شنبه، 30 تير 1386 - شماره 1447
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
گمانه زني درباره رئيس جديد
جانشيني خبرگان

گروه سياسي؛ بيماري و وضعيت جسماني آيت الله «علي مشکيني» توجه ها را به سمت صندلي رياست مجلس خبرگان رهبري و گمانه زني راجع به جايگزين احتمالي ايشان معطوف کرده است.آيت الله مشکيني رئيس 86 ساله چهار دوره مجلس خبرگان رهبري هم اکنون به دليل مشکلات ريوي، بيماري مزمن خوني و وخامت وضعيت عمومي در بيمارستان بقيه الله بستري است و خبرها حاکي از آن است که وي قادر به ادامه اداره مجلس خبرگان نيست. پيش از اين نيز وي به دليل کسالت تنها در مراسم افتتاح اجلاسيه هاي خبرگان رهبري حضور داشت و رياست بقيه برنامه هاي مجلس را به نواب خويش واگذار مي کرد، اما با عود کردن بيماري ايشان، روحانيون ارشد عضو مجلس خبرگان رهبري شايد ناچار بشوند تغيير ترکيب هيات رئيسه را در دستور کار قرار دهند.در اين گمانه زني دو نام بيش از ساير گزينه ها براي جلوس بر صندلي رياست جلوه نمايي مي کند، «اکبر هاشمي رفسنجاني» و «محمدتقي مصباح يزدي».اين دو روحاني عالي رتبه که يکي از رسته روحانيون محافظه کار سنتي است و ديگري در جرگه روحانيون اصولگراي راديکال قرار دارد، از نفوذ قابل توجهي در مجلس خبرگان و روحانيون برخوردار هستند، اما به همان نسبتي که دو طرف از سمپات هايي در عرصه روحانيت برخوردار هستند، نسبت به مواضع و ايدئولوژي يکديگر انتقاد دارند. اين قضيه به اندازه يي عيان است که هيچ کدام سعي در مخفي کردن آن ندارند و حتي در انتخابات دوره چهارم مجلس خبرگان رهبري طرفداران مصباح يزدي با برگزيدن نام «ليست منهاي هاشمي و روحاني» - نخبگان حوزه دانشگاه - به ميدان رقابت آمدند تا به صراحت خط خويش را از هاشمي و يارانش جدا کنند. در چنين شرايطي موقعيت مصباح يزدي و هاشمي در ميان روحانيون عضو مجلس خبرگان تحت تاثير چالش ميان آنها در نوسان قرار دارد. ولي اين تمام موضوع نيست، چرا که ترکيب خبرگان رهبري نيز در روند فوق و سنگين شدن کفه حمايت از هر يک از دو روحاني ارشد عضو مجلس خبرگان دخيل است.رقابت هاي انتخاباتي چهارمين دوره مجلس خبرگان رهبري در نوع خود منحصر به فرد بود، چرا که برخلاف سنت معمول کانديداتوري روحانيون باسابقه، پيشکسوت و سنتي در همه ادوار، طي انتخابات سال گذشته تعدادي از روحانيون جوان با هدايت «محمدتقي مصباح يزدي» قدم به عرصه رقابت هاي انتخاباتي گذاشتند. افرادي چون مرتضي آقاتهراني، ناصر سقاي بي ريا و علي مصباح يزدي که البته همگي ردصلاحيت شدند.به علاوه استنکاف برخي روحانيون از ثبت نام و ردصلاحيت و عدم قبولي تعداد ديگري - عمدتاً از اصلاح طلبان - سبب شد که فضاي انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان رهبري متفاوت از دوره هاي قبل باشد. همين موضوع براي جامعتين (جامعه روحانيت مبارز و جامعه مدرسين) شرايطي را به وجود آورد تا تمام قد وارد ميدان شوند و به قصد در اختيار گرفتن اکثريت مجلس چهارم مانند دوره سوم ليست مفصلي ارائه دهند. در اين ليست نام اکبر هاشمي رفسنجاني پايه گذار و عضو جامعه روحانيت مبارز و «محمدتقي مصباح يزدي» عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم نيز قرار داشت.موضوعي که محمد تقي مصباح يزدي طي يک سخنراني بدون نام بردن از فرد خاصي تلويحاً آن را مورد انتقاد قرار داد و گفت؛ «اگر کسي بگويد نه آقا ولايت امر، زميني و با راي مردم است... آيا بايد سکوت کرد. آيا توصيه بردار است که کسي بگويد شما بياييد با امريکا توافق کنيد، چه توافقي؟ مساله مرگ و حيات است. او مي گويد اگر اين کار را نکنيم مرگ است و من مي گويم اگر اين کار را بکنيم مرگ است، حالا چه کار کنيم؟ اينجا جاي توصيه نيست.» او به اين ترتيب غيرمستقيم اعلام کرد مباني فکري او و هاشمي جداست و راي به يک سرليست جامعتين به معناي نفي سر ديگر فهرست است.اما به جز جامعتين 4 ليست ديگر هم در آستانه انتخابات ارايه شد؛ نخبگان حوزه و دانشگاه (شاگردان مصباح يزدي)، اصولگرايي و کارآمدي و حزب اعتماد ملي و کارگزاران به همراه خانه کارگر و حزب اسلامي کار.نتيجه اين 5 ليست راهيابي جامعتين با کمترين ردصلاحيت به مجلس خبرگان بود. اين جريان در تمام نهادهاي حوزوي جايگاه جدي دارد. آنها در معادلات سياسي محافظه کار و سنتي هستند و البته به دنبال کمترين تغيير در جايگاه حکومت. همچنين به دليل ارتباط تنگاتنگي که با مراجع تقليد دارند، چندان موافق تغيير و تحولات در امور فقهي هم نيستند. آنها که 67 کرسي را در خبرگان به خود اختصاص داده اند به همفکران «هاشمي رفسنجاني» و «اصلاح طلبان» نزديکند ولي در سوي ديگر با شاگردان مصباح يزدي نيز مراوده دارند.جبهه اصولگرايان راديکال با محوريت شاگردان مصباح تنها 29 نفر را روانه مجلس خبرگان کرد که البته اکثراً با ليست ساير گروه ها مشترک بودند.آنها به واسطه ردصلاحيت کانديداهاي ارشد خود، حضور پررنگي در انتخابات نداشتند و با ارايه فهرست 11 نفره در تهران از بستن ليست در شهرستان ها صرف نظر کردند.«علي رضا اسلاميان» عضو جامعه مدرسين که در ليست جامعتين بود با حمايت نخبگان حوزه و دانشگاه وارد مجلس خبرگان شد و هم اکنون جدي ترين حامي «محمد تقي مصباح يزدي» است.اما اصلاح طلبان مجلس با محوريت «اعتماد ملي» و «کارگزاران» توانستند 57 کانديداي مورد نظر خود را به مجلس خبرگان راهي کنند.

آنها از حاميان هاشمي رفسنجاني به شمار مي روند و البته با جامعتين نيز قرابت دارند.اصولگرايي و کارآمدي هم 62 کانديداي مشترک شان با گروه هاي ديگر بر صندلي هاي خبرگان رهبري جلوس کردند. اعضاي شاخص آنها «اسماعيلي، قائم مقامي، هادوي، قمي، نواب و فاضل گلپايگاني» هستند. اين افراد در نهادهاي نمايندگي ولي فقيه در دانشگاه ها پرورش يافته اند و نقد هايي را به جريان هوادار آيت الله مصباح يزدي ابراز داشته اند.

مطابق آمار ذکر شده جريان روحانيون سنتي، اصلاح طلبان و جبهه اصولگرايي و کارآمدي اکثريت غالب هستند که بر عدم تغييرات در درون مجلس خبرگان و ادامه روند اعتدال وحدت نظر دارند.اين جبهه گيري تا حدود زيادي نزديک به مشي هاشمي رفسنجاني است و کفه موافقان او را سنگين تر کرده است. موضوع فوق در کنار تفاوت آراي اخذ شده محمد تقي مصباح يزدي و هاشمي رفسنجاني، موقعيت اين دو روحاني در کانون توجه ها را بيشتر نشان مي دهد؛ چنانچه اولي نزديک به 900 هزار راي را کسب کرد و دومي يک ميليون و پانصد هزار راي را به خود اختصاص داد. اتفاقي که از آن به مشابهت سرنوشت مصباح يزدي در انتخابات خبرگان سال 85 مانند هاشمي در انتخابات تير ماه سال 84 تعبير شد. هم اکنون با وضعيت جسماني آيت الله مشکيني، دو روحاني ارشد اردوگاه راستگرايان، بايد براي کسب صندلي رياست مجلس خبرگان رهبري يارگيري کنند. اما به نظر مي رسد در اين روند، «محمد تقي مصباح يزدي» راه دشوارتري پيش رو دارد.

کميته سه نفره براي پيدا کردن خبرچين در مالزي تشکيل شد
تشديد اقدامات امنيتي در تيم ملي
گروه ورزشي ،مهدي اميرپور ؛ديروز اعلام شد که «خبرچين» تيم ملي شناسايي شده و بدين ترتيب آخرين دغدغه ذهني امير قلعه نويي براي هدايت هرچه بهتر تيم ملي برطرف شد. حالا تصورش را بکنيد امروز در لابي هتل پرنس «خبرچين» مزبور که گويا يکي از بازيکنان ذخيره تيم است در مراسمي رسمي مجازات شود در حالي که گروهي از اطرافيان امير قلعه نويي بدون کارت شناسايي، بدون معرفي به AFC به عنوان اعضاي کاروان تيم ملي و بدون هر ضابطه ديگري به راحتي در جلسات آناليز و تمرين خصوصي و عمومي تيم رفت وآمد مي کنند و از هرگونه اتهام «اخلال نظم اردويي»، «دو به هم زني» و «خبرچيني» مبرا هستند. گزارش هاي اختصاصي «اعتماد» از کوالالامپور گوياي اين واقعيت است.«آقاي اوساسونا، آقاي بايرن مونيخ، آقاي بولتون، آقاي لستر و آقاي هامبورگ سابق، اگر باباي من هم در زمين بود، از شما بهتر بازي مي کرد.» وقتي در وقت استراحت مسابقه با چين امير قلعه نويي در رختکن تيم با اين شيوه مي خواست روحيه را به فوتباليست هاي تيم ملي برگرداند، اصلاً تصورش را هم نمي کرد که روز پس از مسابقه حرف هاي او از کوالالامپور به تهران برسد و در روزنامه هاي ورزشي تيتر شود. البته پيش از آن هم حرف هاي قلعه نويي در وقت استراحت مسابقه با ازبکستان درز پيدا کرده بود. با اين حساب اصلاً عجيب نبود که قلعه نويي پس از اطمينان از صعود تيم به يک چهارم نهايي جام ملت هاي آسيا به دنبال کسي بگردد که اخبار رختکن تيم را بدون کم و کاست به گوش خبرنگاران مي رساند. کسي که حتي چند نفر از فوتباليست هاي تيم ملي هم حسابي از دستش عصباني بودند. علي کريمي در گفت وگوي اختصاصي با اعتماد براي کسي که حرف هاي خودماني بين بازيکنان را رسانه يي مي کند تاسف خورده بود، شخصي که علي کريمي او را «جاسوس» ناميده بود.به هر حال ماموريت دوستان قلعه نويي براي کشف نام جاسوس تيم ملي پس از پايان مسابقه با تيم ملي چين آغاز شد. يک تيم سه نفره از اعضاي فدراسيون فوتبال که دوستان نزديک امير قلعه نويي هم به حساب مي آيند تمام وقت خودشان را براي پيدا کردن جاسوس تيم ملي گذاشته اند. البته در اين بين هم تدابير مهدي مناجاتي سرپرست تيم ملي تمام راه هاي انتقال خبر از تيم ملي را بسته است. خبرنگاران ايراني که روز گذشته براي تهيه گزارش آخرين تمرين تيم ملي به استاديوم بوکيت جليل کوالالامپور رفته بودند با سدي محکم به نام مهدي مناجاتي مواجه شدند. او به خبرنگاران ايراني گفت؛ «AFC دستور داده که ديگر تمرينات ما بدون حضور خبرنگاران انجام شود.» اين در حالي بود که در تمرين صبح روز گذشته تيم ملي کره جنوبي اصلاً چنين ممنوعيتي وجود نداشت و حتي خبرنگاران ايراني هم به راحتي تمرين کره جنوبي را تماشا کردند. البته ممنوعيت ها در اردوي تيم ملي ايران به اين ختم نشد. عصر روز گذشته مهدي مناجاتي محدوديت جديدي را براي خبرنگاران ايراني به وجود آورد. او به خبرنگاراني که براي گفت وگو با بازيکنان تيم ملي به «هتل پرنس» کوالالامپور رفته بودند اخطار داد ديگر به هتل محل اقامت تيم ملي نيايند. توجيه او برمي گشت به اينکه AFC حضور خبرنگاران در هتل محل اقامت تيم ها را ممنوع کرده است. اما منتها يک ساعت پس از اعلام اين ممنوعيت تنها نماينده AFC در «هتل پرنس» خبر داد هيچ ممنوعيتي براي حضور خبرنگاران در هتل اقامت تيم ها وجود ندارد و اگر تيم ها بخواهند نمايندگان AFC با کمک ماموران انتظامي تنها مي توانند از رفت و آمد خبرنگاران در راهروي اتاق هاي بازيکنان جلوگيري کنند. نماينده AFC گفت؛ «اگر خبرنگاران بخواهند در طبقاتي غير از طبقه اسکان تيم ها باشند هيچ ممنوعيتي براي آنها وجود ندارد.» البته او اضافه کرد که ممنوعيت ورود خبرنگاران به تمرين صبح روز گذشته تيم ايران از سوي AFC نبوده و مديران فدراسيون فوتبال ايران درخواست کرده بودند تمرين پشت درهاي بسته انجام شود.در اين وضعيت کار کميته سه نفره جاسوس ياب تيم ملي هم شدت يافته و حتي روز گذشته شايعه شد که اين تيم جاسوس تيم ملي را پيدا کرده. البته هنوز نام اين بازيکنان منتشر نشده و احتمالش هم کم نيست که تا پايان مسابقات جام ملت هاي آسيا هم نامي از او به ميان نيايد. به هر حال افشاي نام او مي تواند جنجال جديدي را در اردوي تيم ملي به وجود بياورد و مديران سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال که مي خواهند اردوي تيم در آرامش باشد، مسلماً جلوي اين اتفاق را مي گيرند. هرچند که اصلاً بعيد نيست امير قلعه نويي در يک اقدام غيرقابل پيش بيني نام جاسوس تيم ملي را به رسانه ها بدهد.
در پي پخش برنامه تلويزيوني اعترافات رخ داد
مناقشه درباره انقلاب مخملين
گروه سياسي،مريم جمشيدي؛ همان طور که از پيش اعلام شده بود، شبکه اول سيماي جمهوري اسلامي ايران، چهارشنبه و پنجشنبه گذشته، برنامه يي را به سفارش وزارت اطلاعات کشور، تحت عنوان «به اسم دموکراسي» پخش کرد که شامل توضيحات هاله اسفندياري و کيان تاجبخش دو تبعه ايراني - امريکايي و رامين جهانبگلو استاد دانشگاه و پژوهشگر ايراني درباره پيگيري انقلاب مخملي در ايران بود.هاله اسفندياري و کيان تاجبخش هم اکنون به اتهام امنيتي و اقدام براي براندازي نرم عليه ايران در بازداشت به سر مي برند و رامين جهانبگلو نيز، شهريور سال گذشته پس از حدود چهار ماه بازداشت آزاد شد. جهانبگلو پس از ورود به تهران در فرودگاه مهرآباد به اتهام راه اندازي انقلاب مخملي و نرم در ايران دستگير شد.اين اقدام صدا و سيما که از روزها قبل، پخش برنامه مذکور را تبليغ مي کرد، با واکنش هاي متعددي مواجه شد به گونه يي که ابتدا بسياري در مخالفت با آن سخن گفتند. همچنين مقامات دولت امريکا، نسبت به پخش برنامه اعترافات انتقاد کرده و آن را اتهامي نادرست دانستند. تا جايي که وزارت خارجه ايالات متحده در اين باره بيانيه يي منتشر کرد.تعامل با بنياد سوروس اتهامي است که متوجه دو شهروند ايراني - امريکايي بوده؛ بنيادي که به گفته مقامات اطلاعاتي ايران، به دنبال براندازي نرم در جمهوري اسلامي ايران است همانند آنچه در اروپاي شرقي، آسياي ميانه و قفقاز رخ داد.با اين وجود، در حالي که کارشناسان ايراد حقوقي نسبت به پخش اين برنامه مبني بر صدور حکم قبل از انجام محاکمه و حين مراحل تحقيق وارد کردند، برنامه مذکور با تاکيد وزارت اطلاعات بر بار حقوقي نداشتن اعترافات تاجبخش و اسفندياري از سيما پخش شد.آنچه قسمت اعظم اين برنامه را به خود اختصاص داده بود، پخش تصاوير قديمي انقلاب هاي مسالمت آميز (مخملي) در اروپاي شرقي بود و اينکه توطئه يي مشابه براي سرنگوني دولت ايران در قالب انقلاب مخملي وجود داشته است.هاله اسفندياري که از مديران مرکز مطالعاتي ويلسون در امريکا است درباره بنياد سوروس با تاکيد بر اينکه نمي دانسته بنياد سوروس چه نقش مهمي در مساله فروپاشي شوروي داشته، گفت؛ بنياد را شخصي به نام «جرج سوروس» درست کرد که ايشان مجاري الاصل هستند که بعد از جنگ دوم جهاني به امريکا آمدند و يک ثروت نسبتاً قابل ملاحظه يي در آنجا به هم زدند و هدف شان براي کشورهايي که جزء شوروي سابق بودند اين بود که يک جامعه باز به وجود بياورند.وي سپس با شوروي شروع کرد، الان هم در جمهوري هاي آسياي ميانه خيلي فعال هستند، به خصوص خودشان هم علناً مي گويند که موثر بودند يا عامل انقلاب مخملي در گرجستان بودند و به هر حال در اوکراين هم فعاليت هايي در زمينه انقلاب مخملي داشتند.اسفندياري در ادامه با بيان اينکه نماينده بنياد سوروس با ما تماس گرفت تا به برنامه سخنراني هاي ايران کمک مالي کند، افزود؛ الان که نزديک به پنج ماه است من در ايران هستم و فرصتي برايم پيش آمد که روي اين مسائل که مطرح کردم فکر کنم و صحبت هايي هم دراين باره کرديم، واقعاً به اين نتيجه رسيدم که اين افراد و خود من بشويم حلقه هاي يک زنجيره يي که تشکيل شده از بنيادها، مراکز تحقيقاتي و دانشگاه ها که به اسم دموکراسي، به اسم توانمندسازي زنان، به اسم ديالوگ حتي در ارتباط سعي کنند يک شبکه هايي به وجود بياورند که اين شبکه ها نهايتاً در داخل ايران منجر بشود به به وجود آوردن يک تغييرات خيلي اساسي در درون رژيم ايران يعني واقعاً متزلزل کردن اين سيستم.کيان تاجبخش نيز که تاليفي از وي تحت عنوان سرمايه اجتماعي توسط دفتر مطالعات سياسي وزارت کشور به فارسي ترجمه شده و در دانشگاه هاي داخل کشور تدريس مي شود، گفت؛ بنياد سوروس اسم ديگرش موسسه جامعه باز بود. اين هم از فلسفه آقاي پوپر برگرفته شده است.

جرج سوروس از اين فلسفه اين برداشت را کرده که همان طوري که آقاي پوپر مي گويد در واقع هر علم اثبات پذير باشد، به معني ديگر هر علم و معرفتي بايد قابل ابطال باشد و نسبت به آن شک و ترديد به وجود بيايد.تاجبخش افزود؛ هدف درازمدت بنياد سوروس براي پياده کردن آن فلسفه جامعه باز و حرکت کردن آن جامعه يا جامعه يي به سمت جامعه باز، اين است که بين حاکميت و ملت شکاف ايجاد بشود و از طريق اين شکاف آن قسمت هاي جامعه مدني که بر مبناي جامعه باز شکل گرفته و توانمند شده، روي آن حاکميت به منظور تغيير رفتارش فشار اعمال کند.

سرمايه گذاري بنياد سوروس بعد از فروپاشي نظام کمونيسم و شوروي اين بايد باشد که جهان اسلام را هدف قرار دهد و همين امر همان حالت «اتو پيک» را مجدداً و استراتژي درازمدت اين بنياد را نيز نشان مي دهد يعني در واقع تا به حال بيشتر برنامه ها و سرمايه گذاري هاي بنياد سوروس در داخل اروپاي شرقي، آسياي مرکزي و اتحاد جماهير شوروي سابق قرار داشته است ولي الان به طور محاوره يي اگر عنوان کنيم آن بنياد احساس مي کند که کارشان در آنجا اگر تمام نشده باشد الان تمام شده و دارد به سمت کشورهاي اسلامي از جمله ترکيه، کشورهاي عرب، پاکستان، افغانستان و ساير اينها به پيش مي رود.

اما رامين جهانبگلو ديگر توضيح دهنده فيلم اعترافات که وزارت اطلاعات دو ماه پس از دستگيري وي در سال گذشته، اعلام کرد جهانبگلو از سوي امريکا ماموريت داشته در ايران انقلاب مخملي و نرم به راه بيندازد، در اين برنامه گفت؛ جالب اينجا بود که يکسري از اين افرادي که در آن کنفرانس هاي وودي ويلسون بودند در کنفرانس هاي يوسي اله هم شرکت داشتند و مي آمدند و بنابراين همديگر را مي ديدند و مي توانستند افراد ديگر را مرتب در آنجا ببينند، طبيعتاً اين حلقه هم شکل مهمي به خودش مي گرفت و مي توانست يک کار خيلي عملياتي مهمي را که مي خواهد انجام بدهد.

تقريباً تمام اين حلقه ها وقتي در کنار هم قرار مي گيرند به اين صورت بود که ما مي بينيم که فعاليتي که سفارتخانه ها داشتند چه در وجه اروپاي شرقي و چه در وجه اروپاي غربي و چه فعاليتي که خانم اسفندياري و نهاد وودرو ويلسون داشتند در دعوت ايرانيان و بعد از دعوت، بورس دادن به يکسري از ايرانياني که مي توانستند بروند و يک مدتي در امريکا بمانند.

جهانبگلو بلافاصله پس از آزادي در سال گذشته به خبرگزاري ايسنا رفته بود و درباره بازداشت و فعاليت هايش مصاحبه کرد. وي در آنجا تصريح کرد؛ من هيچ وقت کار سياسي نکردم. رهبر سياسي هم نبودم و عملاً قرار نيست در اين راستا عمل کنم. من فکر مي کنم انقلاب مخملي در ايران اصلاً انجام شدني نيست. به خاطر اينکه شرايطي که در اروپاي شرقي بوده با شرايطي که در ايران است قابل مقايسه نيست. وجود فردي مثل گورباچف در آنجا، يا اينکه در لهستان نيروي ديني مثل کليسا داشتيد و پاپ و جنبش کارگري و معلمان، ولي آنچه من درباره اش صحبت کرده بودم اين است که آنها از نظر روشنفکري چه الگوهايي داشتند و آيا اين الگوها براي توانمند کردن جامعه مدني نه براي ايجاد انقلاب، امکان پذير است؟ يک مقدار زيادي از بحثي که من مطرح کرده بودم بحث نظري و تئوريک و درباره ساختار روشنفکري در اروپاي شرقي و ايران بود.

آنچه موجب شده بود که به اين نتيجه برسند اين بحث استراتژيک است اين بود که نهادهاي امريکايي به خاطر اين مساله خيلي پول خرج مي کنند و آن هم به بحث امپراتوري سازي و سياست امريکا در خاورميانه برمي گردد.جهانبگلو در خاتمه برنامه اعترافات چنين اظهار کرد؛ من الان که برمي گردم به اين فعاليت چند ساله ام از دوره امريکا تا ايران، مي بينم که فعاليت هايي داشتم که بيشتر در راستاي منافع دشمنان ايران قرار گرفته تا در راستاي منافع ملت ايران و از کرده خودم پشيمانم و فکر مي کنم که به بهترين وجه بايد آن را بتوانم جبران کنم.اما پخش برنامه به اسم دموکراسي که عمدتاً با پخش تصاويري به چگونگي شکل گرفتن انقلاب مخملين در قرقيزستان با الگوبرداري از اوکراين و اسلواکي و گرجستان پرداخت، واکنش موافقان و مخالفاني را در پي داشت.استادي امام جمعه موقت قم در خطبه هاي نماز جمعه اين شهر بر هوشياري مردم و دولت تاکيد کرد و با تقدير از سيماي جمهوري اسلامي ايران براي پخش برنامه «به اسم دموکراسي» آن را عنايت الهي دانست و گفت؛ به فرموده امام راحل، گاهي خدا دين را به آدم فاجر تاييد مي کند؛ يعني گاهي دشمنان سخناني مي گويند که به نفع مسلمانان و به ضرر کفار تمام مي شود که اين برنامه نمونه آشکار آن بود.

به گزارش ايسنا وي به سخنان «هاله اسفندياري» اشاره کرد و گفت؛ طبق گفته اين فرد و دو نفر ديگر واقعيت اين است که امريکا پس از فروپاشي شوروي هدف خود را جهان اسلام به ويژه ايران قرار داد و سعي کرد با هزينه 75 ميليون دلاري راهي براي ضربه زدن به ايران پيدا کند. وي تصريح کرد؛ اينها سازمان هايي به نام بنياد تحقيقات و مطالعات تشکيل دادند و با رفت و آمد گروه هايي را شناسايي و مطالبي به آنها تلقين کردند تا بتوانند از طريق آنها کارهاي خود را به پيش برند و بين ملت و حاکميت جدايي بيندازند. وي خطاب به آحاد مردم ايران گفت؛ دولت، ملت، روشنفکران و حوزويان ما سعي کنند تا در اين زنجيره قرار نگيرند و گول شعارهاي ظاهرفريب آنها را نخورند. همچنين فاطمه آليا نماينده مردم تهران در مجلس گفت؛ اثبات کارآمدي دستگاه امنيتي کشورمان و سربازان گمنام امام زمان(عج) يک جنبه مهم پخش برنامه «به اسم دموکراسي» بود. اما دکتر احمد بخشايشي استاد دانشگاه با بيان اينکه رقابت هاي سياسي در کشور مانع شکل گرفتن انقلاب هاي رنگين يا مخملين است، گفت؛ انقلاب به فرآيندي گفته مي شود که طي آن قدرت با خشونت، از يک گروه به گروه ديگر منتقل مي شود و قدرت به طور «حتمي و کامل» و نه ناقص تغيير جايگاه پيدا مي کند.

به گزارش مهر وي با بيان اينکه تغيير ساختار سياسي، نهادهاي جديد، تغيير پايگاه اجتماعي و سياسي و اقتصادي حاکمان جديد از جمله ويژگي هاي انقلاب هاي کلاسيک محسوب مي شود، گفت؛ در انقلاب هاي مخملين، عنصر «خشونت» وجود ندارد يا کمتر به کار گرفته مي شود و بيشتر روي حرکات مسالمت آميز براي تغييرات سياسي تکيه مي شود.

بخشايشي گفت؛ اولين هدف شکل دهندگان انقلاب مخملين، نخبگان هستند، بر اين اساس در شرايط فعلي جمهوري اسلامي ايران و به خصوص دولت نهم بايد رابطه خود را با نخبگان اصلاح کند.همچنين علي گرانمايه پور با تاکيد بر اينکه با توجه به حس بيگانه ستيزي ايرانيان، در ايران زمينه برپايي انقلاب مخملين وجود ندارد در مورد مفهوم «انقلاب مخملين» گفت؛ اصولاً انقلابات مخملين در کشورهايي صورت مي گيرد که داراي ضعف دموکراسي باشند و ريشه نهادهاي مردم سالار در آنجا ضعيف باشد و فاقد انسجام فرهنگي بالا و احساس وحدت ملي باشند. وي افزود؛ کمبود حس بيگانه ستيزي و غريبه ستيزي يکي از فاکتورهاي مهم در برپايي و شکل گيري انقلاب مخملين و رنگين است. گرانمايه پور تصريح کرد؛ نبايد تصور کرد که انقلاب مخملين در همه کشورها، با نسخه يي واحد و يکسان اعمال و انجام مي شود، بلکه هر کشور با توجه به خصوصيات و ويژگي هاي فرهنگي - سياسي خود، نسخه و مدلي خاص را پذيرا است.
عناوين اين صفحه
جانشيني خبرگان
تشديد اقدامات امنيتي در تيم ملي
مناقشه درباره انقلاب مخملين

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام