ترجمه؛ کامبيز خالقي

از اواسط ژانويه تا اواسط فوريه آسمان ميزبان فرمانرواي بي چون و چراي خود بود. هرچند اين حاکميت زياد به درازا نينجاميد، ولي حامل تجربياتي بود که ما را براي ميزباني بعدي مهيا مي کرد.
---
اگر در اينترنت به دنبال عکس هاي گرفته شده از دنباله دارهاي بين سال هاي1997 تا 2007 بگرديد، قطعاً متوجه خواهيد شد که بعد از سال 2001 بيشتر عکس ها توسط ابزار ديجيتالي تهيه شده اند. از همين موقع دوربين هاي ديجيتال جديدي موسوم به اس ال آر وارد بازار شدند که مانند دوربين هاي مکانيکي معمولي قابليت تعويض لنز داشتند، ولي با وجود تمام پيشرفت ها همواره يک مورد توجه منجمان آماتور را به خود جلب کرده و آن چيزي نيست جز قيمت هاي سرسام آور که بر آمدن از پس آنها از عهده هر آماتوري بر نمي آمد. ولي رفته رفته با فراگير شدن اين دوربين ها و ابزار ديجيتال، نه تنها از قيمت شان کاست، بلکه ويژگي هاي مورد نياز اين قشر از عکاسان نيز مورد توجه شرکت هاي توليدکننده قرار گرفت، مثلاً عکاسي با نوردهي بلند مدت هرچند با محدوديت باتري روبه رو است ولي امکان پذير است ، يا در دوربين هاي نسل جديد نويز کمتري در عکس ها ايجاد مي شود.
با آغاز قرن بيست و يکم، اين تلاش شکل جديدي به خود گرفت و عکاسان نجومي به خواسته هاي خود نزديک تر مي شدند و دوربين هايي توليد شد که قابليت نصب روي سه پايه را داشتند يا از درون چشمي تلسکوپ عکس مي گرفتند. با ايجاد اين قابليت ها عکس هايي که با ميدان ديد باز و از انبوه ستارگان گرفته مي شد، از چرخه اعتبار خارج شد. عکاسان زيرک به فکر عکاسي از مناظر اعماق آسمان افتادند و با انطباق عکس ها با کامپيوتر و با نوردهي هاي متفاوت، مناظر بديعي را خلق کردند. نکته جالب اين نوع عکاسي امکان استفاده از نوردهي هاي کوتاه مدت بود که نياز منجمان به استفاده از موتور هاي ردياب دقيق و همراهي دستي موتور در حين عکاسي را بر طرف مي کرد و از کيفيت عکس هم نمي کاست.
در مورد دنباله دارها نيز بايد گفت که تنها تعداد محدودي از آنها به درجه يي از روشنايي مي رسند که با چشمان غير مسلح رويت شوند. مثلاً در فاصله بين آخرين درخشش هيل باپ تا ظهور مک نات هيچ دنباله داري آن قدر پرنور نشد که توجه اذهان عمومي را به خود جلب کند يا در صدر اخبار قرار بگيرد. اما در اين بين دنباله دارهاي کم فروغي مانند لي نيير، نيت، ماخولز و سوآن آسمان را جولانگاه خويش قرار دادند تا فرصتي باشد که منجمان عصر ديجيتال به آزمايش ابزار خود روي اين پديده ها بپردازند که خوشبختانه نتايج شايان توجهي داشته است.
طرفداران سي سي دي دريافتند که مي توانند از روشي مشابه آنچه براي عکاسي اعماق آسمان استفاده مي کردند بهره بجويند، يعني با گرفتن تعداد زيادي عکس از يک منظره قادر به آشکار کردن ستاره هاي پس زمينه، آن هم به صورت نقطه يي باشند. اين در حالي است که امکان اديت روي هر فريم هم وجود دارد و مثلاً مي توان از تصاوير کدر يا مات صرف نظر کرد. همچنين افرادي مثل ريچارد بنيون از کاليفرنيا يا برنارد هابل از استراليا با استفاده از نرم افزارهاي خاص، روش هاي ديگري را براي ثابت نگاه داشتن اجرام ايجاد کرده اند که بعضي از اين نرم افزار ها به شرح زيرند.
MaxIm DL www.cyanogen.com
CCD soft www.bisque.com
CCDStack www.ccdware.com
آنان با استفاده از اين برنامه ها دو عکس از يک منظره را بر هم منطبق و نقطه اصلي اين انطباق را دنباله دار تعيين مي کردند و به تبع آنها ديگر اجرام پس زمينه هم روي يکديگر افتاده و منطبق مي شوند. از ديگر برنامه هايي که اين قابليت را در اختيار کاربر مي گذارد فتوشاپ است که مي توان با جدا کردن دنباله دار از يک عکس آن را روي عکس ديگري چسباند و با «لايتن بلند» واقع در بالاي نوار ابزار آن را واقعي تر جلوه داد.
از CCD تا CMOS
در دوراني که منجمان مشغول استفاده از ابزار جديد و خارق العاده خود بودند، سنسورهاي جديدي وارد بازار شدند که مکمل اکسيد فلز نيمه هادي يا به اختصار سي موس نام گذاري شدند. اين آشکارساز ها به مراتب ارزان تر از مشابه هاي قبلي خود بودند، ولي وقتي در سال هاي 1990 عرضه شدند، حساسيت بسيار پايين و نويز بالا داشتند و بنا بر اين به سرعت از چرخه توليد خارج شدند. با پيشرفت صنعت و ادامه آن پروژه در حد تحقيقات، سازندگان اين اشاره گرها بر آن شدند تا از فاز دوم طرح پرده برداري کنند. اين اتفاق انقلاب دوباره يي را در سال 2004 باعث شد و جمع زيادي از عکاسان را شيفته خود ساخت و تنزل شديد قيمت ها را نيز باعث شد. آرايش پيکسل ها به سرعت منظم شد و اين روند تاکنون ادامه داشت. بزرگترين تفاوت ايجاد شده براي منجمان آماتور ابعاد جديد سنسورهاي اس ال آر بود که مي توانست تا اندازه حلقه فيلم هاي معمولي و35 ميليمتري بزرگ و دقيق باشد و همچنين به ثبت رنگ هاي واقعي ستارگان در طول موج هاي مختلف بپردازد.
و اما مک نات
تمام اين پيشرفت ها تنها زماني توانايي عرض اندام داشت که عکاسي از يک جرم کم نور يا يک دنباله دار کم فروغ عکس قرار مي گرفت. ولي با ظهور مک نات تنها چيزهايي که براي يک عکس مورد نياز بود آسمان تاريک، ميدان ديد باز، سه پايه و يک منظره بکر و دست نخورده بودند. در اواسط ژانويه که اين پديده به روزهاي اوج خود نزديک مي شد و هر روز در افق غربي به خورشيد نزديک تر مي شد، فرصتي پديد آمد تا دوربين ها و عکاس ها قابليت هاي خود را به معرض نمايش بگذارند و اين زماني بود که همه فهميدند دوربين هاي مکانيکي با حفظ قابليت هاي خود نبايد به طور کامل کنار بروند. آري، با ظهور مک نات اولين دنباله دار عصر ديجيتال هم درخشيد و به اعماق سامانه خورشيدي ما برگشت و فرصت مناسبي ايجاد کرد تا هر کس آموزه هاي خويش را به ورطه عمل بکشاند.
Sky&Telescope,Jun.2007