نرگس نيکخواه

مردم ايران زمين تا قبل از برخورد با تمدن غرب اغلب حوزه هاي زندگي خود را بر اساس آموزه هايي سامان مي دادند که در طول اعصار گذشته با آنها خو گرفته و به عنوان حقايقي انکارناپذير در تمام عرصه هاي زندگي فردي و اجتماعي به کار مي گرفتند. بر اساس اين انگاره ها زنان بدون هيچ حق و حقوق مدني به حوزه خانواده محدود مي شدند و تسليم و فرمانبرداري راز عزت او محسوب مي شد.
اما کمتر زني به فکر اعتراض و انتقاد از شرايط خود در خانواده و جامعه بود. تا اينکه نخستين رويارويي ها با مظاهر تمدن غرب و مطرح شدن خواسته هاي جديدي چون پارلمان، قانون و... رواج بحث هاي انتقادي از سوي روشنفکرها، خواب آرام سنت را برآشفت و از آن پس وضعيت زنان به عنوان بخشي از عامل عقب ماندگي جامعه ايران مورد توجه قرار گرفت.
به رغم طرح بحث هاي روشنفکري به چالش کشيده شدن فرهنگ پدرسالار حاکم بر جامعه و اقدامات چندي که زنان در جريان انقلاب مشروطه انجام دادند، دستاورد اين انقلاب براي زنان چيزي نبود جز قانوني شدن حاشيه نشيني آنها (ماده 10 و 13 قانون انتخابات مصوب 1329 هـ.ق زنان را از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم ساخت).
در دوران حکومت رضاشاه، در راستاي اجراي سياست هاي شبه مدرنيستي و مقابله با سنت، کشف حجاب اجباري، را به جامعه زنان تحميل کرد و در نتيجه گروهي را براي دل کندن از همان حضور اجتماعي محدود مصمم تر کرد و گروهي ديگر را به بهاي جدا شدن از سنت و ارزش هاي آن روانه اجتماع ساخت. اين شکاف در دوران پهلوي دوم به اوج خود رسيد و به رغم اقدامات سطحي و تبليغاتي حکومت در اعطاي حق راي به زنان و اصلاح برخي قوانين مرتبط با آنها نتوانست پاسخگوي آزادي و حقوق مدني مورد انتظار زنان باشد.
آنچه شگفتي همگان را برانگيخت حضور يکپارچه زنان اما با شکلي متفاوت از الگوهاي مرسوم گذشته در عرصه مبارزات انقلابي بود. زناني که از يک سو مانند الگوي سنتي زن مسلمان حجاب داشتند و از سوي ديگر فعالانه در عرصه اجتماع براي تعيين سرنوشت و احقاق حقوق خود و هموطنان شان به پا خاسته بودند.
مطالعات متعددي درباره چرايي و چگونگي مشارکت اجتماعي - سياسي زنان در مبارزات انقلابي صورت گرفته که هر يک با فرضيه هاي متفاوت در صدد پاسخ به اين مساله بوده اند.پس از کودتاي 28 مرداد 1332 و تثبيت قدرت حکومت ديکتاتوري سلطنتي، اجراي سياست هاي امنيتي - پليسي، توسعه سرمايه داري وابسته و اجراي برنامه هاي شتابان نوسازي اجتماعي و اقتصادي ترويج زندگي مصرفي و الگوهاي رفتاري غرب و... بافت اجتماعي جامعه را به شدت متحول کرد. سياست هاي اسلام زدايي و عبور از مذهب حکومت در کنار تحولات اجتماعي - اقتصادي به ظهور نسل جديدي از روحانيون و روشنفکران مذهبي انجاميد که با قواعد فکر و عمل متفاوت از روحانيون سنتي به تدوين و گسترش گفتمان انقلاب اسلامي در سطوح مختلف جامعه پرداختند و اين گفتمان به واسطه قوت و کارآمدي خود در واسازي گفتمان هاي موجود در جامعه يعني گفتمان سنتي (که با تحريم و نفي کامل آموزه هاي مدرن در برخورد با سنت به شيوه يي متعصبانه و غيرنقادانه برخورد مي کرد) و گفتمان مدرنيزاسيون (که با نفي کامل سنت در تلاش براي اخذ آموزه هاي مدرن غربي به صورتي تقليدي و گزينشي عمل مي کرد) و ارائه مفصل بندي مناسبي از اجزاي هر يک از آنها که واجد نقاط قوت هر دو و فاقد نقاط ضعف آنها بود توانست مخاطبان هر يک از آن دو گفتمان را درون خود جذب کند.
از مهمترين تدوين کنندگان اين گفتمان امام خميني(ره) بود که با استفاده از روش شناسي فقه پويا نگرشي کاملاً متفاوت نسبت به زن را در جامعه ايران آن روز ارائه کردند و زمينه مشارکت سياسي زنان را در عرصه مبارزات ضد رژيم قبل از پيروزي انقلاب و همه عرصه هاي سياسي - اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي پس از پيروزي و تثبيت نظام جمهوري اسلامي فراهم آوردند.
مروري هر چند اجمالي بر آثار و انديشه ها و سيره عملي حضرت امام خميني(ره) نشانگر آن است که مي توان ديدگاه هاي ايشان در مورد زنان را ذيل سه مقوله جاي داد؛
1- تبيين الگوي مطلوب زن مسلمان؛ تاکيد ايشان بر اين زمينه بر محور تبيين شخصيت الگويي بانوي بزرگ اسلام حضرت زهرا(س) و حضرت زينب(س) استوار بود. (تبيان 50-13) در اين الگوسازي ها به نقش اجتماعي زن مسلمان تاکيد مي شود که ضمن رعايت قوانين و قواعد اسلامي در اجتماع حضوري موثر و تعيين کننده دارد.
2- توصيف وضعيت عيني و اجتماعي و فرهنگي زمان پيش و پس از انقلاب اسلامي؛ انديشه هاي ايشان در اين بخش بر آسيب شناسي وضعيت اجتماعي - فرهنگي زنان پيش از انقلاب اسلامي و تبيين جايگاه و نقش ارزشمند زنان مسلمان در نهضت هاي اسلامي معاصر به ويژه انقلاب اسلامي ايران و در جوامع اسلامي متمرکز مي شود.
3- ارائه راهبردها ورهنمودهاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي مربوط به مساله زنان در راستاي موضع گيري خويش نسبت به آنها در برهه هاي مختلف نهضت اسلامي.
در توضيح جايگاه زنان در انديشه امام خميني(ره) براي نمونه به محورهاي برجسته يي چون نقش سياسي، فرهنگي و اقتصادي اشاره مي کنيم.
نقش سياسي زنان مسلمان در انديشه اجتماعي - سياسي حضرت امام خميني را مي توان در فرآيند حرکت سياسي يعني مراحل پيدايش و پيروزي حرکت اسلامي، استمرار و تداوم انقلاب اسلامي، شناسايي و تبيين کرد.
نقش سياسي زنان
در شکل گيري نهضت اسلامي
امام با استفاده از مثال هاي عيني از جنبش هاي سده اخير به ويژه جنبش تنباکو، جنبش مشروطه و انقلاب اسلامي، به ارائه ديدگاه خويش درباره نقش زنان مسلمان در جنبش ها و انقلاب اسلامي پرداخته اند. مضامين اصلي انديشه هاي ايشان در اين زمينه عبارتند از؛
الف - خاستگاه دروني نقش سياسي زنان مسلمان در شکل گيري نهضت اسلامي وامدار اصولي مانند اصل آزادي فعاليت سياسي، مجاهدت انساني، ايثار و فداکاري، شجاعت، صلابت، حماسه، همت والا و مقاومت و جانبازي، قدرت و تعهد، عفت و عصمت و تحول روحاني آنان، وحدت کلمه و همياري ايشان با مردان در جريان نهضت و شهادت طلبي آنان است.
ب - نقش زنان مسلمان در پيشگامي و راهبري نهضت اسلامي به ويژه در هماهنگي و دوشادوشي با مردان در جريان شکل گيري نهضت و به ويژه در تحولات فرهنگي - اجتماعي فراگير جامعه در حال نهضت و فرآيند تداوم و استمرار انقلاب اسلامي در چارچوب حکومت اسلامي نيز، سهم بسزايي دارد. تاکيد ايشان برخلاف بسياري از انديشمندان مبني بر تقدم هويت انساني بر هويت جنسي نشانگر آن است که زن يک شهروند و يک عضو از مجموعه عناصر و اعضاي انساني جامعه است مانند مرد.
زن و مرد هر کدام يک عنصر از سيستم کلان جامعه و زنان و مردان مجموعه هاي بزرگ تر زيرمجموعه آن سيستم کلان هستند. آنها با ويژگي هاي خاصي چون شعور، عاطفه، اراده و عملکرد زنانه نقش اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي متناسب با عناصر ياد شده بر عهده مي گيرند. تاييد اين مدعا را در بيانات ايشان اينگونه مي يابيم «از نظر حقوق انساني، تفاوتي بين زن و مرد نيست، زيرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد بله در بعضي موارد تفاوت هايي بين زن و مرد وجود دارد که به حيثيت انساني آنها ارتباط ندارند.» (صحيفه امام، ج 4، ص 364).
براي رعايت اختصار مي توان مضامين اصلي انديشه امام نسبت به نقش و مسووليت زنان را در جامعه اسلامي ذيل حوزه هايي چون فرهنگ سياسي، مديريت سياسي و اقتصاد سياسي چنين برشمرد.*
فرهنگ سياسي
- آزادي اعتقاد بيان براي زنان در امور مربوط به مديرت نظام اسلامي و حق تقاضاي مسائل اساسي از دولت در نظام اسلامي
- همکاري زنان و مردان در فعاليت هاي سياسي- اجتماعي براي توسعه نظام اسلامي
- لزوم پذيرش فرهنگ و انديشه آزادي زن براي سازندگي سرنوشت خويش و مقدرات اساسي مملکت اسلامي
- لزوم حفظ تحول فکري و روحي منبعث از نهضت اسلامي در زنان و دخالت در امور
- نقش اساسي در پاسداري از کيان انساني اجتماعي و جهت شجاعت و صلابت زنان در راه حفظ انقلاب اسلامي و پيشبرد آن
- لزوم استمرار تعهد و مسووليت زنان نسبت به کشور و ملت هاي ستمديده در جريان تداوم نهضت اسلامي
مديريت سياسي
- حق دخالت سياسي براي زن در تمامي شئون نظام اسلامي مرتبط با سعادت و نيکبختي ملت
- عهده دار شدن مديريت توسط زنان کارآمد در نظام اسلامي مناسب با مقام انساني خود
- اشتغال زنان به جهاد في سبيل الله در سرتاسر جامعه اسلامي
- رويارويي با توطئه هاي گوناگون عليه نظام اسلامي در سرتاسر سرزمين هاي اسلامي
- حق راي و مشارکت زنان در انتخابات و حضور در قواي مقننه کشور و لزوم آن
يادآوري اين نکته ضروري است که نقد شديد امام به مساله آزادي سياسي زنان و حق آنها براي انتخاب شدن و انتخاب کردن که طي لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي در سال 1341 مطرح شده بود بيشتر اعتراضي بود به عملکرد حکومت نه نفس حقوق زنان. مخالفت امام با اين موضوع در آن مقطع زماني باعث شد که برخي از محققان در بررسي هاي خود به اين نتيجه برسند که امام در اعتقاد خود به آزادي و مشارکت اجتماعي زنان که بيشتر در سال هاي اوج حرکت انقلابي مردم مطرح شده بود راسخ نبوده و از آن به عنوان ابزار سياسي استفاده کرده اند در حالي که بيانات ايشان در مخالفت با اين لايحه و همچنين اقدامات و عملکرد ايشان در سال هاي پس از انقلاب در رابطه با زنان نشان مي دهد آنچه ايشان با آن مخالفت مي کرد عبارت بود از حضور زنان در حکومت سلطنتي و انجام حرکتي که منجر به تقويت نظام ديکتاتوري شود و همچنين حضور اجتماعي زنان بدون توجه به قواعد اسلامي، ولي اصل حضور و مشارکت زنان از نظر ايشان بلااشکال و حتي ضروري بوده است چنانچه در سال 1343 طي سخناني، نظر خود را درباره حضور زنان در مجلس چنين عنوان مي کند؛ «اين مملکت مترقي، چه مي گويي؟ چه مي گوييد شماها؟ مگر با الفاظ مي شود؟ مگر با چهارتا زن فرستادن غبهف مجلس ترقي حاصل مي شود؟ مگر مردها که تا حالا بودند ترقي براي شما درست کردند تا زن هاي تان ترقي غدرست کنندف؟ ما مي گوييم اينها را فرستادن در اين مراکز جز فساد چيزي نيست... ما با ترقي زنان مخالف نيستيم، با اين فحشا مخالفيم، با اين کارهاي غلط مخالفيم؟» (صحيفه امام جلد 1 صفحه 305)تاکيد ايشان در خصوص فرهنگ سازي مناسب براي فراهم کردن شرايط براي حضور فعالانه زنان مسلمان در عرصه هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي را مي توان چنين خلاصه کرد؛
- نقش زنان در تربيت و سازندگي افراد جامعه و جامعه اسلامي به ويژه جوانان موجد و سهم بزرگ آنها در انقلاب و نظام اسلامي
- نيازمندي جامعه اسلامي به حضور و جهاد زنان براي پيشبرد مسير نهضت اسلامي
- نقش و وظيفه عظيم زنان در بناي جامعه اسلامي و هدايت فعاليت هاي اقتصادي نظام از طريق مشارکت در سازندگي و ريشه کن کردن فقر و استضعاف
- آزادي زنان در حوزه هاي گوناگون فعاليت هاي اقتصادي
- لزوم تلاش بانوان در تربيت نيروهاي توانا براي انجام کارها و فعاليت هاي مفيد و عمراني براي کشور
- نقش عظيم زنان در سازندگي جامعه اسلامي براي قطع وابستگي به نظام هاي خودکامه
- پيشگامي زنان مسلمان در مجاهدات مالي و فقرزدايي و استضعاف زدايي از جامعه اسلامي و ديگر فعاليت هاي اقتصادي در جهت توسعه و اعتلاي نظام اسلامي
- ضرورت وقف امکانات خود از سوي بانوان براي اسلام در نظام اسلامي
بنابراين ملاحظه مي شود در انديشه امام زن مسلمان نه تنها قادر به اجراي نقش سياسي و فرهنگي در جامعه اسلامي است بلکه به خوبي مي تواند و مي بايست در عرصه هاي اقتصادي نيز به گونه يي موثر نقش آفرين باشد. در واقع نقش اقتصادي زنان، رفتار و سلوک مورد انتظار جامعه اسلامي از زنان مسلمان است و به عبارتي ديگر نقش اقتصادي زنان مسلمان را مي توان همچون يک مدل فرهنگي برآمده از انديشه ديني و فرهنگ جامعه دينداران و مرتبط با پايگاه معيني دانست که جامعه اسلامي براي زن مسلمان مي پذيرد و در نتيجه دربرگيرنده طرز تلقي ها، ارزش ها و رفتارهايي است که جامعه اسلامي براي يک زن يا زنان مسلماني که آن پايگاه معين را احراز کرده اند تعريف مي کند.
طبق انديشه امام در اين مقوله زنان مسلمان در حوزه هاي گوناگون توليد، توزيع، مصرف و تجارت، داراي حق انتخاب کار و شغل هستند و در فعاليت هاي اقتصادي خويش آزادند اصول و شاخص هاي توضيح دهنده ماهيت و حوزه هاي آزادي زنان در فعاليت هاي اقتصادي نيز جاري هستند که پس از اين خواهند آمد.
امام (ره) بر آنانند که؛
- زنان داراي حق کار، حق انتخاب شغل و آزادي فعاليت اقتصادي مي باشند.
- زنان داراي حق مالکيت، حق مديريت اقتصادي و حضور در زمينه هاي مختلف کشاورزي، صنعتي، تکنولوژيک و اطلاعاتي مي باشند.
- هدف از فعاليت هاي اقتصادي زنان اگرچه به عنوان يک هدف جزيي و مرحله يي مي تواند بالا بردن سطح بهره بري مادي و اقتصادي باشد، ليکن همين انگيزه و هدف اقتصادي بايستي در راستاي اهداف سياسي- فرهنگي جامعه و نظام اسلامي در مقولاتي مانند بسط عدالت اجتماعي، رشد و بالندگي، تامين رفاه عمومي، گسترش فرهنگ و دانش انساني، توسعه اخلاق و معنويت انساني باشد.
- نقش اقتصادي زنان تابعي از نقش هاي اجتماعي و فرهنگي- سياسي آنان در جامعه و نظام اسلامي است بنابراين نقش فرهنگي و اجتماعي و سياسي زنان در جامعه اسلامي معرف اصلي پايگاه زنان در جامعه اسلامي مي باشد و نه نقش و فعاليت هاي اقتصادي آن
- زن داراي استقلال اقتصادي است و اين بدان معني است که در انتخاب فعاليت هاي اقتصادي و بهره برداري از دستاوردهاي مادي اين فعاليت ها و مالکيت آنها مستقل، آزاد و مختار است.
- زن الزامي در تامين مالي و اقتصادي خانواده ندارد و درآمدهاي حاصل از فعاليت هاي اقتصادي اش تنها در ملک وي مي باشد.
- مسوول و عهده دار تامين بودجه و توان اقتصادي خانواده مرد مي باشد.
- همکاري زنان با مردان در صحنه هاي اقتصادي در راستاي پياده سازي آرمان هاي اسلامي افتخار رهبري و جامعه و نظام اسلامي است.
اين اشاره مختصر به گوشه يي از انديشه هاي امام خميني در مورد زنان و مقايسه آنها با انديشه ها و نگرش هاي رايج در جامعه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي به خوبي مي تواند راهگشاي ما در ارزيابي اين تحول و تغيير مثبت در جايگاه و منزلت زن در سپهر عمومي جامعه ايران اسلامي باشد.
* (کتاب هاي تبيان، صحيفه نور و صحيفه امام
به طور مستقيم يا غيرمستقيم براي نگارش اين مقاله مورد استفاده قرار گرفته است.)