
مهدي طاهباز
خيلي ها اميدوارند که داريوش مهرجويي بتواند با «سنتوري »اش تکاني به گيشه سينماها بدهد و ارقام رکورد فروش را که فعلاً دست «اخراجي ها»ي ده نمکي است، جابه جا کند. از روز چهارشنبه و با نمايش دو فيلم سنتوري(داريوش مهرجويي) و پاداش سکوت(مازيار ميري) اکران آخرين سري فيلم هاي تابستاني آغاز مي شود. از حدود دو ماه ديگر با فرارسيدن ماه رمضان، سينما براي مدتي از رونق خواهد افتاد تا اينکه اکران عيد فطر آغاز شود و گيشه جاني دوباره بگيرد. هم اکنون دور اول اکران تابستاني با فيلم هاي روز سوم(محمد حسين لطيفي)، پارک وي(فريدون جيراني)، پيک نيک درميدان جنگ(رحيم حسيني) و رئيس(مسعود کيميايي) ادامه دارد. با اينکه «پارک وي» از مرز 300 ميليون تومان گذشته و فروش نهايي اش حدود 350 ميليون تومان خواهد بود و دو فيلم «رئيس» و «روزسوم» نيز در نهايت به ارقامي در همين حول و حوش خواهند رسيد، اما اين فروش ها چندان رضايت بخش نيست و تهيه کنندگان را سر ذوق نخواهد آورد. از قديم گفته اند که پشت تب تند، لرز است. اين مثال در مورد سينماي ايران هم صادق است. بعد از فروش رويايي «اخراجي ها» که اگر به بلاي سي دي قاچاق دچار نمي شد، فروشش فوق رويايي بود، سينما دچار رکودي قابل پيش بيني شد. البته عرضه سي دي قاچاق چند فيلم همزمان با اکران شان نيز در اين رکود بي تاثير نبود و به آن دامن زد.
در اين ميان «پارک وي» خيلي نرم و آرام فروشش را از مرز 300 ميليون تومان گذراند. براي اين فيلم که تبليغات درست و حسابي ندارد و بازيگرانش هم در رده ستارگان جاي نمي گيرند، فروش 300 تا 350 ميليون تومان يک رقم ايده آل است. ضمناً خنده هاي تماشاگران را نيز موقع ديدن فيلم نبايد فراموش کرد. به هر حال هنوز هم در سينماي ايران بهترين و موثر ترين راه تبليغ، همان توصيه هاي مردم به يکديگر و تبليغ دهان به دهان است.
«روز سوم» هم با توجه به ظرفيت و پتانسيل اش فروش خوبي دارد. اين فيلم 250 ميليون تومان را رد کرده و تا مرز 350 تا 400 هم جا دارد. البته تيزرهاي فراوان و پيشکشي تلويزيون که نصيب هر فيلم و هر تهيه کننده يي نمي شود، هم در اين فروش بي تاثير نبوده است. به هر حال «روز سوم» يک فيلم جنگي است و فروش فيلم هاي جنگي در سينماي ايران هم سقف معيني دارد. «دوئل» را فراموش کنيد. با آن پروپاگاندايي که در زمان «دوئل» انجام شد اگر در مورد فيلم «شغال» هم صورت مي گرفت، فروش فيلم چند صد ميليوني مي شد. در مورد «روز سوم» يک نکته مهم را نبايد فراموش کرد. با اينکه باران کوثري و پوريا پورسرخ بازيگران شناخته شده و شايد تا اندازه يي محبوب براي مردم باشند اما تا ستاره شدن فاصله زيادي دارند. در سينماي امروز هم ستاره ها مهمترين عوامل جذب مخاطب و فروش يک فيلم محسوب مي شوند. پس نتيجه مي گيريم که «روز سوم» فروش فوق العاده يي داشته و مورد اقبال واقع شده است.
اما مسعود کيميايي و رئيس اش. اين فيلم هم تا اندازه 350 تا 400 ميليون فروش خواهد کرد که البته اگر در سينماي ايران رقم چندان بالا و خيره کننده يي نيست، اما براي سينماي کيميايي يک رکورد زني محسوب مي شود. در اين سال ها بالا ترين رقمي که يک فيلم از کيميايي به آن رسيده چيزي در حدود 250 ميليون تومان بوده که متعلق به فيلم «حکم» است. پس نتيجه مي گيريم «رئيس» پر فروش ترين و البته نه پر مخاطب ترين فيلم مسعود کيميايي تا به امروز است. به هرحال نام مسعود کيميايي براي خيلي از مردم و مخاطبان سينما جذابيت دارد و فيلم هاي او تا حدودي مشتري ثابت دارند. «رئيس» هم با همه ضعف هايش، قصه سرراست تري نسبت به چند فيلم اخير کيميايي دارد و همين طور فيلم پر بازيگري است. همه اينها باعث مي شود تا فيلم فروش نسبتاً خوب و راضي کننده يي داشته باشد. اما از اين هفته دو فيلم جديد راهي سينماها مي شوند. «سنتوري» در گروه قدس اکران مي شود و «پاداش سکوت» در سينما فرهنگ و چند سينماي ديگر. احتمالاً از هفته آينده نيز «نصف مال من، نصف مال تو» جايگزين «پارک وي» خواهد شد و از هفته بعدش نيز «قاعده بازي» به جاي «روز سوم» روي پرده خواهد رفت. همه چيز براي يک تابستان داغ براي گيشه آماده است. البته اگر قاچاقچيان سي دي و فيلم بگذارند. گوش شيطان کر، اين دو سه فيلم آخري جان سالم به در برده اند و خدا بقيه را نيز از اين شر بزرگ محفوظ بدارد.
سنتوري، مي فروشد

فيلم مهرجويي پرفروش خواهد شد. شک نکنيد. فيلم سر و شکل جذابي دارد و بسيار سرگرم کننده و تاثيرگذار است. با تماشاي سنتوري هم مي توان خنديد و هم مي توان گريست. ضمناً دو بازيگر محبوب به نام هاي بهرام رادان و گلشيفته فراهاني را هم دارد که خوش درخشيده اند. از همه اينها گذشته فيلم مهرجويي پر است از صحنه هاي کنسرت آن هم با اجرا و صداي بهرام رادان که صد افسوس اي کاش فيلم با همان صداي محسن چاوشي اکران مي شد. البته گفته مي شود به وسيله کامپيوتر صداي رادان را به چاوشي نزديک کرده اند و خدا چه مي داند شايد هم صداي خود چاوشي را کمي به رادان نزديک کرده باشند. ترانه ها بسيار با حال و هواي فيلم همخواني دارند و روي فيلم نشسته اند. شايد به جرأت بتوان گفت مهرجويي بهترين فيلم ايراني را ساخته که در آن موسيقي و ترانه حرف اصلي را مي زند و نقش موثري دارد. اين را گفتم چون اسم «سنتوري» را نمي توان موزيکال گذاشت، اما به هر حال فيلم عجين شده با ساز و صدا و ترانه است. شايد هنر اصلي مهرجويي اين بوده که ترانه ها براي پر کردن زمان فيلم نبوده اند و در ساختار قصه تنيده شده اند و جزئي از آن هستند. اگرچه «سنتوري» در جشنواره به مذاق عده يي از سينمادوستان و حتي طرفداران مهرجويي خوش نيامد، اما اگر يادتان باشد «اجاره نشين ها» هم در زمان اکرانش با اينکه فروش کرد، اما چندان جدي گرفته نشد. گذشت زمان ارزش هاي «سنتوري» را مشخص خواهد کرد. اگر رکورد «اخراجي ها» جابه جا شد، تعجب نکنيد.
پاداش سکوت، چندان نمي فروشد
خيلي ها طاقت ورود سينماگراني چون مازيار ميري را به حيطه هايي مانند سينماي دفاع مقدس ندارند. «پاداش سکوت» مضموني جسورانه و ضدجنگ دارد و نسبت به دو فيلم قبلي کارگردانش اثري کلاسيک تر و داراي سر و شکلي حرفه يي است. همه عوامل در زمان ساخت اين فيلم دست به دست هم داده بودند تا «پاداش سکوت» فيلمي محکم و به يادماندني شود اما فيلم خيلي چيزها کم دارد که مهمترينش حس و حال مورد نياز اين نوع فيلم ها است. قصه فيلم و حتي آدم هاي آن شباهت زيادي به قصه و آدم هاي فيلم هاي حاتمي کيا دارد اما «پاداش سکوت» حس جاري در فيلم هاي حاتمي کيا را ندارد. اجرا خوب است اما همه چيز خشک و مکانيکي شده. شخصيت اصلي فيلم ، دل آدم را به درد نمي آورد. داداش آدم را عصبي نمي کند و گريه اش اشک آدم را جاري نمي کند. شايد مشکل از فيلمنامه است. فيلمنامه يي که آنقدر رفته و آمده و از سر و تهش کاسته شده که ديگر خاصيتش را از دست داده است.«پاداش سکوت» يک پرويز پرستويي دارد که مثل هميشه است. ديگر آنقدر او را در اين گونه نقش ها ديده ايم که نمي توانيم در موردش قضاوت کنيم اما هر چه باشد او هنوز براي تماشاگر آنقدر جذابيت دارد که براي تماشاي فيلمش بليت بخرد و به سينما برود. شايد در نظر اول«پاداش سکوت» عوامل جذابي براي پرفروش شدن نداشته باشد، اما فيلم يک چيزهايي هم دارد.فکر کنم پيش بيني فروش 200 ميليون تومان براي «پاداش سکوت» رقم مناسبي باشد. بالاخره فيلم کمي خالص است و از عوامل کاذب جذب تماشاگر بي بهره.
قاعده بازي، مي خواهد بفروشد
با اينکه در جشنواره چندان به دل ننشست و به مذاق خيلي ها خوش نيامد، اما پرفروش خواهد شد. به هر حال فيلم احمدرضا معتمدي يک کمدي بزن و بکوب است آن هم با انبوهي از بازيگران معروف. فقط همين کافي است تا در تبليغات و تيزرهاي احتمالي فيلم، اکبر عبدي با آن سر و شکلش (يا ديگر بازيگران فيلم) به تماشاگر نشان داده شوند. آن وقت است که تماشاگران وسوسه شوند تا به ديدن «قاعده بازي» بروند. ضمناً معتمدي پس از نمايش فيلمش در جشنواره تصميم گرفته تا آن را کمي کوتاه کند که اين کار هم باعث تندتر شدن ريتم و افزايش رضايت تماشاگر خواهد شد.
شايد مشکل اصلي فيلم، کم آوردن قصه به خصوص در نيمه دوم باشد. بالاخره وقتي قصه يي در کار نباشد و بازيگران بي جهت فقط در سر و کله يکديگر بزنند، حوصله تماشاگر سر خواهد رفت. البته شايد با اصلاحاتي که بعد از جشنواره روي فيلم انجام شده و کاهش مدت زمان (گفته مي شود حدود 30 دقيقه) آن، «قاعده بازي» سر و شکل بهتري يافته باشد. اي کاش احمدرضا معتمدي آنقدر که وقت خود را صرف کارگرداني و اجراي کار کرده، روي فيلمنامه هم کار مي کرد. قصه فيلم چيزي در حدود 5 -4 خط است و با اين چند خط داستان، دو ساعت فيلم ساخته شده است. همان قدر که فيلم هاي قبلي معتمدي عجيب و غريب بود، کمدي او نيز عجيب است. البته شايد تماشاگر از اين کمدي عجيب (بخوانيد کلاسيک) خوشش بيايد.
نصف مال من نصف مال تو، شايد بفروشد
بالاخره بعد از سال ها چشم مان به يک فيلم کودک در فصل تابستان روشن خواهد شد. البته اگر شريفي نيا و يکي دو بازيگر ديگر در اين فيلم بازي نداشتند و پخش کننده هم فيلميران نبود، دومين ساخته وحيد نيکخواه آزاد هم به سرنوشت ساير فيلم هاي کودک دچار مي شد.«نصف مال من، نصف مال تو» برداشتي آزاد از قصه اريش کستنر است که چند سال پيش کيومرث پوراحمد هم فيلم «خواهران غريب» را از روي آن ساخته بود. البته قصه فيلم نيکخواه تفاوت هايي با قصه کستنر و فيلم پوراحمد دارد که احتمالاً اين تفاوت ها باعث خواهد شد تا داد فمنيست ها هم دربيايد.
«نصف مال من، نصف مال تو» در جشنواره کودک همدان هم به نمايش درآمد و چند جايزه هم گرفت. برخي از فيلم به عنوان يک اثر جذاب و مخاطب پسند ياد کردند و برخي هم آن را مبتذل خواندند که هر دوي اينها به پرفروش شدن مي انجامد.
عيدفطر، همه مي خواهند بيايند و بفروشند
يکي دو هفته يي است که تقريباً هر کارگردان يا تهيه کننده يي که مي خواهد در مورد فيلمش حرف بزند از اکران آن در عيدفطر خبر مي دهد. همه مي خواهند عيدفطر اکران شوند. از «تسويه حساب» تهمينه ميلاني گرفته تا «دسته هاي خالي» ابوالقاسم طالبي يا «هميشه پاي يک زن در ميان است» کمال تبريزي. حتي يکي دو فيلم که هم اکنون مراحل فيلمبرداري را مي گذرانند نيز مي خواهند در عيد فطر رنگ پرده را به خود ببينند. اما اشکال کار اينجا است که حداکثر 5 يا 6 فيلم فرصت اکران را پيدا خواهند کرد که از همين الان دو سه تاي آنها قطعي شده است. در گروه قدس فيلم «در شهر خبري هست، نيست» اولين ساخته رضا خطيبي روي پرده خواهد رفت. در گروه استقلال هم که سينماي سرگروهش متعلق به حوزه هنري است و حوزه هنري هم متخصص سوزاندن بهترين زمان هاي اکران، فيلم «خدا نزديک است» ساخته علي وزيريان نمايش داده خواهد شد. اگر يادتان باشد در عيد نوروز فيلم «شب به خير فرمانده» در اين گروه اکران شد که همه ديدند چگونه فروخت. حالا هم قرار است يک زمان طلايي ديگر براي اکران به محصولي ديگر از حوزه هنري اختصاص يابد. البته قرار است اکران «خدا نزديک است» حداکثر دو هفته باشد و بعد از فيلمي ديگر اکران خواهد شد. در ماه رمضان هم در اين گروه فيلم «قصه دل ها» ساخته هوشنگ درويش پور که پيش از اين «حشره» نام داشت روي پرده مي رود. اکران عيد فطر گروه عصر جديد به احتمال فراوان نظام «کلاغ پر» شهرام شاه حسيني خواهد بود. اما مشکل اصلي در اين ميان تعطيلي سينما آفريقا بعد از اکران «قاعده بازي» تا زمان جشنواره خواهد بود. قرار است اين سينما دوسالانه شود و به همين دليل چند ماهي صرف اين کار خواهد شد. چون سينما آفريقا سرگروه است وضعيت اين گروه سينمايي نامشخص مانده ولي به احتمال زياد يکي از دو سينماي فرهنگ يا فلسطين به عنوان سينماي سرگروه به جاي آفريقا انتخاب خواهد شد.