
عبدالفتاح سلطاني
مهناز پراکند
حق محاکمه متهم به اتهامات متعدد در محکمه واحد
سوال؛ اگر يک نفر به انجام 4 جرم سرقت، خيانت درامانت، جاسوسي و فرار از خدمت نظام وظيفه متهم شده باشد در کدام دادگاه رسيدگي مي شود يا جدا جدا.
اولاً؛ مي دانيم که طبق قانون، سه دادگاه داريم که براي رسيدگي به جرائم صالح هستند.
الف) دادگاه عمومي؛ که براي رسيدگي به جرائمي که قانون به آنها عنوان جرم عمومي مي دهد صالح هستند، مثل سرقت، خيانت در امانت، کلاهبرداري، چک بلامحل و...
ب) دادگاه انقلاب؛ که براي رسيدگي به جرائمي که قانون آنها را جرم سياسي يا امنيتي تلقي کرده است، صالح هستند. مثل؛ تبليغ عليه نظام، اقدامات عليه امنيت، جاسوسي و...
پ) دادگاه نظامي؛ که براي رسيدگي به جرايم نظاميان صالح هستند آن هم فقط در صورتي که نظامي ها در موقع انجام وظيفه نظامي خودشان مرتکب شده باشند. مثل فرار از خدمت، ضرب و شتم متهمان توسط نيروي انتظامي. پس در مورد 4 اتهام فوق الذکر به اقدام عليه امنيت در دادگاه انقلاب، به خيانت در امانت و سرقت در دادگاه عمومي و به فرار از خدمت در دادگاه نظامي رسيدگي مي شود. (18)
ثانياً؛ اگر همه جرائمي که به متهم نسبت داده مي شود، از نظر مجازات يکي هستند و هيچ کدام مجازاتش بيشتر از ديگري نيست و همه آنها در صلاحيت دادگاه عمومي باشند، در اين صورت به همه اين جرائم در يک دادگاه رسيدگي مي شود.
ثالثاً؛ گاهي ممکن است جرائمي که متهم به انجام آنها متهم شده است از نظر مجازات با هم فرق داشته باشند. مثلاً يکي 3 ماه تا 6 ماه مجازاتش باشد و ديگري يک سال تا 3 سال و مثلاً سومي دو سال تا 10 سال مجازت دارد. در اين صورت به همه اين اتهامات در دادگاهي رسيدگي مي شود که براي رسيدگي به جرم سنگين تر (مهمتر) صالح است. مثلاً در مورد سرقت، خيانت در امانت و کلاهبرداري چون مجازات کلاهبرداري از همه بيشتر است در دادگاهي رسيدگي مي شود که جرم کلاهبرداري در مقر آن دادگاه واقع شده است.
استثنا اگر کسي متهم به انجام يک جرم شده باشد مثل سرقت و رسيدگي به اتهام سرقت شروع شده باشد اما در حالي که به اتهام سرقت رسيدگي مي شود يک شکايت هم به عنوان کلاهبرداري از او بشود در اين صورت به اتهام کلاهبرداري هم در همان دادگاهي که به اتهام سرقت رسيدگي مي کند و زودتر رسيدگي را شروع کرده، رسيدگي مي شود.
حق محاکمه شرکا و معاونين جرم، همزمان در محکمه واحد
سوال؛ اگر چند نفر با هم مرتکب يک جرم شده باشند و متهم اصلي در تهران باشد اما بعضي از متهمان در قم و يکي در سمنان باشد، آيا هر کدام در شهر خودشان محاکمه مي شوند؟
پاسخ؛ خير، در مواردي که جرم توسط چند نفر انجام گرفته، براي اينکه متهمان داراي شرايط مساوي براي تحقيق و رسيدگي باشند همه متهمان در دادسرا و دادگاهي مورد تحقيق و رسيدگي قرار مي گيرند که به اتهام (مجرم اصلي) در آن دادسرا يا دادگاه رسيدگي مي شود. فايده اين نحوه رسيدگي اين است که اولاً دادگاه با اشراف بيشتري به پرونده رسيدگي و حکم شايسته صادر مي کند، ثانياً ممکن است اظهارات يکي از متهمان به نفع ديگران مورد استفاده قرار گيرد و از تضييع حقوق افراد به اين طريق جلوگيري مي شود. (19)
حق تحصيل اطلاعات از پرونده
سوال؛ آيا متهم حق دارد از محتويات پرونده اش مطلع شود يا نه؟
پاسخ؛ بلي، همين که پرونده به دادگاه فرستاده شد و براي آن وقت رسيدگي تعيين شد و متهم يا وکيلش از آن مطلع شدند، حق دارند که با مراجعه به دفتر شعبه دادگاه، پرونده را مطالبه کنند و همان جا آن را مطالعه کنند و محتوياتش را هم ملاحظه کنند. مثلاً اگر کسي متهم به قتل است و دليل آن هم دو چيز است؛ اول چاقوي خوني که کنار جسد بوده است، دوم فيلمي که در موقع وقوع قتل با دوربين هاي مداربسته گرفته شده است و آن فيلم نشان مي دهد که متهم با چاقو به قلب مقتول زده و او را کشته است. وقتي متهم يا وکيلش به دفتر شعبه مراجعه مي کنند و مي خواهند از محتويات پرونده مطلع شوند، دادگاه مکلف است که هم اوراق پرونده را براي مطالعه در اختيار متهم يا وکيلش قرار بدهد و هم چاقوي خوني که ضبط شده و ضميمه پرونده است بايد به رويت متهم يا وکيلش برسد و همچنين بايد امکاناتي در دفتر يا شعبه دادگاه باشد که فيلم گرفته شده را هم به متهم يا وکيلش نشان بدهند، تا بتوانند در روز محاکمه دفاع قانوني لازم را به عمل آورند. (20)
حق مطالعه صورتجلسات و هر اوراقي که براي امضا در اختيار متهم قرار مي گيرد
سوال؛ آيا قاضي مي تواند به متهم بگويد حق نداري صورتجلسه دادگاه را مطالعه کني يا اينکه به بهانه عجله متهم را از مطالعه صورتجلسه دادگاه يا هر مطلبي که براي امضا در اختيار او قرار دهد، منع کند؟
پاسخ؛ خير، متهم حق دارد تا زماني که مطلبي را کاملاً مطالعه نکرده است و از محتواي آن کاملاً با خبر نشده است، از امضا ذيل آن مطلب خودداري کند و هيچ مقامي، (حتي قاضي) حق ندارد او را وادار به امضاي مطلبي کند که آن را مطالعه نکرده است يا ممکن است سفيد امضا باشد.
مثلاً ممکن است در بازجويي برگه يي را مقابل متهم قرار دهند و بگويند امضا کن يا انگشت بزن، اين قبيل برخوردها غيرقانوني است و مقام قضايي يا هر مرجعي که امر تحقيقات به او واگذاشته شده است يا مسوول به امضاي متهم در رساندن مطلبي است، مکلف است ابتدا به متهم تفهيم کند که متني که در اختيار او قرار داده مي شود بخواند و سپس در صورت تاييد آن را امضا کند ، زيرا امضاي هر سند و مدرکي و هر برگه يي در واقع تاييد محتويات آن است و لازمه اش مطالعه و کسب اطلاع از محتويات آن برگه است.
حق اعتراض به قرار بازداشت موقت
در صورتي که براي تضمين حضور متهم در دادسرا يا دادگاه، لازم باشد که قاضي قرار بازداشت موقت صادر کند، بايد حتماً در متن قرار بازداشت موقت،
قابل اعتراض بودن آن را هم قيد کند و نيز به متهم تفهيم کند که قرار بازداشت موقت قابل اعتراض است و 10 روز فرصت دارد که به اين قرار اعتراض کند. پس يکي ديگر از حقوق حقه متهم «داشتن حق اعتراض به قرار بازداشت موقت» است که به اعتراض وي در دادگاه رسيدگي مي شود. حال اگر قرار بازداشت دوماهه صادر شود و متهم اعتراض کند ولي دادگاه قرار را تاييد کند، باز متهم حق دارد بعد از يک ماه به اين قرار اعتراض کند و دادسرا تکليف دارد که اعتراض متهم را به دادگاه بفرستد تا مجدداً به آن رسيدگي شود يا ممکن است شرايطي پيش بيايد که موجبات بازداشت متهم از بين برود. در اين صورت هم متهم مي تواند از بازپرس بخواهد که قرار بازداشت او را فک کند.
مثلاً ممکن است دو نفر با هم مرتکب جرمي شده باشند و فقط يکي از آنها دستگير شده و از او تحقيق شود ولي ديگري فراري باشد و بازپرس براي جلوگيري از تباني اين دو متهم با يکديگر قرار بازداشت متهم دستگير شده را صادر کند و بعد از 15 روز متهم فراري هم دستگير شود و تحقيقات لازم انجام بشود چون امکان تباني با دستگيري او و انجام تحقيقات از بين رفته است. متهم اولي که بازداشت است مي تواند از بازپرس تقاضا کند که قرار بازداشت او را فک کند و به قرار خفيف تر و مناسب تري تبديل کند يا اگر موجبي براي صدور قرار نباشد بلاقيد آزاد باشد.
حق سوال از شهودي که عليه متهم شهادت مي دهند
سوال؛ آيا متهم حق دارد که از شهودي که عليه او شهادت مي دهند سوالاتي بکند؟
پاسخ؛ بلي. متهم مي تواند براي روشن شدن قضيه و کشف حقيقت از شهودي که عليه او شهادت مي دهند سوالاتي بکند ليکن بايد سوالات خود را به قاضي دادگاه بدهد و قاضي دادگاه سوالات او را مطرح کند و از شهود پاسخ بخواهد. (21)
پي نوشت؛-------------------------
(18) ماده 54 و 55 قانون آيين دادرسي کيفري
(19) ماده 56 قانون آيين دادرسي کيفري
(20) ماده 190 قانون آيين دادرسي کيفري
(21) ماده 198 و 199 قانون آيين دادرسي کيفري