چهارشنبه، 30 خرداد 1386 - شماره 1421
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
وزير اقتصاد دولت اصلاحات در گفت وگو با اعتماد عنوان کرد
ائتلاف صداي همه است
گروه سياسي، معصومه ستوده؛ سيدصفدر حسيني وزير اقتصاد دولت خاتمي هنوز با صراحت از تصميمات کارشناسي شده دولت اصلاحات دفاع مي کند. وي تصريح مي کند هر دولتي که بتواند به کشور خدمت و کشور را در مدار توسعه قرار دهد مورد استقبال ما است و به همان ميزان اگر کشور را از رقابت جهاني حذف کند مورد انتقاد ما است. صفدرحسيني مدتي رئيس دفتر دائمي انتخابات حزب مشارکت بود و در راستاي ائتلاف و سازماندهي سازمان راي تلاش هايي انجام داد.

جبهه مشارکت در حال حاضر به عنوان يک حزب منتقد دولت نهم مطرح است و سعي مي کند بار ديگر به مناصب از دست رفته دست يابد. با توجه به اينکه جناب عالي مدتي رئيس دفتر دائمي انتخابات حزب مشارکت بوديد فکر مي کنيد تشکيل چنين دفاتري مي تواند زمينه پيروزي مشارکت را در انتخابات فراهم کند؟

حزب مشارکت سعي کرده است در سال هاي اخير از دفتر دائمي انتخابات بهره بگيرد. اين دفتر حوزه کار تخصصي از جمله چگونگي ورود به انتخابات، آمادگي براي حضور و ساير موارد مربوط به انتخابات را بررسي مي کند. با توجه به اينکه انتخابات يک مساله ملي است حزب مشارکت به طور خاص به آن مي پردازد و اين مساله از آنجا ناشي مي شود که حزب مشارکت به خاطر داشتن هواداران گسترده ارتباط خوبي با بدنه اجتماعي دارد. بنابراين با تاسيس اين دفتر سعي کرد تمام مراحل ورود به انتخابات را توام با کار کارشناسي مورد بررسي قرار دهد و ضمن بررسي موانع و فرصت ها بتواند در انتخابات فعال شود. به هر حال اين مساله يک اقدام اساسي ضروري بود که نياز آن بسيار ملموس بود و در حال حاضر نيز به عنوان يک دفتر فعال سعي مي کند کار کارشناسي شده و پخته يي را براي انتخابات انجام دهد.

ابزار اجرايي اين دفتر انتخابات همان سازمان راي است که حزب مشارکت مدتي است اقدام به تاسيس آن کرده است؟

منظور همان سازمان اجتماعي هواداران حزب مشارکت است به هر حال هر حزبي مي تواند نيروهاي خود را سازماندهي کند بنابراين چنين سازمان هايي تشکيل مي شود که بتواند بر آن اساس يک ارتباط دوسويه و متقابلي را ايجاد کند و وجود چنين سازمان اجتماعي موجب مي شود که حزب با يک انسجام بيشتر بتواند در انتخابات حضور يابد.

ضرورت تشکيل دفتر دائمي انتخابات و به تبع آن سازمان هواداران حزب زماني بيشتر حس شد که حزب مشارکت دريافت تمام پل هاي ارتباطي خود با جامعه را از دست داده است.

اين مساله براي حزبي که از دولت و مجلس بيرون مي آيد بسيار طبيعي است که کمتر با بدنه اجتماعي ارتباط داشته باشد اما تا زماني که من در اين دفتر دائمي انتخابات مسووليت داشتم ارتباطات بسيار خوب و منسجمي با افراد، هواداران حزب و همفکران ما در جبهه اصلاحات به وجود آمد و توانستيم از طريق سازمان هاي اجتماعي با بدنه همفکران خود ارتباط بهتري برقرار کنيم و از آنها مشورت نيز بگيريم.

تصميم گيري در مورد انتخابات فقط ناشي از تصميمات تصميم سازان حزب مشارکت است يا اينکه از ساير موارد نيز تاثير مي گيرد؟

طبيعي است که حزب مشارکت در انتخابات همراهي و همگامي با تمام اصلاح طلبان را دارد و اين مساله موجب شده است يک ائتلاف گسترده شکل بگيرد و حزب مشارکت در جمع اصلاح طلبان قرار گيرد به هر حال سياست حزب مشارکت حرکت به سوي ائتلاف است.

به نظر مي رسد حزب مشارکت فقط نقش همراهي با ائتلاف را ايفا مي کند و از سهم مناسبي در ائتلاف برخوردار نيست، اين مساله در انتخابات شوراها به صراحت مشخص بود به گونه يي که حزب مشارکت کانديداي شاخصي در ليست ائتلاف نداشت. منظور اين است که با توجه به اينکه وزن مشارکت بيشتر از ساير گروه ها است (از نظر هواداران) از ائتلاف بهره يي نبرد. فقط در حد اجرايي از آن بهره گرفته شد.

در ائتلاف موضوع سهم خواهي مطرح نيست وقتي بحث ائتلاف مطرح مي شود بايد ائتلاف برآيند همکاري سياسي اصلاح طلبان باشد و تلاش شود که صداي تمام اصلاح طلبان شنيده شود.

اما صداي مشارکت که شنيده نشد.

بحث اين نيست که صداي مشارکت شنيده بشود يا شنيده نشود بحث اين است که ائتلاف شکل بگيرد. ائتلاف صداي همه است.

به نظر مي رسد که در ائتلاف شوراها مبنا بيشتر براساس هزينه يي بود که گروه هاي اصلاح طلب کرده بودند و بر اساس هزينه ها به هر حزبي کانديدايي در ليست ائتلاف اختصاص دادند؟

هدف اصلي در بحث انتخابات شوراها شکل گيري ائتلاف بود. اينکه يک مشارکتي در ليست باشد يا نباشد، مهم نبود. مهم همگرايي و ائتلاف اصلاح طلبان بود. هر کسي که بتواند اين هدف را محقق کند همان مورد نظر ما است. تلاش ما اين است و ساير مسائل مهم نيست و اين ائتلاف توانست با محوريت و راهنمايي آقاي خاتمي شکل بگيرد. جناح مقابل تصور مي کرد که اين ائتلاف با وجود رقابت هاي داخلي اصلاح طلبان نمي تواند شکل بگيرد و تلاش بسياري کرد که ائتلاف اصلاح طلبان شکل نگيرد و اين ائتلاف از نظر ما يک گام به جلو در سياست ورزي بود.

در انتخابات مجلس نيز قصد داريد مانند انتخابات شوراها حضور يابيد و حضور در انتخابات را با استراتژي ائتلاف يک نقطه قوت براي حزب مشارکت تلقي مي کنيد يا يک نقطه ضعف؟

در اين زمينه ائتلاف و همگرايي مهم است. تلاش اين است که ائتلاف پيروز شود و در ائتلاف منطق حکم مي کند که همه براي پيروزي ليست ائتلاف تلاش کنند. بايد تلاش کرد که نهاد ائتلاف رشد کند. وقتي يک گروه به جمع بندي واحدي رسيد هر کسي بايد به اعتلاي ائتلاف کمک کند و به نظر من مشارکت در اين عرصه موفق شد.

فکر مي کنيد رويکرد مردم به اصلاح طلبان در انتخابات چگونه باشد؟

مردم بررسي مي کنند که چه بسته پيشنهادي را براي انتخاب کردن دارند و براساس آن بسته پيشنهادي تصميم مي گيرند و تشخيص مي دهند که چه برنامه يي مي تواند کشور را ارتقا بدهد و کشور را در جهت پيشرفت رهنمون شود.

فکر مي کنيد سياست هاي دولت احمدي نژاد، زمينه پيروزي اصلاح طلبان را در آينده فراهم مي آورد؟

ما علاقه مند هستيم هر دولتي که مي آيد بتواند به کشور خدمت کند و کشور را در مدار توسعه قرار دهد و اين سياست مورد استقبال ما است و به همان ميزان از سياست هايي که کشور را از رقابت جهاني در پيشرفت و توسعه عقب نگه مي دارد، دوري مي کنيم و نسبت به آن انتقاد داريم. بنابراين انتقاد و استقبال ما به دولت احمدي نژاد خلاصه نمي شود بلکه ما به راهبردها، سياست ها، کارکردها و عملکردها توجه مي کنيم. وقتي حس مي کنيم يک راهبرد يا سياست به کشور آسيب مي زند به آن انتقاد مي کنيم و اين انتقاد يک انتقاد دلسوزانه است به گونه يي که حتي احزاب همسو با سياست دولت نيز وقتي حس کردند دولت در مسير درست حرکت نمي کند نسبت به عملکرد دولت انتقاد کردند زيرا ما به پيشرفت و اعتلاي ايران مي انديشيم و استقبال و انتقاد ما به تاثير اين موضع گيري ها و سياست ها در توسعه و پيشرفت کشور برمي گردد و بايد بررسي کرد که اثر اين سياست ها و رويکردها بر اعتلاي کشور و تامين حقوق اساسي ملت چگونه است يا اينکه اين سياست ها چقدر به کشور آسيب مي رساند و بنابراين آن را سياست مناسبي ارزيابي نمي کنيم. بايد نسبت به سياست هايي که شکاف فقر و غنا را عميق تر مي کند انتقاد کرد بنابراين تمام کساني که دل در گرو ايران دارند و دوست دارند ايران کشوري باشد که در اقتصاد، علم، فرهنگ و دموکراسي حرف اول را بزند به اين اصول پايبند هستند. زيرا انقلاب براي تامين اين اصول به وجود آمد بنابراين مرز انتقاد و استقبال بايد شفاف و بر اساس مصالح و منافع ملي و حقوق اساسي ملت باشد.

هنوز هم مصر هستيد که تصميمات اقتصادي دولت اصلاحات کارشناسي شده بود و به عنوان وزير اقتصاد ملت اصلاحات از آن دفاع مي کنيد؟

تصميمات اقتصادي در دو سطح اتخاذ مي شود؛ يکي سياست هاي برنامه يي است و منظور سياست هايي است که در سند مالي دولت يعني بودجه وجود دارد و ديگري سياست هايي است که دولت طي سال اتخاذ مي کند. معمولاً مباني اين سياست ها بايد همراه با کارشناسي باشد بايد، ارزيابي دقيق و سنجيده يي روي آن انجام شود و توسط کارشناسان ذي ربط بررسي شود. وقتي در يک وزارتخانه پيشنهادي ارائه مي شود پس از کارشناسي در دولت و قبل از آن در کميسيون مربوطه مطرح مي شود و در نهايت تبديل به سياست مي شود و اگر اين سياست بخواهد به يک لايحه قانوني تبديل شود بايد به مجلس برود و به تصويب پارلمان برسد. من تاکيد مي کنم تصميماتي که در دولت خاتمي اتخاذ مي شد تلاش مي شد که به طور عمده اهداف برنامه سوم توسعه را تامين کند و اين ارزيابي روي آن انجام مي شد که چقدر به رشد اقتصادي و کاهش تورم کمک مي کند، در حال حاضر اين ارزيابي نيز در چارچوب برنامه سوم توسعه بايد صورت مي گرفت بلکه اجراي برنامه چهارم توسعه را نيز بايد مدنظر قرار دهد و بايد تلاش شود تا در راستاي تحقق اهداف سند چشم انداز 20 ساله حرکت کنيم، زيرا براساس اين سند قرار است ايران قدرت اول منطقه شود. بنابراين بايد به گونه يي سياستگذاري شود که دستيابي به اهداف ميسر شود، به گونه يي که براي تحقق چنين مساله يي رشد اقتصادي 8 درصدي پيش بيني شده است. اما در حال حاضر رشد اقتصادي ما 4/5 درصد است و اگر اين کاهش رشد اقتصادي بخواهد طي سال هاي آينده جبران شود بايد رشد 2 رقمي داشته باشيم، اما متاسفانه در حال حاضر سياست هاي اجرايي دولت کارشناسي شده نيست زيرا اگر کارشناسي شده بود در جهت تامين اهداف برنامه حرکت مي کرد. نمونه بارز آن کاهش نرخ سود بانکي است در شرايطي که پژوهشکده پولي بانک مرکزي تورم را 17 درصد براي سال جاري پيش بيني مي کند و مرکز پژوهش ها در مجلس 23 درصد اعلام مي کند و وارد کردن هر شوکي به اين اقتصاد درست نيست ناگهان نرخ سود بانکي 5 درصد کاهش مي يابد در حالي که بايد مبناي اين تصميم گيري شوراي پول و اعتبار باشد اما متاسفانه چنين تصميم گيري صورت مي گيرد و اگر اين وضعيت تداوم يابد بانک هاي ملي ايران در سه سال آينده بانک هاي بدهکار خواهند شد. چنين سياست هايي مانند کاهش نرخ سود، تقاضاي بيشتري را دامن مي زند و موجب افزايش قيمت هاي عمومي در جامعه مي شود بنابراين اين سياست ها توفيقي ندارد. در حالي که وزير اقتصاد، رئيس کل بانک مرکزي و شوراي پول و اعتبار که کارشناسان سود بانکي هستند، نظر آنها يکباره به کنار گذاشته مي شود و حتي مجبور مي شوند که برخلاف نظر کارشناسي خود نظر رئيس جمهور را تصويب کنند. چرا رئيس جمهوري به کارشناسان ارشد خود اعتنايي نمي کند و اين گونه تصميمات در آينده يي نه چندان دور آثار مخرب خود را بر اقتصاد ملي ايران خواهد گذاشت.

فکر مي کنيد انتقاداتي که از سوي جبهه مشارکت نسبت به دولت نهم مطرح مي شود تا چه حد به دور از اغراض سياسي است، زيرا اصلاحات نيز نتوانست در نهادينه کردن اهدافش موفق شود؟

من سوالم اين است که آيا کاهش نرخ سود بانکي آن هم به اندازه پنج درصد آن هم در يک مدت کوتاه يک اقدام سياسي نيست. نظر وزير اقتصاد و رئيس کل بانک مرکزي همين است، قطعاً نظر مخالف دارند. مساله يي که مورد نقد قرار مي گيرد اين مساله است.

اما دولت احمدي نژاد تصريح مي کند که اين اقدامات در جهت سياست هاي دولت نهم است.

بله ما نيز همين سياست را نقد مي کنيم چون اين سياست دولت نهم نتيجه يي جز گراني ندارد.

اما شعار دولت نهم اين است که اين اقدام در جهت رفاه قشر مستضعف صورت مي گيرد.

بله، شايد اين کار را از روي اعتقاد انجام دهند، اما مطالعات کارشناسان تصريح مي کند که اين مساله شکاف فقر و غنا را افزون مي کند و چيزي که اين شکاف را کم مي کند تجهيز صنايع بيشتر براي سرمايه گذاري است، در غير اين صورت دولت فقط به تقاضاها دامن مي زند در حالي که دولت بايد در برابر اين تقاضاي دائمي جامعه منابع بيشتري را عرضه کند تا بتواند اين شکاف را از بين ببرد، اما آن چيزي که واضح است اين است که اين گونه توزيع ثروت چون توام با سرمايه گذاري و جذب منابع نيست فقر را تشديد و به بيکاري دامن مي زند. بنابراين حال و روز فقرا را بهبود نمي بخشد بلکه وضعيت زندگي آنان را بدتر مي کند، زيرا که در صف طولاني چيزي گير مستضعف نمي آيد و ضمناً اصل تخصيص کارا منابع را به شدت مخدوش مي سازد.

به نظر شما اين سياست هاي غلط دولت را چه مي توان ناميد؟

من اين اقدام را يک اقدام سياسي مي نامم تصور آنان اين است که با اين کار خواهند توانست تعداد هواداران خود را افزون و سبد راي خود را تقويت کنند، اما دستاورد آن چيزي خبر گراني و تورم نيست. مساله اساسي سياستگذاري در راستاي برنامه چهارم توسعه و سند چشم انداز 20 ساله کشور است که با اصول و مباني علمي سازگار باشد دولت بايد رضايت خاطر مردم را جلب کند، اما هرگز نبايد به دنبال سازمان راي باشد اين کار کار احزاب است و دولت نبايد با اجراي سياست هاي اشتباه معيشت مردم را هدف قرار دهد و رضايت مردم را از بين ببرد و بنيادهاي مالي کشور را ويران کند به طور مثال اعطاي وام هاي 12 ميليوني رانتي را از سوي دولت ايجاد کرد و کساني موفق به دريافت وام شدند که از رانت بهره مند بودند.

يعني دستاورد اين اقدامات در تناقض با شعار مبارزه با بي عدالتي بود؟

شعار مبارزه با بي عدالتي از اهداف بيشتر دولت هاي پس از انقلاب بود، اما شرط لازم براي تامين عدالت اجتماعي افزايش توليد و سرمايه گذاري در جامعه است، زيرا اگر ثروت افزايش يابد نظام تامين اجتماعي قدرتمندتر مي شود و مي تواند افراد بيشتري را تحت پوشش قرار دهد اگر مي خواهيم بسنجيم که عدالت در جامعه محقق شده است يا خير، بايد به اين شاخص ها توجه کرد که چقدر رشد اقتصادي و به تبع آن فرصت هاي شغلي زياد شده است و آيا تورم که موثرترين شاخص زندگي مردم است کاهش يافته که بتوان ارزيابي کرد چه ميزان قدرت خريد زياد شده است، اما در حال حاضر با وجود درآمد سرشار نفتي نتوانستيم سرمايه گذاري مناسبي را ترتيب دهيم.

به عبارت بهتر کار مهمي صورت نگرفته است و تورم به جاي اينکه روبه سرازيري باشد رو به افزايش است و اينها مواردي است که نشان مي دهد دولت در تحقق شعارهايش موفق نبوده است.

همان طور که دولت نتوانست شعار نفت بر سر سفره ها را تحقق ببخشد؟

آوردن نفت سر سفره هاي مردم بايد به گونه يي باشد که آثار آن قابل مشاهده باشد حال بايد پرسيد دولت در اين حيطه چه عملکردي داشته است.

نظر خود شما چيست؟

اين سياست قبلاً در بلوک شرق تجربه شد و ناکارآمدي آن به اثبات رسيد و نبايد به دنبال روش خصوصي سازي شکست خورده و تجربه شده رفت.

ايده سهام عدالت داراي مشکل است يا نوع اجراي آن در کشور؟

اين روش شکست خورده و غيرموفق در تامين عدالت در سراسر جهان است اگر دولت اين کار را مي کرد که پول نفت را پس از کسر ماليات به حساب کليه مردم مي ريخت بهتر بود چون اجراي اين سياست ملموس تر بود و مردم حس مي کردند که پولي دارند حتي مي توانست يارانه ها را قطع کند اما سهام عدالت يکي از روش هايي است که در آينده تاريخ اقتصادي ايران از آن به عنوان يک سياست شکست خورده ياد مي کنند.

به نظر مي رسد که جبهه مشارکت به عنوان منتقد سياست هاي دولت، استراتژي نقد و نه ارائه راهکار را در پيش گرفته است، نظر شما چيست؟

استراتژي ما فقط انتقاد نيست راهکارها در قانون برنامه آمده است و ما معتقد هستيم که اين برنامه محل توافق بخش هاي مختلف نظام است. اصل 44 راهکارهاي خوبي را در اين زمينه ارائه کرده است، اما در حال حاضر دولت برنامه را کنار گذاشته و به سياست هاي اصولي که تصور مي شود به شکوفايي اقتصاد ايران کمک مي کند عمل نمي کند.

فکر مي کنيد با وجود اينکه شعارهاي پوپوليستي دولت نهم با شکست مواجه شده است باز هم چنين رويکردهايي در آينده بتواند به حاکميت برسد؟

اين کاملاً به فضاي جامعه بستگي دارد و اقدامات نهادهايي که متولي قانون هستند در اين مساله موثر است. اينکه چقدر آزادي و قانون رعايت مي شود و نهادهاي مجري چقدر به اين اصول پايبند هستند مي تواند فضاي آينده را رقم بزند بايد پرسيد آيا کسي که در جبهه اصلاحات است بايد ردصلاحيت شود و افراد در جناح ديگر ردصلاحيت نشوند.حداقل توقع و انتظار اين است که اين مسائل رعايت شود در صورت رعايت اين حداقل ها انتخاب مردم مورد تحسين قرار مي گيرد.
محمدرضا خاتمي؛ منفعت مردم اساس حکومت است
عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت گفت؛ استراتژي اين حزب در انتخابات مجلس، «ائتلاف حداکثري و خواسته هاي حداقلي» است. به گزارش ايلنا محمدرضا خاتمي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه استراتژي کلي جبهه مشارکت در انتخابات مجلس هشتم و رويکرد شما در مواجهه با اقدامات شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت ها چيست و آيا اقداماتي نظير يک ائتلاف بزرگ و جمعي بين همه گروه هاي اصلاحات قابل پيش بيني است، گفت؛ استراتژي ما ائتلاف حداکثري و خواسته هاي حداقلي است. در انتخابات شوراها قدم اول را برداشتيم و طبق برنامه ريزي، به اهداف از پيش تعيين شده رسيديم. به طور قطع با بهره گيري از آن تجربه، قوي تر و منسجم تر در انتخابات هشتم حرکت مي کنيم، به نظر ما نقش ائتلاف، سبب مي شود مخالفان اصلاحات براي بستن همه راه ها به تنگنا بيفتند.وي افزود؛ آنها مي دانند که اگر نگذارند ائتلاف با نيروهاي مورد قبول همه اصلاح طلبان به ميدان بيايد، با انتخابات سرد و بي روح و غيرمشروعي روبه رو خواهند شد که مشکلات آنها را در داخل و خارج بيشتر مي کند. ما هم از هم اکنون از همه راه ها از مذاکره و گفت وگو گرفته تا نشان دادن اراده قاطع که ما فقط در انتخابات شرکت مي کنيم نه انتصابات، تلاش مي کنيم تا نگذاريم اين راه بسته شود.خاتمي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه جريان اصلاح طلب براي خلق دوم خردادي ديگر چه تدابير عملي را در نظر دارد، تصريح کرد؛ دوم خرداد را مردم خلق کردند و اگر آنها اراده کنند، باز هم بزرگ تر از دوم خرداد را خواهند آفريد. در اين صورت نه ناظران و نه مجريان با بيل هاي شکستني خود جلوي سيل را نخواهند توانست گرفت، اما ما هم به سهم خود بايد اداي وظيفه کنيم و بتوانيم با سازماندهي مناسب و با ادبيات کارآمد و مردم فهم، حضور آگاهانه مردم را بيشتر کنيم.وي در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا شما قصد کانديدا شدن در انتخابات رياست جمهوري آتي را داريد، اظهار داشت؛ بحمدالله افراد زيادي هستند که آمادگي ورود در اين صحنه را دارند. من و امثال من جاي اين افراد را تنگ نخواهيم کرد.نايب رئيس مجلس ششم در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه آيا براي انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم برنامه مدوني از سوي مشارکتي ها تدوين شده يا باز هم همه کارها در دقيقه نود انجام مي شود، تصريح کرد؛ در شرايط حاضر تنها اجماع عمومي مردم و اصلاح طلبان است که مي تواند تضمين کننده موفقيت آنها باشد، اين خط مشي اساسي ما از بعد از انتخابات رياست جمهوري نهم بوده است و اين مساله در انتخابات آينده هم ادامه خواهد داشت و خوشبختانه بايد بگويم همه نيروهاي اصلاح طلب براي پيمودن اين راه در حد نسبتاً مطلوبي هستند و شاهد حوادث دقيقه نود نخواهيم بود.خاتمي افزود؛ اگر اجازه شرکت در انتخابات هم داده نشود، چيزي عوض نمي شود جز کاهش مشروعيت حکومت و رشد مشکلات درون و بيرون حکومت، به همين جهت من امر بستن مطلق انتخابات را امري محال مي دانم، چرا که آنها نمي خواهند مجراي تنفسي خود را مسدود کنند.وي تاکيد کرد؛ من بارها گفته ام «منفعت مردم» اساس حکومت است. اگر حکومتي خود را با منافع مردم همسو کرد، مي ماند و الا دير يا زود سقوط خواهد کرد.
دکتر ابراهيم متقي در گفت وگو با اعتماد درباره مذاکرات ايران و امريکا تحليل کرد
استراتژيست ها در لباس ديپلمات ها
گروه سياسي، مريم مهدوي اصل؛ با شروع مذاکرات ايران و امريکا در عراق، استراتژيست هاي ايران و امريکا در لباس ديپلمات ها ظاهر شدند تا از فضاي عملياتي مقطع همکاري مشترک در افغانستان فاصله بگيرند، ضمن اينکه تا حدي از فضاي جدال و ستيزه دوري جويند.دکتر ابراهيم متقي دانشيار دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و متخصص در مسائل استراتژيک و امور مربوط به امريکا در اين زمينه مي گويد؛ «امروز فضا جدي تر است و دو کشور مي خواهند موضوع را بين المللي کنند. زيرا امروز ديگر شرايطي نيست که به راحتي سيستم قفل شود و در نتيجه امريکايي ها يا ايراني ها معادله بازي را به هم بريزند.» درخواست اعراب از حضور در مذاکرات پرونده هسته يي ايران نيز از ديگر محورهايي است که وي در اين گفت وگو به آن مي پردازد. متقي تاکيد مي کند؛ «عرب ها مي خواهند از اين طريق بازي را از ميدان خودشان و از حوزه آسيب پذيري شان به عرصه هاي امنيتي ايران منتقل کنند زيرا مخاطرات کمتري را براي شان دربردارد.»همچنين ويژگي مذاکرات لاريجاني و سولانا و مذاکرات بين کاظمي قمي و کروکر از ديگر محورهايي است که اين استاد دانشگاه در اين گفت وگو به آن مي پردازد. وي مي گويد؛ «کروکر ديپلماتي همه فن حريف و براي تمام فصول است که مذاکره با وي به مراتب مهمتر از مذاکرات لاريجاني و سولانا است.»مشروح گفت وگوي اعتماد با وي در پي مي آيد



آقاي دکتر به عنوان اولين سوال مي خواستم اين موضوع را مطرح کنم که استراتژي امريکا از مقطعي که ايران را بعد از همکاري در مورد مسائل امنيتي افغانستان جزء محور شرارت قرار داد تا به امروز که دارد در مورد مسائل امنيتي عراق با ايران مذاکرات آشکار انجام مي دهد، چه روندي را طي کرده است؟

سياست بين الملل توسط ديپلمات ها و استراتژيست ها شکل مي گيرد. هرگاه حادثه تعيين کننده يي در روابط بين الملل ايجاد مي شود، بايد پشت آن نشانه هايي از کنش گري و تاثيرگذاري ديپلمات ها يا استراتژيست ها را مورد ملاحظه قرار داد. در نوامبر و دسامبر 2001 در زماني که امريکايي ها درگير بحران افغانستان بودند، در آن مقطع زماني استراتژيست هاي ايراني و امريکايي در کنار يکديگر قرار گرفتند. يعني بازي ايران و امريکا از طريق تعامل استراتژيست ها و نظاميان آنان شروع شد.

چرا در آن مقطع زماني بازي ايران و امريکا از طريق تعامل استراتژيست ها و نظاميان شروع شد؟

علت اين را بايد هدف هاي مشترک استراتژيک ايران و امريکا در برخورد طالبان دانست. طالبان عنصر نامطلوب منطقه يي بود که مي توانست بحران را به حوزه هاي امنيتي و جغرافيايي ايران گسترش دهد. به اين ترتيب در فاز اول از تعامل منطقه يي ايران، حوزه کنش مربوط به رفتار استراتژيست ها بود. اين روند در زمان محدودي متوقف شد. چون کنش استراتژيست ها ماهيت محدود، مرحله يي و مقطعي دارد.

اين محدوديت چه زماني اتفاق افتاد؟

از ژانويه 2002. يعني اينکه فضاي تعاملي ايران و امريکا در حوزه کنش استراتژيست ها مربوط به نوامبر و دسامبر 2001 بود، اما از ژانويه 2002 فضاي تعاملي ايران و امريکا کاملاً تغيير پيدا کرد. بعد از «اجلاسيه بن» که به موجب آن ايران از دولت کرزي حمايت کرد و در نتيجه بسياري از گروه هاي جهادي موقعيت شان را از دست دادند، زمينه براي بهبود روابط ايران و امريکا فراهم نشد. سال هاي 2002 تا 2007 را بايد دوران ستيز، جدال و تعارض دانست.

امريکايي ها در اين دوران ايران را در محور شرارت قرار دادند و در نتيجه محدوديت هاي استراتژيک، ديپلماتيک و اقتصادي هم عليه ايران اعمال کردند.

چرا پس از همکاري کوتاه مدت ولي مشترک استراتژيست هاي امريکايي و ايراني در افغانستان يک مقطع بلندمدت ستيزه جويي بين ايران و امريکا به وجود آمد. علت آن چيست؟

تاريخ و وضعيت محيط منطقه يي اين فضا را به خوبي نشان مي دهد. چرا ايران و امريکا، کنش مثبت همکاري جويانه در نوامبر و دسامبر 2001 داشتند؛ به اين دليل که تهديد مشترکي در برابر آنان بود. چرا امريکايي ها در سال 2002 ديدگاه شان را تغيير دادند؛ چون آن تهديد مشترک از بين رفته بود. بنابراين فضاي سياست بين الملل کاملاً سيال است. هيچ گاه پايداري وجود ندارد. زماني که نيروي تهديدکننده مشترک، کارکردش را از دست بدهد، شکل جديدي از تعامل به وجود مي آيد.

يعني در صورت سپري شدن مقطع فعلي مذاکرات ايران و امريکا در مورد مسائل امنيتي عراق، دوباره همان حالت روابط ستيزه و جدال بين ايران و امريکا پديد خواهد آمد؟

بستگي به اين دارد که آيا موضوع جديد امنيتي وجود داشته باشد که ايران و امريکا در ارتباط با آن نياز به همکاري داشته باشند يا موضوع ديگري وجود داشته باشد که دو کشور در فضاي تعارضي قرار بگيرند. به طور طبيعي بحث مربوط به فعاليت هاي هسته يي ايران، سياست هاي خاورميانه يي ايران، حمايت ايران از اصولگرايي اسلامي؛ تمام نشانه هايي است از تفاوت در رويکردهاي استراتژيک ايران و امريکا. زماني که تفاوت ها عمده شوند، فضاي رفتاري مبتني بر تعارض است. زماني که نيازها عمده شوند و نقش اساسي پيدا کنند يا برجسته شوند، فضاي موثر مبتني بر همکاري است. از سال 2006 به بعد نگاه امريکايي ها به ويژه در چارچوب کميته مطالعاتي عراق که توسط هميلتون- بيکر انجام گرفت بر اين نکته تاکيد داشت که امنيت در منطقه بدون همکاري با ايران امکان پذير نيست. بوش چنين نگاهي نداشت. نگاه بوش اين بود که مي تواند امنيت سازي در منطقه را از طريق تداوم تضاد با ايران انجام دهد.زماني که جدال هاي دو کشور افزايش يافت و به موازات آن زماني که امريکايي ها با وضعيت ناامني و بي ثباتي گسترده در عراق روبه رو شدند، طبيعي است که زمينه براي تغيير در مواضع و سياست هاي امنيتي امريکا به وجود آيد.بنابراين فضاي فعلي را بايد در درجه نخست؛ فضاي ناپايدار دانست. در مرحله دوم نيز بايد آن را واکنشي نسبت به فضاي موجود امنيتي امريکا در منطقه تلقي کرد.

آقاي دکتر، امريکا در حالي که براساس نيازش به سمت ايران گرايش پيدا کرده است ولي همزمان دارد سياست مشارکت را به همراه سياست تقابل با ايران پيش مي برد.

کاملاً درست است.

سياست مشارکت و تقابل امريکا در استراتژي يي که نسبت به روابطش با ايران دارد به چه معنا است؟

به اين معنا است که هنوز امريکايي ها نپذيرفته اند که ايران وارد خانواده ملل شود، نپذيرفته اند که تحريم ها را از روي ايران کم کنند. بلکه از سياست محدودسازي، يک گام الگوهاي سازنده تري را در پيش گرفته اند و در فضاي سياستي قرار گرفته اند که مبتني بر الگوي هويج و چماق است.

الگوي هويج و چماق يعني همان سياست مشارکت و تقابل؟

الگوي هويج و چماق در آن واحد اعمال مي شود. برخي فکر مي کنند که اين الگو دو مرحله يي است. نه، امريکا در حالي که سياست هاي تهاجمي و خصمانه اش را اعمال مي کند، در همان مقطع زماني هم سياست هاي همکاري جويانه اش را به انجام مي رساند. در واقع فضاي فعلي، فضايي است که امريکا مي خواهد بين دو حوزه تفکيک قائل شود.

ايران در استراتژي خودش چگونه مي تواند با اين تفکيک قائل شدن بين دو حوزه امريکا عليه خودش پيش برود؟

فعلاً ايران در آغاز کار است. در آغاز کار، سياست ها ماهيت اعلامي دارد.

سياست اعلامي چيست؟

سياست اعلامي يعني اينکه به چالش مبادرت نمي کنند. بيشتر مي خواهند ببينند که طرف مقابل چه مطلوبيت هايي را دارد و متناسب با مطلوبيت هاي طرف مقابل واکنش نشان مي دهند. در واقع امريکايي ها مي خواهند بدانند که وزن مخصوص ايران در فضاي منطقه يي به چه صورت است و به چه صورت در برابر اهداف امريکا واکنش نشان خواهد داد. اينجا است که بعد از مرحله اول زمينه براي بازسازي الگوهاي رفتاري فراهم مي شود. در واقع ما استارت را زديم، موتور را روشن کرده ايم ولي معلوم نيست که به کدام سمت حرکت مي کنيم. معلوم نيست با چه دنده يي مي خواهيم راه بيفتيم و به کجا مي خواهيم برويم. در واقع شروع شدن بازي معلوم نمي کند که چه فرآيندي طي مي شود. فقط بيانگر اين است که دو کشور پذيرفته اند که امنيت سازي و اختلافات متقابل خودشان را از طريق معادله بازي حل کنند. يعني اينکه تعارض را به بازي تبديل مي کنند و بازي در درونش جلوه هايي از رقابت، مصالحه و حتي منازعه را به وجود مي آورد.

در دوره يي که امريکا و ايران در مورد مسائل امنيتي افغانستان به طور پنهان پشت ميز مذاکرات نشستند و خبر آن بعدها منتشر شد؛...

در افغانستان؛ ايران و امريکا پشت ميز مذاکرات ننشستند.

ولي در خبرهاي اخير آمده است که کاظمي قمي و کروکر دو ديپلمات مذاکره کننده ايراني و امريکايي در بغداد در گذشته نيز در مورد مسائل افغانستان با يکديگر مذاکره کرده اند.

فضا، فضاي عملياتي بوده است. يعني استراتژيست ها امروز در لباس ديپلمات ها ظاهر شده اند.

پس با توجه به سابقه افغانستان و ظاهر شدن استراتژيست ها در لباس ديپلمات ها؛ آيا استارت اوليه نمي تواند هدفمند باشد؟

يعني اينکه فضا جدي تر است و مي خواهند موضوع را بين المللي کنند. در نتيجه از تداوم بيشتري برخوردار است. امروز ديگر شرايطي نيست که به راحتي سيستم قفل بشود و در نتيجه امريکايي ها يا ايراني ها معادله بازي را به هم بريزند. امروز فضايي است که اميد به تداوم بازي وجود خواهد داشت.

محور ديگري که در اينجا مطرح مي شود، درخواست برخي از کشورهاي عربي مثل مصر براي حضور در مذاکرات پرونده هسته يي ايران به مانند اتحاديه اروپا است که اين امر همزمان با مذاکرات ايران و امريکا در بغداد لحاظ شده است. چرا؟

عرب ها به دنبال اين هستند که بازي را در يک سوم منطقه يي ايران انجام بدهند.

به چه مفهومي؟،

به اين مفهوم که مي خواهند بازي از ميدان خودشان و از حوزه آسيب پذيري خودشان به عرصه هاي امنيتي ايران منتقل بشود. بازي در ميدان حريف يا بازي در ميدان رقيب، به طور عمومي براي خودشان مخاطره کمتري دارد و مطلوبيت هاي بيشتري را هم به وجود مي آورد.پس از حادثه 11 سپتامبر به گفته بسياري از کارشناسان، کشورهاي پاکستان و عربستان که القاعده در آنجا ريشه گرفته بود مورد توجه امريکا بودند، اما با همکاري آنان با امريکا اين توجه به سمت ايران معطوف شد و ايران در تيررس اهداف امريکا قرار گرفت درحالي که ريشه القاعده از ايران برنخاسته بود و آنان تبار پاکستاني، عرب و... داشتند. آيا درخواست اعراب براي حضور در مذاکرات هسته يي ايران به مفهوم چرخش دوباره به اين سمت است که توجه امريکا را مجدداً به ايران معطوف کنند و ... بازي يي را که ايران منتقل کرده به منطقه، دوباره مي خواهند به داخل حوزه سياسي و استراتژيک ايران برگردانند.

به چه صورت؟

يعني اينکه اعراب از اينکه ايران در يک کشور عربي فعال است و مي تواند نقش سازنده يي را در ارتباط با امنيت آن ايفا کند، کاملاً نگران هستند. امروز بخشي از هويت اعراب را مساله عربيت تشکيل مي دهد. سرزمين ها، دولت ها و گروه هاي عربي در نتيجه حرفي که دارند اين است که اگر کشوري مي خواهد در ارتباط با امنيت و سرنوشت يک کشور عربي صحبت داشته باشد، چرا در آن اجلاسيه نبايد اعراب هم حضور داشته باشند.

بحرالعلوم وزير سابق نفت عراق که در هفدهمين همايش بين المللي خليج فارس حضور يافته بود گفت که عراق امروز به مسائل هويت عربي و حتي اختلافات شيعه و سني توجه نمي کند و تمام سعي آن به حل مسائل امنيتي و ثبات عراق بر مي گردد و از دامن زدن به اين اختلافات، نگراني عراق را اعلام کرد.

براي عراق مطرح نيست چون آنان به دنبال ثبات هستند. ولي براي عربستان، اردن، امارات متحده عربي و مصر اين موضوع بسيار مهم است. زيرا ادراک کشورهاي عربي در اين ارتباط متفاوت است با آن چيزي که ايراني ها به آن اعتقاد دارند يا عراقي ها به آن توجه مي کنند.

پس اعراب از طريق درخواست حضور در مذاکرات هسته يي ايران در واقع مي خواهند روي مذاکرات ايران و امريکا در عراق تاثير بگذارند؟

حتي آنان تلاش مي کنند که مذاکرات را در مرحله اول که دو جانبه است در مرحله دوم، سه جانبه کنند. يعني امريکا، ايران و عراق و در مرحله بعدي مذاکرات چهار جانبه شود؛ يعني امريکا، ايران، عراق و کشورهاي عربي. در مرحله بعدي نيز مذاکرات چندجانبه شود، يعني اينکه سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا و بسياري ديگر از کشورها هم شرکت داشته باشند. به همان وضعيتي که کنفرانس شرم الشيخ شکل گرفت.

و اين روند مي تواند به نفع ايران باشد؟

به طور طبيعي اين روند اجتناب ناپذيري است. هر چند که ايران را با محدوديت هاي بيشتري روبه رو خواهد کرد. براي اينکه ايران به مطلوبيت هايش برسد بايد يا به ابزارهاي جديدي دست پيدا کند يا به ائتلاف هاي جديدتري دست يابد.

ائتلاف هاي جديدتر شامل چه مواردي مي شود؟

ائتلاف يعني همکاري اشتراک منافع چه با ايران و چه با طرف هاي ديگر. ائتلاف براساس اشتراک منافع ايجاد مي شود. يعني اينکه، ايران براي اينکه خواسته باشد به مطلبوبيت هايش دست يابد بايد با برخي از بازيگران منطقه يي تعامل موثرتري داشته باشد و همبستگي امنيتي بين خودشان را تعريف کنند.

آيا مهمترين کشورها براي ائتلاف، در حال حاضر مصر و عربستان هستند؟

مهمترين کشورها در حال حاضر عربستان و مصر هستند اما علاوه بر بازيگران کشور- محور، بازيگران غير کشوري هم وجود دارند. تجربه ايران در فعال سازي بازيگران غير کشوري است.

نظر شما در مورد از سرگيري مذاکرات سولانا و لاريجاني چيست؟

من نگاهم اين است که ژوئن و ژوئيه دوران کنش هاي ديپلماتيک است، اما در آگوست وضعيت متفاوت خواهد بود.

از چه لحاظ؟

از اين لحاظ که اين کنش هاي ديپلماتيک به چه ميزان به نتيجه رسيده است و چه پيامدي را در پي خواهد داشت.

اين بستگي به مذاکرات لاريجاني و سولانا از يک سو و مذاکرات کاظمي قمي و کروکر از سوي ديگر دارد؟

و اين بيشتر بستگي به مذاکرات ايران و امريکا دارد. چون مذاکرات سولانا و لاريجاني به طور عمومي تابعي از نتايج حاصل از مذاکرات ايران و امريکا است. يعني اينکه اروپايي ها نقش مستقل محدودي دارند. آنان کنش هاي شان را تحت تاثير فضايي قرار مي دهند که امريکايي ها توانسته اند در منطقه به وجود آورند.

آيا امکان فشارهاي مضاعف تري از سوي امريکايي ها عليه ايران، در صورت دست نيافتن به خواسته هاي شان در مذاکرات با ايران وجود دارد؟

اگر امريکايي ها از حوزه عراق به نتيجه مطلوب نرسند، فشارشان را درحوزه عراق اعمال نمي کنند. فشارشان را در يک حوزه جغرافيايي يا موضوعي ديگر اعمال خواهند کرد. يعني اينکه بازي امريکا با ايران فشار مستقيم نيست، بلکه اگر در حوزه عراق به نتيجه نرسند در ارتباط با موضوعاتي مثل پرونده هسته يي ايران يا سرنوشت حزب الله در لبنان يا پرونده ترور رفيق حريري يا بسياري از موضوعات ديگري که مربوط به خاورميانه و اقتصاد بين الملل مربوط به ايران است، فشارهاي شان را اعمال مي کنند.

از کروکر به عنوان يک ديپلمات حرفه يي در شرايط بحراني نام مي برند که بيشترين سابقه را در شرايط بحراني کشورهاي منطقه خاورميانه داشته است. نظر شما در اين مورد چيست؟ و نقش ايشان را در اين مذاکرات چگونه مي بينيد؟

کروکر ديپلماتي است که از حوزه هاي امنيتي وارد عرصه ديپلماتيک شده است. يعني آغاز فعاليت هاي وي کنسولي بوده است. کساني که کارکنسولي انجام مي دهند، عموماً ارتباطات اطلاعاتي دارند و در نتيجه خيلي ها پيشينه کروکر را به حوزه FBI مربوط کرده اند. پس با توجه به نوع فعاليت هاي کروکر؛ اين فرد به زبان فارسي و عربي مسلط است و ادبيات اسلامي را مي شناسد. نسبت به جنبش هاي اسلامي آشنايي دارد و به گروه هاي اسلامي، مباني ايدئولوژيک و رفتار استراتژيک آنان واقف است. در نتيجه يک ديپلمات همه فن حريف براي تمام فصول است. يعني کروکر را بايد ديپلماتي براي دوران جنگ، منازعه و حتي دوران عادي سازي دانست. چرا؟ چون وي فردي است که به کنش در دوران هاي مختلف واقف است.

شما در مصاحبه هاي گذشته از سولانا به عنوان ديپلماتي نام برده ايد که همزمان قادر است مسائل بحراني در زمان جنگ و صلح را اداره کند. آيا سولانا نيز مانند کروکر توانايي شرايط عادي سازي را دارد، در حالي که هر دوي آنان به طور همزمان اما در دو موضوع متفاوت دارند با ايران مذاکره مي کنند؟

سولانا توانايي اش بسيار محدودتر از توانايي کروکر است.

چرا؟

توانايي شخصي سولانا بسيار بالا است، اما پشتوانه سولانا اتحاديه اروپا است. اتحاديه اروپا به لحاظ قدرت در سطح بين المللي، جايگاه درجه اول را ندارد. در حالي که پشتوانه کروکر دولت، سازمان ها و نهادهاي امريکا هستند. مهم اين است که يک ديپلمات برجسته توسط چه نهاد و سازماني حمايت مي شود. طبيعي است در فضايي که امريکا قدرت بيشتري از اتحاديه اروپا دارد، نقش کروکر سازنده تر از نقش سولانا باشد.

پس در نهايت شما مذاکرات بين ايران و امريکا را به مراتب تاثيرگذارتر از مذاکرات سولانا و لاريجاني مي دانيد؟

و تعيين کننده تر مي دانم.
ايران احمدي نژاد از نگاه سي.ان.ان
شبکه خبري سي.ان.ان برنامه اخير مجموعه برنامه هاي «داستان هاي ناگفته جهان» (Worldشs Untold Stories) خود را به ايران و احمدي نژاد اختصاص داد. به گزارش ايسنا، در اين برنامه که جمعه شب با عنوان «ايران احمدي نژاد» پخش شد به بررسي جهت دار ايران تحت دولت احمدي نژاد، مساله هسته يي و مسائل اقتصادي پرداخته شد. اين شبکه امريکايي در زمان پخش اين برنامه که حدوداً30 دقيقه به طول انجاميد با برخي از مسوولان ، کارشناسان، اقتصاد دانان و دانشگاهيان مربوطه گفت و گو کرد. به گزارش ايسنا، برانوين ادکاک گزارشگر سي.ان.ان که براي تهيه اين مستند به ايران سفر کرده بود، گفت؛ «به رغم چالش هاي موجود، ايران کشوري جذاب براي کار کردن است و موضوعات بسيار زياد ، جالب و گزارش نشده يي در اين کشور وجود دارد که فقط به مسائل سياسي و هسته يي مربوط نمي شود.»

گزارشگر سي. ان. ان در ادامه اين برنامه ضمن پخش تصاويري از احمدي نژاد در ميان مردم و فريادهاي شادي جمعيت از ديدن وي، مدعي شد با وجودي که احمدي نژاد قول داده بود براي فقرا رفاه را به همراه آورد، اما تاکنون مساله هسته يي تنها چيز مهم و مطرح است. اين شبکه امريکايي سپس تصوير احمدي نژاد در حال سخنراني در ميان مردم را نمايش داد که مي گفت؛ «آنها انبارهاي خودشان را از سلاح هاي اتمي، ميکروبي و شيميايي پر مي کنند. در عوض در مقابل پيشرفت فني و علمي ملت ها و استفاده صلح آميز از انرژي هسته يي شعار نگراني و نگراني براي امنيت جهان را سر مي دهند.» در ادامه اين برنامه تصاويري از مردمي نشان داده شد که مي کوشيدند نامه هاي شخصي شان را به دست احمدي نژاد برسانند. گزارشگر سي.ان.ان همچنين براي تهيه گزارش از نماز جمعه به دانشگاه تهران نيز سرزده است.

وي در هنگام پخش تصاوير نماز جمعه در حالي که به زنان نمازگزار نگاه مي کرد، گفت؛ «من در بخش زنان هستم و نمي توانم سخنران را ببينم، اما سخنران اکبر هاشمي رفسنجاني، روحاني با نفوذ و رئيس جمهور اسبق ايران است. او در حال انتقال پيامي به غرب درباره برنامه هسته يي ايران است پيامي که اين روزها در ايران به يک ذکر تبديل شده است.» سي.ان.ان پس از پخش تصاوير مردم در پايان نماز جمعه با ذکر اينکه همه مردم درباره اين پيام سياسي صحبت مي کنند، تصوير مرد جواني را نشان داد که با شور و حرارت مي گفت؛ « ما سلاح کشتار جمعي نمي خواهيم بلکه براي امور پزشکي و غيره به دنبال انرژي هسته يي هستيم.» مرد مسني که کلاهي به سر داشت و به زبان انگليسي صحبت مي کرد، گفت؛« مساله هسته يي يک مساله علمي است. در ايران و همه جهان حقي برابر در رسيدن به اين سطح وجود دارد و اين بخشي از تلاش علمي ملت ايران است.» گزارشگر سي.ان.ان ادامه داد؛« از منظر ايراني ها محروم شدن از چيزي که ديگر کشورها دارند يک توهين است.»

سپس تصوير ابراهيم يزدي پخش شد که مي گفت؛ «احمدي نژاد مي گويد که مي خواهد همه چيز را مطابق دوره اول انقلاب ترتيب دهد، اما اين غير ممکن است نسل انقلاب با اين نسل متفاوت است.» سعيد ليلاز اقتصاددان نيز در پاسخ به سوال سي.ان.ان مبني بر اينکه «چرا رئيس جمهور ايران نسبت به اقتصاد بسيار حساس است؟» مدعي شد؛ «زيرا در سياست هاي اقتصادي اش شکست خورده است. در 17 ماه گذشته حتي يک سياست هم نبوده است که وي در آن موفق شود،» ليلاز گفت؛«فکر مي کنم يک دليل عمده، وجود شکاف عميق ميان طبقات اجتماعي باشد. افراد فقير بسياري هستند که نمي توانند از موج تورم نجات پيدا کنند. افرادي هستند که براي ادامه زندگي شان پول ندارند و به اين دليل ناآرامي و مشکلات اجتماعي به وجود مي آيد.» در ادامه با اشاره به اظهارات ضد صهيونيستي احمدي نژاد تصوير حسين آفريده از اصلاح طلبان مجلس پخش شد. سي.ان.ان افزود؛ آفريده از طالبان انرژي هسته يي در ايران است، اما معتقد است که اين مساله به اشتباه هدايت شده است. آفريده گفت؛ «از زماني که مساله ايران در سازمان ملل مورد بحث است او از هولوکاست حرف مي زند و اين صدمه يي بزرگ به منافع ايران است.» در ادامه تصوير فردي نشان داده شده که به احمدي نژاد راي نداده بود، اما اکنون به يکي از حاميان او تبديل شده است. وي درباره دليل حمايتش گفت؛ «چون به استکبار جهاني اطمينان ندارم.» سي.ان.ان افزود؛« تهديد امريکا وي را به حمايت از احمدي نژاد متقاعد کرده است.»
عناوين اين صفحه
ائتلاف صداي همه است
محمدرضا خاتمي؛ منفعت مردم اساس حکومت است
استراتژيست ها در لباس ديپلمات ها
ايران احمدي نژاد از نگاه سي.ان.ان
ديدار اعضاي شوراي شهر با هاشمي
بيانيه تحکيم وحدت در مورد تحديد دانشگاه
توقف اجراي محکوميت
شوراهاي بي تاثير اصولگرايان
احتمال ضعيف احياي شوراي هماهنگي
تجديد وقت دادگاه دو فعال کارگري
وکيل اولياي دم محمدي در دادسرا
هشدار به وزارت علوم
ائتلاف صددرصدي اصلاح طلبان
احضار دانشجويان علامه و مازندران به کميته انضباطي
استراتژي پرخاش و حريم شکني
تلاش براي شکل گيري ائتلاف
حمايت پادشاه عربستان از برنامه هسته يي ايران
ايران محور مذاکرات آينده پوتين و بوش
انتقاد 20 نماينده مجلس از اهانت ملکه انگليس
صدور بيانيه به خاطر عدم تعليق
رئيس علماي اهل سنت نفوذ ايران در بصره را تکذيب کرد
اعتراض ايران به دبيرکل سازمان ملل
اميدواري روسيه به حل و فصل ديپلماتيک

ديدار اعضاي شوراي شهر با هاشمي
«معصومه ابتکار»، «محمدعلي نجفي» و «هادي ساعي»، سه عضو اصلاح طلب شوراي شهر تهران به همراه «خسرو دانشجو»، از اعضاي طيف احمدي نژاد اصولگرايان در شوراي شهر، عصر روز دوشنبه با هاشمي رفسنجاني ديدار کردند. معصومه ابتکار در گفت وگو با ايلنا، در مورد اين ديدار گفت؛ ديدار با آقاي هاشمي يک ديدار دوستانه بود و در آن موضوع خاصي مطرح نشد. اين ديدار خبري نبود و نمي توانيم در خصوص موضوعات مطرح شده در اين جلسه اطلاع رساني کنيم.وي در عين حال گفت؛ در اين ديدار در خصوص انتخابات مجلس هشتم و اينکه در اين زمينه چه کارهايي مي توان انجام داد، بحث هايي صورت گرفت.ابتکار با بيان اينکه اين ديدار فراجناحي بود، گفت؛ با توجه به حضور آقاي خسرو دانشجو در اين ديدار، نمي توان از آن به عنوان ديدار فراکسيون اصلاح طلبان شوراي شهر تهران با رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نام برد.


بيانيه تحکيم وحدت در مورد تحديد دانشگاه
روابط عمومي دفتر تحکيم وحدت دربيانيه يي صدور احکام کميته انضباطي براي دانشجويان و ادامه بازداشت هشت دانشجوي دانشگاه اميرکبير را محکوم کرد. به گزارش ايلنا در اين بيانيه آمده است؛ پس از آنکه تلاش دولتمردان و حاميان شان براي انقلاب فرهنگي به نتيجه نرسيد، شاهد آن هستيم که بار ديگر مسوولان دولت نهم مي کوشند با اخراج، تعليق يا ايجاد محدوديت فراوان براي اساتيد و دانشجويان منتقد به هدف خود برسند. در ادامه اين اطلاعيه با اشاره به ايجاد مشکلات آموزشي براي دکتر محسن کديور که در نهايت به منع تدريس وي در دانشگاه تربيت مدرس منجر شد، آمده است؛ اين مساله در حالي صورت گرفت که جرم دکتر کديور نقد خرافه دفاع از حق آزادي بيان و دفاع از حقوق اساسي ملت بوده است. اقداماتي که در نهايت منجر به منع تدريس ايشان در دانشگاه تربيت مدرس شد. همچنين منع تحصيل و تدريس براي کاووسيان از اعضاي سابق شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت نمونه يي ديگر از تلاش دولت براي خالي کردن دانشگاه از اساتيدي است که همچنان روح آزادمنشي خويش را حفظ کرده اند.

در ادامه اين بيانيه آمده است؛ گروهي از اساتيد دانشگاه اميرکبير نيز در روزهاي اخير راهي زندان اوين شدند تا به بررسي نحوه برخورد با دانشجويان در زندان بپردازند و جالب اينکه در اين ديدار تنها يک دانشجو را ملاقات کردند و جاي اين سوال باقي است که هفت دانشجوي ديگر در چه وضعيتي قرار داشتند که برپاکنندگان اين ديدار اجازه ملاقات با آنها را به اساتيد نداده اند. در تمام اين مدت همچنان فشار بر دانشجويان براي اخذ اعتراف ادامه دارد.


توقف اجراي محکوميت
اجراي محکوميت هاي جزاي نقدي 54 چهار نفر از دراويش گنابادي قم متوقف شد. به گزارش ايلنا با ارجاع پرونده 54 نفر از دراويش گنابادي قم در رابطه با حوادث تخريب حسينيه شريعت قم به دادستاني کل کشور، اجراي محکوميت هاي جزاي نقدي 450 ، 900 و يک ميليون و 800 هزار توماني اين دراويش تا بررسي نهايي اين پرونده در دادستاني کل کشور متوقف شد.


شوراهاي بي تاثير اصولگرايان
دبيرکل جمعيت خدمتگزاران که از تشکل هاي حامي دولت نهم محسوب مي شود، گفت؛ شوراهايي که براي ايجاد وحدت ميان اصولگرايان تشکيل مي شوند، پنج درصد هم در نتيجه انتخابات تاثير ندارند.احمد خورشيدي در گفت وگو با ايلنا، گفت؛ دوستاني که براي ايجاد وحدت ميان اصولگرايان در قالب شوراهاي پنج، هفت و چند نفره رايزني مي کنند، تاثيري در آرايش آراي مردم ندارند.وي افزود؛ اگر از مردم بپرسيد که آيا اين گروه ها را مي شناسيد، مي گويند والله نمي دانيم، ما چکار به ائتلاف داريم، به نظر من اين شوراها فقط به درد ليست دادن مي خورند. چنان که انتخابات 24 آذر نشان داد تفکر «راي دادن به يک ليست» در ميان مردم جايگاهي ندارد.


احتمال ضعيف احياي شوراي هماهنگي
مريم بهروزي در گفت وگو با ايسنا درباره احتمال احياي شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي همان گونه که در انتخابات گذشته فعاليت مي کرد، گفت؛ احتمال احياي چنين شورايي بسيار ضعيف است مخصوصاً اينکه با همان ترکيب و همان شکل باشد.


تجديد وقت دادگاه دو فعال کارگري
جلسه رسيدگي به اتهامات «سيد داود رضوي» و «سيد منصور حيات غيبي» از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد به علت تقاضاي اين دو فعال کارگري مبني بر اختيار وکيل، تجديد وقت شد.

به گزارش ايلنا، اين دو فعال کارگري در لوايحي به شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران اعلام کردند که قصد دارند از حق قانوني خود مبني بر اختيار وکيل استفاده و با حضور وکيل خود در جلسه دادگاه به دفاع از اتهامات انتسابي خود بپردازند که اين امر با موافقت رئيس شعبه مزبور مواجه شد. بر اين اساس دادگاه رضوي و حيات غيبي براي وقت ديگري تجديد شد. اتهامات اين دو فعال کارگري «تبليغ عليه نظام» عنوان شده است.


وکيل اولياي دم محمدي در دادسرا
خليل بهراميان، وکيل اولياي دم اکبر محمدي به دادسراي کارکنان دولت احضار شد.

خليل بهراميان در گفت وگو با ايلنا، با اعلام اين مطلب، گفت؛ با توجه به احضاريه يي که به دستم رسيده است، صبح فردا در بازپرسي دادسراي کارکنان دولت حاضر و به دفاع از خود مي پردازم.

وي اتهاماتش در اين پرونده را «توهين و افترا به مسوولان زندان اوين» داير بر شکايت معاون دادستان تهران و مسوولان زندان اوين عنوان کرد. پيش از اين چندين جلسه رسيدگي به اتهامات اين وکيل دادگستري تجديدوقت شده است.


هشدار به وزارت علوم
جامعه زنان انقلاب اسلامي در محکوميت ممنوع التدريس شدن محسن کديور و اخراج وي از دانشگاه بيانيه يي صادر کرد. در اين بيانيه آمده است؛ پروژه خطرناک حذف نخبگان از جامعه دانشگاهي کشور که از سوي وزارت علوم دنبال مي شود نغمه انقلاب فرهنگي را تداعي مي کند. موج گسترده ممانعت از تدريس اساتيد باسابقه که از شروع به کار دولت نهم آغاز گرديد هدفي جز در محاق بردن نخبگان ندارد.جامعه زنان انقلاب اسلامي ضمن محکوم کردن اخراج اساتيد باسابقه به جرم همفکر نبودن با دولت نهم به وزارت علوم هشدار مي دهد که ادامه برخورد با اهالي علم و فرهنگ موجب لطمات جدي به جامعه دانشگاهي و حيثيت علمي ايران در جامعه جهاني مي شود و در نهايت ناکارآمدي دانشگاه در تربيت دانشجويان و پژوهشگران و ارتقاي علمي و گسترش و رشد منابع انساني را در پي خواهد داشت.


ائتلاف صددرصدي اصلاح طلبان
دبيرکل سازمان مجاهدين انقلاب با بيان اينکه «به فعاليت خود در جبهه اصلاحات براي انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي ادامه مي دهم» در عين حال گفت؛ تاکنون هيچ تصميمي مبني بر کانديدا شدن براي انتخابات اين دوره از مجلس نگرفته ام. محمد سلامتي در گفت وگو با ايسنا افزود؛ جبهه اصلاحات براي رسيدن به ائتلاف صددرصدي تلاش کرده و خوشبختانه اين مقدمات فراهم شده و تقويت مي شود.


احضار دانشجويان علامه و مازندران به کميته انضباطي
سه دانشجوي دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبايي به کميته انضباطي احضار شدند و يک دانشجوي اين دانشکده نيز به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شد.به گزارش ايلنا، «امير يعقوب علي» و «عسل اخوان» و يکي ديگر از دانشجويان دانشکده ارتباطات که نخواست نامش فاش شود، به کميته انضباطي احضار شدند. دانشجوي ديگري که خواست نامي از وي برده نشود، گفت که به يک ترم محروميت از تحصيل با احتساب در سنوات محکوم شده است.امير يعقوب علي، دانشجوي احضار شده به کميته انضباطي به ايلنا گفت؛ روند احضار دانشجويان به کميته انضباطي در ايام امتحانات بي سابقه بوده است و فشار رواني بر دانشجويان وارد مي کند.اين در حالي است که بيژن صباغ از فعالان دانشجويي دانشگاه مازندران خبر از احضار 9 دانشجوي دانشگاه مازندران داد.بيژن صباغ، فعال دانشجويي دانشگاه مازندران با اعلام اين خبر به ايلنا گفت؛ «ميلاد معيني»، «حامد محمدي»، «آرش پاکزاد»، «صادق حکيم زاده»، «سارا خادمي» و «مرضيه شفيعي» به همراه سه دانشجوي ديگري که مايل به اعلام نام خود نيستند، به کميته انضباطي به اتهام حضور در تجمعات دانشجويي احضار شدند.


استراتژي پرخاش و حريم شکني
محمدباقر خرمشاد مـعـاون فـرهـنـگـي وزيـر عـلـوم گـفـت؛ «فعاليت سياسي دانشجويي هميشه براي جامعه فرصت خواهد بود نه تهديد، چراکه دانشگاه و جامعه بدون پرسش راکد خواهد ماند.» وي در گفت وگو با ايسنا با اشاره به نوع رابطه فعاليت دانشجويان و جامعه، اظهار داشت؛ « بين فعاليت دانشجويان و جامعه رابطه معناداري وجود دارد، اما برخي از تشکل هاي دانشجويي استراتژي «پرخاش و حريم شکني» را در پيش گرفتند، اگر عده يي در گذشته به نام نقد به صورت پراکنده تندروي هاي بدون هزينه انجام مي دادند به نظر مي رسد که مي خواستند با استراتژي «پرخاش و حريم شکني» فضايي را ايجاد کنند که در آن هزينه سياسي بالا برود.»


تلاش براي شکل گيري ائتلاف
فاطمه راکعي دبيرکل جمعيت زنان مسلمان نوانديش گفت؛ براي انتخابات مجلس هشتم و رسيدن به ليستي که مورد تاييد همه زنان اصلاح طلب باشد، فعاليت انتخاباتي خواهيم داشت و براي شکل گيري ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان نيز تلاش مي کنيم.


حمايت پادشاه عربستان از برنامه هسته يي ايران
پادشاه عربستان حل مسالمت آميز مساله هسته يي ايران را خواستار شد و از حق تهران براي استفاده غيرنظامي از انرژي هسته يي حمايت کرد. به گزارش ايسنا خبرگزاري فرانسه گزارش داد، ملک عبدالله، پادشاه عربستان در گفت وگو با روزنامه ال پاييس، چاپ اسپانيا که در آغاز تور اروپايي اش انجام شد، اظهار کرد؛ يک برنامه هسته يي در منطقه وزن زيادي بر روي شانه هاي آن است. وي افزود؛ وضع ما در حمايت مان از عدم اشاعه تسليحات هسته يي و تلاش براي حل مسالمت آميز مساله ايران به دور از تنش و عصبانيت زبان کنوني طرف هاي مربوطه منعکس شده است. وي افزود که همه کشورها حق استفاده صلح آميز از انرژي هسته يي را مطابق با هنجارهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي دارند. عبدالله در همين حال در اشاره يي تلويحي به رژيم صهيونيستي گفت که اين ملاک بايد در کل منطقه و بدون استثنا حاکم باشد. پادشاه عربستان اظهار کرد که از موقعيت خاورميانه بسيار نگران است.


ايران محور مذاکرات آينده پوتين و بوش
يک مقام ارشد در کرملين گفت محور مذاکرات آتي جرج بوش و ولاديمير پوتين احتمالاً بر مسائل دفاعي و به ويژه ايران متمرکز خواهد بود. به گزارش ايسنا، خبرگزاري يونايتدپرس گزارش داد، ايگور شووالوف دستيار ارشد پوتين و نماينده اصلي روسيه در گروه هشت کشور صنعتي جهان در مرکز مطالعات استراتژيک و بين الملل واشنگتن گفت که افکار عمومي روسيه معتقد است ولاديمير پوتين رئيس جمهور اين کشور در نشست اخير گروه هشت که در آلمان برگزار شد موفق بوده است.همچنين پوتين و بوش در نشست بعدي شان که در ماه ژوئيه در کننبانک پورت برگزار خواهد شد درباره پيشنهاد رئيس جمهور روسيه براي ارائه اطلاعات راداري پرتاب موشک هاي ايراني از يک سيستم نظارتي متعلق به دوران اتحاد جماهير شوروي در آذربايجان مذاکره خواهد کرد.


انتقاد 20 نماينده مجلس از اهانت ملکه انگليس
20 نماينده مجلس در تذکري کتبي به منوچهر متکي خواستار اعتراض ايران به دولت انگليس به خاطر اهانت ملکه اين کشور به همه مسلمانان در پي اعطاي لقب به سلمان رشدي مرتد شدند. به گزارش فارس، يحيي زاده و ناصري نمايندگان تفت و ميبد و بابل ديروز در تذکري کتبي به وزراي امور خارجه و کشور که توسط محمدرضا باهنر نايب رئيس اول مجلس قرائت شد، بر وادار کردن سفارت انگليس در تهران به تکريم مراجعان و جلوگيري از تحقير و استخفاف چند ساله و مستمر مراجعان به اين سفارت تاکيد کردند. علاوه بر اين 20 نماينده نيز به وزير امور خارجه در خصوص لزوم اعتراض شديد به دولت انگليس به لحاظ اهانت ملکه انگليس به همه مسلمانان به دليل اعطاي لقب به سلمان رشدي مرتد تذکر دادند.


صدور بيانيه به خاطر عدم تعليق
وزيران امور خارجه اروپا ضمن تهديد تهران به اعمال تحريم هاي جديد عليه ايران در را براي انجام مذاکرات بر سر برنامه هسته يي تهران باز گذاشتند. به گزارش ايسنا خبرگزاري شين هوا با اعلام اين مطلب افزود؛ وزيران امور خارجه اروپايي روز دوشنبه ايران را به دليل عدم پايبندي به قطعنامه 1737 شوراي امنيت که تعليق غني سازي اورانيوم در تهران را خواستار است، سرزنش کردند. وزيران اروپايي در بيانيه يي که در پايان ديدارشان در لوکزامبورگ صادر شد، اعلام کردند؛ ايران به پيش بردن برنامه هسته يي و نيز محدود کردن همکاري با آژانس بين المللي انرژي اتمي ادامه داده است و اين امر ترديدهايي را نسبت به ماهيت منحصراً صلح آميز برنامه اش ايجاد کرده است. در اين بيانيه، وزيران اروپايي بر حمايت کامل شان از شوراي امنيت براي تصويب اقداماتي بيشتر تحت بند 41 فصل هفت منشور سازمان ملل در صورت تداوم عدم پايبندي ايران به الزامات بين المللي تاکيد کردند. وزيران امور خارجه اروپايي بار ديگر بر حمايت شان از تماس ها ميان خاوير سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا و علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران تاکيد کردند و قاطعانه از ايران خواستند به طور سازنده به اين مشاوران وارد شود و شرايط لازم را براي ازسرگيري مذاکرات فراهم کند.


رئيس علماي اهل سنت نفوذ ايران در بصره را تکذيب کرد
رئيس هيات علماي اهل سنت در بصره درباره نفوذ ايران در عراق تصريح کرد؛ من در بصره هستم، اما شاهد نفوذ هيچ ايراني در جنوب عراق نبوده ام. به گزارش ايسنا و به نقل از روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن، شيخ خالد ملاء رئيس هيات علماي اهل سنت در شهر بصره به اين روزنامه گفت؛ عراقي ها خود کنترل اوضاع را به دست گرفته اند، به اعتقاد من عراقي ها بايد ديدگاه روشن و صريحي در قبال کشورهاي همجوار داشته باشند؛ ما نمي توانيم همانند قبل عربستان، ايران، سوريه، کويت و ترکيه را دشمن خود بدانيم. وي افزود؛ در صورتي که تمام اين کشورها دشمن ما باشند ما چطور به حيات خود ادامه خواهيم داد، از مهم ترين اشتباهات صدام مشکلش با کشورهاي همجوار بود. وي افزود؛ اگر ايران نقش منفي در عراق دارد بايد تاثيرات منفي اش را به وضوح به اين کشور بگوييم.


اعتراض ايران به دبيرکل سازمان ملل
نماينده ايران در سازمان ملل متحد از تهديدات خطرناک و غيرقانوني اسرائيل عليه ايران انتقادکرد.به گزارش ايلنا، آسوشيتدپرس گزارش داد که «محمدجواد ظريف» نماينده و سفير دائم ايران در سازمان ملل متحد در نامه يي به «بان کي مون» دبيرکل سازمان ملل متحد در تاريخ 11 ژوئن که روز دوشنبه منتشر شد، با اعتراض به اظهارات اخير «شائول موفاز» معاون نخست وزير و وزير حمل و نقل اسرائيل مبني بر اينکه «اسرائيل اقدام نظامي عليه ايران را منتفي نمي داند»، گفت؛ «مايل هستم به شما اطلاع دهم که به دليل فقدان اقدام شوراي امنيت، مقام هاي اسرائيلي جسارت يافته اند و به طور علني و تحقيرآميزي تهديدات غيرقانوني و خطرناکي درباره توسل به زور عليه جمهوري اسلامي ايران مطرح مي کنند.»براساس اين گزارش، ظريف 13 ژوئن در نامه ديگري به بان کي مون به دستگيري پنج ديپلمات ايراني در شمال عراق در ماه ژانويه اعتراض کرد.خبرگزاري رسمي کويت نيز در اين باره گزارش داد که ظريف از بان کي مون و شوراي امنيت سازمان ملل متحد خواست تا به وظايف خود عمل کند و به آدم ربايي غيرقانوني ژانويه گذشته امريکا و بازداشت پنج ديپلمات ايراني در شهر «اربيل» عراق پايان دهند و آزادي آنها را تضمين کنند.


اميدواري روسيه به حل و فصل ديپلماتيک
سرگئي کيسلياک، معاون وزير امور خارجه روسيه در مصاحبه يي درباره مشکلات موجود پيرامون برنامه هسته يي ايران متذکر شد هنوز جاي اميدواري است که اين مشکل از راه هاي ديپلماتيک و ادامه مذاکرات پس از مدت زمان معيني حل خواهد شد. به گزارش روزنامه «راسيسکايا گازيه تا»، در پايتخت قزاقستان، نشستي از نمايندگان کشورهاي شرکت کننده در ابتکار عمل جهاني روسيه و امريکا در مبارزه با تروريسم هسته يي برگزار شد. نتيجه اين نشست تصويب برنامه هاي مجزايي از اقدامات مشترک براي 10سال آينده بود. سرگئي کيسلياک، معاون وزير امور خارجه روسيه که به عنوان نماينده روسيه در اين گردهمايي حضور داشت، از جزئيات مباحثات صورت گرفته در اين گردهمايي سخن گفت. وي در پاسخ به سوالي درباره ارزيابي صورت گرفته از سوي کارشناسان حاضر در نشست فوق از برنامه هسته يي ايران متذکر شد؛ «مساله برنامه هسته يي ايران کمافي السابق مساله يي پيچيده باقي مانده است. ما هيچ دليلي در دست نداريم که اين کشور به ساخت سلاح هسته يي مشغول است ولي سوالاتي درباره جنبه هايي از ماهيت برنامه هسته يي تهران وجود دارد.» وي افزود؛ «البته ما بر اين عقيده نيستيم که در حل و فصل اين مساله جاي اميدي باقي نمانده است. اين مشکل مي تواند از راه ديپلماتيک و از طريق انجام مذاکرات حل و فصل شود.»


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام