صفدر تقي زاده

رمان رگتايم يکي از آثار برجسته پست مدرنيستي ادبيات معاصر امريکا است که به دريافت جوايزي از قبيل جايزه محافل منتقدان کتاب ملي براي داستان و جايزه هنر و ادبيات امريکا و نيز نامزدي جايزه تبولا براي بهترين رمان نائل آمده است، رماني است زنده، رنگارنگ و شورانگيز، نوعي روياي تب آلود گذشته امريکا که به صورت يک رمان تاريخي بازسازي شده است.
رمان چيزي حدود سي سال پيش يعني در سال 1975 نوشته شده و وقايع آن بيشتر در نيويورک اتفاق مي افتد و محدوده زماني آن از آغاز سال 1906 تا سال 1917 را-يعني سالي که امريکا وارد جنگ جهاني اول شد- دربرمي گيرد، دوره يي که کاپيتاليسم در اوج قدرت بود اما هواداران سوسياليسم و آنارشيسم سخت به آن حمله مي کردند و فاصله بين ثروتمندان و فقرا بسيار زياد بود، دوره مبارزات حقوق مدني، حقوق زنان و جنبش هاي کارگري و نيز دوره رواج موسيقي مردم پسند و صنعت نوپاي سينما.
براساس اين رمان، نمايش موزيکال جذابي ساخته شد که مدت ها روي صحنه بود و چندين جايزه هنري معتبر را نصيب خود کرد.
ميلوش فورمن، کارگردان معروف فيلم «پرواز بر فراز آشيانه فاخته» نيز براساس رگتايم فيلم سينمايي موفقي ساخت و درباره اين اثر ادبي گفت؛«اين کتاب تابلويي است از دوره يي که تمامي تضادهاي شگفت انگيز اين سرزمين را بازتاب مي دهد، کتابي انباشته از اطلاعات، تصورات و تفاسير اجتماعي.»
رمان متشکل از سه گروه يا سه خانواده امريکايي زاده خيال نويسنده است، همراه با چند شخصيت واقعي تاريخي از جمله هري هوديني (شعبده باز تردست)، اما گلدمن (زن انقلابي و خطيب مبرز)، هنري فورد (سازنده اتومبيل هاي ارزان قيمت)، زيگموند فرويد (روان شناس)، رابرت پيري (کاشف قطب شمال) و چند تن ديگر. دلمشغولي ها و مسووليت هاي دهه هاي بعد مثل تکنولوژي، نژاد و قدرت در زندگي اين سه گروه تاثير مي گذارند و خواننده در خلال اين ماجراها که به شکلي طنز آميز بيان مي شوند، احساس نشاط مي کند تا زماني که تراژدي واقعي رفته رفته رخ مي نمايد.
تاثير متقابل شخصيت هاي واقعي و تخيلي بر يکديگر، هر چند در دنياي رمان بي سابقه نيست، در اين رمان به شکلي پر هيجان و فرح بخش و نو جلوه گر مي شود.
گروه يا خانواده اول شامل «پدر» است و «مادر» و «برادر کوچک تر مادر» و «پدربزرگ» و پسرکي جوان که سفيدپوستند و از طبقه بالاي جامعه.
گروه دوم متشکل از يک خانواده مهاجر يهودي است که سرگروه آنها از جانبداران پر و پا قرص چپ راديکال و عضو گروه هنرمندان سوسياليست است.
گروه سوم يک زوج آفريقايي- امريکايي است به نام کول هاوس واکر و سارا. کول هاوس آهنگساز موسيقي رگتايم است و درآمد خوبي دارد و صاحب يک اتومبيل فورد مدل تي. وقتي چند سفيدپوست نژادپرست، کول هاوس را سوار بر چنين اتومبيلي مي بينند، براي شان قابل تحمل نيست که يک سياهپوست صاحب اتومبيلي باشد که از آن طبقه متوسط جامعه است.
از اين رو با کول هاوس درگير مي شوند و اعضاي اداره آتش نشاني محلي به اتومبيل مدل تي صدماتي وارد مي کنند. اما غرور کول هاوس اين توهين را برنمي تابد و در نتيجه به زندان مي افتد. در اين ميان ماموران پليس سارا نامزد او را مي کشند، چون به اشتباه، خشم او را نوعي تهديد جدي مي پندارند.
کول هاوس وقتي نمي تواند از راه مسالمت آميزبه حق و حقوق خود برسد، دست به خشونت مي زند و گروهي را برمي انگيزاند تا مسلحانه شورش کنند. همين ماجراها وقايع عمده رمان را تشکيل مي دهند.
در پايان رمان، اعضاي باقي مانده سه خانواده به صورت يک بازنمايي تمثيلي از ماهيت «ديگ در هم جوش» ملت امريکا در مي آيند. ريتم رمان، مثل ريتم موسيقي رگتايم تند و پر حرکت است و نثر کتاب نيز، با جمله هاي کوتاه و مقطع و زودگذر همخوان با همين موسيقي است.
در رمان از علامت نقل قول استفاده نشده است و نقل قول ها، به رغم نبود اين علامت در متن به راحتي قابل تشخيصند. اين شگرد در بيشتر آثار دکتروف صورت نگرفته است البته به جز آخرين رمانش به نام «مارچ» که در سال 2005 منتشر شده است.
گروهي از خوانندگان پس از مطالعه صفحه هاي اول رمان شايد به اين نتيجه برسند که راوي ناشناس، همان پسر بچه خانواده است که وقايع ايام کودکي اش را در زمان کهنسالي بيان مي کند. با اين همه، با توجه به اينکه روايت از زاويه ديد سوم شخص همه چيزدان بيان مي شود، راوي چه بسا که آن پسر بچه نباشد.
دکتروف نويسنده يي بزرگ و گرانقدر است که هوش و بصيرت و دانش گسترده يي دارد و هر اثري که آفريده، با اقبال زياد خوانندگان و منتقدان روبه رو شده است. او داراي چنان تسلطي بر کلام است که در مصاحبه يي در سالني بزرگ با حضور پانصد شنونده به پرسش هاي اداره کننده جلسه و حضار، في البداهه و سرضرب پاسخ مي دهد.