چهارشنبه، 9 خرداد 1386 - شماره 1406
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه آخر
سخنراني دکتر رضا داوري در دانشگاه تهران
فيلم 300 روياي يونانيان درباره ايرانيان است

گروه فرهنگي، داوود سينايي؛

دکتر رضا داوري اردکاني در جلسه نقد و بررسي نمايشنامه «ايرانيان» اثر ائيسخلوس (آشيل) درباره نسبت اين اثر با فيلم 300 و نقش اين نمايشنامه در شکل گيري تاريخ غربي سخنراني کرد. نمايشنامه ايرانيان ماجراي قشون کشي خشايارشا هخامنشي به يونان است که به شکست لشکر او در تنگه ترمويولوس منجر مي شود، همين مضمون دستمايه فيلم هاليوودي 300 شده است. اردکاني درباره اين فيلم گفت؛ 300 آش شله قلمکار عجيبي است که شايد مورد توجه بچه ها قرار بگيرد، اما براي من جالب است که اين فيلم در غرب با استقبال اهل نظر و مردم قرار مي گيرد. 300 فيلم ضدايراني است بي آنکه مايه يي در آن باشد اما نمايشنامه ايرانيان گرچه از نظر اصول و قواعد نمايشنامه نويسي منسجم نيست و در قالب تراژدي قرار نمي گيرد اثر مهمي است. آشيل شأن شاعري خود را حفظ کرده و با رعايت ادب، نزاکت و قواعد آن را نوشته است.

اردکاني در بخش ديگري از سخنراني درباره اهميت اين نمايشنامه در تاريخ غرب گفت؛ نمايشنامه ايرانيان بنابر تفسير من آغاز خودآگاهي غربي است. اين اثر عجيب با شکست ايرانيان در روياي آتوسا، مادر خشايارشا آغاز مي شود، اما اين رويا در واقع روياي يک شاعر يوناني است که بعدها تبديل به تاريخ شده است. در اين رويا همه يوناني اند و همه چيز يوناني است. حتي بنيانگذار مادها، مدئوس يوناني است و داريوش، آتوسا و خشايارشا هم به خدايان يوناني معتقدند. داريوش در هادس که سرزمين مردگان يوناني است به سر مي برد. ايراني ها هم خود را بربر مي خوانند.اروپا در نمايشنامه ايرانيان از ميتولوژي يوناني بيرون آمد و تاريخي شد. در ايلياد و اوديسه هم نفرت يوناني ها از ايرانيان به چشم مي خورد. مولف کتاب ما و راه دشوار تجدد در بخش ديگري از سخنان خود گفت؛ تعبير روياي آشيل 2500 سال به طول انجاميد. روياها و به خصوص روياهاي تاريخي عيناً محقق نمي شوند، اما عناصري را که امروز در تفکر غربي مي بينيم از آغاز در اين رويا بوده است. از اين جهت آشيل هم مثل آرش کمانگير شعر جان خود را سروده است. او ره آموز مرزگذاري شرق و غرب است. روياي آشيل پيش از آنکه پيروزي غرب باشد شکست آسيا و شرق است، چنانکه وقتي آتوسا از داريوش مي پرسد؛ آتن کجاست؟ او مي گويد؛ در دوردست غرب، آنجا که پادشاه آفتاب غروب مي کند و کسي را برده يا بنده نمي دانند. در بخش ديگري از اين نشست دکتر ميرجلال الدين کزازي ضمن ارائه زندگينامه مختصري از آشيل گفت؛ تاريخ نگاران فرنگي چنان از خودکامگي شرقي ها مي گويند که انگار در غرب با هيچ نمونه يي از استبداد و خودکامگي روبه رو نبوده ايم. در حالي که نرون خودکامه يي است که زماني تصميم گرفت روم را بسوزاند فقط براي آنکه ببيند اگر اين شهر بسوزد چه شکلي مي شود. نرون روم و ساکنانش را به آتش کشيد. ما در بين ددمنش ترين فرمانروايان ايران هم هرگز با چنين پديده يي روبه رو نبوده ايم. آشيل ايران را سرزمين بردگان ناميده است در حالي که در ايران بردگي هيچگاه مثل يونان و روم به صورت يک نهاد اختصاصي نبوده است.

کزازي در اشاره به فيلم 300 گفت؛ مردماني که نيزه شان تا فراسوي جهان مي رفته چگونه ممکن است در برابر 300 يوناني درهم بشکنند. قهرمان آن نبرد، يوناني ها نيستند بلکه تنگه ترموپول است که تنگي اش سپاه ايران را از پيش رفتن باز داشته است. ايرانيان هيچگاه ويرانگر و فرهنگ سوز نبوده اند. چهره يي مانند کوروش بزرگ را در سراسر تاريخ نمي شناسيم. فرمان نامه کوروش آنچنان پيشرفته است که هنوز در سرزمين هاي باختري نتوانسته اند به تمام بندهاي آن پاي بند بمانند.

او در بخش پاياني سخنان خود از برگزارکنندگان اين جلسه خواست که امکاني را فراهم آورند تا اين حرف ها به گوش خارجي ها هم برسد.

گزارش نيويورک تايمز از وضعيت کتابخواني در ايران
خاتمي به ادبيات ايران رونق بخشيد
گروه فرهنگي؛ نيويورک تايمز در شماره دو روز قبل خود در گزارشي به وضعيت کتابخواني طي هشت سال اخير در ايران پرداخته است. در اين گزارش وضعيت نه چندان خوب کتاب در سال هاي ابتدايي هزاره سوم در ايران مورد اشاره قرار گرفته و آمده است که اين وضعيت طي سال هاي بعد، دچار بهبودي محسوسي شده است.

گزارشگر نيويورک تايمز در ابتدا به سفر سال 2000 خود به ايران پرداخته است و به تصوري که نويسندگاني همچون آذر نفيسي در او ايجاد کرده بودند، اشاره مي کند. او بدون هيچ واسطه يي به گفت وگوي يک کتابفروش در تهران اشاره مي کند و در توصيف اين کتابفروشي که از مشهورترين کتابفروشي هاي تهران است آن را به فروشگاه هاي راه آهن يا بين راهي تشبيه کرده است. او در توصيف اين کتابفروشي آورده است؛«به نظرم اين فروشگاه چيزي بين ظرف فروشي، اسباب بازي فروشي و کتابفروشي آمد.» وي مي افزايد؛«اين اشتباه است که گمان کنيم تهران داراي کتابفروشي هاي بزرگ و کتابخانه هاي عمومي فراوان است.»

اينکه خبرنگار نيويورک تايمز، چطور به سرعت به اين نتيجه مي رسد، از آن نکاتي است که جاي بحث فراوان دارد. شايد خريداراني که در آن مدت به فروشگاه مراجعه کرده اند و يک باتري ساعت، يک کارت تبريک و چيزهاي تزئيني خريده اند اين تصور را براي وي ايجاد کرده اند.

خبرنگار نيويورک تايمز که يک ايراني به نام آزاده معاوني است، سپس به سال هاي بعد مي پردازد و معتقد است که تا سال 2005 روند انتشار کتاب و کتابخواني در ايران روند رو به رشدي داشته است. او انتشار و اقبال از کتاب هايي از جمله عرفان هندي و چيني را به مساله مميزي کتاب در ايران مرتبط مي داند و به کتاب هايي همچون «مردان مريخي، زنان ونوسي» اشاره مي کند که از جمله کتاب هاي پرفروش در ايران است. او در اين گزارش از آثار دکتر شريعتي و «بامداد خمار» نيز به عنوان آثار پرفروش ياد مي کند و به رونق نسبي کتاب در يکي دو سال قبل مي پردازد.

وي به مديريت سيدمحمد خاتمي در کتابخانه ملي و دوره رياست جمهوري اش مي پردازد و عنوان مي کند که در اين دوره به تزئينات داخلي کتابفروشي ها توجه بيشتري شده که مي تواند عاملي براي جذب مخاطبان به کتابفروشي ها باشد.

خبرنگار نيويورک تايمز در پايان گزارشش به وضعيت مميزي کتاب در دو سال اخير اشاره کرده است و نتيجه مي گيرد که مميزي مي تواند وضعيت کتابخواني را به سال هاي نه چندان خوب گذشته برگرداند.
10 نقش آفرين برتر سينماي ايران تقدير شدند

گروه فرهنگي؛

برنامه يي که با عنوان «مروري بر نقش هاي ماندگار سينماي ايران» از 15 ارديبهشت ماه شروع شده بود، روز دوشنبه هفتم خرداد با برپايي آيين گراميداشت ده بازي آفرين برتر در تالار فارابي دانشگاه هنر به کار خود پايان داد.اين مراسم با حضور عزت الله انتظامي، فاطمه معتمد آريا، پرويز پرستويي، رضا کيانيان، اکبر عبدي، سيروس تسليمي، کيومرث درم بخش و مسوولان و دانشجويان دانشگاه هنر برگزار شد.رضا کيانيان در اين مراسم درباره رازهاي موفقيت در بازيگري گفت؛ «آرزو نکنيد، بلکه کار کنيد، چون آرزو کردن باعث مي شود کار نکنيد، اما کار کردن باعث مي شود آرزوهاي شما برآورده شود.» عزت الله انتظامي هم که با تشويق هاي ممتد و ايستاده دانشجويان به روي سن رفته بود، گفت؛ «من از سن ده سالگي به لاله زار رفتم و حضور در صحنه تئاتر را تجربه کردم و بعد از آن عشق به بازيگري من را تا الان نگه داشته است.» انتظامي سپس نقل قولي از مسعود کيميايي را آورد که به او گفته تو وقتي صداي دوربين را مي شنوي عوض مي شوي و خودم هم احساس مي کنم که جلوي دوربين حالم خوب مي شود و ديگر آرتروز پايم اذيتم نمي کند. پرويز پرستويي نفر بعدي بود که روي سن رفت و درباره ارتباط بازيگران حرفه يي و نابازيگران در سينما سخن گفت وي سپس خطاب به دانشجويان گفت؛ فقط کار است که آدم ها را نشان مي دهد نه پول است نه پارتي و نه هيچ چيز ديگر.کيومرث درم بخش کارگردان «بوف کور» و «سفر بهاري» هم گفت؛ من افتخار همکاري با پرويز فني زاده را در فيلم بوف کور داشتم. فني زاده خيلي بالاتر از بازيگر بود او بازي نمي کرد، زندگي مي کرد. سيروس تسليمي به بهانه تجليل از بازيگري خواهرش سوسن تسليمي روي سن آمد و يادداشتي از طرف او براي حضار قرائت کرد.فاطمه معتمد آريا بازيگر منتخب بعدي بود که روي سن آمد و گفت؛ من وقتي سال 63 به سينما آمدم همه مي گفتند اين بچه پرروها از تئاتر به سينما آمده اند که چه بگويند.» معتمد آريا سپس به نوعي لمپنيزم پنهاني در شيوه صحبت کردن نسل جوان امروز اشاره کرد و گفت؛ «هيچ وقت نشده که پسرم با من حرف بزند و من دوبار از او نپرسم که چي گفته است.»

اکبر عبدي که ديرتر از بقيه وارد سالن شده بود با تشويق هاي فراوان روي سن رفت و گفت؛ «من اصلاً آدم مهمي نيستم. من در تراشکاري و قالبسازي کار مي کردم و با شانس و پارتي بازي آمدم سينما و حالا خدا را شکر در اين حرفه مانده ام و مورد لطف مردم عزيز قرار گرفته ام.» در ادامه اين مراسم ابتدا از منتقدان نشست هاي بازي آفرينان تقدير به عمل آمد و پس از نمايش فيلم کوتاهي از برنامه هاي برگزار شده حميد دهقان پور و اميد روحاني تنديس هاي بازيگران برتر را به آنها اهدا کردند. گلاب آدينه، آتيلا پسياني و پروانه معصومي هم از بازيگران برتري بودند که در مراسم حضور نداشتند.

تقدير از هوشنگ کاووسي در خانه هنرمندان
گروه فرهنگي؛هوشنگ کاووسي منتقد و نويسنده قديمي سينماي ايران دوشنبه شب طي مراسمي مورد تقدير قرار گرفت. هوشنگ کاووسي منتقد و کارگردان سينماي ايران که در مراسم حضور داشت، گفت؛ من افتخار داشته ام در طول بيش از نيم قرن دانش خود را در خدمت جوانان کشورم قرار دهم و آنان را تا جاي ممکن با رمز و راز اين هنر جادويي آشنا سازم. در اين مراسم علاوه بر پخش پيام ناصر زراعتي درباره هوشنگ کاووسي، شخصيت هايي همچون حميدرضا صدر، احسان نراقي، پري زنگنه، علي دهباشي، سفير فرانسه در تهران و سهراب فتوحي (مدير انجمن دوستي ايران و فرانسه) حضور داشتند.
عناوين اين صفحه
فيلم 300 روياي يونانيان درباره ايرانيان است
خاتمي به ادبيات ايران رونق بخشيد
10 نقش آفرين برتر سينماي ايران تقدير شدند
تقدير از هوشنگ کاووسي در خانه هنرمندان
پيدا و پنهان
دومين کتاب نويسنده افغان در صدر
خودکشي ژاپني
در فيلمسازي همانند «اس ام اس» عمل کنيد
دو بام و يک هوا
نادر مشايخي در جاده چالوس
اکران «سنتوري» با دو ترانه جديد

پيدا و پنهان
ايرنا در معرض تحولات جدي

شنيده شد گروهي از بازرسان رياست جمهوري در خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) مستقر شده اند و از پرسنل اين خبرگزاري تحقيق مي کنند. چند روز پيش نيز خبر داشتيم که معاون خبر، مدير بين الملل و مشاور عالي مديرعامل ايرنا استعفا کرده اند. همچنين گفته مي شود الف. ج از مسوولان سابق تيم خبري رياست جمهوري و عضو سابق بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت به زودي به عنوان معاون خبر ايرنا منصوب مي شود و در آينده يي نزديک سمت مديرعاملي اين خبرگزاري را عهده دار خواهد شد.

طپش، عامل توزيع فيلم ده نمکي

گفته مي شود شبکه جهاني طپش مسووليت توزيع فيلم مسعود ده نمکي به نام اخراجي ها در خارج از کشور را عهده دار شده است. اين شبکه تلويزيوني در لس آنجلس مستقر است.

حمايت دانشجويان از کارگران زنداني

جمعي از دانشجويان دانشگاه هاي تهران در طرحي مشترک اقدام به جمع آوري کمک براي خانواده هاي کارگران زنداني (محمود صالحي، شيث اماني و صديق کريمي) کردند.

اين طرح از روز يک شنبه 6 خرداد با قرار دادن صندوق هاي جمع آوري کمک مالي و همچنين پخش بروشورهاي اين برنامه در دانشگاه تهران آغاز به کار کرد که مورد استقبال دانشجويان اين دانشگاه قرار گرفت.

دانشکده هاي ادبيات و علوم دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتي شريف و دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه به اين طرح پيوستند.

در دانشکده هاي ادبيات و علوم دانشگاه تهران اين اقدام با ممانعت و برخورد حراست مواجه شد و دو تن از دانشجويان به ساختمان مرکزي حراست منتقل شدند. همچنين عده يي از اعضاي انجمن اسلامي در دانشگاه صنعتي شريف سعي کردند تا مانع از برگزاري اين طرح در دانشگاه شريف شوند.


هزاران خورشيد شگفت انگيز
دومين کتاب نويسنده افغان در صدر

سجاد صاحبان زند؛

بعد از گذشت هشت روز از انتشار کتاب «هزاران خورشيد شگفت انگيز» اين کتاب به صدر پرفروش هاي کتاب رسيد و بار ديگر نام خالد حسيني نويسنده افغان را بر سر زبان ها انداخت.

خالد حسيني که کتاب اولش با عنوان «بادبادک باز» با دو ترجمه در ايران ترجمه شد، در اين کتاب به ارتباط دو زن با هم مي پردازد که به اجبار به همسري يک مرد درآمده اند. آنها در ابتدا و طبق يک قانون نانوشته نسبت به هم عناد مي ورزند، اما گذر زمان ليلا و مريم را به هم نزديک مي کند.

فروش خوب «هزاران خورشيد شگفت انگيز» خط بطلاني است بر آراي آن دسته افرادي که فروش خوب کتاب اول خالد حسيني را اتفاقي دانسته اند. اولين کتاب او با بيش از پنج ميليون نسخه فروش ازجمله آثار پرفروش نويسندگان غيرانگليسي زبان به شمار مي آيد. مارک فورستر هم اکنون و براساس فيلمنامه يي از ديويد بنيوف و خالد حسيني در حال ساختن فيلمي از روي «بادبادک باز» است. با اين توضيح که پيشنهادهايي نيز براي اقتباس کتاب دوم خالد حسيني وجود دارد.

او البته اخيرا در ايران علاوه بر همه موارد بالا به يک دليل ديگر نيز خبرساز شده است و آن هم ممنوع شدن چاپ جديدي از کتاب بادبادک باز او با ترجمه مهدي غبرايي است.همه اين موارد باعث مي شود تا او را به عنوان چهره روز انتخاب کنيم.



ويدئو آرت «سپوکو»
خودکشي ژاپني

مريم نراقي؛

اگر علاقه مند به هنرهاي تجسمي به خصوص هنرهاي مفهومي هستيد، سري به مدياتک «مان هنرنو» بزنيد. عليرضا اميرحاجبي در سومين بخش از مجموعه ويدئو آرت هاي خود سپوکو «خودکشي ژاپني» را به نمايش گذاشته است. اگر تا به حال تماشاي ويدئو آرت را تجربه نکرده ايد فرصت را از دست ندهيد که تجربه يي متفاوت است. ويدئو آرتيست ها اغلب پيشينه تجسمي دارند و ويدئو را به عنوان بوم انتخاب مي کنند. اميرحاجبي در اين ويدئو آرت، به مانند آثار قبلي اش بر حرکت هاي بنيادين و کهن انساني مانند پردازش، فضاسازي و آناليز صوت تاکيد دارد. سپوکو تلفيقي از حرکات بنيادي بدن انسان با نوعي خودکشي ژاپني است، همراه با موسيقي که بيشتر به اتمسفر شباهت دارد. در بخش تصويري کارگردان- بازيگر با نمايش عمل خودکشي و درنهايت ظهور امر غيرمترقبه و کولاژ کردن، موقعيت طنز آلود و دردناک انسان معاصر را به تصوير مي کشد. تا 23 خرداد به جز پنج شنبه ها و جمعه ها فرصت داريد از اين ويدئو آرت ديدن کنيد.



عباس کيارستمي؛
در فيلمسازي همانند «اس ام اس» عمل کنيد
عباس کيارستمي طرفدار روايت هاي ساده در سينماست و معتقد است؛ اگر از زاويه درست به يک سوژه بپردازيم، ديگر زواياي آن موضوع هم به درستي پيش مي رود. به گزارش ايسنا در ادامه کارگاه هاي آموزشي کيارستمي در ايران، اين بار سوژه هنرجويان «درخت و تاکسي» است. اين جلسات با نمايش چند فيلم کوتاه آغاز مي شود و حدود 45 هنرجوي اين کارگاه نظرات خود را درباره فيلم هاي کوتاه دوستان شان مطرح مي کنند. در اين کارگاه کيارستمي به هنرجويان خود يادآوري مي کند؛ در جهان هيچ کار جديدي نمي توان انجام داد بلکه بايد الگوهاي قبلي را ديد و فرم جديدي پيدا کرد. وي از هنرجويانش مي خواهد تجربيات شخصي خود را مورد توجه قرار دهند تا پرداخت آنها به کليشه ها متفاوت باشد. کارگردان «ده» که ايده هاي هنرجويان را در مورد ساخت فيلم هاي شان، اصلاح مي کند به آنها مي گويد؛ ما در اينجا تمرين مي کنيم چگونه به يک موقعيت ساده يا يک فرد نزديک شويم و در واقع تمرين ما براي ورود به موضوع است.


درباره مشکلات ترجمه هاي مکرر
دو بام و يک هوا
اميرمهدي حقيقت

بارها و سال ها است اهالي ادب و کارشناسان فرهنگي از مشکلات ترجمه هاي موازي و همزمان و آفات و ضررهايش سخن گفته اند. ديگر همه اهالي کتاب و ادبيات مي دانند که بسياري بر اين باورند که اگر مرکزي، بنگاهي، موسسه يي باشد که مترجم ها را گرد هم جمع کند و اطلاعات کتاب هاي در دست ترجمه شان را ثبت کند و به سايرين خبر دهد ترجمه هاي تکراري صورت نخواهد گرفت. برخي هم بر اين باورند که بازار نشر ايران نشان داده است که حتي اگر مترجم ها بدانند که همکاران شان چه مي کنند باز برخي ترجمه هاي تکراري صورت خواهد گرفت، دست کم به دو انگيزه؛

1- سود اقتصادي (اين اتفاق به خصوص بيشتر بر سر کتاب هايي که برنده جايزه شده اند يا جزء آثار پرفروش بوده اند رخ مي دهد.) در اين گونه موارد معمولاً ناشري هم پا به جفت آماده چاپ کتاب است و خيال مترجم را دوقبضه راحت مي کند. نمونه اش کتاب مترجم دردهاي جومپا لاهيري که به گمانم پس از چاپ تقريباً همزمان سه ترجمه (از جمله ترجمه من)، ظرف چهار سال گذشته دست کم چهار ترجمه ديگر از آن هم وارد بازار شده.

2- نارضايتي مترجم از ترجمه يا ترجمه هاي قبلي که انگيزه خوبي است براي مترجم قابل و توانا و ترجمه اش اتفاق مبارکي خواهد بود. نمونه اش ترجمه هاي نجف دريابندري از هاکلبري فين و بيلي باتگيت و ترجمه سروش حبيبي از آثار تولستوي و ترجمه احمد شاملو از دن آرام.

و همگان دست کم يک بار در جايي خوانده اند يا شنيده اند که «عضو کپي رايت جهاني بشويم يا نشويم؟» و موانع، معايب و فوايدش اينها است و چه و چه.

آنچه مي خواهم در اينجا بر اين مباحث اضافه کنم توجه به رخدادي نادلپذير است که در اين حوزه افتاده و مي افتد و گاه و بيگاه سبب دلسردي اهالي ترجمه را فراهم مي سازد.ترجمه هاي مکرر وقتي به اداره بررسي و مميزي وزارت ارشاد مي روند، با وجودي که همگي ترجمه از يک متن اند، يکي از آنها ممکن است زودتر بيرون بيايد و ديگري ديرتر، يا حالا حالاها بماند، يا حتي هيچ گاه بيرون نيايد. و جالب تر اينکه با وجودي که همگي ترجمه از يک متن هستند به شيوه هاي مختلفي «اصلاح مي شوند». يعني بعضي حذفيات اين يکي در آن يکي موجود است و برخي حذفيات آن يکي را در اين يکي مي توان يافت. چرا؟ روشن نيست. نمونه اش رمان بادبادک باز بود که يک ترجمه از آن خيلي زود مجوز گرفت و وارد بازار شد و ترجمه ديگر آن که مترجم تواناتر و باتجربه تري (آقاي مهدي غبرايي) ترجمه اش کرده شايد بيش از يک سال باشد که بي مجوز مانده و هيچ خبري هم از آن نيست. گاه و بيگاه آقاي غبرايي در گفت وگويي از اين معطل ماندن کتابش گلايه مي کند و البته همچنان صدايش به هيچ جا نمي رسد. و ترجمه اولي در فهرست پرفروش ها است.

جاي تاسف است که خوانندگان با نديدن و نخواندن ترجمه بهتر در واقع نثر پاکيزه تر و سالم تر فارسي را از دست مي دهند و ناگزير به متني روي مي آورند که در حين خواندن بايد در ذهن شان ويرايشش هم بکنند. اينجا منظورم تمجيد از يک ترجمه يا مترجم و تقبيح يک ترجمه يا مترجم ديگر نيست؛ مي خواهم بر ضرورت صدور «همزمان» و «يکسان» مجوز چاپ چند ترجمه از يک کتاب تاکيد کنم تا اولاً خريدار کتاب حق انتخاب داشته باشد و درثاني تفاوت در شيوه مميزي کتاب ها، سبب نشود خواننده در پي يافتن موارد حذف شده از يک ترجمه، به ترجمه ديگر هم سرک بکشد و نگاه مميزان اداره مميزي کتاب را دوگانه و عملکردشان را مبتني بر سليقه بداند.


نادر مشايخي در جاده چالوس
گروه فرهنگي؛ اين روزها و در حاشيه هنر موسيقي خبر تعويض نادر مشايخي، رهبر ارکستر سمفونيک تهران و اعطاي سمت وي به مجيد انتظامي زمزمه مي شود، اما هنوز اين نکته از سوي مسوولان تاييد نشده است. از سويي ديگر شنيده مي شود که نادر مشايخي تصميم دارد وارياسيون شماره چهار جان کيج را در جاده چالوس- تهران اجرا کند. اين اثر «کيج» که صرفاً گوش دادن به صداي طبيعت است قرار است با همراهي دانشجويان موسيقي اجرا شود.


صداي بهرام رادان مجوز گرفت
اکران «سنتوري» با دو ترانه جديد
نسخه جديد فيلم «سنتوري» با صداي بهرام رادان و با دو ترانه جديد آماده اکران شد. به گزارش فارس، نسخه جديد «سنتوري» با دو قطعه جديد از ترانه هاي فيلم (که در نسخه جشنواره به دليل تقارن با ايام سوگواري محرم از فيلم حذف شده بود) و البته با صداي «بهرام رادان» مجوز نمايش عمومي گرفته است. اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي، چندي پيش پس از بازبيني نسخه جديد «سنتوري» پروانه نمايش فيلم را صادر کردند و به اين ترتيب، فيلم مرداد 86 توسط هدايت فيلم به نمايش عمومي در خواهد آمد. طي چند روز گذشته اخبار مختلفي درباره سرانجام اين فيلم منتشر مي شد که بعضي از آنها از مجوز گرفتن صداي محسن چاووشي حکايت مي کردند و بعضي ديگر از نسخه يي که بهرام رادان به جاي چاووشي ترانه ها را اجرا کرده بود .


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام