خسرو نقيبي
وقتي پرويز پرستويي مقابل تريبون نشست مطبوعاتي جشن خانه سينما از حفظ سينما سخن مي گويد و از اين که جشن محل رقابت نيست و زماني که پس از رضا ميرکريمي، سه مدير فرهنگي ديگر در يک هفته استعفايشان را روي ميز مي گذارند، نمي توان از اتفاقات هفته به سادگي گذشت و درباره چيز ديگري نوشت. اگر از اين يک جشن و چهار استعفا هم بگذريم، وقتي مشاور رئيس جمهور به صراحت از نارضايتي او از عملکرد وزير ارشاد سخن مي گويد، آن وقت بايد گفت نيمه دوم تيرماه بستر حوادثي خواهد بود که احتمالاً تا پايان تابستان فضاي سينما و فرهنگ را دستخوش تغييرات زيادي خواهد کرد.
آرامش آقاي دبير
پرويز پرستويي اولين بازيگري است که دبير جشن خانه سينما شده و به روال موضع گيري هاي اين سال هايش سعي دارد همه چيز را به خير و خوشي فيصله دهد. براي همين ميان حرف هايش تناقضي پيدا مي شود که خبرنگاران باهوش حاضر در نشست مطبوعاتي وقتي آن را پيدا مي کنند، ديگر نيازي به نشستن تا پايان بحث هم ندارند. آنها وقتي از سالن بيرون زدند به اين فکر مي کردند که با دو تعريف «امسال 110 داور جشن را به شکلي جدي تر داوري مي کنند و سالن هاي داوري قرار نيست کسي به غير از داوران را پذيرا باشد» و «هدف جشن خانه سينما حفظ سينماست و نه رقابت»، چه تيترهايي براي گزارش روز بعدشان مي توانند پيدا کنند. صحبت هاي آقاي دبير در باقي بخش ها مثل قبل بود. توضيح در شکل داوري و تعداد فيلم ها و اين که همه چيز روبه راه است. جشن مثل هر سال در روز ملي سينما برگزار خواهد شد و گويا براي خانه سينما که هنوز پس از يک ماه برگه استعفاي مديرعاملش روي ميز مانده، صرف برگزاري بي جنجال جشن از هرچيزي مهم تر است.
تغيير سيستم بازي
خبر استعفاي عليرضا رضاداد خيلي زود در محافل مطبوعاتي پيچيد. مدير بنياد سينمايي فارابي که فراتر از عنوانش در واقع دومين نهاد مهم دولتي در اين سينماست پس از تغيير مديريت فرهنگي و جايگزيني محمدمهدي حيدريان با محمدرضا جعفري جلوه در سطح پايين تر و در واقع تغيير دولت، قرار بود کنار رود. در نخستين روزهايي که محمدحسين صفارهرندي، جعفري جلوه را به ساختمان ميدان بهارستان فرستاد براي ميز مديريت خيابان سي تير هم جايگزين هايي مشخص شده بود و گفته مي شد رضاداد نخستين قرباني سياست هاي فرهنگي تازه خواهد بود، اما اين اتفاق نيفتاد. رضاداد دو سالي بيشتر از آنچه پيش بيني مي شد ماند تا برنامه هايش را به سرانجام برساند. هرچند شايد اگر استعفاي رضاداد همان دو سال پيش نوشته مي شد کارنامه اش از نمره فعلي عدد بالاتري را مي گرفت. برگزاري بي رونق جشنواره کودک در همدان و بيرون از عنوان جاافتاده آن که با اصفهان گره خورده بود باعث شد خيلي ها از نمره مدير فارابي کسر کنند. اين خيلي ها البته آنهايي بودند که کارنامه محمدمهدي عسگرپور فراموش شان شده بود؛ اگر نه، ناديده گرفتن کارهاي عسگرپور در مديريت فارابي توسط رضاداد، خيلي پيش تر کارنامه مردودي او را صادر کرده بود. حالا رضاداد در شرايطي کنار مي رود که کسي نمي تواند نقد عملکردش را بي واهمه بر کاغذ و زبان بياورد، که همه مي دانند مديران تازه با چه نگاهي خواهند آمد و بررسي کارهاي رضاداد تنها مي تواند به توجيه تعويض او کمک کند؛ تعويضي که تاکتيکي نيست، بلکه در جهت تغيير سيستم بازي تيم دولت اتفاق مي افتد.
باور داستان مديريت هاي کوتاه مدت
محمدمهدي عسگرپور حالا ديگر خوب مي داند در هيچ کجا نبايد برنامه ريزي هاي بلندمدت انجام دهد. چه، روزي که او از عمارت کناري موزه آبگينه بيرون مي زد فکر نمي کرد برنامه ريزي هاي قانونمندش به کلي دور ريخته شود، که اين اتفاق افتاد و چه حالا؛ وقتي که برگه استعفايش را روي ميز شهرداري تهران مي گذارد. او احتمالاً به اين فکر خواهد کرد که داستان «مديريت کوتاه مدت» ايراني را باور کند و از ايده آل نگري دست بردارد. روندي که او در فارابي پس از خروج ياد نگرفت و حالا بار ديگر بايد در شهرداري تجربه اش کند. بخشي از کارنامه عسگرپور به عنوان معاون هنري درخشان است، هرچند مثل دوران فارابي او به آنچه علاقه داشت، پرداخت. مشارکت در سينما و برپايي چند نمايشگاه مهم تجسمي اصلي ترين دستاوردهاي عسگرپور بود هرچند او به هرحال در بحث خدماتي حوزه هنر وارد نشد و اين را مي توان به عنوان پاشنه آشيل مديريت اين فيلمساز درنظر گرفت.
حفظ دو طرف
محمود اربابي روزي که نامه عذرخواهي وزارت ارشاد را رد کرد و روي آن توضيح نوشت و به رسانه ها فرستاد، بايد مي دانست دوران تصدي اش بر اداره کل نظارت و ارزشيابي به پايان رسيده است. حالا نمايش «نقاب» شده است محل ضربه زدن به اربابي، فيلمي که گويا خيلي ها مي دانستند نمايش اش چه عواقبي خواهد داشت و براي همين سه سال پشت خط مانده بود. اربابي در مدتي که نظارت و مميزي سينما را در دست داشت واکنش هاي زيادي را برانگيخت. چه در توليد و چه در نمايش. هر از گاهي واکنش فيلمسازان طيف هاي مختلف به عملکرد او نشان مي داد خود او هم نمي داند سياست هايش به کدام سو بايد گرايش داشته باشد و مصالحه هاي گهگاه او مديران بالادستش را با مشکل مواجه مي کرد. همين تمايل به حفظ دو طرف، دليل نامه اي است که اين هفته روي ميز محمود اربابي قرار گرفت و در سرصفحه اش، عنوان «استعفا» نقش بسته بود.