|
پس از گذراندن سه هفته تعطيلات تابستاني و در اعتراض به شيوه سهميه بندي |
|
|
نمايندگان با پوشه بنزين راهي بهارستان مي شوند |
|
|
|
گروه سياسي، صبا آذرپيک ؛ نمايندگان مجلس پس از گذشت سه هفته در شرايطي امروز گام به بهارستان مي گذارند که در نخستين روز سهميه بندي بهارستان را به قصد تعطيلات تابستاني ترک کردند و حال با پرونده کلفتي از اعتراضات و گلايه هاي حوزه انتخابيه، کار را آغاز مي کنند.
گرچه خروج نمايندگان از آخرين جلسه صحن علني مجلس در نخستين ساعات اجراي طرح سهميه بندي بنزين بدون دادن هيچ راهکار گرهگشا براي رفع دغدغه هاي جديد مردم بود، اما مجلسي ها در آستانه کار مجدد اعلام کرده اند که دغدغه هاي مردم در حوزه هاي انتخابيه تا آن ميزان بوده که نمي توانند سکوت سه هفته يي را بيش از اين ادامه دهند. اظهارنظرهاي متفاوت با يک جمله مشترک که «دولت بايد چاره يي براي اين معضل بينديشد» تقريباً در گفته هاي نمايندگان هر دو جناح شنيده مي شود.
هر يک از نمايندگان روايت هاي قابل توجهي از ماجراي سهميه بندي بنزين در حوزه هاي انتخابيه دارند. اعتراضاتي که نمي توان آن را تنها به اقليت مجلس منتسب دانست. چنانچه بسياري از چهره هاي برتر جناح راست هم با تاييد چندباره معضلات اجراي اين طرح خواستار تجديدنظر کارشناسي در آن هستند.
آنچه مجلسي ها سهميه بندي بنزين به شيوه نادرست مي نامند که بدون توجه به جوانب مهم آن اجرا شده به گفته آنها در شهرهاي دور از پايتخت تاثيرات نامطلوب تري گذاشته است. چنانچه موسي قرباني از اعضاي اصلي فراکسيون اصولگرايان در روايت بنزين و قائنات گلايه ها را اين گونه از دولت نهم آغاز مي کند؛ «سهميه بندي بنزين به شيوه نادرست زندگي روستاييان را در قائنات فلج کرده در شرايطي که پمپ هاي سنگين آب با بنزين کار مي کنند اختصاص نيافتن سهميه ويژه در اين منطقه کشاورزي را به تعطيلي کشانده، موتوسيکلت هاي روستاييان، قديمي و بدون پلاک است و کارت سوختي تعلق نگرفته، فاصله هر روستا با پمپ بنزين هم حدود 100 تا 200 کيلومتر است و تمام اين موضوعات به دغدغه هاي ساکنان محروم قائنات اضافه شده است.»وي که در لباس عضو هيات رئيسه مجلس يکي از حاميان سهميه بندي بنزين محسوب مي شد امروز هم همچنان اصرار دارد که هيچ يک از اين موضوعات حکايت از ضعف دولت نهم ندارد زيرا اين مجلس بود که دولت را تحت فشار اجراي اين طرح قرار مي داد. حتي تابش رئيس فراکسيون اقليت هم با بيان اينکه بنزين دغدغه جديدي را به دغدغه هاي قديمي اردکاني ها اضافه کرده هم معتقد است که شأن ملت آن قدر پايين نيست که دولت بخواهد از سر رحمت و لطف کريمه، کوپن اضافي به تمام معترضان و آسيب ديدگان اين تصميم عجولانه بدهد.
گرچه اصولگرايان وعده داده بودند که روز گذشته در ديدار با رئيس جمهور بيش از هر رايزني انتخاباتي، دغدغه بنزين را با دولتمردان در ميان بگذارند تا بهارستان در نخستين روز بازگشايي جوابي براي گفتن به مردم معترض داشته باشد اما اظهارات برخي از نمايندگان طرفدار سهميه بندي بنزين حکايت از آن دارد که همچنان بنزين سوژه داغ بهارستان پس از تعطيلات تابستاني خواهد بود.
بسياري از چهره هاي اقتصادي مجلس مانند الياس نادران، غلامرضا مصباحي مقدم، حسن سبحاني و محمد خوش چهره همچنان خواستار اعلام سريع تر قيمت آزاد بنزين هستند؛ انتظاري که در آخرين روز مجلس پيش از تعطيلات هم محور پيشنهادهاي اصلي نمايندگان بود، اما اين سوي راهروها، افرادي مانند کوهکن از اعضاي هيات رئيسه و عضو فراکسيون اصولگرايان به نمايندگان يادآوري مي کنند که در مصوبه مجلس هيچ محدوده زماني براي اعلام قيمت آزاد وجود ندارد.
او معتقد است که چون چنين الزامي وجود ندارد، دولت مي تواند تا پايان سال اين طرح را اجرا نکند؛ «البته دولت مي تواند يک لايحه مبني بر اعلام نشدن قيمت آزاد بنزين تا پايان سال بياورد تا با تصويب مجلس، هيچ ايراد قانوني وجود نداشته باشد.» همين اظهارنظر چهره حامي دولت کافي است تا حسن سبحاني در گفت وگو با «اعتماد» معترض شود که اجرا نکردن قانون که ديگر لايحه نمي خواهد. «هيچ توجيهي براي آوردن لايحه يي مبني بر تاخير در ارائه قيمت آزاد بنزين وجود ندارد.» |
|
|
|
|
|
|
|
جفري آدامز، سفير وقت انگليس در تهران در گفت وگو با فارس مطرح کرد |
|
|
جامعه بين الملل و ايران به يکديگر اعتماد ندارند |
|
|
|
سفير انگليس در تهران با اذعان به اينکه ايران اعتمادش را به غرب از دست داد، گفت؛ چالش پيش رو بازسازي آن اعتماد است و اعتماد پديده يي است که بايد دوجانبه اتفاق بيفتد. «جفري دوين آدامز» سفير 49 ساله انگليس در تهران در گفت وگويي با فارس و در مکاني که در طول ماموريت وي در تهران شاهد تجمعات اعتراض آميز دانشجويان بسيجي عليه سياست هاي انگليس بوده، به بهبود روابط تهران و لندن خوش بين است.
ايران اعتمادش را به غرب از دست داده است
سفير انگليس در تهران در پاسخ به پرسشي در خصوص ارجاع پرونده هسته يي ايران به شوراي امنيت و رفتار ناعادلانه و غيرمنصفانه غرب با اين پرونده، گفت؛ همواره با خودم فکر مي کردم مساله هسته يي در اصل مساله «اعتماد» بوده و مساله يي که جامعه بين الملل در قلب مساله هسته يي ايران مي ديد «عدم اعتماد» بود. در واقع جامعه بين الملل اعتماد خود را در رابطه با فعاليت هسته يي ايران از دست داد و صادقانه اذعان مي دارم که ايران نيز متقابلاً اعتمادش را به غرب از دست داد. وي چالش پيش رو را بازسازي آن اعتماد دانست و اعتماد را پديده يي خواند که بايد دوجانبه اتفاق بيفتد. آدامز اضافه کرد؛ ما به پيشنهاداتي که آقاي سولانا دقيقاً يک سال پيش در تهران ارائه کرد به عنوان رويکردها و راهکارهايي براي اعتمادسازي مجدد نگاه مي کنيم. سفير انگليس گفت؛ براساس چنين پيش زمينه يي، از هرگونه اقدامي که در راستاي اعتمادسازي بيشتر بين ايران و آژانس بين المللي انرژي اتمي انجام گيرد، مثل مواردي که به نظر مي رسد در روزهاي گذشته اتفاق افتاد، کاملاً استقبال مي کنيم. ما همواره از آنچه افزايش شفاف سازي را به دنبال داشته باشد و تفاهم متقابل ايجاد کند، استقبال مي کنيم. وي يادآور شد؛ آنچه گفتم به هيچ وجه اين وظيفه را از شانه ايران ساقط نمي کند که بايد وظايفش را نسبت به شوراي امنيت سازمان ملل عملي کند.
آدامز در ادامه اين گفت وگو در پاسخ به اين سوال که براساس مستندات قانوني ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت اقدامي خلاف قوانين آژانس بين المللي انرژي اتمي است، با بيان اينکه از ديد ما پرونده هسته يي ايران هرگز از وين و حوزه کار وين خارج نشده است، تصريح کرد؛ ما هرگز فکر نکرديم که چون شوراي امنيت در مورد پرونده هسته يي ايران دست به کار شد کار آژانس با اين پرونده تمام شده است. هيچ کدام جايگزين ديگري نمي شود. سفير انگليس با ذکر اين نکته که بيشتر شدن همکاري ها بين ايران و آژانس به اعتمادسازي هرچه بيشتر کمک مي کند، اظهار داشت؛ اميدوارم روحيه سازنده يي که در گفت وگوهاي چند روز گذشته آژانس و مقامات ايراني وجود داشته به ساير جنبه ها نيز سرايت کند و بتواند به نتايج مثبت و مفيدي منجر شود. سفير انگليس در تهران در خصوص شبکه تلويزيوني «YOUR TV» که با مسووليت فردي به نام «فولادوند» فعاليت مي کند و با حمايت دولت انگليس به مقدسات مسلمانان آشکارا اهانت مي کند، نيز گفت؛ من درباره اين فرد و برنامه هاي تلويزيوني آن مطالبي شنيد ه ام ولي هيچ وقت برنامه هاي آن را نديده ام. وي افزود؛ فکر مي کنم فردي است که به شخصه و به تنهايي و براساس باورهاي شخصي خود برنامه تلويزيوني توليد مي کند و اين برنامه ها توسط ماهواره يي از امريکا پخش مي شود. آدامز ادامه داد؛ زماني از وجود اين شبکه مطلع شدم که مقامات ايراني توجه من را به اين مساله جلب کردند و از من خواستند اقداماتي نسبت به آن انجام دهم. نخستين کاري که براي اطمينان دادن به مقامات ايراني انجام دادم اين بود که اين آقا هيچ گونه ارتباطي با دولت انگليس ندارد. سفير انگليس يادآور شد؛ تنها ارتباطي که اين فرد با دولت انگليس پيدا مي کند اين است که پليس انگليس از آن تحقيق و بازجويي کرده تا ببيند که آيا اين فرد قانون شکني کرده است يا خير. وي با بيان اينکه اين فرد طي چند سال گذشته بيش از يک بار مورد بررسي پليس قرار گرفته، خاطرنشان کرد؛ تا به حال پليس به هيچ گونه شواهدي دست نيافته تا بتواند آن را متهم به جرمي کند. آدامز قوانين انگليس را در تلاش براي حمايت از آزادي بيان و حقوق افراد دانست و يادآور شد؛ طبق قوانين ما اساسي براي توقف کار اين فرد وجود نداشته است. ولي اگر در آينده قوانين ما را بشکند طبيعتاً اقدام مقتضي را انجام خواهيم داد. همچنين وي در پاسخ به اين سوال که با توجه به اقدامات اين شبکه عليه جمهوري اسلامي، آيا فکر نمي کنيد اين شبکه با موجوديت خود باعث تخريب مناسبات دو کشور شود؟ اظهار داشت؛ ما بايد اقدامات، ديدگاه ها و تحليل هاي خود را براساس قانون پايه ريزي کنيم. در قوانين ما نه تنها ابراز مخالفت با يک دولت ديگر، بلکه با خود دولت انگليس نيز غيرقانوني نيست. اگر خشونت به ميدان بيايد از آن جا به بعد فعاليت هاي آن فرد غيرقانوني مي شود. سفير انگليس با بيان اينکه تهديد هاي خشونت آميز عليه يک فرد و يا عليه دولت غيرقانوني است، ادامه داد؛ قانون انگليس قانوني است که من به عنوان کسي که در خدمت دولت هستم مجبور به رعايت آن هستم. پارلمان قانون سازي مي کند و ما به عنوان مجريان آن مجبور به رعايت آن هستيم. |
|
|
|
|
|
|
|
جلايي پور در جمع اصلاح طلبان اصفهان مطرح کرد |
|
|
الگوهاي چهارگانه تغييرات اجتماعي |
|
|
|
گروه سياسي؛حميدرضا جلايي پور، استاد جامعه شناسي دانشگاه تهران با تقسيم بندي الگوي تغييرات اجتماعي به چهار نوع اصلاح طلبي آمرانه، انقلاب، اصلاح طلبي از وسط و اصلاح طلبي سه جانبه گفت؛ الگوي چهارم که نوعي اصلاح طلبي سه جانبه با همکاري دولت، نهادهاي مدني و قربانيان اجتماعي است، مي تواند در ايران پياده شود.عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت که در جمع اصلاح طلبان اصفهان در دفتر جمعيت تدبير زمان سخن مي گفت با ارزيابي الگوهاي تغييرات اجتماعي، الگوهايي که دولت ها، احزاب و جنبش هاي اجتماعي در 200 سال گذشته براي حل ابعاد نامطلوب جامعه (نابرابري اقتصادي، جنسيتي، اجتماعي و غيره) به کار بسته اند، گفت؛ الگوهاي تغييرات اجتماعي را مي توان به چهار دسته تقسيم کرد که اولين آن الگوي تغيير از بالاست که البته با نام هاي اصلاح طلبي آمرانه، ديکتاتوري مصلحانه يا مدل بيسمارکي عنوان مي شود؛ يعني همان تجربه يي که آلمان ها در پايان قرن نوزدهم ميلادي، هنگامي که در توسعه از انگليس و فرانسه عقب افتادند، براي جبران عقب ماندگي خود به کار بستند. جلايي پور مهد الگوي دوم را امريکاي لاتين دانست و نماد آن را افرادي چون چه گوارا و فيدل کاسترو برشمرد و گفت؛ البته يکي از موفق ترين تجربه هاي منطقه يي در الگوي دوم تغييرات اجتماعي ايران است که نه تنها توانست مردم را بسيج کند، بلکه حکومت موجود را نيز برکنار و بعد از آن حکومت پايداري تشکيل داد و اين امر در حالي بود که بسياري از کشورها يا از بسيج مردم ناتوان بودند يا در برکناري حکومت يا تشکيل حکومت جديد، دچار مشکل شدند که نمونه آن افغانستان است. اين مدرس دانشگاه يکي از اشکالات الگوي دوم را پرهزينه بودن آن دانست و تصريح کرد؛ دومين اشکال انقلاب، دوقطبي شدن جامعه و تقسيم آن به انقلابيون و ضدانقلابيون است که سال هاي زيادي طول مي کشد تا اين دو طيف روبه روي يکديگر قرار نگيرند، که البته در اين دوران جامعه توسعه نمي يابد و اهداف انقلاب به درستي پيگيري نمي شود. وي الگوي تغيير از وسط (يا اصلاح طلبي از وسط) را سومين الگوي تغييرات اجتماعي برشمرد و اظهار داشت؛ در اين الگو، ديگر کسي براي تغيير ابعاد نامطلوب جامعه به دولت و انقلاب دل نمي بندد و بخش مياني و مدني جامعه، يعني احزاب، مطبوعات و تشکل هاي غيردولتي دموکراتيک تشکيل مي شود که نماينده مردم باشد و اين اقدامات نيز با اثرگذاري بر روي افکار عمومي و فعاليت هاي احزاب، مطبوعات و NGO ها صورت مي گيرد. وي با تاکيد بر اجراي الگوي چهارم به بيان اين الگو پرداخت و گفت؛ الگوي چهارم تغييرات اجتماعي يک نوع الگوي اصلاح طلبي سه جانبه است که در آن، تصور از جامعه جديد، بسيار عميق تر از تصور از جامعه سه الگوي قبلي است. جلايي پور با بيان اينکه الگوي چهارم حق سياسي نبودن افراد را به رسميت مي شناسد، گفت؛ در واقع در اين نوع الگو، اعتقاد بر اين است که شايد کارشناسان نتوانند مشکلات و راه حل آنها را به درستي تشخيص دهند و در واقع شايد يک طرف مذاکره باشند.
به گزارش ايسنا وي با بيان اينکه در ايران زمينه فراهم شدن الگوي چهارم تغييرات اجتماعي وجود دارد، آن را نافذترين الگوي اصلاح طلبي خواند وگفت؛ کميته امداد به رغم حکومتي بودن، تجربه موفق اين الگوست که هر سه گروه دولت، خيرين و نيازمندان در آن شرکت دارند. همچنين مدارس غيرانتفاعي و رشد صندوق هاي قرض الحسنه نيز از ديگر نشانه هاي وجود زمينه هاي الگوي چهارم در کشورمان است. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
پاسخ دفتر سيداحمد خاتمي به يک خبر |
|
|
|
دفتر سيداحمد خاتمي درباره سخنانش در خطبه هاي نماز جمعه تهران توضيحاتي را براي اعتماد ارسال کرد که در پي مي آيد.احتراماً ضمن تشکر از شما و همکاران تان در پوشش اخبار خطبه هاي اين هفته نماز جمعه تهران به امامت آيت الله سيد احمد خاتمي؛ در روزنامه شماره 1447، شنبه مورخ 30/تير/1386؛ يادآور مي شويم تيتر خبر با عنوان؛ «سيداحمد خاتمي؛ مطبوعات و تشکلات دانشجويي پايگاه کودتاي نرم است.»
با متن خبر؛ و اصل فرمايشات آيت الله خاتمي در خطبه هاي نماز جمعه تهران بيگانه است؛ پر واضح است مطبوعات و محافل روشنفکري که پايگاه امريکا هستند، کساني مي باشد که در جهت سياست هاي امريکا قرار دارند؛ و گر نه چه کسي روشنفکران دين مدار و مطبوعات ارزشي را پايگاه تلاش هاي براندازانه امريکا مي داند؟
مطبوعات و محافل روشنفکري که مجريان سياست امريکا در اعترافات شان گفتند؛ همان مطبوعاتي هستند که به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي؛ پايگاه دشمن مي باشند و محافل روشنفکري که اميد امريکا هستند همان روشنفکران بيمارند که اسلام براي آنان استخواني در گلو است. |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
در چيستي فرهنگ سياسي نخبگان |
|
|
|
هادي خانيکي
فرهنگ و نگرش سياسي نخبگان و گروه هاي حاکم در ايران به آن سبب که در ايجاد يا بازتوليد ساختارهاي قدرت تاثيرگذار است، همواره حائز اهميت بوده و هست. اين فرهنگ به دلايل متعدد تاريخي، فرهنگي، اجتماعي و روان شناختي مضموني فردگرا و جمع گريز و به عبارتي ديگر رقابت ستيز و غيرمشارکتي داشته است، لذا در آن ساخت قدرت سياسي به عنوان رابطه يي عمودي، يک سويه و از بالا به پايين در ميان حاکمان و مردم تصور مي شده است. اين ساخت و رابطه سياسي اگرچه بازتابي از تلقي قدرت در خانواده و زندگي عامه بوده و بدون تغييرات عميق اجتماعي و فرهنگي نمي تواند دگرگون شود، اما به طور خاص از انديشه و نگرش نخبگان نيز تاثير مي پذيرد. بر اين اساس مي توان گفت طرز تلقي و رفتار سياسي نخبگان در تقويت يا تضعيف زمينه هاي توسعه سياسي، رشد جامعه مدني و جلب مشارکت و رقابت آحاد و گروه هاي اجتماعي اثرگذارتر از فرهنگ سياسي عمومي است.
با تکيه بر اهميت اين موضوع شايسته است در چيستي، چگونگي و بايستگي فرهنگ سياسي نخبگان در ايران، روزنه هايي نو گشوده شود و پرسش هايي بنيادي در معرض توجه قرار گيرد؛ چرا فرهنگ سياسي گروه هاي حاکم در ايران گرايش به ترجيح رابطه «تابعيت محور» بر رابطه «مشارکت مدار» دارد؟ چرا سياست به جاي آنکه عرصه همسازي و همکاري با گروه هاي مختلف اجتماعي قلمداد شود، بيشتر معطوف به چگونگي از ميدان به در کردن رقيبان مي گردد؟ اساساً چرا قدرت سياسي مجراي جامعه پذيري و فرهنگ پذيري مبتني بر مدنيت، تجميع و شهروندي نمي شود؟ اينها و پرسش هايي از اين دست مي توانند چشم اندازهايي تازه در حوزه سياست نظري و عملي بگشايند. مشارکت ستيزي نخبگان به اين معنا، اگرچه خود هم بر تمرکز ساختاري قدرت سياسي و هم بر ضعف جامعه مدني تاثير مي گذارد، اما خود واکنشي برخاسته از تجربه هاي تاريخي و عملکرد ساخت هاي سياسي نيز هست. در اين فرهنگ بيشتر رفتارهاي سياسي خاصي شکل مي گيرد که بر «بي اعتمادي و بدبيني» متکي است. فرهنگ سياسي تابعيت، توانايي هاي افراد را در همکاري و پيدايش اعتماد متقابل از ميان مي برد، شهروندان را نسبت به کارکرد قدرت سياسي بدبين مي سازد و نگرش هاي نامساعد نخبگان را نسبت به مشارکت سياسي و رقابت اجتماعي تقويت مي کند. فرهنگ سياسي نخبگان ايران تاکنون از زواياي مختلفي مورد بررسي قرار گرفته که فصل مشترک فقدان ديدگاه مساعد نسبت به گسترش مشارکت و رقابت در سياست است.
«ماروين زوئيس» فرهنگ سياسي نخبگان ايران را در چهار ويژگي «بدبيني سياسي»، « بي اعتمادي شخصي»، «احساس عدم امنيت آشکار» و «سوءاستفاده هاي فردي» خلاصه مي کند؛ ويژگي هايي که رفتار سياسي را در جامعه شکل مي دهند. «ديويد مک کله لند» زمينه هاي عمومي اين فرهنگ را که در امثال و حکم، فولکلور و ادبيات عامه منعکس است، مانع شکل گيري گرايش هاي مشارکت جو و رقابت پذير مي داند. به نظر او «فردگرايي منفي» و پرهيز از بيان صريح نظريات برخاسته از همين خصوصيت ها و زمينه ها است... زرنگي، تک روي، واگذاشتن صلاح مملکت به خسروان، اعتماد نکردن به کسان، انتظار شر داشتن از ديگران، گزافه گويي، فرصت طلبي، آب را گل آلوده کردن، تسليم در برابر خصم غالب، ترجيح سکوت بر نظرورزي، راز آلودگي، تملق، لاف ياري زدن در نعمت و... از جمله خصوصيت ها و زمينه هايي است که عملاً راه را بر مشارکت ستيزي و رقابت گريزي مي گشايند.
«وست وود» بدبيني نهفته در فرهنگ سياسي نخبگان ايران را مقوله يي مي داند که ريشه در واقعيت هاي تاريخي دارد، به وسيله واقعيت تاييد مي شود به نوبه خود واقعيت سياسي را در ايران تشکيل مي دهد. به صورت خلاصه مي توان گفت بي اعتمادي و بدبيني نسبت به مقوله قدرت سياسي از جمله ويژگي هاي عمده فرهنگ سياسي تابعيت و واکنش نسبت به رابطه يکسويه و عمودي قدرت به شمار مي رود و فرهنگ سياسي نخبگان را به شدت فرا مي گيرد. به اين گونه فرهنگ مفهوم و مقوله مشارکت و رقابت يا از عرصه حيات سياسي خارج مي شود يا تصويري مخدوش و وارونه مي يابد و طبيعي است که رفتارهاي سياسي برآمده از فرهنگ غيررقابتي و غيرمشارکتي، آميزه يي از انفعال و کناره گيري، اعتراض پنهان و ترس يا دنباله روي و منفعت طلبي خواهد بود.
اين گونه فرهنگ سياسي نخبگان که دهه ها و سده هاي اخير تاريخ ايران را در برگرفته است، نه تنها با مباني فرهنگ اسلامي ما، فرهنگ فتوت و ياريگري جامعه ما سازگاري ندارد بلکه با تجربه و رويکرد جهان جديد نيز ناهمساز است. پس بايد چاره يي نو انديشيد و راه هايي نو در پيش گرفت.
چگونه مي توان نگرش ها و رفتارهاي نخبگان سياسي را به مشارکت جويي و رقابت پذيري نزديک تر کرد؟ روشن ترين پاسخ به آن فراهم کردن زمينه ها و ايجاد نهادهايي است که ميل به گشودگي، رقابت و مشارکت داشته باشند و تقويت نهادهاي مدني توزيع مردم سالارانه قدرت سياسي، تحزب و سازمان يافتگي جامعه را برتابند. اما اين سخن تمامي پاسخ نيست.
پاسخ هاي کامل تر و جامع تر را بايد هم بيشتر در ميان نخبگان و گروه هاي سياسي واکاويد و هم تفصيل آن را بيشتر به ميان جامعه برد.
اين جهان و اين جامعه با توصيه به تنهايي نمي سازد، پس نه دل ها را به خوکردن به تنهايي توصيه کنيم و نه از تن ها بلا بجوييم. |
|
|
|
|
|
|
|
|