چهارشنبه، 3 مرداد 1386 - شماره 1451
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
اظهارات تکان دهنده زن بي سرپرستي که کودک 5 روزه اش را کشت
من قرباني ظلم و خشونت شده ام
گروه حوادث،مرجان لقايي؛ دستبند نقره يي براي اين زن يعني زندگي، يعني آسودگي. در بين سربازان و ماموران احساس آرامش مي کند ،ديگر سهيلاي جوان مجبور نيست به اجبار به خانه کسي برود ديگر کسي سهيلاي جوان را مورد آزار قرار نمي دهد. ديگر اين زن در سرماي زمستان به تب و لرز گرفتار نمي شود زندان امن ترين جا براي اوست، حتي اگر مهر جنايتکار بر پيشاني اش خورده باشد.

زندان اوين، بند نسوان مامن زني است که از زندگي تبعيد شده است.

براي سهيلا زندگي سياه است، عشق سياه است، پدر و مادر سياه است، خانه سياه است ، فرزند سياه است، نفس کشيدن سياه است.

سهيلا حالا يک زن جنايتکار است، او را به جرم قتل فجيع کودک 5 روزه اش محاکمه مي کنند. سر از تن اين کودک مظلوم جدا کرده، قلبش را از سينه بيرون کشيده، روده هايش را درآورده و کلاغ ها قلب پسرک را خورده اند در اين سال ها و در اين سياهي ها چه بر سر سهيلا آمده که به جاي در آغوش کشيدن کودک کوچکش چاقوي خشم را به سينه او فرو کرد. اين زن در جلسه محاکمه اش خشم 12 ساله خود را با فرياد به حاضران در دادگاه گفت که چرا مهر مادري به چاقوي برنده يي تبديل شد تا سينه کودک 5 روزه شکافته شود.

اظهارات نماينده دادستان

به گزارش خبرنگار ما ساعت 30/11 صبح ديروز علي دلداري نماينده دادستان تهران پشت تريبون ويژه سالن اجتماعات دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت تا عليه سهيلا 28 ساله به اتهام قتل کودک 5 روزه اش اقامه دعوي کند و خواستار قصاص او شود.

دلداري هنگام ارائه دلايل خود مبني بر جنايتکار بودن سهيلا به قضات شعبه 71 دادگاه کيفري گفت؛ 14 شهريورماه سال گذشته به ماموران کلانتري 123 نياوران خبر دادند، زن جواني در يکي از مراکز بهزيستي در خيابان فرمانيه و روبه روي سفارت نروژ به طرز هولناکي طفل 5 روزه اش را به قتل رسانده است. وقتي پليس در محل حاضر شد، به بررسي صحنه يي هولناک پرداخت؛ جسد کودکي کنار شير آب حياط بهزيستي رها شده بود اين کودک 5 روز بيشتر نداشت. ضارب سر از تن وي جدا کرده، سينه اش را شکافته بود،قلب و ريه و ساير قسمت هاي ديگر بدن اين کودک را بيرون کشيده بود. بررسي ها نشان داد، اين کودک متعلق به زن جواني به نام سهيلا است که در همان مرکز نگهداري مي شود و در همان جا فرزندش را به دنيا آورده بود. سهيلا چون يک زن آسيب ديده بود در بهزيستي نگهداري مي شد. دلداري ادامه داد؛« جسد به دستور بازپرس پرونده به پزشکي قانوني انتقال يافت و متخصصان علت مرگ را قطع عناصر حياتي گردن اعلام کردند. اين در حالي است که سهيلا قتل فرزندش را بر عهده گرفت و اعلام کرد به تنهايي مرتکب اين قتل شده است. از آنجايي که متهم حاضر به معرفي پدر اين کودک بي گناه نشده و بزهکاري وي براي دادسرا محرز است دادستان براي وي به عنوان ولي دم قانوني تقاضاي قصاص کرده است.

سهيلا در برابر سوالات قاضي دادگاه

در ادامه جلسه محاکمه قاضي عزيزمحمدي رئيس دادگاه از سهيلا خواست در جايگاه قرار گيرد.

قاضي؛ خودت را معرفي کن؟

متهم ؛ من سهيلا «ق» 28 ساله هستم، 8 فقره سابقه کيفري به جرم ولگردي دارم. پدرم باران است و مادر صخره، هيچ کس ديگري را هم در اين دنيا ندارم و پسر 5 روزه ام را نيز کشته ام.

پس قبول داري که پسرت را کشتي؟

اتهام قتل را قبول دارم ، هيچ کس همدست من نبود، خودم اين کار را کردم.

با چه انگيزه يي چنين جنايتي را مرتکب شدي؟

من يک انگيزه نداشتم، هزاران انگيزه در من وجود داشت، که شايد فقط يکي از آنها مي تواند دليل کافي براي قتل باشد.

دليل من براي اين قتل خشونت هاي بيش از حدي بود که از مردان جوان ديدم از آنهايي که به معناي واقعي کلمه اراذل و اوباش هستند. از کجاي اين زندگي سياه براي تان بگويم. کدام بخش از 12 سال بدبختي و سياهي ام براي تان تعريف کنم.

من براي نجات کودکم اين کار را کردم. تصورم اين بودکه ايدز دارم، قطعاً فرزندم هم از من گرفته بود، پس او را کشتم که بدبختي هايي که من دچارش شدم را تحمل نکند.

اما اينکه اراذل تو را آزار داده اند ، دليل قانع کننده يي براي قتل کودک معصوم نيست؟

اگر آنچه بر من گذشته بر هر کس ديگري هم مي گذشت بي رحم مي شد. در 15 سالگي که از خانه فرار کردم و با مردان زيادي رابطه داشتم، آنها از من به طرز وحشيانه يي سوءاستفاده کردند و سپس مثل يک دستمال کثيف مرا به گوشه يي پرت کردند و هر بار از دفعه قبل بي پناه تر و بدبخت تر شدم. بايد اين عقده ها را چطور خالي مي کردم مگر مي توانستم مرداني را که چندنفري به من حمله کرده اند بکشم، مگر من چقدر زور داشتم و اگر مي کشتم مثل نازنين فاتحي(دختري که به اتهام قتل بازداشت شد و با توجه به دفاع مشروع آزاد شد) مرا سه سال در زندان نگه مي داشتيد. نازنين هم ابتدا در همين شعبه محاکمه شده بود. ضمن اينکه من نمي توانستم حريف آن مردان شوم. چقدر زير رفتارهاي وحشيانه اين مردان له شدم. چرا آن زمان کسي نبود که از من دفاع کند. من فکر مي کردم به خاطر روابط جنسي متعددي که داشتم دچار ايدز و هپاتيت شده ام و اين مساله آزارم مي داد.

چرا از خانه فرار کردي؟

15 ساله بودم که عاشق شدم و به پيشنهاد پسر مورد علاقه ام از خانه فرار کردم. من 4 سال با او و همراه خانواده اش در کشور آذربايجان زندگي کردم، اما يک روز او را در يک تصادف از دست دادم و بعد از مدتي مجبور به ترک آن خانواده شدم و به ايران برگشتم. من هيچ کس را در اين دنيا نداشتم، جايي براي ماندن هم نداشتم و در خيابان پرسه مي زدم که پسر جواني مرا به خانه اش برد، من فکر مي کردم فقط او در خانه است اما درخانه هفت نفري به من حمله کردند. بعد از يک سال تصميم گرفتم ديگر تن فروشي نکنم، اما آقاي قاضي مي دانيد تحمل سرماي زمستان در دي ماه و در خيابان يعني چه؟ در آن سرما در خيابان ها پرسه مي زدم و تا مغز استخوان مي لرزيدم. شما اين چيزها را مي دانيد؟ در آن مدت دچارسخت ترين بيماري ها شدم و باز بي پناه بودم و مجبور شدم به خواسته هاي کثيف مردان نه به ميل باطني بلکه به اجبار تن دهم. ديگر از من که درحال حاضر 28 ساله هستم چه باقي مانده، مي دانيد چقدر به من الکل و مشروب خوراندند تا بتوانم رفتارهاي وحشيانه شان را تحمل کنم؟ مي دانيد چقدر سيگار کشيدم تا در قالب دود عصبانيتم را بيرون بريزم؟چرا در آن زمان کسي مرا نمي ديد؟

از کي فهميدي اشتباه کردي و چرا به سمت خانواده ات نرفتي؟

از 20 سالگي مي خواستم از اين کاردست بکشم، اما نشد البته قبل از اينکه از خانه فرار کنم پدرم که يک سارق و بيمار جنسي بود فوت شد. پدرم سه زن داشت اما با زنان ديگر نيز رابطه داشت و من اين صحنه ها را از زماني که کودک بودم، مي ديدم. پدرم به آنها پول مي داد و مي رفتند. او هميشه مي گفت نفرين اين زن ها و خانواده آنها پشت سر من است. پس بعد از مرگم تو اين کار را بکن تا من بخشوده شوم. البته به خاطر حرف پدرم نبود و بعد از يک سال يعني 8 سال پيش به بهزيستي مراجعه کردم ولي مرا بعد از مدتي بيرون انداختند. تمام وجودم نفرت بود، هيچ کس به من محبت نکرد، همه از من سوءاستفاده کردند و من هم بچه ام را کشتم، مي خواستم بدانم جان انسان از کجاي بدنش بيرون مي زند، مي خواستم شهامت و جسارت قتل را پيدا کنم تا بتوانم انتقام بگيرم.

اتهام ديگر تو زناي غيرمحصنه است، آيا قبول داري؟

من با آخرين مردي که بودم و از او باردار شدم يک سال و نيم زندگي کردم ما صيغه محرميت خوانده بوديم، مهريه هم تعيين کرده بوديم.

اما با مردان متعددي رابطه داشتي؟

بله قبول دارم، من يک مفسد في الارض هستم و بايد اعدامم کنند، خواهش مي کنم اين کار را هر چه زودتر بکنيد.

با توجه به روابطي که داشتي آيا کينه از پدر فرزندت انگيزه تو به اين قتل نبوده است؟

من فرزندم را دوست داشتم وقتي به دنيا آمد انگارگنج پيدا کرده بودم. حالا من هم چيزي داشتم که مي توانستم به خاطرش اميدوار باشم. اما زماني که قرار شد او را از من جدا کنند و به بهزيستي ببرند در درونم کينه به وجود آمد ،تنها چيزي که داشتم و بعد از اين همه سال به دست آورده بودم داشت از من جدا مي شد. پس براي اينکه انتقام بگيرم او بهترين و بي دفاع ترين فرد بود.

صدور حکم

پس از اظهارات سهيلا وکيل تسخيري وي در جايگاه قرار گرفت و در دفاعياتش متهم را بيمار رواني دانست و خواستار ارجاع او به پزشکي قانون شد.

سپس رئيس دادگاه دوباره سهيلا را به جايگاه فراخواند و از او خواست تا آخرين دفاعياتش را مطرح کند. سهيلا گفت؛ اتهاماتم را قبول دارم و هيچ دفاعي ندارم فقط خواهش مي کنم يک چاقو به ماموران بدهيد تا همان طور که من کودکم را کشتم، مرا بکشند و سر از تنم جدا کنند. اين کودک زاده مجموعه ظلم هايي بود که به من شده بود. پدر او ظالم بود نه کس ديگري. من مثل تمام عمرم هيچ دفاعي ندارم. پس از پايان جلسه دادگاه پنج قاضي شعبه 71 (رحيمي، ملکي، سالاري، عبداللهي و عزيز محمدي) سهيلا را به جرم قتل عمد به قصاص و به خاطر روابط نامشروع به حد شرعي محکوم کردند.
رها شده در جامعه
علي دلداري*

پرونده امروز يکي از تاسف بار ترين پرونده هاي 5 سال گذشته بود. در 300 پرونده يي که آنها را به عنوان يکي از مسوولان دستگاه قضايي بررسي کرده ام تا اين حد متاثر نشده بودم. در بررسي علل ارتکاب جرم سه مساله بسيار مهم است؛ علل فردي، يعني شخصيت و گذشته خصوصي فرد، علل اجتماعي يعني آثاري که جامعه بر فرد دارد و علل خانوادگي يعني محيط زندگي فرد که در آن رشد کرده است.

اگر در هر کدام از اين علل خللي به وجود آيد شخص ممکن است به بزهکاري روي بياورد. متهم اين پرونده زني است که درکودکي در يک خانواده نابسامان رشد يافته است و پدر خانواده فردي سارق و داراي روابط نامشروع متعدد بوده و مادر خانواده نيز خانه را ترک کرده بود و کسي متصدي تربيت اين کودک نبوده است. اين زن پس از گذراندن دوران کودکي در سن 16 سالگي از يک شهر کوچک به شهري بزرگ مهاجرت کرد و تا سن 27 سالگي که مرتکب قتل شده جرايم متعددي انجام داد و متاسفانه به کرات مورد تعرض برخي مردان قرار گرفت و در نهايت تحت تاثير اين شرايط به يک جاني تبديل شد. علت اصلي اين جنايت انتقام گيري متهم از گذشته اش بوده است و حتي خودش پذيرفته انتقام ظلمي را که به او شده از يک مظلوم گرفته است و نه از ظالمان. نحوه ارتکاب جرم به حدي فجيع بوده که نشان مي دهد احساس و عاطفه کاملاً در اين زن در جايگاه يک مادر از بين رفته است و از آنجايي که وي با افراد متعددي رابطه داشته قادر نيست پدر فرزندش را معرفي کند. بنابراين براي رهايي از اين وضعيت و شرايط درخواست کرده تا هر چه سريع تر قصاص شود.

راه پيش رو براي از بين بردن چنين جناياتي، ساماندهي مناسب زنان خياباني از سوي دستگاه ها است. در اين پرونده اگر دستگاه هاي مسوول به درستي کار خود را انجام مي دادند سهيلا اصلاح مي شد و آمادگي لازم را براي بازگشت به دامان جامعه و زندگي سالم پيدا مي کرد، اما چون در جامعه در همان حالت بيمارگونه رها شد و شخصيت اش تا حد يک موجود تحقير شده پايين آمد، دست به چنين جنايت تلخي زد.

*نماينده دادستان تهران در پرونده سهيلا
صورت مساله را پاک نکنيم
مجيد ابهري*

فاجعه تکان دهنده قتل يک نوزاد به دست مادرش باعث جريحه دار شدن احساسات عمومي شد. در کالبدشکافي اين حادثه طي مصاحبه هايي که با متهم داشتم، علل وقوع قتل به طور خلاصه چنين بود؛ يک زن بدون سرپرست ظاهراً براساس يک رابطه جنسي باردار شد و بچه خود را به دنيا آورد. بعد از تولد نوزاد وي تلاش کرد تا کودک را به يکي از مراکز نگهداري از نوزادان بسپارد، اما قواعد و ضوابط دست و پاگير و سخت گيري هاي بي مورد مانع پذيرش اين طفل از سوي مراکز نگهداري شد. در اين ميان زن که خود جايي براي ماندن نداشت در يک جنون آني به رغم اينکه حس مادري عالي ترين و قوي ترين فرآيند عاطفي خلقت است، نوزاد را سر بريد و او را زير درختان رها کرد. اين پرونده چند نکته را متذکر مي شود؛

1- طرح حمايت از زنان بي سرپرست بايد به صورت جدي مورد توجه قرار گيرد. اين طرح نبايد فقط به بيمه کردن اين زنان خلاصه شود بلکه بايد برنامه توانمندسازي آنان، حمايت مادي از اين دسته از بانوان و آموزش مهارت هاي زندگي مدنظر باشد.

2- بايد قوانيني وضع شود که براي فرزندان بدون پدر يا فرزندان مولود از عقد موقت بتوانند شناسنامه بگيرند و مراکز نگهداري اطفال بدون تشريفات ديوان سالاري و کاغذبازي اين گونه کودکان را بپذيرند.

3- بايد چاره يي انديشيده شود که زن هاي بيوه و بي سرپرست بتوانند در جامعه به کار يا تحصيل ادامه دهند و براي امرار معاش به کارهاي پليد کشيده نشوند. نهادهاي حمايتي و تشکل هاي عمومي خيريه بايد اين وظيفه را برعهده بگيرند.

4- اين زن مدعي شده که قصد داشته پس از کشتن نوزاد پنج روزه اش به قتل هاي سريالي دست بزند. اين اظهارات از جريحه دار شدن احساسات او ناشي مي شود. فردي که فرزند خود را به قتل برساند، مي تواند به راحتي ديگران را نيز قرباني کند. در واقع بسياري از قتل هاي سريالي از چنين نقطه هايي آغاز مي شود. بنابراين براي جلوگيري از تکرار اين گونه فجايع تکان دهنده بايد دست اندرکاران تمهيداتي بينديشند و اجازه ندهند اين گونه حوادث اتفاق بيفتد. در اين پرونده اگر مراکز نگهداري از اطفال فرزند او را مي پذيرفتند وي دست به چنين کاري نمي زد و اگر مردي که در به دنيا آمدن اين نوزاد سهم عمده يي داشت، مادر او را رها نمي کرد اين حادثه رقم نمي خورد. بايد توجه داشت محکوم کردن اين زن فقط پاک کردن صورت مساله است و روزانه عده يي از همين زنان فرزندان خود را در کوچه و خيابان رها مي کنند تا به خيال خود آسوده شوند. بنابراين بايد فکري براي چنين نوزادان و کودکاني کرد چون که سرنوشت آنها نيز با سرنوشت مادران شان گره ناگشودني خورده است.

* متخصص علوم رفتاري و پژوهشگر ويژه پرونده سهيلا
گفت وگو با سهيلا پس از پايان محاکمه
من هم يک مادر بودم اما...
زماني که سر از تن فرزندت جدا مي کردي مي دانستي چه مي کني؟

بله مي دانستم، من کاملاً هوشيار بودم، درست يادم است اول سرش را بريدم، بعد يک ضربه عمودي به سينه اش زدم و...

تحت تاثير کاري که مي کردي قرار نداشتي؟

من کاملاً خونسرد بودم و هيچ مشکلي نداشتم. براي آدمي مثل من که تک تک سلول هاي بدنش پر از نفرت است ديگر اين کارها معني دردناکي ندارد.

چرا نزد خانواده ات بازنگشتي؟

کدام خانواده. هيچ مي داني اگر به شهرمان برمي گشتم خانواده مادرم چه بلايي به سرم مي آوردند، من هيچ راهي نداشتم.

چرا به بهزيستي نرفتي؟

8 سال پيش رفتم، ساختمان بهزيستي در خيابان اميد بود. من نمي خواستم تن فروشي کنم، مي خواستم زندگي کنم، اما مسوولان آنجا مرا بيرون انداختند.

گفتي به خاطر خشمي که داشتي فرزندت را کشتي، چرا اين خشم را بر سر فرزندت خالي کردي؟

من از قتل مي ترسيدم، خواستم فرزند خودم را بکشم تا شجاعت به دست آورم. مي خواستم يک قاتل سريالي شوم و اول مسوولان بهزيستي که مرا بيرون انداختند بکشم و بعد مرداني که با من مثل يک... رفتار کردند به قتل برسانم، اما دستگير شدم.

وقتي فرزندت به دنيا آمد به او علاقه نداشتي؟

من هم مثل همه مادران يک مادر بودم. حاضر بودم باز هم تن فروشي کنم و پسرم را بزرگ کنم، اما مي خواستند او را به بهزيستي ببرند و سرنوشتي مثل سرنوشت من در انتظارش بود.

چرا مردي که پدر فرزندت است را معرفي نمي کني؟

او به من يک سال و نيم پناه داد و بعد مرا بيرون کرد، اگر وي را معرفي کنم شلاقش مي زنند. همسر و فرزندانش هم مي فهمند و از او جدا مي شوند.

بعد از قتل پسرت دچار اضطراب و ناراحتي نشدي؟

من به خاطر علائمي که داشتم مي دانستم ايدز دارم و پسرم هم از خون من تغذيه کرده بود و ايدز داشت، براي اينکه راحتش کنم او را کشتم.

در مورد بيماري ات اطمينان داري؟

من همه علائم آن را دارم اما در زندان پيش پزشک نرفتم و از من آزمايش نگرفتند، شايد تصورم درست باشد.

خواب پسرت را مي بيني؟

خواب پسرم و همه افرادي که به من ظلم کردند را مي بينم. هر شب خواب شان را مي بينم.

مي داني ممکن است قصاص شوي؟

مي دانم اما ناراحت نيستم، چون ديگر خواب آن وحشي گري ها، قتل فرزندم و صحنه هايي که پدرم خلق مي کرد را نمي بينم. من تا کي بايد سکوت مي کردم.

فکر مي کني با قتل فرزندت اين سکوت را شکستي؟

سکوتم را شکستم تا همه بدانند بر سر من و امثال من چه مي آيد و چرا دهان مان دوخته شده است. من هيچ وقت نتوانستم در برابر اين خشونت ها از خودم دفاع کنم.
عناوين اين صفحه
من قرباني ظلم و خشونت شده ام
رها شده در جامعه
صورت مساله را پاک نکنيم
من هم يک مادر بودم اما...
کلاهبرداري ميلياردي از ثروتمندان با ارسال اي ميل هاي دروغين
نجات سينا از مرگ با تامين مبلغ درخواستي اولياي دم
دستگيري مردي که يک تاجر را ربود
صدور کيفرخواست عليه متهمان جنايت مقابل باشگاه آرارات
جاعل کارت پايان خدمت دستگير شد
وکيل قلابي با شکايت موکلانش به دام افتاد
سارق اسکيت سوار به دادگاه مي رود

کلاهبرداري ميلياردي از ثروتمندان با ارسال اي ميل هاي دروغين
ماموران اداره کل مبارزه با جرايم رايانه يي پليس در تعقيب اعضاي باندي هستند که با استفاده از اي ميل هاي دروغين از کاربران اينترنتي کلاهبرداري هاي ميلياردي کرده اند. سرهنگ عبدالله قاسمي در گفت وگو با ايسنا در تشريح اين ماجرا گفت؛ از چندي پيش، اداره کل مبارزه با جرايم رايانه يي آگاهي ناجا با شکايات مشابهي از سوي کاربران اينترنتي مواجه شد که براي دريافت جايزه يک قرعه کشي چندين ميليون توماني هزينه پرداخت کرده بودند. براساس اظهارات شاکيان اين افراد در اي ميل هاي خود پيغامي مبني بر برنده شدن در يک قرعه کشي اينترنتي دريافت مي کردند و ارسال کننده اين ميل با ارائه تصوير چکي به مبلغ يک تا 5 ميليون دلار ادعا مي کرد که اين کاربر اينترنتي در جريان يک قرعه کشي، ميلياردها تومان برنده شده است و بر اين اساس کاربر اينترنتي با تقاضاي اي ميلي مبني بر ارائه شماره حساب و مشخصات فردي مواجه مي شد. وي افزود؛ با بررسي هاي به عمل آمده از ميل هاي اينترنتي و تحقيق از مالباختگان مشخص شد که کلاهبرداران کاملاً حساب شده وارد عمل مي شدند و با اي ميل هايي که اطلاعات حقيقي را در اختيار کاربران مي گذاشت، به شدت وي را براي پرداخت پول تطميع مي کردند. شگرد مجرمان اينترنتي به اين گونه بود که در مدت زمان 3 تا 4 هفته، هر بار با ارسال يک اي ميل که حاوي مدارکي از قبيل تصوير چک يا صورت حساب بانک بوده، توجه کاربر اينترنتي را جلب مي کردند و در ادامه اقدامات مجرمانه خود با ارائه تصوير چک هايي که متعلق با بانک هاي سرشناس جهان از قبيل سيتي بانک و بانک اسپانيا بود، اعتماد و اطمينان کاربر اينترنتي را جلب کرده و وسوسه رسيدن به جايزه را در او برمي انگيختند. به گفته سرهنگ قاسمي در ادامه زماني که کاربر اينترنتي تقاضاي دريافت وجه نقد خود که تصور مي کرد در يک قرعه کشي اينترنتي برنده شده را مطرح مي کرد، کلاهبرداران اعلام مي کردند او بايد براي واريز شدن پول به حساب يک بانک ايراني ماليات بانکي را بپردازد. رئيس اداره اجتماعي پليس آگاهي نيروي انتظامي افزود؛ اين شبکه مجرمانه هر بار به سراغ کاربراني مي رفت که از وضعيت مالي قابل توجهي برخوردار بودند و هزينه هاي مالياتي براي آنها بين 70 تا 150 ميليون تومان برآورد مي شد و طعمه ها نيز با تصور اينکه قرار است در قبال اين پرداخت، ميلياردها تومان سود حاصل کنند، بدون هيچ سوءظني مبلغ را به شماره حساب هاي مربوطه واريز مي کردند. تاکنون شکايات زيادي با اين مضمون در اختيار پليس قرار گرفته است که از جمله آن مي توان به کلاهبرداري 110 ميليون توماني از يک سرمايه دار ايراني و نيز کلاهبرداري 70 ميليون توماني از يک تاجر فرش اشاره کرد. سرهنگ قاسمي همچنين با بيان اينکه روزانه دو تا سه مورد شکايت از سطح کشور به اداره کل مبارزه با جرايم رايانه يي گزارش مي شود، گفت؛ متاسفانه شگرد اين کلاهبرداران کاملاً حرفه يي و هدايت شده است به طوري که پليس تاکنون منبع اصلي هدايت اين جريان مجرمانه را شناسايي نکرده است. رئيس اداره اجتماعي پليس آگاهي ناجا با هشدار به کاربران اينترنتي اعلام کرد؛ نسبت به اي ميل هاي ارسالي ناشناس که خبر از برنده شدن شما در جريان قرعه کشي هاي اينترنتي و رسيدن به مبالغ هنگفت ميليون دلاري و از اين دست را مي دهد، توجهي نکنيد.


وکيل مدافع جوان نوازنده ني خبر داد
نجات سينا از مرگ با تامين مبلغ درخواستي اولياي دم
وکيل مدافع سينا پايمرد- جوان نوازنده ني- از تامين مبلغ مورد درخواست خانواده مقتول براي آزادي سينا و گذشت از قصاص وي خبر داد. نسرين ستوده گفت؛ پيش از اين حدود 70 ميليون تومان توسط پدر سينا تامين شده بود که ديروز با کمک چند شهروند خير 80 ميليون باقي مانده نيز واريز شد. وي افزود؛ديروز طي لايحه يي به اجراي احکام دادسراي جنايي اعلام کرديم که اين مبلغ پول که پيش از اين از سوي خانواده مقتول درخواست شده بود، طي چک بانکي آماده است. اين وکيل دادگستري تصريح کرد؛ طي تماس تلفني سينا با من، او نويد يک زندگي سالم توام با ادامه تحصيل و فعاليت هاي خود را داد که اميدواريم تحقق پيدا کند. حکم قصاص سينا پايمرد متهم به قتل جواني به نام «محمدحسين» تاکنون دو بار به تعويق افتاده است.


دستگيري مردي که يک تاجر را ربود
گروه حوادث؛سر دسته گروهي که پس از ربودن يک تاجر، پول و چک هاي او را به سرقت بردند توسط ماموران پليس آگاهي به دام افتاد. به گزارش خبرنگار ما، شنبه هفته گذشته مردي به نام محمد با مراجعه به کلانتري افسريه به ماموران گفت؛ صبح امروز سوار بر ماشين زانتياي خودم درحال صحبت با موبايل توقف کرده بودم که ناگهان سه نفر با بازکردن درهاي ماشين سوار شدند و مرا به زور به صندلي عقب کشاندند و براي اينکه حرف نزنم به شدت مرا زير کتک گرفتند. سپس من را به خانه يي در آن حوالي منتقل کردند و تمام پول و چک هايم را گرفتند و من را مجبور به امضاي چند چک سفيد کرده و سپس در خيابان رهايم کردند. با شکايت اين مرد 40 ساله تحقيقات براي دستگيري متهمان آغاز شد و با شناسايي خانه يي که شاکي به ماموران نشان داده بود و کنترل نامحسوس آن سرانجام عصر شنبه يکي از متهمان به نام کامران درحين ورود به خانه شناسايي و دستگير شد. کامران پس از دستگيري ابتدا منکر هرگونه رابطه با شاکي پرونده شد، اما سرانجام اعتراف کرد که با شاکي معاملاتي انجام داده و چک هاي شاکي را به خاطر اختلاف حساب هاي مالي از وي گرفته. با روشن شدن رابطه کامران و محمد در ادامه تحقيقات قريشي زاده داديار جنايي به ماموران دستور داد ضمن اقدام براي دستگيري دو متهم متواري تحقيقات خود را درخصوص ادعاهاي شاکي و متهم در ابعاد گسترده تري ادامه دهند.


صدور کيفرخواست عليه متهمان جنايت مقابل باشگاه آرارات
گروه حوادث؛ نماينده دادستان تهران با صدور کيفرخواست براي 3 متهم به قتل يک جوان ارمني در مقابل ورزشگاه آرارات پرونده را به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع کرد.

به گزارش خبرنگار ما روز 18 شهريورماه سال 84 در زمان برگزاري المپيک ارامنه در ورزشگاه آرارات تهران 6 پسر جوان که سوار خودرو پرايد بودند براي دختري که همراه پسر جواني در مقابل استاديوم ايستاده بود، ايجاد مزاحمت کردند. پس از اين اقدام پسرجوان به نام ميرو با يکي از مردان مزاحم درگير شد، با آغاز درگيري 5 جوان ديگر نيز به اين نزاع پيوسته و ميرو را زير مشت و لگدهاي خود گرفتند. درگيري تا آنجا ادامه پيدا کرد که جوان ارمني در اثر شدت ضربات وارده نقش بر زمين شد. زماني که آمبولانس اورژانس براي رسيدگي به حال مصدوم در محل حاضر شد اين جوان جان باخته بود. با گزارش اين قتل به مرکز فوريت هاي پليسي 110 بلافاصله بازپرس جنايي ، ماموران کلانتري 145 ونک و کارآگاهان پليس آگاهي در محل حاضر شدند و بازپرس کشيک قتل دستور دستگيري متهمان را صادر کرد. با شناسايي پرايدي که 6 جوان متهم سوار بر آن از صحنه گريخته بودند، ابتدا راننده و دو همراهش بازداشت شدند. با دستگيري اين سه نفر تحقيقات براي بازداشت ساير متهمان ادامه يافت و آنان نيز دستگير شدند. پزشکي قانوني پس از بررسي جسد ميرو علت مرگ وي را وارد شدن ضربات مهلک به ناحيه شکم متوفي اعلام کرد. با انجام مراحل بازپرسي تکميل تحقيقات روز گذشته صفر خاکي نماينده دادستان تهران با صدور کيفرخواست براي سه پسر جوان به نام امين و علي و پويان به اتهام مشارکت در قتل پرونده را براي بررسي به دادگاه کيفري استان تهران ارجاع کرد.


جاعل کارت پايان خدمت دستگير شد
گروه حوادث؛ جاعل کارت پايان خدمت و گواهينامه به دام ماموران افتاد. به گزارش خبرنگار ما با شکايت سازمان نظام وظيفه در تاريخ 26 خردادماه سال جاري از فردي که با جعل کارت پايان خدمت سربازي از مردم کلاهبرداري مي کرد کارآگاهان پايگاه سوم پليس آگاهي تحقيقات براي شناسايي متهم را آغاز کردند و با شناسايي چند تن از افرادي که فريب اين مرد جاعل را خورده بودند موفق به رديابي وي شدند. متهم به نام محمدعلي روز 25 تيرماه دستگير و پس از تفتيش محل زندگي وي بيش از 40 کارت پايان خدمت و گواهينامه و وسايل جعل اسناد کشف و ضبط شد. با دستگيري اين مرد 30 ساله تحقيقات براي دستگيري همدستان وي ادامه دارد.


وکيل قلابي با شکايت موکلانش به دام افتاد
گروه حوادث؛ وکيل قلابي با شکايت سه موکلش به اتهام کلاهبرداري دستگير و تحقيقات از او آغاز شد. به گزارش خبرنگار ما اوايل ارديبهشت ماه سال جاري سه مرد با مراجعه به پايگاه هشتم پليس آگاهي تهران از مردي به اتهام کلاهبرداري شکايت کردند. يکي از شکات به پليس گفت؛ من در پرونده يي قضايي مشکل داشتم و در مقابل دادگاه مردي ميانسال که خود را دکتر «علي الف» معرفي مي کرد با دادن کارت ويزيت به من گفت که مي تواند به من مشاوره حقوقي بدهد. من به آدرسي که روي کارت نوشته شده بود رفتم و ديدم او پروانه وکالت خود را بالاي ميزش به ديوار زده است. بعد از شرح دادن پرونده او به من گفت در ازاي 800 هزار تومان حاضر است وکالت من را برعهده بگيرد و من هم قبول کردم اما در روز دادگاه او نيامد و من بعداً فهميدم که وي اصلاً وکيل نيست. با پيگيري ادعاي سه شاکي مشخص شد که ملکي که علي از آن به عنوان دفتر وکالت استفاده مي کند استيجاري است. با اخذ دستور قضايي و ورود به اين دفتر مشخص شد پروانه وکالتي که روي ديوار نصب شده متعلق به فرد ديگري است و او با سوء استفاده از اين پروانه وکالت از مردم کلاهبرداري مي کند. با شناسايي صاحب اصلي پروانه وکالت مشخص شد که علي از دوستان او است و اين مدارک را از او قرض گرفته تا براي کاري شخصي مورد استفاده قرار دهد. با نشانه هاي دوست علي سرانجام ماموران روز 25 تيرماه سال جاري موفق به شناسايي محل اختفاي متهم شدند و وي را دستگير کردند. هم اکنون تحقيقات پليس در خصوص ساير جرايم ارتکابي اين وکيل قلابي و شناسايي شاکيان جديد پرونده ادامه دارد.


سارق اسکيت سوار به دادگاه مي رود
کيفرخواست سارق اسکيت سوار به جرم سرقت موبايل از سوي قاضي شعبه اظهارنظر دادسراي امور جنايي تهران صادر شد. بعدازظهر روز 3 خرداد سال جاري مردي با مراجعه به کلانتري 118 ستارخان ماموران را از سرقت يک فقره گوشي تلفن همراه مطلع کرد. ماموران با تحقيق روي گفته هاي شاکي، دريافتند يک پسر نوجوان اسکيت سوار با مراجعه به مغازه موبايل فروشي درخواست ديدن يکي از گوشي هاي تلفن همراه را طرح کرده است و پس از آنکه فروشنده گوشي را در اختيار اين نوجوان قرار داده، متهم از فرصت استفاده کرده و با سرقت گوشي پا به فرار گذاشته است. سيفي داديار شعبه اظهارنظر دادسراي امور جنايي تهران درخصوص اين پرونده گفت؛ پس از بررسي هاي بيشتر روز 15 تير اين جوان در ميدان صادقيه و در حين ارتکاب يک فقره ديگر سرقت توسط ماموران کلانتري 118 ستارخان دستگير شد. وي ادامه داد؛ با نظر داديار شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران براي اين جوان قرار مجرميت صادر شد و با درخواست شاکيان پرونده صبح ديروز برايش کيفرخواست صادر و به دادگاه عمومي ارسال شد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام