شنبه، 23 تير 1386 - شماره 1441
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
دهمين دوره اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان سينما و تلويزيون
شبي که پروين با مشايخي آمد

گروه فرهنگي، ساسان گلفر؛ حضور همزمان چهره هايي چون بهرام بيضايي، مهران مديري، علي پروين، سيف الله داد، محمد اصفهاني، مسعود ده نمکي و حشمت مهاجراني در زير يک سقف و به روي صحنه رفتن همه آنها در يک شب بيشتر به حقه هاي سينمايي شبيه است. فقط جادوي سينما توانايي گردهم آوردن چنين جمع اضدادي را دارد.

در مراسم دهمين جشن سينمايي ، تلويزيوني دنياي تصوير که پنجشنبه شب در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد،ترکيبي ازهنرمندان، ورزشکاران، خبرنگاران و علاقه مندان به سينما به تماشاي اهداي تنديس حافظ به برگزيدگان سينما و تلويزيون ايران نشستند که هيات داوراني مرکب از نويسندگان اين ماهنامه از ميان فيلم هاي بلند سينمايي و برنامه ها و مجموعه هاي تلويزيوني به نمايش درآمده در فاصله فروردين تا اسفند 1385 برگزيده بودند.

مراسم با خطابه مارکوس آنتونيوس از نمايشنامه «جوليوس سزار» شکسپير که توسط داريوش ارجمند و خطاب به «شهروندان شريف رم» خوانده و اجرا شد، آغازي غافلگيرکننده داشت و حضور چهره هاي متعدد و متنوع روي صحنه حاشيه هاي فراواني پديد آورد. مسعود ده نمکي کارگردان «اخراجي ها» هنگام اهداي جايزه بهترين بازيگر مرد به بيژن امکانيان در اشاره به جنجالي که ماه گذشته در جريان جلسه پرسش و پاسخ فيلم او پديد آمد و اتفاقاً يکي از اعضاي هيات داوران مجري آن جلسه بود «از پيشکسوتان هنر بابت عصبانيت آن شب» معذرت خواهي کرد. مهران مديري که جايزه بهترين ترانه را براي سريال «باغ مظفر» دريافت کرد، گفت؛ «در جايي که دکتر محمد اصفهاني هست من غلط مي کنم خوانندگي کنم،» و البته بلافاصله بعد از آن به اصرار علي معلم مدير و مجري مراسم ، ترانه سريال «شب هاي برره» را با لب زدن اجرا کرد و سرانجام قطعه يي را با همراهي تار و پيانو به صورت زنده اجرا کرد.بهرام بيضايي هنگام اهداي جايزه بهترين کارگرداني به سامان مقدم کارگردان «کافه ستاره» بعد از آنکه از طرف سيف الله داد به روي صحنه دعوت شد،گفت؛ «مرا براي اين انتخاب کرده اند که فيلم نمي سازم» و وقتي جايزه ويژه دهمين سال جشن دنياي تصوير را از دست محمد رحمانيان دريافت کرد از سيف الله داد به خاطر آنکه تنها فيلم هفده سال اخيرش را در زمان معاونت سينمايي او ساخته، تشکر کرد و گفت؛ «نمي خواهم براي فيلم هاي نساخته ام سوگواري کنم اما بخش بزرگي از تاسف من براي اين است که تجربه هاي زيادي را نتوانستم به دست بياورم و هر تجربه يي که لازم بود دير به دست ما رسيد. محمدعلي کشاورز روي صحنه نرفت و اعلام کرد اعتقادي به جايزه دادن و گرفتن ندارد و اندکي بعد محمدرضا شريفي نيا از جانب او درخواست کرد که از سال آ ينده جوايزي براي تئاتر هم در اين مراسم در نظر گرفته شود.برندگان اصلي اين مراسم دو فيلم «خون بازي» و «ازدواج به سبک ايراني» هر کدام با چهار جايزه بودند.

جايزه بهترين فيلم به «خون بازي» رسيد و سامان مقدم براي کارگرداني «کافه ستاره» بهترين کارگردان شد و پرويز شهبازي براي نوشتن فيلمنامه «به آهستگي» جايزه بهترين فيلمنامه را گرفت.

دو جايزه براي بهترين بازيگران زن به رويا تيموريان (کافه ستاره) و

فاطمه گودرزي (ازدواج به سبک ايراني) تعلق گرفت و بيژن امکانيان (تقاطع) و داريوش ارجمند (ازدواج به سبک ايراني) دو جايزه بهترين بازيگر مرد را دريافت کردند. محمود کلاري براي فيلمبرداري «خون بازي»، محمدرضا موئيني براي تدوين «کافه ستاره»، مجيد ميرفخرايي براي طراحي صحنه«ازدواج به سبک ايراني» و دکتر محمد سرير براي موسيقي همين فيلم و مهرداد کياني چهره پرداز و محمدرضا دلپاک صدابردار«خون بازي» نيز جايزه گرفتند. فرهاد ورهرام براي فيلم «گذر شهر بر آب» جايزه بهترين سينماگر در عرصه مستند، کوتاه و انيميشن را دريافت کرد، رضا شفيعي جم بهترين بازيگر مرد کمدي براي سريال «باغ مظفر» ، الهام حميدي بهترين بازيگر زن درام براي سريال «زير تيغ» و حسن پورشيرازي بهترين بازيگر مردم درام براي سريال «نرگس» شد.

جابر قاسمعلي براي فيلمنامه مجموعه تلويزيوني «راه شب» و محمدرضا هنرمند براي کارگرداني سريال «زيرتيغ» جايزه گرفتند و «نرگس» به تهيه کنندگي ايرج محمدي و مهران مهام به عنوان بهترين مجموعه تلويزيوني شناخته شد.

تنديس حافظ جايزه يک عمر فعاليت هنري به جمشيد مشايخي، جايزه ويژه دهمين سال جشن به بهرام بيضايي، جايزه يک عمر فعاليت پربار نوشتاري در حوزه ادبيات سينمايي به جمال اميد و جايزه ويژه هيات داوران به زنده ياد رسول ملاقلي پور اهدا شد.

شون پن در نسخه انگليسي
جنجال هاي «پرسپوليس»ادامه دارد
گروه فرهنگي؛ جنجال هاي انيميشن «پرسپوليس» ادامه دارد.
بعد از آنکه جشنواره کن اين انيميشن را مورد توجه قرار داد، اکران آن نيز در فرانسه به واسطه گفت وگوها و حاشيه هاي پيش آمده درباره آن با موفقيت نسبي مالي همراه شد و حالا خبر مي رسد که براي اکران در امريکا قرار است شون پن بازيگر معروف در نقش پدر دختر اصلي داستان صحبت کند. اين اولين باري است که اين بازيگر اسکار در يک فيلم انيميشن حرف مي زند.
کاترين دونو نيز که در نسخه فرانسوي زبان اين انيميشن به جاي مادر شخصيت اصلي حرف زده بود، در نسخه انگليسي نيز همين نقش را عهده دار خواهد بود. همچنين قرار است در نسخه انگليسي ، ايگي پاپ بازيگر و خواننده امريکايي به جاي شخصيت عموي دختر جوان و جينارولندز در نقش مادربزرگ شخصيت اصلي حرف بزنند.
اکران «پرسپوليس» در امريکا براي ماه هاي پاياني سال 2007 برنامه ريزي شده است.
«پرسپوليس» نخستين تجربه مرجان ساتراپي کارگردان فيلمساز ايراني تبار و ونسان پارانوي فرانسوي است که بر مبناي کتابي به همين اسم اقتباس شده است.
واکنش هاي انتقادي به کنسرت محمدرضا لطفي
مشکاتيان؛ قابل باور نبود
گروه فرهنگي؛ کنسرت محمدرضا لطفي نوازنده برجسته تار ايران که هفته گذشته به مدت سه شب در مجموعه فرهنگي- تاريخي کاخ نياوران برگزار شد، واکنش هاي متفاوتي را به دنبال داشت.برخلاف استقبال روزهاي اول، بازتاب هاي مختلف اين کنسرت در محافل هنري و رسانه يي در روزهاي اخير نشان از آن دارد که اجراي اخير او توقعات را برآورده نکرده است.يکي از منتقدان پرويز مشکاتيان آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور بود که اتفاقاً در شب اول اجرا هم حضور داشت. او روز گذشته درباره کنسرت لطفي به فارس گفت؛ « من بهترين کار لطفي را در ابوعطا مي دانم، آن هم ابوعطايي که در سفارت آلمان با شجريان اجرا کرد. شجريان بعد از آن، آواز زيباتر دارد اما لطفي کار باشکوه تر از آن ندارد.» مشکاتيان با تاکيد بر بزرگي و اهميت لطفي در موسيقي ايراني طي چند دهه گذشته تصريح کرد؛« اگر آن شب لطفي را در اندازه همين ابوعطا هم مي ديدم باز هم برايم پذيرفتني بود اما متاسفانه خيلي بدتر بود. فکر کردم که خواب مي بينم. هنوز برايم جا نيفتاده که چه اتفاقي براي لطفي افتاده بود و چرا چنين شد.»

وي ادامه داد؛ «در شب کنسرت برخي بلند شدند و رفتند و اين براي يک هنرمند آن هم در سطح لطفي فاجعه است.»
بازي چارليز ترون در نخستين فيلم فيلمنامه نويس «بابل»
گي يرمو آرياگا کارگردان مي شود
بازيگر برنده اسکار در فيلم «دشت سوزان» و نخستين تجربه کارگرداني گي يرمو آرياگا فيلمنامه نويس فيلم «بابل» نقش آفريني مي کند. به گزارش مهر آرياگا به ورايتي گفت؛ پس از 11 سال فيلمنامه نويسي وقت آن رسيده خودش يکي از فيلمنامه هايش را کارگرداني کند.

«دشت سوزان» نيز مانند فيلمنامه هاي قبلي او شامل داستان هايي است که به لحاظ مضموني با هم ارتباط دارند.فيلمنامه نويس 49 ساله مکزيکي در اين باره گفت؛ «اين فيلمنامه شامل چند داستان عاشقانه است که در زمان ها و مکان هاي مختلف روي مي دهند و شخصيت ها مي کوشند قدرت شفابخش عشق، بخشش و رستگاري را پيدا کنند.» چارليز ترون در نقش سيلويا ظاهر مي شود که پس از پشت سر گذاشتن دوران کودکي پرآشوب مي کوشد زمينه هايي مشترک با پدر و مادر خود پيدا کند.آرياگا بيشتر به خاطر همکاري طولاني خود با الخاندرو گونزالز ايناريتو، کارگردان فيلم هاي «عشق سگي»، «21 گرم» و «بابل» شهرت دارد و ضمناً فيلمنامه «سه تشييع جنازه ملکيادس استرادا» به کارگرداني تامي لي جونز را هم نوشته است. آرياگا سابقه کارگرداني فيلم تلويزيوني و مستند را دارد و کار در حرفه نمايش را در دوران نوجواني با کارگرداني نمايش آغاز کرد.والتر پارکز يکي از تهيه کنندگان «دشت سوزان» گفت؛ «نوع روايت قصه در اين فيلم کاملاً شبيه ديگر آثار گي يرمو است. او به خلق شيوه يي جديد در قصه گويي کمک کرد و در اين فيلمنامه اين مساله را به سطحي جديد رسانده است.» فيلمبرداري اين پروژه که با هزينه يي حدود 20 ميليون دلار ساخته مي شود، از نوامبر امسال آغاز خواهد شد و ترون يکي از مديران توليد فيلم است.
مصائب سفر
محمد شيرواني

داستان گروه مستندساز ايراني که اخيراً در يک سلسله برنامه فرهنگي در امريکا شرکت کردند بسيار شبيه دردسري است که اين روزها گريبانگير مايکل مور مستند ساز امريکايي شده است.مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي اي ميلي به مدير برنامه مايکل مور مي زند و او را براي اولين فستيوال بين المللي مستند تهران دعوت مي کند. خبر داغ آمدن مايکل مور به ايران هنوز سرد نشده که مور از امريکا تکذيب مي کند.جمهوريخواه ها از اين فرصت استفاده مي کنند تا مايکل مور را وطن فروش معرفي کرده و بدين شکل برگ برنده يي را مقابل دموکرات ها رو کنند. مايکل مور بيچاره از همه جا بي خبر مي گويد که اين جمهوريخواه ها هستند که با ساختن اخبار قلابي مي خواهند تا به او و فيلم جديدش که به تازگي اکران شده لطمه بزنند.خيلي ساده و با مزه. اي ميل کارمند آقاي آفريده در ميدان شهيد قندي تهران ،دو حزب قدرتمند امريکايي را به جان هم مي اندازد تا نسبت به يکديگر دچار توهم توطئه شوند.

50 سال است که يک موسسه امريکايي تحت عنوان گفت وگوي فرهنگ ها از سراسر دنيا آدم هايي را دعوت مي کند و متناسب با تخصص شان سلسله برنامه يي بيست و يک روزه در چند ايالت امريکا براي ميهمانانش در نظر مي گيرد.170 نفر ايراني تا پايان سال در قالب گروه هاي 15 نفره براي شرکت در اين برنامه به امريکا اعزام خواهند شد.70 نفر پزشک، مددجو، زلزله شناس، نقاش و مستندساز تا به حال در اين برنامه شرکت کرده اند.

توطئه از آنجا آغاز شد که اين خانم کاندوليزا رايس سر خود تصميم گرفت تا از نمايشگاه نقاشان ايراني ديدن و هنر ايراني(گويا او نيز پذيرفته که هنر نزد ايرانيان است و بس،)را ستايش کند. اما اين خانم فکر نکرد که آمدنش به نمايشگاه نقاشان ايراني چه تبعاتي براي گروه 14 نفري مستندساز که شال و کلاه سفر کرده اند خواهد داشت. عده يي در امريکا مي گفتند که رايس با اين کار مي خواسته تا يک قدم به سوي جمهوري اسلامي بردارد، عده يي ديگر معتقد بودند که اين حرکتش دهن کجي به ديک چني بوده و ديگراني مي گفتند که امريکا وزارت فرهنگ ندارد و امور هنري به وزارت امور خارجه محول شده.

انتظار داشتيم که بعد از اين اتفاق وزارت فرهنگ، ما را براي ارشاد کردن فرا بخواند و درست بود انتظارمان، در 2 مرحله، ابتدا حراست و بار ديگر معاونت سينمايي. اولي انفرادي و دومي گروهي. اولي با هدف منع از سفر و دومي با هدف عذرخواهي از برخورد حراستي با چنين موضوعي و توصيه پدرانه درباره احتمال تکرار حضور امثال رايس.هر دو نشست ها همراه با رفتاري محترمانه.کافي است که پدر ها نگران فرزندان شان شوند ديگر هيچ توضيحي از سوي فرزندان کارساز نيست، خيابان خطرناک است و پدر فرزندانش را در عبور از خيابان منع مي کند اما بعضي از فرزندان نافرماني مي کنند و با احتياط از خيابان پر خطر عبور مي کنند.اين روزها ارشاد با فشارهايي که از همه طرف تحمل مي کند طبيعي است که محافظه کار تر از هميشه عمل کند. به همين دليل تنها نهادي است که نگران مي شود. نگران بازديد فيلمسازان ايراني از کمپاني هاي هاليوودي، بازديد از مهمترين نمايشگاه تازه ترين تجهيزات سينمايي، بازديد از مهمترين تلويزيون هاي بين المللي، برگزاري کنفرانس هاي معرفي سينماي ايران، تبادل تجربيات بين فيلمسازان ايراني و امريکايي، بازديد از دانشکده هاي سينمايي، تصحيح برداشت هاي غلط فرهنگي، حضور در چند فستيوال معتبر جهاني...خارج از فروتني بايد بگويم شخص من که تنها 4 فيلم مستند ساخته ام و بيشتر فيلم هايم داستاني است، مستحق شرکت در اين برنامه نبودم درحالي که جاي بسياري از فيلمسازان مستند ايران در ليست انتخابي اين موسسه خالي بود. اما با اين حال به نظر مي رسيد که آنها علاقه مند شدند تا فيلمسازان ديگري از کشورمان را در برنامه هاي آتي شان دعوت کنند.مرتضي رزاق کريمي، فرشاد فرشته حکمت،

رضا بهرامي نژاد، مهدي کرم پور، محمود رحماني،... از اين سفر انصراف دادند و محمد جعفري، ناصر صفاريان، محمودرضاثاني، محمد احساني، مرضيه وفامهر، سودابه مجاوري، آذر محرابي، حسين دهباشي و خودم در اين برنامه شرکت کرديم.
عناوين اين صفحه
شبي که پروين با مشايخي آمد
جنجال هاي «پرسپوليس»ادامه دارد
مشکاتيان؛ قابل باور نبود
گي يرمو آرياگا کارگردان مي شود
مصائب سفر
پيدا و پنهان
جايي دور از گريه و فرياد
پليسي از نوعي ديگر
انصراف نشر ني از فروش کتاب به ارشاد
آقايان جدا، خانم ها سوا
تقصير از ما نيست
شب ادبيات ارمني برپا مي شود

پيدا و پنهان

اسانلو در زندان اوين است ؛ مدير کل زندان هاي استان تهران از حضور و سلامت منصور اسانلو در زندان اوين خبر داد. سهراب سليماني در گفت و گو با ايسنا اظهار داشت؛ اسانلو در زندان اوين به سر مي برد و حالش خوب است.

پيش از اين پرويز خورشيد، وکيل مدافع منصور اسانلو از بازداشت موکلش توسط اشخاص ناشناس خبر داده بود. خورشيد در اين باره به ايسنا گفت؛ مراجع قضايي شعبه امنيت دادگاه انقلاب و دادستاني تهران از بازداشت موکلم اظهار بي اطلاعي کردند و خانواده وي نيز از او خبري ندارند. منصور اسانلو از متهمان پرونده تجمع شرکت واحد، از سوي شعبه 14 دادگاه انقلاب به اتهام اقدام عليه امنيت ملي به چهار سال حبس و به اتهام تبليغ عليه نظام به يک سال حبس محکوم شده است.

تندروي صادق؛ در حالي که سايت «رجانيوز» و برخي ديگر از خبرگزاري هاي نزديک به دولت از امضاي تومار خلع لباس خاتمي توسط بيش از 5 هزار نفر از طلاب حوزه علميه قم خبر داده بودند هفته نامه «يالثارات الحسين» يکي از رسانه هاي افراطي جناح اصولگرا از 500 امضا در اين تومار خبر داد. «يالثارات» تصوير اين تومار را به چاپ رسانده است.

مقايسه هوايي خاتمي و احمدي نژاد؛ سايت رجانيوز براي نشان دادن ميزان سفرهاي ديپلماتيک احمدي نژاد تعداد ساعات سفرهاي هوايي وي را 2450 ساعت اعلام کرد در حالي که ساعات سفرهاي خاتمي در دو سال اول را 240 ساعت عنوان کرد. سايت رجانيوز اعلام نکرد چند ساعت از اين پروازها به سفرهاي استاني اختصاص دارد.

خواهر رئيس جمهور در بنگلادش؛ شنيديم پروين احمدي نژاد عضو شوراي شهر تهران روزهاي 16 و 17 تيرماه در کلاس هاي آموزش زبان فارسي رايزني فرهنگي ايران در بنگلادش حضور يافت.

ائتلاف قاليباف با محسن رضايي؛ گفته مي شود در انتخابات مجلس هشتم محسن رضايي با محمدباقر قاليباف ائتلاف خواهد کرد.

حسني ضرغامي را بيرون کرد؛ سايت خبري قدس از اروميه گزارش کرد که آيت الله حسني امام جمعه اروميه عزت الله ضرغامي و مدير شبکه استاني اروميه را از منزلش بيرون کرد. گفته مي شود عزت الله ضرغامي چند روز قبل همراه با مدير استاني صدا و سيما به منزل آيت الله حسني مراجعت کرده، اما با واکنش تند وي مواجه شده است. ظاهراً در اين جلسه آيت الله حسني از آنچه «روند تخريب رئيس جمهور» ناميده و «برنامه هاي مبتذل صدا و سيما» ابراز نارضايتي کرده و زماني که با سکوت ضرغامي در مقابل سوالاتش مواجه شده خطاب به وي گفته؛ «از منزل من بيرون برويد.»



بهرام بيضايي
جايي دور از گريه و فرياد
مهدي ميرمحمدي؛ تنها کافي است نام بيضايي در جايي از يک خبر آمده باشد تا خبر به شکلي گسترده در مطبوعات منعکس شود. تنها کافي است اشاره کند که تصميم گرفته فيلمي بسازد، کتابي چاپ کند يا نمايشي روي صحنه ببرد تا خبر اين تصميم به شکل گسترده بازتاب داده شود و حتي فيلم و نمايش ساخته نشده مورد تحليل قرار بگيرد و اتفاقاً به همين خاطر است که مي گويم در اين سال ها کمتر از بيضايي سخن گفته ايم هرچند در اين روزها حتي از کنار روز تولد او هم به سادگي نمي گذريم ولي با همه اينها مدام از تجربيات او دور مي شويم. کمتر آثار او و بيشتر اخبار در ارتباط با او را مي خوانيم. در نتيجه اين نخواندن است که علاقه مندان و منتقدانش در حاشيه ها در مقابل يکديگر ايستاده اند و بيش از آثارش به خودش مي پردازند که براي مثال چرا پيش از شروع نمايش «مجلس شبيه در ذکر......» روي صحنه حاضر و رخ نشان مي داده. و در مقابل عده يي ديگر چنان به مديحه سرايي مي پردازند که انگار بيضايي خود توان ايستادن ندارد و حالا محتاج کمک است غافل از اينکه بيضايي نويسنده «مرگ يزدگرد» است. او «ندبه» را نوشته، «باشو غريبه کوچک» را ساخته، «دونده» را تدوين کرده ، کتاب «نمايش در ايران» را گردآوري کرده و براي ايستادن بر بلنداي فرهنگ ايراني به چوب زير بغل نياز ندارد، اما خود بيضايي چيز ديگري مي گويد و در حالي که عده يي براي فيلم نساختن بيضايي غم نامه مي نويسند و عده يي ديگر فرياد سر داده و او را متهم به عدم درک شرايط مي کنند. او به هنگام دريافت تنديس ويژه دهمين جشن دنياي تصوير مي گويد؛ «دلم نمي خواهد حتي يک سر سوزن براي فيلم هايي که نساخته ام سوگواري به راه بيندازم.» و ما هم در ادامه گفته خود او مي گوييم اين درست که بيضايي سال ها ي زيادي از صحنه دور مانده، اين درست که مي توانست چندين عنوان فيلم ديگر هم در کارنامه فيلمسازي اش داشته باشد، اما فراموش نکنيم که او همين حالا هم کارنامه پرباري دارد. جايي نياز است به دور از گريه و فرياد تا بار ديگر به خواندن آثار بيضايي بنشينيم. هنوز هم مي توان از او آموخت، از آسيب هاي آثارش گفت. هنوز هم مي توان در مقابل «مرگ يزدگرد» و «ندبه» حيرت زده شد. هنوز هم مي توان گفت؛« آواز، نه آوازه خوان».


کتاب «رمان پليسي»
پليسي از نوعي ديگر
علي شروقي؛ پيشنهاد امروزمان خواندن کتاب «رمان پليسي» است. «رمان پليسي» نام کتابي کم حجم از «ايمره کرتس» نويسنده مجارستاني و برنده جايزه نوبل ادبيات است. اين رمان، البته برخلاف نامش، آن قدرها هم پليسي نيست. «کرتس» در اين رمان از ژانر پليسي براي مطرح کردن دغدغه هاي بشري و تصوير کردن انسان هايي گرفتار در نظام توتاليتر استفاده کرده است. ترس تعقيب و حس ناامني تا پايان بر فضاي اين رمان حاکم است. ماجرا در کشوري خيالي در امريکاي جنوبي مي گذرد. راوي، يک مامور پليس است به نام «مارتنس» که از بخش جنايي به پليس امنيتي منتقل شده است. پليس امنيتي به يک پدر و پسر مشکوک مي شود و آنها را به اتهام شرکت در يک توطئه دستگير مي کند. اتهام، اتهامي است بي ربط که موقعيتي طنز آميز و در عين حال هولناک را در رمان به وجود مي آورد هرچند طنز آن، طنز چندان آشکاري نيست و بيشتر حاصل موقعيت و فرجام مضحک و غيرانساني شخصيت هاي آن است. آن طور که از مقدمه کتاب بر مي آيد، کرتس اين رمان را به توصيه ناشر و در زماني اندک ساخته و پرداخته است.

به قول خودش اين داستان را «مثل شعبده بازها ناگهان از کلاه»اش درآورده است. «رمان پليسي» با ترجمه «گلبرگ برزين» و توسط «نشر بازتاب نگار» منتشر شده است.


انصراف نشر ني از فروش کتاب به ارشاد
گروه فرهنگي؛ جعفر همايي مدير نشرني و يکي از اعضاي هيات مديره اتحاديه ناشران، طي نامه يي به معاونت فرهنگي وزير ارشاد، انصراف خود را از فروش کتاب هاي اين نشر به وزارتخانه مذکور اعلام کرد. وي در اين نامه آورده است؛«ضمن آنکه بسيار مشتاقم کتاب هاي موسسه ام به کتابخانه ها برود و از وجه فروش آن نيز بي نياز نيستم، اما به دليل اينکه رويه خريد کتاب را ناعادلانه و شبهه ناک مي بينم، انصراف خود را از اين فروش اعلام مي دارم تا زماني که هيات خريد کتاب با اتخاذ رويه يي نسبتاً عادلانه و منطبق با شعار عدالت خواهي دولت، اين شبهه را مرتفع سازد.همايي در بخشي ديگر از نامه اش خطاب به معاون فرهنگي وزير ارشاد آورده است، شما را مخاطب نامه قرار داده ام تنها از اين رو که خريد کتاب، ذيل معاونت فرهنگي که مسووليت اداري جناب عالي است انجام مي شود. بنابراين تقدم، بر رويه تصميم گيري هيات خريد کتاب است نه شخص شما. نگاهي به فهرست 70 صفحه يي خريد کتاب منتشر شده در سايت ايبنا که حدود 70 ميليارد ريال برآورد مي شود، سمت گيري هيات خريد به سوي ترجيح ناشران دولتي عمومي و دولتي و نيز ترجيح کتاب هاي مذهبي به ساير کتاب ها و ترجيح ناشران مذهبي به ساير ناشران را به وضوح نشان مي دهد.

اين ناشر سپس به اصل 44 قانون اساسي اشاره مي کند و آن را مخالف سياستي مي داند که توجه بيشتر به سمت ناشران دولتي است. بحث مورد نظر پس از آن مطرح شده که به گفته برخي از کارشناسان، وزارت ارشاد، در زمينه خريد کتاب براي مراکز فرهنگي از ناشران، برخوردي سليقه يي داشته است.


آقايان جدا، خانم ها سوا
چند روز پيش در جايي مي خواندم که يکي از بزرگ ترين معضلات مردم در جهان امروز، مشکلات رواني است. با سخنان اخير در اين زمينه اگر شکي هم داشتم بدل به يقين شد. مسوولان گفته اند؛«تورم، رواني است. مردم تحمل کنند.» الف)تورم شوخي است، مردم بروند حال کنند. ب) تورم توهم است، فقط در يک حرف با هم تفاوت دارند. ج) تورم به مچ پاي بنده بعد از بازي فوتبال مربوط مي شود، همه تورم هايم را هم که نمي شود توضيح بدهم. د)تورم؟کجا؟ ايران؟، جلسه هيات دولت با حضور خبرنگاران روزنامه هاي ايران، کيهان، رسالت و خبرگزاري فارس برگزار شد. اين خبر را که مي خوانم يکجور احساس خاصي شبيه صفا و صميميت به من دست مي دهد.

آدم احساس مي کند بايد به خبرنگاران بقيه روزنامه ها بگويد بيا، بيا اينجا پيش خودمان، آقاي... - که همسر خانم... - هستند گفته اند ؛«30 شوراي عالي کشور قرار است ادغام شوند و وظايف شان به هيات دولت تفويض شود.» پس از ماجراي مرحوم سازمان مديريت و برنامه ريزي، ما اساساً طرفدار اين کارها شده ايم. يعني چي هي سازمان و اداره و ... همه را مي ريزيم درهم، مربا درست مي کنيم با لبهات بازي کنه، در همين راستا بهتر است الف) رشته هاي واليبال، فوتبال، بسکتبال و باقي رشته هاي توپي را ادغام کرده، در يک ورزش نوين، توپ را بکنيم توي گل،ب) و بدين شکل احساس صميميت را هم افزايش دهيم. ج) به جاي اين همه ماشين، در کوچه هاي شهر با قطار تردد کنيم. د) در نهايت تمام اينها را تفويض کنيم به هيات دولت.


لغو برنامه هاي فرهنگي بدون اطلاع رساني
تقصير از ما نيست
داوود سينايي؛ پنجشنبه در ستون پيشنهاد آخر هفته به پخش فيلم «هامون بازها» ساخته ماني حقيقي در قالب برنامه «يک فيلم، يک تجربه» اشاره کرديم. از آنجا که هامون جزء محبوب ترين فيلم هاي سينمايي پس از انقلاب محسوب مي شود، خيلي ها پاي تلويزيون نشستند تا مستندي را که کارگردان «آبادان» و «کارگران مشغول کارند» درباره اين فيلم ساخته تماشا کنند. اما شبکه چهار بدون هيچ توضيحي فيلم تکراري را درباره بودن يا نبودن کيانوش عياري که دو هفته قبل به نمايش درآمده بود پخش کرد. ديگر پيشنهاد ما کنسرت گروه سپهر در تالار رودکي بود که لغو شد. بدون آنکه هزينه بليت ها به مردم بازگردانده شود يا توضيحي در باب علت لغو کنسرت داده شود. اينکه يک برنامه تلويزيوني که خبر پخش آن در خبرگزاري هاي معتبر منعکس شده ناگهان از فهرست پخش بيرون بيايد اتفاق تازه يي در تلويزيون نيست و به نظر مي رسد تعدد مراجع تصميم گيري در اين نهاد دولتي به چنين بي نظمي هايي دامن مي زند.

در اين ميان شايد تنها رفتار درست و موجه، عذرخواهي و توضيح باشد که آن هم انجام نمي شود. انگار وقتي اطلاع رساني از طريق رسانه يي جز تلويزيون انجام شده باشد، مسووليت از اين نهاد سلب مي شود.


شب ادبيات ارمني برپا مي شود
نشست بررسي ادبيات ارمني برگزار مي شود. در «شب ادبيات ارمني»، ميشا هايراپتيان، صفدر تقي زاده، علي دهباشي، آزاد ماتيان، روبرت مارکاريان و خاچيک خاچر درباره زمينه هاي شعر و ادبيات ارمني سخنراني خواهند کرد. چهل ونهمين شب از شب هاي مجله بخارا ساعت 17 يکشنبه 24 تيرماه در خانه هنرمندان ايران برگزار خواهد شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام