دوشنبه، 1 مرداد 1386 - شماره 1449
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
دادستان تهران اعلام کرد
12 تن از اراذل و اوباش در اوين اعدام شدند
گروه حوادث؛ دادستان تهران از اجراي حکم اعدام 12 متهم به شرارت، تجاوز به عنف و آدم ربايي در سحرگاه روز گذشته در زندان اوين خبر داد. سعيد مرتضوي با اعلام اين خبر گفت؛ حکم اعدام 4 نفر ديگر از افرادي که به اين اتهامات دستگير شده اند نيز هفته گذشته اجرا شده بود. وي افزود؛ «تمام اراذل و اوباش اعدام شده مرتکب جرايمي مانند شرارت، زورگيري، تجاوز به عنف، قمه کشي و آدم ربايي شده بودند.» مرتضوي تصريح کرد؛ براي 17 نفر ديگر از اراذل و اوباش نيز درخواست صدور حکم اعدام شده است. روابط عمومي دادسراي تهران نيز در اطلاعيه يي اعلام کرد؛ دادسراي تهران با وسواس بسيار زيادي اين گونه جرايم را تحت تعقيب قرار داده و در کوتاه ترين زمان ممکن پرونده ها را آماده محاکمه و ارسال به دادگاه صالحه جهت صدور راي نهايي مي نمايد. اين اطلاعيه در پايان مي افزايد از ميان 17 نفر از متهماني که در طرح اخير افزايش امنيت اجتماعي دستگير شده اند پس از انجام تحقيقات لازم براي 16 نفر از آنان به اتهام آدم ربايي و تجاوز به عنف از دادگاه کيفري استان تهران درخواست حکم اعدام شده و نفر هفدهم به نام «مجتبي الف.» با توجه به تعداد زياد آدم ربايي و تجاوز به نواميس مردم و شرارت و ساير اعمال مجرمانه مفسدفي الارض تشخيص و با صدور قرار مجرميت و کيفرخواست اعدام، پرونده نامبرده جهت محاکمه و صدور راي نهايي به دادگاه انقلاب اسلامي تهران ارسال شده است.

اسامي اعداميان

دو تن از اعداميان روز گذشته به نام هاي «حسين ر.» و «ابوالفضل ص.» از اعضاي باند باغ خرمالو بودند که به عنوان مسافرکش زنان جوان را سوار خودروي خود مي کردند و به باغ خرمالويي در يافت آباد مي بردند و به آنان تعرض مي کردند. اين دو متهم به خاطر 5 فقره تجاوز به عنف از سوي شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران به اعدام محکوم شده بودند که حکم آنها ديروز اجرا شد. شش عضو ديگر اين باند در پي نقض حکم دادگاه بدوي از سوي ديوان عالي کشور بار ديگر پاي ميز محاکمه مي روند و اين در حالي است که قضات ديوان عالي کشور اين شش متهم را نيز مستحق حکم مرگ تشخيص داده اند.

اتهام هاي «حسين ر.» و «ابوالفضل ص.» از سوي دادستاني تهران آدم ربايي، تجاوز به عنف، زورگيري، سرقت، ايراد ضرب و جرح، شرارت و سلب امنيت و آسايش عمومي اعلام شده است.

دو اعدامي ديگر روز گذشته «فاضل ر.» و «حاجت مراد م.» نام داشتند. آنها با اتهامات مشابه محاربه، سلب امنيت و آسايش عمومي، ايجاد رعب و وحشت از طريق تهديد، سرقت هاي مسلحانه، اخاذي، به آتش کشيدن منازل، داشتن رابطه نامشروع با زنان، تمرد در مقابل ماموران و تيراندازي به آنها و خريد و فروش سلاح بالاي چوبه دار رفتند.

«ابراهيم الف.» اعدامي ديگري بود که اتهامات قتل عمد با سلاح گرم، سرقت مسلحانه از بانک، سرقت تراول چک و طلا، معاونت در سرقت و مخفي کردن مال مسروقه در پرونده وي ثبت شده بود.

فروش 43 کيلو و 200 گرم ترياک و حشيش، حمل 3 کيلو و 900 گرم هروئين و 3 کيلو ترياک به همراه شرارت هاي متعدد از اتهامات ديگر اعدامي ديروز به نام «سيامک ر.» بود. «غلامحسين ش.» نيز به اتهام حمل و نگهداري 3 کيلو و 270 گرم هروئين مستحق مرگ شناخته شده بود و حکم وي در زندان اوين به اجرا درآمد. «بابک د.» نام مرد هشتمين اعدامي است که به خاطر خريد و فروش 300 کيلوگرم ترياک، مشارکت در حمل و نگهداري 233 کيلو ترياک، مشارکت در تهيه و نگهداري 9 کيلو و 600 گرم هروئين، مشارکت در خريد و نگهداري 254 کيلو ترياک و نگهداري اسلحه و مهمات گناهکار شناخته شده بود. تهيه 62 کيلوگرم هروئين، فروش 12 کيلوگرم هروئين و شرارت نيز اتهامات «سرور ر.» ديگر اعدامي ديروز اعلام شده است. «اکبر ز.» از ديگر قاچاقچيان اعدام شده است که در پرونده او اتهام مشارکت و در معرض فروش قرار دادن 12 کيلوگرم هروئين و شرارت به چشم مي خورد. مرد ديگري به نام «رسول الف.» نيز به خاطر شرارت و حمل و نگهداري 270 کيلوگرم هروئين و ترياک به دار آويخته شد و آخرين فرد اعدامي که «حميد ن.» نام داشت به خاطر نگهداري سلاح گرم، حمل و نگهداري 350 کيلوگرم ترياک و ايجاد شرارت مستحق مرگ تشخيص داده شده بود.
باج خواهي 500 ميليون توماني براي رهايي پسر جوان از چنگ گروگانگيران
گروه حوادث؛ سه گروگانگير که با ربودن جواني 25 ساله قصد داشتند از خانواده او 500 ميليون تومان اخاذي کنند با هوشياري صاحب باغي در لواسانات دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما روز جمعه 22 تيرماه مردي هراسان و مضطرب خودش را به اداره 11 پليس آگاهي تهران رساند و از ربوده شدن فرزند 25 ساله اش به نام کامران خبر داد. او گفت؛«عده يي ناشناس پسرم را گروگان گرفته و براي آزادي او درخواست 500 ميليون تومان وجه نقد کرده اند. فرد ناشناسي که با من تماس گرفت مرا تهديد کرد و گفت اگر اين پول را فراهم نکنم يا پاي پليس را به ميان بکشم حادثه يي تلخ براي پسرم رخ خواهد داد.» پس از اظهارات اين مرد بلافاصله تيم ويژه يي براي رديابي گروگانگيران و نجات پسر 25 ساله از چنگ آنها تشکيل شد و در نخستين گام کارآگاهان آموزش هاي لازم را به پدر کامران دادند و از او خواستند در صورت تماس مجدد گروگانگيران براي تحويل پول با آنان قرار ملاقات بگذارد. از سويي کارآگاهان شماره تلفن پدر جوان گروگان گرفته شده را نيز تحت کنترل قرار دادند تا از اين طريق متهمان را رديابي کنند. در اين ميان فرد ناشناسي چند بار ديگر با پدر کامران تماس گرفت و به باج خواهي 500 ميليوني اش پافشاري کرد. در جريان اين مکالمات تلفني تيم ويژه مبارزه با آدم ربايي توانستند گروگانگيران را رديابي کنند و محل تقريبي اختفاي آنان را به دست آورند اما از آنجا که جان کامران در خطر بود پليس ترجيح داد زماني به صورت آشکار وارد عمل شود که محل دقيق اختفاي متهمان شناسايي و امکان غافلگير کردن آنها مهيا شود.

روز جمعه 29 تيرماه در حالي که يک هفته از ربوده شدن کامران گذشته بود و کارآگاهان هنوز موفق به دستگيري گروگانگيران نشده بودند صاحب باغي در لواسانات با پليس 110 تماس گرفت و گفت؛ يک دستگاه پژو 206 به طرز مشکوک مقابل باغ من توقف کرده است. پس از اين تماس بلافاصله تيمي از ماموران به محل موردنظر اعزام شدند و با مشاهده خودروي پژو که چهار سرنشين داشت به طرفش رفتند و با پياده کردن 4 پسر جوان به سوال و جواب از آنها پرداختند.

چهار جوان در جريان بازجويي هاي اوليه خود را بي گناه معرفي کردند و مدعي شدند هيچ کار خلافي انجام نداده اند. با اين وجود ماموران به بازرسي خودروي آنها پرداختند و در حين جست وجو عکس يک شرور سابقه دار به نام هاني را پيدا کردند. از آنجا که احتمال داشت چهار مظنون از همدستان هاني باشند ماموران آنها را تحت عنوان اراذل و اوباش بازداشت و به کلانتري منتقل کردند. پس از بازجويي هاي مقدماتي از متهمان در حالي که آنان همچنان بر بي گناهي خود تاکيد داشتند هر چهار نفر براي انجام تحقيقات بيشتر در اختيار پليس امنيت تهران قرار گرفتند. هنگامي که ماموران ويژه پليس امنيت تهران در حال بازجويي از چهار متهم بودند يکي از آنان خودش را کامران معرفي کرد و گفت سه جوان ديگر او را گروگان گرفته بودند و وي هيچ آشنايي با آنها ندارد. اين جوان گفت؛ روز جمعه هفته پيش اين سه نفر مرا دزديدند و شماره تماس پدرم را گرفتند و در تماس با او براي آزادي من درخواست 500 ميليون تومان وجه نقد کردند، هنگام دستگيري نيز آنها به زور مرا سوار پژو کردند و به مقابل باغ موردنظر در لواسانات بردند. ادعاهاي اين جوان باعث شد تا ماموران به بررسي صحت و سقم آن بپردازند و با استعلام از پليس آگاهي و خانواده کامران مشخص شد اين جوان 25 ساله حقيقت را بازگو کرده است.

با افشاي اين موضوع کامران آزاد شد و هم اکنون بازجويي ها از سه گروگانگير ادامه دارد.
عروس 17 ساله به قتل شوهرش اعتراف کرد
گروه حوادث؛ عروس 17 ساله پس از گذشت دو ماه از مرگ شوهرش اتهام قتل وي را با خوراندن قرص برنج به اين مرد 23 ساله پذيرفت.به گزارش خبرنگار ما ساعت 2 بعدازظهر دوشنبه 17 ارديبهشت ماه سال جاري مرد جواني پس از انتقال به بيمارستان لقمان به علت مسموميت جان سپرد. با تشکيل پرونده فوت مشکوک براي احمد تحقيقات در خصوص علت مرگ وي آغاز شد و روشن - بازپرس ويژه قتل - دستور انتقال جسد متوفي به پزشکي قانوني براي بررسي بيشتر را صادر کرد. در آزمايش به عمل آمده مشخص شد مسموميت کشنده يي که مرگ وي را رقم زده در اثر مصرف قرص برنج به وجود آمده است.

در حالي که شواهد اوليه نشان از آن داشت که احمد با خوردن قرص برنج خودکشي کرده است با شکايت پدر و مادر وي از عروس نوجوان شان پرونده وارد فاز جديدي از تحقيقات شد. پدر متوفي با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران از روشن -بازپرس پرونده - خواست با ادامه دادن به تحقيقات و بازجويي از عروس 17 ساله اش راز مرگ فرزندش را برملا کند. وي به روشن گفت پسرش ورزشکار بود و هيچ گاه به سراغ مواد مخدر نمي رفت اما اين اواخر اختلاف شديدي با همسرش پيدا کرده بود و من گمان مي کنم عروسم با استفاده از قرص برنج پسرم را مسموم کرده و به قتل رسانده است. با شکايت اين مرد از عروس 17 ساله، روشن دستور دستگيري زن جوان به نام مائده را صادر کرد. زماني که مشخص شد مائده به خانه پدري اش در لنگرود رفته است ماموران با دريافت نيابت قضايي به اين شهر رفتند و متهم را دستگير و براي بازجويي به تهران منتقل کردند. با انجام نخستين بازجويي مائده به رد اتهام قتل پرداخت و در شرح علت خودکشي همسرش به پليس گفت؛ چند روز پيش از مرگ همسرم يکي از اقوامش فيلمي را در موبايل به او نشان داده و مدعي شده بود زني که در اين فيلم مستهجن حضور دارد من هستم. من گمان مي کنم احمد با ديدن اين فيلم تصميم به خودکشي گرفته باشد چون هيچ دليلي براي اين کار وجود نداشت. با ادعاي عجيب دختر نوجوان بازپرس پرونده دستور پيگيري اظهارات وي را صادر کرد و از ماموران خواست در خصوص وجود فيلم مبتذل يا مرد مورد ادعاي مائده تحقيقات خود را آغاز کنند.

در ادامه بررسي ها کارآگاهان اسماعيل برادرزاده مقتول را براي انجام تحقيقات فرا خواندند. اسماعيل که 27 سال سن دارد در بازجويي ها گفت؛ من در قهوه خانه بودم که يک فيلم را با بلوتوث دريافت کردم. با ديدن اين فيلم شک کردم زني که در فيلم حضور دارد زن عمويم باشد. از آنجا که اين فيلم در شهر ما هم پخش شده بود خيلي حساس شدم و آن را به عمويم نشان دادم اما فيلم چندان واضح نبود و نمي شد تشخيص داد که آن زن واقعاً چه کسي است. بعد از آن من ديگر عمويم را نديدم. همزمان با اين تحقيقات در بازجويي هاي متعددي که از مائده به عمل آمد مشخص شد که اظهارات وي در هر بار بازجويي تناقض هايي با دفعات پيش دارد. او در اين اظهارات از رابطه خود با پسر جواني به نام عليرضا ياد کرده بود که در آرايشگاهي در نزديکي محل کار عروس 17 ساله شاغل است. با توجه به اين اظهارات ماموران اقدام به بازداشت عليرضا کردند و با توجه به اظهارات وي پرونده وارد مرحله تازه يي شد. عليرضا در خصوص رابطه خود با مائده به ماموران گفت؛ ما از دو ماه پيش از مرگ احمد با هم در ارتباط بوديم. من او را بارها در راه رفتن به مغازه لباس فروشي که در آن کار مي کرد ديده بودم تا اينکه يک روز به وي شماره دادم و وي با من تماس گرفت و با هم دوست شديم اما او هيچ گاه حرفي از اينکه شوهر دارد نزده بود و من از آنجا که از او خوشم آمده بود قصد ادامه رابطه و حتي ازدواج با مائده را داشتم اما يک روز ساعت 4 بعدازظهر سراسيمه به مغازه ما آمد و از من خواست که با او بيرون بروم و به من گفت که به شوهرش 2 قرص برنج داده. من که تا آن موقع نمي دانستم او متاهل است عصباني شدم و کنترلم را از دست دادم. بعد او را پيش يکي از دوستانم بردم که درباره اثر قرص بپرسيم و او به ما گفت که حتي يک قرص برنج هم کشنده است. از آن زمان به بعد من ديگر رابطه يي با مائده نداشتم.

زماني که عروس نوجوان در مقابل اظهارات عليرضا قرار گرفت سرانجام اتهام قتل را پذيرفت و با حضور در شعبه سوم بازپرسي ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اتهام خود به بازپرس روشن گفت؛ احمد از زماني که فيلم را ديده بود خيلي عصباني و پرخاشگر شده بود و مرا کتک مي زد و تهديد مي کرد و هر چه من قسم مي خوردم که آن زن من نيستم باور نمي کرد. آن روز ظهر مي خواستم قرص هايي که براي بدنسازي مي خورد را به او بدهم که ناگهان تصميم گرفتم قرص هاي برنجي که از قبل در خانه داشتيم را به او بدهم. شوهرم قرص ها را خورد و ناگهان دگرگون شد و من سراسيمه موضوع را به اورژانس اطلاع دادم اما چند ساعت بعد فهميدم که در اثر خوردن آن قرص ها مرده است. پس از آخرين ديدارم با عليرضا به خانه پدرم در لنگرود رفتم و تا اين زمان ديگر خبري از او نداشتم.

بنابراين گزارش با اعترافات مائده به قتل همسر 23 ساله اش با استفاده از قرص برنج روشن بازپرس پرونده وي را براي تکميل تحقيقات در اختيار پليس آگاهي قرار داد.

گفت وگو با متهم

چند سال پيش با احمد ازدواج کرده بودي؟

6 سال، من 11 سالم که بود با احمد ازدواج کردم.

انگيزه ات از قتل شوهرت چه بود؟

او مرا تهديد کرد و به خانواده ام توهين کرد و گفت براي آنها مشکل درست خواهد کرد. من از آبروي خانواده ام ترسيدم.

آيا به عاقبت اين کار فکر کرده بودي؟

نمي خواستم احمد را بکشم. ناگهان تصميم گرفتم قرص ها را به او بدهم ولي قصدم به قتل رساندن او نبود.
اين جنايت صبح روز شنبه در مجتمع قضايي قرچک ورامين به وقوع پيوست
اعترافات عامل قتل قاضي دادگاه عمومي ورامين
گروه حوادث؛ جواني که يک قاضي دادگستري را در قرچک ورامين به قتل رسانده است در بازجويي ها انگيزه خود را از اين جنايت فاش کرد.به گزارش خبرنگار ما ساعت 2 بعدازظهر روز شنبه گذشته ماموران حراست مجتمع قضايي قرچک با صداي فريادهاي محمدجواد جعفرپور رئيس شعبه 103 دادگاه عمومي به سمت اتاق وي دويدند و متوجه شدند، اين قاضي به شدت مجروح شده و پسر جواني هم که چاقوي خون آلودي در دست دارد بالاي سر او ايستاده است. ماموران حراست بلافاصله تکنسين هاي اورژانس را باخبر کردند و پسر جوان نيز بازداشت شد.

دقايقي پس از انتقال قاضي جعفرپور به بيمارستان در حالي که پزشکان همچنان تلاش خود را براي نجات قاضي 36 ساله ادامه مي دادند مانيتور کنترل علايم حياتي با نشان دادن خط ممتد، مرگ قطعي او را اعلام کرد و جسد براي مشخص شدن علت دقيق مرگ به پزشکي قانوني انتقال يافت.

با مرگ قاضي دادگاه عمومي قرچک ورامين، متهم که اميرحسين نام دارد، تحت بازجويي قرار گرفت. وي با اعتراف صريح به قتل قاضي جوان گفت؛ يکي از دوستانم که مدتي قبل ناپدري اش را به قتل رسانده بود با دستور قاضي جعفرپور بازداشت و زنداني شده بود. من و مادر دوستم اين پرونده را پيگيري مي کرديم. براي اينکه بتوانم به دوستم کمک کنم لازم بود که با او صحبت کنم. چندين بار به سراغ قاضي جعفرپور رفتم و از وي خواستم تا اجازه ملاقات با دوستم را بدهد، اما قبول نمي کرد و مي گفت چون نسبت فاميلي ندارم نمي توانم او را ببينم.

متهم افزود؛ خيلي عصبي و ناراحت بودم، به مادر دوستم گفتم که بايد کاري بکنيم به همين خاطر نقشه کشيدم که اين قاضي را بکشم. روز جمعه زماني که هيچ کس در مجتمع قضايي نبود و آنجا تعطيل بود از ديوار وارد مجتمع شدم و يک چاقو در دستشويي مخفي کردم. روز بعد به عنوان ارباب رجوع وارد مجتمع شدم، به دستشويي رفتم و چاقو را برداشتم، به اتاق قاضي رفتم، دوباره از او تقاضاي اجازه ملاقات با دوستم را کردم اما وي باز هم قبول نکرد. من هم چاقو را بيرون آوردم و چند ضربه به سينه قاضي جعفرپور زدم. او در حالي که فرياد مي زد دست من را محکم گرفت و ماموران را خبر کرد. در حالي که پليس تحقيقات خود را ادامه مي داد، متخصصان پزشکي قانوني علت مرگ قاضي جعفرپور را پارگي ريه و قطع شريان هاي حياتي عنوان کردند. بنابراين گزارش پليس علاوه بر اميرحسين، مادر دوست وي را نيز بازداشت کرده است و تحقيقات از آنها ادامه دارد.
کالبدشکافي جنايت محله مارالان تبريز
ناصر قاسمزاد*

آسيب شناسي حادثه تلخ قتل اعضاي يک خانواده محله مارالان در تبريز نشان مي دهد، متهم اين پرونده با انگيزه مالي مرتکب جنايت شده است.

اما سوال اينجا است که چه چيز اين انگيزه را تقويت کرده است؟ دراين ماجرا همان طور که خوانده ايم پسري که حاصل ازدواج اول مقتول 65 ساله بود، پدر، نامادري و خواهر ناتني 7 ساله اش را کشته است. از دست دادن همسر اول و رها کردن بچه هاي ازدواج اول از سوي پدر نشان مي دهد او حمايت هاي مادي و عاطفي خود را نيز از فرزندانش گرفته بود. ديده شده حتي زماني که پدر و مادر حضوردارند اما به يک فرزند بيشتر از بقيه توجه مي کنند واکنش هاي بچه ها شروع مي شود و اين مساله در درون آنها تبديل به يک عقده مي شود. حال زماني که مادر نيست و پدر توجهش را به حدي به همسر دوم و فرزندش معطوف مي کند که اموالش را به نام آنان مي کند اين مساله شدت مي گيرد. اين کار پدر به معني حذف فرزندان ازدواج اول از زندگي اش است، زماني که اضطراب و خشم ناشي از عملکرد پدر که فرو خورده شده و با مشکلات اقتصادي ناشي از زندگي روزمره همراه مي شود خشم سوار بر اراده فرد شده و منجر به بروز چنين اتفاقي مي شود.

در برخي افراد واکنش متفاوت است، يعني فرد براي جبران اين آسيب تلاش خود را براي به دست آوردن شغل و زندگي خوب و جبران محدوديت ها انجام مي دهد، اما برخي که نتوانند اين کار را بکنند پدر را مقصر ماجرا دانسته و دست به جنايت مي زنند. بنابراين اگر خانواده ها توانايي حمايت مالي از فرزندان شان را ندارند بايد حداقل حمايت هاي عاطفي خود را بيشتر کنند، چرا که استرس هاي ناشي از زندگي اجتماعي در اين صورت کم خواهد شد.

*روانشناس و استاد دانشگاه
عناوين اين صفحه
12 تن از اراذل و اوباش در اوين اعدام شدند
باج خواهي 500 ميليون توماني براي رهايي پسر جوان از چنگ گروگانگيران
عروس 17 ساله به قتل شوهرش اعتراف کرد
اعترافات عامل قتل قاضي دادگاه عمومي ورامين
کالبدشکافي جنايت محله مارالان تبريز
صدور کيفرخواست عليه قاتلان جوان بسيجي در شهرک غرب
دزدي از زن 68 ساله در لباس مامور پست
دو متهم به قتل با گذشت اولياي دم پاي ميز محاکمه رفتند
فيلمبرداري از دختر آزارديده اتهام دو پسر جوان
شناسايي دو مظنون در پرونده قتل وکيل دادگستري
سرنخ تازه در پرونده قتل پزشک بيهوشي
مرد زنداني 36 سال زودتر آزاد شد

صدور کيفرخواست عليه قاتلان جوان بسيجي در شهرک غرب
گروه حوادث؛ پرونده نوجوان جنايتکاري که پس از سرقت مسلحانه از يک داروخانه در جريان تعقيب و گريز با شليک گلوله جوان بسيجي را به قتل رسانده بود با صدور کيفرخواست به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد. به گزارش خبرنگار ما ساعت 21 پنجشنبه 23 فروردين ماه سال جاري دو مرد جوان پس از سرقت مسلحانه از داروخانه يي در بلوار دريا در حال فرار از سوي جواني 26 ساله به نام غلامرضا زبوني تحت تعقيب قرار گرفتند. در حين اين تعقيب و گريز ناگهان يکي از سارقان با شليک دو گلوله وي را به قتل رساند و همراه همدستش از محل گريخت. از آنجا که شيوه سرقت اين دو مرد جوان مشابه 3 سرقت ديگر از داروخانه ها و مطب پزشکان بود پليس در انتظار حرکت بعدي متهمان براي شناسايي و رديابي آنها ماند اما با توقف فعاليت مجرمانه اين دو سارق که به خاطر قتل يک جوان بسيجي نيز تحت تعقيب بودند تحقيقات بي نتيجه باقي ماند تا اينکه سرانجام اولين سرنخ با نقد شدن يکي از چک هاي مسافرتي مسروقه توسط مردي ميانسال به دست آمد. با دستگيري فردي که اقدام به نقد کردن چک بانکي کرده بود وي برادرزاده خود امير را به عنوان کسي که اين چک را به او داده معرفي کرد و در اقدامي ضربتي امير 19 ساله در خانه سرايداري پدرش در شهرک غرب محاصره و دستگير شد. پس از دستگيري امير و اعتراف او به قتل عليرضا و سرقت از مطب پزشکان و داروخانه ها همدست وي نيز در کارگاهي در غرب تهران به دام ماموران افتاد. با بررسي پرونده در شعبه سوم بازپرسي ويژه قتل دادسراي جنايي و صدور قرار مجرميت متهمان از سوي روشن، پرونده براي بررسي به شعبه اظهارنظر دادسراي امور جنايي تهران فرستاده شد. ديروز صفر خاکي نماينده دادستان با صدور کيفرخواست به اتهام قتل عمد براي امير و معاونت در قتل براي همدستش کامران و اقدام به سرقت مسلحانه براي هر دو متهم پرونده را براي بررسي به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع کرد.


دزدي از زن 68 ساله در لباس مامور پست
سه مامور قلابي پست با ورود به زور به خانه زن 68 ساله يي اقدام به دزدي از خانه وي کردند. بعدازظهر روز شنبه ماموران کلانتري 114 از ورود غيرقانوني 3 مامور قلابي به خانه پيرزني باخبر شدند و با حضور در محل دريافتند 3 مرد ناشناس با پوشيدن لباس ماموران اداره پست به زور وارد خانه پيرزن شده و پس از بستن دست و پا و دهان زن صاحبخانه حدود 7 ميليون تومان پول، طلا و اموال ديگر وي را سرقت کرده اند.


دو متهم به قتل با گذشت اولياي دم پاي ميز محاکمه رفتند
گروه حوادث؛ دو مرد جوان که در حادثه هايي جداگانه اقدام به قتل کرده بودند با رضايت اولياي دم از مرگ نجات يافتند و به لحاظ جنبه عمومي جرم محاکمه شدند. به گزارش خبرنگار ما متهم اول که روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد، مرد جواني به نام حسين است که در نزاع دسته جمعي جواني به نام مهدي را به قتل رسانده بود. حسين که به اتفاق چهار نفر ديگر در نزاع دسته جمعي شرکت کرده بود با وارد آوردن ضربه چاقو مهدي را به قتل رساند. به رغم اينکه اولياي دم مهدي تقاضاي قصاص کرده بودند، هنگام اجراي حکم از قصاص قاتل فرزندشان گذشت کردند و اين متهم بار ديگر به زندگي بازگشت. روز گذشته حسين بار ديگر به لحاظ جنبه عمومي جرم مورد محاکمه قرار گرفت و با توجه به اينکه از ارتکاب قتل ابراز پشيماني کرد با حکم قضات شعبه 71 به حبس محکوم شد. در پرونده دوم که در شعبه 74 دادگاه کيفري رسيدگي شد مردي 28 ساله به نام رحمت الله به اتهام قتل فردي که جنيدالله نام داشت پاي ميز محاکمه رفت، در حالي که اولياي دم مقتول اعلام رضايت کرده بودند و تقاضاي ديه داشتند در جلسه محاکمه رحمت الله منکر قتل شد. وي گفت؛ من و مقتول همکار بوديم و آلت قتل را دوست ديگرمان بر سر مقتول کوبيد.


فيلمبرداري از دختر آزارديده اتهام دو پسر جوان
گروه حوادث؛ پرونده پسر جواني که متهم است با همدستي دوستش دختري را مورد آزار قرار داده و از او فيلمبرداري کرده در شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران مورد بررسي قرار مي گيرد. به گزارش خبرنگار ما يک هفته پيش دختر جواني به ماموران پليس خبر داد پسري او را ربوده و به خانه يي برده و مورد آزار قرار داده است. اين دختر گفت؛ من داشتم به سمت خانه ام مي رفتم که دو پسر جوان در خيابان مرا سوار بر موتور کردند. صداي داد و فرياد مرا کسي نشنيد و آنها مرا به داخل خانه يي بردند. بعد يکي از پسران مرا مورد آزار قرار داد، پسر دومي که همراه ما بود از خانه خارج شد و به مغازه اش رفت. خانه يي که در آن بوديم به مغازه راه داشت، من نمي دانستم که وي براي فيلمبرداري از صحنه هاي آزار من از خانه خارج شده است. وقتي داشتم از آنجا خارج مي شدم، مرا تهديد کردند که اگر به کسي چيزي بگويم فيلمي که از من گرفته اند را توزيع خواهند کرد. من که آبرويم رفته بود، براي اينکه ديگران از اين مساله باخبر نشوند تصميم گرفتم شکايت کنم. پس از طرح اين شکايت پليس توانست خانه متهم اصلي را شناسايي و وي را دستگير کند. متهم گفت؛ من دختر جوان را به زور سوار موتور نکردم، ما قبلاً با هم رابطه داشتيم. روز حادثه وقتي اين دختر فهميد که دوستم از سوراخ ايجاد شده در ديوار خانه از ما فيلمبرداري مي کند عصباني شد و تهديد کرد که شکايت مي کند. من خبر نداشتم که دوستم چنين کاري کرده و اصلاً مساله فيلمبرداري به من مربوط نيست. پليس در ادامه تحقيقات جوان ديگر را که اقدام به فيلمبرداري کرده بود شناسايي و دستگير کرد. قضات شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران در حال حاضر تحقيقات خود را از دو متهم آغاز کرده اند.


شناسايي دو مظنون در پرونده قتل وکيل دادگستري
گروه حوادث؛ دو مظنون تازه در پرونده قتل يک وکيل دادگستري که ارديبهشت ماه سال جاري در دفتر کارش در اطراف ميدان وليعصر از پاي درآمده بود، شناسايي شدند. به گزارش خبرنگار ما اين وکيل 45ساله که محمد عاشوري نام داشت با شليک گلوله يي به سرش به قتل رسيد و تاکنون تحقيقات براي شناسايي عامل يا عاملان اين جنايت که با اطلاع از تنهايي محمد در دفتر کارش به آنجا رفته و او را کشته اند بي نتيجه مانده است. بازپرس شاملو - رئيس شعبه اول دادسراي جنايي تهران و مسوول رسيدگي به اين پرونده- روز گذشته گفت؛ در تحقيقاتي که انجام داده ايم به دو مرد مظنون شده ايم. اين دو مظنون پس از وقوع قتل به اتهام درگيري دستگير شده اند و هم اکنون در زندان به سر مي برند. وي افزود؛ بازجويي ها از اين دو مظنون به زودي آغاز مي شود.


سرنخ تازه در پرونده قتل پزشک بيهوشي
گروه حوادث؛ تحقيقات درخصوص انگيزه دختر دکوراتور که با وارد کردن کارد به قلب پزشک بيهوشي مرگ وي را رقم زد تحت الشعاع مجسمه عتيقه مفقود شده مقتول قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما در پي اعلام خبر قتل پزشک 44ساله در يک مجتمع مسکوني در خيابان ميرعماد بلافاصله بازپرس ويژه قتل و ماموران اداره دهم پليس آگاهي تهران در محل حاضر شدند و پس از بررسي آخرين مکالمات تلفني مقتول و تماس شاملو بازپرس ويژه قتل با فردي که آخرين تماس هاي مرتضي با وي بوده به نقش دختر جوان در مرگ اين پزشک ميانسال پي برد و پس از مراجعه به خانه ريحانه دختر 20ساله و بازجويي از او دستور بازداشت اين دختر دکوراتور را صادر کرد. ريحانه درخصوص علت به قتل رساندن مرتضي مدعي شد در دفاع از ناموس خود به وي حمله ور شده و با وارد کردن چاقو از ناحيه پشت به قلب مقتول وي را از پا درآورده است، اما اين اظهارات از سوي بازپرس پرونده و کارآگاهان پليس قانع کننده تشخيص داده نشد، زيرا قرائن و شواهد موجود در صحنه جنايت نشان از آن داشت که مقتول در حين نماز مورد حمله قرار گرفته و از آنجا که امکان فرار براي ريحانه وجود داشته است، ادعاي وي درخصوص دفاع از خود مبهم و نارسا به نظر مي رسيد. در حالي که پيگيري ادعاهاي ريحانه درخصوص انگيزه اصلي اش براي قتل مرتضي ادامه داشت، پس از صورتجلسه اموال موجود در آپارتمان محل وقوع جنايت، مشخص شد که يک مجسمه فيل عتيقه و يک چاقوي کنده کاري شده مفقود شده است. با قوت گرفتن انگيزه سرقت مشخص شد که متهم به خاطر بدهي 100 ميليون توماني در تنگنا بوده است. در آخرين جلسه بازپرسي از ريحانه وي با رد اتهام سرقت اين دو شيء عتيقه و باارزش به شاملو گفت؛ من اين دو شيء را ديده بودم و روز جنايت هم آن مجسمه فيل و چاقو را در محل ديدم ولي نمي دانم آنها را چه کسي برداشته است. تحقيقات قضايي درخصوص اين پرونده همچنان ادامه دارد.


مرد زنداني 36 سال زودتر آزاد شد
يک زنداني امريکايي که به اشتباه 36 سال زودتر آزاد شده بود پس از عذرخواهي از قرباني اش دوباره دستگير شد. به گزارش آسوشيتدپرس اين زنداني که چهار سال قبل به دليل شليک به سر يک فرد به 40 سال حبس محکوم شده بود، به دليل اشتباه دفتري، 36 سال زودتر آزاد شد. اين مرد هنگامي که در يک رستوران با قرباني اش روبه رو شد و از وي عذرخواهي کرد، قرباني فوراً اين موضوع را به دادگاه اطلاع داد و پليس دوباره متهم را دستگير کرد. در اطلاعات رايانه يي زندان مدت حبس اين متهم به جاي چهل سال، چهار سال درج شده بود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام