يكشنبه، 3 تير 1386 - شماره 1424
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
دکتر مهدي سنايي استاد روابط بين الملل دانشگاه در گفت وگو با اعتماد تحليل کرد
ايران و سياست «مشارکت و مقاومت» روسيه
گروه سياسي، مريم مهدوي اصل؛ روابط ايران و روسيه بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و به دنبال آن حادثه 11 سپتامبر به گونه يي ديگر تعريف شد. چنانچه روسيه با سه دوره تغيير و تحول در سياست خارجي خود و به خصوص در دوران رياست جمهوري پوتين که به يک نوع سياست خارجي عملگرا گرايش پيدا کرد مواجه است. پرونده هسته يي ايران نيز در چارچوب همين تحولات قابل درک است.اما به گفته بسياري از کارشناسان روس شناس نبايد نوع روابط روسيه و ايران را تنها منوط به اين دو کشور دانست بلکه سياست هاي امريکا و اتحاديه اروپا را نيز بايد از منظر ديگري در اين روابط لحاظ کرد.چنانچه دکتر مهدي سنايي رئيس موسسه مطالعات روسيه ،آسياي مرکزي و قفقاز (ايراس) در گفت وگو با اعتماد ضمن تحليل و بررسي چگونگي روابط روسيه و امريکا و نقش اين دو کشور در نظام بين الملل بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي به سياست خارجي روسيه طي دهه اخير اشاره مي کند و مي گويد؛ «روسيه با توجه به نقش هژمونيک امريکا در صحنه روابط بين الملل در پرونده هسته يي ايران در شوراي امنيت نوعي سياست «مشارکت ومقاومت» را در برابر امريکا اتخاذ کرده است.»وي در ادامه مي افزايد؛ «به عقيده من پرونده هسته يي ايران با تحول در پروژه هسته يي نيروگاه بوشهر پيوند خورده و تنها مشکلات مالي آن مدنظر نيست بلکه فشارهاي امريکا روي روسيه را نيز بايد مدنظر قرار داد.»مشروح گفت وگو با اين استاديار علوم سياسي دانشگاه تهران که دکتراي خود را از دانشگاه مسکو دريافت کرده و در حال حاضر در موسسه مطالعات امريکاي شمالي و اروپاي دانشگاه تهران درصدد راه اندازي شاخه يي به نام روس شناسي در ايران است باهم مي خوانيم؛

با شروع شدن مساله پرونده هسته يي ايران در شوراي امنيت، روسيه در قبال ايران سياست خاصي را در پيش گرفت. به نظر شما روسيه بر اساس چه موقعيت و جايگاهي در نظام بين الملل، در اين مقطع فعلي به همکاري با ايران پرداخت؟

اگر روابط ايران و روسيه را به سه سطح روابط دوجانبه، منطقه يي و بين المللي تقسيم کنيم، مي توان گفت که مهمترين سطح آن همين سطح بين المللي است. در واقع اين نيازي است که اين دو کشور در سطح بين المللي به يکديگر دارند و تعاملي است که بايد در اين سطح با يکديگر برقرار کنند. پس رفتار روسيه با ايران تنها در چارچوب تعامل سياست خارجي روسيه با نظام بين الملل قابل بررسي است.

ولي سياست خارجي روسيه بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي دچار تغيير شد و از استراتژي مشخص و معيني که يک روند طولاني را طي کند برخوردار نبود.

ببينيد، روسيه بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سه دوره را در سياست خارجي خود پشت سر گذاشته است. نخستين دوره سياست خارجي روسيه که در قالب تز «خانه مشترک اروپايي» فعاليت مي کرد از زمان گورباچف شروع شد و تا زمان يلتسين هم ادامه يافت. در واقع عضويت در ناتو، اتحاديه اروپا و همين طور همکاري خيلي گسترده با اتحاديه اروپا و امريکا رويکرد اصلي سياست خارجي روسيه در اين مقطع بود که مي توان گفت غرب گراها و تيم يلتسين بر سياست خارجي روسيه حاکم بودند، اما در دوره دوم که از سال 1996 با وزير خارجه شدن پريماکوف شروع شد، گردشي در سياست خارجه روسيه آغاز شد که همزمان نگاه به شرق و غرب را مدنظر داشت.

روسيه با نگاه به شرق به دنبال چه چيزي بود؟

در اين دوره روسيه دوباره نگاه ويژه يي به خاورميانه و جهان اسلام کرد. يعني روسيه دوباره به مناطق پيرامون خودش و خارج نزديک خيلي اهميت داد و به طور مستقيم در حوزه کشورهاي پيرامون خودش يعني جمهوري هاي آسياي مرکزي و قفقاز، کشورهاي اروپاي شرقي که جمعيت روس زبان در آنجا زندگي مي کنند؛ توجه ويژه يي به اقليت هاي روس کرد. همچنين به خارج نزديک، خاورميانه و جهان اسلام. همکاري استراتژيک روسيه با چين و هند مطرح شد که منجر به رشد فوق العاده روابط روسيه با اين دو کشور در اين دوره شد.پس اينها مظاهر دوره دوم سياست خارجي روسيه پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي بود. منتها من بر اين اعتقادم که روسيه اين مرحله را هنوز در همان چارچوب سياست خارجي پيشين که از زمان شوروي به ارث برده بود، دنبال مي کرد. به همين دليل هم سياست خارجي روسيه بعضاً هزينه هايي مي کرد که نتيجه يي هم نمي گرفت. از جمله اين هزينه ها در صربستان و يوگسلاوي بود که در مقابل سياست هاي امريکا روي اين کشورها مقاومت مي کرد ولي نتيجه يي هم از آن حاصل نمي کرد.

و در مرحله سوم چه اتفاقي افتاد؟ آيا در سياست خارجي روسيه تغيير عمده يي حاصل شد؟

بله. در مرحله سوم تعادل بين نگاه به شرق و غرب حفظ شد، اما پوتين که مظهر دوره سوم سياست خارجي روسيه است دو ويژگي خاص را در سياست خارجي روسيه درج کرد. نخست اينکه سياست خارجي روسيه به طور فوق العاده يي عملگرا شد و دوم اينکه، پوتين از سال 2000 به بعد به دنبال مشارکت راهبردي با اروپا و به ويژه با امريکا بود.بعد از حادثه 11 سپتامبر نيز رابطه شخصي بين پوتين و بوش ايجاد شد و در شکل دو شريک راهبردي عمل کردند. در واقع اهداف مشترکي تعريف شد که مبارزه با تروريسم و جرائم مختلف بين المللي بود.

در واقع همزمان با برقراري روابط مشترک و راهبردي بين روساي جمهوري روسيه و ايالات متحده امريکا بود که خصومت امريکا با ايران نيز تشديد شد و کشورمان از سوي ايالات متحده امريکا بعد از همکاري ايران در مسائل امنيتي افغانستان جزء محور شرارت قرار گرفت. ضمن اينکه پس از حمله امريکا به عراق؛ پرونده هسته يي ايران نيز در نظام بين الملل مطرح شد و تا شوراي امنيت و قطعنامه هاي صادره از سوي آن کشيده شد. در اين مقطع مواضع روسيه نسبت به ايران که از نگاه به شرق مي تواند در سياست خارجي روسيه مورد ارزيابي قرار گيرد، چگونه بود؟

اين قسمت را عرض مي کنم، اما در سال هاي اول بعد از 2000 تا 2004 تز مشارکت راهبردي با امريکا بيشتر غلبه داشت، ولي روسيه يک مشکل اساسي با امريکا داشت و آن هم هژموني امريکا و نظام تک قطبي بود که امريکا آن را در سطح دنيا دنبال مي کرد و روسيه هم در مقابل آن مقاومت مي کرد و به دنبال افزايش جايگاه خود در نظام بين الملل بود. به نظرم آرام آرام روشن شد که غرب جايگاه مورد نظر روسيه را براي آن قائل نيست و اين تز مشارکت راهبردي در سياست خارجي روسيه تبديل شد به يک نوع مشارکت و مقاومت.يعني روسيه در عين حال که به دنبال مشارکت و همکاري در طرح هاي امريکا بود ولي در مقابل سلطه جويي و هژموني امريکا نيز مقاومت مي کرد.در واقع در زماني که امريکا به افغانستان حمله کرد، روسيه به راحتي به امريکا اجازه داد که در مناطق پيراموني اش در ازبکستان و گرجستان پايگاه ايجاد کند، چون روسيه در اين مقطع سياست خارجي مشارکت راهبردي با امريکا را داشت و پوتين نيز انتظار داشت که دستاوردهاي زيادي را از همکاري با امريکا داشته باشد، ولي ما بعداً ديديم که روسيه با حمله امريکا به عراق مخالفت جدي کرد و با شکست طرح خاورميانه بزرگ امريکا نيز يک حالت اعتراض آميز به خود گرفت که اين همان مقاومت روسيه در مقابل هژموني روسيه محسوب مي شود. بنابراين در سياست خارجي روسيه نسبت به امريکا بعد از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ما شاهد دو دوره سرخوردگي هستيم.

اين دوران سرخوردگي روسيه نسبت به سياست هاي منطقه يي امريکا به چه زمان هايي برمي گردد؟

به سال هاي 6-1995 و سال هاي 6-2005 در واقع در دوره اول روسيه ديد که همکاري اش با اتحاديه اروپا و امريکا از دستاورد چنداني برخوردار نيست و موجي نيز در داخل روسيه ايجاد شد که روسيه نبايد به طور کامل به سمت غرب برود و دور دوم نيز پوتين احساس کرد که امريکا بدون مشارکت روسيه، مسائل جهان را حل و فصل مي کند، البته در اين مقطع روسيه به توانايي هايي هم دست يافته بود؛ ثبات نسبي در کشور ايجاد شده بود و رشد اقتصادي نسبي که داشتند و مهمتر از همه اندوخته يي که از صادرات نفت و گاز ايجاد شده بود و جايگاهي که روسيه در حوزه توليد و انتقال انرژي در دنيا پيدا کرده بود، به شکلي که حتي مي توانست به اين وسيله کشورهاي ديگر را هم تهديد کند، باعث شد که مقاومت روسيه در کنار مشارکت آن با امريکا نيز برجسته شود. بنابراين ما شاهد اين هستيم که طي يک سال گذشته سخنان تندي بين رئيس جمهور روسيه و مقامات روسي با مقامات غرب و به خصوص امريکا رد و بدل مي شود که اين امر نشان دهنده نارضايتي روسيه از مواضع غرب است. در واقع من مي خواهم بگويم که الان مشارکت و مقاومت به طور همزمان در چارچوب سياست خارجي دوره سوم روسيه وجود دارد.

و الان روسيه تا چه ميزان سياست مشارکت و مقاومت را در قبال پرونده هسته يي ايران در شوراي امنيت لحاظ کرده و به کار مي برد؟

روسيه به طور دقيق، در همين چارچوب در مورد ايران عمل کرده است تا آنجايي که پرونده هسته يي ايران در مقابل هژموني و سلطه جويي امريکا بوده، روسيه مقاومت کرده است و در آنجايي که روسيه احساس مي کرده امريکا با پيش بردن اين پرونده، تلاش مي کند تا نفوذش را در منطقه گسترش دهد، باز هم مقاومت مي کرده است، اما روسيه امکان و قدرت وتو نداشته است زيرا هنوز از توانمندي کافي براي مقابله با امريکا برخوردار نيست و به همين دليل هم در يک حوزه تعريف شده با امريکا و اروپا مشارکت مي کند. چون نمي تواند از آنها صرف نظر کند ضمن اينکه نمي خواهد يک نظام تک قطبي بر جهان حاکم شود. پس طبيعتاً به طور همزمان مقاومت و مشارکت مي کند. منتها روسيه بدون اروپا در اين مقاومت در برابر امريکا کم مي آورد به همين دليل نقش اروپا در مسائل جهان و اينکه در کدام سمت باشد اهميت مي يابد.

در کجاها روسيه نسبت به مقاومتش در قبال امريکا کم مي آورد؟

يکي در حوزه محل اتفاق نظر کشورهاي ديگر است يعني جايي که امريکا، اروپا، چين و ژاپن هم به طور مشترک نظر مشترکي پيدا مي کنند، دوم در جايي است که فشارهاي امريکا به روسيه مي تواند براي روسيه هزينه فوق العاده يي داشته باشد. در واقع در اين دو نقطه است که روسيه دارد کم مي آورد و به طور طبيعي مي توان گفت که ظرف مقاومت روسيه در همه مسائل بين المللي در مقابل امريکا محدود است. از جمله در مورد پرونده هسته يي ايران. نمونه اخير آن نيز ايجاد سامانه هاي دفاع موشکي در برخي از کشورهاي اروپاي شرقي است.

آقاي دکتر، قبل از اينکه وارد بحث سامانه هاي دفاع موشکي شويم تا حدي به بررسي استفاده از حق وتو در شوراي امنيت از سوي روسيه بپردازيم. آيا با وتو کردن قطعنامه هاي شوراي امنيت عليه ايران، تعارضي بين روابط روسيه با اتحاديه اروپا و امريکا به وجود مي آيد که منافع روسيه به خطر جدي مبتلا خواهد شد؟

مي دانيد که روسيه به هر حال در ظرف مقاومت محدودي بازي مي کند و تلاش مي کند که خيلي هم ايران و اروپا را از دست ندهد. روسيه خيلي مايل است ايران کاري نکند که اروپا در پرونده هسته يي ايران به سمت امريکا برود. در واقع روسيه تلاش کرد که ايران خواسته هاي اروپا را برآورده کند و صف روسيه و اروپا مشترک بماند، چون روسيه مي دانست که با اتحاديه اروپا ظرف مقاومتش در مقابل امريکا افزايش پيدا مي کند، اما وقتي که اروپا و امريکا در يک صف باشند، به طور طبيعي روسيه هم ظرف مقاومتش در پرونده هسته يي ايران محدود مي شود. ضمن اينکه روسيه هم به دلايل متعدد مايل به ديدن يک ايران هسته يي نيست.

حالا به بحث قبلي که شما مي خواستيد به آن بپردازيد بازگرديم. پوتين چندي پيش اعلام کرد که روسيه توانسته است تعدادي موشک با چندين کلاهک آزمايش کند که بتواند سامانه هاي دفاع موشکي که امريکا مي خواهد در برخي از کشورهاي اروپاي شرقي کار بگذارد را مهار کند. ضمن اينکه شما در مصاحبه هاي گذشته عنوان کرديد که روسيه دارد از ايران به عنوان خاکريزي استفاده مي کند تا جلوي نفوذ امريکا را به قلمرو خود بگيرد. نظر شما در اين دو مورد چيست؟

نه. ببينيد خاکريزي که من از آن صحبت کردم به اين معني بود که روسيه احساس مي کند که اگر در مورد ايران کوتاه بيايد و امريکا با ايران برخورد کند، امکان دارد که گام هاي بعدي خيلي نزديک تر به روسيه باشد يا خود روسيه باشد.اما در مورد ايجاد سامانه هاي دفاعي موشکي هم اگر دقت کنيد، روسيه دارد همين بازي را مي کند. يعني از يک طرف مخالفت مي کند و به طور صريح اين امر را تعبير کرد به اينکه امريکا امپراتوري رايش سوم است و به هر حال امريکا امپراتوري را در دنيا راه انداخته است، ولي از طرف ديگر مي آيد و مطرح مي کند که به صورت مشترک سامانه هاي دفاع موشکي را در خاک روسيه انجام دهند و پايگاه راداري روسيه در آذربايجان مورد استفاده قرار گيرد. پس اين دو نکته قابل ملاحظه است. نخست همان نکته يي است که اشاره کردم يعني مقاومت روسيه در مقابل امريکا است که همزمان تلاش مي کند با امريکا هم مشارکت داشته باشد. چون قدرت مقابله جدي را ندارد. يعني اگر الان دوره جنگ سرد بود، روسيه اعلام مي کرد که اين کار نبايد صورت بگيرد، ولي چون روسيه از توان کافي برخوردار نيست، مي گويد امريکا حق ندارد اين کار را انجام دهد يا اينکه من هم مي روم و سامانه دفاع موشکي در جاي ديگر ايجاد مي کنم، ولي الان روسيه نه پايگاهي در کوبا دارد و نه توان هزينه کردن براي اين کار را دارد. در نتيجه مقاومت محدودي مي کند چون ديگر الان آن قاعده جنگ سرد وجود ندارد. پس روسيه تلاش مي کند که در اين برنامه مشارکت کند.

مواضع کشورهاي اروپاي شرقي نسبت به ايجاد سامانه دفاع موشکي امريکا در خاک آنان چيست؟ به خصوص اينکه تا قبل از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي جزئي از بلوک شرق محسوب مي شدند؟

ايجاد سامانه دفاع موشکي از سوي امريکا در چک و لهستان در چارچوب کلي سياست امنيتي و نظامي امريکا در جهان قابل فهم است. اين کشور همچنان به دنبال گسترش مرزهاي دفاعي خويش است. ايجاد سامانه دفاع موشکي از يک سو مقابله با تهديد ناشي از روسيه، چين، خاورميانه و خاوردور را دنبال مي کند و از سوي ديگر نشان از برتري يافتن اروپاي مرکزي در سياست خارجي امريکا دارد. اين اروپاي به اصطلاح نوين مي تواند نقش بهتري در سياست خارجي امريکا ايفا کند؛ هم از آن رو که از وابستگي بيشتري برخوردار است و هم از اين جهت که نقش بيشتري را در زمينه مقابله با نفوذ روسيه در اروپا بازي مي کند. تظاهرات و اعتراضات در سفر بوش به آلمان و استقبال گسترده از او در آلباني، لهستان و بلغارستان در هفته گذشته تفاوت اروپاي قديم و جديد را به نمايش مي گذارد. اما با وجود تعارفات موجود ميان رهبران دو کشور روسيه و امريکا ترديدي نيست که يکي از اهداف اصلي امريکا از ايجاد سامانه دفاع موشکي در چک و لهستان مقابله با روسيه و کاهش بيشتر نفوذ اين کشور در اروپاي شرقي و آسياي مرکزي و قفقاز است. عکس العمل روسيه به اين طرح را نيز با توجه به وضعيت کنوني روسيه و قواعد حاکم بر سياست اين کشور مي توان تحليل کرد.

و تحليل شما از عکس العمل روسيه در اين خصوص چيست؟

سياست خارجي روسيه عصر پوتين در قبال امريکا را مي توان «دکترين مشارکت و مقاومت» ناميد. روسيه در اين دوره در چارچوب يک سياست خارجي غير ايدئولوژيک و کاملاً عملگرا که حاضر نيست بدون در نظر گرفتن فايده يي هزينه يي کند با پذيرش ساختارهاي موجود نظام بين الملل به دنبال کسب جايگاه مناسب خويش در اين عرصه است و به همين دليل ميدان بازي بزرگي را براي مشارکت و همکاري با امريکا و اروپا پيش روي خود مي بيند. دکترين نظامي روسيه اما هنوز و با وجود گذشت نزديک به دو دهه داراي ويژگي عکس العملي است. اگر طي سال هاي گذشته دکترين نظامي روسيه در يک نوبت در سال 1997 رويکرد اوراسيايي يافت و در سال 2000 به ناتو به عنوان يک تهديد نگريست و در سال 2003 حق دفاع پيشگيرانه را براي روسيه ايجاد کرد، اما هنوز به مقدار زيادي خالي از ابتکار و عکس العمل است. شايد توان و استحکامي که روسيه در عصر پوتين يافته است، هنوز قدرت کافي را براي ورود روسيه به اين عرصه ايجاد نکرده است.از سوي ديگر تجربه روسيه در ورود به جنگ ستارگان و شکست در اين رقابت موجب شده است که از هر گونه ورود به رقابت تسليحاتي جديد اجتناب کند. شايد پيشنهاد هاي متفاوت و مکرر روسيه به امريکا براي مشارکت در طرح سپر موشکي نيز در اين راستا قابل تحليل باشد. روسيه از سويي تلاش مي کند در تعريف دشمن فرضي مورد نياز سياست خارجي امريکا مشارکت کند و از سوي ديگر طرح کشاندن روسيه تجهيز شده به سرمايه هاي ناشي از فروش انرژي به يک رقابت جديد تسليحاتي را با شکست مواجه کند.

در نهايت، هدف پوتين رئيس جمهور روسيه از پيشنهاد بهره برداري مشترک از پايگاه راداري «قبله در آذربايجان» چيست؟

پيشنهاد نهايي پوتين رئيس جمهور روسيه به رئيس جمهور امريکا در زمينه بهره برداري مشترک از پايگاه راداري «قبله» در آذربايجان مي تواند اهداف متفاوتي را دنبال کند. پايگاه قبله که در سال 1360 به بهره برداري رسيد اگر چه همچنان که رئيس جمهور روسيه اشاره کرده است نياز به نوسازي دارد اما از توانايي قابل توجهي براي کسب اطلاعات از ايران، ترکيه، کشورهاي عربي و خاورميانه و حتي شرق دور برخوردار است. به نظر مي رسد ارائه اين پيشنهاد بيش از مشارکت در اين زمينه ،هدف به نمايش گذاشتن اهداف امريکا از ايجاد سپر موشکي را دنبال مي کند و با اين پيش فرض ارائه شده است که امريکا حاضر به کنار گذاشتن طرح موجود و انتخاب اين جايگزين نيست. بايد در نظر داشت که طرح کنوني امريکا ايجاد يک مجموعه شامل 10 رهگير در لهستان و يک سيستم راداري در چک است و سيستمي را کامل مي کند که در حال حاضر در ايالات متحده، گرينلند و بريتانيا مستقر است در حالي که پايگاه قبله تنها شامل يک سيستم راداري است.

در مورد تحويل سوخت نيروگاه هسته يي بوشهر از سوي روس ها که با تاخير خيلي زيادي مواجه شده است، نظر شما چيست؟ آيا صرفاً مسائل مالي که از سوي روس ها مطرح مي شود علت تاخير تکميل نيروگاه بوشهر است يا اين مساله تحت تاثير مسائل سياسي و به خصوص در ارتباط با روابط با امريکا قرار گرفته است؟

پروژه بوشهر الان تا حدودي در قالب پرونده هسته يي ايران در آمده است، چون پرونده هسته يي ايران به يک پرونده بين المللي تبديل شده است، در نتيجه ارسال سوخت هسته يي و تکميل نيروگاه بوشهر از سوي روس ها نيز بي تاثير از پرونده هسته يي ايران در شوراي امنيت نيست.

به اعتقاد شما الان اين دو پرونده به يکديگر گره خورده اند؟

بله. فکر مي کنم که اينها بي ارتباط از يکديگر نيستند. امکان دارد روسيه تحويل سوخت هسته يي بوشهر را يک مقدار زمان بر کند. به اين علت که روسيه منتظر است که ببيند سرنوشت پرونده هسته يي ايران چه خواهد شد. قطعاً فضاي پرونده هسته يي ايران بر فضاي همکاري روابط روسيه و ايران در نيروگاه بوشهر تاثيرگذار خواهد بود. به دليل فشارهاي ويژه يي که روي روسيه مي آيد و هم روي اين موضوع.

اين فشارهاي ويژه يي که بر روسيه تحميل مي شود تا نيروگاه هسته يي بوشهر تکميل نشود، چيست؟

اين فشارهاي ويژه از جانب امريکا است. تقريباً اولين بند تمام مذاکرات مسوولان امريکايي که به مسکو مي آيند يا مسوولان روسي که به امريکا مي روند، روي بحث بوشهر است که امريکايي ها به روسيه فشار وارد مي کنند. اين موضوع با مسائل زياد ديگر در حوزه روابط روسيه و آمريکا مانند ورود روسيه به سازمان تجارت جهاني و... ارتباط داده مي شود.هر چند که قبل از تصويب نخستين قطعنامه شوراي امنيت عليه پرونده هسته يي ايران بحث مربوط به نيروگاه بوشهر براي روسيه استثنا و مجزا شده است، ولي اين روند ممکن است در آينده به اين صورت پيش نرود.
گزارشي از تغييرات دو ساله در کابينه احمدي نژاد
اخراجي هاي دولت نهم
کيوان مهرگان

هنگامي که محمود احمدي نژاد، کليد کاخ رياست جمهوري را از دستان سيدمحمد خاتمي گرفت تا کابينه هفتاد ميليوني خود را تشکيل دهد، کسي فکر نمي کرد که در کمتر از دو سال از آغاز زمامداري رئيس جمهور خبرساز ايران کابينه 21 نفري وي بارها مورد تغيير و تحول قرار بگيرد.

صاحبنظران اجرايي يکي از شاخصه هاي ثبات در برنامه ريزي و اجراي يک دولت را ثبات ترکيب کابينه توصيف مي کنند. اين در حالي است که در کمتر از 24 ماه بيش از 20 تن از همکاران دولت در سطح معاون رئيس جمهور، وزير، معاون وزير، استاندار و مسوولان دستگاه هاي مهم اقتصادي از ادامه همکاري با دولت نهم بازماندند. کميت و کيفيت تغيير اعضاي دولت نهم نسبت به دولت هاي پيش از خود يک رکورد تازه است.

در دولت هاي قبل متناسب با شرايط سياسي يا حوادث غيرمترقبه اعضاي بلندپايه دولت تغيير مي کردند، مثلاً در دولت دوم خاتمي با ورود اصولگرايان به مجلس هفتم، برخي وزرا و معاونان رئيس جمهور ناگزير به ترک مسووليت شدند يا در دولت هاي پيشين به خاطر اتفاقات غيرمنتظره نظير ترور يا سقوط هواپيماي حامل وزرا دولت دستخوش تغيير مي شد. اما هيچ کدام از اين دو مساله در مورد دولت نهم اتفاق نيفتاده است. نه کشور تحت تاثير نتيجه انتخاباتي سرنوشت ساز قرار گرفته که دولت نهم ناگزير باشد عذر همکاران خود را بخواهد و نه حادثه يي غيرمنتظره براي دولت پيش آمده است که دولت تحت تاثير آن در همکاري با وزرا و معاونان رئيس جمهور تجديدنظر کند. اين در حالي است که رئيس دولت نهم زماني که پا در خيابان پاستور گذاشت، شرايط سياسي، اقتصادي، بين المللي و حتي امنيتي براي تکاپوي وي و همکارانش در جهت تحقق شعارهاي معيشتي که داده بود کاملاً مساعد بود. در اين شرايط اينکه چرا دولت در کمتر از دو سال بيش از بيست نيروي ارشد خود را کنار گذاشت، پرسشي است که فقط رئيس دولت مي تواند به آن پاسخ بگويد.

ميثاق نامه وزرا مبناي تغيير

يکي از کارهايي که محمود احمدي نژاد به هنگام چينش اعضاي کابينه اش به آن مبادرت کرد، ميثاق نامه يي بود که قرار شد هر سال مبناي داوري عملکرد اعضاي هيات دولت قرار گيرد. اين ميثاق نامه که بيش از آنکه يک سند راهبردي براي پيشبرد برنامه هاي اعلام شده رئيس جمهور باشد. يک بيانيه شعاري بود که نخستين بار با انتصاب داوود احمدي نژاد برادر رئيس جمهور در مقام بازرس ويژه نهاد رياست جمهوري از طرف رئيس جمهور نقض شد. از آن پس با ورود باجناق ها به دولت ها اين ميثاق نامه که مهمترين بند آن پرهيز مسوولان ارشد از فاميل گرايي بود مورد بي توجهي قرار گرفت تا امروز که کسي از آن ميثاق نامه ياد نمي کند. اما همين ميثاق نامه 9 ماده يي موجب شد تا احمدي نژاد پس از 9 ماه از ورود پرويز کاظمي به کابينه اش به خاطر اختلافاتي که او با ابراهيم مهدوي معاون وزير رفاه و رئيس سازمان تامين اجتماعي داشت، او را کنار بگذارد.

اما تلاش پرويز کاظمي براي استقلال در مديريت وزارت رفاه او را مورد غضب قرار داد، شش ماه پس از آغاز به کارش در برج ونک زمزمه هاي رفتن او توسط برخي سايت هاي نزديک به دولت بلند شد تا اينکه در مهرماه 85 نخستين جدايي از دولت نهم با استعفاي پرويز کاظمي اتفاق افتاد.

قرباني دوم، هم تشکيلاتي سابق

وزير سابق رفاه يک هفته پس از کناره گيري از دولت در پاسخ به پرسشي مبني بر اينکه احتمال تغيير وزير ديگري وجود دارد گفته بود؛ «اين شرايطي که براي من وجود داشت ممکن است براي دوستان ديگر نيز وجود داشته باشد.» کاظمي در حالي اين جمله را به خبرنگار فارس مي گفت که محمود احمدي نژاد، گزارشي را روي ميز خود تورق مي کرد که جمله آخر اين گزارش تغيير محمود ناظمي اردکاني وزير تعاون را در دل خود نهفته داشت. محمود احمدي نژاد درنگ نکرد و از طريق الهام، رئيس دفتر خود، استعفاي عضو باسابقه جامعه اسلامي مهندسان (هم تشکيلاتي سابق) را خواستار شد، ناظمي اردکاني که خود بهتر از هرکسي مي دانست علت درخواست رئيس جمهور چيست، با ناخرسندي از کابينه هفتادميليوني کناره گرفت تا دومين تغيير در سطح وزير در دولت نهم به وقوع پيوسته باشد.

فرهاد رهبر، کناره گيري بزرگ

آبان ماه 85 براي فرهاد رهبر و دستگاه استراتژيک تحت مديريتش ماه بحراني بود، اوايل آبان ماه محمود احمدي نژاد در نامه يي به معاون خود و رئيس سازمان برنامه ريزي و وزير کشور، دستور الحاق سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ها به استانداري را اعلام کرد. اين تصميم غيرمنتظره احمدي نژاد چنان شوکي را به روساي سازمان مديريت وارد کرد که کساني که از نزديک با فرهاد رهبر آشنايي دارند، منتظر بودند تا غروب همان روز استعفاي اعتراضي خود را به احمدي نژاد تقديم کند، حتي شايعاتي هم در سطح رسانه ها منتشر شد اما مدير روابط عمومي سازمان مديريت اين شايعات را تکذيب کرد، اما کمتر از بيست روز فرهاد رهبر به همراه دژپسند (معاون امور توليدي)، رحمتي (معاون امور زيربنايي) و طيب نيا (معاون امور اقتصادي) برکنار شدند. سومين تغيير دولت احمدي نژاد در کمتر از دو ماه باعث شد عطش تغييرات تازه در کابينه 21 نفره احمدي نژاد همچنان ادامه داشته باشد.

ايرنا خبرگزاري ايران، روزنامه ناآرام

چاپ کاريکاتوري در ضميمه روزنامه ايران به مثابه يک جرقه براي غليان احساسات آذري زبانان ايران و همزمان دستاويزي براي محمدحسين صفارهرندي وزير ارشاد بود تا تغييرات مورد نظر خود را در خبرگزاري دولتي ايرنا و روزنامه ايران اعمال کند.

پيش از تصميم گيري احمد خادم المله براي روزنامه ايران، صفار هرندي حکم مديرعاملي بيژن مقدم را به يکي از معاونانش داد تا خادم المله را در برابر عمل انجام شده قرار دهد، اما خادم در برابر تصميم صفارهرندي تسليم نشد و با کنار گذاشتن بيژن مقدم، محمدحسين اسلامي فر را به روزنامه ايران فرستاد. چاپ کاريکاتور و توقيف موقت ايران عملاً صفار و خادم را در برابر هم قرار داد تا بعد از نزديک به شش ماه کشمکش در اين دو نهاد، صفارهرندي خادم و اسلامي فر را در ايرنا و ايران کنار بگذارد. اين بار دو مسوول رسانه يي کنار رفتند.

جنتي سفير

ادامه تغييرات مسوولان دولتي از خبرگزاري به ساختمان بلند وزارت کشور در خيابان فاطمي تهران رسيد. اين بار علي جنتي معاون سياسي وزير کشور که طبيعتاً مسوول ستاد انتخابات کشور هم مي شد بايد جاي خود را به مجتبي ثمره هاشمي مشاور عالي احمدي نژاد مي داد تا سکان اجرايي انتخابات از علي جنتي ميانه رو به ثمره هاشمي سپرده شود. علي جنتي براي دوري از فضاي انتخابات به کويت رفت تا قرعه تغيير و تحول اين بار به برج وزارت نفت در خيابان سميه تهران برود.

بازنشستگي پيش از موعد

هادي نژادحسينيان يکي از باسابقه ترين ديپلمات هاي جمهوري اسلامي ايران که در نيويورک جاي خود را به محمدجواد ظريف داده بود در دولت نهم عهده دار امور بين الملل وزارت نفت شد تا با مدد گرفتن از تجربيات ارزنده خود در حوزه ديپلماسي از طلاي سياه ايران در اوج خريد و فروش صيانت کند، اما 27 مهر 1385 بازنشسته شد تا نسبت به مديران ارشد دولت نهم که حکم کنار گذاشتن شان آمده بود، محترمانه تر کنار گذاشته شود بعد از هادي نژادحسينيان، ابراهيمي اصل ديگر معاون وزير نفت در امور پتروشيمي از مجموعه وزارت نفت کنار گذاشته شد تا رکورد تغيير در وزارتخانه مهم نفت از ديگر دستگاه هاي مهم کشور (سازمان مديريت و برنامه ريزي) کمتر نباشد.

سال 86 همچنان تغيير اما آرام

شتاب اخراج مسوولان ارشد دولتي در دستگاه هاي دولتي در زمستان سال 85 روبه کندي گذاشت تا ديگر تغييرات مهم دولت نهم به شش ماهه اول سال86 موکول شود.

قرعه نخستين استعفا در دولت نهم در سال 86 به نام محمدرضا مختارپور، معاون مطبوعاتي وزير ارشاد افتاد. مختار به دلايلي که بر هيچ کس معلوم نشد نخستين کناره گيري در سال 86 را رقم زد. بعد از مختارپور احمدي نژاد دستور برکناري اعضاي هيات مديره شرکت بيمه ايران را صادر کرد، به دنبال دستور احمدي نژاد به کاهش نرخ سود بانکي، زارع اسکندري مديرعامل بانک تجارت هم به خاطر اعتراض به کاهش دستوري نرخ سود تسهيلات بانکي از کار برکنار شد.

از قلم افتاده ها

در کنار وزرا و معاونان رئيس جمهور شمشير تغيير و برکناري مشمول معاونان وزرا هم شد که از آن ميان مي توان به شهاب الدين عزيزي معاون پارلماني وزير رفاه، حميدرضا آصفي معاون پارلماني وزير امورخارجه، ابراهيم مددي معاون وزير رفاه (پذيرفته نشد)، استاندار خوزستان، ذبيحي مشاور نيروي انساني رئيس جمهور (پذيرفته نشد) اشاره کرد که يا برکنار شدند يا خواستار کناره گيري از دولت بودند.
سوم تير و فرهنگ پدرسالارانه ايراني
انتخابات سينوسي
سيدحميد متقي

کودک خردسال دست در دست پدر از کنار پارک رد مي شد. پدر که به نظر مي رسيد عجله دارد دست کودک را مي کشيد که مسير را تند تر طي کنند. کودک با ديدن وسايل بازي و هياهوي بچه ها هيجان زده دست پدر را رها کرد و به سمت زمين بازي دويد...پدر رو به فرزند کرد و گفت؛ من دارم مي روم اگر دوست داري همين جا بمان، کودک هنوز چند قدمي دور نشده بود که خود را در دنيايي جديد يافت، دنيايي غريب و بدون تکيه گاه پرقدرتي چون پدر، گام هايش سست شد با افسوس به بچه هايي که در حال بازي بودند نگاهي کرد و گريه کنان به نزد پدر بازگشت...

با اندکي اغماض مي توان ماجراي اشاره شده در ابتداي اين نوشتار را به عنوان مدلي مينياتوري از نوع تعاملات در جامعه پدرسالار معرفي کرد ؛ جامعه يي که در آن افراد بر سر دو راهي استفاده از امنيت ناشي از قدرت مستقر يا حرکت به سمت آرمان ها و اهداف مطلوب خود، راه نخست را برمي گزيند. به معني ديگر ريسک رها کردن دست پدر را نمي پذيرد و با وجود تمام اشتياقي که براي حرکت به سمتي متفاوت دارد، باز در همان مسير مورد علاقه پدر گام برمي دارد...

مي توان با اطمينان بيان داشت که يکي از مهمترين عللي که باعث شده است حرکت هاي اصلاحي در ايران از مدلي سينوسي تبعيت کنند همين امر است. هميشه پس از فروکش کردن ميل و وسوسه حرکت ناشي از يک پيشروي آرام آرام، نوعي عدم امنيت در ذهن بخش قابل توجهي از جامعه رسوخ کرده و اين زمزمه آشنا به گوش مي رسد که «مردم از بازي هاي سياسي و درگيري هاي جناحي خسته شده اند» و بعد حرکت به نقطه گذشته...

اگر به انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري نيز توجه کنيم به راحتي مي توانيم اين الگو را بر آن منطبق کنيم.غ البته بايد توجه داشت که اين مطالب فارغ از مباحثي است که خاتمي رئيس جمهور وقت به عنوان بداخلاقي انتخاباتي از آن نام برده است.ف شهرونداني که در انتخابات دوم خرداد 76 براي رسيدن به آرمان ها و اهداف خود از يک سو به نامزد بخش قابل توجهي از قدرت حاکمه نه گفته و از سوي ديگر از نامزدي که شعارها و اهداف آنها را دنبال مي کرد حمايت کرده بودند، پس از گذشت مدتي و فروکش کردن احساسات و شيدايي ابتدايي و آغاز مشکلات ناشي از انتخاب راه به صورتي کاملاً تدريجي دوباره با معضل مهمي به نام امنيت فکري و ذهني مواجه شدند و اندک اندک دوباره زمزمه هاي آشناي گذشته به گوش رسيد که مردم از درگيري هاي سياسي به ستوه آمده اند و به دنبال آرامش هستند و...

اگر به آراي سه کانديداي نخست انتخابات رياست جمهوري نهم که چيزي حدود دوسوم آرا را کسب کرده اند توجه کنيم شاهد خواهيم بود که آنها با توجه به همين ويژگي شهروندان ايراني، هوشمندانه شعارهاي خود را بر اين مبنا استوار کرده و توانستند بيشترين آرا را به سمت سبدهاي خود سرازير کنند. طرفداران هاشمي با تکيه بر دغدغه مورد اشاره مردم تاکيد مي کردند که تنها راه برون رفت از مشکلات کشور، قرار گرفتن چهره يي مقتدر در رأس قوه اجرايي کشور است، چهره يي که بتواند در امور اجرايي حرف اول و آخر را بزند، از سوي ديگر احمدي نژاد و کروبي نيز با بهره گيري از شعارهايي با ادبيات پدرانه از آوردن نفت سر سفره هاي مردم و انتفاع همه اقشار جامعه از بخشي از بودجه کشور سخن گفتند يا احمدي نژاد در بخش ديگري از شعارهاي خود اعلام کرد که حق مردم را از مافياي نفت خواهد ستاند و...

در مرحله دوم مردم در انتخاباتي دوقطبي در يک سوي ميدان کسي را مي ديدند که در سه دهه گذشته هميشه جايگاهش قرين با قدرت بوده و در آن سوي ميدان حريفي را به نظاره نشسته بودند که شعارهاي پدرانه سرداده است. در اين بزنگاه پارادوکسيکال جامعه ايراني در برابر انتخابي مهم قرار گرفته بود؛ بازگشت به سمت پدر گذشته يا رفتن به سمت پدري جديد و استفاده از مواهب و امنيت ناشي از قرار گرفتن در منظومه قدرت فائقه وي...

بايد ديد که جامعه پدرسالار ايراني چه زمان دست پدر را براي هميشه رها کرده و شاهد انتخاب و آزادي را با پذيرفتن همه هزينه هايش در برمي گيرد؟ اين پرسشي است که آينده بدان پاسخ خواهد گفت.
عناوين اين صفحه
ايران و سياست «مشارکت و مقاومت» روسيه
اخراجي هاي دولت نهم
انتخابات سينوسي
شکست شوراي امنيت در محکوم کردن سخنان ضدصهيونيستي احمدي نژاد
طالباني سه شنبه به تهران مي آيد
ادعاي معاون رايس
بررسي تعليق نسبي ايران توسط آلمان، فرانسه و انگليس
ذوالقدر؛ابتکار عمل مساله هسته يي دست ايران است
پيش نويس محرمانه قطعنامه انگليس
واکنش نمايندگان در برابر ادعاي مصر
هيات ايراني در کويت
تخريب خاتمي چرا
مقامات کشور سکوت نکنند
شعارهاي تحقق نيافته دولت
منفي و مثبت دولت نهم از زبان رحمانيان
ضرورت تشکيل جامعه مدني

شکست شوراي امنيت در محکوم کردن سخنان ضدصهيونيستي احمدي نژاد
شوراي امنيت سازمان ملل متحد نتوانست محمود احمدي نژاد را براي ايراد سخنان ضدصهيونيستي محکوم کند. به گزارش ايسنا ويتالي چورکين سفير دائم روسيه نزد سازمان ملل به خبرگزاري نووستي گفت؛ تصويب اين سند توسط يک يا دو عضو شوراي امنيت متوقف شد. وي در خصوص موضع روسيه افزود؛ ما آماده حمايت از آن بوديم و شکايتي درباره سند مذکور که به شوراي امينت ارائه شده بود نداشتيم. رئيس جمهور ايران اخيراً اظهار کرده بود که جهان به زودي شاهد نابودي رژيم صهيونيستي خواهد بود. شوراي امنيت قصد صدور بيانيه يي را داشت که بايد به اتفاق آرا تصويب شود. بر اساس گزارشاتي که در حاشيه شوراي امنيت به گوش مي رسد کشورهاي قطر و اندونزي، دو عضو موقت شوراي امنيت مخالف محکوم کردن رسمي ايران بودند.


طالباني سه شنبه به تهران مي آيد
يک مقام عراقي اعلام کرد که جلال طالباني سه شنبه هفته جاري عازم تهران مي شود. به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري صوت العراق، يک مقام عراقي تصريح کرد، جلال طالباني رئيس جمهور عراق سه شنبه جاري با هدف بررسي مسائل مشترک با محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران در تهران ديدار مي کند. طالباني همچنين قرار است با ديگر مسوولان کشورمان در راستاي بررسي مسائل مشترک و همچنين امکان اجراي مذاکرات دوباره ميان ايران و امريکا ديدار کند. قرار است طالباني از سيدعبدالعزيز حکيم رئيس مجلس اعلاي اسلامي عراق که براي معالجه در تهران به سر مي برد نيز عيادت کند.


ادعاي معاون رايس
معاون وزير امور خارجه امريکا در ادامه تلاش هاي کشورش براي استقرار سيستم دفاع موشکي در اروپا مدعي شد که ايران مي تواند تا سال 2015 موشک هايي قاره پيما بسازد که قادر به اصابت به خاک اروپا و امريکا باشد. به گزارش ايسنا، خبرگزاري نووستي به نقل از دانيل فريد، معاون اروپا و اوراسياي وزير امور خارجه امريکا که روز جمعه در کنگره سخنراني مي کرد، گزارش داد؛ ايران در حال حاضر نيز داراي صدها موشک بالستيک شهاب-3 با برد متوسط و کوتاه است. فريد گفت که مقامات ناتو برنامه همگراسازي رادارها و موشک هاي رهگير کشورهاي عضو، در مجموعه يي واحد براي دفاع از موشک هاي بالستيک با حداکثر برد 3000 کيلومتر را تاييد کرده اند و اين سيستم واحد ضدموشکي ناتو بين سال هاي 2015 و 2016 کاملاً آماده خواهد بود. اين اظهارات در حالي بيان مي شود که سرگئي لاوروف روز گذشته اعلام کرد که روسيه آمادگي اين را دارد که به امريکا ثابت کند تهديدي از سوي ايران وجود ندارد.


بررسي تعليق نسبي ايران توسط آلمان، فرانسه و انگليس
آسوشيتدپرس به نقل از ديپلمات هاي اروپايي و امريکا و کارمندان دولتي گزارش داد؛ متحدان کليدي امريکا بحث درباره اين مساله را آغاز کرده اند که آيا تعليق بخشي از برنامه غني سازي اورانيوم ايران را تحمل کنند يا خير و اين موضعي است که آنها را در تضاد با واشنگتن قرار خواهد داد. به گزارش ايسنا، اين خبرگزاري به نقل از مقامات ياد شده افزود که اين بررسي ها که از سوي تصميم گيران سياسي انگليسي، فرانسه و آلمان انجام مي گيرد مقدماتي است و هيچ نتيجه يي از آن گرفته نشده است. مقامات ياد شده در ادامه گفتند که آلمان حامي اين مساله است. فرانسه با آن مخالف است و انگليس خود را درگير نمي کند و محافظه کاري نشان مي دهد. اين گزارش حاکي است؛ در حالي که امريکا همچنان اصرار دارد هرگونه تعليق غني سازي بايد کامل باشد چنين ملاحظاتي مي تواند موانعي مهم را در تلاش ها به رهبري امريکا براي نشان دادن اتحاد درباره اين مساله ايجاد کند. يک مقام امريکايي گفت که در خصوص گزارشات مربوط به مذاکرات ميان انگليس، فرانسه و آلمان در اين باره «حقايقي وجود دارد» و «ما همچنان در اين باره بسيار بي قرار هستيم.»


ذوالقدر؛ابتکار عمل مساله هسته يي دست ايران است
محمد باقر ذوالقدر گفت؛با ايستادگي ملت و توانمندي هاي منحصر به فرد ايران، تمامي راهبردهاي امريکا که طي سال هاي پس از پيروزي انقلاب با هدف تغيير نظام و يا تغيير رفتار جمهوري اسلامي، صورت گرفته، ناکام مانده است. به گزارش مهر، محمد باقر ذوالقدر در همايش سراسري نمايندگان ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره آخرين وضعيت امنيتي و سياسي کشور اظهار داشت؛ هر چند قدرت استکباري امريکا به دليل خصومت هاي ديرينه اش با ملت و دولت ايران، همچنان تنها تهديد خارجي عليه امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران است، لکن ايستادگي ملت ايران وتوانمندي هاي منحصر به فرد اين کشور، تمامي راهبردهاي امريکا را که طي سال هاي پس از پيروزي انقلاب با هدف تغيير نظام و يا تغيير رفتار جمهوري اسلامي ايران صورت گرفته، نا کام گذاشته است.جانشين وزير کشور، آخرين اقدامات امريکا براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران در مساله هسته يي را نيز شکست خورده خواند و اظهار داشت؛ جمهوري اسلامي ايران با اتخاذ (راهبرد مقاومت فعال) در قبال تهديدات و فشارهاي امريکا، آنها را به بن بست کشانده و ابتکار عمل را به دست گرفته است وهر روز که پيش مي رود مواضع ايران قوي تر و موضع امريکا ضعيف تر مي شود.وي احتمال حمله نظامي امريکا به ايران را در حد صفر، محاصره اقتصادي را نا ممکن و تحريم را بي نتيجه خواند و افزود؛ در حال حاضر تمام توجه امريکا به مسائل داخلي ايران است و اميد دارد که با توجه به تنوع قومي، تفاوت هاي مذهبي و آزادي هاي گسترده سياسي و اجتماعي در ايران و با اتکا به برخي آسيب پذيري ها و تنگناهاي موجود در عرصه اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي بتواند شرايط داخل ايران را با بي ثباتي و نا امني مواجه کند.


پيش نويس محرمانه قطعنامه انگليس
خبرگزاري رويترز گزارش داد، براساس پيشنهادات غيررسمي انگليس براي قطعنامه جديد تحريم هاي ايران در سازمان ملل، هواپيماها و کشتي هاي ايراني از حق فرود و ترانزيت محروم مي شوند و سرمايه هاي دو بانک ديگر نيز مسدود مي شود. به گزارش ايسنا، اين خبرگزاري با ادعاي دستيابي به متن پيش نويس اين پيشنهاد محرمانه افزود که هدف آن افزايش فشار بر ايران است. مقامات امريکايي و اروپايي تاکيد دارند که هدف از اين پيشنهادات تحت مذاکره تاثيرگذاري بر بازار نفت نيست که ايران توليد و صادر کننده مهمي در آن حوزه است. انگليس همچنين در اين پيش نويس مورخ 14 ژوئن، پيشنهاد کرده است توافقات تسليحاتي جديد با ايران، سفر بين المللي مقامات امنيتي ايران و ادامه کار روسيه در بوشهر ممنوع شود. انگليس، امريکا و ديگر قدرت ها مذاکرات مقدماتي درباره سومين قطعنامه تحريم ايران را آغاز کرده اند، اما مذاکرات رسمي که در انتظار پايان نشست خاوير سولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا و علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران است برگزار خواهد شد. پيشنهادات مقدماتي اغلب منعکس کننده مواضعي است که اغلب با مذاکرات شوراي امنيت بازنويسي مي شود.

يک مقام عالي رتبه امريکايي گفت؛ اين چيزي نيست که ما آن را بررسي کرده باشيم. مقامات امريکايي و اروپايي همچنين از مذاکره درباره جزئيات پيش نويس پيشنهاد انگليس خودداري کردند.


واکنش نمايندگان در برابر ادعاي مصر
برخي از نمايندگان کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس ادعاهاي وزير امور خارجه مصر مبني بر متهم کردن ايران در دخالت در مسائل عراق، لبنان و فلسطين را ناشي از تحت فشار قرار گرفتن مصري ها توسط امريکايي ها دانستند.علاء الدين بروجردي، رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در گفت وگو با باشگاه خبرنگاران، اظهارات ابوالغيط وزير امور خارجه مصر مبني بر ايران خطري براي مصر و جهان عرب است را ترديد آميز خواند و گفت؛ ديپلماسي مصر از متانت و پختگي کاملي برخوردار است و اين اظهارات در شرايط حساس فعلي مي تواند خطري در جهان عرب و به خصوص جهان اسلام باشد چون هرگونه بي تدبيري به وضعيت حساس منطقه، آثار سوئي را به دنبال خواهد داشت.وي با بيان اينکه به نظر مي رسد اظهارات ابوالغيط ناشي از عوامل متعددي از جمله فشار امريکا است، افزود؛ با توجه به اينکه وزير امور خارجه مصر پس از ديدار با دکتر احمدي نژاد که خواستار گفت وگو با وزير امور خارجه کشورمان بود، اين گونه اظهارات با نگاه ترديد آميزي روبه رو است و بايد بررسي کرد در فاصله چند هفته يي اظهارات وزير امور خارجه مصر در مورد ايران چه گذشته است؟همچنين حميدرضا حاجي بابايي عضو اين کميسيون در اين خصوص گفت؛ اظهارات وزير امور خارجه مصر موضع گيري مقطعي است و قطعاً تحت فشار امريکايي ها بوده است.وي در ادامه تاکيد کرد؛ يک موضع و اظهارات مسوولان مصري نمي تواند ملاک خوبي براي ما باشد و قطعاً ما ارتباط خود را با مصر ادامه مي دهيم.حشمت الله فلاحت پيشه ديگر عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس نيز اظهارات ابوالغيط را نوعي فرافکني مصري ها خواند و افزود؛ اين واقعيت را نمي توان پنهان داشت که مصري ها متوسل به کشورهاي فرا منطقه هستند و تحت تاثير امريکايي ها نقش خود را ايفا مي کنند.


هيات ايراني در کويت
الرياض به نقل از منابع ديپلماتيک آگاه در سفارت ايران در کويت نوشت؛ يک هيات ايراني عالي رتبه طي چند روز آينده در سفري به کويت حامل پيام مکتوب عذرخواهي به اين کشور خواهند بود. به گزارش ايسنا، به نقل از روزنامه الرياض چاپ عربستان، منابع ديپلماتيک آگاه در سفارت کشورمان در کويت تصريح کردند؛ سفر اين هيات ديپلماتيک ايراني در پاسخ به تمايل شيخ ناصر محمد الصباح، نخست وزير کويت به انجام اين سفر صورت گرفته است.ناصر المحمد الصباح در نشست کابينه کويت پيام مکتوب و رسمي عذرخواهي ايران را خواستار شده بود. منابع سياسي کويت نيز عنوان داشتند؛ ارتباطات رسمي ميان کويت و تهران از روز جمعه آغاز شده و تمام کدورت هاي ناشي از حمله به ديپلمات کويتي در ايران رفع شده است. به گفته اين مقامات، مسوولان کشورمان بر برقراري روابط مناسب با کويت تاکيد کرده اند.


تخريب خاتمي چرا
مصطفي درايتي

خبر مخدوشي، بهانه حمله به خاتمي را دوباره کليک زده است و مخالفان از همان قماش قديمي اند که از زمان رياست جمهوري خاتمي همواره ميدان دار چنين حرکاتي بوده اند و البته با اين تفاوت که امروز سران آنها بر جايگاه خاتمي نشسته و وظيفه يي وراي پيشينه خود را به دوش مي کشند.

سوال اين است که انگيزه امروز آنان از چنين حرکاتي چيست؟، خاتمي که کرسي دلبرانه آنها را رها کرده و نفي تصاحب دوباره آن را نيز اعلام کرده است پس چرا هرازگاهي بر او مي تازند؟، اينکه انگيزه آنان ديني و ارزش هاي آن باشد، گمانه يي بسيار سست و بي قرينه است، زيرا حوادثي بسيار غيرديني و غيراخلاقي در اين مدت و در اين دولت اتفاق افتاد، همانند آنچه در سوالات موهن آموزش و پرورش و... که حتي اعتراض شديد مراجع معزز را نيز در پي داشت، ولي نه خبري از اعتراض و نه سخني از وااسلاما و نه اثري از کفن ديده نشد. پس بدون ترديد انگيزه آن سياسي محض و آن هم از نوع غيراخلاقي آن است. حال پرسش آن است که چه گمانه هايي مي تواند چنين تحرکاتي را تحليل و وارد شدن به آن را توجيه کند؟، شايد بتوان عوامل زير را در تحليل چنين حرکاتي مدنظر قرار داد؛

1- خاتمي همچنان شخصيتي با نفوذ و تاثيرگذار است و اين تاثير صرفاً در ميان نخبگان اصلاح طلب نيست بلکه او در ميان عموم مردم از ارجي والا و احترامي ويژه برخوردار است. وراي نفوذ داخلي، او به شخصيتي جهاني تبديل شده که عموم نخبگان و صاحب نظران در سراسر دنيا به او به ديده احترام مي نگرند.

دعوت از او براي شرکت در کنفرانس هاي علمي و سياسي در آسيا، آفريقا، اروپا، امريکا و گستره تاثير و احترام به او در برخي از کشورها حتي فراتر از رجال در حد اول سياسي، براي برخي، رشک برانگيز، رنج آور و نگران کننده شده است.

2- او پس از ترک رياست قوه مجريه راه عافيت جويي يا تنزه طلبي يا انزوا گزيني را در پيش نگرفت، بلکه تلاش کرد ارج فراهم آمده خود را - که آن را از آن ملت مي دانست - در راستاي احقاق حقوق مردم خويش هزينه کند.

اين تصميم به سرعت او را به محور جريان اصلاحات تبديل و تاثير خود را در انتخابات سوم شورا به خوبي آشکار ساخت. تاثير بلابديل او در همگرايي گروه هاي اصلاح طلب، همراه با نفوذ گسترده اجتماعي او ميان توده هاي مردم که برخاسته از ظرفيت شگرف فکري و اخلاقي او است، از خاتمي شخصيتي ترسيم مي کند که مي تواند سرخوشي برخي به قدرت راه يافتگان را مکدر و دوام آن را مورد تهديد قرار دهد.

3- با گذشت زمان و ناکامي و عدم توفيق دولتيان در وعده ها، کاهش نفوذ اجتماعي آنان هر روز بيشتر آشکار مي شود و اين کاهش اعتبار روشن تر از آن است که طرفداران دولت اسلامي آن را نگرفته باشند. از طرفي به سرعت ميدان هاي رقابت، يکي پس از ديگري در حال فرارسيدن است. اين ميادين، آزمون بلاسخني را نسبت به ظرفيت و عملکرد دولت آن هم از طرف مردم به نمايش خواهد گذاشت. ضعف هاي روشن دولتيان در انديشه و عمل، آزمون چندان موفقي را نويد نمي دهد و اين نتيجه از پيش پيدا، نگراني هايي را بر مي انگيزد که حاشيه سازي و تخريب ديگران، تنها راه از پيش رفته و شايد تنها هنر عده يي باشد. نکته مورد غفلت مخالفان خاتمي آن است که او اعتبارش را از منصب سياسي اش نگرفته است، بلکه به جايگاهش اعتبار بخشيد، اعتبار او به استواري انديشه و کمالات اخلاقي اش بازمي گشت که در منصب سياسي اش آن را آشکار و نمايان ساخت و اجازه نداد در مسند قدرت به پلشتي آلوده شود و نفوذ و جاودانگي او نيز به همين کمالات انساني بازمي گردد چيزي که نه از ديد مردم ظريف نگر کشورش پنهان ماند و نه از نگاه مردم جهان. تعز من تشاء و تذل من تشاء بيده الخير و هو علي کل شيء قدير.


مقامات کشور سکوت نکنند
عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت گفت؛ در ميان روحانيون، پس از آيت الله بهشتي، خاتمي دومين شخصيتي است که در سطح بسيار گسترده مورد حمله و تخريب قرار مي گيرد. محمد کيانوش راد تصريح کرد؛ شخصيت هايي چون خاتمي سرمايه هاي معنوي اين کشور تلقي مي شوند لذا تخريب آنها آسيب بزرگي را به نظام و رفتارهاي اخلاقي جامعه وارد خواهد ساخت. کيانوش راد اظهار داشت؛ در چند سال اخير هيچ فردي مانند خاتمي اين گونه مظلوم و بي دفاع مورد حملات ناجوانمردانه قرار نگرفته است. عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت در گفت وگو با ايلنا تصريح کرد؛ مقامات بالا که در هر مساله يي با تشر و نهيب با گروه ها و جريانات برخورد مي کنند، نبايد در اين گونه قضايا با سکوت خود زمينه را براي هجمه بيشتر به سرمايه هاي فرهنگي کشور فراهم کنند.


شعارهاي تحقق نيافته دولت
دبير مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه قم با بيان اينکه وعده ها و شعارهاي احمدي نژاد هنوز به طور اصولي عملي نشده است، گفت؛ کيفيتي در توزيع عدالت که محوري ترين شعار دولت نهم بود، مشاهده نمي شود. سيد حسين موسوي تبريزي، با بيان اين مطلب، اظهار داشت؛ شعارهاي دولت نهم در موضوع عدالت اجرايي نشده و مردم اذعان مي دارند که گراني آنان را اذيت مي کند. وي افزود؛ در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادي نيز هنوز يک مورد علني دقيق معرفي نشده و لذا اثر بد اين تبليغات را در ميان مردم مي توان به وضوح مشاهده کرد. موسوي تبريزي ادامه داد؛ اکنون برداشت مردم در جامعه اين شده که هرازچندگاهي گروهي مي آيند و مي روند و ديگران را متهم مي کنند و کار خاصي انجام نمي دهند. اين فعال سياسي با بيان اينکه اقدامات بدون برنامه کليه افراد را در نظام زير سوال مي برد، گفت؛ ايجاد اين گونه فضاها موجب سوء استفاده رسانه هاي خارجي شده و اين امر ضربه بزرگي به کشور وارد مي کند. وي به مهر گفت؛ هنوز در کشور ما سياسي بودن يک امتياز نشده و همه تبليغ مي کنند که سياست زده نشويد لذا اين امر در اذهان تاثير مي گذارد.


منفي و مثبت دولت نهم از زبان رحمانيان
در همين ارتباط مدير مسوول شرق نيز خاطرنشان کرد؛ عملکرد دولت احمدي نژاد در طول دو سال گذشته در امور اجرايي نشان داده است که تنها به ديدگاه هاي خود توجه کرده و کمتر به مسائل کارشناسي و ديدگاه هاي نخبگان مي پردازد. مهدي رحمانيان افزود؛ دکتر احمدي نژاد شايد در بسياري از کارها توانست شيوه جديدي را ارائه کند اما در بعضي از حوزه ها نيز نتوانسته است به خوبي ايفاي نقش کند. احمدي نژاد در دو سال گذشته نشان داد که رئيس جمهوري متفاوت است که دستوري عمل کردن امور اجرايي کشور يکي از ويژگي هاي وي به حساب مي آيد.وي در پايان سخنان خود تغيير و تحول به وجود آمده در عرصه مديران را يکي از کارهاي مثبت دولت نهم خواند و به مهر گفت؛ البته بايد توجه داشت که برخي مديران هستند که مي بايست بر سر کار مي ماندند و اين دولت از تجربيات آنان استفاده مي کرد.


ضرورت تشکيل جامعه مدني
عزت الله سحابي در دفتر حزب جامعه مدني همدان با بيان اينکه جامعه مدني با اسلام آغاز شده گفت؛ اميدوارم روزي جامعه مدني سراسر ايران را در بر گيرد که اين روزها نياز ما به جامعه مدني از هر زماني بيشتر است. به گزارش ايسنا، اين فعال سياسي در ادامه با تاکيد بر اينکه اگر جامعه ملي نباشد جامعه مدني تحقق پذير نيست، افزود؛ از ديدگاه علمي نيز تشکيل جامعه ملي مقدم بر جامعه مدني است، اما در جنبش اصلاحات مفهوم هويت مطرح نبود، ولي مي بايست همزمان با جامعه مدني بر مفهوم مليت نيز تاکيد کرد. سحابي در ادامه خطاب به جنبش اصلاحات دوم خرداد گفت؛ اين جنبش نبايد نسبت به منافع و مصالح غفلت کند و اين موضوع را بايد در بطن فعاليت تبليغاتي خود قرار دهد و آن را ترويج کند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام