يكشنبه، 7 مرداد 1386 - شماره 1453
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حقوق
گزارشي از ميزگرد ضرورت بازنگري در قانو ن مجازات
سياست کيفري و حقوق مردم



عشرت عبدالهي؛ ميزگرد علمي بررسي ضرورت يا عدم ضرورت بازنگري در برخي مواد قانون مجازات اسلامي از منظر معيارهاي پيشبرد حقوق انساني با حضور جمعي از اساتيد برجسته حقوق کيفري توسط کميسيون حقوق بشر اسلامي برگزار شد و در مورد برخي مصاديق اجراي قانون مجازات اسلامي طي ماه هاي اخير که بازتاب هاي وسيعي در داخل و خارج کشور داشت اظهار نظر کردند.

اصول تعيين مجازات

ميزگرد با اين سوال آغاز شد که اصولاً در يک سياست کيفري مطلوب چه نگاهي به جرايم و مجازات ها وجود دارد و جرم انگاري و تعيين مجازات ها مبني بر چه اصولي انجام مي پذيرد؟ دکتر نجفي ابراندآبادي استاد حقوق جزا اظهار داشت؛ سياست کيفري برنامه ريزي و چاره انديشي براي جرم از طريق کيفر است و البته منظور از کيفر مجازات ها به تنهايي نيست بلکه نظام تضمين هاي کيفري در مقابل جرم انگاري ها مد نظر است. وي سپس اين پرسش را مطرح کرد که بايد ابتدا بررسي کنيم که آيا سياستگذاري ها و تدبير در مورد کيفرها تابع جرم بايد باشد از حيث اينکه نرخ جرايم، اشکال جرايم، ميزان اثرگذاري مجازات ها چگونه است يا اينکه بايد تابع ايدئولوژي حاکم باشد؟ استاد دانشگاه بهشتي تصريح کرد؛ دو نوع سياست کيفري داريم، يکي سياست کيفري علمي که تابع گفتمان اجتماعي، تحولات جرم، آثار کيفرها بر جرايم و ديگر جنبه هاي علمي و جرم شناسانه است و شکل دوم سياست کيفري متکي به ايدئولوژي بدون توجه به نتيجه و آثار عيني و جنبه هاي کارشناسانه دائماً در حال تحول است که نمونه سياستگذاري کيفري شکل دوم شوروي سابق را مي توان ذکر کرد. وي تصريح کرد؛ نوع اول سياست کيفري اغلب در کشورهاي دموکراتيک ديده مي شود. بنابراين در مجموع مي توان گفت سياست کيفري جرم شناسانه و علمي اولويت هاي منطقي بسيار بيشتري دارد و البته مي تواند بار ايدئولوژيک نيز داشته باشد. دکتر محمدعلي اردبيلي عضو هيات علمي دانشکده حقوق بهشتي به عنوان پاسخ دهنده ديگر به پرسش نخستين بيان داشت؛ سياست کيفري را که علمي باشد سياست معقول مي نامم، چرا که بايد مشخص شود مجازات به چه منظور و هدفي تعبيه شده است. وي افزود؛ از ديرباز تصور بر اين بوده که مجازات ها بايد پاسدار حقوق انسان ها باشد و حقوق جزا تابع مصالح جامعه بشري است، البته ميزان توجه به حقوق انسان ها با رشد انديشه حقوق بشري بالطبع تحول يافته است. بنابراين امروز نيز بايد بررسي کنيم که نظام عدالت کيفري چگونه حرکت مي کند، آيا در خدمت بالندگي جامعه بشري است يا خير؟ اين استاد دانشگاه تصريح کرد؛ آنچه امروزه به عنوان عرصه عمومي حقوق شناخته مي شود که محل تجلي آزادي بيان، آزادي اجتماعات و آزادي هاي مدني ديگر است، بايد توسط حقوق کيفري تضمين شود و توسعه يابد. دکتر محمدجعفر حبيب زاده عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس به عنوان پاسخ دهنده بعدي اظهار داشت؛ در نوع نگرش به موازين اسلامي در مقوله سياست کيفري دو رويکرد متفاوت را مي توان ميان فقها و متفکران ديني مشاهده کرد. وي افزود؛ رويکرد اول بر اين اعتقاد است که حاکم نظام اسلامي اختياري در کم و زياد کردن مجازات ها ندارد و تعيين جرم انگاري هيچ ربطي به تاثير داشتن آن يا موهن بودن آن در مرحله اجرا و امثالهم ندارد. ديدگاه دوم اما معتقد است که احکام جزايي از امور عقلايي است و براي از بين بردن رذايل و مفاسد در جامعه وضع شده و مي شود، پس احتمال تاثير آن يک معيار اصلي در جرم انگاري يا تحول مجازات ها است. دکتر حبيب زاده تصريح کرد؛ احکام کيفري اغلب جنبه امضايي در اسلام داشته اند که همانند برخي احکام تعبدي جنبه رمز و راز غيرقابل استنباط ظاهري ندارند. بنابراين، ظرف زمان و مکان مي تواند در تعيين نوع مجازات ها و کيفيت مجازات ها اثر بگذارد. حجت الاسلام فتحي نماينده مرکز تحقيقات فقهي قوه قضائيه در اين ميزگرد گفت؛ لزوماً سياست کيفري ايدئولوژيک به معناي غيرعلمي بودن نيست و اگر مباني تفکر ايدئولوژيک غني باشد مي بينيم که راه هاي مختلف براي بررسي علمي دقيقاً توصيه شده و تکنيک هاي فني متعددي براي تحول کارشناسانه وجود دارد. وي تصريح کرد؛ حتي در حدود و قصاص که در زمره مجازات هاي قطعي اسلامي تلقي مي شوند، در مواردي احکام ثانويه مي تواند آنها را تحت الشعاع قرار دهد.

رويکرد قانون اساسي به مجازات

در ادامه جلسه پرسش دوم مطرح شد که قانون اساسي جمهوري اسلامي چه رويکردي به جرم و مجازات دارد؟ دکتر حبيب زاده بيان داشت؛ اصل قانوني بودن جرم و مجازات در حقوق کيفري ايران پذيرفته شده است و بسياري از حقوقدانان از اصل 157 قانون اساسي اين برداشت را دارند که مربوط به امور کيفري نيست و اگر قرار باشد استناد به فتواي معتبر را در امور کيفري تجويز کرد با اصول متعدد قانون اساسي تعارض پيدا مي کند و بسياري از اصول از جمله اصل 36 تعطيل مي شوند. حجت الاسلام فتحي در اين خصوص تصريح کرد؛ ما معتقديم با توجه به اصل 157 قانون اساسي نمي شود جرم انگاري کرد. ولي در مواردي که جرم انگاري در قوانين موضوعه ما وارد شده ولي در احکام مربوط خلاء قانوني داريم، مي توانيم به منابع فقهي رجوع کنيم و در مجموع قاضي بايد در حکم خود به حجت شرعي برسد.

دکتر حبيب زاده در پاسخ به نظر حجت الاسلام فتحي يادآور شد؛ بحث تشخيص حکم کيفري در امکان رجوع به منابع فقهي برابر اصل 157 قانون اساسي از حيث اينکه فلان عمل جرم است يا نه محل اختلاف است و الا در اين ترديدي نيست که در تشخيص موضوعات کيفري مي شود به منابع فقهي رجوع کرد و نقش دکترين را در اينجا مي توان ديد.

وي افزود؛ من معتقدم قاضي فقط بايد قانون را اجرا کند و اين امر براي او حجت شرعي است نه اينکه به راه هايي برود که نه دانش آن را دارد و نه مردم مي توانند بفهمند که جرم و مجازات دقيقاً چيست که از آن اجتناب کنند . دکتر اردبيلي به عنوان اظهارنظرکننده بعدي بيان داشت؛ آنچه به حقوق ملت مربوط مي شود تضمين آن صرفاً از طريق قانون است.

اين استاد دانشگاه گفت؛ شهروندان بايد بدانند که جرم چيست و کدام فعل يا ترک فعل مجازات دارد. نمي توان براي هرچه ما نپسنديم از جمله اينکه تو چرا موي سر خود را چنين اصلاح کرده يي، مجازات اعمال کنيم بي آنکه حتي اين امر در قانوني آمده باشد. وي افزود؛ قانون اساسي را با لحاظ تعهدات بين المللي ايران که عدم اجراي آنها مي تواند مسووليت بين المللي براي کشور در پي داشته باشد بايد به نحوي تفسير کرد که به تعارضات غيرقابل حل منتهي نشود. همچنين دکتر محمود آخوندي استاد حقوق جزا در ادامه جلسه در خصوص سوالات مطروحه گفت؛ در کشور ما عمدتاً گرايش به سياست کيفري ايدئولوژيک در تصميم گيرندگان بيشتر ديده مي شود تا اينکه تمايل به سياست کيفري علمي داشته باشند. اين استاد دانشگاه تصريح کرد؛ قانون اساسي به عنوان مبناي اصلي قوانين عادي کشور را بايد علمي فهميد و نه صوري و توجيه گرايانه براي پيشبرد اهداف غيرحقوقي. دکتر آخوندي افزود؛ متاسفانه ما از28 سال قبل تاکنون هنوز کار جدي براي رفع تفسيرهاي نادرست از اصل167 انجام نداده ايم. چرا فتاوي مخالف نظر مشهور که گره گشاي رفع برخي مشکلات عملي مي توانند باشند تقويت نمي شوند و چرا با انواع برچسب ها روبه رو مي شوند؟ مگر اين فتاوي را خود علما صادر نکرده اند؟ دکتر آخوندي بيان داشت؛ در همين مورد اخير اجراي سنگسار، سيستم قاضي واحد مبناي صدور حکم بوده آن هم قاضي با 4 سال سابقه خدمت قضايي، اگر تعدد قاضي بود قطعاً نتيجه چيز ديگري مي شد. وي تصريح کرد؛ برخي فقها وقتي داده هاي مورد تاکستان را مي شنوند صراحتاً اعلام مي کنند که اصلاً شرايط احصان وجود نداشته است پس چطور راي قطعي شده و اجرا شده است؟ ما بايد راه هاي توجيهي مختلف که به نام موازين اعتقادي، اعتبار قوانين کيفري و اصول قانون اساسي و شئونات کشور را تحت الشعاع قرار مي دهند ببنديم و الا دائماً با نوعي هرج ومرج عملي روبه رو خواهيم بود.

قانون مجازات و قانون اساسي

در ادامه جلسه اساتيد دانشگاه در پاسخ به اين سوال که اگر بپذيريم که قانون مجازات اسلامي مهمترين قانون ماهوي ايران براي تعيين جرايم و مجازات ها است در چه حدي قانون عادي معيارهاي قانون اساسي را منعکس کرده است؟ در چه حدي قائل به ضرورت بازنگري قانون يادشده با توجه به نکات مورد بحث در پرسش هاي پيشين و معيارهاي پيشبرد حقوق انساني و موازين اسلامي است، تصريح کردند؛ طي سال هاي گذشته بارها اجراي برخي موارد قانون مجازات اسلامي يا استناد به آنها آثار متعددي را در داخل و خارج کشور در پي داشته است در مورد بازنگري قانوني اين موارد چه ديدگاهي داريد؟ دکتر اردبيلي بيان داشت؛ اگر قانون اساسي را هنجار حاکم بدانيم، قانون مجازات اسلامي قطعاً لازم است بازنگري شود و اول از همه در اصلاحات و بازنگري بايد اصل قانونمندي جرايم و مجازات ها مدنظر قرار گيرد. وي افزود؛ هر زمان خود قانون اساسي بازنگري شود بايد تکليف اصل 167 دقيق تر روشن شود، نمي توان يک قانون نوشته براي مردم داشت و يک قانون نانوشته و براساس آن با مردم برخورد کرد. دکتر نجفي ابراندآبادي در ادامه اين گونه ابراز نظر کرد؛ در قانون مجازات اسلامي کيفرها، جرايم و قواعد عمومي و کلي مربوطه وجود دارد که بازنگري بايد هر سه طيف قواعد را شامل شود و حتي قوانين کيفري متفرقه را نيز بايد همزمان مورد توجه قرار داد و سعي کرد پراکندگي قوانين را نيز مرتفع ساخت. اين استاد دانشگاه گفت؛ بايد تلاش کنيم که جرم زدايي جدي انجام دهيم و تورم کيفري موجود در قوانين کشور را کاهش دهيم. وي افزود؛ در نظام هاي سياست کيفري علمي، سياهه جرايم تابع گفتمان اجتماعي و ارزش هاي عمومي و شاخص هاي علمي است. جرم زدايي به معناي اباحه گري نيست به معناي اتخاذ تدابير مناسب ديگر است. اين استاد دانشگاه گفت؛ مثلاً در مورد سن مسووليت کيفري يک جا بلوغ شرعي معيار خارج شدن از کودک تلقي شدن است اما در قانون ديگر زير18 سال کودک دانسته و از آنها حمايت شده است. ما نبايد در حيطه کيفري پراگماتيست حرکت کنيم و به صورت دفعي و واکنشي دائماً اتخاذ تصميم کنيم.

آيت الله هاشم زاده هريسي عضو اسبق مجلس خبرگان در ادامه جلسه گفت؛ مشکل ما نه در قانون اساسي است و نه اصل 4 آن، قانون اساسي ضعف هايي دارد که البته راه رفع آن در خود قانون پيش بيني شده است، ولي در مجموع قابليت هاي قانون اساسي بسيار بالا است.وي گفت؛ اصل 167 براي باز کردن دست قاضي وضع نشده بلکه براي اين وضع شده که قاضي را مکلف کند که به استناد منابع و به صورت دقيق تکليف دعاوي حقوقي مردم را روشن کند و البته اين اصل نبايد تعميم به امور کيفري پيدا کند چون خود قانون اساسي نيز از واژه دعوي استفاده کرده است، از لحاظ تحليلي نيز همين برداشت درست به نظر مي رسد.
نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

قانون اجباري، رايگان و يکسان شدن آموزش و پرورش در ايران 64 ساله شد


لايحه آموزش و پرورش اجباري، رايگان و يکسان در ايران که ششم امرداد 1322 به تصويب مجلس رسيده بود، پس از امضاي آن در هشتم امرداد توسط رئيس وقت کشور و سپس انتشار در روزنامه رسمي به صورت قانون درآمد. قانون آموزش و پرورش اجباري که از شهريور 1353 تعميم يافت از قوانين مهم و مردمي وطن ما است. از شهريور 1353 همه مدارس غيردولتي موجود نيز از سوي دولت خريداري و کارمندان آنان با احتساب سوابق کار به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمدند و قرار نبود که در ايران، از آن پس مدرسه پولي به وجود آيد.از همين زمان مدارس عالي ايران نيز با ترتيب ديگري که داده شده بود بدون شهريه شدند. علاوه بر تحصيل رايگان و يکسان، از مهرماه (آغاز سال تحصيلي 1354 - 1353) در مدارس ابتدايي و راهنمايي تحصيلي، نوجوانان تغذيه رايگان هم مي شدند. قانون اساسي جمهوري اسلامي در اصل سي ام خود، با جملاتي واضح، رايگان بودن تحصيلات تا پايان دوره متوسطه را امري دائمي ساخته است. متن اين اصل بسيار مهم از اين قرار است؛ دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سرحد خودکفايي کشور به طور رايگان گسترش دهد.

مي دانيم که طبق اصل 113 قانون اساسي، مسووليت اجراي اين قانون برعهده رئيس جمهور گذارده شده است که به انجام اين مسووليت در مجلس سوگند ياد و سپس کار خود را آغاز مي کند.

پس از نزديک به دو دهه رايگان مطلق بودن و به رغم اصل سي ام قانون اساسي، از اواخر دهه 1360 هجري خورشيدي تاسيس مدارس پولي (تحت نام مدارس غيرانتفاعي،) در ايران از سر گرفته شده است. قوانين موضوعه مجلس قاعدتاً نمي تواند هيچ يک از قانون اساسي و حقوقي را که ملت به موجب آن به دست آورده است تغيير دهد.

عمومي شدن عزاداري محرم

طبق اسناد موجود، 28 ژوئيه سال 964 ميلادي (ششم امرداد 343 هجري خورشيدي) احمد بويه ديلمي (معزالدوله) که از زمان تصرف بغداد در سال 945 ميلادي و تعويض خليفه عباسي، قدرت حکومت را به عناصر ايراني بازگردانده بود، دستور داد که از آن پس هر سال در ده روز اول ماه قمري محرم مراسم عزاداري حسين بن علي (ع) برگزار شود که ميان شيعيان جهان عموميت يافته است. اين دستور در زماني صادر شد که شيعيان در قلمرو ديليميان که از شمال ايران به پاخاسته بودند تا حاکميت را به ايرانيان بازگردانند، در اقليت بودند.
حقوق متهم و محاکمه در دادگاه

عبدالفتاح سلطاني،مهناز پراکند

حق اخذ رسيد در هنگام بازرسي از منزل و بازرسي بدني متهم


اولاً- همان گونه که فوقاً گفته شد ورود به منزل و بازرسي و تفتيش منزل و محل کار متهم بايد با دستور مقام قضايي و با حکم مخصوص انجام شود. (22)

ثانياً - در صورتي که مامورين و ضابطين دادگستري براساس دستور مقام قضايي و حکم مخصوص اقدام به بازرسي منزل يا محل کار متهم بکنند، مکلف هستند که صورتمجلسي در دو نسخه تهيه کنند و ضمن اينکه کليه اشيا و آنچه که از منزل يا محل کار متهم در ارتباط با موضوع اتهام کشف مي کنند را در صورتمجلس تعريف و توصيف کنند و هر دو نسخه را به امضاي متهم و حاضران در محل و مامورين بازرسي کننده برسانند و ضمناً (يک نسخه از صورتمجلس مذکور) را به عنوان رسيد به متهم تسليم کنند. مثال؛ کسي متهم به تقلب در تهيه و ساخت مواد دارويي شده است. ضابطين دادگستري با دستور مقام قضايي و حکم خاص بازرسي از منزل متهم مي بايستي پس از ارائه حکم صادره به متهم، وارد منزل شده و فقط آنچه که مرتبط به تهيه و ساخت مواد دارويي است از منزل موکل توقيف و ضبط کنند. مثلاً (ترازوي سنجش مواد اوليه - برچسب هاي دارويي و...) ولي حق ندارند شيء ديگري که غيرمرتبط با تهيه و ساخت دارو است مثل چک يا پول يا ... را از منزل يا محل کار متهم توقيف کنند. ضمناً در صورتمجلس تنظيمي ويژگي هاي مواد دارويي که کشف شده است، مثلاً پودر يا مايع است و ميزان آنها را قيد کنند و به امضاي حاضران يا متهم در صورت حضور برسانند. پس صورتمجلس امضا نشده توسط متهم يا حاضران فاقد هرگونه اعتبار قانوني است. (23)

ثالثاً - مامورين بازرسي کننده بدني از متهم مکلف هستند که در هنگام بازرسي بدني در دو نسخه صورتمجلس تنظيم و ضمن تعريف و توصيف اشياي توقيف شده از متهم در آن، هر دو نسخه صورتمجلس تنظيمي را به امضاي متهم رسانده و يک نسخه از آن را به عنوان رسيد به متهم تسليم کنند. در غير اين صورت صورتمجلس فاقد امضا و فاقد رسيد هيچ گونه اعتبار قانوني ندارد.

حق استرداد اموالي که در بازرسي بدني متهم کشف شده است

سوال؛ آيا متهم حق دارد اموالي را که از منزل يا محل کار يا در بازرسي بدني از او به دست آمده از دادگاه يا از دادسرا مطالبه کند؟

پاسخ؛ بلي، زيرا اموالي که در جريان بازرسي منزل يا محل کار يا در بازرسي بدني از متهم کشف و توقيف مي شود صرفاً به منظور تحقيق و بررسي در خصوص ارتباط اموال مذکور با اتهام وارده و سنجش آنها به عنوان دليل يا قرينه مورد استفاده قرار مي گيرند و بازپرس يا قاضي دادگاه مکلف است پس از سنجش و بررسي اشياي مزبور و پس از پايان تحقيقات و در صورت رفع نياز دستور استرداد آنها را به متهم صادر کند. لذا در صورتي که تحقيقات پايان يافته باشد و ديگر نيازي به در توقيف بودن آن اشيا نباشد متهم مي تواند استرداد

  آنها را از دادسرا يا دادگاه تقاضا کند (24). مگر اينکه اشياي توقيف شده از جمله اشيايي باشند که بايد معدوم شوند مثل موادمخدر.

حق دريافت نسخه يي از قرار يا دادنامه

بعد از اينکه نتيجه انجام تحقيقات يا رسيدگي به اتهام منجر به صدور قرار يا حکم شود، دادسرا و دادگاه مکلف هستند که يک نسخه از راي صادر شده را بعد از امضا و مهر به متهم تسليم کنند که به اين عمل در اصطلاح حقوقي «ابلاغ» گويند و چنانچه دادسرا يا دادگاه از تسليم يک نسخه از راي به متهم خودداري کنند متهم حق دارد که يک نسخه از راي صادره را مطالبه کند و عدم تسليم نسخه يي از دادنامه به متهم تخلف از قانون است که متهم حق شکايت به مراجع صالح را دارد. علت اينکه متهم حق دارد يک نسخه از راي صادره به او تسليم شود اين است که متهم حق دارد نسبت به آراي صادر شده اعتراض و تجديدنظرخواهي کند و براي اعتراض و تجديدنظرخواهي لازم است که از محتواي راي مطلع باشد تا چنانچه راي صادره برخلاف قانون يا آنچه در پرونده بوده است صادر شده باشد به موارد نقض قانون يا بي توجهي به اسناد و مدارک موجود در پرونده استناد کرده و نقض آن را بخواهد. از نظر قانوني هر راي که صادر مي شود بايد «مستدل» يعني با دليل باشد، مستند يعني مطابق قانون باشد و «موجه» يعني عقلاني باشد. چنانچه راي به متهم تسليم نشود نمي تواند از محتواي آن و از مستدل يا مستند يا موجه بودن يا نبودن آن مطلع و نسبت به آن اعتراض موجهي کند(25).

حق برخورداري از بهداشت، غذا و تفريح سالم در زندان؛

سوال؛ آيا متهمي که با قرار بازداشت موقت يا به هر دليل ديگر مدتي را بايد در بازداشت باشد حق دارد از حقوق مربوط به زندانيان در رابطه با بهداشت، غذا و تفريح سالم در زندان برخوردار باشد؟

پاسخ؛ بلي، متهمان نيز مانند محکومان از حقوق مربوط به بهداشت زندانيان مثل حق داشتن لباس به ميزان مناسب (26)، حق درخواست سم پاشي و ضدعفوني کردن مکاني که در آنجا نگهداري مي شوند، براي جلوگيري از ظهور حشرات يا اشاعه ويروس و بيماري هاي موسمي و... (27).، و حق مراجعه به بهداري زندان برخوردارند. همچنين از نظر غذايي متهمين بيمار بايد غذايي ميل کنند که طبق برنامه و نظريه پزشک معالج براي او تجويز شده است، از آب آشاميدني سالم و اغذيه لازم که داراي کالري و ويتامين هاي کافي باشد برخوردار باشد (28).

ضمناً؛ متهمان حق دارند که از تفريحات سالم در زندان برخوردار باشند و در مدت اقامت در زندان در مراکز حرفه آموزي و اشتغال يا موسسات صنعتي و کشاورزي و خدماتي مشغول به کار و حرفه آموزي شوند (29).

(22) ماده 26 قانون آيين دادرسي کيفري

(23) مواد 107 و 108 قانون آيين دادرسي کيفري

(24) ماده 111 قانون آيين دادرسي کيفري

(25) اصل 166 قانون اساسي و ماده 213 و 214 قانون آيين دادرسي کيفري

(26) ماده 91

(27) ماده 105 آيين نامه

(28) ماده 93 و تبصره هاي آن از آيين نامه

(29) ماده 43 آيين نامه سازمان زندان ها

وي افزود؛ طي اين سال ها که دائماً اين قانون آزمايشي تمديد مي شود شرايط داخلي و خارجي متحول شده، سياست هاي قوه قضائيه تغيير يافته، نوع نگرش به زندان، به مجازات هاي بدني و امثالهم تغيير کرده، اصلاً قضات ما تحول يافته اند، جامعه ما شرايط جديدي پيدا کرده، فتاوي بسياري از فقها تغيير يافته، آيا مي توان اين همه تحول را با قانون چند دهه قبل پاسخ گفت؟ قطعاً پاسخ منفي است. حجت الاسلام فتحي به عنوان نظردهنده ديگر گفت؛ ترديدي در اصلاح قانون مجازات اسلامي وجود ندارد، چرا که اين قانون هم مشکلات ساختاري دارد، هم در محتوا ايراد دارد، هم ادله اثبات مغشوش آمده، هم از حيث ارتباط با ساير قوانين کيفري پراکنده مشکلات متعددي دارد، هم کيفرهاي اجراي حدود اشکالاتي دارد و امثالهم. وي افزود؛ تناسب ساختار فعلي قوه قضائيه با قانون ماهوي تناسب با شرايط داخلي و بين المللي و توجه به مشکلات اجرايي و معيارهاي ديگر بايد مد نظر قرار گيرد.

وي تصريح کرد؛ در مجموع با توجه به مقوله سنگسار ما اعتقاد داريم به طور کلي نبايد قانوني را تهيه کنيم که براي اجراي آن ناچار به پنهان کاري باشد. ما فتاوي متعددي از مراجع تقليد در حيطه سنگسار داريم که راهکارها و نظريات جديدي را مطرح کرده اند. دکتر اردبيلي در ادامه جلسه اين گونه ابراز نظر کرد؛ در مورد مجازات اعدام، ظاهراً فقها پذيرفته اند که نحوه اجرا مهم نيست بلکه مهم قبض روح است و ظاهراً در مورد محدود سازي مجازات اعدام هنوز رويکرد جدي در ميان فقها ديده نمي شود. حال آنکه در گستره جهاني به سرعت کشورها به سمت لغو مجازات اعدام يا توقف اجراي آن حرکت مي کنند. اين استاد دانشگاه تصريح کرد؛ اين دو نکته يعني فرآيند کاهش يا حذف مجازات اعدام و توجه به کاهش درد و رنج در نوع مجازات ها را بايد در بازنگري داخلي مورد توجه قرار دهيم. وي گفت؛ بعضاً برخي معتقدند به جاي حبس از شلاق استفاده شود. ما نبايد فراموش کنيم که بايد بهترين جايگزين انتخاب شود و متناسب ترين آنها. دکتر نجفي ابراندآبادي به عنوان نظردهنده ديگر گفت؛ در مورد کيفر شلاق توجه شود که در لايحه مجازات هاي جايگزين حبس يا مجازات هاي اجتماعي که به مجلس رفته است پيشنهاد شده که به جاي برخي حبس ها و شلاق ها از ديگر مجازات هاي جايگزين استفاده شود. اين يعني رويکرد استقبالي به سمت تحولات حقوق جزا در سطح جهاني. نبايد در حرکت هاي آينده عقب گرد داشته باشيم. اين استاد دانشگاه افزود؛ آيا تحولات فکري و فرهنگي ما به سمت استقبال مجازات بدني است يا رد آن.

نظام حقوقي ما نياز به تحول سازي فرهنگي دارد يعني بايد قضات، ضابطين و جامعه را به سمت دستاوردهاي جديد علمي و تجربي هدايت کرد تا ما نيز بتوانيم آثار مثبت بيشتري در عملکردهاي مان داشته باشيم. دکتر آخوندي در ادامه جلسه اظهار داشت؛ قانون مجازات اسلامي بايد اصلاح شود ولي نبايد سنتي فکر کرد، بايد اقتضائات بشر امروزي را نيز مورد توجه قرار داد. وي افزود؛ اول بايد جرايم اصلاح شوند، دوم تغيير در مجازات ها لازم است و در هر دو بايد اقتضائات جامعه را لحاظ کرد.

اين استاد دانشگاه تصريح کرد؛ تعيين دقيق و علمي سن مسووليت کيفري ضروري است. چهارم در مساله اثبات جرم بايد به اين نکته توجه کرد که امروزه دلايل عيني جايگزين دلايل قانوني شده، علم قاضي که دليل نشد بايد بتوان دليل را به متهم تفهيم کرد. وي افزود؛ در همين سنگسار اخير علم قاضي مبنا بوده، نمي دانم چطور اين را تفهيم کرده اند و چطور مي توان اين علم را متعارف تلقي کرد که هر کس ديگري نيز همان درک را با مستندات و دلايل بکند. دکتر حبيب زاده در ادامه اظهار داشت؛ يا به اصلاح قانون نبايد دست زد يا خوب و دقيق بايد جلو رفت و مبتني بر نظر کارشناسي حرکت کرد. حجت الاسلام فتحي نيز در پايان بيان داشت؛ بايد براساس واقعيات اصلاح قانون مجازات اسلامي را به پيش برد و اميدواريم تلاش هاي جاري منجر به تدوين لايحه مناسبي در حيطه جرايم و مجازات ها شود.

عناوين اين صفحه
سياست کيفري و حقوق مردم
نگاهي به گذشته در امروز
حقوق متهم و محاکمه در دادگاه

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام