منوچهر اکبرلو
1

- اين آمار را بخوانيد؛ در صد سال آينده در امريکاي شمالي 103 زبان، امريکاي مرکزي 8 زبان، اروپا 4 زبان، آسيا 59 زبان، اقيانوسيه 150 زبان، آفريقا 39 زبان و در امريکاي جنوبي 53 زبان خاموش مي شوند. دگرگوني هاي زبان جزء ويژگي هاي آن است و اگر چنين نبود ما هنوز مانند نياکان غارنشين مان سخن مي گفتيم. اما دگرگوني زباني با از ميان رفتن آن همانند نيست. آنچه در عصر کنوني شاهد آنيم، در طول تمام سده هاي پيشين تاريخ بشر سابقه نداشته است. به موازات پيشرفت فناوري و رسانه ها شاهد آن بوده ايم که با نفوذ زبان انگليسي و فرانسه در هر سرزمين، مجال هرگونه انديشه اي براي حفظ زبان هاي بومي نابود مي شود. با اين نابودي، اصالت فرهنگي نيز از بين مي رود. آيا کسي اهميت مي دهد که نسل هاي آينده در هر منطقه، به دليل محو زبان بومي، از مجموعه فرهنگ اصيل خود محروم بمانند؟
2- برخي دولت ها، تعدد زبان ها را عاملي براي تفرقه ملي مي شمارند و در همانندسازي زبان از طريق رسانه ها مي کوشند. اين امر گاه ناخواسته انجام مي پذيرد. اين نگرش نادرست توجه ندارد که نابودي هر زبان (هرچند زبان ابتدايي يک قبيله بدوي باشد) بر پيکره روح انساني ضربه وارد مي سازد؛ ضربه اي که (مانند آنچه در آلودگي محيط زيست انجام مي پذيرد) اثراتش فوري و آشکار نيست.
3- مطلب زير را از يک مقاله درباره رايانه نقل مي کنيم. کاربرد واژه هاي لاتين با همان حروف بدان معناست که واژه اي براي جايگزيني آن وجود نداشته است يا نويسنده بي اطلاع است که چه واژه يا عبارتي را مي توان جايگزين ساخت. بخوانيد؛
«RAM رايانه دائماً از طريق CPU در حال تبادل اطلاعات با Hard disk است. Cashe و DMA نيز بخش هايي از memory هستند. Cash Memory يک قطعه fast memory است. دستور Smarediv قادر است يک Cashe مجازي روي حافظه attach کند.»
جاي زبان فارسي در اين متن علمي کجاست؟
4- در يک متن اينترنتي چنين مي خوانيم؛
«دستورات مي توانند در فايل Config-sys با دستور device يا deveicehigh لود شوند. براي استفاده از اين دستورات فايل هاي اجرايي country و Keyb را به ترتيب بايد در فايل خود اجراي Config-sys ست آپ کرد... از دستور Ch kdsk نيز با سوييچ if نبايد در موقع ست آپ ويندوز استفاده کرد...»
اين متن به چه زباني نوشته شده است؟
5- اما براي به روز کردن واژه هاي زبان چه بايد کرد؟
در جايي در اينترنت خواندم که نسخه جديدي از فرهنگ واژه هاي «آکسفورد» منتشر شده که ويژگي آن، افزوده شدن واژه هاي جديدي است که در زمينه اينترنت مورد استفاده قرار مي گيرد. جالب آن است که اين واژه ها در ترجمه فارسي نياز به يک جمله براي توضيح دارد، در آن متن آمده که پژوهشگران «آکسفورد»، همواره فيلم هاي سينمايي، برنامه هاي تلويزيوني، نشريات، شبکه هاي اينترنت و... را جست وجو مي کنند تا دريابند چه واژه هايي وجود دارد يا در حال رايج شدن است. آنها از هيچ واژه من درآوردي (که به ويژه در وبلاگ ها رايج است) نمي گذرند. دو نمونه از اين واژه ها را مي آورم تا دريابيد دامنه واژه سازي آنها چقدر گسترده است؛ Flexecutive: کارمندي که ساعت کاري و محل کارش به اقتضاي فناوري جديد، قابل دگرگوني و جابه جايي است. (احتمالاً فرهنگستان معادل اين واژه را «کارمند نما» به کار مي برد،) Screenager: نوجواني که دائماً با اينترنت يا رايانه سر و کار دارد. بي سبب نيست کساني که در کشور ما با اينترنت و رايانه کار مي کنند، جز چند حرف اضافه و ربط در عمل مجبورند به انگليسي سخن بگويند.
استفاده انبوه از واژه هاي انگليسي هيچ گاه به اندازه احساس حقارت از اينکه زبان فارسي، توانايي حضور در متون علمي روز را ندارد دردناک نيست. هر زبان، ريشه کساني است که بدان سخن مي گويند و قطع ريشه نيز فاجعه به بار خواهد آورد. چنين است که کودکان پابرهنه مراکشي به راحتي فرانسوي حرف مي زنند و پيش از آن فرانسوي فکر مي کنند. آمارها مي گويند که تا سده آينده، بيش از 80 درصد زبان ها و گويش هاي محلي و بومي از بين مي رود. روشن است که فقط با ترويج است که مي توان زبان را حفظ کرد. بخشنامه کردن، ترويج نيست. پيش از هر چيز بايد به آدم هايي که به يک زبان سخن مي گويند يادآوري کرد که به دنبال ريشه هاي فرهنگي خود، با افتخار و غرور به زبان نياکان خود سخن بگويند. زبان نيز از شاخص ترين ميراث هاي فرهنگي ماست. اين ميراث فرهنگي را که ديگر نمي توانيم بگوييم «بگذار ببرند، حداقل اينکه در فلان موزه سالم نگهداري مي شود،» اين ميراث تا زماني وجود دارد که ما به زبان فارسي سخن مي گوييم.
6- تا سده آينده، بيش از 80 درصد زبان ما و گويش هاي محلي از بين مي رود.