد، شايد تنها راه جلوگيري از سرطان استفاده از يک شيوه زندگي مناسب و ورزش منظم، خواب کامل و آرامش اعصاب است... در مورد رژيم غذايي هم بايد گفته شود که استفاده از مواد غذايي طبيعي بدون هورمون مي تواند يک توصيه عالي براي جلوگيري از ابتلا به سرطان باشد.»
عناوين اين صفحه
قوانين مهاجرت امريکا،خانواده هاي مکزيکي را متلاشي مي کنند
نبرد خونين با مواد مخدر
بزرگ ترين دزدي انگلستان توسط يک پيرزن
اتمام تحريم 88 ساله گلف بازان آلماني
سفر دور دنيا با قديمي تريندوچرخه تاريخ
گوجه فرنگيآن قدرها هم خوب نيست

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام