يكشنبه، 27 خرداد 1386 - شماره 1419
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
گزارشي از مقابله با بيابان زايي در ايران
دردي که فقط چند دقيقه فروکش مي کند
آناهيتا دروديان

بيابان يک اکوسيستم طبيعي است که اگر توسط عوامل طبيعي ايجاد شده باشد، جاي نگراني وجود ندارد ولي واقعيت اين است که به دلايل مختلفي از جمله بهره برداري نامناسب از زمين، فقر، جنگل زدايي و تخريب جنگل ها، چراي بيش از حد دام، روش هاي نامناسب آبياري و ... مناطق و اکوسيستم هاي پرتوليد از جمله جنگل ها و مراتع به سوي بياباني شدن پيش مي روند که اين موضوع بيابان زايي ناميده مي شود. تعريف دقيق آن را بخوانيد؛«بيابان زايي به معني تخريب سرزمين در مناطق خشک، نيمه خشک و نيمه مرطوب است که از عوامل مختلفي از جمله تغييرات آب و هوا و فعاليت هاي انساني سرچشمه مي گيرد.» بدين ترتيب براي مقابله با بيابان زايي فعاليت هايي مورد نياز است تا با هدف جلوگيري يا کاهش تخريب سرزمين، احياي زمين هايي که به طور جزئي تخريب يا بياباني شده اند، اقدامات لازم شکل گيرد. در واقع اهميت بيابان زايي و مقابله با اين پديده به قدري زياد است که يک روز جهاني را به اين موضوع اختصاص داده اند. اگر به مناسبت هاي ماه خرداد در تقويم نگاهي بيندازيد مي بينيد که 17 ژوئن، مصادف با 27 خرداد، روز جهاني بيابان زايي ناميده شده و هر ساله براي بزرگداشت اين روز در کشورهاي مختلف مراسمي برپا مي شود.

واژه «بيابان زدايي» لغتي است که آن را به مفهوم فعاليت هايي براي مقابله با بيابان زايي به کار مي بريم، اما محمد درويش پژوهشگر و عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع معتقد است که «بيابان زدايي» اصطلاحي است که به غلط رايج شده يا به عبارتي يک غلط مصطلح است. او در اين باره مي گويد؛ «بيابان يک اکوسيستم طبيعي است. بنابراين از بين بردن بيابان ها تحت عنوان «بيابان زدايي» واژه غلطي به شمار مي رود. اين موضوع مثل اين است که براي مقابله با تخريب جنگل از واژه «جنگل زدايي» استفاده کنيم. انگيسي ها براي آن واژه Combating desertification را به کار مي برند که ترجمه آن مقابله با بيابان زايي است. بنابراين بايد به جاي «بيابان زدايي» کلمه «مقابله با بيابان زايي» را به کار ببريم.»

با توجه به اينکه کشور ما هم کشور خشکي است و مقدار بارندگي در آن کم است، توجه به پديده بيابان زايي اهميت بيشتري پيدا مي کند. اين را هم بدانيد که شعار امسال روز جهاني مقابله با بيابان زايي اين است؛ «بيابان زايي و تغيير اقليم، يک چالش جهاني هستند.»

محمد درويش در ادامه صحبت هاي خود درباره بيابان زايي مي گويد؛ «بيابان زايي پديده خطرناکي است چون در نتيجه آن مناطقي که پتانسيل بالايي دارند، از جمله جنگل و مرتع به بيابان تبديل مي شوند. در واقع بشر با تشديد فشار بر سرزمين براي رفع نيازهايش باعث مي شود که توان سرزمين کاهش يابد و در نتيجه بيابان ها را در جايي مي بينيم که توان آنها بالاتر است، بنابراين با هدف مهار بيابان زايي، اين عرصه هاي بياباني شده بايد به توان قبلي خود برگردند. البته عرصه هايي مانند دشت کوير و دشت لوت در طول ميليون ها سال بيابان بوده اند، اما به طور مثال در گرمسار يا ورامين بيابان نداشته ايم که اين زمين ها بايد به توان اوليه خودشان بازگردانده شوند.»

علل بيابان زايي و خسارات ناشي از آن

به طور کلي عوامل ايجاد بيابان ها به دو دسته تقسيم مي شود. غلام عباس عبدي نژاد، مديرکل دفتر تثبيت شن و بيابان زدايي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور در اين باره توضيحاتي دارد؛ « يک دسته از آنها عوامل طبيعي هستند مانند اقليم، ساختار زمين شناسي، نامناسب بودن بارندگي، سرعت باد و .... و گروه ديگر پديده هاي غيرطبيعي و انساني هستند که عمده خسارات را گروه اخير ايجاد مي کنند.»

به گفته او به علت استفاده نامناسب از سرزمين و بهره برداري بيش از حد از سفره آب هاي زيرزميني، بيلان منفي دشت ها و شور شدن زمين، آلودگي آب هاي زيرزميني از طريق پساب هاي شهري و صنعتي، شخم زدن در جهت شيب، بوته کني از عرصه هاي طبيعي و... بيابان زايي ايجاد مي شود. به طور مثال در مراتع ما بيش از 5/2 برابر ظرفيت، دام ها چرا مي کنند. به علاوه برداشت غيراصولي از معادن هم عاملي براي بيابان زايي به شمار مي رود. در حقيقت فلات مرکزي ايران يکي از معروف ترين مناطق خشک جهان است و کشور ما در نوار خشک کره زمين قرار دارد. 80 درصد از کل سرزمين ايران هم از آب و هواي خشک و نيمه خشک برخوردار است و به اين ترتيب اراضي بيشتري در معرض خطر بيابان زايي قرار دارند. ميانگين سالانه بارش در بيابان هاي ايران هم کمتر از 50 ميليمتر اندازه گيري شده است. در مجموع بيابان ها و مناطق بياباني روي هم 36 ميليون هکتار از اراضي را به خود اختصاص داده اند. اين را هم بدانيد که پديده بيابان زايي يک معضل فرامنطقه يي و جهاني است و طبق گفته عبدي نژاد در حال حاضر بيش از 110 کشور جهان با اين پديده مواجه اند که البته در آفريقا و آسيا بيشترين تخريب سرزمين ايجاد شده است. او درباره برآوردهاي سالانه بيابان زايي ايران هم حرف هايي دارد؛ «برآوردها نشان مي دهند که 5/32 ميليون هکتار از زمين هاي ايران جزء بيابان ها و مناطق کم پوشش به شمار مي روند. در حقيقت 65-60 درصد از اراضي داراي پوشش تمايل به بياباني شدن دارند.»

خسارت هاي ناشي از بيابان زايي را هم از قول مديرکل دفتر تثبيت شن و بيابان زايي سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور بخوانيد؛«آمارهاي جهاني نشان مي دهد که در حدود 5 ميليارد هکتار از مساحت کره زمين بيابان است. به علاوه سالانه بين 7-5 ميليون هکتار از اراضي کشاورزي جهان به بيابان تبديل مي شود. ايران هم جزئي از کشورهاي بياباني است و 4/2 درصد از بيابان هاي جهان در ايران قرار دارد. خسارت وارده به محصولات کشاورزي هم سالانه 42 ميليون دلار برآورد شده است.» او در ادامه مي گويد که طبق برآوردهاي فائو(سازمان خوار و بار جهاني) و ساير سازمان هاي بين المللي خسارات ناشي از بياباني شدن در ايران نزديک به هزار ميليارد ريال است.

وضعيت غم انگيز بيابان هاي ايران

برمي گرديم به گذشته. ساليان سال اجداد ما در بيابان هاي ايران زندگي مي کردند و با اين شرايط سازگار بودند. با توجه به اختلاف دماي زياد شب و روز، نه به بخاري نياز داشتند و نه به کولر. در ساختمان منازل بادگيرهايي تعبيه شده بود که به خنک شدن هوايي منازل کمک مي کرد. در حقيقت سيستم معماري آنها با شرايط طبيعي بيابان ها کاملاً منطبق بود. آنها براي تامين آب مورد نياز از قنات استفاده مي کردند. بدين ترتيب اگر سطح آب سفره هاي زيرزميني از حد معيني پايين تر مي رفت، آب قنات قطع مي شد و با شروع دوباره بارندگي آب فراواني در اختيار مردم قرار مي گرفت. خلاصه اينکه همه چيز روال طبيعي خودش را داشت، اما امروزه شرايط ديگري وجود دارد. به طور مثال سقف منازل را آسفالت مي کنند که اين مساله در جذب نور خورشيد و افزايش دماي منازل موثر است. براي دريافت آب هم از پمپ استفاده مي شود و هر چه آب در دل زمين وجود دارد به زور به بيرون مي آيد. واقعيت اين است که ما به اسم توسعه، فقرزدايي و اشتغال در حال برهم زدن اکوسيستم بيابان هستيم ولي بايد بدانيم که کار کردن در همه اکوسيستم هاي دنيا مانند کوهستان، جنگل، قطب، استوا و... ويژگي هاي خاصي دارد و نبايد از بيابان انتظار آب زياد يا رويش جنگل را داشته باشيم. مثلاً نمي توانيم درختي را که در شمال مي کاريم در بيابان هم پرورش دهيم چون توقعات و نيازهاي اکولوژيکي گياهان متفاوت است.

طبق گفته کارشناسان ؛ يکي از مشکلات مناطق و بخش هاي مختلف محيط زيست ايران نبود مديريت مناسب، فقدان چشم انداز بلندمدت براي فعاليت هاي مختلف و توجه نکردن به ظرفيت و توان منطقه است. در واقع ما هنوز کارکردهاي متعدد بيابان را نمي شناسيم و در اين زمينه کارشناسانه برخورد نمي کنيم و توان و ظرفيت طبيعي منطقه را هم درنظر نمي گيريم. به طور مثال از يک طرف خودمان شن را توليد مي کنيم و از سوي ديگر براي مقابله با بيابان زايي و جمع آوري شن ها هزينه زيادي را صرف مي کنيم. به هر حال در همه مراحل توسعه بايد توان طبيعي منطقه را درنظر گرفت.

در حال حاضر عوامل متعددي در بيابان زايي دخيل هستند ولي شايد بتوان گفت که نداشتن آمايش سرزمين و برنامه جامع و بلندمدت براي بيابان ها موضوع قابل توجهي است. ما به برنامه يي نياز داريم که بر پايه توان طبيعي سرزمين تدوين شده باشد تا به علت فقدان برنامه، سليقه يي عمل نکنيم.

اقدامات کنترلي براي مهار بيابان زايي

يکي از اقدامات جهاني براي مبارزه با بيابان زايي، نهايي شدن کنوانسيون سازمان ملل براي مقابله با بيابان زايي در کشورهايي است که به طور جدي با خشکسالي و بيابان زايي مواجه مي شوند. هدف اين کنوانسيون مقابله با بيابان زايي و کاهش اثرات خشکسالي در اين کشورها است و لازم است که کشورهاي عضو از طريق اقدامات موثر در تمام سطوح و با حمايت و همکاري هاي بين المللي در يک چارچوب مشخص و هماهنگ با توسعه پايدار گام بردارند. عبدي نژاد در اين باره مي گويد؛«با نهايي شدن کنوانسيون بيابان زايي در 17 ژوئن 1994 در سازمان ملل متحد و براساس تصويب مجلس شوراي اسلامي، ايران جزء اولين کشورهايي بود که به عضويت اين کنوانسيون درآمد و اقداماتي را در ارتباط با مفاد اين کنوانسيون انجام داد.» به گفته او تهيه برنامه اقدام ملي مقابله با بيابان زايي و ارائه آن به کنوانسيون يکي از اين اقدامات به شمار مي رود. تعيين و کاليبراسيون شاخص ها و معيارها براساس ويژگي اکولوژيکي، اقتصادي و اجتماعي کشور هم فعاليت مهم ديگري است. بر اين اساس با استفاده از 9 معيار و 35 شاخص نقشه، نوع و شدت بيابان زايي کشور تهيه شده است. عبدي نژاد به اين نکته هم اشاره مي کند که در ايران 18 استان جزء کانون هاي بحراني هستند که استان هاي سيستان و بلوچستان، يزد، خوزستان، هرمزگان، خراسان جنوبي، خراسان رضوي، بوشهر، اصفهان، سمنان و ... از پديده بيابان زايي بيشتر آسيب ديده اند. تشکيل کميته بيابان زايي هم اقدام کنترلي ديگري است. در اين کميته نمايندگاني از وزارت جهاد کشاورزي، وزارت امور خارجه، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، وزارت نيرو، سازمان مديريت و برنامه ريزي، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، سازمان حفاظت محيط زيست و سازمان هواشناسي حضور دارند. اين کميته با رياست وزير جهاد کشاورزي و با حکم رياست جمهوري به چند زير کميته تقسيم شده که عبارتند از؛ علوم و تکنولوژي، کميته اجرايي و سازمان هاي غير دولتي که به گفته عبدي نژاد اين کميته ها چند بار در سال جلسه دارند.

البته در زمينه اين کنوانسيون محمد درويش هم حرف هايي دارد. صحبت هاي او را بخوانيد؛ «در حال حاضر در حدود 180 کشور به عضو کنوانسيون درآمده اند. يعني با وجود اينکه کشورهاي بياباني يک سوم اين تعداد هستند تقريباً چهار پنجم کشورهاي دنيا عضو آن شده اند و به عبارت ديگر همه کشورها درک کرده اند که بيابان و بيابان زايي يک پديده جهاني است. سال 2006 هم سال بين المللي بيابان و مقابله با بيابان زايي لقب گرفته بود و شعار اين سال تاکيد مي کرد که قدر زيبايي هاي بيابان را بدانيم و خطر بيابان زايي را فراموش نکنيم. به هر حال کنوانسيون با هدف روشنگري به پيش آمد تا براي مقابله با بيابان زايي فرابخشي عمل کند اما جلسات کميته هاي آن سالي يک بار هم تشکيل نمي شود و در اين زمينه آن طور که بايد اقدامات قانوني وجود ندارد.»

توجه به نياز طبيعي سرزمين

برنامه ريزي براي مقابله با بيابان زايي بايد متناسب با نياز طبيعي سرزمين باشد. محمد درويش با تاکيد بر اين موضوع مي گويد؛ «به طور مثال در جايي مانند استان فارس که 2 ميليارد مکعب توان منفي آب وجود دارد، نمي توانيم کشاورزي ايجاد کنيم. بدين معنا که براي جلوگيري از بحران بايد به سرعت راهبرد دراز مدت استاني را از تکيه بيش از حد به کشاورزي به ويژه نوع سنتي آن، به سمت خدماتي که کمترين وابستگي را به آب دارد هدايت کنيم. مانند جلوه هاي طبيعت گردي و...»

او در ادامه به اين موضوع اشاره مي کند که علاوه بر توجه به توان سرزمين بايد بر روي برنامه ريزان و مديران هم کار کنيم تا توسعه بر اساس اصول سرزمين شکل گيرد. درويش در زمينه تاثير اقدامات فعلي هم حرف هايي دارد؛ «اقدامات ما در حال حاضر مانند مïسکني است که درد را براي چند دقيقه فروکش مي کند و چه بسا که اين مسکن در درازمدت مي تواند خطرناک باشد چون درد را از بين نمي برد. مشکل اصلي ما اين است که يک اصل ساده طبيعت را فراموش کرده ايم؛ اينکه براي حکومت بر طبيعت بايد از قانون آن پيروي کنيم و حرمت آن را حفظ کنيم.» البته به عقيده درويش اقداماتي که کارشناسان ايراني براي مقابله با بيابان زايي انجام داده اند بسيار مثبت است و يک سر و گردن از بسياري کشورهاي منطقه جلوتر هستيم. او مي گويد؛ «مقاومت گونه هاي مختلف توسط کارشناسان آزمايش شده و بعضي از شهرها از خطر مدفون شدن در زير ماسه ها نجات يافته اند. بسياري از کارشناسان ايراني به خاطر عملکرد خوب شان به حاشيه خليج فارس دعوت شده اند اما اين اقدامات فقط از پيشروي فيزيکي بيابان جلوگيري مي کند. به عبارت ديگر براي مبارزه با بيابان زايي فقط نبايد در خود عرصه هاي بياباني براي نجات مناطق داخل يا حاشيه يي تلاش کنيم، بلکه بايد به داخل عرصه هاي غير بياباني هم وارد شويم و روند تخريب در اين مناطق را مورد بررسي قرار دهيم.»

مشارکت جوامع محلي

با توجه به اينکه حجم کاري براي مقابله با بيابان زايي بسيار گسترده است عبدي نژاد برنامه کاري براي جلب مشارکت مردم، توانمند سازي مردم محلي و استفاده از دانش بومي را اقدام موثر ديگري تلقي مي کند و درباره طرحي که بدين منظور به صورت آزمايشي در حال اجرا است، مي گويد؛ « در منطقه سربيشه بيرجند حدود 144 هزار هکتار که شامل 33 روستا است، با مشارکت روستاييان در قالب طرحي مشترک با UNDP قرار گرفته که برنامه ريزي و سياستگذاري ها براي مقابله با بيابان زايي به مردم واگذار شده است. در اين راستا 14 روستا به طور فعال مشارکت مي کنند، 10 شغل جديد براي مردم ايجاد شده و 26 گروه توسعه روستايي به وجود آمده است.» او عقيده دارد که بايد مردم را توانمند کنيم و شغل هاي جايگزيني را براي شان در نظر بگيريم تا کمتر به تخريب محيط زيست بپردازند. حرفه هاي پيشنهادي که به مردم آموزش داده مي شود عبارتند از عرق گيري از گياهان بومي، خياطي، توليد قارچ، گليم و جاجيم بافي، تعمير ماشين آلات کشاورزي و...

بنابراين مقابله با بيابان زايي پديده يي تک بعدي نيست و بايد به اجتماعات مردمي بيشتر توجه شود تا ببينيم که درد مردم چيست و عامل تخريب سرزمين توسط آنها در چه مسائلي ريشه دوانده است. از لحاظ اقتصادي نيز مقرون به صرفه تر است که با آموزش مردم محلي آنها را به احياي سرزمين هاي تخريب شده تشويق کنيم تا کارهايي از جمله توليد بذر، نهال و ... را خودشان انجام دهند. به هر حال براي مقابله با اين پديده جهاني برنامه ريزي هاي جامع و بلند مدتي مورد نياز است تا از اتلاف هزينه يي که سالانه براي مبارزه با بيابان زايي نزديک به 20 ميليارد ريال تخمين زده شده جلوگيري شود و عرصه هاي بياباني شده به شکل اوليه خودشان بازگردند.
چند آه و يک آرزوي ديگر
محمد درويش*

27 خرداد سال 1386، سيزدهمين دوره يي است که در ايران و بسياري ديگر از کشورهاي جهان، همايش ها، سخنراني ها و کارگاه هاي مشورتي- آموزشي متعدد و متنوعي به بهانه يادآوري خطر «بيابان زايي» و تهديد روزافزون «خشکسالي» برگزار مي شود. رسم ارزشمندي که نشان مي دهد، اهميت زيست پايدار و ديده باني از مولفه هاي تهديدکننده آن تا چه اندازه در بين نخبگان انديشه ورز جهان، مديران دولتي و سازمان هاي مردم نهاد از اعتبار و جايگاهي پيش برنده و افزاينده برخوردار است.

با اين وجود و به رغم توجه جهاني و ملي درخوري که خود را معمولاً در غالب چنين نکوداشت هاي زنهاردهنده يي نشان مي دهد، بايد اعتراف کرد؛ اغلب شناسه هاي مويد پايداري سرزمين در ايران و بسياري از کشورهاي متاثر از جريان کاهنده بيابان زايي در حال پسرفتي شتابناک است. به نحوي که تقريباً تمامي جلوه هاي حيات جانوري و گياهي، اندوخته هاي آبي رو و زيرزميني، چشم اندازهاي ديداري و سکونتگاه هاي انساني مستقر در مناطق بياباني و حاشيه آن از شرايطي ناپايدار و شيبي کاهنده رنج مي برند؛ حاصلخيزي خاک همچنان به روند نزولي خود ادامه مي دهد، افت کمي و کيفي آب هاي زيرزميني و روند خشک شدن اغلب کاريز ها و چشمه ها و کف شکني چاه ها به شدت نگران کننده مي نمايد؛ فرونشست زمين هيچ گاه چون امروز تا اين حد ملموس، چشمگير و نزديک به پايتخت احساس نشده است (در دشت هايي نظير معين آباد و جوادآباد ورامين و شهريار و...)؛ خشک شدن و شور شدن تالاب هاي ناهمتاي کشور و استحصال نگران کننده از اندوخته چوبي جنگل هاي شمال و غرب به بهانه تامين نياز گرمايشي بوم نشينان، حقيقتاً از موارد سرخ کننده صورت و اسباب شرمساري مديريتي است که صاحب بزرگ ترين ذخاير سوخت هاي فسيلي و بيشترين ساعات آفتابي و دربردارنده منابع درخوري از ديگر کارمايه هاي نو (باد، زمين گرمايي و...) در سرزمين مادري است.

و دقيقاً وجود چنين شناسه هاي نگران کننده يي است که آدمي را در برابر اين پرسش بنيادين قرار مي دهد که چرا هنوز که هنوز است، با وجود افزايش غناي دانش جهاني و ملي در مواجهه با جريان هاي کاهنده کارايي سرزمين و افزايش ميانگين آگاهي هاي عوام از خطرات روزافزون ناپايداري سرزمين، «بيابان زايي» همچنان در شمار بارزترين، ملموس ترين و خطرآفرين ترين تهديدات زيست پايدار در ايران زمين محسوب مي شود؟،

اين پرسشي است که براي انديشيدن در باره آن، شايد هيچ زماني مناسب تر از هنگامه جهاني اين مناسبت، يعني؛ «آيين هاي ملي مرتبط با روز جهاني مقابله با بيابان زايي» نباشد، به ويژه آنکه مي بايست مردم بدانند که دستاورد بخش دولتي و مردم نهاد موثر در اين حوزه، پس از پايان يافتن سال جهاني «بيابان و بيابان زايي» (سال 2006) چه بوده و دفتر امور بيابان سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري کشور، مراکز تحقيقات حفاظت خاک و آبخيزداري، موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور، مرکز بين المللي همزيستي با کوير، دانشکده هاي مرتبط و ديگر نهاد هاي مربوطه چه بيلان قابل دفاعي در اين حوزه براي ارائه دارند؟

فرجام سخن؛

راست اين است که به نسبت شمار اندک نيروها و امکانات درگير در حوزه پهناور سرزمين هاي متاثر از بيابان زايي، کميت و کيفيت قابل توجه اقدامات انجام شده در هر دو بخش پژوهش و اجرا، دلالت بر سخت کوشي و هم کوشي کارشناسان و پژوهشگران دو بخش ياد شده دارد. بيش از نيمي از عرصه هاي شنزار کشور (دو برابر مساحت کشور آلمان)، گستره عمل بخش اجرا در طول چهار دهه گذشته بوده و بخش پژوهشي نيز به رغم بضاعت بسيار محدود خويش با به اجرا درآوردن نزديک به يکصد طرح پژوهشي، تقريباً در تمامي عرصه هاي کاري واحد اجرا، به انجام تحقيقاتي چند با هدف کاهش درصد ناکارآمدي اقدامات اجرايي مبادرت ورزيده است. با اين وجود، به نظر مي رسد که روند صعودي فرآيندهاي کاهنده کارايي سرزمين در کشور کماکان با شتابي قابل تامل ادامه داشته و اقدام هاي انجام شده، از توانايي لازم براي بازدارندگي جريان بيابان زايي بي بهره بوده است. پاره يي از مهمترين مولفه هايي که در بروز شرايط پيش آمده موثر بوده اند، عبارتند از؛

1- نبود نظامي ضابطه مند و منسجم براي ارزشيابي و پايش طرح هاي به اجرا درآمده

2- عدم تعيين و معرفي شاخص هاي پايداري زيست بوم هاي متاثر از بيابان زايي

3- وجود تفکري غلط مبني بر تمرکز اقدامات بازدارنده در درون محدوده هاي طبيعي بيابان

4- غلبه ديد بخشي و جزيره نگري در مقابله با بيابان زايي

5- تاکيد بيش از حد بر مديريت سازه يي و باورً غلو آميزً توان مهندسي در عمليات بيابان زدايي

6- جايگاه نازل گرايه هاي زيست محيطي در ميان ملاحظات راهبردي کشور

7- نبود رهبري واحد و ناهماهنگي سازمان ها و نهادهاي اجرايي کشور در امر مقابله با بيابان زايي

8- غلبه نگرش مبتني بر مديريت بحران در مواجهه با بلاياي طبيعي، به ويژه خشکسالي و سيل.

اميد که انتشار چنين صفحاتي در رسانه هاي نوشتاري و مجازي کشور، بتواند گامي به جلو براي ظرفيت سازي اطلاعاتي مطلوب تر در اين حوزه و مهار پايدار جريان ويرانگر بيابان زايي به شمار آيد.

*عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور
درباره بيابان ها بيشتر بدانيم
ميترا مهرزاد

همه ما با نام بيابان آشنايي داريم و با شنيدن اسم آن تصاويري از اين اکوسيستم در ذهن مان نقش مي بندد. شايد مهمترين تصاوير ذهني ما مربوط به تپه هاي ماسه يي، شن هاي روان و گرماي طاقت فرساي آن باشد که قدرت زندگي را از هر نوع موجود زنده يي سلب مي کند، در صورتي که اين طور نيست و برخلاف تصور ما اين اکوسيستم به ظاهر بي آب و علف، زيستگاه مهمي براي بسياري از گياهان و جانوران به شمار مي رود. بنابراين بيابان در صورتي که به طور طبيعي ايجاد شده باشد زيستگاه با ارزشي محسوب مي شود که گاهي گونه هاي منحصر به فردي در آن به چشم مي خورد. در حقيقت وجود بيابان براي ادامه حيات ما اهميت زيادي دارد.

طبق تعريف کارشناسان ويژگي هاي آب و هوايي مناطق بياباني با عواملي از جمله رطوبت، دما، تبخير، باد و پوشش گياهي در ارتباط است.

بيابان جايي است که مقدار بارندگي در آن به مراتب کمتر از تبخير و تعرق باشد. به عبارت ديگر ميزان ورودي آب در بيابان بسيار کمتر از آب خروجي اين اکوسيستم است. يکي از ويژگي هاي چشمگير بيابان، کمبود فوق العاده بارندگي است که کمتر از 150 ميليمتر در سال اندازه گيري شده است. بارندگي ها اغلب به صورت پراکنده و بارش هاي نامنظم و پراکنده يا رگبار هاي شديد هستند. البته در بعضي از مناطق بياباني مانند صحراي آفريقا ممکن است در طول چند سال حتي يک قطره باران هم نبارد که اين موضوع موجب نابودي رستني ها خواهد شد. در نتيجه در اغلب بيابان ها ذخيره رطوبت توسط شبنم تامين مي شود. دماي بيابان بيش از 40 درجه سانتيگراد است که در بيابان هاي گرم به 60 درجه سانتيگراد هم مي رسد. به علت نبود ابرها و خشکي هوا، در اغلب موارد بيابان ها در طول 24 ساعت شبانه روز تغييرات حرارتي زيادي را پشت سر مي گذارند، به طور مثال اختلاف درجه حرارت روز و شب در آريزونا 56 درجه سانتيگراد اندازه گيري شده است. در مورد رطوبت هم بايد بگوييم که رطوبت نسبي بيابان بين 15 تا 50 درجه سانتيگراد برآورد شده و ميزان تبخير سالانه هم به بيش از 4 هزار ميليمتر در سال مي رسد. رستني هاي بيابان شامل گونه هايي است که توانايي پذيرش شرايط اقليمي بياباني را داشته باشند. اگر شرايط اقليمي اجازه دهد، گونه هايي به صورت علف و بوته رشد کرده و بنابراين از فرسايش و تخريب سنگ ها جلوگيري مي کند. اين گياهان بيشتر شامل گياهان سريع الرشدي هستند که با استفاده از دوره کوتاه بارندگي به سرعت رشد کرده، بذر و گل توليد مي کنند يا گياهان چند ساله يي که با شرايط آب و هواي خشک سازگاري يافته اند. به همين دليل توليد اوليه در بيابان بسيار کم است و مقدار توليد اصولاً به مقدار بارندگي بستگي دارد. به علاوه نبود يا کمبود پوشش گياهي سبب پيوستگي باد و شدت و تاثير آن مي شود و يکي از عوامل از بين رفتن خاک در بيابان ها سرعت شديد باد است. البته در جايي که خشکي هوا زياد باشد، از رستني ها نيز اثري به جا نخواهد ماند و سنگ ها بدون پوشش موثر در برابر فرسايش و تخريب قرار مي گيرند. بسياري از گياهان مانند درمنه، گون، گز و. . . با اين شرايط بي آبي سازگاري خوبي را نشان مي دهند. جانوران اين منطقه هم اغلب شامل خزندگاني چون مارها، مارمولک ها و جوندگان هستند که بيشتر در زير زمين زندگي مي کنند. عقرب ها و عنکبوت ها هم به وفور در بيابان ديده مي شود. از جمله جانوران بزرگ تر هم مي توان به آهو، کفتار، يوزپلنگ و. . . اشاره کرد. نکته ديگر اينجا است که زنجيره هاي غذايي در بيابان بسيار کوتاه و ناپايدار هستند. بنابراين اکوسيستم بيابان بسيار حساس است و با کوچک ترين دخالت انساني تعادل آن بر هم مي ريزد اما در صورتي که اين مناطق به طور طبيعي به حال خود گذاشته شوند و از دخالت هاي مخرب انساني مصون باشند، حتي در شرايط فقدان باران هم قادرند تعادل خود را حفظ کنند و کمبود هاي خود در خشکسالي ها را، طي سال هاي مساعد جبران کنند. به عبارت ديگر جريان هاي طبيعي مي توانند در بلند مدت نبود تعادل اکولوژيک را ترميم کنند و بدين ترتيب زمين چشم انداز و منظره طبيعي خود را باز يابد.
بيابان زايي سلامت يک ميليارد انسان را تهديد مي کند
اعتماد؛ دبيرکل سازمان ملل متحد در پيامي به مناسبت روز جهاني مبارزه با خشکسالي و بيابان زايي- 17 ژوئن 2007 برابر با 27 خرداد 1386- ضمن اعلام اينکه بيابان زايي سلامت و بهزيستي 1 ميليارد و 200 ميليون انسان را در 100 کشور جهان در معرض خطر قرار داده است، خواستار حل معضل بيابان زايي و تغييرات آب و هوا با روشي دسته جمعي به عنوان بخشي از رويکردي منسجم براي دستيابي به توسعه پايدار براي همگان شد. در پيام بان کي مون آمده است؛ بسياري از فقيرترين مردم جهان، همان افرادي هستند که مستقيماً تحت تاثير بيابان زايي قرار گرفته اند. دو سوم فقرا در سرزمين هاي خشک به سر مي برند که نيمي از آنان در مزرعه هايي زندگي مي کنند که نابودي محيط زيست تهديدي براي توليدات کشاورزي شان به شمار مي رود که حيات آنان به آنها وابسته است. در پايان پيام بان کي مون آمده است؛ انتظار مي رود گرم شدن زمين منتهي به افزايش تعداد رخدادهاي آب و هوايي شديد مانند خشکسالي و باران هاي زياد شود که اثرات فاجعه آميزي بر خاک از قبل فرسوده شده، خواهد داشت. اين فرآيند موجب تشديد بيابان زايي و افزايش گسترش فقر، مهاجرت اجباري و آسيب پذيري نسبت به درگيري ها در مناطق تحت تاثير مي شود. برعکس، تلاش هاي دسته جمعي در راه مبارزه با گسترش بيابان ها يعني احياي زمين هاي از بين رفته، مبارزه با فرسايش خاک و کاشت گياه مي تواند انتشار گازهاي گلخانه يي را مهار، مقاومت کشورهاي تحت تاثير را تقويت و توان آنها را براي انطباق با تغييرات آب و هوا افزون کند.
عناوين اين صفحه
دردي که فقط چند دقيقه فروکش مي کند
چند آه و يک آرزوي ديگر
درباره بيابان ها بيشتر بدانيم
بيابان زايي سلامت يک ميليارد انسان را تهديد مي کند

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام