سه شنبه، 5 تير 1386 - شماره 1426
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: پزشکي
آشنايي با شيوه نوين درمان سينوزيت در گفت و گو با دکتر ابراهيم رزم پا
جراحي بدون تيغ
افسانه بهرامي

معمولاً در همه افراد حفره هاي استخواني به نام سينوس وجود دارد که در حالت طبيعي از هوا پرشده اند. گاهي اين حفره ها در اثر عفونت ها، التهاب يا آلرژي، با ترشح، چرک يا مواد آبکي جمع مي شوند و با علائمي چون سردردهاي شديد، بيماري سينوزيت را ايجاد مي کنند. اين بيماري به دو شکل مزمن و حاد افراد را درگير مي کند. در گذشته هر گاه سينوزيت با درمان هاي طبي بهبود پيدا نمي کرد، پزشکان با جراحي هايي چون برش هاي زير لب و برداشتن استخوان سينوس به درمان اين بيماري مي پرداختند. بعدها جراحي آندوسکوپي بيني و سينوس، تحول بزرگي را در رشته گوش، حلق و بيني ايجاد کرد. با ورود آندوسکوپ نياز به جراحي باز بيني برطرف شد. در سال 1975 دکتر «اشتن برگر» اتريشي از وسيله يي به نام آندوسکوپ در درمان سينوس هاي چرکين و مزمن استفاده کرد. با پيشرفت هاي علمي و تجهيزات در کنار آن افزايش تجربه، مهارت و تخصص پزشکان؛ به تدريج ابزارها و لنزهاي سيستم آندوسکوپي براي درمان تومورهاي سينوس مثل استزيونور، بازگشايي ناهنجاري هاي مادرزادي در نوزادان (آترزي کوان) نيز به کار گرفته شد. امروزه درمان سينوزيت هاي مزمن يکي از کاربردهاي اصلي اين ابزار محسوب مي شود. در راستاي کارايي هاي مختلف اين ابزار در بيماري سينوزيت، گفت وگويي با دکتر ابراهيم رزم پا جراح و متخصص گوش، حلق، بيني و فلوشيپ جراحي سر و گردن و مدير روابط عمومي جامعه جراحان گوش، حلق و بيني انجام داده ايم که از نظرتان مي گذرد؛

---

سينوزيت را در افراد مبتلا چگونه تشخيص مي دهند؟

تشخيص سينوزيت حاد در بيشتر مواقع از روي علائم بيمار و با معاينه دقيق وي عملي است. اما براي تشخيص قطعي و ميزان عفونت بايد از راديوگرافي ساده يا سي تي اسکن استفاده کرد. در سينوزيت مزمن، معاينه دقيق داخل بيني تا حد زيادي به تشخيص کمک مي کند. در صورتي که پزشک به سينوزيت مزمن مشکوک باشد، دو روش تشخيصي کمکي، اطلاعات بيشتري را در اختيار قرار مي دهد. يکي از اين دو روش، آندوسکوپي تشخيصي (بيني و سينوس) و ديگري سي تي اسکن است، منتها چنانچه سي تي اسکن به هنگام عفونت ويروسي يا سرماخوردگي انجام شود، تغييراتي را در سينوس ها نشان مي دهد که کاملاً حاد است، در حالي که اين طور نيست و مشکل مذکور پس از مدت کوتاهي برطرف مي شود، بنابراين سي تي اسکن نمي تواند مبناي تصميم گيري براي اقدامات درماني باشد.

آيا هر سينوزيتي به جراحي نياز دارد؟

معمولاً بيش از 90 درصد سينوزيت ها با درمان طبي بهبود پيدا مي کنند، اما اگر بهبود حاصل نشد يا فرد دچار سينوزيت مکرر و مزمن شد، آن وقت مداخله با جراحي آندوسکوپي ضرورت دارد. در جراحي هم بايد ابتدا عامل زمينه يي مثل انحراف بيني اصلاح شود. در قديم سينوس را مي تراشيدند و آن را از چربي پر مي کردند، اين کار امروزه منسوخ شده و از روش جديد آندوسکوپي استفاده مي شود که همان جراحي عملکردي بيني با آندوسکوپ است و اساس آن بر اين است که چون حرکت مژک ها به طرف مدخل سينوس است، بايد مدخل سينوس را که بر اثر روند التهاب يا انحراف تنگ شده است، باز کرد. آندوسکوپي سينوس در بيني و سينوس تنها روش متداول و موثر است و با اين کار، انسداد برطرف مي شود و با حداقل برداشت بافت، عملکرد طبيعي سينوس به آن بازمي گردد.

اين شيوه چه فايده هايي دارد؟

با ورود آندوسکوپ نياز به جراحي باز بيني برطرف شد. استفاده از آندوسکوپي براي دسترسي به ناحيه گذرگاهي سينوس ها و پاک کردن اين ناحيه از بيماري، نقش کليدي دارد. علاوه بر اين، جراحي پوليپ بيني و باز کردن مجراي سينوس از راه طبيعي بدون خارج شدن مخاط داخل بيني بيمار از ديگر محاسن اين وسيله جراحي است.در جراحي هاي متداول، معمولاً سينوس فکي از راه هاي غير از مجراي اصلي سينوس، باز مي شود. امروزه ثابت شده است که جهت حرکت مايعات ترشح شده داخل سينوس، هميشه به سوي مجراي خروجي اصلي است و حتي اگر سوراخي بزرگ در محلي غير از سوراخ اصلي ايجاد کنيم، باز هم ترشحات تمايل دارند، از همان سوراخ اصلي مسدود شده خارج شوند.

اين موضوع اهميت باز کردن مجراي اصلي خروج ترشحات سينوس را نشان مي دهد. در جراحي از طريق آندوسکوپ، اين امکان وجود دارد که با داخل کردن آندوسکوپ به درون بيني، مجراي خروجي سينوس ها را از همان راه اصلي باز کنيم. مشکلات اين عمل براي بيمار، حتماً کم تر از عمل هايي است که در آنها از روش هاي برش هاي زير لب و برداشتن استخوان سينوس استفاده مي شود. با اين نوع عمل هاي جراحي مي توان عملکرد سينوس را به حالت طبيعي برگرداند، از اين رو به نام جراحي عملکردي آندوسکوپي هم معروف هستند.

تا کنون چه عوارضي براي اين شيوه درماني شناخته شده است؟

از آنجا که محدوده ديد آندوسکوپ باريک است، امکان آسيب عناصر تشريحي نزديک به هم و عوارض ناگوار وجود دارد. با وجود تمام دشواري هاي اين روش، بيماري که توسط جراحي خبره تحت عمل جراحي قرار گيرد، تا حد زيادي مي تواند مطمئن باشد پس از عمل با مشکلي مواجه نخواهد شد و عوارض ناشي از عمل جراحي نيز بسيار اندک خواهد بود.مشکل عمده در جراحي سينوس ها مجاورت هاي آنها است. سينوس هاي اتموييد از يک طرف با لامينا پاپيراسه يا ورق هاي کاغذي شکل از کره چشم جدا شده و در بالا هم توسط لامينا کريبروزا و يا ورقه سوراخ دار از مغز جدا مي شوند. معمولاً جراح ها به کار کردن در اطراف آنها تمايل ندارند، زيرا خطر مننژيت، کوري و مرگ را براي بيمار در پي دارد. با توجه به شيوع عمل هاي جراحي بيني و سينوس، بايد براي پيشگيري از بروز عوارض به موارد زير توجه شود؛ اول اينکه ناحيه بيني و اطراف آن بسيار پرخون است، در نتيجه حين جراحي اگر کوچک ترين خونريزي ايجاد شود عمل دچار مشکل خواهد شد. اين امر ممکن است در طول جراحي بارها تکرار شود، بنابراين جراح بايد باحوصله باشد.دوم اينکه آناتومي سينوس ها بسيار پيچيده است و در ساختمان عنصر هاي تشريحي داخل بيني و سينوس ها عناصر حياتي و مهمي چون عصب بينايي و سرخرگ اصلي تغذيه کننده مغز، درست در ديواره سينوس ها جاي گرفته اند. بنابر اين اگر جراح با اين آناتومي آشنا نباشد به عصب بينايي فرد آسيب مي رساند. سوم اينکه آناتومي سينوس ها در افراد مختلف بسيار متغير است و دو فرد سينوس هاي شان مثل هم نيست و در نهايت اينکه جراحي که اين عمل را انجام مي دهد فقط با يک دست کار مي کند و با يک دست نيز دستگاه آندوسکوپ را نگه مي دارد. بنا به همين دلايل اين جراحي يکي از مشکل ترين جراحي ها است.از ديگر مشکلات، خونريزي است که نه تنها مانع ديد در محل عمل مي شود، بلکه سبب بروز اشکال در انجام عمل جراحي و به دنبال آن باعث افزايش احتمال بروز عوارض مي شود. البته بررسي ها، مصرف کلونيدين را به صورت پيش داروي بيهوشي در کاهش ميزان خونريزي حين عمل جراحي آندوسکوپي موثر دانسته اند.

نقش آندوسکوپي را در تشخيص، پيشگيري و درمان عوارض جراحي پلاستيک بيني تشريح کنيد؟

عوارض جراحي بيني به دو صورت عوارض داخلي بيني و عوارض ظاهري آن قابل تقسيم بندي است. در مواردي، جراحي بيني سبب چسبندگي هاي داخلي بيني يا تنگ شدن بيش از اندازه سوراخ هاي بيني و مشکلات تنفسي مي شود، عوارض تنفسي به عنوان مهم ترين عارضه جراحي هاي پلاستيک بيني است و برداشتن بيش از اندازه بافت هاي بيني و کوچک کردن بيش از حد بيني به عنوان علت اصلي، نام برده مي شود. ابعاد جراحي بيني بسيار فراتر از تغييرات در ظاهر بيني است و توجه چند جانبه جراح بيني به تمام اين ابعاد، ميزان بروز عوارض تنفسي را به حداقل مي رساند. آندوسکوپي تشخيصي بيني روشي دقيق براي شناخت مشکلات داخل بيني است و از آنجا که تنفس حياتي ترين نياز زندگي به شمار مي رود، هنگامي که تنفس از مسير طبيعي خود از راه بيني منحرف شود، عوارض کاهش اکسيژن بافت هاي ديگر بدن را هم تحت تاثير قرار مي دهد. بي حالي، خواب آلودگي، کسالت، بي حوصلگي و عصبي بودن به دلايل مختلف اختلال در عملکرد بيني، از جمله عوارض ناشي از جراحي نادرست بيني هستند.روش هاي جراحي بيني که در سابق بر اساس کاهش و برداشتن مقادير قابل توجهي از بافت هاي بيني استوار بود، جاي خود را به روش هايي که سعي در تقويت حمايت اسکلتي بيني دارد، داده است. در تکنيک هاي جديد، با بهره گيري از دانش راينولوژي، براي حفظ عملکرد بيني، تغييرات متناسب و متوازن در بيني و حداقل ايجاد زخم در داخل بيني، عوارض تا ميزان قابل توجهي کاهش مي يابد.

آندوسکوپ غيراز سينوزيت در چه بيماري هايي کاربرد دارد؟

امروزه در بسياري از جراحي ها از جمله جراحي هاي زيبايي بيني و برداشتن تومورهاي بيني ، تومورهاي کف جمجمه و هيپوفيز، همچنين براي جلوگيري از نشت مايعات مغزي از آندوسکوپ استفاده مي شود.

استفاده از آندوسکوپ در جراحي هاي مختلف از جمله بيني، مغز و چشم باعث کاهش عوارض ناشي از جراحي هاي باز شده است. استفاده از تصاوير سه بعدي در جراحي بيني، دسترسي به کف مغز، کاسه چشم و مجراي اشکي از ديگر محاسن آندوسکوپي محسوب مي شود، به طوري که در بيماراني که به علت پرکاري تيروئيد، کيسه اشکي چشم چرکي شده و چشم ها به دليل فشار زياد بيرون مي زند، مي توان با استفاده از آندوسکوپ و رفع اين مشکل در کيسه اشکي، ضمن پيشگيري از خشک شدن قرنيه و حفظ عملکرد چشم، بيمار را درمان کرد. جراحي DCR يا داکريو سيستورينوستومي در افرادي انجام مي شود که مجراي اشکي آنها مسدود شده است و بيماران دچار آب ريزش از چشم و يا عفونت مکرر کيسه اشکي مي شوند. در روش معمول، روي پوست ناحيه بيني برش داده و کيسه اشکي به داخل بيني ارتباط داده مي شود. از عوارض اين شيوه مشهود بودن محل برش بر روي صورت، خون ريزي بيشتر حين عمل و زمان طولاني تر عمل است.ولي DCR آندوسکوپيک، از طريق بيني بدون ايجاد برش بر روي پوست صورت با خون ريزي کمتر و زمان کوتاه تر انجام مي شود، همچنين مي توان داخل بيني را معاينه کرد و در صورتي که دلايل ديگري مانند آلرژي يا پوليپ بيني باعث انسداد مجراي اشکي شده باشد را مشخص کرد.
از آندوسکوپ نترسيد
آندوسکوپ بيني، لوله فلزي ظريف و باريکي است که داخل آن دستگاهي دقيق شامل عدسي ها و منشورهاي مختلف تعبيه شده است. يک طرف آن داخل بيني يا سينوس مي شود و طرف ديگر آن، مقابل پزشک يا دستگاهي قرار مي گيرد که مناظر معاينه شده را روي صفحه نمايش نشان مي د هد.

آندوسکوپ همچون تلسکوپ عمل مي کند و از ساختمان هاي داخل بيني و سينوس منظره و ديدي عالي به جراح مي دهد. آندوسکوپي بيني و سينوس با دو هدف انجام مي شود. هدف اول تشخيص است که در اين موارد آندوسکوپي با بي حسي ساده صورت مي گيرد و حتي در کودکان نيز قابل انجام است. هدف دوم، درمان بيماري هاي بيني و سينوس است. در اين موارد، عمل جراحي آندوسکوپي بيني و سينوس در اتاق عمل و تحت مراقبت هاي ويژه انجام مي گيرد.

عمل با بي حسي کلي، توسط آندوسکوپ با گذر از راه هاي طبيعي، حفره هاي بيني (که همزمان در صفحه ويدئو قابل مشاهده است) انجام مي شود. بدين طريق جراح، سينوس ها را قبل از گشاد و بزرگ کردن از وجود چرک خالي مي کند. در اين روش بيمار نيازي به بستري شدن ندارد و اگر صبح عمل جراحي انجام شود، بيمار عصر همان روز مرخص مي شود. جراحي با اين روش بسيار ظريف و حساس است. جراحي سينوس هاي فکي فوقاني آسان تر از سينوس هاي موجود در ناحيه پيشاني است. برعکس سينوس هاي اتموئيدال که در ناحيه نزديک به چشم قرار دارند و نيز سينوس هاي اسفنوئيدال که نزديک به مغز هستند، نياز به جراح مجرب و ماهرتري دارند.آندوسکوپي تشخيصي بيني و سينوس، معاينه دقيق و تمام عيار وضعيت داخل بيني و سينوس ها است. در آندوسکوپي تشخيصي، پزشک به کمک آندوسکوپ، ابتدا کف بيني و آن گاه حفره بيني را بررسي مي کند. در اين ميان مشکلات زير شاخک پايين بيني کاملاً قابل تشخيص خواهد بود. براي مثال در برخي موارد مشاهده شده است شاخک پاييني بيني در قسمت پشتي بسيار متورم است و راه تنفس را مي بندد. در هنگام آندوسکوپي بيني، لوزه سوم را مي توان به طور دقيق و مستقيم مشاهده و ميزان بزرگي و نقش آن را در گرفتگي راه تنفس ارزيابي کرد، سپس از مسير بالاتر در مجاورت شاخک مياني، وضعيت سينوس هايي را که دوردست تر هستند (مانند سينوس اسفنوئيد) بررسي کرد.

همچنين در هر قسمتي از مسير، وضعيت تيغه بيني از نظر وجود انحراف قابل ارزيابي است. برخي از انحراف هاي تيغه بيني در لابه لاي شاخک هاي بيني پنهان شده، که تنها با آندوسکوپ قابل مشاهده است.سومين و مهمترين مسير آندوسکوپي، راهي است که به سوي ساختمان هاي زير شاخک مياني منتهي مي شود. اين قسمت که به اختصار OMC يا استئوماتال ممپلکس (مجموعه گذرگاه هاي سينوسي) ناميده مي شود، مسوول تخليه ترشحات اکثر سينوس ها است؛ يعني سينوس هاي پيشاني، فکي و اتموئيد قدامي همه به اين ناحيه کليدي تخليه مي شوند. بنابراين هر اختلالي در اين ناحيه، مي تواند به درگيري منفرد يا همراه با هم اين سينوس ها منجر شود. در آندوسکوپي تشخيصي، با ارزيابي دقيق ناحيه OMC مي توان تشخيص داد آيا در اين ناحيه ضايعه يي غيرقابل برگشت وجود دارد يا خير؟ براي مثال، وجود ترشحات چرکي نشانه سينوزيت است و به احتمال زياد به درمان طبي پاسخ مي دهد، اما وجود پوليپ هاي وسيع در ناحيه زير شاخک مياني حکايت از آن دارد که بايد از جراحي آندوسکوپي بيني کمک گرفت.
تهيه نانوذرات دارو به روش ترسيب ضد حلال
دکتر کامبيز گيلاني*

يکي از موارد موفق کاربرد نانوذرات توسعه حامل هايي است که قادر به انتقال مقادير زيادي از داروهاي نامحلول در آب به محل تومور هستند. به عنوان مثال، در تهيه فرآوردهAbraxane از نانوذرات آلبومين براي حمل مقادير زيادي از داروي پکليتاکسل به تومورهاي سينه استفاده شده است. بدين ترتيب ديگر نيازي به استفاده از مخلوط حلال به کار رفته در ترکيب فرمولاسيون قبلي اين دارو که سميت آن مي توانست کاربرد اين داروي ضد سرطان قوي را محدود کند، نيست. در نتيجه بيماراني که از اين فرآورده استفاده مي کنند در مقايسه با افرادي که از ساير فرمولاسيون هاي پکليتاکسل استفاده مي کنند، عوارض جانبي کمتري را بروز خواهند داد.محققان دانشگاه تگزاس در شهر آستين براي کمک به توسعه فرمولاسيون هاي مبتني بر نانوذرات از داروهاي نامحلول در آب، به طور منظم يک سري مطالعه را براي تعيين کمي پارامترهاي اصلي موثر در تهيه نانوذرات پايدار که حاوي مقادير زيادي از داروهاي نامحلول در آب باشند، طراحي کردند.«رابرت ويليامز»، سرپرست اين گروه تحقيقاتي، درصدد درک چگونگي افزايش بارگيري داروهاي نامحلول در آب در نانوذرات تهيه شده است. اين گروه تاکنون توانسته اند با تغيير مواد شيميايي مورد استفاده، دما و شرايط اختلاط نانوذراتي را تهيه کنند که تا 86 درصد وزن نهايي آن متشکل از مولکول هاي دارو باشد. نتايج حاصل از اين سري آزمايش ها نشان داد که کاهش سرعت تشکيل نانوذرات تاثير مثبت و زيادي روي ميزان داروي بارگيري شده در نانوذرات حاصله دارد. انرژي اختلاط نيز اثر زيادي روي اين متغير داشته است. افزايش پليمرهاي پايدارکننده نيز علاوه بر تاثيرگذاري روي اين متغير منجر به توليد نانوذرات ريزتر شده اند. شرح کامل آزمايش هاي انجام شده به همراه نتايج مربوطه تحت عنوان مقاله «نانوذرات دارو با استفاده از ترسيب ضد حلال؛ انرژي اختلاط در مقابل اثر پايدارکنندگي سورفکتانت» در مجله Langmuir به چاپ رسيده است.

www.nano.cancer.gov

*استاديار دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه تهران
صرع و جاده
دکتر بابک زماني*

روبه روي من نشسته است و به من مي نگرد. اما چشم هايش هرکدام به سويي متمايلند. روي صندلي هم نمي تواند صاف بنشيند و رفته رفته به سويي متمايل مي شود و اگر او را نگيرند مسلماً خواهد افتاد. آبي از کناره دهانش سرازير است که با لنگ نه چندان تميزي هر دم آن را پاک مي کند. هر که او را ببيند تصور مي کند مست لايعقل است. اما اگرچه مست است اما الکل مصرف نکرده است. اعتراف مي کند داروهاي ضدتشنجي را که برايش تجويز کرده ام دو برابر بيشتر از مقدار توصيه شده خورده است. مي گويم؛ «آخر چرا؟» مي گويد؛ «اگر حين رانندگي تشنج کنم حتماً تصادف مي کنم.» مي گويم؛ «هزار دفعه گفتم رانندگي نکن.» مي گويد؛ «اون که اصلاً حرفش رو نزن.»

اهل بيجار است. با يک کاميون بزرگ بين تهران و بيجار رانندگي مي کند، بار مي برد، مصروع است و روزي چندبار تشنجات خفيف مي کند و هر چند روز يک بار هم تشنج بزرگ. سر درنمي آورم که چگونه تا به حال اتفاقي نيفتاده، کاميون متعلق به خودش است. اما راضي نمي شود آن را به دست راننده ديگري بسپارد. داروها را چند برابر مي خورد تا تشنج نگيرد. نمي تواند به درستي راه برود اما پشت کاميون مي نشيند.

هرگاه خبر حادثه رانندگي يي را مي شنوم که فاجعه يي به بار آورده به ياد راننده بيجاري مي افتم؛ نکند او يا يک نفر شبيه او راننده اتوبوس يا کاميون بوده است.

دو تا سه درصد مردم به «اپي لپسي» مبتلا هستند و از آنجا که به هنگام دادن گواهينامه رانندگي درجه يک براي راندن وسائل نقليه عمومي هيچ غربالگري قابل اعتمادي صورت نمي گيرد بي ترديد دو درصد رانندگان اين گونه وسايل نيز «اپي لپتيک» هستند و اگر اين درصد را در ساعات رانندگي ضرب کنيم عدد ترسناکي به دست مي آيد. در واقع بسياري از تصادفات رانندگي چنان عجيب هستند که احتمال صرع در راننده را قوياً مطرح مي سازند. به عنوان مثال در حادثه يي که چند سال پيش در ولنجک رخ داد و در آن تعداد زيادي کودک کشته شدند بر اساس محاسباتي که صورت گرفت معلوم شد راننده بيش از يک دقيقه وقت براي تصميم گيري داشته و از ميان امکانات فراواني که داشته بد ترين آنها يعني کوبيدن به ديوار را انتخاب کرده بود.

مشکل جاده ها و راننده هاي ما فقط صرع نيست و اين فقط صرع نبوده که باعث شده آمار مرگ ومير جاده يي ما گوي سبقت را از تمام دنيا بربايد. اما اين هم نقيصه يي غيرقابل چشم پوشي است. همانطور که گفته شد در هنگام دادن گواهينامه رانندگي فقط به يک معاينه سطحي کفايت مي شود، حال آنکه تشخيص صرع بسيار دشوار و کتمان آن بسيار راحت تر از آن است که تصور مي شود و در مورد وسائل نقليه عمومي اين تشخيص اهميتش به هيچ وجه کمتر از اهميت آن در خلبانان نيست که با اين دقت مورد غربالگري و تشخيص قرار مي گيرند.

شايد در ماشين هاي سنگين اهميت «اپي لپسي» از خلبان ها هم بيشتر باشد چرا که در هواپيما بالاخره درجاتي از اتوماسيون وجود دارد که در کاميون موجود نيست و در آنجا در واقع، يک تيم پرواز را کنترل مي کنند نه يک فرد، اما نکته جالبي که باز در کلينيک اعصاب جلب نظر مي کند اين است که مشاهده مي کنيم حتي کساني که داوطلب شغل مهمانداري يا حتي کارهاي دفتري روي زمين در سازمان هواپيمايي هستند هم براي بررسي صرع ارجاع مي شوند. اما في المثل هيچ کدام از رانندگان کاميون وزارت راه اعزام نمي شوند. آدم مات مي ماند از يک بام و دو هوايي و اين داستان سر سوزن و دروازه.

در بررسي تصادفات هم امکان «اپي لپسي» تقريباً ناديده گرفته مي شود. هيچ گاه نشنيده ام که کارشناسي در مورد امکان «اپي لپسي» در جريان تصادف نظرخواهي کند يا راننده مقصري از نظر امکان «اپي لپسي» ارجاع شود. از اينها گذشته در اداره راهنمايي و رانندگي ما هيچ مرکز خاصي که متولي اين مساله باشد انديشيده نشده است.

اين مرکز مي تواند بسيار مفيد باشد چرا که مي تواند مستقيماً با مراکز و مطب هاي مغز و اعصاب ارتباط برقرار کند و از آنها بخواهد که به طور مستمر اسامي و مشخصات افراد «اپيلپتيک» را به آنها گزارش و ليستي از کساني که تا ارائه يک گواهي سلامتي -که خود مستلزم معيارهايي انديشيده شده است - نمي توانند رانندگي کنند را تهيه و به مسوولان صدور گواهينامه ابلاغ کند. کنترل جاده هاي پرشاخ و برگي که مملو از ماشين هايي است که هر روزه از کارخانه هاي ما بيرون مي آيند فرهنگ و تکنولوژي بالايي را مي طلبد که به هيچ رو از آن گريزي نيست.

*متخصص مغز و اعصاب
عناوين اين صفحه
جراحي بدون تيغ
از آندوسکوپ نترسيد
تهيه نانوذرات دارو به روش ترسيب ضد حلال
صرع و جاده
بچه هاي اول خانواده باهوش ترند
استروژن تصلب شريان را مي کاهد
ساخت بزرگ ترين ريزپردازنده DNA
اميدي تازه به درمان پارکينسون

بچه هاي اول خانواده باهوش ترند
بي بي سي؛ محققان نروژي طي مطالعه يي دريافتند بچه هاي اول خانواده و همچنين کودکاني که پس از مرگ خواهر يا برادر بزرگ تر جاي فرزند بزرگ خانواده را گرفته اند، ضريب هوشي بالاتري داشته و نمره بهتري در تست هوش مي آورند. اين مطالعه که نتايج آن در نشريه «ساينس» منتشر شده حاصل بررسي بيش از 250 هزار سرباز مذکر در ارتش نروژ است. حاميان اين نظريه استدلال مي کنند که بيشترين توجه پدر و مادر نصيب بزرگ ترين فرزند مي شود چرا که او ابتدا تنها است. اما سايرين ادعا مي کنند که تغييراتي در رحم پيش از تولد روي مي دهد که عامل اين وضع است چرا که مادر در بارداري هاي بعدي ميزان بيشتر و بيشتري پادتن که مي تواند به مغز جنين صدمه بزند توليد مي کند. همزمان کارشناساني هم هستند که ارتباط ميان ترتيب در تولد و ضريب هوشي را انکار مي کنند. به گفته آنها اين تصور غلط ناشي از اين است که به طور تاريخي زوج هايي که ضريب هوشي پايين تري دارند در مقايسه با زوج هايي که ضريب هوشي آنها بالاتر است، فرزندان بيشتري به دنيا مي آورده اند. به گفته محققان هرچند تفاوت هاي هوشي ميان فرزندان يک خانواده در گروه مورد مطالعه کم بوده، اما قابل توجه است. آنها گفتند يافته هاي آنها حاکي از آن است که اين پديده ناشي از تفاوت هاي اجتماعي است نه بيولوژيکي.


استروژن تصلب شريان را مي کاهد
ايرنا؛ طبق مطالعه يي که در امريکا انجام شده است، آغاز درمان با استروژن در اوايل يائسگي خطر ابتلا به بيماري عروق کرونر و شدت اين بيماري را تا سن 65 سالگي کاهش مي دهد. اين مطالعه «بررسي کلسيم عروق کرونر ابتکار سلامت زنان» (WHI-CACS) خوانده مي شود. زناني که در شاخه «ابتکار سلامت زنان» (WHI) اين مطالعه شرکت کرده بودند، تنها استروژن مصرف مي کردند و 50 تا 59 سال سن داشتند. در مطالعه WHI-CACS هيچ داروي ديگري به بيماران داده نشد اما زماني که زنان به متوسط سن 8/64 سال رسيدند يا 4/7 سال پس از آغاز آزمايش WHI، ميزان آهکي شدن عروق کرونر توسط سي تي اسکن هاي فوق سريع اندازه گرفته شد. محققان دريافتند ميزان آهکي شدن عروق کرونر در زناني که در دوران WHI استروژن مصرف کرده بودند کمتر از همسالان آنها در گروهي بود که دارونما مصرف مي کردند. زناني که استروژن مصرف مي کردند 20 تا 30 درصد کمتر احتمال داشت که به آهکي شدن خفيف عروق کرونر مبتلا شوند و احتمال ابتلا به درجه شديد آهکي شدن در آنها 50 درصد کمتر بود.


ساخت بزرگ ترين ريزپردازنده DNA
سلامت نيوز؛ محققان براي نخستين بار در جهان موفق به ساخت ريزپردازنده ژنتيکي براي تشخيص بيماري هاي ارثي شبکيه چشم شدند. به گفته محققان آلماني با کمک اين ريزپردازنده که (Ret-chip) نام دارد، در آينده چنين ناراحتي ها و بيماري هاي ژنتيکي در قالب آزمايش هاي ژنتيکي بهتر تشخيص داده مي شوند. از بيماري هاي ارثي شبکيه چشم مي توان به التهابات شبکيه و تغييرات ارثي لکه زرد شبکيه چشم اشاره کرد. بر اين اساس با کمک اين ريزپردازنده ژنتيکي جديد مي توان ساختارهاي ژنتيکي DNA و ژن هاي مختلف ديگر را همزمان مورد تجزيه و تحليل قرار دارد. اين ريزپردازنده بزرگ ترين ريزپردازنده DNA ساخته شده در جهان براي تشخيص بيماري هاي ارثي انساني است.


اميدي تازه به درمان پارکينسون
مهر؛ نتايج دو تحقيق در خصوص درمان ژنتيکي و استفاده از دارويي جديد، اميدهاي تازه يي را براي درمان بيماري لاعلاج پارکينسون به وجود آورده است. در فرآيند درمان ژنتيکي بيماري پارکينسون، دکتر «مايکل کپليت» و همکارانش از مرکز پزشکي ويل کورنل از يک ويروس براي حمل و انتقال يک ژن جديد به مغز 11 داوطلبي که در مراحل پيشرفته اين بيماري بودند، استفاده کردند. اين روش ژن درماني باعث کاهش قابل ملاحظه علايم اين بيماري پس از مدت چهار سال در اين بيماران شد. در اين خصوص «کپليت» اظهار داشت؛ «نتايجي که از اين درمان به دست آمد مي تواند نه تنها در مورد پارکينسون بلکه در مورد ديگر بيماري هاي نورولوژيکي نيز بسيار اميدوارکننده باشد.» به گفته اين محققان که نتايج تحقيقات خود را در مجله لانست منتشر کرده اند، داوطلبان يک بهبود 27 درصدي را در اين بيماري به ثبت رسانده اند. همچنين نتايج تحقيقات ديگري که توسط دانشمندان بيمارستان دولتي ماساچوست و مدرسه پزشکي هاروارد در مجله ساينس منتشر شده است نشان مي دهد که با استفاده از يک داروي جديد مي توان نورون هاي آسيب ديده از پارکينسون را محافظت کرد. اين دارو مانع فعاليت آنزيمي مي شود که در فرآيند پيري شرکت مي کند. اين آنزيم که SIRT2 نام دارد، بخشي از مجموعه آنزيم هايي است که در فرآيند پيري دخالت مي کنند. به گفته محققان اين حفاظت از نورون ها مانع مرگ سلول و تخريب کامل آن مي شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام