دوشنبه، 1 مرداد 1386 - شماره 1449
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش هاي كوتاه
جنگ قد ميان کشورهاي ثروتمند

گروه ترجمه، آزاده بهرامجي؛ امريکايي ها در گذشته قدبلندترين مردم جهان بودند. از زمان کشف قاره امريکا گرفته تا انقلاب صنعتي و دو جنگ جهاني، امريکايي ها هميشه از ملت هاي ديگر بلندتر بودند. در سرزمين فضاهاي بي پايان و محيط زيست طبيعي بي انتها اين کشور جوان از پول خود براي رشد مردمش کمک گرفت.کم کم ديگر برتري قدي امريکايي ها در سايه برتري هاي ديگر رنگ باخت. امريکايي هايي که در جنگ جهاني دوم قدبلندترين مردم جهان به حساب مي آمدند کم کم عقب نشيني کردند زيرا ملت هاي ديگر روزبه روز بر قدشان اضافه مي شد. در زمان انفجار جمعيت در دهه 1960 اکثر کشورهاي شمالي و غربي اروپا از لحاظ بلندي قد به امريکايي ها رسيدند. اکنون کار به جايي رسيده است که ژاپني ها که به کوتاهي قد شهرت دارند نيز تقريباً هم قد امريکايي ها شده اند. امروز حتي ساکنان بخش کمونيستي آلمان نيز از امريکايي ها بلندتر هستند. در هلند که مردمش بلندقدترين افراد جهان به حساب مي آيند ميانگين متوسط قد مردها حدود 6 فوت (180سانتي متر) است که دو اينچ از مردان امريکايي بلندتر است.

در دهه 1850 اين امر کاملاً بر عکس بود. نه تنها آلماني ها بلکه اکثر کشورهاي اروپاي غربي حدود دو و نيم اينچ از امريکايي ها کوتاه تر بودند. اما آيا اين مساله واقعاً مهم است؟ آيا بلندتر بودن آلماني ها نسبت به ژاپني هايي که ميانگين قد مردان آن 5 فوت و 9/4 اينچ و ميانگين قد زنان آن 5 فوت و 8/0 است،برتري ايجاد مي کند؟

به عقيده بسياري از اقتصاددان ها اين مساله بي نهايت داراي اهميت بوده و تاثيرگذار است زيرا بلندي قد رابطه مستقيمي با سلامت و ثروت ملي دارد. قدبلندها غالباً سالم تر و پول دار تر بوده و از کوتاه قدها بيشتر عمر مي کنند. بعضي از تحقيق ها نشان مي دهد افراد قدبلندتر باهوش تر از کوتاه قدها نيز هستند.

اين امر البته به اين معني نيست که قد بلند شما را سالم تر، پولدار تر و باهوش تر مي کند. مساله اين است که عواملي مانند تغذيه خوب، توجه مناسب پدر و مادر و کودکي سالم که در رشد قد موثر هستند بيشتر در خانواده هاي مرفه پيدا مي شود. قد يکي از فاکتورهاي پرطرفدار اقتصاددان هايي است که بر دوران رشد اقتصادي کشورها و ميزان بالا رفتن ثروت افراد جامعه مطالعه مي کنند. تنها با گرفتن آمار ساده يي از رشد قدي افراد، اقتصاد دان ها به راحتي متوجه مي شوند که چه تغييراتي در نظام اقتصادي خانواده ها صورت گرفته است. جان کملوس تاريخ دان اقتصادي در دانشگاه مونيخ که متولد مجارستان بوده و در شيکاگو رشد يافته و سه چهارم عمر خود را صرف جمع آوري اطلاعات مربوط به قد ملت ها کرده مي گويد؛ «قد نشانگر بخشي از جامعه است که با اقتصاد رابطه تنگاتنگي دارد. از آن جا که اقتصاددان ها تنها به درآمد فکر مي کنند، قد عامل مناسبي براي بررسي در آمد خانواده ها است زيرا براي بلندقد تر شدن بايد پول بيشتري را هزينه بچه ها کرد. با محاسبه رشد قد افراد مي توان از ميزان رشد اقتصادي خانواده ها مطلع شد. قد به شما کمک مي کند تا بخش نامرئي جامعه اقتصادي سنتي را مطالعه کنيد. کودکان نه سر کار مي روند و نه صاحبخانه هستند. آنها هيچ گاه اقدام به خريد کالاهاي بادوام نکرده و در هيچ بازار بورسي خبري از سرمايه گذاري هاي آنها نيست، اما به طور قطع سرمايه گذاري براي سلامت آنها و اقتصاد آينده جامعه بسيار مهم است.»

اکنون سال هاي زيادي است که کملوس و همکارانش مشغول مطالعه علت توقف رشد قد امريکايي ها هستند. چطور ممکن است رشد قد ثروتمند ترين کشور جهان در اوج توسعه اقتصادي اش متوقف شده باشد. الين کريمس يکي از محققان دانشگاه کاليفرنياي جنوبي مي گويد؛ «اين مساله واقعاً سوال بر انگيز است. شايد زمان عقب گرد به گذشته و کوتاه شدن قد نسل بشر رسيده باشد.» قد مانند ديگر خصوصيات انسان رابطه مستقيمي با ژن و محيط دارد. بعضي متخصصان بر اين باورند که ژن 40 درصد و بعضي ديگر بر اين باورند که ژن 70 درصد در تعيين قد افراد نقش دارد. اما تمام متخصصان بر اين نظر که به جز آفريقايي ها و چند قوم ديگر همه مردم کم و بيش هم قد هم هستند اتفاق نظر دارند.

اين امر بار را بر دوش محيط مي گذارد زيرا محيط زيست افراد نيز در تعيين قد آنها دخيل است؛ به خصوص محيط هايي که کودکان از زمان تولد تا دوران جواني خود در آن قرار دارند. به علاوه هر نوع کمبود مانند بي توجهي پدر و مادر به رشد کودک در دوران کودکي و تغذيه نامناسب مي تواند باعث مختل شدن ژن بلند قدي حتي در افرادي که مستعد آن هستند نيز شود. ريچارد يي استکل اقتصاددان دانشگاه اوهايو که تحقيقاتي را در زمينه قد امريکايي ها در قرن 19 انجام داده مي گويد؛ «محيط مي تواند بين 3 تا 5 اينچ (7 تا 12 سانتي متر) در قد افراد تاثيرگذار شود.» سال هاي اوليه زندگي افراد در تعيين قد آنها تاثير بسزايي دارد. در سن دو سالگي حدود 70 درصد مي توان قد نوزاد در آينده را تعيين کرد.

تمام مطالب فوق به اين جهت بيان شد تا نشان دهد که قد افراد ملاک مهمي براي تعيين رفاه و وضعيت اقتصادي آنها است. بنابراين تعجبي ندارد که مردم کشورهاي ثروتمند تر که مي توانند براي تغذيه مناسب و ديگر عوامل موثر در رشد سرمايه گذاري کنند داراي قدهاي بلندتري نسبت به مردم ديگر کشورها هستند. البته لازم به ذکر است که ثروت به هيچ عنوان تضميني براي بلندقدي نيست و در صورتي که جامعه نيازهاي اساسي کودکان را برآورده نکند هيچ رشدي در آنها صورت نمي گيرد.
پورتو ريکويي ها در مقابل ممنوعيت خروس بازي مقاومت مي کنند
گروه ترجمه؛ در حالي که خروس بازي و جنگ خروس ها در آمريکا در حال برچيده شدن است، فعالان طرفدار حقوق حيوانات تمرکز خود را بر پورتوريکو - منطقه يي در امريکا که در آن نبردهاي خونين علاوه بر سنتي محبوب تجارت پررونقي است - معطوف کرده اند.

نبرد خروس ها در 49 ايالت امريکا غير قانوني بود و فرماندار لوئيزيانا هفته گذشته قانوني را به تصويب رساند که نبرد پرنده ها و هر حيوان ديگر از آگوست 2008 جرم به حساب آمده و مجازات سنگيني در پي خواهد داشت. نيومکزيکو نبرد خروس جنگي ها را از 15 ژوئن ممنوع اعلام کرد.

با اين وجود در پورتوريکو هيچ نشانه يي از تلاش براي منع اين بازي ها نيست. نبرد خروس جنگي ها چنان در اين منطقه طرفدار دارد که قانونگذاران آن اين بازي خونبار را حق فرهنگي ساکنان آن بيان کرده اند.

کارلوس مونيا قانونگذاري که قانون آزادي خروس بازي در پورتوريکو را تصويب کرد، گفت؛ «افراد زيادي هستند که واقعاً به اين بازي عشق مي ورزند. البته ما اجازه نخواهيم داد تا خروس باز ها از اقصي نقاط دنيا براي سرگرم کردن خود به اين مکان بيايند. اين بازي تنها براي محلي ها آزاد است و خارجي ها حق شرکت در آن را ندارند.»

در کلوپ گلاسيتو در خارج از «سن جووان» يکي از 103 زمين مجوزدار خروس بازي واقع شده است. روز گذشته در اين کلوپ يکي از باشکوه ترين مسابقات خروس بازي برگزار شد. دو خروس قهرمان که به پاهاي آنها تيغ بسته شده بود به جان هم افتادند و همديگر را خونين کردند تا اينکه يکي از آنها از شدت خونريزي جان باخت. مکسيمو کرامه يکي از دست اندرکاران برگزاري نبرد خونين خروس جنگي ها در حالي که مشغول وزن کردن يک خروس جنگي در رژه پرندگان بود، گفت؛ «نبرد خروس ها يکي از سنت هاي تغيير ناپذير اهالي پورتوريکو است. مردم به اين بازي علاقه دارند و آن را بخشي از هويت خود مي دانند.»

البته علاقه مردم به اين مسابقات به معني خلاص شدن آنها از فشارهاي گروه هاي طرفدار حقوق حيوانات نيست. هنوز هم افراد زيادي در پورتوريکو وجود دارند که اين مسابقات را نشانه توحش مي دانند.

سخنگوي سازمان دفاع از حقوق حيوانات امريکا گفت؛ «مسابقات خونين حيوانات در تمام ايالت هاي امريکا ممنوع شده است.

اکنون نوبت پورتوريکو رسيده تا دست از خوي وحشي گري خود بردارد و اين مسابقات را غيرقانوني اعلام کند.»

واين پاسل سخنگوي انجمن انساني امريکا بيان داشت؛ گروهي قرار است بر برگزاري اين مسابقات در پورتوريکو نظارت کنند تا مطمئن شوند اين مسابقات قوانيني که به تازگي وضع شده از جمله ممنوعيت خريد و فروش پرندگان جنگي و خروس ها را نقض نمي کند. جرج بوش رئيس جمهور امريکا اين قانون را در ماه مه به مجلس برد و به تصويب رساند.

پاسل در گفت وگويي تلفني بيان داشت؛ «ما در تلاش براي قانع کردن اهالي پورتوريکو براي دست برداشتن از اين خشونت بي دليل هستيم. البته قانع کردن آنها کار راحتي نيست و آنها چندان علاقه يي به کنار گذاشتن نبرد خونبار خروس ها که سال ها است در بين اقوام شان جريان دارد، ندارند.»

بعضي از جامعه شناسان معتقدند حاميان حقوق حيوانات و سياستمداران نمي توانند ظرف چند سال اين بازي را که بيش از 5 قرن پيش از طريق کلوني اسپانيايي هاي ساکن کارائيب وارد خاک وطن شان شد از گوشت و خون اين مردم بيرون کنند.

نکته بسيار جالب اين است که حتي ساکناني که خود علاقه يي به تماشاي نبرد خروس جنگي ها ندارند آن را به چشم يک افتخار ملي و نماد وطن خود مي دانند و نسبت به آن تعصب به خرج مي دهند.

ناگفته نماند که اقتصاد در اين وسط نقش مهمي بازي مي کند. صنعت خروس جنگي پورتوريکو حدود پنج هزار نفر را به طور مستقيم و غير مستقيم به استخدام خود درآورده است و هزينه هاي آن از طريق 25/1 ميليون طرفدار پروپاقرص اين ورزش که همه بليت هاي آن را مي خرند تامين مي شود.

از حدود صد هزار نبرد خروس ها در سال رقمي بيش از 400 ميليون دلار تنها از فروش بليت ها به دست مي آيد.

به علاوه تماشاچيان بسياري از سرتاسر امريکا که خروس بازي در آن منع شده براي ديدن جنگ خروس ها به پورتوريکو مي آيند که سود قابل توجهي از اين طريق نصيب ساکنان اين منطقه مي شود.

اندرو رابرتسون 19 ساله گردشگر کانادايي که به همراه هم دانشکده يي هاي خود در يکي از مسابقات خروس بازي شرکت کرده بود بيان داشت بهترين قسمت سفر او حضور در اين مسابقات بوده و او قصد دارد در دوران اقامتش در اين منطقه مجدداً به ديدن اين مسابقات بيايد. يکي از گردشگران ساکن مونترال نيز گفت؛ «اين مسابقات درست شبيه رقابت بوکس در ميدان است. البته با اين تفاوت که به جاي انسان ها حيوان ها زخمي مي شوند.»

وي همچنين افزود؛ «در مسابقات بوکس هيچ يک از شرکت کنندگان جان خود را از دست نمي دهند؛ ولي اغلب در رقابت هاي بين خروس ها يکي از حيوانات جان خود را از دست مي دهد. اما مگر جان يک خروس چه ارزشي دارد؟»
خلبان کم حافظه
گروه ترجمه؛ يک خلبان هنگام فرود در فرودگاه کنتاکي همه اقدامات معمول را انجام داد و آماده فرود بود اما ناگهان دريافت يک چيز را فراموش کرده است؛ اهرم چرخ را به کار نينداخته است، در نتيجه توماس ليپش بي آنکه چرخ هاي هواپيمايش باز شده باشند چند صد فوت سر خورد تا توانست متوقف شود. او در مورد حادثه مي گويد؛ «من هرگز در اين فرودگاه فرود نيامده بودم. روند فرود و پايين آوردن هواپيما در اين فرودگاه بسيار پيچيده و پردردسر است. من در حين فرود نگران هواپيماي ديگري بودم که با من داشت فرود مي آمد. به همين دليل تمرکزم را از دست دادم و فراموش کردم چرخ هاي هواپيما را باز کنم.» هواپيماي ليپش 50 ساله، مدلي کوچک از هواپيماهاي شخصي است که از سال 1985 به وي تعلق دارد. او مي گويد؛ «حادثه آنقدر سريع اتفاق افتاد که من فرصت ترسيدن را هم پيدا نکردم و بلافاصله روي به دست گرفتن کنترل هواپيما متمرکز شدم... زماني که سروصدا و دود را ديدم به ياد همسر و چهار فرزندم افتادم و فکر کردم هر طور شده بايد خود را براي آنها حفظ کنم.»
پدر سهل انگار
گروه ترجمه؛ يک مرد اسپانيايي به علت نگه داشتن پسر ده ساله اش در نزديکي گاوهاي خشمگين شرکت کننده در فستيوال پامپلونا توسط قاضي مورد مجازات قرار گرفت. مادر اين کودک پس از ديدن عکس پسرش در کنار همسر سابقش در نزديکي يک گاو نر به پليس شکايت کرد و گفت همسر سابقش سلامت فرزند مشترک شان را با اين کار به خطر انداخته است. روزنامه ال موندو ضمن چاپ اين خبر از قول يکي از اعضاي خانواده مادر کودک نوشت؛ «ما مايل نيستيم ارتباط بين اين کودک و پدرش قطع شود، اما تصور مي کنيم بابت اين کار خطرناک بايد درس عبرتي به اين مرد بي احتياط داده شود.» قاضي دستور داد اين کودک که در حال گذراندن تعطيلات با پدرش بود به سرعت پيدا شود و بلافاصله به نزد مادرش برگردانده شود و حق ملاقات اين کودک را از پدرش سلب کرد. از سال 1924 تاکنون دست کم 15 نفر طي جشنواره گاوبازي پامپلونا کشته شده اند. طي اين جشنواره 9 روزه که همينگوي در کتاب «خورشيد بر مي آيد» از آن ياد کرده است، چندين گاو نر وحشي در شهر رها مي شوند و هزاران نفر از مردم در مقابل آنها مي دوند و از دست آنها فرار مي کنند تا جان به در ببرند.
مدرسه هاگوارتز در هندوستان
گروه ترجمه؛ يک جادوگر ماهر هندي با افتتاح يک مدرسه جادوگري به سبک داستان هري پاتر در تلاش است جادوگري و شعبده بازي را به ديگران آموزش دهد و با دادن مدرک به فارغ التحصيلان، اين هنر باستاني را زنده نگه دارد. سورکار بزرگ که شهرتش را مديون اقدامش به غيب کردن تاج محل در مقابل چشم هزاران نفر است، گفت تصميم دارد شگردها و رازهاي مهارت خود را در جادوگري که از هشت نسل پيش در خانواده اش به او رسيده است به علاقه مندان بياموزد. وي افزود؛ «طي دو هزار سال هنر جادو سينه به سينه منتقل شده است و در حال حاضر اگر اين هنر را حفظ نکنيم، هند آن را براي هميشه از دست خواهد داد.» اين جادوگر 61 ساله که در زمينه شعبده هايي مانند درآوردن خرگوش از کلاه و بيرون کشيدن يک سگ از يک کيف خالي متخصص است، معتقد است حفظ و پاسداشت سنت جادوگري در هند امر بسيار مهمي است. جادو از سرگرمي هاي عمده هندي ها در طول قرن ها است و در بسياري از پديده هاي اجتماعي نيز دخالت دارد. در عصر اينترنت و ماهواره جادوگران ناچار شدند شاهد از رونق افتادن کار خود باشند زيرا نسل هاي جديد اغلب با بازي هاي کامپيوتري سرگرمند. اما از سوي ديگر آنها مصرند جادوگري کماکان مي تواند پررونق و درآمدزا باشد اگر دولت بر روي آن سرمايه گذاري کند و شرايط لازم را براي هنرآفريني آنها و آموزش جادو فراهم کند. کلاس هاي اين رشته از سال آينده در دانشگاه وسيوا - بهاراتي در شرق هند آغاز خواهند شد. سورکار در بخشي از برنامه واحدهاي اين رشته، قصد دارد دانشجويانش در رشته جادوگري را به خيابان بياورد و در مقابل چشم مردم و با امکانات کم برنامه اجرا کردن را به آنها بياموزد. سورکار مي گويد؛ «براي هزاران سال توريست هاي خارجي از جادو و جادوگري هندوستان در سفرنامه هاي شان سخن مي گفتند... بسياري از آنها نوشته اند در هند مرداني را ديده اند که با آواي ني مي توانند طنابي را به رقص در بياورند بي آنکه از امکانات چشم بندي خاصي استفاده کنند.» در سال 2000 سورکار بزرگ موفق شد بينندگان را دچار اين تصور کند که تاج محل براي 90 ثانيه محو شده است او بعدها توضيح داد که با استفاده از تجزيه شعاع هاي نور توانسته چنين تصوري را ايجاد کند. از شعبده هاي مشهور ديگر او غيب کردن خودش بود. سورکار در حالي موفق به اين کار شد که وي را در يک صندوق قفل شده در خيابان قرار دادند و چشم هايش و همين طور دست هايش را بستند. سورکار و دخترش که او نيز جادوگر است قصد داشتند روي درياي سرخ دوچرخه سواري کنند، اما بعد تصميم گرفتند به دليل ناسازگاري اين کار با اعتقادات مذهبي دست از آن بردارند.
اعطاي ميليون ها دلار به جشنواره دو قلوها
گروه ترجمه؛ پولي که جشنواره روز دوقلوها از فروش زمين هاي دو برادر کشاورز هديه مي گيرد از 5 ميليون دلار تجاوز خواهد کرد. جان و ويليام ريف که سال ها لقب شبيه ترين دوقلوهاي جهان را به خود اختصاص داده بودند اکثر زمين هاي باقي مانده از خود را براي اين جشنواره در توينزبرگ در حدود 15 مايلي جنوب شرقي کليولند به ارث گذاشتند. جان ريف در سال 2005، پنج سال بعد از فوت ويليام چشم از جهان فرو بست اما وکيل آنها به تازگي براي فروش زمين کشاورزي اين دو برادر دو قلو در فيلادلفيا اقدام کرده است. فارست نورمن وکيل کميته برگزاري مراسم روز دوقلوها بيان داشت با فروش تمام اين زمين ها مبلغي معادل چهار تا پنج ميليون دلار نصيب جشنواره روز دوقلوها مي شود. اين پول قرار است براي عمل جراحي دوقلوهاي به هم چسبيده هزينه شود. برادران ريف اولين بار در دهه 1970 در جشنواره روز دوقلوها شرکت کردند. جان بچتل همسايه اين دو برادر و مسوول فروش زمين هاي شان بيان داشت که آنها هميشه مانند هم لباس مي پوشيدند و حرف زدن شان با هم هيچ فرقي نداشت. نکته بسيار جالب اين است که آنها چندين بار با دو خواهر دوقلو نامزد کردند. اين دو برادر سال ها جوايز شبيه ترين دوقلوهاي جهان را نصيب خود کردند و از اين طريق پول زيادي به دست آوردند. افرادي که اين دو برادر دوقلو را از قديم مي شناختند بيان کردند پدر و مادر آنها بسيار فقير بوده و حتي يک پول سياه هم در جيب آنها پيدا نمي شده است. جشنواره روز دوقلوها از سوم آگوست آغاز شد و سه روز ادامه داشت. اين جشنواره هر ساله سه هزار کودک دو قلو، سه قلو و چهارقلو را از سرتاسر دنيا به گرد هم جمع مي کند و در آن مسابقات شبيه ترين و بي شباهت ترين دوقلوها برگزار مي شود. قرار بود زمين هاي اين دو برادر توسط گروه توسعه مورد بهره برداري قرار بگيرد اما جان ريف قبل از مرگ خود از دادن زمين هايش به آنها صرف نظر کرد زيرا دوست نداشت زمين هاي او به محل مسکوني تبديل شود. با وجود شکايت همسايگان و تلاش آنها براي راضي کردن ريف جهت فروش زمين هايش براي ساخت منازل مسکوني دادگاه راي خود را به نفع اين مرد کشاورز صادر کرد. برادران ريف که هيچ گاه ازدواج نکردند، اکثر ثروت خود را به جشنواره دوقلوها بخشيده اند. آنها همچنين 250 هزار دلار به چهار کليسا کمک کرده اند. نام هيچ يک از چهار خواهر در قيد حيات آنها در وصيت نامه نيامده است.
عناوين اين صفحه
جنگ قد ميان کشورهاي ثروتمند
پورتو ريکويي ها در مقابل ممنوعيت خروس بازي مقاومت مي کنند
خلبان کم حافظه
پدر سهل انگار
مدرسه هاگوارتز در هندوستان
اعطاي ميليون ها دلار به جشنواره دو قلوها

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام