شنبه، 30 تير 1386 - شماره 1447
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
بنيتسيو دل تورو نقش قهرمان مبارز را بازي مي کند
تصوير دوباره «چه گوارا» در سينما
گروه فرهنگي؛ سال ها بعد از فروپاشي بلوک شرق و به حاشيه رفتن انديشه هاي مارکسيستي راديکال و گوشه گرفتن آن در چند نقطه محدود خاور دور و امريکاي جنوبي، مشهورترين پرتره قرن بيستم که همچنان به عنوان نماد «رمانتيسيسم انقلابي نوجوانانه» روي تي شرت ها، ليوان ها و اينجا و آنجا در پلاکاردها تکرار مي شود، بار ديگر روي پرده سينما جان مي گيرد.

خبر داغ اين روزها در صنعت سينما ساخته شدن دو فيلم مرتبط با نام هاي «آرژانتين» و «چريک» به کارگرداني استيون سودربرگ در اسپانيا است که داستان آنها حول محور شخصيت «چه گوارا» مي گردد. در فيلم اول ماجراي شکل گيري گروه انقلابي «چه گوارا» و «فيدل کاسترو» در سال 1956 و انقلاب کوبا به تصوير کشيده مي شود و دومي داستان سفر «چه گوارا» از آرژانتين به نيويورک در سال 1964 به قصد سخنراني در سازمان ملل متحد است. نقش ارنستو گوارا دلاسرنا ملقب به «چه گوارا» -پزشک آرژانتيني که بعد از سال ها مبارزه در کوبا و کنگو و بوليوي و چند کشور ديگر سرانجام در سال 1967 و سن 39 سالگي در بوليوي به دست عوامل سازمان سيا به قتل رسيد- برعهده بنيتسيو دل تورو است که هفت سال بعد از ساخته شدن فيلم «قاچاق» بار ديگر با سودربرگ همکاري مي کند. اين نقش را در فيلم سال 2004 والتر سالس با عنوان «خاطرات موتورسيکلت» گائل گارسيا برنال برعهده داشت. البته شخصيت «چه گوارا» در بيش از 22 فيلم در فاصله سال هاي 1968 تا 2007 به عنوان شخصيت محوري يا فرعي به تصوير کشيده شده و از جمله سال پيش در فيلم «شهر از دست رفته» اندي گارسيا چهره يي منفي از او به نمايش گذاشته شده بود. دو فيلم سودربرگ محصول مشترک ايالات متحده و اسپانيا هستند که فيلم اول در اسپانيا و دومي در مکزيک فيلمبرداري مي شود. علاوه بر بنيتسيو دل تورو، بازيگر پورتوريکويي و برنده جايزه اسکار 2001 براي «قاچاق» و نامزد اسکار 2004 براي «21 گرم»، جوليا اورموند («افسانه هاي پاييز»، «استالين»)، کاتالينا ساندينو (مارياي با محبت)، خاوير باردوم (اشباح گويا)، رايان گارلينگ («دفترچه»، «نيمه نلسون») و بنجامين برت («سياه سرخ»، «قاچاق») بازي مي کنند. قرار بود اين فيلم براساس فيلمنامه ترنس ماليک (نويسنده و کارگردان «خط باريک سرخ») ساخته شود اما با کناره گيري او از اين پروژه براي ساختن «دنياي نو»، استيون سودربرگ نوشتن فيلمنامه را برعهده گرفت.

آخرين فيلمي که از سودربرگ به نمايش درآمد، «آلماني خوب» بود که چندان از سوي منتقدان مورد استقبال قرار نگرفت.
جشنواره سينماي کلاسيک در تلويزيون
گروه فرهنگي؛ شبکه اول تلويزيون قرار است در يک اقدام جالب از فردا شش فيلم از آثار کلاسيک و تقدير شده سينماي جهان را پخش کند. اين اقدام در حالي صورت مي گيرد که نمايش فيلم هاي ايراني با حذفيات فراوان در روزهاي اخير انتقادات فراواني را متوجه تلويزيون کرده بود. بنابر برنامه اعلام شده دو فيلم از جان فورد، دو فيلم از کارول ريد، يک فيلم از جان هيوستن و يک فيلم از ديويد لين از امروز تا پايان هفته به نمايش در مي آيد. نکته جالب، ساعت پخش اين فيلم ها است. اگر خواهان ديدن فيلم هاي کلاسيک هستيد بايد هر روز ساعت 10 صبح پاي تلويزيون بنشينيد. شنبه 30 تيرماه «شاهين مالت» به کارگرداني جان هيوستن، 31 تيرماه «خوشه هاي خشم» به کارگرداني جان فورد، يکم مرداد «جداافتاده» به کارگرداني کارول ريد، دوم مردادماه «دره من چه سبز بود» به کارگرداني جان فورد، سوم مرداد «مرد سوم» به کارگرداني کارول ديد و چهارم مردادماه «انتخاب آقاي هابسن» به کارگرداني ديويد لين از شبکه اول سيماي جمهوري اسلامي پخش مي شود. هر کدام از اين فيلم ها از آثار مهم و تقديرشده سينماي جهان هستند که به رغم نمايش چندباره از تلويزيون در کنار هم قرار گرفتن شان يک جشنواره قابل توجه سينمايي را شکل مي دهد.
تقدير از آقاي نويسنده سينماي ايران
مراسم بزرگداشت کامبوزيا پرتوي در هفتمين آيين سپاس به همت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و موسسه توسعه تصوير شهر چهارشنبه شب در فرهنگسراي هنر برگزار شد. به گزارش مهر، در آيين سپاس از کامبوزيا پرتوي سينماگراني چون سيروس الوند، رسول صدرعاملي، علي معلم، مهوش وقاري، محمدمهدي عسگرپور، عليرضا رئيسيان، حسن ترابي، عباس گنجوي، فرهاد توحيدي، بهمن قبادي، مازيار ميري، امير سماواتي، برزو ارجمند و “ حضور داشتند. کامبوزيا پرتوي در اين مراسم با قدرداني از دوستان و همکاران خود که در اين مراسم شرکت کرده بودند، گفت؛ «تعاريفي که اين دوستان از من کردند، متعلق به کل سينما است. من خودم را جزئي از اين سينما مي دانم و خوشحالم از اينکه به من توجه شده و به نوعي ديده شده ام.» وي افزود؛ «متاسفانه در زماني اين مراسم برگزار مي شود که محمدمهدي عسگرپور و عليرضا رضاداد استعفا کرده اند. اميدوارم اين دو همکار زياد از ما دور نشوند تا بتوانيم همه با هم و در کنار يکديگر با حمايت هم فيلم بسازيم.» در ادامه مراسم با حضور عسگرپور، سهيل جهان بيگلري و علي معلم از کامبوزيا پرتوي، مهدي نادري و حسن اصلاني کارگردان و تصويربردار فيلم «تصوير کلمات» تقدير شد.
انتظارها امشب به پايان مي رسد
افشاي پايان هري پاتر
گروه فرهنگي؛ ساعت دوازده امشب انتظار جهاني ميليون ها هوادار «هري پاتر» که در هفته هاي گذشته اخبار و شايعه هاي بسياري را درباره جلد هفتم اين کتاب شنيدند به پايان مي رسد. انتشار نسخه هاي غيرقانوني و اينترنتي اين کتاب جي.کي.رولينگ و ناشرانش را وا داشت تا با ترفندهايي خوانندگان مشتاق و بي شمارشان را همچنان در هيجان خواندن نسخه اصلي که ظاهراً تفاوت هاي اساسي با نمونه اينترنتي دارد نگه دارند.

به موازات تکذيب ها و اظهارنظرهاي نويسنده ميليونر انگليسي، وکلاي انتشارات بلومزبري انگليس فعاليت خود را عليه دست اندرکاران انتشار غيرقانوني «هري پاتر و قديسان مرگ» آغاز کردند. در اين ميان ستون معرفي و نقد کتاب روزنامه نيويورک تايمز به تب تند جنجال ها و پيش بيني ها درباره سرنوشت هري پاتر دامن زد. نويسنده اين روزنامه مدعي شد کتاب را به صورت کاملاً قانوني و از يک کتاب فروشي در نيويورک خريده و تلاش کرده جزئيات سرنوشت ساز آن را فاش نکند. دبير سرويس ادبي اين روزنامه امريکايي تصريح کرد آنها حق دارند درباره هر کتابي که به فروش عمومي مي رسد گزارش و مطلب تهيه کنند.

در يادداشت کوتاه روزنامه نيويورک تايمز ضمن اشاره به تيره و تاره شدن تدريجي فضاي اثر نوشته شده است؛ در هري پاتر که تاکنون پدر و مادر، پدربزرگ و استادش دامبلدور را از دست داده بود در جلد هفتم چيزهاي بيشتري را از دست مي دهد که شايد شامل جانش هم باشد،

براساس اين مطلب هري پاتر در انجام ماموريت دستيابي به هفت شيء ولدمورت ترديد مي کند و به سه شيء جادويي ديگر توجه مي کند که مالک شان را به ارباب مرگ تبديل مي کنند. اين منتقدان ادبي صحنه پايان کتاب را در پيوند با ريشه هاي ادبيات فانتزي در سالني باشکوه و حوادثي که قلب را به تپش در مي آورد و لرزه بر اندام مي اندازد توصيف کرده اند.

دوستداران ايراني «هري پاتر» هم بنا بر وعده نشر چشمه و شهر کتاب جلد هفتم اين کتاب را براي اولين بار همزمان با خوانندگان سراسر جهان دريافت خواهند کرد و بنابراين بلافاصله ماراتن مترجمان و ناشران براي عرضه اين کتاب به زبان فارسي آغاز خواهد شد.
سينما آفريقا تعطيل مي شود
گروه فرهنگي؛ قرار است سينما آفريقا پس از اتمام اکران فيلم «قاعده بازي» به منظور دو سالنه شدن تعطيل شود.اين سينما که حدود هزار نفر ظرفيت دارد و در کنار سينما صحرا پر صندلي ترين سينماي تهران محسوب مي شود از اواخر شهريورماه و با به پايان رسيدن زمان اکران فيلم «قاعده بازي» تعطيل خواهد شد تا عمليات بازسازي انجام شود. اين سينما براي برگزاري جشنواره فجر در بهمن ماه آماده بهره برداري خواهد شد و تا آن زمان کار بازسازي سالن شماره دو که در بالکن خواهد بود به طول مي انجامد.با توجه به تعطيلي اين سينما تا زمان جشنواره و اينکه سينما آفريقا، سينماي سرگروه است، وضعيت برنامه اکران عيد فطر اين گروه نامشخص مانده است.گفته مي شود به احتمال فراوان يکي از دو سينماي فرهنگ يک يا فلسطين يک به عنوان سرگروه به جاي آفريقا به فعاليت خواهند پرداخت.ضمناً سينما پايتخت هم که بعد از جشنواره سال گذشته به علت دوسالنه شدن تعطيل شده بود، هنوز بازگشايي نشده است. قرار بود اين سينما از اواخر خرداد کار خود را با دو سالن از سر بگيرد ولي کماکان بازسازي اين سينما ادامه دارد.

ايران در ميان نامزدهاي بوکر آسيا جايي ندارد

فهرست نامزدهاي اولين دوره جايزه ادبي بوکر آسيا اعلام شد. به گزارش ايسنا برگزارکنندگان اولين دوره جايزه ادبي بوکر آسيا که ماه نوامبر اعطا خواهد شد، فهرست 23 نامزد اوليه را اعلام کردند که در اين ميان هند بيشترين نامزدها را دارد. علاوه بر 11 نويسنده هندي، نويسندگان ديگري از پاکستان، فيليپين، سريلانکا، ميانمار، ژاپن، مالزي، چين، هنگ کنگ و تايوان نامزد اين جايزه 10هزار دلاري هستند؛ در حالي که نام ايران در اين فهرست به چشم نمي خورد.

«تالار آيينه» و «مهر گياه» چهلتن سرانجام مجوز گرفتند

«تالار آيينه» و «مهر گياه» اميرحسن چهلتن پس از يک سال انتظار مجوز تجديد چاپ گرفتند. به گزارش ايسنا، اين دو کتاب از نيمه اول سال 85 در انتظار دريافت مجوز تجديد چاپ بودند، که به ترتيب براي نوبت هاي پنجم و چهارم به زودي توسط انتشارات نگاه منتشر خواهند شد. چهلتن که رمان «اخلاق مردم خيابان انقلاب» را براي چاپ آماده دارد، اما هنوز براي سپردن آن به ناشر اقدام نکرده است، همچنين اين روزها بعد از انجام تحقيق و يادداشت برداري ، نگارش هشتمين رمانش را آغاز کرده است.
درباره نظرات محمدرضا شجريان
اظهارنظر کار آساني نيست
جلال ذوالفنون

گروه فرهنگي؛ ماه گذشته «محمدرضا شجريان» در جريان سفرهاي خارجي خود با چند رسانه و خبرگزاري خارجي به گفت وگو نشست که چکيده يي از گفته هاي او در تاريخ 17 خرداد در قالب يک گزارش خبري در همين صفحه منتشر شد. به دنبال انتشار اين مطلب «جلال ذوالفنون» در قالب يک جوابيه، پاسخي به بعضي گفته هاي استاد به روزنامه اعتماد ارائه کرده است. گروه ادب و هنر روزنامه اعتماد با يادآوري اين نکته که انتشار اين مطلب در جهت ايجاد فضايي براي بيان آرا و نظرات گوناگون و در راستاي رشد سطح موسيقي کشور صورت مي گيرد، آمادگي خود را براي انتشار ديدگاه ها و پاسخ احتمالي استاد شجريان اعلام مي کند. لازم به ذکر است بعضي از مستندات آقاي ذوالفنون به ويژه در بند شماره 9 در اصل مطلب به شکل ذکر شده ديده نمي شود.

- - -

همه مي دانيم که فرهنگ ايران، فرهنگي است برتر و پيشکسوت و يکي از راهگشايان تمدن بشري در طول تاريخ، لذا جا دارد که با کمال افتخار و سربلندي در آبياري و مراقبت اين درخت کهنسال بکوشيم. گرچه مراقبت و نگهداري فرهنگ وظيفه يي است همگاني، ولي به نظر مي رسد که افرادي يا سازمان هايي و گروه هايي در اين امر سهم بيشتري دارند. يکي از عواملي که در اين موضوع سهم بسزا دارند رسانه هاي جمعي هستند و از جمله دوستداران فرهنگ انتظار دارند که شاهد حمايت و دلسوزي رسانه هاي جمعي از اين امر مهم باشند. متاسفانه گاهي مطالبي درج مي شود که به هيچ وجه شايسته فرهنگ ايراني نيست و به خصوص در زمينه هنر و خصوصاً در زمينه موسيقي، چون موسيقي هنر ظريف و حساسي است که با يک نسيم نامساعد ممکن است پريشان خاطر شود و اظهارنظر در مورد آن کار آساني نيست. يکي از نمونه هاي بارز در اين زمينه مطلبي است که در روز پنجشنبه 17 خرداد 86 در صفحه فرهنگ و هنر اعتماد به چاپ رسيده است.

اين مطلب که از لحاظ کميت حدود دو ستون روزنامه حدود دوازده مورد موضوع قابل نقد و بررسي دارد که در فهرست زير منعکس است.

ناگفته نماند که اين مطالب و مطالبي از اين دست به هر مقدار و به هر گونه که باشد تا زماني که به صورت نظر شخصي است هيچ مشکلي ندارد ولي همين که در يک رسانه جمعي مطرح شد در ارتباط با فرهنگ جامعه قرار مي گيرد و اهل فرهنگ وظيفه خود مي دانند که نکات لازم را يادآوري کنند. موضوعاتي که بررسي شده اند. در مطالب ياد شده، مصاحبه شونده متذکر شده بودند؛

1- الف؛«من زبان مردم ايران هستم»و در جاي ديگر

ب؛«از من توقع تغيير و تحول نداشته باشيد» اتحاد دو مفهوم فوق مفهوم سومي را با خود به ذهن مي آورد و آن اينکه از مردم ايران توقع تغيير و تحول نداشته باشيم که غيرمستقيم توهيني است به مردم ايران.

2- «همين که کنسرت مي دهم کافي است» همانند دکتري است که بگويد همين که مطب را باز مي کنم کافي است يا معلمي بگويد همين که به کلاس درس مي روم کافي است. ناگفته نماند که بيان اين موضوع ممکن است تازگي داشته باشد ولي ذهنيت آن متاسفانه سال ها است که وجود دارد.

3- «من نفهميدم موسيقي عرفاني يعني چه؟» نفهميدن نيازي به اعلان کردن ندارد، بايد رفت و براي فهميدن تلاش کرد.

4- «کساني هستند که دف را کنار موسيقي مي گذارند و موقع اجرا سر تکان مي دهند و به خيال خود موسيقي عرفاني ارائه مي دهند» اين تصور ايشان است که حضور دف و حرکت سر را نشانه عرفان مي دانند والا هيچ انسان عاقلي چنين تصوري ندارد.

5- «عرفان يعني شناخت» درست است ولي ايشان توضيح نداده اند که شناخت در چه زمينه يي؟

6- «موسيقي شناخت مي دهد» اين جمله به هيچ وجه منطقي نيست چرا که موسيقي به خودي خود ترکيبي است از اصوات و ريتم هاي گوناگون که يک پديده فيزيکي است و هيچ ربطي به هنر ندارد. زماني جنبه هنري پيدا مي کند که پيامي بر اين امواج سوار شود، پيامي عاطفي، اجتماعي، عرفاني، اخلاقي، تاريخي و امثال اينها. در واقع بايد گفته شود؛ موسيقي مي تواند شناخت بدهد.

7- «ما نمي توانيم شيوه کار خود را عوض کنيم»فکر نمي کنم چنين توقعي در کار باشد، اگر هم توقعي باشد در جهت تحول است که آن هم به عهده موسيقيدان است نه خواننده.

8- «من در موسيقي ايران تحول ايجاد کرده ام» رجوع شود به شماره 7

9- «هدف ما از ايجاد کارگاه آواز سرگرداني جوانان است»البته بعيد است که چنين باشد احتمالاً اشتباه چاپي بوده است و درست آن جلوگيري از سرگرداني جوانان بايد باشد که در اين صورت آقاي شجريان بايد قبول زحمت کرده به کمک آمارگران آماري از طرفداران جوان اين نوع موسيقي (که ايشان به آن شيوه کار مي کنند و توان تغيير آن را هم ندارند» به دست بياورند و ببينند به چه ميزان است.

10- «آواز با ما تمام مي شود» يا «ممکن است که تمام شود»اگر هم چنين شود غيرمنتظره نيست کما اينکه خيلي از پديده هاي فرهنگي را مي شناسيم که زماني مرسوم بوده ولي امروز رايج نيست که به احتمال زياد تلاش هاي بي حاصلي هم توسط دوستداران آن صورت گرفته.

11- «مي خواهيم آواز از اين که هست عقب تر نرود»پس با همه تفاسير و تفاصيل معلوم شد که آواز عقب رفته است، که ضمناً با شماره 8 هم مغايرت دارد.

12- شکوه و شکايت از نارسايي هاي داخل کشور و به رخ کشيدن امکانات دنياي خارج يکي از شعارهاي هميشگي ايشان است که در اين مقاله هم اشاره به آن شده است.

شکوه کار عاشق نيست، چون عاشق اصلاً خود را نمي بيند که بخواهد شکوه يي داشته باشد و کسي که عاشق نيست هنرمند نمي تواند باشد.
عناوين اين صفحه
تصوير دوباره «چه گوارا» در سينما
جشنواره سينماي کلاسيک در تلويزيون
تقدير از آقاي نويسنده سينماي ايران
افشاي پايان هري پاتر
سينما آفريقا تعطيل مي شود
اظهارنظر کار آساني نيست
پيدا و پنهان
پيام آور صلح در افغانستان
نگاه به جنگ از منظر عشق
از اون بالا کفتر ميايه

پيدا و پنهان
اقدام جالب روزنامه هاي اصولگرا ؛ همزمان با پخش اعترافات دو تابعيتي ها، روزنامه هاي نزديک به دولت و احزاب اصولگراي کشور متن کامل اين اعترافات را در روزنامه هاي شان منتشر کردند. در حالي که روزنامه ها نمي توانستند اين اعترافات را از تلويزيون برداشت کرده باشند. اين انتشار همزمان حاکي از آن است که روزنامه هاي نزديک به دولت و جناح اصولگرا متن اين اعترافات را پيش از پخش تلويزيوني آن در اختيار داشتند.

درگيري در سيستان و بلوچستان ؛ سايت جهان گزارش داد؛ نيروهاي تيپ مستقل 110 سلمان فارسي نيروي زميني سپاه پاسداران که در استان سيستان و بلوچستان مستقر است، در منطقه کورين زاهدان با اشرار و قاچاقچيان مسلح درگير شدند که يازده تن از اين نيروها به شهادت رسيدند. گفته مي شود 9 نفر از نيروهاي سپاه و بسيج نيز در جريان اين درگيري مسلحانه مجروح شدند که بلافاصله به بيمارستان نبي اکرم(ص) زاهدان منتقل شدند. کامبيز صادقي، محمدامين ريگي، مهدي کيخا، مصطفي ميري، علي لردواني، اسماعيل ميزان پور، قاسم پوراکبري، محمدرضا عطارزاده، محمدرضا احمدي، عماد کهوري و ابوالفضل اميدپناه اسامي شهداي اين حادثه هستند.

جوابيه ائتلاف رايحه خوش خدمت؛ جناب آقاي الياس حضرتي / مديرمسوول محترم روزنامه اعتماد / با سلام / پيرو درج خبري در ستون «پيدا و پنهان» آن روزنامه مورخ  26/4/86 تحت عنوان «دستور پذيرش دکتراي رئيس ستاد رايحه خوش خدمت و مشاور پيشين احمدي نژاد به دستور وزارت علوم در دوره دکتراي دانشگاه علامه طباطبايي»، ضمن تکذيب خبر، لازم به ذکر است که شايعه سازي هاي اين گونه بي ترديد از دست کساني برمي آيد که خود در دوران 8 سال دولت اصلاحات، با پول ملت و بدون داشتن صلاحيت هاي علمي لازم، بورسيه دانشگاه هاي داخل و خارج کشور شدند و نه تنها مخارج ميلياردي و سفارش هاي دولتي انجام شده براي آنها ثمري براي اين مرز و بوم نداشت که اکنون عده يي از همان نورچشمي هاي اصلاحات و بورسيه شده هاي سفارشي در دانشگاه هاي اروپا و امريکا، دست به دست اپوزيسيون و وابستگان کاخ سفيد بدون هيچ پرده پوشي مشغول به توطئه عليه منافع ملت ايران هستند. هرچند که فهرست اين افراد آنچنان پنهان نمي باشد. اما امروز که بسياري از مسائل روشن شده لازم است تا دولت جمهوري اسلامي با مروري بر سوابق موجود اين افراد در وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، حقايق را براي مردم بازگو کند. خواهشمند است مطابق قانون مطبوعات نسبت به درج اين جوابيه به طور کامل در همان صفحه و ستون از روزنامه اقدام نماييد.


جودلا
پيام آور صلح در افغانستان
ساسان گلفر؛ افغانستان اين روزها ميزبان جودلا- بازيگر انگليسي- است که براي تهيه يک فيلم مستند در آن کشور به سر مي برد. اين فيلم قرار است در روز 21 سپتامبر (30شهريور) که از طرف سازمان ملل روز جهاني صلح ناميده شده، در افغانستان به نمايش درآيد و بعد از آن در سراسر جهان نمايش داده شود. ديويد جود هيورث لا، متولد 29 دسامبر 1972 در لندن که بازيگري را از 12 سالگي شروع کرد و در سن هفده سالگي از مدرسه اخراج شد، بعد از اجراي چندين نمايش روي صحنه هاي «وست اند» لندن در حدود بيست سالگي نامزد جايزه «لارنس اليويه» شد و جايزه «توني» را دريافت کرد. بعد از موفقيت در ايفاي نقش هاي تلويزيوني در انگلستان به هاليوود راه يافت و در فيلم هايي مانند «نيمه شب در باغ خير و شر»، «آقاي ريپلي با استعداد»، «جاده پرديشن» و «الفي» بازي کرد، براي «آقاي ريپلي با استعداد» در سال 1999 و براي «کوهستان سرد» در سال 2004 نامزد اسکار شد و نامزدي ها و جوايز متعددي در بافتا، سزار، گلدن گلوب، جوايز منتقدان لندن و شيکاگو و جشنواره هاي ريز و درشت ديگر داشت و بالاخره در سن 34 سالگي نامش به عنوان دريافت کننده جايزه افتخاري دستاوردهاي يک عمر از جوايز سزار اعلام شد.جودلا به منظور تشويق شهروندان افغان براي بزرگداشت روز جهاني صلح همراه با جري گيلي، مستندساز بريتانيايي، در يک برنامه دو ماهه با همکاري سازمان ملل متحد در افغانستان به سر مي برد و اين روزها در کابل و استان هاي شرقي پرتخاصم افغانستان از جمله ننگرهار و لغمان با دانش آموزان، رهبران قومي و مقامات دولتي ملاقات و گفت وگو مي کند.


«روز سوم»
نگاه به جنگ از منظر عشق
نگار باباخاني؛ «روز سوم» شباهتي به فيلم هاي جنگي سينماي ايران که تاکنون به نمايش درآمده، ندارد. اين فيلم نه همچون «دوئل» از توپ و ترقه و اکشن و پشتيباني مطبوعاتي و به اصطلاح پروداکشن عظيم برخوردار است، نه مثل کارهاي جنگي رسول ملاقلي پور قرار است بازتابنده جهان بيني کارگردانش باشد و نه احساسات گرايي آن ربطي به سينماي حاتمي کيا دارد.در واقع «روز سوم» شبيه خودش و سازنده اش محمدحسين لطيفي است؛ فيلمي که بيشتر از اينکه جنگي باشد، عاشقانه است؛ بيشتر از اينکه معترض باشد؛ برانگيزاننده است؛ بيشتر از اينکه به احساسات ميدان دهد و آن را در دل جنگ براي تاثير بيشتر به کار بندد، جنگ را بهانه يي کرده براي بيان احساسات و بيشتر از آنچه حقش باشد جدي گرفته شده و در عين حال باز هم بيشتر از آنچه بايد، مورد ستيز و انتقاد قرار گرفت. آن هم صرفاً به خاطر جايزه گرفتن در جشنواره که بسياري آن را ناحق مي دانستند.به هر حال «روز سوم»، «روز سوم» است. از سيمايي که از يک شهر در حال سقوط نشان مي دهد، اعتبار مي گيرد و از منظر عشق به جنگ اعتبار مي بخشد و... «روز سوم»، «روز سوم» است؛ فيلمي که کارگردانش در آن به عده يي که در حلقه دشمن گرفتار آمده و اميدي هم براي رهايي ندارند فرصت مي دهد تا يک ساعت از پشت بي سيم اعتراف کنند و اشک بريزند. اين صحنه، کليد نگاه به روز سوم است؛ احساسات مقدم بر همه چيز و اگر هدف فيلم را اين نکته بگيريم متوجه مي شويم که محمدحسين لطيفي در ساخت «روز سوم» موفق شده است.در سينماي جنگ ايران، در مقابل فيلم هايي چون «مزرعه پدري»، «نجات يافتگان»، «مهاجر»، «ديده بان» و اثر عاشقانه يي چون «هيوا»، «روز سوم» جايگاه چندان محکمي ندارد. ولي نمي توان از تماشاي آن منصرف شد، چرا که «روز سوم» يک «حامد بهداد» خيره کننده و يک «باران کوثري» درخشان و يک «پوريا پورسرخ» اميدوارکننده دارد که به همه چيز فيلم مي ارزند. کارگردانش هم از گفتن اينکه موقع ديدن فيلم هندي اشک به چشم هايش مي آيد ابايي ندارد. اين را «روز سوم» اش نشان مي دهد...


از اون بالا کفتر ميايه
ابراهيم رها

با وجود اينکه اين ستون ما زمين کشاورزي نيست اما روزهاي چهارشنبه و پنجشنبه شخم خورده بود، اساسي، ما سعي مي کنيم اداي آدم هايي را که مي سوزند و مي سازند دربياوريم و به اين فکر کنيم که اگر گاهي ستون اينطوري مي شود مال اين است که خب از اون بالا کفتر ميايه، گفته اند در سفر رئيس جمهور به چين زنان هندو براي اينکه خودشان را تبرک کنند، دست شان را به شيشه ماشين رئيس جمهور مي کشيدند. ما براي زنان ساير ملل اين پيشنهادات را داريم. الف) زنان کشورهاي همسايه خودشان را به در و ديوار مرزها بمالند. به هر حال رئيس جمهور گذرش به تمام استان ها افتاده و تبرک خواهند شد. ب) زنان کشور ونزوئلا دست شان را به شيشه ماشين هوگو چاوس بمالند، نيابتاً همان اتفاق مي افتد.ج) زنان سوريه همين جور در دمشق قدم بزنند مساله حل است. به هر حال يک روز در ميان آنجاييم ديگر، د) زنان ايتاليايي هيچ رقمه اصرار نکنند چون پس از دست دادن با خاتمي، دست شان به هيچ وجه تبرک بشو نيست. گويا وزير ارشاد در جواب شمقدري- مشاور رئيس جمهور- که گفته بود احمدي نژاد وزارت ارشاد را تحمل مي کند، سريعاً و صريحاً پاسخ داده «گاهي وقت ها لطيفه گفتن عيبي ندارد.» الف) اين جمله نشان مي دهد که فقط ما نيستيم که مي گوييم بسياري از اعضاي هيات دولت در طنز چيزي هستند در مايه هاي کولاک، ب) اين جمله نشان مي دهد که در هيات دولت هم گاهي از اون بالا کفتر ميايه. ج) ما اميدواريم لطيفه گفتن هيچ وقت عيبي نداشته باشد و ما مثل آدم اين ستون مان را بنويسيم. د) تفاهم منو کشته. در راستاي تفاهم دوستان اصولگرا مدتي است که علي اکبر ولايتي و جواد لاريجاني حال يکديگر را اخذ مي کنند.الف) اي ول اي ول، داش جوادو اي ول اي ول، ب) بزن بزن که داري خوب مي زني ج) برو دارمت، د) گويا اخيراً همه جا از اون بالا کفتر ميايه.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام