
گروه حوادث؛ مردي که متهم است به خاطراختلافات مالي دوستش را با شليک گلوله به قتل رسانده از سوي قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد.
به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم، علي دلداري نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و در توضيح متن کيفرخواست گفت؛ 14 دي ماه سال 84 ماموران کلانتري 128 تهران نو در حين گشت زني متوجه ماکسيماي نقره يي رنگي شدند که کنار خيابان پارک شده بود. وقتي ماموران به اين ماشين نزديک شدند دريافتند فردي که روي صندلي راننده نشسته است سرش را روي فرمان گذاشته و به صداي پليس واکنشي نشان نمي دهد.
هنگامي که ماموران در ماشين را باز کردند، متوجه شدند وي با اصابت گلوله به شقيقه سمت راست سرش به قتل رسيده است.وقتي موضوع به دادسراي جنايي اطلاع داده شد بررسي ها نشان داد مقتول مرد جواني به نام مسعود است که در زمينه خريد و فروش خودرو فعاليت مي کرده و به خاطر شغلي که داشته با افراد زيادي در ارتباط بوده است. پس از 5 ماه تحقيق پليس در بازجويي از شاهدي که شب حادثه شاهد مشاجره مسعود و متهم بوده است دريافت فرهاد عامل اين قتل است ، چرا که اين شاهد گفت؛ يک سال است من و خانواده ام در خيابان محل حادثه زندگي مي کنيم. شب حادثه براي گرفتن سي دي از يکي از دوستانم خانه را ترک کردم، وقتي برگشتم متوجه شدم ماکسيماي نقره يي رنگي در نزديکي خانه ام توقف کرده و 2 مرد داخل آن با صداي بلند جر و بحث مي کنند. 10 دقيقه بعد متوجه شدم سر راننده روي فرمان است و فردي که روي صندلي شاگرد نشسته بود سوار بر موتور آبي رنگي شد و فرار کرد.دلداري افزود؛ فرهاد متهم حاضر در دادگاه با ترفندهاي پليسي شناسايي شد و به دستور بازپرس وي بين تعداد زيادي متهم که ربطي به پرونده نداشتند قرار گرفت و توسط شاهد شناسايي شد. وي به قتل اعتراف کرد اما بعد اقاريرش را پس گرفت اما دوباره به قتل اعتراف کرد و مدعي شد تحت تعليم زندانيان منکر ارتکاب قتل شده بود. او همچنين از اولياي دم تقاضاي بخشش کرد.
نماينده دادستان تهران ادامه داد؛ با توجه به مدارک ارائه شده در پرونده و تقاضاي اولياي دم درخواست صدور حکم قانوني را دارم.
سپس پدر و مادر مقتول در جايگاه حاضر شدند و براي فرهاد تقاضاي صدور حکم قصاص کردند.
در اين هنگام قاضي عزيزمحمدي از متهم خواست تا در جايگاه قرار بگيرد و از خود دفاع کند. فرهاد گفت؛ اتهام قتل را قبول ندارم، شب حادثه من در جشن تولد پسرم بودم و مسعود را نديدم و آنچه قبلاً گفته ام تحت فشار بوده است.وي افزود؛ من و مسعود هيچ اختلاف مالي نداشتيم. زماني که من دستگير شدم از آنجايي که 5 ماه از حادثه مي گذشت و من هم صحنه قتل را ديده بودم تحت فشار ماموران گفتم به خاطر اختلافات مالي با مسعود با او قرار گذاشتم، با هم صحبت کرديم و دعواي مان شد. من از داخل داشبورد يک سلاح شاه کش که متعلق به خود مسعود بود برداشتم و با شليک گلوله او را کشتم. متهم ادامه داد؛ اين اقارير درست نيست و من اين کار را نکردم.
مدتي قبل از دستگيري زني مزاحم تلفني من مي شد و مي گفت مي دانم تو مسعود را کشتي و بايد به من پول بدهي در غيراين صورت به پليس خبر مي دهم، من به دادسراي شهيد محلاتي رفتم و عليه او شکايت کردم. بازپرس به من گفت؛ شايد مزاحم تلفني همان فرد آدمکش باشد، بهتر است که خودت شکايت را به اداره آگاهي ببري تا زودتر پيگيري شود. من که به اداره آگاهي رسيدم مرا دستگير کردند در حالي که هيچ گناهي نداشتم.
وي ادامه داد؛ وقتي گفتم بايد به شکايت من رسيدگي کنيد متوجه شدم زني که با من تماس مي گرفته يکي از افسران زن پليس بوده و طي يک نقشه يي اين کار را کرده است تا مرا به دام بيندازد اما من مسعود را نکشته ام و از نحوه قتل خبر ندارم.
در ادامه جلسه دادگاه عبدالصمد خرمشاهي وکيل متهم در جايگاه حاضر شد و از موکلش دفاع کرد و پس از اخذ آخرين دفاع از فرهاد 5 قاضي شعبه 71 دادگاه کيفري (رحيمي، سالاري، عزيزمحمدي، عبداللهي و معتمدي) وارد شور شدند و با وجود انکارهاي متهم، بنابر دلايل موجود در پرونده فرهاد را گناهکار شناختند و به قصاص محکوم کردند.