يكشنبه، 6 خرداد 1386 - شماره 1403
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
در همايش اصلاح طلبان بررسي شد
بازخواني کارنامه دو دولت

گروه سياسي، معصومه ستوده؛ حاميان اصلاحات روز گذشته گردهم جمع شده بودند تا پيروزي اين جريان را پس از ده سال بررسي کنند. اين گردهمايي در دفتر جبهه مشارکت با دعوت شاخه جوانان اين تشکل سياسي برگزار شد و بار ديگر تاريخ دولت اصلاحات بازخواني شد و نقد دولت نهم در ميان اظهارات سخنرانان اين نشست رخ نمايي کرد. سعيد حجاريان، تئوريسين جبهه مشارکت به دليل وضع جسمي اش اندک سخن گفت، اما حضور و نظراتش محور سخنان ساير سخنرانان شد.در ابتداي اين مراسم، سعيد حجاريان عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت با اشاره به فرصت هاي زندگي گفت؛ «گاه فرصت هايي وجود دارد که انسان نبايد آن را از دست بدهد و بايد آن را مغتنم بشمرد. اگر فرصت از دست برود ديگر امکان ندارد آن فرصت تکرار شود و بايد اين فرصت ها را غنيمت شمرد.»وي در ادامه تصريح کرد؛ «گاه فرصت هاي خاصي رخ مي دهد انسان بايد فرصت طلب باشد نه به معناي بد آن. بلکه بايد از فرصت ها استفاده کرد. در زندگي جمعي انسان ها نيز همين طور است و فرصت اصلاح جامعه از اين موارد است. يکي جنبش انقلاب اسلامي و ديگري دوم خرداد بود که فرصت خوبي براي اصلاحات بود.»مدير مسوول روزنامه صبح امروز تصريح کرد؛ «بايد پرسيد دوم خرداد اصلاحات سلبي بوده است يا ايجابي؟ البته من بيشتر به طرح سوال پرداختم و اميد است پاسخ به اين سوال داده شود.»در پايان سخنان سعيد حجاريان، از سوي محسن ميردامادي به او ده شاخه گل داده و از زحمات او تقدير شد.سپس عبدالله رمضان زاده قائم مقام دبيرکل جبهه مشارکت به سخنراني پرداخت و اين گونه سخن خود را آغاز کرد؛ «من از آقاي حجاريان خواستم که بگويد در چه موردي بايد سخن بگويم که ايشان گفتند در مورد وضعيت اخير بگوييد.» او سپس ادامه داد؛ «در پايان سال 75 کشور از نظر نظامي در حال آماده باش کامل بود و تهديدات خارجي به اوج خود رسيده بود، به خصوص اتهاماتي عليه ايران در مورد انفجارهايي در عربستان. همچنين بيشتر کشورهاي اروپايي در ايران سفير نداشتند و بيشتر در سطح مديرکل ها روابط حاکم بود.» وي افزود؛ «تحول در سياست خارجي بعد از دوم خرداد به وجود آمد. خارجي ها دريافتند که کشور وارد مرحله جديدي در تصميم گيري شده است، در نتيجه در اثر گفتمان اصلاح طلبي، روش تقابل جاي خود را به روش تعامل داد. به همين جهت از روز دوم خرداد 76 تا اواسط تير 84 هيچ تهديد خارجي متوجه ايران نشد.»سخنگوي دولت خاتمي تصريح کرد؛ «مفهوم عدالت در روابط خارجي معنايي ندارد و شکل گيري شوراي امنيت براساس عدالت نيست. اما با وجود اين مسائل ما پذيرفتيم که امکان ايجاد ارتباط، تعامل و چانه زني با قدرت هاي خارجي وجود ندارد و اين اصل مبناي اساسي دولت اصلاحات قرار گرفت.»

وي در ادامه گفت؛ سياست خارجي وسيله و ابزاري براي تحقق اهداف يک ملت است و ما بايد بپذيريم که عزت ملت ايران بايد در صحنه بين المللي حفظ شود و به گونه يي رفتار شود که همگان دريابند که ايران کشوري صاحب منطق است و نمود اين رفتار در برخورد با همسايگان ايران متجلي شد.» استاندار کردستان در دولت اول خاتمي تصريح کرد؛ «در دوران اصلاحات به راحتي ايران توانست با عربستان پيمان امنيتي ببندد که البته اين مساله سال ها بود که امکان نداشت. اين مهم به خاطر اعتمادسازي در داخل و خارج از کشور بود. بنابراين در آن دوران کسي که نمايندگي ملت ايران را داشت پيشنهادي را ارائه کرد که توانست جلوي جنگ طلبان را بگيرد و بحث گفت وگوي تمدن ها عزتي را براي ايران فراهم کرد؛ اگرچه بحث گفت وگوي تمدن ها در ايران با بي مهري زيادي مواجه شد.»وي در مورد روابط تجاري ايران با کشورهاي ديگر گفت؛ «روابط تجاري ايران از 120 کشور به 170 کشور رسيد و ريسک اقتصادي نيز کاهش يافت. چرا که نرخ ريسک اقتصادي از 4 به 6 رسيده بود و کاهش حق بيمه را براي ايران به ارمغان آورد اما امروز اين ريسک اقتصادي افزايش يافته است و بايد پرسيد که اين حق بيمه را از سر سفره چه کساني برداشتند و به خارجي ها پرداخت کردند.؟،»وي با اشاره به پردرآمد بودن دولت نهم در سال گذشته گفت؛ «دولت با وجود اين درآمد با نرخ تورم زياد مواجه است و نرخ رشد اقتصادي کاهش يافته است. سياست خارجي درها را به سوي ملت ايران بسته است و قطعنامه تحريمي عليه ايران صادر شده است.»عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت افزود؛ «در دولت اصلاحات منافع ملي ايران بر هر چيزي ارجحيت داشت.»پس از رمضان زاده، مصطفي تاج زاده ديگر عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت تريبون را در اختيار گرفت و گفت؛« راه نجات ايران انتخاب آزاد، مقابله با انحصار قدرت و به عبارتي انتخاب دموکراسي در خانه است.»وي در ادامه گفت؛« در حال حاضر با مساله گفتارهاي مشکل افزا روبه رو هستيم، يعني هر سخنراني براي ايران يک مشکل ايجاد مي کند.»اين عضو شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي افزود؛« وحدت ملي بايد با گذر از ايران براي همه ايرانيان اجرايي شود. شعار نجات بخش ايران تبديل معاند به موافق است که برخلاف مشي فعلي دولت است.»تاج زاده در ادامه تصريح کرد؛

« در دوره اصلاحات رفتار نهادهاي حکومتي تغيير کرد و اصلاح شد.»وي در مورد برخي گرايش هاي سياسي گفت؛« برخي سوسيال ديکتاتور هستند و برخي ليبرال ديکتاتور؛ برخي مدافع بازار آزاد هستند و برخي مدافع سياست هاي سوسياليستي.» وي با اشاره به دغدغه هاي اصلاح طلبان ادامه داد؛« اصلاح طلبان دغدغه اين را دارند که انتخابات آزاد برگزار شود. در حال حاضر چشم اندازي به جز اصلاحات با تحميل هزينه هاي سنگين براي ايران وجود ندارد و اميد است که ايران عزت خود را به دست آورد.» تاج زاده تاکيد کرد؛« دوم خرداد يک حرکت ملي بود و اصلاحات کم هزينه ترين راه براي حفظ تماميت ارضي کشور است.»پس از او، شيرکوند عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت به ميدان ارائه نظرات خود آمد و با اشاره به عملکرد اقتصادي دولت خاتمي گفت؛« دولت خاتمي از موفق ترين دولت ها بوده است که اين مساله تاکنون سابقه نداشت. زيرا به لحاظ نرخ سرمايه گذاري و کاهش ريسک، روند اقتصادي ايران روند رو به تکاملي بود.»وي افزود؛

« قانون سرمايه گذاري کشور تغيير يافت و قانون جديدي تدوين شد و حتي براي شکوفايي اقتصادي قانون هاي اقتصادي اصلاح شد. در دولت خاتمي موانع توليد رو به کاهش بود و ضريب ريسک کاهش يافت و حقوق شهروندي اگر چه در حوزه سياسي بيشتر مطرح بود، اما تاثير شگرفي در اقتصاد کشور داشت.»شيرکوند با اشاره به اينکه دولت نهم در اصل در سال 83 قدرت را در دست گرفت و اين تفکر در سال 83 وارد مجلس شد، افزود؛

« اين تفکر بنيان هاي اقتصادي متزلزل کرد و رفتاري که با قراردادهاي خارجي صورت گرفت، تمام سرمايه گذاري خارجي را به چالش کشيد.»وي با اشاره به اينکه امنيت سرمايه گذاري به خطر افتاده است، تصريح کرد؛«مجلس هفتم اقداماتي را انجام داد که بعدها دولت صريح تر در مورد آن اقدام کرد و روندي که مجلس هفتم آغاز کرد، موجب افول رشد اقتصادي شد.» وي در ادامه افزود؛ «در دولت نهم، منويات مجلس هفتم دنبال شد، هر چند اکنون از دولت انتقاد مي کنند. اما با همراهي خود با دولت موجب کاهش رشد اقتصادي شدند و دولت نهم منحني رو به صعود اقتصاد کشور را که رشد خوبي داشت تنزل داد.»

شيرکوند با اشاره به ويژگي هاي دولت گفت؛ «متاسفانه دولت نهم اعتراف کرد که به هيچ يک از آموزه هاي علم اقتصاد و آمارها پايبند نيست و با تمام آموزه هاي اقتصادي خداحافظي کرده است که نمود آن در تصميم گيري دولت هويدا است.» وي افزود؛ «دولت نهم در مسير خود تمام تجربه کشور را کنار گذاشته و به ابهامات و اکتشافات و شهودي که رئيس دولت دارد، بسنده مي کند. نگاه به علم اقتصاد در دولت نهم به گونه يي است که رئيس دولت از تمام نزديکان خود را بي نياز مي داند و به جاي تمام کارشناسي ها به خود رجوع مي کند و حتي در اعلام تصميمات خود هيات دولت را در جريان قرار نمي دهد.» شيرکوند تصريح کرد؛ «در دولت نهم يک نفر به جاي همه تصميم مي گيرد و آن را اعلام مي کند در حالي که دولت نهم به خود اجازه مي دهد که حتي براي بانک هاي خصوصي نيز تصميم گيري کند.»وي در ادامه گفت؛ «نقطه مقابل سياست هاي دولت خاتمي در دولت نهم اين است که اين دولت فکر مي کند با تزريق پول مشکلات کشور حل مي شود. اما با وجود تزريق 45 ميليارد دلار به اقتصاد کشور که رقمي بي سابقه بود، قدرت جذب آن در بازار وجود نداشت.بايد گفت که در سال 84 و 85 به اندازه کل تاريخ کشور پول به اين اقتصاد تزريق شده است.» شيرکوند تصريح کرد؛ « در مورد مبارزه با فساد، دولت آقاي خاتمي موفق ترين دولت بود، چون توانست قانون مبارزه با پولشويي را تصويب کند و بهترين و کارآمدترين ابزار براي مبارزه با فساد پولشويي است و هر کس که به بانک مراجعه کرد بايد اعلام کند که منبع اين پول از کجا است.» وي با اشاره به ناامن کردن فضاي اقتصادي گفت؛ «برخورد با فعاليت هاي اقتصادي و برخورد با بيمه ايران فقط به ناامن کردن فضاي اقتصادي انجاميد و هيچ چيزي نصيب کشور نشد.» اين همايش در حالي برگزار شد که حاميان دولت اصلاحات به دفاع از اين دولت پرداختند و دولت نهم را نقد کردند و همچنان بر منش دولت محمد خاتمي پاي فشردند.

درآستانه ديادر لاريجاني وسولانا صورت گرفت
چانه زني اتمي آژانس وشوراي امنيت

گروه سياسي،مريم جمشيدي؛ روز جمعه، روز پرترافيکي به لحاظ ديپلماتيک در برخي از کشورهاي اروپايي محسوب مي شد. از يک سو مقامات کشورهاي امريکا، فرانسه، انگليس و ژاپن نشست انتقادي خود را در وين با محمد البرادعي مديرکل آژانس انرژي اتمي برگزار کردند تا وي را از گفتن سخناني که ممکن است به تلاش براي متوقف کردن برنامه هسته يي ايران آسيب برساند، برحذر دارند و از سوي ديگر، جواد وعيدي معاون دبير شوراي عالي امنيت ملي کشورمان نيز با ديپلمات هاي تروئيکاي اروپا ديدار کرد تا مقدمات نشست لاريجاني و سولانا را فراهم کند.البرادعي که چهارشنبه گذشته گزارش خود را درباره وضعيت فعاليت هاي هسته يي ايران جهت ارائه به شوراي امنيت منتشر کرد، چند روز قبل تر در گفت وگويي با نيويورک تايمز اظهار کرده بود، ايران به دانش لازم براي غني سازي اورانيوم دست يافته است، لذا شايد بايد به ايران اجازه داد برخي بخش هاي غني سازي را حفظ کند، بنابراين تلاش ها بايد بر جلوگيري از توليد اورانيوم در حد صنعتي معطوف شود.به دنبال مطرح شدن چنين سخناني بود که امريکا، فرانسه، آلمان و انگليس ضمن ناخشنودي از البرادعي، اعلام کردند که به زودي شکايت خود را رسماً به وي ابلاغ خواهند کرد.با اين حال، به رغم انتشار گزارش البرادعي و تاکيد او بر اينکه وضعيت پرونده هسته يي ايران رو به وخامت دارد، دولت امريکا نه تنها از پيگيري شکايت خود منصرف نشد بلکه از متحدان اروپايي خود نيز خواست در اين اعتراض رسمي با وي همراه باشند.در همين باره خبرگزاري فرانسه به نقل از برخي از ديپلمات ها گزارش داد که مقامات امريکا و نمايندگان فرانسه، انگليس و ژاپن با مديرکل آژانس بين المللي انرژي هسته يي ديدار کرده و او را از گفتن سخناني که ممکن است به تلاش جامعه بين المللي براي متوقف کردن برنامه هسته يي ايران آسيب برساند بر حذر داشتند. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، در اين ديدار که به نقل از يکي از ديپلمات ها بسيار طولاني بود، نمايندگان اين چهار کشور به سخناني که البرادعي اخيراً در گفت وگو با روزنامه ها درباره ايران گفته بود اعتراض کردند. يک ديپلمات ديگر با دوستانه خواندن اين ديدار گفت؛ ما درباره اهميت همکاري کامل ايران با آژانس و پيروي از تمامي الزامات آن به توافق رسيديم. مقامات آژانس از اظهارنظر در اين باره خودداري کردند.

به گفته اين ديپلمات ها، يکي از مسائل قابل توجه در اين ديدار عدم حضور آلمان بود؛ کشوري که به رغم دنبال کردن خط مشي امريکا درباره ايران راهبرد ملايم تري دارد. يک ديپلمات ديگر که همانند دو ديپلمات ديگر خواست نامش فاش نشود، گفت؛ منصفانه است که انتظار داشته باشيم يک مقام عالي رتبه سازمان ملل از قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل حمايت کند. يک ديپلمات هم افزود؛ البرادعي تنها مي خواهد راجع به آنچه به نظر وي مي تواند به اين بحران پايان دهد صادق و صريح باشد.

وي افزود؛ البرادعي شديداً به اصول و اخلاقيات و پيروي از وجدان خود پايبند است و همواره بر لزوم واقع بين بودن درباره توانايي هاي ايران در توليد سوخت هسته يي تاکيد کرده است. يک ديپلمات ديگر گفت؛ موقعيت کنوني همانند موقعيتي است که قبل از جنگ عراق پيش آمد هنگامي که البرادعي گفت به زمان نياز دارد تا بتواند وجود سلاح هاي کشتار جمعي در عراق را تاييد کند، اما کسي به حرف هاي وي توجهي نکرد و امريکا به عراق حمله کرد. اين ديپلمات افزود؛ مثل اين است که جريان عراق مجدداً در حال تکرار شدن است. به جاي آنکه سياست شان را با واقعيت ها هماهنگ کنند مديرکل آژانس را سرزنش مي کنند. همچنين تام کيسي سخنگوي وزارت خارجه امريکا در اين باره گفت؛ نمايندگان امريکا، انگليس، فرانسه و ژاپن علاوه بر ابراز نگراني از حرف هاي البرادعي درباره برنامه هسته يي ايران بر تداوم حمايت خود از قطعنامه هاي شوراي امنيت سازمان ملل درباره برنامه هسته يي ايران تاکيد کردند. کيسي افزود؛ همگي به توافق رسيدند که ايران بايد فعاليت هاي غني سازي اورانيوم خود را متوقف کند. خبرگزاري رويترز نيز به نقل از يک ديپلمات انگليسي گزارش داد؛ ما با صراحت درباره نگراني هاي خود پيرامون لزوم توقف کامل برنامه هسته يي ايران با البرادعي صحبت کرديم و تاکيد کرديم که اظهارنظرهاي او در موقعيت فعلي کمک زيادي به شرايط موجود نمي کند.

سخنگوي وزارت خارجه فرانسه گفت؛ البرادعي اين حق را دارد که عقايد خود را به صراحت بيان کند.

وي گفت؛ در برخي موارد موضع ما با موضع البرادعي کاملاً يکسان نيست؛ بنابراين ما همانند ساير نمايندگان در وين موضع خود را ابراز کرديم. وي در پاسخ به اين سوال که آيا فرانسه هنوز به البرادعي اطمينان دارد، گفت؛ ما اختيارات و صلاحيت او را زير سوال نمي بريم.

از سوي ديگر همزمان با ديدار مقامات کشورهاي غربي با البرادعي در آستانه تشکيل نشست شوراي امنيت درباره برنامه هسته يي ايران و نحوه انتخاب گام هاي بعدي ديگر مقامات عالي رتبه اروپايي نيز با يک همتاي ايراني خود ديدار کردند. به گزارش آسوشيتدپرس افراد مذکور به منظور تلاش براي جلوگيري از بحران بر سر خودداري از تعليق غني سازي اورانيوم اين ديدار را انجام دادند.آسوشيتدپرس افزود؛ تمرد هسته يي ايران که به تازگي در گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي که به شوراي امنيت ارسال شد، مستند شده است، زمينه را براي تحريم هاي بيشتر شوراي امنيت عليه تهران مهيا کرده و يک مقام اروپايي نسبت به انتظارات بيش از حد درخصوص گفت وگو هاي روز جمعه هشدار داد. بر اساس اين گزارش، آنها اين طور عنوان مي کنند که اين نشست در نشان دادن اقدام مشترک در تلاش براي بازگشت به مذاکرات بر سر برنامه هسته يي ايران به منظور جلوگيري از تحريم هاي بيشتر و تشديد احتمالي بحران نشست مثبتي بود. هدف جلسه روز جمعه که در بروکسل برگزار شد، آماده کردن زمينه براي نشست دهم خرداد در مادريد ميان علي لاريجاني، مذاکره کننده ارشد هسته يي ايران و خاوير سولانا، رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا بود. اين نشست دومين نشست لاريجاني - سولانا با فاصله حدود يک ماه است. مقام اروپايي ياد شده گفت که در اين نشست جواد وعيدي، معاون لاريجاني و کارمندان دولتي انگليس، فرانسه و آلمان حاضر بودند که به طور مستقيم به وزيران امور خارجه کشورهاي متبوع شان گزارش مي دهند. هم چنين دستيار ارشد سولانا نيز در اين مذاکرات حاضر بود.قبل از نشست لاريجاني و سولانا قرار است فردا اولين مذاکره رسمي و مستقيم ايران و امريکا بعد از 27 سال در بغداد برگزار شود.

هرچند از سوي طرفين گفته شده که مذاکره مذکور محدود به عراق است و برنامه هسته يي تهران جايي در آن ندارد، اما به نظر مي رسد که نتيجه اين ديدار که سه روز قبل از ديدار سولانا و لاريجاني برگزار مي شود، مي تواند بر ميزان موفقيت نشست آن دو تاثير بگذارد.در همين باره يک ديپلمات عالي رتبه به آسوشيتدپرس گفت که برخي مقامات وزارت امور خارجه اکنون قصد دارند به تعريف سفت و سختي درخصوص آنچه تعليق را شامل مي شود فکر کنند. وي گفت که چنين تعريف جديدي اجازه خواهد داد برخي دستگاه ها برجا باشند و بدون تزريق مواد کار کنند. آسوشيتدپرس نوشت؛ ممکن است اين مصالحه - به علاوه توافق براي درصد تعليق - براي ايران قابل پذيرش باشد و مبنايي براي مذاکرات جديد باشد.به گزارش ايسنا متکي ديروز پس از ديدار و گفت وگو با همتاي سريلانکايي خود در کنفرانسي مطبوعاتي به سوالات خبرنگاران داخلي و خارجي پاسخ داد و با اشاره به پيام هايي که در روزهاي اخير وزارت خارجه دريافت کرده است، گفت؛ از برخي از اعضاي 1«5 پيام هايي را مبني بر اينکه سولانا را ترغيب مي کنند تا با نگاهي سازنده وارد مذاکرات با ايران شود، داشته ايم. متکي ادامه داد؛ ما اميدواريم در چارچوب هايي که از گذشته درباره آن صحبت شده است دور جديد مذاکرات با هدف حل و فصل مساله هسته يي ايران دنبال شود.وي همچنين درباره احتمال درخواست سولانا در مذاکرات 10 خرداد از لاريجاني گفت؛ اجازه بدهيد اين مذاکرات انجام شود زيرا نمي توان گفت در اين مذاکرات چه چيزي مطرح خواهد شد.در عين حال خبرگزاري مهر به نقل از روزنامه اينترنتي آلماني «نت تريبون» خبر داد که نمايندگاني از دولت هاي اروپايي روز جمعه در بروکسل - پايتخت بلژيک - به بحث و رايزني درباره موضوع هسته يي ايران و رويکرد آتي اتحاديه اروپا در اين زمينه پرداختند.

البرادعـي ميان دو دعــوا
احمد شيرزاد

آقاي البرادعي از موضعي نسبتاً مستقل تلاش دارد دو طرف موضوع هسته يي ايران را به هم نزديک کند و از شدت تنش ها کم کند. اين موضعي است که از ابتدا ايشان اتخاذ کرده و معمولاً در رسانه هاي ايران، به عنوان مواضع دو پهلو البرادعي ياد مي شود. ايشان از يک طرف تلاش داشته به ايران فشار بياورد تا اولاً در برنامه هسته يي خودش تجديدنظر کند و ثانياً ادامه بازرسي ها را تسهيل کند و به سوال هايي که از طرف بازرسان آژانس در ايران مي شود پاسخ قانع کننده بدهد. علاوه بر اين آقاي البرادعي تلاش داشت تا ايران را متقاعد کند از طرح ميانه مثل طرح سوئيس و روسيه و امثال اينها پيروي کند. از سوي ديگر آقاي البرادعي سعي دارد به غربي ها فشار آورد که واقعيت هاي ايران را بپذيرند و قبول کنند که به نوعي بايستي با ايران به توافق برسند. فراموش نکنيم آقاي البرادعي برنده جايزه صلح نوبل است و دوست دارد که اين موضع خودش را در جامعه جهاني حفظ کند. به همين دليل پرهيز ندارد از روش هايي که نهايتاً او را به عنوان زمينه ساز نوعي تهاجم به يک کشور عضو سازمان ملل قلمداد کنند. به نظر من در اين مساله جديد آقاي البرادعي تلاش داشت به کشورهاي غربي و اعضاي دائم شوراي امنيت اين مطلب را القا کند که اگر مي خواهيد جلوي هسته يي شدن ايران را بگيريد ديگر دير شده و کار از کار گذشته است.

آقاي البرادعي سعي داشت با القاي اين مطلب کشورهاي غربي را در مسيري قرار دهد که سعي کنند با يک قدرت جديد هسته يي در سطح منطقه يي به توافق برسند. به نظر من اين بيشتر يک تاکتيک سياسي از طرف البرادعي بوده براي حصول توافق بين طرفين چون به لحاظ فني واقعيت اين است که فناوري هسته يي در هر مرحله اش يک نوع توانايي است و مي شود تصور کرد که مراحل غيرقابل توقف و غيرقابل بازگشت در اين فناوري وجود دارد. ايران يا هر کشور ديگر به هر سطح از فناوري هسته يي که برسند مي شود يک نوع فناوري و توانايي نسبي تلقي کرد که در عين حال با يک توانايي مطلق که در آن هر کاري قابل انجام باشد فاصله دارد.

ظاهراً اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل و کشورهاي امريکا، فرانسه و ژاپن معتقدند که آقاي البرادعي بيش از حد اختيارات و وظايف خودش در محتواي ماجرا وارد شده و اظهارنظرهايي کرده که در حد اعضاي شوراي امنيت بوده است. از ديد آنها وظيفه آقاي البرادعي اين بوده که بازرسي ها از تاسيسات هسته يي ايران را هدايت کند و در موقع لازم که از او خواسته شده به شوراي امنيت سازمان ملل و شوراي حکام آژانس گزارش ارائه کند. در مورد اخير از ديد شوراي امنيت گزارش آقاي البرادعي فقط بايد پاسخ روشني به اين سوال باشد که آيا ايران خواسته هاي آژانس و شوراي امنيت را پذيرفته يا نه؟ که خوب روشن است ايران نپذيرفته است و گزارش کوتاه آقاي البرادعي هم به وضوح و صراحت اين نکته را ذکر کرده. در حال حاضر آقاي البرادعي در شرايط بسيار دشواري قرار گرفته چون هم رسانه هاي رسمي ايران او را به خاطر گزارش رسمي اش محکوم مي کنند و هم دولت هاي غربي او را به خاطر اظهارنظرها و مصاحبه هايش محکوم مي کنند. در مجموع مي شود گفت اين صلح دوست جهاني و برنده جايزه صلح نوبل در تاکتيک اخير با شکست مواجه شده است چرا که هر يک از دو طرف بازي (ايران و غرب) تلاش دارند بي توجه به اظهارنظر ايشان سياست خود را ادامه دهند.

به نظر من صورت قضيه براي آينده تا حدي روشن است. اعضاي شوراي امنيت به خصوص امريکا صراحتاً ايده دبيرکل آژانس انرژي اتمي را قبول ندارند و بر سر آن نيستند که به دليل افزايش تعداد سانتريفوژها به ايران امتياز دهند. از ديد آنها (حداقل از موضع گيري هاي رسمي و تبليغات آنها بر مي آيد) افزايش سانتريفوژها فقط به معناي افزايش تخلف ايران از قطعنامه شوراي امنيت است و اين موقعيت مجددي را در سطح تبليغاتي براي آنها ايجاد مي کند که ايران را در محاصره سياسي و تبليغاتي بيشتري قرار بدهند و سپس با استفاده از فضاي ايجاد شده سطح بالاتري از مجازات و تحريم ها را در قطعنامه هاي بعدي عليه ايران پيشنهاد دهند. البته با توجه به عکس العملي که از ايران تاکنون ديده اند بعيد است که انتظار تاثير تعيين کننده و کوتاه مدتي داشته باشند. به نظر مي رسد تاکتيک آنها اين است که اين روند را ادامه دهند تا فشارها عليه ايران روز به روز بيشتر شود و نهايتاً در روند مذاکرات بتوانند ايران را به قبول خواسته هاي شان وادارند، اما از سمت ايران مساله نوع ديگري برداشت مي شود. به نظر مي رسد که مسوولان سياسي ايران افزايش تعداد سانتريفوژها در نطنز را به معني يک فرصت جديد براي امتيازگيري تلقي مي کنند و انتظار دارند در مذاکراتي که در پيش رو است، چه مذاکرات بغداد که به طور مستقيم ممکن است به مسائل هسته يي ارتباط پيدا کند و چه مذاکرات لاريجاني - سولانا در دهم خرداد ماه از پيشرفت هاي فني حاصل شده در عرصه سياسي زمينه چيني کنند.

به بيان ديگر انتظار مقام هاي سياسي ايران آن است که بتوانند با برگ سانتريفوژهاي افزوده شده بازي سياسي موفق تري را با طرف مقابل انجام دهند و تا جايي که امکان داشته باشد از او امتياز بگيرند و به نوعي توافق برسند، اما آنچه که مي شود اظهارنظر کرد آن است که بايد منتظر ماند و ديد که آيا افزايش تعداد سانتريفوژها قادر است شرايط بهتري را در عرصه سياسي براي ايران رقم بزند يا صرفاً برگي بر برگ هايي که از ديد اعضاي شوراي امنيت، پرونده تخلفات ايران محسوب مي شود اضافه خواهد کرد. تصور مي کنم براي پاسخ به اين سوال لااقل بايد چند هفته صبر کرد.
گفت وگو با غنيمي فرد درباره مذاکرات ايران، هند و پاکستان در تهران
بررسي شرايط صلح گازي در ميهماني گازي

گروه اقتصادي، رويا خالقي؛ دور جديد مذاکرات اجراي خط لوله ايران- هند- پاکستان (IPI) امروز در حالي در تهران آغاز مي شود که تعيين فرمول قيمت گاز در نشست قبلي در ميهمانسراي نفت از سوي سه کشور نهايي شد. اگرچه اعلام اين فرمول از سوي مقامات مذاکره کننده ايران محرمانه عنوان شد اما مقامات هند و پاکستان بلافاصله پس از عزيمت به کشورشان از اعمال تخفيف 30 درصدي در قيمت گاز صادراتي ايران خبر دادند.

هر چند وزارت نفت بلافاصله ادعاي مقامات دو کشور را مبني بر کاهش 30 درصدي تکذيب مي کند و براي تاييد ادعاي خود مي گويد؛«در آخرين دور مذاکرات خط لوله صلح در تهران بين سه کشور ايران، هند و پاکستان تنها بر سر فرمول پيشنهادي شرکت مشاور توافق شد و صحبت از تفاهم بر سر قيمت مشخص با روح کلي مذاکرات مغايرت دارد.»

اظهارات به ظاهر متفاوت مقامات گازي ايران با مقامات گازي هند و پاکستان باعث سردرگمي مردم است. از آن رو که هنوز پرونده قرارداد گازي کرسنت به دليل مشکل بر سر قيمت گاز و البته احتمال دريافت رشوه باز است. پس در چنين شرايطي انتظار از گروه مذاکره کننده اين است که مردم را غير خودي تلقي نکرده و با اعلام کامل و شفاف توافقات، زمينه هاي سوءبرداشت را از ميان بردارند. حجت الله غنيمي فرد رئيس هيات مذاکره کننده ايراني در اين پروژه مي گويد؛ مطمئن باشيد هيچ چيزي را از ملت خود کتمان نمي کنيم، اما وقتي قراردادي به سطح بين المللي مي رسد براساس مقررات محرمانه مي شود.

اما آنچه از گزارش هاي مربوط به اين پروژه قديمي برمي آيد و در مصاحبه هادي نژاد حسينيان- رئيس قبلي هيات مذاکره کننده ايراني- بارها بر آن تاکيد شده بود اين است که قيمت گاز تحويلي به اين پروژه در مرز ايران به پاکستان نبايد حدوداً از قيمت گاز تحويلي در مرز ايران به ترکيه کمتر باشد. بر اين اساس فرمول زير براي تعيين قيمت گاز به هندي ها و پاکستاني ها ارائه شده بود. قيمت گاز در هر زمان=10 درصد قيمت برنت در آن زمان « 2/1. براساس فرمول بالا و با فرض قيمت نفت برنت 60 دلار قيمت گاز حدود 2/7 دلار براي هر ميليون BTU خواهد شد اين در حالي است که پيشنهاد هند و پاکستان 2/4 دلار بود.

اما طبق گفته مقامات هند و پاکستان در جلسه اخير، نماينده ايران با فرمول زير براي تعيين قيمت گاز توافق کرده است؛ قيمت گاز در هر زمان= 3/6 درصد قيمت نفت ژاپن در آن زمان « 15/1. با اين فرمول و با توجه به اينکه قيمت نفت ژاپن از برنت کمتر است ولي اگر آن را 60 دلار هم در نظر بگيريم طبق فرمول جديد، قيمت گاز 93/4 دلار براي يک ميليون BTU خواهد شد که 5/31 درصد از قيمت پيشنهاد قبلي وزارت نفت کمتر است.

بنابراين به نظر مي رسد اظهارات هندي ها و پاکستاني ها چندان بيراه نباشد و در مقابل اظهار مقامات ايراني...

به هر حال همين نکته است که موجب واکنش بسياري از تحليلگران و حتي رئيس هيات مذاکره کننده قبلي مي شود چرا که معتقدند با اجراي اين فرمول 80 ميليارد دلار از درآمد نفتي کشور طي 25 سال به جيب هندي ها و پاکستاني ها مي رود. در هر صورت کارشناسان ارشد سه کشور ايران، هند و پاکستان از امروز با حضور در ايران بر سر ميز مذاکره مي نشينند تا بتوانند در مدت چهار روز مقدمات يک توافق نهايي را تا ماه ژوئن (تيرماه) فراهم کنند. حجت الله غنيمي فرد مدير امور بين الملل شرکت ملي نفت و رئيس هيات مذاکره کننده ايران در اين پروژه در آستانه نشست تهران به سوال هاي «اعتماد» پاسخ مي دهد.

آقاي دکتر با توجه به پنجمين دور مذاکرات ايران، هند و پاکستان در تهران تهديدات امريکا مبني بر انصراف هند و پاکستان از اين پروژه به اوج رسيد ضمن اينکه در جديدترين اقدام از سلسله تلاش هاي امريکا در مقابله با اجرايي شدن خط لوله صلح، سناتور امريکايي به هند هشدار داد که نيازهاي انرژي خود را به جاي ايران از طريق امريکا تامين کند. چه ميزان موضع جديد امريکا مي تواند در جهت اجرايي اين پروژه مثمرثمر باشد؟

مقامات هند و پاکستان بارها و بارها اعلام کردند در همکاري خود با ايران به هيچ وجه تحت فشار امريکا قرار نمي گيرند پس بنا بر اظهارات اين دو کشور به نظر نمي رسد تهديدات امريکا تاثيري بر اجراي اين پروژه داشته باشد و سه کشور به مذاکرات خود مبني بر اجراي هر چه سريع تر پروژه ادامه خواهند داد.

خبرهايي مبني بر از سرگيري اختلافات هند و پاکستان شنيده مي شود که بي شک بي تاثير بر اجراي پروژه نخواهد بود، نظر شما در اين مورد چيست؟

در اين زمينه مي توانيد از مقامات هند و پاکستان که فردا(امروز) در تهران حضور پيدا مي کنند بپرسيد، ولي فکر نمي کنم اين موضوع صحت داشته باشد.

آقاي غنيمي فرد، در دور جديد مذاکرات قرار است در مورد چه موضوعاتي صحبت شود؟

جزئيات قرارداد، چرا که قرارداد بندهاي زيادي دارد.

آقاي دکتر با توجه به مهلت توافق شده در آخرين مذاکرات (5 بهمن ماه سال گذشته) قرارداد خط لوله صلح بايد تا 9 تيرماه امسال نهايي شود. چقدر نتايج اين دور مذاکرات بر بستن قرارداد تاثير گذار است؟

همانطور که گفتيد قرارداد اين خط لوله بايد تا 9 تيرماه نهايي شود از اين رو مذاکرات هفته آينده براي دستيابي به نتايج مورد تاييد سه کشور از اهميت خاصي برخوردار است.

به عنوان سوال پاياني، معاون بانک جهاني در امور جنوب آسيا پيش تر اعلام کرده بود که اين نهاد آمادگي دارد در طرح خط لوله انتقال گاز طبيعي ايران به هند از طريق پاکستان سرمايه گذاري کند و در واقع جان تازه يي به اجراي اين پروژه بخشيد با توجه به تغيير رئيس بانک جهاني تاثير آن را بر پروژه چقدر مي دانيد؟

به نظر من نتيجه مستقيم ندارد.

عناوين اين صفحه
بازخواني کارنامه دو دولت
چانه زني اتمي آژانس وشوراي امنيت
البرادعـي ميان دو دعــوا
بررسي شرايط صلح گازي در ميهماني گازي

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام