پنج شنبه، 28 تير 1386 - شماره 1446
   
 
صفحه نخست :: هفته نامه :: تئاتر
اپراي عروسکي مکبث در تالار فردوسي
سياه ترين تراژدي شکسپير

محمد بيات

سياه ترين تراژدي ويليام شکسپير «مکبث» در قالب اپراي عروسکي توسط بهروز غريب پور در تالار فردوسي اجرا شد.

بهروز غريب پور پيش از به صحنه بردن اين اپرا براي اولين بار اپراي رستم و سهراب را با موسيقي لوريس چکناواريان به روي صحنه برد و توانست داستاني ايراني در قالب ناآزموده تجربه کند. نتيجه کار موفق اپراي رستم و سهراب سبب شد تا در بيست و پنجم تير امسال اپراي مکبث با موسيقي جوزپه وردي در تالار فردوسي متولد شود.

شب گذشته نتيجه بيش از دو سال کار و تمرين گروه تئاتر عروسکي آران به ثمر نشست و اجراي اپرايي غربي توانايي هاي هنرمندان ايراني را نشان داد.

هنرمنداني که اين بار عروسک هاي متن شکسپير را در ايران طراحي و توليد کردند.

عزت الله انتظامي که در مراسم نخستين شب اجراي اپراي مکبث حضور داشت از اجراي کار رضايت داشت و نکته اي شنيدني را خاطرنشان کرد؛ اجرا فوق العاده بود، همچنانکه از ديدن «رستم و سهراب» لذت بردم و پيشنهاد مي کنم که شرايطي فراهم شود تا آثار ملي- مذهبي به صورت اپرا بيشتر اجرا شوند. ضمن اينکه سالن فردوسي از امکانات خوبي براي اجراي اينگونه نمايش ها برخوردار است و مي توان به شکل ثابت و دائم در اين سالن اجراهاي عروسکي داشت و آثار فاخر ملي- مذهبي در قالب اپرا اجرا کرد.

محمدحسين ايماني خوشخو معاونت هنري ارشاد که در اولين شب اجرا حضور داشت با اشاره به قابليت هاي هنر نمايش گفت؛ اجراي اپراي عروسکي مکبث نشان مي دهد که هنرمندان از تکنيک بالايي برخوردار هستند و اجراي اين آثار مي تواند توانايي هاي والاي هنري کشورمان را آشکار کند. ايماني خوشخو در مورد ويژگي هاي اپراي عروسکي مکبث گفت؛ بهروز غريب پور در اپراي «رستم و سهراب» به مضامين ايراني پرداخت که بسيار قابل توجه بود اما اهميت اپراي عروسکي مکبث از آن جهت حائز اهميت است که نشان دهنده توانايي هنرمندان ايراني در اجراي متون معتبر جهاني است.

معاونت هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين خبر از استمرار چنين فعاليت هاي در حوزه نمايش داد.

لوريس چکناواريان نيز در اولين شب اجراي مکبث حضور داشت. او که موسيقي حماسه رستم و سهراب را ساخته هيجان زده و مختصر درباره اپراي مکبث گفت؛ فوق العاده و درجه يک است و درسطح جهاني، بدون تعارف.

شايد اولين شب اجراي هر نمايش حساس ترين لحظه براي عوامل اجراگر نمايش و به خصوص کارگردان نمايش است. بهروز غريب پور از اولين شب اجراي عروسکي اپراي مکبث چنين گفت؛ اولين شب براي من بيش از هر چيز از اين بابت اهميت داشت که هنرمنداني چون لوريس چکناواريان، هوشنگ کامکار، عزت الله انتظامي و مسوولان فرهنگي کشور آقاي دکتر ايماني، آقاي مسعود شاهي، آقاي حسين پارسايي، آقاي محمدحسين نيرومند و ديگر عزيزان حضور داشتند و خوشبختانه آنچنانکه به من گفته اند نظرشان مثبت بود و از کار راضي بودند. و اميدوارم در شب هاي آينده نيز بتوانيم تاثير مثبتي بر مخاطبان داشته باشيم.

غريب پور درباره تجربه شخصي اش از اجراي اپراي عروسکي مکبث گفت؛ مسيري که براي اجراي اين کار طي کردم بيش از دو سال طول کشيد و همان طور که يک مادر نه ماه و نه روز و نه ساعت از بچه مراقبت مي کند تا متولد شود اجراي اپراي مکبث از مرحله ايده تا اجرا دو سال و دو ماه و... طول کشيد تا امشب در حضور تماشاگران متولد شد و اين تولد براي من بسيار لذتبخش بود.

براي تولد اپراي عروسکي مکبث به غير از ويليام شکسپير انگليسي و جوزپه وردي ايتاليايي، هنرمندان ايراني ديگري در اين تولد نقش داشتند؛

طراح عروسک؛ علي پاکدست/ طراح لباس؛ مريم معيني/سرپرست گروه سازندگان عروسک؛ مريم اقبالي/ سرپرست گروه سازندگان صحنه؛ هنگامه سازش / بازي دهنده هاي عروسک هاي تراژدي مکبث؛ علي پاکدست، مريم اقبالي، غزل اسکندرنژاد، علي ابوالخيريان، محسن ايمانخواني، افسانه زماني، سلما محسني، مونا کياني فر، بنفشه صمدي، همايون صلاحي، کامليا نوحي، نسيم اميرخسرو، فرزانه عاقلي، مرضيه سرمشقي، نگار ميرفخرايي، غزاله مراديان، سميه نادريان، نازبانو اخوان نيکه، آرتميز نيازي و فروز هاشمي در اين شب ها اگر از حوالي خيابان حافظ، نزديکي هاي بلوار که عبور کنيد شايد زمزمه مردي را بشنويد که پس از شنيدن خبر مرگ همسرش بي هيچ احساسي مي گويد؛ ناچار بعد از اين مي مرد و براي چنين خبري وقتي فرا مي رسيد.

فردا و فردا و فردا با قدم کوچک از روزي به روزي مي خزد تا... اين گفته ها نه به زبان فارسي که به زبان ايتاليايي در سالن فردوسي خوانده مي شود و رهگذران را به تجربه اي جديد از تراژدي سياه شکسپير فرا مي خواند.
نگاهي به «پاي ديوار بزرگ شهر» به کارگرداني حسن معجوني
آدم، آدم است
فرقي نمي کند که خريد يک ماهي و حوادث پيامد آن، «گالي گي» (شخصيت نمايش«آدم، آدم است») را به کسب هويتي جديد برساند يا که فرار از جنگ و رهايي از خدمت، يک سرباز را در موقعيت نقض هويتش و مبدل شدن به آدم ديگري قرار دهد؛ مهم اين است که آقاي برتولت برشت و آقاي تانکر دورست، هر دو بر اين باورند که «آدم، آدم است».

اگر برشت در نمايشنامه«آدم، آدم است»، گالي گي را در موقعيتي قرار مي دهد که مجبور به انکار هويت در برابر همسرش و در نهايت مبدل به فرد ديگري به نام «جرايا جيپ» مي شود، در نمايشنامه «پاي ديوار بزرگ شهر» تانکر دورست سربازي را نشان مي دهد که در چرخه اي از روايت هاي تودرتو و پروسه اي از بازي در بازي، مذبوحانه تلاش مي کند تا با ايفاي نقش شوهر، از خدمت سربازي و حضور در جنگ بگريزد و اينگونه است که هر دو نمايشنامه نويس با طرح موقعيتي يکسان (اما از دو منظر متفاوت) نفي هويت و نقض شخصيت را در زمان بروز فاجعه جنگ به نمايش مي گذارند. طرفه اينجا است که «فالشينتينگ» نيز همچون زن گالي گي- که پس از ناکامي در همراه کردن گالي گي با خود، سرانجام با جرايا جيپ واقعي مي رود- با علم به اينکه سرباز مورد نظر، «هوسوئلي»- شوهرش- نيست، بازي خطرناکي را در حضور امپراتور مي آغازد که مي تواند به کشته شدن او و سرباز مذکور منجر شود. اما فالشينتينگ نيز مانند زن گالي گي، ناگزير است؛ چرا که او نيک مي داند بيش از يافت هوسوئلي واقعي- که البته کشته شده است- به يک شوهر نياز دارد و همين نياز، وي را به شهرزاد قصه گويي بدل مي کند که با بيان حکايت هاي تودرتو مي کوشد تا سرگذشت خود و شوهرش را در جهت اثبات ادعايش در حضور امپراتور بازي کند؛ بازي مرگ و زندگي که فالشينتينگ شهرزاد را چون يک راوي قصه گو يا بازيگر بر صحنه، به تکاپو وامي دارد و اين روايت هاي در هم تنيده و تودرتو، نقطه عزيمت و بازشناختي است که سرگذشت او و هوسوئلي واقعي را در يک موقعيت دلهره آور باز مي نماياند. از همين رو است که جدال نابرابر فالشينتينگ با امپراتور به رابطه اي ختم مي شود که در آن مي توان نحوه و چگونگي پروسه اعمال قدرت از سوي فرادستان به فرودستان را به وضوح به نظاره نشست.

امپراتور که در راس هرم قدرت قرار دارد، از حضوري جامع و «همه بين» برخوردار است و اين حاکميت سلطه گون با قرار گرفتن امپراتور بر فراز سر فالشينتينگ و تماشاگران، به غايت تاکيد شده است، حتي صداي امپراتور از طريق بلندگويي پخش مي شود که مي تواند در حکم رسانه ها يا بوق هاي تبليغات ايدئولوژيک قدرت، معني يابد. با اين تفاصيل، حقارت فالشينتينگ و عظمت ديوار بزرگ شهر، در محدود شدن نگاه تماشاگر به حرکت از بالا به پايين و بالعکس (در رابطه زن با امپراتور) تبلور و نمود مي يابد و اين تمهيدي است براي به تصوير کشيدن مکانيسم اعمال قدرت در نمايشي که قصد بازنمايي تقابل نيروي قدرت دولتي با قدرت اجتماعي را دارد. بر اين مبنا ساختار قدرت سياسي مدنظر دورست، قدرت عمومي يک جانبه اي را به نمايش مي گذارد که در آن اعمال قدرت، همواره از بالا به پايين صورت مي پذيرد و در اجراي نمايش نيز اقتدارطلبي امپراتور و چگونگي ارتباط او با فالشينتينگ، مبين ويژگي هاي اين ساخت سياسي است. همچنين ماموران امپراتور که وظيفه نظارت بر شيوه اثبات و تعيين صحت و سقم ادعاي فالشينتينگ را بر عهده دارند، در مقام حلقه واسط و رابط اين ساخت عمودي قدرت عمل مي کنند و با ايفاي نقشي دوگانه (يعني شرکت در بازي ها و نيز حفظ ارتباط با امپراتور) کارکرد نماديني مي يابند که بيش از هر چيز به تحقق کامل نظريات انتقادي دورست در باب ساخت سياسي قدرت، ياري مي رسانند، گو اينکه همچون برشت که محل وقوع حوادث نمايشنامه«آدم، آدم است» را جايي در شرق- هند- قرار مي دهد، دورست نيز دامنه وقايع نمايشنامه اش را به شرق مي کشاند و از طريق اين آشنايي زدايي، شرايط کلي و وضعيت نمونه واري را به وجود مي آورد که از قابليت تعميم بسيار برخوردار است؛ اگر چه آنجا چين است و غير از آن هر چه هست، ماچين،
عناوين اين صفحه
سياه ترين تراژدي شکسپير
آدم، آدم است

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام