
بهمن فروتن
وقتي در بازي استقلال اهواز و مس کرمان، توپ به تير دروازه خورد و بيرون آمد و کمک داور از فاصله چهل متري، آن را گل اعلام کرد همه سکوت کردند حتي خود فيروز کريمي. اين جور توپ ها را اگر کمک روي خط گل باشد و داور هم در پنج شش متري دروازه، باز هم در گل گرفتنش هر دو تعلل به خرج مي دهند ولي در بازي مذکور کمک و داور چنان عکس العملي در اعلام گل به خرج دادند که انگاري قبل از اينکه توپ به تير دروازه بخورد آنها گل را حس کرده بودند و کل جامعه فوتبال هم سکوت کرد تا مردم اتوبوس ها را بشکنند و ما بگوييم که اينها مريضند، اينهايي که صندلي ها را مي کنند و به اطراف پرت مي کنند رواني اند. نه، اينها رواني نيستند، آن جواني که صندلي مي کند و شيشه اتوبوس مي شکند؛ دکتر نيست و شايد اينکه فوتبال تنها دلخوشي اش در زندگي باشد و مطمئناً دوستاني به نام عطا و لقا در فوتبال ندارد.
نشريه سپيده دانايي در مصاحبه يي با سردار محمد جهاني دبيرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر اين سوال را مطرح مي کند؛ آيا به دنبال ريشه کني اعتياد در جامعه هستيد؟
- هر کس گفت مي خواهد مواد مخدر را ريشه کن کند، مطمئن باشيد دروغ مي گويد. اصلاً ريشه کني مواد مخدر وجود ندارد. ترياک از بعضي اقوام بشر قدمت بيشتري دارد. گفته مي شود از زمان سومري ها ترياک وجود داشته يا از 3400 سال پيش در کنار رود فرات گياه خشخاش را به نام گياه شادي آور مي کاشتند. شاه دانه که حشيش از آن گرفته مي شود و برگ درخت کوکا که از آن کوکائين توليد مي شود حدود 5 هزار سال قدمت دارد.
ببينيد، فساد در فوتبال ايران به دوران قبل از سومري ها نمي رسد به همين دليل هم در يک مصاحبه دو ساعته به اين نتيجه رسيدم که دو خبرنگار ورزشي که مرا سوال پيچ کرده اند اطلاع زيادي از اين موضوع ندارند. من مطمئنم که اين دو در مقوله ترافيک و بنزين که خارج از حيطه تخصصي شان هم هست مي توانستند سوال هاي بهتري طرح کنند. فساد در فوتبال ايران قدمتش به زماني مي رسد که پول وارد اين ورزش شد و کم کم اين پول زياد شد و خرج کردنش بي نظارت ماند. با يکي از مردان بزرگ ملي پوش قديمي مالزي صحبت مي کردم. در حقيقت او درد دل مي کرد. از فقر صحبت مي کرد و از فساد در فوتبال.
از من يک بار سوال کرد؛ بهمن، تو فکر مي کني که ما نتيجه يک بازي ملي را مثلاً براي چقدر مي فروختيم؟ -براي 100 دلار، فکر مي کني با اين پول چکار مي کرديم؟ مي آورديم و شب براي همه در هتل خرج مي کرديم. با يکي از مسوولان بزرگ مملکتي يکي از همين کشورها، در جمعي خصوصي پس از يک باخت مفتضحانه صحبت مي کردم؛ دست زد پشت من و گفت؛ زياد جدي نگير، بچه هاي ما امروز کمي پول درآوردند. آن وقت ها 100 دلار براي خوشگذراني کل تيم بود، امروز شرط بندي ها روي فوتبال به ميليون و ميليارد رسيده است، البته به دلار.
فساد در «ويکي پديا»
در قرن 18 فساد، در سرزمين هاي فئودالي اروپا، قواعد و قوانين معين و مشخصي داشت. ديپلمات ها محق به رشوه گرفتن بودند و خادمين دربار «پرويس» يک سوم حقوق شان را مي بايست از گرفتن رشوه به دست آورند.
فساد در «ويکي پديا» از نظر حقوقي به اين شکل معني شده است؛ سوء استفاده از قدرت در جهت منافع خصوصي. راحت ترين شکل تعريف فساد، رشوه خواري در حد سه مشترک است؛ متقاضي، رشوه د هنده و رشوه گير، در فرهنگ اقتصادي؛ مدير، واسطه و مشتري معمول تر است.
تاثير فساد در جامعه، به شکل مادي و روحي رواني بروز مي کند. در شکل مادي اش بالا بردن قيمت ها است و در شکل رواني اش پايين رفتن بازده کاري در ميان مردم است. در نهايت فساد عامل پايين رفتن کيفيت در فعاليت هاي اجتماعي، توليدات صنعتي روابط سياسي و اقتصادي و روابط بينابيني است. بانک جهاني اعلام کرده است که مردم همه کشورها 7 درصد از اجرت کارشان را صرف خرابي هاي حاصله از فساد مي کنند.
محدوديت هاي موجود
مبارزه با فساد با محدوديت هايي روبه رو مي شود که عبارتند از؛
- تاثير بازدارنده سياست بر سازمان هاي مبارزه با فساد به دليل پرقدرت بودن مفسدان. در بعضي از حکومت ها سياستمدارها کمک به دوستان را بدون درنظر گرفتن عواقب آن وظيفه خود مي دانند.
- سياستمدارها انگيزه يي براي مبارزه با فساد ندارند و عموماً حتي نمي خواهند از آن کوچک ترين اطلاعي داشته باشند و گاهي اوقات هم گرفتن پورسانت را قانوني مي پندارند.
- بعضي از سياستمداران نه تنها در مقابل فساد مقاوم نيستند بلکه در شکستن مقاومت بعضي از نهادهاي مبارزه با فساد هم تشريک مساعي دارند. در آلمان، مونيخ و فرانکفورت دو شهري هستند که بهترين استراتژي مبارزه با فساد را داشتند ولي موارد خرابکاري و فساد به شکلي بود که همه فکر مي کردند اين دو شهر مراکز فساد در آلمان هستند. طبيعي است که فشار عمومي بر سياستمداراني که قصد داشتند دوباره انتخاب شوند اين عکس العمل را به وجود آورد که آنها اجباراً دست به تعديل استراتژي مباره با فساد بزنند.
- در زماني که خرابکاري، فساد، رشوه و بزهکاري هاي سازمان يافته؛ نهادهاي موجود را مورد حمله قرار داده اند، اين تفکر در جامعه آلمان به وجود مي آيد که سازمان هاي مبارزه با خرابکاري و فساد از آن آزادي عمل مورد نياز بهره مند نيستند تا بتوانند جلوي هجوم اين اعمال جنايتکارانه مدرن را به جامعه آلمان بگيرند.
- سوال ديگر اين است که آيا بازرسان از استقلال و امنيت کافي برخوردارند؟
- ارگان هاي نظارت و کنترل با مفسدان همکاري مي کنند و آنها را پوشش مي دهند.
- مفسدان علاقه يي به موفقيت و رسيدن به هدف نهايي ندارند. آنچه براي آنها مهم است منافع خصوصي است.
- به روزنامه نگاران مي توان بدون مجازات رشوه داد.
- رشوه در کشورهايي که اجرت کار پايين است، بيشتر از کشورهاي ديگر است.
امکانات
از سال 1995 NGOها دفاتري در کشورهاي مختلف به وجود آوردند به نام (CPIB) CORRUPTION PRACTICES INVESTIGATION BUREAU دايره رسيدگي به عمليات مفسدانه (درعم) در کشورهايي که اين دواير به وجود آمده اند عملکرد آنها در مبارزات با فساد بازخورد مطلوبي بر افکار عمومي داشته است.
در شهرهاي بزرگ آلمان گردهمايي بازرسان در اين دواير به کانون پرقدرتي تبديل شده است. البته مبارزه با فساد حرکت بسيار پيچيده يي است که احتياج به تجربه و کارداني و دسترسي به منابع زيادي دارد. مونيخ در حال حاضر يکي از بزرگترين دواير مبارزه با فساد در آلمان را داير کرده است. اين مرکز به بازگرداندن 46 ميليون يورو در عرض ده سال به دست صاحبان شان کمک کرده است. البته درجه نجومي فساد را از مبلغ بالا در کل کشور آلمان مي توان حدس زد.
بخش خصوصي هم در چند سال گذشته در زمينه فساد فعال شده است. ضرر حاصله از عمليات مفسدانه در رقابت هاي توليدي بخش خصوصي، تاثير سوء بسزايي در پروژه توليد و رقابت در بازار جهاني داشته است؛
يکي از ابتکارات مهم، تشکيل مديريت هاي مستقل ضد فساد در داخل بخش خصوصي است. «ويکي پديا» به ادبيات کاملي اشاره مي کند که به فساد، محدوديت هاي موجود و راه مبارزه با آن مي پردازد.
فساد در فوتبال ايران
«ويکي پديا» اشاره يي دارد که دايره رسيدگي به عمليات مفسدانه در مونيخ، در عرض ده سال، جلوي اختلاس 46 ميليون يورو را گرفته است. دو سال پيش، حدوداً همين مقدار پول در فوتبال ايران گم شده است آن هم در يک فصل.
براي آنهايي که نمي دانند يک فصل فوتبال چقدر طول مي کشد بايد توضيح دهم؛ حدود 10 ماه، صد ميليارد بودجه سالانه فوتبال بوده است که 40 ميليارد آن گم شده است. فکر مي کنيد اين 40 ميليارد کجا رفته است. عده يي حدود 20 تا آدم که گروهي از آنها کارشان را در فوتبال از پادويي شروع کرده اند اين 40 ميليارد را کار گرفته اند. مي خواهيد بدانيد به چه کساني اين پول رسيده است؟
به بعضي از مديران باشگاه ها، به بعضي از
قائم مقام ها و مسوولان امور مالي باشگاه ها، به بعضي از بازيکن ها براي فروش نتيجه، به بعضي از داوران براي تعيين برد و باخت و مساوي، به بعضي از مربيان و کادر فني، به بعضي از مخبران رسانه ها و مقدار زيادي هم به جيب پادوهايي که حالا صاحب بلامنازع فوتبال ما شده اند سرازير شده است. مدرک؟ من هيچ گونه مدرکي ندارم و در هر دادگاهي که بخواهيد سر وقت حاضر مي شوم. به عنوان وکيل مطلبي دارم از عباس عبدي.
...اگر امروز جامعه ما با فساد خانمان براندازي مواجه است که فرياد همه را در آورده، يکي از علل اصلي بروز آن دروغ... است.... از پيامبر(ص) پرسيدند؛ ممکن است مومن ترسو باشد؟ فرمود؛ بلي. ممکن است بخيل باشد؟ فرمود؛ بلي. ممکن است کذاب باشد؟ فرمود؛ نه... امام باقر(ع)؛ کم نصيب ترين فرد از سجاياي مردانگي و فضايل اسلامي، درو غگويان هستند... دروغ مراتبي دارد. فرض کنيد که پولي گم شده و آن را فرد الف سرقت کرده است؛ اما هيچ کس جز آن فرد و خدا اطلاعي از اين ماجرا ندارد. انکار سرقت از جانب اين فرد «دروغگويي» و عملي رذيلانه است...
حال فرض کنيد که فرد مال باخته خودش ديده است که فرد«الف» اموال او را سرقت کرده و سارق هم مي داند که مال باخته از حقيقت ماجرا آگاه است اما باز هم دروغ مي گويد.اين مرتبه رذيلانه تري از فعل دروغ است. حال اگر فيلم فعل فرد ثبت و ضبط شده باشد و اموال مسروقه هم نزد سارق کشف شود و افراد متعددي هم به اين سرقت شهادت دهند و اثر انگشت فرد هم باقي مانده باشد و هر شاهد ديگري که به ذهن آيد وجود داشته باشد با اين حال فرد انکار کند، در اين صورت دروغگويي به شديدترين مرتبه اش رسيده است... و جامعه يي هم که فاعل اين فعل (دروغگويي) به اين فضاحت را با تمام توان محکوم نکند، در همان سراشيبي اخلاقي قرار دارد.
بدتر از اين نوع دروغگويي توجيه اخلاقي آن برحسب مصلحت است و بدتر از بي تفاوتي جامعه در برابر چنين دروغي، دفاع از دروغگو با لطايف الحيل است. از آقاي عبدي سوالي داشتم. اگر همه اين اتفاقات بيفتد مثلاً در جامعه فوتبال،اگر مدير باشگاه در يک محفل خصوصي، داورها، بازيکنان، مخبرين رسانه ها، مربيان و مسوولان در همين محافل خصوص و به خصوص تماشاگران در محافل عمومي به شکلي عيان به وجود فساد در اين جامعه اذعان داشته باشند و به دليل ترس و وحشت از تنبيهات درنظر گرفته شده از طرف دادگاه هاي موجود به دليل حاضر نشدن شاهد و يا شاهدين و يا نداشتن مدارک معتبر که وجود ندارند و در نهايت وجود دارند به ادامه اين فساد اجباراً تن دردهند که کل فوتبال را بي کيفيتي، شکست، بي اعتباري و در نهايت عدم توسعه سوق مي دهد؛ ديني و اخلاقي و خدايي واقعاً بايد چه کار کرد؟ تن در داد؟ ايستاد؟ مبارزه کرد؟ واقعاً آقاي عبدي چه کار بايد کرد؟
من معتقدم که فوتبال ايران فاسد است و جلوي توسعه جوانانش را مي گيرد آيا شما حاضريد وکالت مرا در دادگاه به عهده بگيريد؟ مهم نيست که شما وکيل دادگستري باشيد يا نه مهم اين است که شما به آنچه که نوشته ايد اعتقاد داشته باشيد،
به سخن ماکياولي ضداخلاق که مي گويد؛... شهريار بايد شکيباترين شنونده حقيقت درباره اموري باشد که درباره آنها پرسيده است و اگر ملاحظه کرد که کسي در ابراز حقيقت به او تعلل مي ورزد بايد به خشم آيد.