شنبه، 5 خرداد 1386 - شماره 13402
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: كتاب
در معرفي کتاب «قلندريه در تاريخ» نوشته محمدرضا شفيعي کدکني
رخسار قلندريه

عليرضا غلامي

کتاب ارزشمند «قلندريه در تاريخ» (دگرديسي هاي يک ايدئولوژي) در روزهاي نمايشگاه کتاب امسال منتشر شد. اين کتاب تحقيقي مهم و با ارزش است با اين حال در طول نمايشگاه از سوي رسانه ها توجهي به آن نشد. حتي به اندازه يک معرفي کوتاه هم در بخش هاي کتاب خبرگزاري ها خبري از آن روي خروجي ها نرفت. از طرف ديگر خود ناشر هم چندان جنب و جوشي براي تبليغ و معرفي آن از خود نشان نداد.استاد شفيعي کدکني در اين کتاب به جنبش قلندريه در ساحت هاي مختلف پرداخته است. حوزه هاي مذهب، تصوف، اجتماع، سياست، ادبيات و زبان ساحت هايي است که شفيعي کدکني جنبش قلندريه را از آن منظر ها بررسي کرده. بيشترين تمرکز استاد در اين اثر بررسي جنبش قلندريه تا اوايل دوره صفويه است، با اين حال تحولات اين جنبش در دوره هاي بعد را مي توان به صورت پراکنده و جسته و گريخته در اين کتاب پيدا کرد. در اين کتاب بحث درباره قلندريه در 67 فصل جداگانه پي گرفته مي شود. ترتيب اين فصل ها طوري است که خواننده با خواندن دو فصل اول مي تواند بقيه فصل ها را نه به ترتيب که بنابر نياز خود دنبال کند. شفيعي براي طرح بحث ابتدا به توصيف چهار جريان فکري مهم در خراسان قرن سوم مي پردازد. «کرامتيه» با پيشوايي شخصي به نام محمدبن کرام و «ملامتيه» با پيشوايي حمدون قصار از يک سو، «صوفيه» با نمايندگي بايزيد بسطامي و «اصحاب فتوت» به سرکردگي نوح عيار نيشابوري از سوي ديگر چهار جريان تاثيرگذار در خراسان آن روز به شمار مي آيند. شفيعي درباره اين چهارگروه مي نويسد؛ «اين چهار خط مشي روحي و اجتماعي و فرهنگي و طبعاً سياسي، کم و بيش صبغه يي از زهد و تصوف دارند. از سوي ديگر هر يک از اين چهار جريان روحي در مرکز آموزش هاي خود اصولي از فتوت را که عياران و جوانمردان بر آن تکيه و تاکيد داشته اند رعايت کرده اند.» با اين حال هر يک از اين مجموعه «تپش هاي تاريخي» وجوه اشتراک و افتراقي داشته اند. شفيعي کدکني با شرح مبسوط و در عين حال مختصري خواننده را در جريان اوضاع فکري خراسان قرن سوم قرار مي دهد. اما اين بحث قلندر و قلندريان در اين کتاب از بحث درباره واژه و معناي آن شروع مي شود. شفيعي با شواهد گوناگون که قديمي ترين آنها مربوط است به يک رباعي عاميانه قرن چهارم سعي مي کند ثابت کند قلندر تا قرن هفتم اسم مکان بوده مثل مسجد، مدرسه و ميخانه. کساني را هم که آنجا آمد و شد داشته اند قلندري مي ناميده اند. شفيعي سال 44 در توضيح اين بيت «بر بربط من نه زير مانده ست و نه بم- تا کي کوي قلندري و غم غم» که ابوسعيد ابوالخير در اوايل قرن پنجم آن را در يکي از مجالس خود خوانده نوشته؛ «گويا قديمي ترين مورد استعمال کلمه قلندري در ادبيات فارسي همين رباعي باشد که احتمالاً از سروده هاي پايان قرن چهارم است و شايد هم قديمي تر. اصل کلمه قلندر به معني اسم مکان بوده است.» (اسرار التوحيد، جلد دوم، ص 510) نکته جالب اينجاست که شفيعي براي تصحيح و تعليقات اسرارالتوحيد به گفته خودش 20 سال تحقيق کرده بود و همان سال 64 در همان سال در همان صفحه نوشته بود؛ «نگارنده اين اوراق جست وجوي مفصلي در باب قلندريه دارد که به زودي منتشر خواهد شد.» و حالا بعد از 22 سال از گذشت آن تاريخ و تمام سخت کوشي هاي استاد باز هم قديمي ترين شاهد «قلندر» در ادبيات فارسي همان يک رباعي است. اين کتاب ارزشمند هم همان جست وجوي مفصل است که قرار بود به زودي منتشر شود، اما نکته ديگري هم هست و آن نظر استاد فروزانفر درباره اين کلمه قلندر» و سابقه تاريخي آن است؛ «قلندر از اواخر قرن پنجم در فارسي پيدا شده و ريشه و اصل آن معلوم نيست، ولي ظاهراً اصل اين کلمه سنسکريت بايد باشد.» فروزانفر اين جملات را در تفسير مصرع «نه هرکه سر بتراشد قلندري داند» در دهه چهل گفته است. سال قبل از او هم اديب پيشاوري سال 1307 هـ . ق در حاشيه تاريخ بيهقي که چاپ سنگي شده بود همين نظر را داشته. به هر حال بعد از گذشت 120 سال از نخستين بحث ها درباره اين واژه هنوز هم هيچ قطعيتي در باب ريشه آن وجود ندارد. کاري که شفيعي انجام داده و مهم محسوب مي شود اين است که شاهد کاربرد قلندر را نسبت به آنچه فروزانفر گفته حدود صدسال عقب تر برده به طوري که با چند دليل جامعه شناختي بيتي را که ابوسعيد در قرن پنجم در مجلس خود خوانده مربوط به قرن چهارم دانسته است.



از قلندري تاريخي تا قلندري اسطوره يي

از اين به بعد با تحقيق استاد شفيعي بايد بين قلندر تاريخي و آن قلندر اسطوره يي شعر فارسي تفاوت قائل شد؛ «قلندر تاريخي در مجموع چهره يي منفي و منفور دارد. حال آنکه قلندر اسطوره يي يا قلندر شعر سنايي و عطار و حافظ چهره يي ملکوتي و فراتر از حد انسان دارد.» شفيعي در جاي ديگر اين مساله را بهتر روشن مي کند؛ «ذهن و ضمير جامعه ايراني به ويژه هنرمندان و شاعران بزرگ ما امثال عطار و سنايي و مولوي و حافظ از اين چهره هاي متمايل به شکستن تابوها اندک اندک قهرماناني در ذهن خويش آفريده است که با واقعيت اجتماعي و تاريخي ايشان فاصله هاي بسيار دارد. آن چهره ملکوتي قلندر - که در شعر حافظ «خشت زير سر و بر تارک هفت اختر پاي» دارد - هيچگونه نسبتي با واقعيت تاريخي و اجتماعي قلندريه عصر حافظ ندارد اما حافظ در جهان آرماني خويش چنين تبلوري به کلمه قلندر داده است که در ذهن خوانندگان شعر او، روز به روز ، عزيزتر و قدسي تر و ارجمندتر مي شود.»

اما گشت و گذار سياسي قلندريان و روابط آنها با حکومت از بخش هاي ديگر کتاب تحقيقي «قلندريه در تاريخ» است. رفتار قلندريان گاه به گونه يي بوده که حاکمان دوره هاي مختلف نسبت به آنها بي اعتنا بوده اند و اين رفتار حاکمان نشان مي داده که آنها در جامعه خود بي اعتبار بوده اند. گاهي هم سرشان را به راحتي به باد مي داده اند. نمونه آن رفتار هولاکوخان است در سال 658 هـ . ق با آنها. وقتي سلطان به سمت سوريه و بين النهرين رفته بوده در مسير حران تعدادي از اين درويشان قلندري را مي بيند. هولاکو از خواجه نصيرالدين طوسي مي پرسد «اينان کيان اند؟» خواجه هم در جواب او مي گويد؛ «فضله هايي در جهان». هولاکو هم همان جا دستور مي دهد که آن فضله ها را بکشند. اعتقادات ديني و بعضي گرايش هاي سياسي و اقتصادي در طول تاريخ هم تغييراتي در سر و شکل قلندريان به وجود آورده. گاهي علما و حاکمان آنها را مجبور مي کرده اند که ريش خود را در حوزه جغرافيايي آنها نتراشند و الا هم مجازات مي شده اند و هم اخراج. با اين حال هميشه وضع بر اين منوال نبوده. در قلمرو جغرافياي اسلامي برخي از سلاطين و حاکمان رفتار احترام آميزي با آنها داشته اند تا جايي که براي آنها «قلندرخانه» يا «زاويه قلندريه» ساخته اند. خود اين قلندريان هم در دوره هايي آنقدر انديشه دريوزگي نداشته اند و در بعضي ادوار براي تصاحب قدرت سياسي به تکاپو افتاده بوده اند که اين جنب و جوش ها عمدتاً در دوران صفويه بوده است.



گشت و گذار قلندريان در کوچه هاي جامعه اسلامي

«هر نظام تثبيت شده يي همواره جمعي طرفدار و عده يي مخالف دارد. آنها که طرفدار نظامند مي کوشند که از تابوهاي آن نظام پاسداري کنند و بر حرمت آنها روز به روز بيفزايند و آنها که در جهت مخالف نظام مي انديشند همواره مترصدند تا به گونه يي رخنه در اعتبار اين تابوها کنند و ناظر شکستن تابوها باشند، يا خود به اين کار اقدام مي کنند يا اگر کسي اين کار را عهده دار شد، آنها به ستايش و تشويق و تقدير از او مي پردازند.» شفيعي برپايه اين نظر به سراغ قلندريه و واکنش هاي آنها نسبت به تابوهاي جامعه مي رود. اين قلندريه از نوع دوم بوده اند و تمايل به شکستن تابوهاي جامعه داشته اند. از طرف ديگر تشويق هم مي شده اند. مساله ديگر در باب اين قلندريان سر و وضع صورت آنها است که شفيعي يک فصل را به آن اختصاص مي دهد. خود مساله تطور و دگرديسي اين ريش و ابروي قلندريان از بحث هايي است که به اندازه خود جنبش دچار دگرديسي شده. کار تراشيدن ريش از طرف قلندران ظاهراً هميشه مورد سوال و تجسس طالب علمان و فقيهان بوده. يک بار از ابن تيميه (م 728) درباره «اين قلندريه که موي زنج خويش را مي تراشند» پرسيده بودند و او پاسخ داده بود؛ «اين قلندريه که ريش خود را مي تراشند، اهل ضلالت و جهالتند و بيشترين ايشان کافر به خداي و رسولند.» تراشيدن موي سر، ريش و ابرو جزء اصول اوليه قلندريان به حساب مي آمده، با اين حال در دوران صفويه ماجرا ديگر کاملاً برعکس مي شود. کسي ابرو که نمي تراشد هيچ بلکه موي سر و ريش را به حال خود رها مي کند تا افشان شود.استاد شفيعي در فصلي با عنوان «از ميراث فصالان کرامي» با زباني طنزآلود در عرصه تحقيق ميراث به ابتذال کشيده شده جنبش قلندريه را در دوره يي متاخر بررسي مي کند. او در اين فصل عناصر آئين گدايي يا قلندري را از روي يک رساله مربوط به قرن 11 تجزيه مي کند. ظاهراً قلندريان در دوره صفويه و بعد از آنها تجهيزاتي تمام براي تشريفات گدايي داشته اند. قلندري را در نظر بگيريد با موهاي بلند و کلاهي بر آن، خرقه يي شايسته تشريفات گدايي بر تن، عصا و جاروبي در دست، کمربندي بر کمر و بارکش کولي در کوچه هاي عصر صفويه راه مي رود و البته غير از اينها کدو مطبخ، سفره و اقسام لباس فقر هم جزء ملزوماتش به شمار مي آمده. شفيعي در همين فصل به يک بحث اجتماعي جامعه اسلامي مي پردازد و آن فصالي و گدايي از سوي کراميان در قرن پنجم و از سوي قلندريه در عصر صفويه است.



رخسار شرعي قلندريه

استاد شفيعي کدکني در يک بحث جالب به موضوع ريشه هاي تعاليم قلندريه پرداخته است. اين موضوع در يک فصل پي گرفته نشده و در چند فصل مي توان يک تصوير روشن از ريشه هاي تعاليم آنها را به دست آورد. در فصل چهارم دامنه اين تاثيرپذيري را از مزدکيان گرفته و تا دوره صفويه آن را کشانده. اين دگرديسي جنبش قلندريه تا آنجا پيش مي رود که رنگ شيعي به خود مي گيرد و با آنچه که در دوره هاي نخستين اين جنبش وجود داشته تفاوت هاي زيادي دارد. از قرون نهم و دهم هجري به بعد اين جنبش قلندريه آنگونه که استاد شفيعي آورده يک «وجه غالب» داشته و آن گدايي است و يک مقداري هم «تشريفات» براي توجيه آن گدايي. رفتار قلندريه به گونه يي بوده که به قول نويسنده در همان نگاه اول از ديدگاه ارباب شريعت محکوم است. «با اين همه صبغه ملامتي کار ايشان و حرمتي که ملامتيان نيشابور در نظر اهل عرفان داشته اند سبب شده که بعضي از ارباب شريعت با ايشان برخوردي محتاطانه داشته باشند ولي اکثريت ايشان به چشم تکفير در قلندريه نگريسته اند.»

---

کتاب مستطاب «قلندريه در تاريخ» علاوه بر تحقيق هاي ارزشمند استاد شفيعي يک سفينه يي از رساله ها، نامه ها و ديوان هاي مرتبط با رفتار ها و آئين جنبش قلندريه نيز هست. فصل 64 ديوان اسراري است. اين ديوان اسراري را «سيبک نيشابوري» ساخته و بر اساس نوع پارودي يا نقيضه است. نقيضه «آن است که قالب يا سبک يک متن پيشين را در جهت خلاف آن به کار گيريم که غالباً تبديل اسلوب جد است به هزل و شوخي». پيش از سيبک نيشابوري کساني مثل عبيد زاکاني و سجاق اطعمه و محمود قادري شيرازي نقيضه هاي خود را در مورد غذا و لباس نشان داده بودند. سيبک هم هنر خودش را در اين ديوان در مورد اسرار که منظورش حشيش است و بي ارتباط با جنبش قلندريه نيست نشان مي دهد.علاوه بر اينها شفيعي در فصلي جداگانه واژه نامه زبان قلندري را جمع کرده است. اين واژه نامه مي تواند راهگشاي خيلي از پژوهشگران درباره آيين قلندريه باشد. چيزي حدود 900 واژه مفرد، کنايي و ترکيبي در اين فصل به ترتيب الفبايي آورده شده. او درباره اين لغات مي نويسد؛ «آنچه از واژگان ويژه ايشان در متن هاي قلندري و وابسته به آن باقي مانده است، بي گمان بخش ناچيزي از دايره لغوي ايشان است. با اين همه در زبان فارسي معاصر صبغه کم رنگي هنوز از حضور ايشان را مي توان مشاهده کرد. بي گمان کلمات و کناياتي از نوع «کتک زدن»، «دک کردن»، «پرسه زدن»، «از سکه افتادن» و «پاتوق / پاتوغ» چيزهايي است که از زبان ايشان وارد زبان فارسي عمومي شده است.»کتاب «قلندريه در تاريخ» مجموعه يي از نورهاي پراکنده است در فصول مختلف که بر زواياي تاريک يک جنبش بحث برانگيز تمدن اسلامي افکنده شده. شفيعي از سال 1344 آن طور که خودش در مقدمه خيلي از کتاب هايي که در اين چند دهه منتشر کرده نوشته به دنبال چند موضوع در فرهنگ و تمدن ايران بعد از اسلام بوده. اين موضوعات يکي ابوسعيد ابوالخير بوده و ديگري قلندريه. ظاهراً همه چيز از مهرماه سال 1344 در يک کلاس شروع مي شود. استاد بديع الزمان فروزانفر سر کلاس دکتري ادبيات فارسي دانشجوي باهوش و خستگي ناپذير خودش را به دنبال اين دو موضوع مي فرستد. فروزانفر چند سالي بعد از اينکه اين تکليف را به شاگردش مي دهد خودش به سفر آخرت مي رود و شفيعي هم در طول اين چهل و چند سال در سفر و حضر به دنبال انجام آن تکليف بوده. جست وجوي اين دو موضوع پاي شفيعي کدکني را به بسياري از مباحث ديگر فرهنگ و تمدن ايران دوره اسلامي مي کشاند. او در اين سال ها بهترين تحقيقات را در باب تصحيح آثار فريباي عطار انجام داده و ميراث بسياري از مشايخ، عارفان و شاعران خراسان قبل از حمله مغول را خيلي دقيق و روشمند در معرض قضاوت محققان قرار داده است.قرار است تا پايان تابستان امسال مجموعه آثار عطار غير از تذکره الاوليا منتشر شود. از سوي ديگر شفيعي کدکني سال ها است که از انتشار چند کتاب مهم ديگر نيز که تحقيقي به شمار مي آيند سخن گفته؛ سبک شعر فارسي، جانب عرفاني مذهب کراميه، زبان شعر در نثر صوفيه و با چراغ و آينه (چشم انداز شعر ايران در قرن بيستم).

درباره کتاب «تب تند امريکاي لاتين»
گزارش داغ از امريکاي لاتين

نيوشا دبيري؛

دو سال قبل از اينکه مارکز جايزه نوبل را بگيرد از او پرسيده بودند؛ دلت براي گزارش نويسي تنگ نشده؟ مارکز هم مثل هميشه دست ها را تکان داده بود و گفته بود؛ چرا، خيلي... الان دلم مي خواهد يک گزارش از لهستان تهيه کنم... ولي خب لهستان الان سرد است و من روزنامه نگار راحت طلبي هستم. مارکز نه آن سال و نه هيچ وقت ديگر گزارشي ننوشت و هيچ وقت هم به لهستان نرفت. سال ها از آن ماجرا گذشت و يک گزارشگر لهستاني پا به سرزمين مارکز گذاشت و از کوچه پس کوچه هاي هاوانا شروع کرد. از شيلي و کلمبيا عبور کرد و به آرژانتين رسيد. در اين سفر که سال ها طول کشيد مکزيک و ونزوئلا را هم فراموش نکرد و «تب تند امريکاي لاتين» حاصل اين سفرها است.اين کتاب يک گزارش مفصل است راجع به کشورهاي امريکاي لاتين و وضعيت سياسي آن. اين امريکاي لاتين واقعاً جاي عجيبي است. همه مردم سياست زده هستند. از طرف ديگر هر چند وقت يک بار يا کودتا مي کنند يا انقلاب مي کنند. نويسنده ها فقط نويسنده نيستند. خودشان يک پا ديپلمات هم هستند. از ميگل آنخل آستورياس بگير تا مارکز و يوسا و فوئنتس و ده ها نويسنده سرشناس ديگر. خود مارکز همانقدر که به ادبيات امريکاي لاتين و اسپانيايي زبان خدمت کرده به انقلاب پدرسالار امريکاي لاتين هم خدمت کرده.کتاب تب تند امريکاي لاتين، يک گزارش تنها نيست. يک نگاه عميق جامعه شناختي امريکاي لاتين است. هم به رفتار هاي مردمش توجه کرده و هم به کارهاي دولتمردانش و تقريباً چيزي را از قلم نينداخته. «دموسلاوسکي» گزارشگر و روزنامه نگار لهستاني با خيلي از روشنفکران امريکاي لاتين مصاحبه کرده و نظر آنها را از وضعيت آن کشور ها پرسيده. ديدگاه هاي کارلوس فوئنتس در کنار ماريو بارگاس يوسا، اوکتاويو پاز و خيلي هاي ديگر لابه لاي فصل ها چيده شده اند. يک پرونده 15 صفحه يي هم براي نويسنده معروف کلمبيائي، گابريل گارسيا مارکز، درست کرده تا دليلي براي کار هاي سياسي او پيدا کند. آخر بايد دليلي باشد که کسي مثل مارکز مثل يک سخنگوي کارکشته توجيه کننده تمام کارهاي پدرسالار باشد.شايد هيچ کجاي دنيا به اندازه امريکاي لاتين نويسنده سياستمدار نداشته باشد.به قول «کارلوس فوئنتس»؛«مي دانيد يک وقتي همه ما در امريکاي لاتين براي پيروزي انقلاب کوبا و استقرار حکومت کاسترو هورا مي کشيديم. بعد مساله عامل خارجي پيش آمد. ديگر هيچ جوري نمي شد خودمان را گول بزنيم. اين ديگر انقلاب نبود، ديکتاتوري سرکوبگري بود.»«تب تند امريکاي لاتين» با ديگر گزارش ها فرق مي کند و يک گزارش خطي نيست. شيوه روايت گزارش از نکته هايي است که آن را از ديگر گزارش ها متمايز کرده است. هم از تاريخ معاصر امريکاي لاتين مي گويد و هم از سياست و روشنفکران آن . در اين کتاب درباره «کاسترو» و «پرون» مي خوانيم و از «آلنده» و «پينوشه» و منم بالولا و فوجي موري و پشت پرده کارهاي شان نکته هاي جالب مي آموزيم و درمي يابيم که منتقدان حکومت را چگونه شکنجه مي کردند.نخبه ها و مقامات را چگونه مي ربودند و فساد فراگير چگونه منطقه را رو به تباهي برده و مي برد، جنبش ها را چگونه سرکوب مي کردند و ده ها مساله حاد ديگر از چيزهايي است که دموسلاوسکي با دقت و ريزبيني در گزارش داغ خود به آنها پرداخته است.

شايد اين چيزها باشد که کتاب را شايسته دريافت جايزه ادبي ورشو کرده باشد.

«مرگ خادمين کليسا» نوشته پي.دي. جيمز
مثل نام گل سرخ
عباس کريمي

از قديم گفته اند سالي که نکوست از بهارش پيداست. بهار آثار ادبي امسال خوب شروع شده است، اميد که همين گونه ادامه يابد. «مرگ خادمين کليسا» رماني از نويسنده انگليسي پي.دي.جيمز است که هفته گذشته روانه بازار نشر شد. اين کتاب نخستين داستان پليسي نشر مجال است و طبق گفته ناصر فولادي نصب، مدير اين نشر، دو کتاب ديگر از اين نويسنده و آثاري از آگاتا کريستي در ادامه چاپ اين کتاب منتشر خواهد شد.

صومعه خطرناک، کشيش هاي مقتول

«مرگ خادمين کليسا» در سال 2001 نوشته شده است و جيمز پس از آن تنها دو کتاب ديگر با اسامي «اتاق جنايت» (2003) و« فانوس دريايي» (2005) را در کارنامه خود دارد.اين موضوع «مرگ خادمين کليسا» را در رده آثار جديدتر ادبي دنيا قرار مي دهد و ترجمه آن در کشور غنيمتي براي ادب دوستان به ويژه علاقه مندان آثار ادبي پليسي به شمار مي رود.داستان اگرچه در رده کلاسيک «قاتل کيه؟» قرار مي گيرد اما شيوه نگارش متفاوت نويسنده و به ويژه مخلوق ادبي خاص او يعني بازرس آدام دالگلايش که نوعي کارآگاه - شاعر محسوب مي شود، آن را نسبت به آثار نظير متفاوت مي کند.داستان با مرگ چارلز در صومعه يي ساحلي آغاز مي شود. چارلز پسر سر آلرد است و از آنجا که پدرش اصرار بر يافتن قاتل دارد، دالگلايش به آن صومعه که روزگاري را با پدر خود در آنجا گذرانده است پا مي گذارد تا قاتل را بيابد و از اينجا است که قتل هاي بعدي اتفاق مي افتد...جيمز اين داستان را در 80 سالگي نوشته است و به دليل پختگي، مسائلي چون اختلاف هاي طبقاتي و فرهنگي را در کنار باورهاي مذهبي مطرح مي کند تا خواننده را به تفکر وادارد.داستان به نوعي «نام گل سرخ» امبرتو اکو را تداعي مي کند، اما هرچه داستان اکو به زيرساخت هاي اجتماعي و فرهنگي و سخت گيري هاي بيهوده مسيحيت اشاره مي کند، داستان جيمز به مذمت جنايت و انگيزه هاي رواني فردي که منجر به ناهنجارهاي اجتماعي مي شود توجه دارد. در واقع، داستان اکو، بهانه يي براي گفتارهاي فلسفي، اجتماعي است، در حالي که رمان جيمز به طبيعت پنهان انسان ها و بيماري هاي رواني منبعث از اين درون مي پردازد.

جيمز در ايران

پي. دي.جيمز را در ايران کمتر مي شناسند. تنها کتابي که پيش از اين، از وي به چاپ رسيده، «انگيزه هاي غيرطبيعي» با ترجمه خسرو سميعي در سري سياه طرح نو است. بينندگان شبکه دوم نيز سال ها پيش سريال برج سياه را ديده اند که اقتباسي از کتاب برج سياه جيمز در سال 1975 است. خواندن «مرگ خادمين کليسا» مي تواند خواننده را با اين نويسنده بيشتر آشنا کند به ويژه اينکه اثري ديگر از اين نويسنده توسط نشر نيلوفر زير چاپ است که «شغلي نامناسب براي يک بانو» نام دارد. جدا از آنکه دو داستان ديگر از اين نويسنده با برگردان رويا شاملو، توسط نشر مجال منتشر خواهد شد.

ديگر آثار نويسنده

صورتش را بپوشانيد (1962) اولين رمان جيمز است با کارآگاه اسکاتلندي اش که آدام دالگلايش نام دارد.

ذهن جنايت (1963)، انگيزه هاي غيرطبيعي (1967)، کفني براي نايتينگل (1971)، قتل هاي بزرگراه راتکليف، 1811 (1971)، مرگ يک شاهد خبره (1977)، جمجمه زيرپوست (1982)، مزه مرگ (1986)، روش ها و آرزوها (1990)، فرزند انسان (1992)، گناه اصلي (1994) و يک حکم مقرر (1997) ديگر آثار پي.دي.جيمز را تشکيل مي دهند. آخرين فيلمي که از کتاب جيمز اقتباس شده است، فرزند انسان يا آدميزاد با بازي مايکل کين و جولين مور در سال 2006 است.پي.دي.جيمز را پس از آگاتاکريستي، ملکه جنايت معاصر لقب داده اند. وي از سال 1971 تاکنون 11 جايزه ادبي ربوده است که جايزه ادبي دبليو. اچ. اسميت براي کتاب «مرگ خادمين کليسا» در سال 2002 از آن جمله است.
عناوين اين صفحه
رخسار قلندريه
گزارش داغ از امريکاي لاتين
مثل نام گل سرخ
زنان تروا منتظر مجوز
«اگر من زرافه بودم» منتشر شد
صدور مجوز دفتر شعر محمدعلي بهمني
بررسي حسين پاينده از«چيستي رمان»
انتشار کتاب جديدي از «گائو شين جيان»

زنان تروا منتظر مجوز
ايسنا؛ «زنان تروا» با ترجمه عبدالله کوثري همچنان در انتظار کسب مجوز نشر است. اين نمايشنامه اثر سنکا، يک سال و نيم است که براي کسب مجوز ارائه شده است. به اعتقاد کوثري، اين نمايشنامه اثر مهمي است؛ چرا که تاکنون از سنکا - تراژدي نويس يوناني - چيزي در ايران منتشر نشده است و کسي او را به عنوان تراژدي نويس نمي شناسد. همچنين «آئورا» نوشته کارلوس فوئنتس با بازنگري کوثري در ترجمه منتشر شد. او اين اثر را در سال 63 توسط نشر تندر منتشر کرده اما حالا آن را با بازنگري تاز ه يي توسط نشر ني به چاپ رسانده است. کوثري همچنان مشغول ترجمه رمان «باغ همسايه» نوشته خوزه دونوسه است، که گفت، اين کتاب را چهار ماهي به دليل مشغله هاي ديگر کنار گذاشته بود، اما به تازگي دوباره ترجمه آن را شروع کرده است. اين مترجم همچنين يادآور شد؛ با اين وضع چاپ کتاب ها، به چاپ رمان اميدي ندارم؛ چرا که با اين وضع اگر رماني را ترجمه کنيم، به آن ضربه خواهد خورد. اين رمان را چون شروع کرده بودم و نصفه مانده بود، مي خواهم تمام کنم؛ اما با اوضاع فعلي هنوز هيچ تصميمي براي ترجمه اثر ديگري نگرفته ام.


«اگر من زرافه بودم» منتشر شد
ايسنا؛ کتاب «اگر من زرافه بودم» با ترجمه بابک شهاب منتشر شد. عنوان اين اثر برگرفته از يکي از قصه هاي کتاب و به شکل يک آنتولوژي کوتاه و مختصر است. مترجم در مقدمه اين اثر تعريفي از ژانر قصه داده و جايگاه آن را در تاريخ ادب روس مشخص کرده است. به گفته شهاب، در اين کتاب، آن دسته از قصه هايي گنجانده شده که در ايران ناشناخته ترند و از همين رو ممکن است جاي نويسندگاني مثل تولستوي که آثارش بارها در ايران چاپ و تجديد چاپ شده است، خالي باشد. اين کتاب در مجموع از دو بخش تشکيل شده است؛ قصه هاي کوتاه مردمي روس که مولف مشخصي ندارند و از نسل هاي پيشين به شکل روايت هايي شيرين دهان به دهان به انسان امروزي رسيده اند و ديگر، قصه هايي که نويسندگاني مشخص و شناخته شده دارند؛ داستان هايي از نويسندگاني مثل الکساندر آفاناسيف، الکساندر پوشکين، فيودور سالاگوپ، يوگني زامياتين، يوري دروژنيکف، فليکس کريوين، لودميلا پتروشفسکايا و ايگور گرگنريودر. همچنين «ساده چون صداي گاو»، ترجمه شعرهاي ماياکوفسکي از شهاب، به تازگي مجوز نشر دريافت کرده و به زودي توسط نشر مينا منتشر خواهد شد. «آنتولوژي شعر روس» اثر ديگري از اين مترجم است که در انتظار چاپ به سر مي برد. در اين اثر که از منابع روسي گردآوري و ترجمه شده، از قبل از زمان درژاوين، که از شاعران کلاسيک روسيه است، تا زمان حال بررسي شده است. شعرهايي از شاعران روس به همراه بيوگرافي هر شاعر، مکتب هاي ادبي در روسيه و بررسي عصر طلايي و نقره يي روسيه از بخش هاي مختلف اين کتاب هستند. مجموعه يادشده به گفته مترجم، از سه سال پيش در نشر ثالث در انتظار چاپ است اما هنوز براي انتشار آن اقدامي صورت نگرفته است. ترجمه «تاريخچه موسيقي راک» نيز با ترجمه اين مترجم به تازگي توسط نشر آهنگ منتشر شده است. اين اثر نوشته جرجي پاسکال است که از زمان پيدايش موسيقي راک تا دهه 70 را بررسي مي کند. از بابک شهاب آثار ديگري نيز در حوزه ادب روس انتشار يافته که عبارتند از «به سلامتي خانم ها» (مجموعه آثار کوتاه آنتوان چخوف)، «آقايي از سان فرانسيسکو» (مجموعه داستان هايي از ايوان بونين، نويسنده معروف روسي و برنده جايزه نوبل ادبي 1933 که سال گذشته نامزد جايزه کتاب سال در بخش ترجمه ادبيات داستاني معرفي شد) و «خروس، دريا و خورشيد» (مجموعه يي از داستان هاي کوتاه نويسندگان روسي).


صدور مجوز دفتر شعر محمدعلي بهمني
مهر؛ مجوز انتشار کتاب شعر «چتر براي چه؟ خيال که خيس نمي شود» دربرگيرنده سروده هاي محمدعلي بهمني بعد از يک سال صادر شد.بهمني «چتر براي چه؟ خيال که خيس نمي شود» را بعد از کتاب «اين خانه واژه هاي نسوزي دارد» توسط نشر دارينوش منتشر کرده است. اين کتاب هنوز در بازار توزيع نشده است.اين شاعر با اشاره به محتواي دفتر مجموعه تازه خود گفت؛ غزل در حال حاضر وضعيت مطلوبي دارد و ويژگي ها و برخي دلشوره هاي پيرامون آن کاملاً طبيعي است. آنچه اهميت دارد اين است که غزل در تمام دوران خاصه دنياي امروز ماندگاري خود را حفظ کرده است.محمدعلي بهمني در حال حاضر تاليف دو دفتر شعر ديگر را هم در دست دارد که تا پايان امسال منتشر مي کند. اين مجموعه اشعار که هنوز نام مشخصي ندارند گزيده يي از شعرهاي وي از سال 84 تا امروز را تشکيل مي دهند. اين کتاب ها را دارينوش منتشر خواهد کرد.


بررسي حسين پاينده از«چيستي رمان»
مهر؛ دومين نشست از سلسله نشست هاي تخصصي مرکز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس با عنوان «رمان چيست؟» برگزار مي شود. در اين نشست که با همکاري گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس برگزار مي شود، دکتر حسين پاينده مدير گروه نقد ادبي و ادبيات تطبيقي مرکز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي درباره رمان سخنراني خواهد کرد.در اين سخنراني ضمن مروري بر تاريخچه پيدايش اين قالب ادبي، ويژگي ها و عناصر رمان به عنوان يک نوع ادبي تبيين خواهد شد و سپس رئاليسم و مدرنيسم به منزله دو شکل عمده نگارش رمان مورد بحث قرار خواهد گرفت.اين نشست ساعت 15 روز يکشنبه ششم خرداد در دانشکده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس واقع در تقاطع بزرگراه جلال آل احمد و چمران، دانشکده علوم انساني، طبقه اول، تالار شکويي برگزار مي شود.


انتشار کتاب جديدي از «گائو شين جيان»
مهر؛ «گائو شين جيان» نويسنده چيني و برنده جايزه نوبل در سال 2000 آخرين کتاب خود را با عنوان «مساله يي براي ادبيات» منتشر کرد. اين کتاب مجموعه مقالاتي درباره ادبيات است. از نظر «گائو» هنر موضوعي درباره حيات و مرگ است. او در اين اثر به کليه ويژگي هاي ادبيات اعم از مدرنيسم تا پست مدرنيسم، ارتباط ادبيات با دنياي واقعي، ادبيات و متافيزيک و تاثير زبان در ادبيات پرداخته است.وي معتقد است؛ خيال و تصوري که از احساسات زيبايي شناسانه فارغ شود، از تجربه هاي حقيقي زندگي دور شده و به ضعف منجر مي شود. گائو در ادامه مي افزايد؛ ادبيات خودش را در تغييرات بي وقفه فرم گم مي کند و اين روند منجر به قطع ارتباط با حيات حقيقي مي شود. من به فرم اهميت مي دهم اما به زندگي حقيقي و حقيقت بيشتر بها مي دهم.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام