گروه سياسي،مريم جمشيدي؛ همان طور که از پيش اعلام شده بود، شبکه اول سيماي جمهوري اسلامي ايران، چهارشنبه و پنجشنبه گذشته، برنامه يي را به سفارش وزارت اطلاعات کشور، تحت عنوان «به اسم دموکراسي» پخش کرد که شامل توضيحات هاله اسفندياري و کيان تاجبخش دو تبعه ايراني - امريکايي و رامين جهانبگلو استاد دانشگاه و پژوهشگر ايراني درباره پيگيري انقلاب مخملي در ايران بود.هاله اسفندياري و کيان تاجبخش هم اکنون به اتهام امنيتي و اقدام براي براندازي نرم عليه ايران در بازداشت به سر مي برند و رامين جهانبگلو نيز، شهريور سال گذشته پس از حدود چهار ماه بازداشت آزاد شد. جهانبگلو پس از ورود به تهران در فرودگاه مهرآباد به اتهام راه اندازي انقلاب مخملي و نرم در ايران دستگير شد.اين اقدام صدا و سيما که از روزها قبل، پخش برنامه مذکور را تبليغ مي کرد، با واکنش هاي متعددي مواجه شد به گونه يي که ابتدا بسياري در مخالفت با آن سخن گفتند. همچنين مقامات دولت امريکا، نسبت به پخش برنامه اعترافات انتقاد کرده و آن را اتهامي نادرست دانستند. تا جايي که وزارت خارجه ايالات متحده در اين باره بيانيه يي منتشر کرد.تعامل با بنياد سوروس اتهامي است که متوجه دو شهروند ايراني - امريکايي بوده؛ بنيادي که به گفته مقامات اطلاعاتي ايران، به دنبال براندازي نرم در جمهوري اسلامي ايران است همانند آنچه در اروپاي شرقي، آسياي ميانه و قفقاز رخ داد.با اين وجود، در حالي که کارشناسان ايراد حقوقي نسبت به پخش اين برنامه مبني بر صدور حکم قبل از انجام محاکمه و حين مراحل تحقيق وارد کردند، برنامه مذکور با تاکيد وزارت اطلاعات بر بار حقوقي نداشتن اعترافات تاجبخش و اسفندياري از سيما پخش شد.آنچه قسمت اعظم اين برنامه را به خود اختصاص داده بود، پخش تصاوير قديمي انقلاب هاي مسالمت آميز (مخملي) در اروپاي شرقي بود و اينکه توطئه يي مشابه براي سرنگوني دولت ايران در قالب انقلاب مخملي وجود داشته است.هاله اسفندياري که از مديران مرکز مطالعاتي ويلسون در امريکا است درباره بنياد سوروس با تاکيد بر اينکه نمي دانسته بنياد سوروس چه نقش مهمي در مساله فروپاشي شوروي داشته، گفت؛ بنياد را شخصي به نام «جرج سوروس» درست کرد که ايشان مجاري الاصل هستند که بعد از جنگ دوم جهاني به امريکا آمدند و يک ثروت نسبتاً قابل ملاحظه يي در آنجا به هم زدند و هدف شان براي کشورهايي که جزء شوروي سابق بودند اين بود که يک جامعه باز به وجود بياورند.وي سپس با شوروي شروع کرد، الان هم در جمهوري هاي آسياي ميانه خيلي فعال هستند، به خصوص خودشان هم علناً مي گويند که موثر بودند يا عامل انقلاب مخملي در گرجستان بودند و به هر حال در اوکراين هم فعاليت هايي در زمينه انقلاب مخملي داشتند.اسفندياري در ادامه با بيان اينکه نماينده بنياد سوروس با ما تماس گرفت تا به برنامه سخنراني هاي ايران کمک مالي کند، افزود؛ الان که نزديک به پنج ماه است من در ايران هستم و فرصتي برايم پيش آمد که روي اين مسائل که مطرح کردم فکر کنم و صحبت هايي هم دراين باره کرديم، واقعاً به اين نتيجه رسيدم که اين افراد و خود من بشويم حلقه هاي يک زنجيره يي که تشکيل شده از بنيادها، مراکز تحقيقاتي و دانشگاه ها که به اسم دموکراسي، به اسم توانمندسازي زنان، به اسم ديالوگ حتي در ارتباط سعي کنند يک شبکه هايي به وجود بياورند که اين شبکه ها نهايتاً در داخل ايران منجر بشود به به وجود آوردن يک تغييرات خيلي اساسي در درون رژيم ايران يعني واقعاً متزلزل کردن اين سيستم.

کيان تاجبخش نيز که تاليفي از وي تحت عنوان سرمايه اجتماعي توسط دفتر مطالعات سياسي وزارت کشور به فارسي ترجمه شده و در دانشگاه هاي داخل کشور تدريس مي شود، گفت؛ بنياد سوروس اسم ديگرش موسسه جامعه باز بود. اين هم از فلسفه آقاي پوپر برگرفته شده است.
جرج سوروس از اين فلسفه اين برداشت را کرده که همان طوري که آقاي پوپر مي گويد در واقع هر علم اثبات پذير باشد، به معني ديگر هر علم و معرفتي بايد قابل ابطال باشد و نسبت به آن شک و ترديد به وجود بيايد.تاجبخش افزود؛ هدف درازمدت بنياد سوروس براي پياده کردن آن فلسفه جامعه باز و حرکت کردن آن جامعه يا جامعه يي به سمت جامعه باز، اين است که بين حاکميت و ملت شکاف ايجاد بشود و از طريق اين شکاف آن قسمت هاي جامعه مدني که بر مبناي جامعه باز شکل گرفته و توانمند شده، روي آن حاکميت به منظور تغيير رفتارش فشار اعمال کند.
سرمايه گذاري بنياد سوروس بعد از فروپاشي نظام کمونيسم و شوروي اين بايد باشد که جهان اسلام را هدف قرار دهد و همين امر همان حالت «اتو پيک» را مجدداً و استراتژي درازمدت اين بنياد را نيز نشان مي دهد يعني در واقع تا به حال بيشتر برنامه ها و سرمايه گذاري هاي بنياد سوروس در داخل اروپاي شرقي، آسياي مرکزي و اتحاد جماهير شوروي سابق قرار داشته است ولي الان به طور محاوره يي اگر عنوان کنيم آن بنياد احساس مي کند که کارشان در آنجا اگر تمام نشده باشد الان تمام شده و دارد به سمت کشورهاي اسلامي از جمله ترکيه، کشورهاي عرب، پاکستان، افغانستان و ساير اينها به پيش مي رود.
اما رامين جهانبگلو ديگر توضيح دهنده فيلم اعترافات که وزارت اطلاعات دو ماه پس از دستگيري وي در سال گذشته، اعلام کرد جهانبگلو از سوي امريکا ماموريت داشته در ايران انقلاب مخملي و نرم به راه بيندازد، در اين برنامه گفت؛ جالب اينجا بود که يکسري از اين افرادي که در آن کنفرانس هاي وودي ويلسون بودند در کنفرانس هاي يوسي اله هم شرکت داشتند و مي آمدند و بنابراين همديگر را مي ديدند و مي توانستند افراد ديگر را مرتب در آنجا ببينند، طبيعتاً اين حلقه هم شکل مهمي به خودش مي گرفت و مي توانست يک کار خيلي عملياتي مهمي را که مي خواهد انجام بدهد.
تقريباً تمام اين حلقه ها وقتي در کنار هم قرار مي گيرند به اين صورت بود که ما مي بينيم که فعاليتي که سفارتخانه ها داشتند چه در وجه اروپاي شرقي و چه در وجه اروپاي غربي و چه فعاليتي که خانم اسفندياري و نهاد وودرو ويلسون داشتند در دعوت ايرانيان و بعد از دعوت، بورس دادن به يکسري از ايرانياني که مي توانستند بروند و يک مدتي در امريکا بمانند.
جهانبگلو بلافاصله پس از آزادي در سال گذشته به خبرگزاري ايسنا رفته بود و درباره بازداشت و فعاليت هايش مصاحبه کرد. وي در آنجا تصريح کرد؛ من هيچ وقت کار سياسي نکردم. رهبر سياسي هم نبودم و عملاً قرار نيست در اين راستا عمل کنم. من فکر مي کنم انقلاب مخملي در ايران اصلاً انجام شدني نيست. به خاطر اينکه شرايطي که در اروپاي شرقي بوده با شرايطي که در ايران است قابل مقايسه نيست. وجود فردي مثل گورباچف در آنجا، يا اينکه در لهستان نيروي ديني مثل کليسا داشتيد و پاپ و جنبش کارگري و معلمان، ولي آنچه من درباره اش صحبت کرده بودم اين است که آنها از نظر روشنفکري چه الگوهايي داشتند و آيا اين الگوها براي توانمند کردن جامعه مدني نه براي ايجاد انقلاب، امکان پذير است؟ يک مقدار زيادي از بحثي که من مطرح کرده بودم بحث نظري و تئوريک و درباره ساختار روشنفکري در اروپاي شرقي و ايران بود.
آنچه موجب شده بود که به اين نتيجه برسند اين بحث استراتژيک است اين بود که نهادهاي امريکايي به خاطر اين مساله خيلي پول خرج مي کنند و آن هم به بحث امپراتوري سازي و سياست امريکا در خاورميانه برمي گردد.جهانبگلو در خاتمه برنامه اعترافات چنين اظهار کرد؛ من الان که برمي گردم به اين فعاليت چند ساله ام از دوره امريکا تا ايران، مي بينم که فعاليت هايي داشتم که بيشتر در راستاي منافع دشمنان ايران قرار گرفته تا در راستاي منافع ملت ايران و از کرده خودم پشيمانم و فکر مي کنم که به بهترين وجه بايد آن را بتوانم جبران کنم.اما پخش برنامه به اسم دموکراسي که عمدتاً با پخش تصاويري به چگونگي شکل گرفتن انقلاب مخملين در قرقيزستان با الگوبرداري از اوکراين و اسلواکي و گرجستان پرداخت، واکنش موافقان و مخالفاني را در پي داشت.استادي امام جمعه موقت قم در خطبه هاي نماز جمعه اين شهر بر هوشياري مردم و دولت تاکيد کرد و با تقدير از سيماي جمهوري اسلامي ايران براي پخش برنامه «به اسم دموکراسي» آن را عنايت الهي دانست و گفت؛ به فرموده امام راحل، گاهي خدا دين را به آدم فاجر تاييد مي کند؛ يعني گاهي دشمنان سخناني مي گويند که به نفع مسلمانان و به ضرر کفار تمام مي شود که اين برنامه نمونه آشکار آن بود.
به گزارش ايسنا وي به سخنان «هاله اسفندياري» اشاره کرد و گفت؛ طبق گفته اين فرد و دو نفر ديگر واقعيت اين است که امريکا پس از فروپاشي شوروي هدف خود را جهان اسلام به ويژه ايران قرار داد و سعي کرد با هزينه 75 ميليون دلاري راهي براي ضربه زدن به ايران پيدا کند. وي تصريح کرد؛ اينها سازمان هايي به نام بنياد تحقيقات و مطالعات تشکيل دادند و با رفت و آمد گروه هايي را شناسايي و مطالبي به آنها تلقين کردند تا بتوانند از طريق آنها کارهاي خود را به پيش برند و بين ملت و حاکميت جدايي بيندازند. وي خطاب به آحاد مردم ايران گفت؛ دولت، ملت، روشنفکران و حوزويان ما سعي کنند تا در اين زنجيره قرار نگيرند و گول شعارهاي ظاهرفريب آنها را نخورند. همچنين فاطمه آليا نماينده مردم تهران در مجلس گفت؛ اثبات کارآمدي دستگاه امنيتي کشورمان و سربازان گمنام امام زمان(عج) يک جنبه مهم پخش برنامه «به اسم دموکراسي» بود. اما دکتر احمد بخشايشي استاد دانشگاه با بيان اينکه رقابت هاي سياسي در کشور مانع شکل گرفتن انقلاب هاي رنگين يا مخملين است، گفت؛ انقلاب به فرآيندي گفته مي شود که طي آن قدرت با خشونت، از يک گروه به گروه ديگر منتقل مي شود و قدرت به طور «حتمي و کامل» و نه ناقص تغيير جايگاه پيدا مي کند.
به گزارش مهر وي با بيان اينکه تغيير ساختار سياسي، نهادهاي جديد، تغيير پايگاه اجتماعي و سياسي و اقتصادي حاکمان جديد از جمله ويژگي هاي انقلاب هاي کلاسيک محسوب مي شود، گفت؛ در انقلاب هاي مخملين، عنصر «خشونت» وجود ندارد يا کمتر به کار گرفته مي شود و بيشتر روي حرکات مسالمت آميز براي تغييرات سياسي تکيه مي شود.
بخشايشي گفت؛ اولين هدف شکل دهندگان انقلاب مخملين، نخبگان هستند، بر اين اساس در شرايط فعلي جمهوري اسلامي ايران و به خصوص دولت نهم بايد رابطه خود را با نخبگان اصلاح کند.همچنين علي گرانمايه پور با تاکيد بر اينکه با توجه به حس بيگانه ستيزي ايرانيان، در ايران زمينه برپايي انقلاب مخملين وجود ندارد در مورد مفهوم «انقلاب مخملين» گفت؛ اصولاً انقلابات مخملين در کشورهايي صورت مي گيرد که داراي ضعف دموکراسي باشند و ريشه نهادهاي مردم سالار در آنجا ضعيف باشد و فاقد انسجام فرهنگي بالا و احساس وحدت ملي باشند. وي افزود؛ کمبود حس بيگانه ستيزي و غريبه ستيزي يکي از فاکتورهاي مهم در برپايي و شکل گيري انقلاب مخملين و رنگين است. گرانمايه پور تصريح کرد؛ نبايد تصور کرد که انقلاب مخملين در همه کشورها، با نسخه يي واحد و يکسان اعمال و انجام مي شود، بلکه هر کشور با توجه به خصوصيات و ويژگي هاي فرهنگي - سياسي خود، نسخه و مدلي خاص را پذيرا است.