محمد شيرواني

داستان گروه مستندساز ايراني که اخيراً در يک سلسله برنامه فرهنگي در امريکا شرکت کردند بسيار شبيه دردسري است که اين روزها گريبانگير مايکل مور مستند ساز امريکايي شده است.مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي اي ميلي به مدير برنامه مايکل مور مي زند و او را براي اولين فستيوال بين المللي مستند تهران دعوت مي کند. خبر داغ آمدن مايکل مور به ايران هنوز سرد نشده که مور از امريکا تکذيب مي کند.جمهوريخواه ها از اين فرصت استفاده مي کنند تا مايکل مور را وطن فروش معرفي کرده و بدين شکل برگ برنده يي را مقابل دموکرات ها رو کنند. مايکل مور بيچاره از همه جا بي خبر مي گويد که اين جمهوريخواه ها هستند که با ساختن اخبار قلابي مي خواهند تا به او و فيلم جديدش که به تازگي اکران شده لطمه بزنند.خيلي ساده و با مزه. اي ميل کارمند آقاي آفريده در ميدان شهيد قندي تهران ،دو حزب قدرتمند امريکايي را به جان هم مي اندازد تا نسبت به يکديگر دچار توهم توطئه شوند.
50 سال است که يک موسسه امريکايي تحت عنوان گفت وگوي فرهنگ ها از سراسر دنيا آدم هايي را دعوت مي کند و متناسب با تخصص شان سلسله برنامه يي بيست و يک روزه در چند ايالت امريکا براي ميهمانانش در نظر مي گيرد.170 نفر ايراني تا پايان سال در قالب گروه هاي 15 نفره براي شرکت در اين برنامه به امريکا اعزام خواهند شد.70 نفر پزشک، مددجو، زلزله شناس، نقاش و مستندساز تا به حال در اين برنامه شرکت کرده اند.
توطئه از آنجا آغاز شد که اين خانم کاندوليزا رايس سر خود تصميم گرفت تا از نمايشگاه نقاشان ايراني ديدن و هنر ايراني(گويا او نيز پذيرفته که هنر نزد ايرانيان است و بس،)را ستايش کند. اما اين خانم فکر نکرد که آمدنش به نمايشگاه نقاشان ايراني چه تبعاتي براي گروه 14 نفري مستندساز که شال و کلاه سفر کرده اند خواهد داشت. عده يي در امريکا مي گفتند که رايس با اين کار مي خواسته تا يک قدم به سوي جمهوري اسلامي بردارد، عده يي ديگر معتقد بودند که اين حرکتش دهن کجي به ديک چني بوده و ديگراني مي گفتند که امريکا وزارت فرهنگ ندارد و امور هنري به وزارت امور خارجه محول شده.
انتظار داشتيم که بعد از اين اتفاق وزارت فرهنگ، ما را براي ارشاد کردن فرا بخواند و درست بود انتظارمان، در 2 مرحله، ابتدا حراست و بار ديگر معاونت سينمايي. اولي انفرادي و دومي گروهي. اولي با هدف منع از سفر و دومي با هدف عذرخواهي از برخورد حراستي با چنين موضوعي و توصيه پدرانه درباره احتمال تکرار حضور امثال رايس.هر دو نشست ها همراه با رفتاري محترمانه.کافي است که پدر ها نگران فرزندان شان شوند ديگر هيچ توضيحي از سوي فرزندان کارساز نيست، خيابان خطرناک است و پدر فرزندانش را در عبور از خيابان منع مي کند اما بعضي از فرزندان نافرماني مي کنند و با احتياط از خيابان پر خطر عبور مي کنند.اين روزها ارشاد با فشارهايي که از همه طرف تحمل مي کند طبيعي است که محافظه کار تر از هميشه عمل کند. به همين دليل تنها نهادي است که نگران مي شود. نگران بازديد فيلمسازان ايراني از کمپاني هاي هاليوودي، بازديد از مهمترين نمايشگاه تازه ترين تجهيزات سينمايي، بازديد از مهمترين تلويزيون هاي بين المللي، برگزاري کنفرانس هاي معرفي سينماي ايران، تبادل تجربيات بين فيلمسازان ايراني و امريکايي، بازديد از دانشکده هاي سينمايي، تصحيح برداشت هاي غلط فرهنگي، حضور در چند فستيوال معتبر جهاني...خارج از فروتني بايد بگويم شخص من که تنها 4 فيلم مستند ساخته ام و بيشتر فيلم هايم داستاني است، مستحق شرکت در اين برنامه نبودم درحالي که جاي بسياري از فيلمسازان مستند ايران در ليست انتخابي اين موسسه خالي بود. اما با اين حال به نظر مي رسيد که آنها علاقه مند شدند تا فيلمسازان ديگري از کشورمان را در برنامه هاي آتي شان دعوت کنند.مرتضي رزاق کريمي، فرشاد فرشته حکمت،
رضا بهرامي نژاد، مهدي کرم پور، محمود رحماني،... از اين سفر انصراف دادند و محمد جعفري، ناصر صفاريان، محمودرضاثاني، محمد احساني، مرضيه وفامهر، سودابه مجاوري، آذر محرابي، حسين دهباشي و خودم در اين برنامه شرکت کرديم.