يكشنبه، 7 مرداد 1386 - شماره 1453
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: ورزش
درسي که بايد از سعودي ها بگيريم
تنش در ميان تيم، بازيکنان وراي زندگي، هر شش ماه يک مربي، روزنامه نگاران ديوانه، فدراسيوني ديوانه تر از اينها، آيا اين صداها آشنا نيستند؟ به عربستان سعودي خوش آمديد. هر چند آنها به فينال رسيده اند و ما شايد بايد از آنها درس بگيريم. هنگامي که «دوس آنژوس» اسامي تيمش را اعلام کرد، نيمي از عربستان سعودي آنها را به جا نمي آوردند. اوسامه حواساوي؟ مجيد الامير؟ خالد عزيز؟ بدون منتشري، بدون نور، بدون توکار، بدون شلهوب، هيچ کس. اين ترکيب جوان و رعنا اما بي تجربه سعودي ها بود که از باشگاه هاي کوچک تر عربستان مثل الوحده، النصر و القادسيه. مهمتر اينکه دو بازيکني که غير قابل دسترس به نظر مي رسيدند، يعني المنتشري و شلهوب در شرايطي ترديد برانگيز بيرون ماندند. فدراسيون فوتبال رسماً اعلام کرد که اين دو آسيب ديده هستند، اما اين نمي توانست دليل اصلي باشد، مگر قمدي مصدوم را به جام ملت ها نبردند. هيچ کس انتظار نداشت عربستان سعودي به فينال راه پيدا کند. «دوس آنژوس» يک تيم از بازيکنان گرسنه و پرانگيزه را ارتقا داد تا در قالب يک تيم واقعي عمل کنند و بازيکناني را که وراي همه چيز بودند، بيرون کرد. اين تيم سعودي هيچ بازيکني نداشت که حضورش در ترکيب ابتدايي تضمين شده باشد، مگر کاپيتان «القحطاني». هر کس ديگري به جز او بايد مي جنگيد تا به جمع يازده نفر اصلي راه پيدا کند و آنها چنين مي کردند. جذاب تر اينکه ذخيره ها هم نقش خود را به عنوان ذخيره به خوبي ايفا مي کردند و وقتي به بازي مي آمدند به آب و آتش مي زدند تا به تيم کمک کنند. چيزي که مي شد در بازي «عوطف» مشاهده کرد که دوبار جريان بازي در مرحله گروهي را به نفع سعودي ها برگرداند. «عوطف» شايد امروز در بازي فينال جايگزين «عبدالرحمن القحطاني» مصدوم شود. در مجموع عربستان نسل جديدي از بازيکنان را براي مقدماتي جام جهاني 2010 به چنگ آورد و علاوه بر اين فينال جام آسيايي را هم پيشکش گرفت. يک قدم بزرگ رو به جلو تنها با انتخاب نکردن اسامي بزرگ فوتبال و در عوض انتخاب بهترين بازيکنان. «دوس آنژوس» بازيکناني را دستچين کرد که اعتقاد داشت براي شکل دادن تيم او بهترين هستند و بازيکناني را بازي داد که در بهترين فرم ممکن بودند. بعضي ها ممکن است درباره خوش شانسي سعودي ها در مقابل اندونزي، ژاپن و ازبکستان صحبت کنند ولي چگونه مي توان سه بازي پشت سر هم شانس آورد؟ آن وقت در هم شکستن بحرين چه مي شود؛ تيمي که حتي نمي شود در يک بازي دو گل به آنها تحميل کرد. مقايسه کنيد با ايران که بازيکنان به خاطر اعتبار گذشته شان و افتخارات قهرمانانه، اما سپري شده بازي مي کردند و اين مهم نبود که در حال حاضر چقدر روي فرم هستند و جايي که بازيکنان با 30 بازي ملي در مجموع هزار دقيقه هم براي تيم ملي بازي نکرده اند. روشن بود که علي کريمي در آمادگي مطلوب دوره گذشته نيست و همين طور رسول خطيبي، وحيد هاشميان يا رضا عنايتي آماده ترين روزهاي زندگي شان را سپري نمي کردند در حالي که اينها مهمترين بخش بازي ما را تشکيل مي دادند. هر چند بارقه هايي از درخشش را هم در جواد کاظميان ديديم يا يک نيمه بازي سازي ايده آل از ايمان مبعلي شاهد بوديم، اما هرچه گذشت به همين اندازه هم از مسعود شجاعي نديديم. اغلب اوقات بازيکنان گرسنه از بازيکنان اسمي تر هم پست شان بهتر بازي مي کنند. اشتباه برانکو در پايان دورانش در ايران اين بود که او هرگونه رقابتي را کشت و قلعه نويي هم اين اشتباه را در جام ملت ها تکرار کرد که به سقوطش منجر شد. رقابت و اشتها شايد مهمترين عواملي هستند که يک تيم را زنده نگاه مي دارند. اگر به اين اعتقاد نداريد از کارلوس دونگا بپرسيد که بازيکناني مثل «الانو»، «واگنرلاو»، «مايکون» و «ژوليوباپتيستا» را به صاحب ناماني چون آدريانو، رونالدو و رونالدينيو ترجيح داد. منبع؛ ايران اسپورت پرس
تغيير موضع 360 درجه يي در بازي دو سر باخت
قلعه نويي حکم برکناري خودش را امضا کرد
فرزاد حبيب اللهي

عصر پنجشنبه زماني که مکالمه تلفني خبرنگار برنامه ورزش از نگاه 2 با امير قلعه نويي، با دعوت از او به استوديوي برنامه همراه شد، پاسخ مثبت قلعه نويي يک تبصره مهم به دنبال داشت؛« به شرطي مي آيم که بتوانم جواب صفايي فراهاني و حسن روشن را بدهم...» درخواست قلعه نويي مورد پذيرش تلويحي دستيار کوثري قرار گرفت تا کت و شلوار طوسي بر تن امير بنشيند.

ساعاتي قبل از آغاز برنامه اما جهانگير کوثري توصيه هاي شفاهي از مسوولان رده بالاي سيما دريافت کرد. توصيه هايي که قدرت مانور مجري برنامه ورزش از نگاه 2 را در موضع انتقادي اش مقابل قلعه نويي کاهش داد.

سرمربي ناکام تيم ملي که دقايقي پس از پايان بازي با کره جنوبي، خودش را به عنوان مقصر اصلي ناکامي تيم ملي معرفي کرده بود، نمي خواست در يک برنامه گفت وگو محور و پينگ پنگي مثل نود، گوشه رينگ گير کند و به همين دليل برنامه ديگري را براي اداي دفاعيه اش انتخاب کرد.

در جريان برنامه جمعه شب اما بيش از آنکه ضعف هاي ورزش از نگاه 2 به چشم بيايد، تاکتيک عجيب امير قلعه نويي در مواجهه با انتقادات اخير مورد توجه قرار گرفت؛« من مقصرم اما خدا را شکر مي کنم که دستيارانم مثل بعضي آقايان، مشکلات اخلاقي ندارند.»، «خب آقاي حسن روشن تقصيري ندارد چون اطلاعاتش در همين سطح است.»، «مشکلات تيم ملي دقيقاً از جايي شروع شد که کميته انتقالي کارش را شروع کرد.»، «صفايي فراهاني با قبول رياست فدراسيون فوتبال، معرفت را در فوتبال از بين برد.»

مرجع ضمير در حملات لفظي قلعه نويي، متوجه افرادي مي شد که در چند روز گذشته او را براي نيمکت تيم ملي «کوچک» توصيف مي کردند.

اين بار هم او در مناظره غيابي و يک طرفه با منتقداني که به طور مکتوب، سرمربي تيم ملي را عامل اصلي حذف از جام ملت ها معرفي کردند، عبارتي را بر زبان آورد که فصل جديدي در ارتباط خاص او با مطبوعات رقم خواهد زد؛« اگر خطيبي آن پنالتي را گل مي کرد، مطالب دوستان در مطبوعات 360 درجه عوض مي شد،»(احتمالا منظور او 180 درجه است،)

وقتي بحث به مسائل فني کشيده شد، امير قلعه نويي با استدلال هاي متفاوت خود چند پارادوکس بزرگ ايجاد کرد؛« من قدرت بدني تيم ملي را نسبت به تورنمنت هاي قبلي افزايش دادم.» لحظاتي بعد هم او در توصيف چرايي قرار نگرفتن فريدون زندي در ترکيب اصلي مقابل کره جنوبي و تعويض وحيد هاشميان تاکيد کرد بدن آنها تخليه شده بود.

جهانگير کوثري که نتوانست اين تناقضات آشکار در صحبت هاي قلعه نويي را محور سوالات تازه يي از او قرار دهد، با اشتباه در مورد تحليل سيستم کره جنوبي مقابل ايران و دعوت از ناصر شفق به استوديو، عملاً به سود سرمربي ناکام اما معترض تيم ملي اقدام کرد، اما بدترين اشتباه جهانگير کوثري زماني ثبت شد که در اوج اعتراض قلعه نويي به عدم حضور صفايي فراهاني در اردوي تيم ملي در مالزي، با چشماني پر از حس تعجب پرسيد؛« شما مطمئنيد صفايي فراهاني در افتتاحيه جام ملت ها حضور داشت؟،» بي خبري و تعجب کوثري در حالي بود که اختلاف عميق علي آبادي و صفايي فراهاني به خاطر حضور فراهاني در افتتاحيه جام ملت ها ايجاد شده است؛ موضوعي که با عدم دعوت از صفايي فراهاني به جشن بدرقه تيم ملي، از سوي علي آبادي پاسخ داده شد.

... در جريان برنامه جمعه شب، يک بازي دو سر باخت شکل گرفت.

حتي زماني که امير قلعه نويي به اشتباه کوثري در تحليل سيستم کره جنوبي -که آن را 2-5-3 عنوان کرد- پوزخند مي زد، سرمربي تيم ملي بازي را با ادبيات عجيب خود، اشتباهات تاکتيکي و حمله به صفايي فراهاني باخته بود.

امير اردشير قلعه نويي حکم برکناري خود را امضا کرده و در شبي که به زعم خود، مجري برنامه ورزش از نگاه 2 را شکست داد، قافيه را به خيلي ها از جمله محسن صفايي فراهاني که همچنان نفر اول اجرايي فوتبال کشور است، باخت و بار ديگر با آن کت و شلوار طوسي نمي تواند روي نيمکت ايران، «ايراني ها» را به اوج برساند...
بالاخره کاسه صبر مايلي کهن هم لبريز شد
امير قلعه نويي بزرگ ترين منتقد مخرب تيم ملي فوتبال بود
کدام يک از بازيکنان ما که در کشورهاي خارجي توپ مي زنند، از نيمکت نشيني گلايه دارند يا به مربي اعتراض مي کنند؟ آنجا همه چيز روي حساب و کتاب است؛ اما اينجا همه مي خواهند به مربي ايراني بتازند. مربي خارجي را هم مورد حمله قرار مي دهيم؛ اما به دليل آنکه بلافاصله کشور را ترک مي کنند، کمتر به آن مي پردازيم. مشکل ما مربي ايراني و خارجي نيست. اين افراد به جز آنکه حاشيه سازي کنند، چه عملکرد ديگري داشتند؟ اگر صدنفر همراه تيم ملي باشند و هر کدام شرح وظايف خودشان را بدانند، مشکلي نيست، اما آدم هايي که کنار تيم بودند، فقط توليد حاشيه کردند. مي دانيد هزينه سفر اين افراد چقدر مي شود؟ اگر در اينها صرفه جويي کنيم، مي توانيم به جاي يک توپ، هزار و بلکه 5 هزار توپ براي بچه هاي محروم تهيه کنيم. يک روزنامه سياسي که تا ديروز از مربيان ايراني حمايت مي کرد و تيتر مي زد پديده يي به نام آقاي....، امروز 180 درجه تغيير موضع مي دهد و مي نويسد«نسل طلايي سوخته توسط مربيان ايراني». متاسفانه مردم عادي نيز به چنين مسائلي بي توجه هستند و به راحتي ديروز را فراموش مي کنند. درباره آدم هاي دور و بر تيم ملي هم بايد گفت که هرقدر شمار اين نفرات کمتر شود، حاشيه هاي کمتري داريم. چند ماه پيش بود که در برنامه 90 گفتم، بايد اطراف تيم خلوت شود. تجربه داشتم و دوستدار تيم ملي و کادر فني آن بودم ولي احساس کردند دشمن هستم. اين مسائل مشکل اصلي بود و بايد بگويم آنجا که نبايد پول خرج کنيم، هزينه مي کنيم و آنجا که نبايد هزينه کنيم، پول هاي کلان خرج مي کنيم. گاهي اوقات فقط اعلام مي شود که مي خواهيم از خردجمعي استفاده کنيم، اما در زماني ديگر، به خرد جمعي واقعاً احترام مي گذاريم و اعتقاد داريم. بنابراين، خردجمعي شکست نخورد.

ديگر از من گذشته که بخواهم زير ابرو بردارم و خودم را در تلويزيون نشان بدهم. متاسفانه برخي مجريان زير ابرو برمي دارند و موهايشان را مدل دار مي زنند؛ اما آنگاه مي گوييم، با آرايشگاه هاي متخلف برخورد مي کنيم. به نظر من بزرگ ترين منتقد مخرب تيم ملي خود سرمربي تيم بود. زماني که قلعه نويي مي گويد در نيمه اول مسابقه با چين، فاجعه آميز بوديم، اين انتقاد بالاترين انتقاد تخريبي از يک تيم است.

وقتي در بين دو نيمه خطاب به بازيکنان مي گويد؛ پدر من بهتر از شما فوتبال بازي مي کند، اين انتقاد تخريبي است. يک مربي بايد بداند در چه جايگاهي قرار دارد و چگونه بايد صحبت کند. کدام يک از کارشناسان چنين سخناني را عليه تيم ملي بر زبان آوردند؟ بحث حمايت از تيم ملي از جانب صدا و سيما و مطبوعات به خوبي رعايت شد.
اولين مدال براي زنان، طلاي هميشگي حدادي و طلاي تاريخي پرش با نيزه
روز طلايي دو ايران
سومين روز مسابقات دووميداني قهرماني آسيا در امان به يکي از تاريخي ترين روزهاي دووميداني ايران تبديل شد، روزي که در آن تيم ايران با کسب شش مدال طلا، نقره و برنز به اندازه دو دوره گذشته اين رقابت ها مدال کسب کرد. اگر به تاريخچه دووميداني ايران در مسابقات قهرماني آسيا و بازي هاي آسيايي نگاه کنيم در هيچ دوره يي به غير از بازي هاي آسيايي تهران در سال 1353 تيم ايران بيشتر از تعداد انگشتان يک دست مدال کسب نکرده است، اما اين بار قدرتمند ترين تيم تاريخ دووميداني به مسابقه هاي قهرماني آسيا آمده و تنها در يک روز شش مدال کسب کرد. سومين روز مسابقات يک روز بي نظير و شايد هم تکرار ناشدني بود، چرا که تيم ايران در اين روز توانست دو مدال طلا، يک نقره و سه برنز کسب کند. اولين خبرهاي خوش اين روز هم با راهيابي مريم طوسي به فينال 200 متر و رکوردشکني هادي سپهرزاد در دهگانه آسيايي آغاز شد.

حدادي باز هم قهرمان آسيا شد

مسابقه پرتاب ديسک در حالي آغاز شد که تيم ايران در آن دو نماينده يعني احسان حدادي و عباس صميمي را داشت. احسان حدادي با 62 متر و 7 سانتيمتر شروع کرد و عباس صميمي هم با 60 متر و 58 سانتيمتر. البته پرتابگر قطري در پرتاب اول خود به رکورد 63 متر و 49 سانتيمتر رسيد تا ثابت کند که براي کسب مدال به اردن آمده است. اما احسان حدادي در حالي که با رکورد 64 متر و 55 سانتيمتر اول بود در پرتاب آخر رکورد 65 متر و 38 سانتيمتر را کسب کرد تا بار ديگر مدال طلاي قهرماني آسيا را بر گردن آويزد. عباس صميمي در اين رقابت به رکوردي بهتر از 62 متر و 29 سانتيمتر دست نيافت و به کسب مدال برنز اکتفا کرد. البته صميمي در پرتاب آخر رکوردي بيش از 66 متر را کسب کرد که در نهايت خطا شد.

طلاي پرش با نيزه براي رباني

هيچ کدام از اعضاي تيم ملي دووميداني در اردن و حتي خود محسن رباني فکرش را هم نمي کردند که مدال طلاي پرش با نيزه اين بار به ايران برسد، اما رباني جمعه عصر در يک رقابت جسورانه با حريفان آسيايي خود در حالي که «سرگئي بوبکا» قهرمان افسانه يي پرش با نيزه دنيا در جايگاه ويژه اين رقابت را تماشا مي کرد، با رکورد 4 متر و 90 سانتيمتر کار خود را آغاز کرد. او پس از آن مانع هاي 5 متر و 10 سانتيمتر، 5 متر و 20 سانتيمتر و 5 متر و 30 سانتيمتر را انتخاب کرد که در گذشتن از همه اين موانع در همان بار اول موفق بود. وي در نهايت مانع 5 متر و 35 سانتيمتري را انتخاب کرد که در گذشتن از اين مانع هم موفق بود و بدين ترتيب 4 سانتيمتر رکورد ايران را شکست. اين در حالي بود که نزديک ترين رقيب رباني از کره جنوبي با رکورد 5 متر و 25 سانتيمتر به کار خود پايان داده بود. رباني پس از آن با توجه به اينکه کسب مدال او حتمي شده بود رکورد 5 متر و 40 سانتيمتر را انتخاب کرد که موفق به گذشتن از اين مانع نشد. تا کنون هيچ کدام از دووميداني کاران ايراني در مسابقه هاي قهرماني آسيا نتوانسته بودند مدال پرش با نيزه کسب کنند، اما در حالي که محسن رباني در گوشه يي از ورزشگاه در انتظار عملکرد حريفانش بود و پرتابگران ديسک در گوشه يي ديگر از ورزشگاه خود را براي آغاز رقابت آماده مي کردند، نوبت به غلامرضا کريمي رسيد تا در فينال ماده 400 متر با مانع با حريفان رقابت کند. کريمي در اين مسابقه با زمان 51 ثانيه و 14 صدم ثانيه پس از دونده هاي قزاقستان، ژاپن و هند در مکان پنجم ايستاد. او تنها پس از اين رقابت در حسرت شکستن رکورد ايران که البته در اختيار خودش است، ماند. اميد مهرابي در 3000 با مانع چهارم هم شد. او در پايان با زمان 9 دقيقه و 11 ثانيه و 11 صدم ثانيه در مکان چهارم قرار گرفت. البته نبايد ناديده گرفت که دوندگان آفريقايي در اين گروه مانع از عملکرد مناسب دونده ايراني شدند.

نقره و برنز برگردن بوعذار و عاکفيان

فينال دو 400 متر عصر جمعه در حالي آغاز شد که دو دونده از ايران يعني رضا بوعذار و محمد عاکفيان در آن حضور داشتند. در اين مسابقه «پاراسانا» از سريلانکا با زمان 46 ثانيه و 71 صدم ثانيه اول شد. رضا بوعذار هم با زمان 46 ثانيه و 90 صدم ثانيه در مکان دوم قرار گرفت و محمد عاکفيان با زمان 46 ثانيه و 93 صدم ثانيه در مکان سوم ايستاد. آخرين مدال 400 متر ايران در مسابقه هاي قهرماني آسيا به بازي هاي آسيايي تهران بازمي گردد. هادي سپهرزاد هم روز گذشته پنج ماده نخست خود را در رشته دهگانه بسيار خوب آغاز کرد، البته شايد او از مواد پرش ارتفاع و 400 متر زياد راضي نباشد، اما به هر حال هادي سپهرزاد در پايان پنج مرحله رقابت با حريفان آسيايي خود با 4019 امتياز همچنان پيشتاز است. و هدف او در روز دوم نه تنها کسب مدال طلاي اين رقابت ها است بلکه به دنبال رکورد 7700 امتيازي و ورود به بازي هاي المپيک است. تاکنون هيچ کدام از دهگانه کاران ايراني نه به مدال آسيايي دست يافته اند و نه به بازي هاي المپيک راه پيدا کرده اند. در عصرگاه روز سوم بر خلاف پرش با نيزه که به علت وجود مشکلاتي با 45 دقيقه تاخير آغاز شد، اما دوندگان 800 متر بدون تاخير روي پيست رفتند. در اين بخش سجاد مرادي در گروه نخست به راحتي و با زمان يک دقيقه و 48 ثانيه و 47 صدم ثانيه اول شد و به فينال راه يافت. احسان مهاجر شجاعي هم در گروه دوم با زمان يک دقيقه و 51 ثانيه و 53 صدم ثانيه به عنوان نفر دوم از گروه خود راهي فينال شد. هر دو دوندگان 800 متر ايران در فينال شانس کسب مدال هستند. آنها در اين مرحله با دوندگان عربستان، قطر و سريلانکا رقابت مي کنند.
راه چهارم بدون پرونده
مثل ماهيان حوض ميان کوسه ها


بهمن فروتن

علي عالي در مطلب بسيار خوبش با تيتر «او يک مريخي است،» به بازيکني مي پردازد که در دو فصل گذشته ناخواسته خراب تيم هاي بحران زده شده است. بايرن مونيخ، هانوفر و تيم ملي. اگر مسي در فصل گذشته، آن گل مارادونايي اش را نزده بود و گل با دستش هم نبود؛ از چه چيز او مي بايست تعريف شود؟ آنگاه که در ديدار فينال جام امريکا هم آبي از او گرم نشد. رونالدينيو را چه پيش آمد؟ هزاران را چه شد؟ آنهايي که قسم شان مورينيو بود چرا سال گذشته هيچ قسمي نخوردند؟ به دليل اينکه همه مي دانند فوتبال، فراز و فرودهايي دارد و اگر زمان فرود طولاني شد؛ آن وقت است که بايد به فکر چاره افتاد. من هم معتقدم که هاشميان براي فصل آينده بايد چاره انديشي کند. تکه يي از ترکش هاي بايرن مونيخ، هانوفر و تيم ملي در بدن او مانده است که با صحبت جراحي مي شود نه با تيغ. چراغپور تيغ کشيد و علي عالي با صحبت، رويه درستي در پيش گرفت که من به آن مي گويم تحليل سازنده. تحليل هاي سازنده هميشه از پس خرابي ها مي آيند. براي اين نوع تحليل ها، اول از همه بايد بي طرف بود و بعد بايد خرابي ها را ديد و سپس علت خرابي ها را. رابعاً بايد راه حلي داشت. مطلب علي عالي هرچهارتا را داشت پس بنابراين تحليلي بود سازنده.

اماهاي زيادي در فوتبال

مطلب «او يک مريخي است،» سه پاراگراف اضافي و يک اماي زيادي داشت. مطلب بايد از «... موضوع بحث بر سر گفته هاي چراغپور است که معتقد است هاشميان نمايشي بازي مي کند...» شروع مي شد ولي، پس از سه پاراگرافي که موردي در اين تحليل سازنده نداشت؛ جمله به اين شکل شروع مي شود. اما موضوع بحث بر سرگفته هاي چراغپور است... اين جمله يک اماي زيادي دارد که دليلش همان سه پاراگراف اوليه است که پارادوکس و تضاد ايجاد مي کند. اگر نتيجه نگرش به پارادوکس ها منفي باشد، روند اجتماعي پروسه يي ناموفق خواهد بود. موفقيت در عملکرد سيستم هاي اجتماعي، حاصل نتيجه گيري مثبت از پارادوکس ها است.

بهتر است اشاره يي داشته باشم به سه پاراگراف مطلب يادشده.

1- به نظر من اگر بخواهيم منتقدان منصف را در ايران دسته بندي کنيم خارج از مخالف، منتقد حسود و منتقد موج سوار به دو دسته مي توان اشاره کرد. دسته اول منتقداني که حرف خوب زياد مي زنند که مي توان به امير حاج رضايي به عنوان نمونه شاخص اشاره داشت و دسته دوم منتقداني که زيادي خوب حرف مي زنند که در اين طبقه بندي بهمن فروتن و جلال چراغپور قرار مي گيرند... اما منتقدان دسته دوم... با اظهارنظرهاي خود در بسياري از مواقع موجب سوءتفاهم مي شوند و البته... از دل صحبت هاي آنان هم نتايج پرثمري حاصل مي شود...

2- جلال چراغپور... چند روز پيش اعلام کرد هاشميان نمايشي بازي مي کند و با دسته کورها طرف نيست، هرچند حرف هاي خوبي هم زده بود مبني بر اينکه به جاي اينکه فشار بر روي بازيکنان زمين باشد، فشار بر نيمکت کوچک تيم ملي بود...

3- بهمن فروتن هم در همين دارودسته قرار مي گيرد که البته خيلي هم دوستش دارم، او به شدت مي خواهد همه را با هم داشته باشد و براي همين هر مربي و کارشناسي که در مقابلش قرار مي گيرد را بهترين مي داند. روزي امير حاج رضايي را بهترين مربي مي داند، روزگاري چراغپور و روز بعد هم فيروز کريمي را در رده بهترين مربي ايران قرار مي دهد. شايد اثرات زندگي در مازندران و تجديد خاطره با مازندرانيان باشد که ديگر جرات رنجاندن دوستان را از بهمن خان مازندراني گرفته است. يادم هست روزي به اصرار دوستان خودم را به او معرفي کردم و در حالي که معلوم بود من را به ياد نمي آورد و شايد هم نمي شناسد با اصرار عجيبي گفت؛ «آها، يادم آمد، خوشبختم» و تا پايان طوري تحويلم گرفت که گويي مي شناسدم. من از علي عالي کمال تشکر را دارم چون او سرمنشاء نوشتن مطلبي شد که موضوعش در طول دو سال گذشته افکار مرا شديداً به خود مشغول کرده است.

چرا بايد دوستان را رنجاند؟

علي عالي معتقد است که بهمن فروتن ديگر جرات رنجاندن دوستان را ندارد. سوال اول من اين است که چرا بايد دوستان را رنجاند و اصولاً چرا بايد انساني انسان ديگر را برنجاند؟ دوست که جاي خود دارد. من انتقاد چراغپور را از وحيد هاشميان خواندم و حق را دادم به او. تيم ملي ما حذف شده است؛ فورواردها هيچ کدام شان گل نزده اند و جلال آن کسي را تحريک مي کند که در آينده ممکن است مورد حمله بسياري از منتقدان قرار گيرد. جلال به عنوان يک هموطن، چيزهاي درستي به وحيد گفت. در حقيقت نيش هايي به او زد که دردآور بودند ولي سمي نبودند. وحيد خودش بهتر مي داند که نيش هاي غربت، سمي هستند. نمي دانم چرا مطلب چراغپور مرا ياد شعري از اخوان ثالث انداخت. نادري پيدا نخواهد شد، اميد، / شايد که اسکندري پيدا شود. براي خود من هم پيش مي آيد نفرين کنم آن چيزي را که از همه چيزها بيشتر دوستش دارم. همه اهل ادب، اندازه بزرگي عشق اخوان به مملکتش را مي دانند. من مطلب جلال را رنجاندن وحيد نپنداشتم بلکه نفريني «اميد» وارانه ديدم که دليلي شد بر تحليلي سازنده از طرف شما. مطلب ديگر تحويل گرفتن شما است. من هنوز هم نمي دانم شما کي هستيد ولي از مطلب تان به اين نتيجه مي رسم که تحويل گرفتن شما از طرف من، کار درستي بوده است. ببينيد، آقاي عالي، من در اين مطلب مي خواهم شما را به طرف معيارهاي درست ببرم و ميان معيارهاي درست قضاوت را به خود شما بسپارم. معمولاً من اگر کسي را ساليان سال نديده باشم وقتي او را مي بينم و دستش را مي فشارم خودم را معرفي مي کنم و خيلي سريع خاطره يي از آن دوران تعريف مي کنم. اگر آن شخص مرا به خاطر نياورد برايم مهم نيست، مهم اين است که او، درگذشت زمان چگونه آدمي شده است؛ تفکرات او چيست و رفتارش چگونه است. اينکه نوشتيد «من همه را با هم مي خواهم» کاملاً درست است. با معيارهاي درست؛ همه را با هم خواستن يکي از عوامل موفقيت است. براي فرد و براي جمع. امير حاج رضايي را از سال هاي پنجاه مي شناسم. مردي باشخصيت و صاحب فکر و انديشه، هم بيرون از فوتبال و هم در درون آن. چطور مي شود مربي يي با اين مشخصات، مربي خوبي نباشد؟ البته مربي خوب هم مي تواند ناموفق باشد، کي؟ وقتي که در خصوصيت هاي زيادش «زبري» نباشد. زبر مثل سمباده. من با جرات تمام مي گويم که امير زبر نيست ولي مربي بسيار خوبي است. جلال چراغپور فوتبال را عالي مي داند. روزي که روي تابلو، تاکتيک راه آهن در مقابل فولاد را تجزيه و تحليل کرد او را ستودم. من اين هنر را دارم که خوب بودن آدم ها را ببينم و از آن تعريف کنم؛ چون مي دانم آدم هاي با هنر، تعريف را دوست دارند. تعريف به آنها انگيزه کارکردن مي دهد و قدرت ابتکار آنها را بالا مي برد. چرا فيروز کريمي که چندين و چند قهرماني پشت سر دارد خودش را در پادگان جي محبوس کرده است؟ چرا فوتبال ما نتوانست او را به خارج از کشور بفرستد، مي دانيد چرا؟ براي اينکه ستاره هاي اين فوتبال دلال ها هستند و در نهايت از فيروز هم بالاخره يک دلال ساخته مي شود تا به عنوان يک مربي وطني بسوزد. اصولاً مربي بومي آسيايي بايد بسوزد، چرا؟ جواب برمي گردد به تحليل شما...

مازندران، سختي در آن

من مجموعاً مدت 6 سال در مازندران زندگي کرده ام، 4 سال به عنوان بازيکن فوتبال و دوسال هم به عنوان مربي، به ترتيب در سال هاي 40، 85 و 86 دوستي برايم توضيح داد که مازن يعني سختي و مازندران يعني سختي دران، در حقيقت همين طور هم هست، مردم مازندران سختکوش و سخت کارند، کشاورزي و ماهيگيري، کارهاي سختي هستند ولي مازندران يک مانع کلي بر سر راه پيشرفت و توسعه دارد و آن از هم گسيختگي و عدم انسجام در بطن جامعه است و عجيب است که اين نوع روابط اجتماعي، هيچ تغييري در دهه هاي مختلف نداشته است. آقاي عالي من سال هاي زيادي از زندگي ام را در کشورهاي مختلف با ملت هاي مختلف در قاره هاي مختلف گذرانده ام. با دولتمردان زيادي دوست بوده ام، در بحث هاي سياسي آنها شرکت فعال داشته ام و زندگي ام با ورزشکاران و هنرمندان اين جوامع شکل گرفته است. من دوستي هاي زيادي با مردم اين کشورها داشته ام و دوستان خوبي در ميان آنها دارم. آنها جامعه مدرن را پشت سر گذاشته اند و در دوران پسامدرن زندگي شان را سپري مي کنند. جامعه پسامدرن به بن بست هاي زيادي رسيده است. جوان هاي اين جوامع از آينده يي مبهم و موهوم مي ترسند و اکثراً براي فرار از اين ترس به الکل و مواد مخدر روي مي آورند. فقر رو به افزايش است و بيکاري به مزمن ترين مرض اين جامعه تبديل شده است؛ طبيعي است که دولت ها به فکر چاره انديشي باشند.

اقتصاددانان اين جوامع با تحقيقات ممتد و مداوم به راه هاي مختلفي براي رهايي از معضلات موجود پي مي برند و سياستمداران در پي اين راه ها به مشکلات عديده يي برمي خورند که گاه چاره يي جز جنگ نمي بينند که نهايتاً به بيچارگي منجر مي شود. آنچه که مشکلات جوامع غربي در پي دارند گاه به راه حل هاي غيرعادلانه و غيراخلاقي منتهي مي شوند که منجر به نگاه هاي غيرعفيفانه به ثروت ملت هاي ديگر مي شوند. اين راه ها، سياست هاي نو استعماري را در پيش دارند؛ به وسيله عوامل داخلي سودجو که منافع شخصي را بر منافع ملي ترجيح مي دهند به کمک غربي ها، آژانس هايي به وجود مي آيند که در محدوده هايي که پول وجود دارد استعدادهاي بومي را از بين برده آنها را توسط خارجيان جايگزين مي کنند؛ آژانس هاي بين المللي هم با تبليغات تاثيرگذار بر دولتمردان، موجبات نفوذ عناصر خود را در بعضي از نهادهاي بين المللي فراهم آورده؛ مناسبات سياسي و اقتصادي يک پديده اجتماعي پولساز را در کل يک قاره تحت کنترل قرار مي دهند. براي مثال؛ آيا شما ديده ايد که کشورهاي غربي با وجود بيکاري زياد در بين معلمان مدارس، معلماني به کشورهاي آفريقايي يا آسيايي مثلاً براي تدريس زبان روانه کنند. مي دانيد چرا نه؟ براي اينکه در محدوده آموزش کشورهاي آسيايي و آفريقايي پول نيست و سياست نواستعماري بنا به مقتضاي طبيعتش پا در اين محدوده ها نمي گذارد. فوتبال يکي از پديده هاي اجتماعي پولدار است که شديداً مورد توجه سياست هاي نواستعماري است. آقاي احمدي نژاد در بيست و چهارمين اجلاس مديران مدارس به دو خصلت تاريخي ملت ايران اشاره مي کند، اول اينکه اين ملت هرگز مشرک و بت پرست نبوده و هميشه خدا را پرستيده است و ديگر اينکه در علوم، حرفه وفن و پديده هاي اجتماعي صاحب استعدادهاي شگرفي است. پيرو سخنان رئيس جمهور، ما به مساله شگرفي بر مي خوريم. در فوتبال، ما مدير خوب، بازيکن خوب، دلال خوب، خبرنگار خوب و... داريم، اما عجيب است فقط مربي خوب نداريم. مربيان بااستعدادي که طبق سياست نواستعماري اکثراً به دلالي روي آورده اند و شغل شان شده است توزيع پول. فکر مي کنيد تا چند سال ديگر آژانس ها موفق شوند نسل مربيان ايراني را به علت بي کفايتي منقرض کنند؟ هدف نواستعمار در پانزده سال آينده، جايگزين کردن کليه مربيان بومي در دو قاره آفريقا و آسيا به وسيله مربيان خارجي است آن هم به وسيله عناصر داخلي. تا اينجا که در کشور ما، موفق شده اند مربي ايراني را بکوبند؛ در کدام گذر و محل از مربي ايراني تعريف مي شود؟ آقاي عالي، زنگ خطر به صدا در آمده است و شما آن را نمي شنويد، ذره يي خارجي ستيزي در وجود من نيست، ولي اين بازي که در مملکت ما مي شود مرا ياد لطيفه يي مي اندازد، دزدي داشت نيمه شب قفل در مغازه يي را اره مي کرد، ماموري به او رسيد و گفت چکار مي کني؟ دزد گفت؛ دارم ويولن مي زنم، مامور گفت پس صدايش کو؟ دزد گفت؛ صدايش فردا در مي آيد. بله آقاي عالي، صداي اين بازي نواستعماري فردا در مي آيد، روزي که ما ديگر مربي ايراني نداريم. دليل تعريف من از مربيان ايراني همين است، آنها هنوز خوبي هايي دارند که مي شود از آنها تعريف کرد ولي روز به روز به دليل حقنه کردن بي کفايتي و متوسط بودن به آنها داريم نسلي را از دست مي دهيم، مراجعه کنيد به «پلنگ کشي در فوتبال ايران» روزنامه شرق. آقاي عالي، خندند بر آن ديده کاينجا نشود گريان، شما در تحليلي سازنده از وحيد هاشميان دفاع مي کنيد ولي مرا به دليل تعريف محقانه از سرمربي خوب ايراني مورد سرزنش قرار مي دهيد و مي گوييد؛ من همه را با هم مي خواهم. تعريف از حاج رضايي، چراغپور و کريمي به خطر افتادن موقعيت شغلي خود من است. اگر من حرکت خزنده نواستعمار به طرف فوتبال مملکت مان را نمي ديدم يا مي ديدم و بي تفاوت مي ماندم مي بايست از حميد محسني تعريف کنم نه حاج رضايي، با اولي مي توانستم صاحب يک تيم خوب شوم. آقاي عالي، داستاني براي تان دارم که شايد موجب همان سوءتفاهم پاراگراف شماره يک شود.

بهشت براي گونگادين نيست

در سال 1337 منزل ما در خيابان ظهيرالاسلام بود و من روزها پياده به خيابان روزنامه کيهان مي رفتم مدرسه و پياده برمي گشتم. سر خيابان، سراسر سال، چرخي هايي بودند که زمستان ها باقالي و شلغم و تابستان ها هندوانه و خربزه و طالبي مي فروختند. يک روز، و فقط يک روز، همه چرخي ها بار کتاب داشتند به قيمت خيلي ارزان. همه چرخي ها هم فقط کتاب «بهشت براي گونگادين نيست» را داشتند و نه کتاب ديگر. آن وقت من 11 سال بيش نداشتم. تيتر کتاب نظرم را جلب کرد و يکي از آنها را خريدم و خواندم و خيلي هم تحت تاثير قرار گرفتم، به طوري که چندين و چند بار اين کتاب را خواندم. چندين و چند سال است که من آدرس اين کتاب را از دوستانم مي گيرم. با جواب منفي. کسي نتوانست کمکي به من بکند تا اينکه طبق معمول هر پنجشنبه، هفته نامه شرق را ورق زدم و چشمم افتاد به تيتر مطلب فتح الله بي نياز «براي گونگادين بهشتي نيست» مطلبي که يدالله بي نياز نوشته بود، مطلب فوق العاده يي بود و اشاره يي داشت به کتاب دوران کودکي ام نوشته «روديا رد کيپلينگ» گونگادين، گماشته افسر عالي رتبه ارتش استعماري انگليس بود. ياغيان هندي به يک قرارگاه نظامي حمله مي کنند و افسر عالي رتبه براي کمک به آنها مي شتابد؛ همراه با گماشته اش گونگادين. انگليسي ها ياغي ها را قلع و قمع مي کنند. خودآگاه يا ناخودآگاه، فعال يا غيرفعال، گونگادين به کشتار هموطنانش توسط ارتش انگليس کمک مي کند. وقتي که افسر عالي رتبه هند را ترک مي کند، لباسش را براي گونگادين به جا مي گذارد. گونگادين در لباس يک افسر عالي رتبه ارتش استعماري انگليس، فتح االله بي نياز مي نويسد؛ ... فکرش را بکنيد آقاي من، يک هندي در لباس ارتش انگلستان؛ در لباس قاتل هاي هموطنانش. به نظر شما اين حرف درست نيست که ما خودمان را با دست خودمان خفه مي کنيم؟... با اين سوال، نويسنده، استراتژي سياست هاي نواستعماري را به وضوح بيان مي کند؛ خفه کردن خودمان با دست خودمان.

آقاي عالي، نمي دانيد در روزهاي جام ملت ها چقدر تاسف خوردم از خبرهايي که دوروبر تيم ملي بود و از خبرهايي که پيش ما بود و از آنچه که مي گذشت. نمي دانم چرا اين احساس را داشتم که ما مثل ماهيان حوض در ميان کوسه ها شده ايم و بدتر از بد هم، فکر مي کنيم که خيلي زرنگيم؛ در اين ميان هم فقط يک توصيه دارم؛ براي اينکه خورده نشويم بهتر است که هميشه کنار دم کوسه ها حرکت کنيم. در مالزي رفته بوديم وسط کوسه ها، خوردن مان؛ حذف شديم، چيزي باقي نماند الا چند دست لباس.
فرصتي براي درخشيدن


ترجمه؛ حورا وکيلي

گفت وگوي زير در اردوي آماده سازي قبل از شروع فصل در برونيکو با لوئيس فيگو هافبک پرتغالي اينتر است.

اين يک اردوي آمادگي استثنايي برايت است؟

نه خيلي برايم عادي است. تصميم گرفتم براي يک فصل ديگر هم به بازي کردن ادامه دهم. سعي مي کنم تمام تلاشم را براي شروع فصل داشته باشم زيرا به نظر من نيم فصل بسيار مهم است و روي کل فصل اثر مي گذارد. اين شيوه من در بازي است.

به اين نتيجه رسيدي که ماندن در اينتر ميلان بهترين انتخاب است؟

براي اين تصميم فکر کردم که اين بار متفاوت بازي کنم و براي همين تصميمم را نسبت به رفتن از اينتر ميلان عوض کردم. براي من ماندن در اينجا بسيار خوشحال کننده است. حالا من بايد به تيمم کمک کنم که برنده شود و اين برد را بسيار ممکن و قابل دسترس مي دانم.

به نظر مي آيد از ماندن خوشحالي. همان طور که موراتي در ميان جمعي از هواداران گفته نگه داشتن يک بازيکن در اين سطح بسيار سخت است.

نه اين طور که مي گويي نيست. من تيمم، هم تيمي هايم و موراتي را دوست دارم. هميشه گفته ام که با وجود اينکه بازي ام در يک سطح مي ماند حاضرم در اينجا بمانم. من موقعيت هاي زيادي براي رفتن و بازي کردن براي تيم هاي ديگر داشتم، ولي با مربي صحبت کردم که يا فوتبال را براي هميشه کنار مي گذارم يا براي اينتر بازي خواهم کرد.

آيا اين به خاطر به دست آوردن دوباره جام قهرماني نيست؟

مطمئناً. تا جايي که بتوانم به تيم در کسب قهرماني هاي بيشتر کمک مي کنم.

دل پيرو گفته که هنوز هم بازي مقابل اينتر ميلان جذابيت هاي خودش را دارد. آيا اين بازي مقابل سياه و سفيد ها مي تواند به عنوان بهترين بازي سال شناخته شود؟

من نمي دانم. ما از اينکه دوباره مي توانيم مقابل آنها در سري A بازي کنيم خوشحاليم. هميشه براي ما بازي کردن مقابل تيم هاي مهم دنيا حيثيت آور است. بياييد به زيبا بودن اين بازي اميدوار باشيم، اگر اين طور باشد حتماً به عنوان بهترين بازي سال شناخته خواهد شد. ولي در آخر اين يک بازي است که ارزش آن فقط 3 امتياز است مانند ساير بازي ها.

به مانچيني چه قولي دادي؟ آيا سر مربي هم با تو قول و قراري گذاشته؟

ما هيچ قولي به هم نداديم. فقط کمي درباره بازي با هم صحبت کرديم. فقط اين عهد را با هم بستيم که با هم براي هرچه بهتر ساختن باشگاه تلاش کنيم. اگرچه همه اينها بستگي به سرمربي دارد و اين تصميم او است. ما هم به تصميم او هميشه احترام گذاشته ايم.

بازي در تيم ملي را بعد از جام جهاني کنار گذاشتي و توتي هم همين اواخر تيم ايتاليا را تنها گذاشت. به نظر تو بازيکنان از بازي هاي ملي زود کناره گيري نمي کنند؟

من نمي توانم اظهار نظري بکنم، اين تصميم شخصي آنها است. من هميشه بازي کردن در تيم ملي را دوست داشتم و با وجود بازي هاي باشگاهي زياد باز هم در بازي هاي ملي شرکت مي کردم. ولي اين يک تصميم شخصي است که هر بازيکن در چه زماني از تيم ملي خداحافظي کند.

20 بازي به عنوان بازيکن و ليگ قهرمانان براي اينتر. آيا مبارزه براي قهرماني در اين فصل را قبول مي کني؟

يک بازيکن دوست دارد در تمام بازي ها بازي کند چه 20 تا چه 30 تا يا بيشتر. ولي من از اينکه براي اينتر هر چند کم در ليگ قهرمانان بازي کنم، خوشحالم. درست مثل بقيه بازيکنان جهان من هم دوست دارم که ما فاتح ليگ قهرمانان باشيم. با اينکه آسان نيست ولي ما تمام تلاش مان را مي کنيم.

منبع؛ سايت رسمي اينترميلان
داستان دنباله دار خريدهاي اسپانيايي
فورلان جانشين تورس
ديه گو فورلان در مادريد مورد استقبال بيش از هزار طرفدار اتلتيکو قرار گرفت. ستاره اروگوئه يي جديد تيم بايد جاي فرناندو تورس که راهي ليورپول در ليگ برتر شده را پر کند، اما او اشاره کرد فورلان است و بس، نه تورس،

دان انريکه کرزو- رئيس باشگاه اتلتيکو مادريد- طي خوشامدگويي به فورلان گفت؛ با افتخار فراوان ورود يک بازيکن حرفه يي با ويژگي هاي فردي منحصر به فرد را خوشامد مي گوييم.

او مرد فوتبال است و پسر يک بازيکن برجسته؛ يعني پابلو فورلان و نوه خوان کارلوس. ديه گو جمع بندي تاريخ فوتبال اروگوئه است. او يک اسطوره زنده به شمار مي رود.

دان انريکه کرزو در ادامه گفت؛ تجربه ديه گو حيرت انگيز است. او در ليگ برتر انگليس، ليگ آرژانتين و لاليگا به ميدان رفته است.

او در اوج پختگي به سر مي برد و جاذبه يي دارد که کمتر بازيکني واجد آن است. وي در فصل اول در لاليگا 25 گل زد و کفش طلا را هم در تيمي بسان ويارئال دريافت کرد. در کنار همه اينها ديه گو نماينده يونيسف هم هست که نمايانگر شخصيت والايش به شمار مي رود.

انريکه کرزو در توصيف ويژگي هاي فني فورلان با جمله هاي پرآب و تاب اذعان داشت؛ او يک الگوي آرماني براي همه فوتباليست هاي جوان است، سريع بوده، خوب دروازه ها را مي گشايد و از همه مهمتر گل هايش گل هاي عادي نيستند. فوتبالي که ديه گو ارائه مي دهد تماشايي و هيجان انگيز است.

او بازيکني است که به هم تيمي هايش انگيزه مضاعف مي دهد. او در مورد جايگاه فورلان در اتلتيکو مادريد گفت؛ باشگاه روند بازسازي را مي پيمايد و برنامه بلندمدتي را دنبال مي کند.

ما چاره يي جز تغيير نداريم و با شور و شوق به آينده نگاه مي کنيم. تيم کنوني بر مبناي بازيکنان درجه يک بنا شده است؛ کساني که استانداردهاي بالاي اتلتيکو را حفظ کرده اند و به همين دليل اعتقاد داريم ديه گو مهاجم مناسبي براي باشگاه است.

فورلان و انتظارات بزرگ

ديه گو فورلان طي جمله هاي کوتاهي خطاب به خبرنگاران و طرفداران اتلتيکو گفت؛ از اينکه اتلتيکو من را دعوت کرد به خود مي بالم و احساس غرور مي کنم. پوشيدن پيراهن اتلتيکو مايه مباهات است. اميدوارم بتوانم انتظارها را برآورده کنم. از اينکه مرا با فرناندو تورس مقايسه مي کنيد، سپاسگزاري مي کنم ولي ترجيح مي دهم همان ديه گو فورلان بمانم.

من و فرناندو با هم فرق داريم و مسيرهاي متفاوتي را پيموده ايم. هر بازيکني بايد شخصيت ويژه خود را حفظ کند.

من به عنوان ديه گو فورلان براي تان بازي مي کنم نه فرناندو تورس. فورلان در مورد انتظارات فراواني که از او مي رود، گفت؛ تجربه بسيار بزرگي انتظارم را مي کشد و به شور هواداران واقف هستم.

اتلتيکو باشگاهي با تاريخ بسيار غني است که بنابراين مي دانم چه بار سنگيني بر دوشم گذاشته خواهد شد.

اتلتيکو به راهيابي به رقابت هاي اروپايي مي نگرد و اين بدان معنا است که بايد بالاي جدول قرار بگيريم. مهمترين چيز قرار گرفتن در آن بالا است، اميدوارم به اندازه يي که در توانم است دروازه ها را باز کنم.

فورلان در خصوص نخستين بازي اتلتيکو در لاليگا در فصل آتي مقابل رئال مادريد گفت؛ روزي بايد با آنها روبه رو مي شديم. بايد از نظر ذهني با قدرت بالايي برابرشان به ميدان برويم.

همه داربي ها حساس و پرتنش هستند. اين ديدار نه براي ما آسان خواهد بود و نه براي حريف.

اميدوارم بتوانم در همان گام اول براي هواداران پيام آور شادي باشم.

ساير خريدهاي جديد

رائول گارسيا؛ هافبک 20 ساله تيم ملي زير 21 ساله هاي اسپانيا طي قراردادي 5 ساله به اين تيم ملحق شد. او پيش از اين عضو ليورپول بود و سابقه حضور در لاليگا را با بارسلونا در کارنامه دارد. او هم جزء خريدهاي خوب باشگاه بود.

کريستين آبياتي؛ سنگربان 30 ساله ميلان به صورت قرضي راهي اتلتيکو شد تا شايد توانايي هايش را در لاليگا به رخ بکشد.

او در سايت اختصاصي اش در 25 آگوست 2005 به انتقاد از کارلو آنچلوتي پرداخت و مربي ميلان نيز بلافاصله ديدا را جايگزين وي کرد. او از سال 1998 عضو ميلان به شمار مي رود و طي اين مدت به صورت قرضي براي يوونتوس در فصل 2006-2005 بازي کرده است.

او يک صد و يازده بار براي ميلان به ميدان رفت. آبياتي در يورو 2000 دروازه بان سوم تيم ملي ايتاليا بود.

کلبر سانتانا؛ در 26 سالگي پس از سپري کردن فصل درخشاني در سانتوز با مبلغ 5 ميليون يورو پا به اتلتيکو گذاشت. هافبکي تهاجمي است که خاوير آگيره سخت به او دل بسته است. او مي تواند گره گشاي خط هافبک و حمله باشد.

ديه گو سيلوا؛ شايد اين جوان 18 ساله برزيلي که به صورت قرضي از اسپورتينگ براگا راهي اتلتيکو شده بدل به زوج طلايي ديه گو فورلان شود. خودش ادعا کرده به مادريد آمده تا براي مدت هاي مديدي در ويسنته کالدرون بماند.

اتلتيکو به دنبال يکي دو بازيکن جديد ديگر است تا نقاط ضعف خود را پوشش دهد.

خاوير آگيره- سرمربي مکزيکي تيم- معتقد است که تاکنون از خريدهاي روساي باشگاه راضي بوده و اميدوار است بتواند در فصل جاري نتايج خوبي را کسب کند.

آنها ليگ قهرمانان اروپا را نشانه رفته اند تا بتوانند با کسب سهميه در فصل 2009-2008 در اين جام معتبر حضور پيدا کنند.
عناوين اين صفحه
درسي که بايد از سعودي ها بگيريم
قلعه نويي حکم برکناري خودش را امضا کرد
امير قلعه نويي بزرگ ترين منتقد مخرب تيم ملي فوتبال بود
روز طلايي دو ايران
مثل ماهيان حوض ميان کوسه ها
فرصتي براي درخشيدن
فورلان جانشين تورس
محمد مايلي کهن در پرسپوليس
ورزشگاه نفت به پرسپوليس مي رسد
پيروزي اميدوارکننده
بجنگ تا بماني برادر
استراليا نامزد جام 2015
برنز سنتي به شکست دهنده ايران رسيد
داور استراليايي قاضي فينال
کاپيتان انگلستان پردرآمدترين بازيکن ليگ برتر
بودجه 315 ميليون يورويي بارسلونا
پيروزي رئال مادريد مقابل استوک سيتي
پيروزي منچستريونايتد در چين
بوفون؛ نيازي به ايجاد تنش با اينتر نيست
پيشنهاد 17 ميليون پوندي ميلان به «دکو»

محمد مايلي کهن در پرسپوليس
محمد مايلي کهن و حبيب کاشاني روز پنجشنبه در دو جلسه جداگانه که صبح و بعدازظهر در باشگاه پرسپوليس برگزار شد، به بحث و تبادل نظر درباره مسائل مربوط به باشگاه پرداختند. در جلسه دوم که عصر روز پنجشنبه برگزار شد، مجيد جلالي کارشناس و مربي فوتبال نيز حضور داشت. حبيب کاشاني در اين رابطه گفت؛« از مايلي کهن خواستيم به هر نحوي که مي تواند به پيشبرد فعاليت هاي باشگاه کمک کند. در نهايت نيز قرار شد وي برنامه هاي خود را ارائه کند تا بتوانيم از تجارب و نقطه نظرات وي استفاده کنيم و ان شاءالله به زودي شاهد حضورشان در کادر مديريت باشگاه باشيم.» کاشاني افزود؛« جلالي نيز در اين جلسه با اشاره به جايگاه تيم فوتبال پرسپوليس در جغرافياي فوتبال کشور اعلام آمادگي کرد که از علم و توانايي هاي خود براي کمک به حرکت جديد باشگاه پرسپوليس استفاده کند.»


ورزشگاه نفت به پرسپوليس مي رسد
رئيس جمهوري طي دستوري، خواستار تسريع در واگذاري ورزشگاه نفت به باشگاه پرسپوليس شد. عصر پنجشنبه با دستور محمود احمدي نژاد، مقرر شد مراحل نهايي واگذاري ورزشگاه نفت به اين باشگاه هرچه سريع تر طي شود تا مشکلات عديده يي که براي انجام تمرينات تيم فوتبال وجود دارد، مرتفع شود. پيش از اين و پس از رايزني هاي انجام شده از سوي باشگاه پرسپوليس، رئيس جمهوري در دستوري به وزارت نفت خواهان واگذاري ورزشگاه نفت به مدت سه سال به اين باشگاه شده بود.


ايران 75- فيليپين69
پيروزي اميدوارکننده
تيم ملي بسکتبال ايران در اولين مسابقه خودش در جام ملت هاي آسيا به پيروزي رسيد و در اين مسابقه که ظهر روز گذشته انجام شد، با نتيجه 69-75 فيليپين را شکست داد. اين پيروزي در وضعيتي نصيب ايران شد که مهدي کامراني پس از مصدوميت چهارماهه براي ايران بازي کرد و با وجود اينکه پزشک تيم ملي به او توصيه کرده بود اصلاً اقدام به توپ ربايي نکند، چهار توپ ربايي انجام داد. هرچند که نبايد از نمايش صمد نيکخواه بهرامي هم گذشت. او با کسب 25 امتياز بهترين بازيکن ايران بود و حتي توانست لقب امتيازآورترين بازيکن زمين را از آن خود کند.

با اين حساب اگر ايران بتواند در بازي امروز خودش اردن را هم شکست بدهد، قطعاً از گروه A مسابقات صعود مي کند. البته اگر در اين بازي هم حامد حدادي نمايش نااميدکننده خودش در مسابقه با فيليپين را تکرار کند، بايد کمي نگران پيروزي مقابل اردن باشيم. حدادي در اين مسابقه فقط سه پرتاب پنالتي را گل کرد و چهار ريباند انجام داد. کارشناسان بسکتبال اين نمايش حدادي را ضعيف ترين بازي او در چندسال اخيردانستند.


گزارش احساسي رويترز درباره تيم ملي عراق
بجنگ تا بماني برادر
داستان جن و پري عراق در رسيدن به ديدار پاياني جام ملت ها توجه جهان ورزش را به خود جلب کرده، به عراقي ها حس غرور ملي داده و کشور خشونت زده را يکپارچه کرده است. مانند يوناني هاي باستان که عادت داشتند به بهانه المپيک دست از جنگ بکشند، اين اميد وجود دارد که دست کم جنگ و خشونت درجريان ديدار پاياني جام ملت ها متوقف شود. دست کم براي نود دقيقه در عراق صلح خواهد بود. البته اين يک آرامش موقتي است. سوت پايان بازي که به صدا درآيد، روز از نو روزي از نو خواهد بود. تفنگ ها شليک مي شوند و تعداد بيشتري کشته خواهند شد. پس از پيروزي در ديدار يک چهارم پاياني ويتنام سه نفر و پس از شکست دادن کره در نيمه نهايي پنجاه نفر در خيابان ها کشته شدند. اين بمب يادآور خاطرات دردناک خشونت ها در عراق است که پس از يورش امريکا براي براندازي صدام حسين در سال 2003 جان ده ها هزار نفر را گرفته است. البته در حال حاضر اين موضوع ها در ذهن بازيکنان عراق جايي ندارد. سرمربي اين تيم گفت؛

«اين موضوع بسيار غم انگيز است، ما تاريخ عراق را تغيير داديم و آنگاه اين کشتارهاي بي دليل و نامفهوم رخ مي دهند. ما تلاش مي کنيم تا خوشحالي را براي عراقي ها به ارمغان بياوريم و احمق ها با شهروندان بي گناه اين کارها را مي کنند. اگر ببازيم مردم کشته مي شوند، ببريم هم باز هم آنها را مي کشند. هيچ بازيکن عراقي نيست که عزيزي را در جنگ از دست نداده باشد. آنها هر روز عزادار هستند، اما جام ملت ها به آنها به طور موقتي فرصتي داده تا ماتم شان را به تاخير بيندازند. والد تبرا، مسوول رسانه يي تيم ملي عراق به رويترز گفت که دست کم سه بازيکن بستگان شان را در چند ماه گذشته از دست داده اند. نور صبري دروازه بان، نشاط اکرم بازيکن خط مياني و هوار مولا محمد ستاره تيم ملي نزديک ترين کسان شان را از دست دادند. نامادري مولا محمد دو روز پيش از بازي با ويتنام کشته شد. نوري المالکي نخست وزير عراق در تماس تلفني به اين بازيکن دلداري داد. تبرا توضيح داد؛« نوري المالکي زنگ زد تا او را دلداري بدهد. او بسيار غمگين بود اما به هر حال بازي کرد. اين چيزها براي ما عادي شده نه تنها براي بازيکنان بلکه براي همه مردم عراق.»


استراليا نامزد جام 2015
«فرانک لووي» رئيس فدراسيون فوتبال استراليا ديروز اظهار داشت؛ اين کشور فرصت ميزباني رقابت هاي جام ملت هاي آسيا در سال 2011 را از دست داده، اما کاملاً مصمم است که ميزباني مسابقات مذکور در سال 2015 را به دست آورد. به گزارش خبرگزاري فرانسه از جاکارتا امروز همزمان با برگزاري ديدار فينال چهاردهمين دوره رقابت هاي جام ملت هاي آسيا، قطر به عنوان ميزبان دوره پانزدهم در سال2011 معرفي خواهد شد، اما«محمد بن همام»رئيس کنفدراسيون فوتبال آسيا به استراليا توصيه کرد براي دوره بعد تلاش کند. بن همام قبل از شروع رقابت هاي جاري گفته بود؛ بسيار خوشحال مي شويم که استراليا براي سال 2015 نامزد شود.استراليا تا سال 2009 فرصت دارد که پيشنهاد ميزباني خود را آماده کند. رئيس فدراسيون فوتبال اين کشور همچنين از عملکرد تيم ملي استراليا در اين دوره از مسابقات اظهار نارضايتي کرده و گفت؛ مسلماً ناراضي هستم. انتظار داشتم بهتر از اين نتيجه بگيريم، اما اين توپ گرد است و تيم هاي ديگر براي متوقف کردن حريف آماده اند و البته اين کار را هم کردند.


کره 6 (0)- ژاپن 5 (0) (در ضربات پنالتي)
برنز سنتي به شکست دهنده ايران رسيد
انگار جام آسيايي مي خواست تا به آخر به سنت هاي نبرد کلاسيک ايران- کره وفادار بماند. در سه دوره پيشين جام ملت ها پيروز ديدار ايران- کره در مرحله يک چهارم نهايي به طور متناوب به مدال برنز جام مي رسيد و اين بار هم چنين شد. کره با يک بازي بسته و دفاعي 120 دقيقه دروازه اش را به روي مهاجمان ژاپن بسته نگه داشت تا با پيروزي در ضربات پنالتي به برنز جام چهاردهم دست پيدا کند. هرچند که حسرت 47ساله کره يي ها براي قهرماني با اين برنز 51ساله شد. آنچه بر حساسيت بازي رده بندي جام چهاردهم بين دو غول چشم بادامي فوتبال آسيا مي افزود، قانون جديد AFC مبني بر صعود مستقيم سه تيم اول جام ملت هاي 2007 به جام 2011 بود. به اين ترتيب کادر مربيگري پيم فربيک و افشين قطبي که حتي پيش از بازي ها در خود کره شانسي براي شان قائل نبودند موفق شدند با ترکيبي جوان به موفقيتي نسبي برسند که تنها دو بازيکن از تيم جام جهاني 2006 در جمع آنها ديده مي شد. ژاپن و ايويکا اوسيم بوسنيايي نيز با وجود شاخصه هاي بارز فني تيم شان شکست خوردند تا عدم موفقيت مربيان اروپاي شرقي در جام ملت هاي آسيا نيز به يک سنت تبديل شود. در حالي که مربيان برزيلي در ادوار اخير قدرت را قبضه کرده اند.


داور استراليايي قاضي فينال
«مارک شيلد» داور استراليايي ديدار پاياني چهاردهمين دوره مسابقات فوتبال جام ملت هاي آسيا را قضاوت خواهد کرد. ديدار پاياني پيکارهاي فوق را دو تيم ملي فوتبال عربستان سعودي و عراق يکشنبه در جاکارتا پايتخت اندونزي برگزار خواهندکرد. اين داور 33 ساله استراليايي چهار بازي در اين رقابت ها را قضاوت کرده است. شيلد سابقه قضاوت در دو جام جهاني در سال2002 و 2006را دارد. وي در رقابت هاي جام جهاني 2002ديدار تيم هاي بلژيک و تونس را قضاوت کرد و درجام جهاني 2006ديدارهاي تيم هاي ايران با آنگولا و تونس با عربستان را سوت زد.


کاپيتان انگلستان پردرآمدترين بازيکن ليگ برتر
شب گذشته جان تري با بستن قرارداد پنج ساله با چلسي به پردرآمدترين بازيکن ليگ برتر انگلستان تبديل شد. سرانجام پس از ماه ها مذاکره بر سر قرارداد جديد، کاپيتان انگلستان با قراردادي که هر سال هفت ميليون پوند ارزش دارد به توافق رسيد. با اين حساب تري هفته يي 135 هزار پوند درآمد خواهد داشت. تري با قرارداد کنوني اش که دو سال ديگر اعتبار دارد 67 هزار پوند در هفته درآمد دارد. او پس از بستن قرارداد جديد ابراز اميدواري کردکه تا پايان دوران حرفه اش در استمفوردبريج بماند؛ «خوشحالم که سرانجام مذاکرات به نتيجه رسيد. گمانه زني هاي زيادي درباره قراردادم وجود داشت اما اين مذاکرات به زمان نياز دارند، هرگز درباره ماندن در چلسي و اينکه باشگاه من را مي خواهد ترديدي نداشتم. در تمام مدت حرفه ام در چلسي بوده ام، حالا هم به افتخار کاپيتاني رسيده ام. اکنون زمان آن است که به آينده بنگريم.»

پردرآمدترين بازيکنان ليگ برتر

1- جان تري - چلسي 135 هزار پوند

2- آندري شوچنکو - چلسي 121 هزار پوند

3- ميشائيل بالاک - چلسي 121 هزار پوند

4- استيون جرارد - ليورپول 120 هزار پوند

5- کريستيانو رونالدو - منچستريونايتد 119 هزار پوند

6- وين روني - منچستريونايتد 110 هزار پوند

7- مايکل اوون - نيوکاسل 110 هزار پوند

8- فرانک لمپارد - چلسي 100 هزار پوند

9- ريو فرديناند - منچستريونايتد 100 هزار پوند

10- فرناندو تورس - ليورپول 90 هزار پوند

11- ديديه دروگبا - چلسي 90 هزار پوند


بودجه 315 ميليون يورويي بارسلونا
باشگاه بارسلونا بودجه ورزشي سال آينده خود را 315 ميليون يورو اعلام کرد که در تاريخ اين باشگاه بي سابقه است. روزنامه ورزشي «آس» چاپ مادريد روز جمعه گزارش داد؛ درآمد خالص باشگاه بارسلونا در سال گذشته 8/6 ميليون يورو بود . روزنامه آس به نقل از «فه ران سوريانو» معاون باشگاه بارسلونا اعلام کرد که درآمدهاي اين باشگاه در سال گذشته 1/290 ميليون يورو و هزينه هاي آن 6/270 ميليون يورو بوده است. بدهي بانکي بارسلونا نيز به 7/28 ميليون يورو کاهش پيدا کرده و از 5/68 ميليون به 8/39 ميليون يورو رسيده است. پيش بيني شده که از بودجه 315 ميليون يورويي سال آينده300 ميليون يورو آن هزينه شود.


پيروزي رئال مادريد مقابل استوک سيتي
تيم فوتبال رئال مادريد اسپانيا به مربيگري «برند شوستر» آلماني در ديداري دوستانه مقابل تيم دسته دومي استوک سيتي انگليس به برتري دست يافت. در اين ديدار که شنبه شب در ورزشگاه سانتياگو برنابئو شهر مادريد برگزار شد، تيم رئال با نتيجه 2 بر صفر حريف خود را شکست داد. «رائول» در دقيقه18 و «سولدادو»75 از روي نقطه پنالتي براي تيم رئال مادريد در اين ديدار گلزني کردند.


پيروزي منچستريونايتد در چين
تيم فوتبال منچستريونايتد انگليس که در تور آسيايي خود در چين به سر مي برد، در ديداري دوستانه مقابل تيم گوانگ ژو چين به پيروزي پرگل دست يافت. در اين ديدار که شنبه شب در ورزشگاه شهر گوانگ ژو برگزار شد، تيم منچستر يونايتد قهرمان فصل گذشته ليگ فوتبال باشگاه هاي برتر انگليس با نتيجه3 بر صفر ميزبان خود را شکست داد. «روني» در دقيقه18، «ناني»42 و «مارتين»52 سه بار دروازه تيم گوانگ ژو را باز کردند.


بوفون؛ نيازي به ايجاد تنش با اينتر نيست
«جي جي بوفون»، دروازه بان يوونتوس تاکيد کرد تيمش نيازي به تنش و کشمکش با اينترميلان سرسخت ترين رقيب بيانکونري در سري A ندارد. بوفون که در کنار تيم ملي ايتاليا قهرماني جام جهاني آلمان را به دست آورد، در مصاحبه يي با خبرنگاران در مورد اينتر گفت؛ اينتر پيش از اين جز ء مدعيان قهرماني ليگ بود و اينک نيز با به خدمت گيري کريستين چيوو قوي تر از گذشته شده است. خوشبختانه اين بازي ميان 11 بازيکن از هر تيم برگزار مي شود. اما اگر قرار بود با 30 بازيکن حريف به رقابت بپردازيم در آن صورت جاي نگراني وجود داشت و مي توانستيم بگوييم که ما شانسي نخواهيم داشت.

به هيچ وجه احساس رقابت و چشم و هم چشمي با نراتزوري ها نمي کنم. بيشتر بازيکنان اين تيم را مي شناسم و با بعضي از آنها رابطه بسيار خوبي دارم، بنابراين دليلي ندارد که با آنها درگير شوم و تنش ايجاد کنم. از همين جا از همه آنها دعوت مي کنم مانند من به تمام اين تنش ها پايان دهند و اجازه ندهند رابطه ميان 2 تيم تيره و تار شود.


پيشنهاد 17 ميليون پوندي ميلان به «دکو»
مقامات باشگاه ميلان حاضرند براي خارج کردن دکو از بارسلونا مبلغ 17 ميليون پوند بپردازند. کارلو آنچلوتي سرمربي روسونري ها ستاره ملي پوش و پرتغالي خط مياني نوکمپ را پيش از رونالدينيو و ساموئل اتوئو- ديگر هم تيمي هاي اين بازيکن- در فهرست خريد خود وارد کرده است. آنچلوتي از سيلويو برلوسکوني، رئيس و آدريانو گالياني نايب رئيس ميلان درخواست کرده است تمام تلاش خود را براي امضاي قرارداد با دکو به کار ببندند و آنها آماده اند تا پول کلاني را براي آوردن اين هافبک ارزنده به سن سيرو بپردازند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام