يكشنبه، 7 مرداد 1386 - شماره 1453
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
پدر و مادر اين زن ايراني مقيم هلند را مي شناسيد؟
از هلند تا ايران در جست و جوي والدين گمشده

گروه حوادث؛ يک زن ايراني که از سه سالگي به اجبار به کشور هلند مهاجرت کرده و با پدر و مادرخوانده خود زندگي مي کند براي يافتن والدين واقعي اش در ايران از مردم درخواست کمک کرد.

اين زن 34ساله که متاهل و صاحب فرزند پسر است از چندي قبل جست وجوهايش را براي يافتن والدينش آغاز کرد. او که نيلوفر نام دارد مطمئن است پدر و مادرش اهل اصفهان هستند، اما تاکنون نتوانسته است نشاني از آنها به دست آورد.

دخترکي در سينما

نيلوفر در سال 54 هنگامي که دختري دو ساله بود در يک سينما رها و بدون آنکه نشاني از پدر و مادرش به دست آيد به پرورشگاه منتقل شد. توماس اردبرنيک -يک روزنامه نگار هلندي مقيم ايران- که براي يافتن والدين نيلوفر به او کمک مي کند، در اين رابطه در وبلاگ خود نوشته است؛ «روز حادثه در سينما چهارباغ اصفهان زماني که تيتراژ آخر فيلم از روي اکران مي گذرد و مردان و زنان در حال ترک سالن هستند، ناگهان يکي از تماشاچيان متوجه صداي گريه يک کودک مي شود. دخترکي دو ساله درون يک زنبيل روي يکي از صندلي هاي رديف هاي آخر سينما رها شده است. چندي نمي گذرد که پليس از راه مي رسد و به اين ترتيب دختر به پرورشگاه منتقل مي شود.»

پس از انتقال اين دختر به پرورشگاه در حالي که نام و مشخصات او معلوم نبود مسوولان اسم «نيلوفر رخشا» را براي وي انتخاب کردند و نيلوفر يک سال تمام در پرورشگاه ماند تا اينکه در سه سالگي زن و مردي هلندي که خود صاحب فرزند نبودند با مراجعه به پرورشگاه اصفهان پس از طي مراحل قانوني نيلوفر را به فرزندخواندگي پذيرفتند و او را همراه خود از کشور خارج کردند و به هلند بردند. دختر ايراني در تمام اين سال ها در کنار والدين هلندي اش زندگي خوبي داشته و اکنون متاهل و صاحب فرزند است. او از دو سال پيش به فکر افتاد تا پدر و مادر اصلي اش را پيدا کند و از آن زمان تلاش هاي خود را آغاز کرده است.

ماجرا از زبان نيلوفر

اين زن 34ساله ايراني درباره اينکه چرا در اين سن به فکر پيدا کردن والدين واقعي اش افتاده است، مي گويد؛ «من هيچ وقت نمي خواستم به دوران کودکي ام فکر کنم و هميشه از اين موضوع فرار مي کردم حتي وقتي پدر و مادر هلندي ام در اين باره با من صحبت مي کردند از آنان مي خواستم اين بحث را خاتمه دهند، اما از حدود دو سال پيش به کلاس هاي يوگا رفتم. در اين مدت خيلي وقت داشتم که در تنهايي فکر کنم و در واقع يوگا و مديتيشن باعث شد که من به کودکي خودم برگردم و بخواهم بدانم پدر و مادرم چه کساني بوده اند.»

او ادامه مي دهد؛ «من در اين سال ها با هيچ فرد ايراني تماس و رابطه نداشتم. من در شهر بسيار کوچکي در جنوب غرب هلند زندگي مي کنم و در شهر ما تقريباً اصلاً خارجي وجود ندارد. من تمام اين سال ها فقط با پدر و مادر هلندي و برادر کره يي ام که او نيز گذشته يي شبيه به من دارد، زندگي مي کردم. پدر و مادرخوانده ام در تمام اين مدت خيلي به من محبت کردند و افراد بسيار مهرباني هستند ولي بعضي اوقات يک حس داشتم و پيش خودم مي گفتم آنها پدر و مادر واقعي من نيستند.»

نيلوفر که اکنون با نام خانوادگي فان فرنيسقين زندگي مي کند در ادامه درباره اينکه تصور مي کند چرا و به چه دليل او را در سينما رها کرده اند، مي گويد؛ «من فکر نمي کنم علت اين کار فقر مالي بوده باشد. در ايران بعضي وقت ها زن هايي که از همسر خود جدا مي شوند و دوباره ازدواج مي کنند براي نگهداري فرزند حاصل از ازدواج اول با مشکل مواجه هستند و همسران دوم معمولاً اين کودکان را نمي پذيرند شايد دليل اينکه مرا رها کرده اند نيز موضوعي شبيه به اين باشد. به هر حال من تمام تلاشم را به کار مي گيرم تا والدينم را پيدا کنم. البته فعلاً سرنخي از آنها ندارم.»

سفر به ايران

نيلوفر در جست وجو براي يافتن والدين خود خردادماه سال گذشته براي اولين بار به ايران سفر کرد و به اصفهان رفت. او پس از تلاش زياد توانست پرورشگاهي را که يک سال در آنجا نگهداري شده بود، پيدا کند. مسوولان اين پرورشگاه که در واقع يک موسسه خيريه است پس از بررسي اسناد و مدارک خود تاييد کردند که نيلوفر در آنجا نگهداري مي شده و از طريق همين مرکز به فرزندخواندگي زوج هلندي درآمده است، اما آنها به زن ايراني گفتند هيچ نشاني از پدر و مادر واقعي اش ندارند و اصلاً نام و مشخصاتي از آنان در پرونده نيلوفر ثبت نشده است.

به اين ترتيب سفر نيلوفر به ايران بي ثمر باقي ماند و او فقط توانست نامه يي دريافت کند که طي آن گواهي شده وي زني ايراني است که در کودکي در سينما چهارباغ رها شده بود. در اين نامه که در سال 52 و خطاب به پرورشگاه نوشته شده، آمده است؛ «بدين وسيله دختربچه يي دو ساله که حسب گزارش شماره 18-412 به تاريخ 10/11/1352 کلانتري يک اصفهان در سينما چهارباغ، بلاصاحب پيدا شده است و با تفحصي که از لحاظ راديو و تلويزيون در مورد شناسايي او به عمل آمده و تاکنون کسي براي تحويل گرفتن او مراجعه نکرده است به همراه اعزام مي شود. خواهشمند است دستور فرمايند تا پيدايش اولياي طفل مشاراليه را در آن بيمارستان نگهداري نمايند- دادستان اصفهان»

نيلوفر اکنون قصد دارد بار ديگر به ايران سفر کند و اين بار با درخواست کمک از رسانه ها و مردم، پدر و مادر اصلي اش را بيابد. او درباره نخستين سفرش به ايران مي گويد؛ سفر به ايران برايم خيلي جذاب بود. من ايران را خيلي دوست دارم و زماني که در اصفهان بودم به خودم مي گفتم اينجا سرزمين من است. من ماه سپتامبر آينده به ايران سفر مي کنم و اميدوارم اين بار بتوانم پدر و مادرم را پيدا کنم.
در خيابان سهروردي شمالي به وقوع پيوست
مرگ مرموز جوان مانتو فروش در ميان شعله هاي آتش
گروه حوادث؛ مرگ مرموز يک جوان مانتو فروش در ميان شعله هاي آتش کارآگاهان جنايي تهران را بر آن داشت تا با انجام تحقيقات ويژه علت قطعي جان باختن اين جوان را از ميان سه گزينه قتل، خودکشي و مرگ در پي يک حادثه ناخواسته تشخيص دهند. به گزارش خبرنگار ما، ساعت 12/13 روز جمعه گذشته اهالي خيابان سهروردي شمالي شعله هاي آتش را که از دفتر يک شرکت مانتو فروشي زبانه مي کشيد، مشاهده و بلافاصله از مرکز 125 سازمان آتش نشاني درخواست کمک کردند. دقايقي بعد آتش نشانان از راه رسيدند و عمليات مهار حريق را آغاز کردند. پس از خاموش شدن آتش هنگامي که ماموران سازمان آتش نشاني وارد دفتر شرکت مانتو فروشي شدند پيکر نيمه سوخته جواني را مشاهده کردند که جان خود را از دست داده بود. به اين ترتيب ماموران کلانتري 104 عباس آباد در جريان قرار گرفتند و به دستور بازپرس ويژه قتل تهران به همراه تيمي از کارآگاهان جنايي، تشخيص هويت و پزشکي قانوني براي بررسي موضوع به محل حادثه اعزام شدند. کارآگاهان که احتمال مي دادند قتلي در دفتر شرکت مانتو فروشي به وقوع پيوسته است در نخستين گام تلاش کردند هويت قرباني را که نيم تنه بالاي او به طور کامل بر اثر آتش سوزي سوخته و غير قابل شناسايي بود فاش کنند. اين مرحله از تحقيقات نشان داد قرباني جواني 24 ساله به نام مهدي است که در اين دفتر کار مي کرده است. در جريان تحقيقات مقدماتي آنچه که توجه کارآگاهان جنايي را به خود معطوف کرد و فرضيه به قتل رسيدن مهدي را قوت بخشيد مشاهده شيء طناب مانندي دور گردن مقتول بود. پيدا شدن شيء مشکوک اين تصور را به وجود آورد که فرد يا افرادي ابتدا مهدي را با استفاده از آن خفه کرده و سپس براي سرپوش گذاشتن بر جنايت شان دفتر را به آتش کشيده اند، اما بررسي بيشتر نشان داد که آن شيء برخلاف تصور اوليه طناب نيست بلکه تکه يي از لباس جوان مانتو فروش است که بر اثر آتش سوزي به دور گردنش جمع شده است. در حالي که تحقيقات مقدماتي سرنخ محکم و قابل توجهي را در اختيار کارآگاهان قرار نداده بود و آنان ميان سه فرضيه قتل، خودکشي و مرگ بر اثر حادثه مردد بودند دو نفر را به عنوان مظنون در اين رابطه بازداشت و بازجويي از آنان را آغاز کردند. اين دو تن دست داشتن در مرگ جوان مانتو فروش را به شدت تکذيب کردند و گفتند از علت وقوع حريق نيز بي اطلاع هستند. در شرايطي که کاوش هاي پليس براي دست يافتن به سرنخي که مسير صحيح تحقيقات را نشان دهد همچنان ادامه داشت، پيکر مهدي براي تشخيص علت اصلي مرگ به پزشکي قانوني فرستاده شد اما نظريه اوليه متخصصان نيز نتوانست راهگشا باشد، زيرا آنان اعلام کردند جوان 24 ساله بر اثر خفگي جان خود را از دست داده است، حال آنکه احتمال دارد اين جوان به قتل رسيده يا بر اثر دود گرفتگي خفه شده يا دست به خودکشي زده باشد. ادامه يافتن بررسي هاي تيم ويژه پيگيري کننده فرضيه سبب شد تا شواهدي به دست آيد که يکي از سه فرضيه از دور تحقيقات خارج شود. کارآگاهان در اين مرحله پي بردند احتمال خودکشي مهدي نسبت به دو فرضيه ديگر بسيار ضعيف است، از سويي آنان با دو پرسش بي پاسخ مواجه شدند که هم اکنون با درخواست کمک از کارشناسان سازمان آتش نشاني در تلاش يافتن جوابي براي آنها هستند. نخستين پرسش که مي تواند کليد حل اين معما محسوب شود علت وقوع آتش سوزي در مانتو فروشي است. اگر کارشناسان سازمان آتش نشاني اعلام کنند اين حريق عمدي بوده است، بي شک پليس نيز بايد دامنه تحقيقات خود را براي افشاي هويت قاتل يا قاتلان مهدي گسترش دهد، اما چنانچه نظريه کارشناسان بر اتفاقي بودن حريق يا وقوع حادثه در پي سهل انگاري دلالت کند احتمال به قتل رسيدن جوان مانتو فروش نيز بسيار کمرنگ خواهد شد. دومين پرسشي که ذهن کارآگاهان جنايي را به خود مشغول کرده اين است که اگر آتش سوزي در دفتر شرکت مانتو فروشي اتفاقي بوده و مهدي تا پيش از زبانه کشيدن شعله هاي آتش زنده و سالم بوده چرا نتوانسته است با مشاهده حريق و پيش از آنکه به کام مرگ فرو رود از آنجا بگريزد؟ پيدا کردن جوابي قانع کننده براي اين سوال مي تواند گره ديگري از اين ماجراي پيچيده را باز کند و به همين خاطر تحقيقات پيرامون اين پرونده همچنان ادامه دارد.
رئيس پليس آگاهي نيروي انتظامي
وضعيت قتل هاي خانوادگي نگران کننده است
رئيس پليس آگاهي ناجا با ابراز نگراني از وضعيت وقوع قتل هاي خانوادگي در کشور گفت؛ 50 درصد مقتولان زن از سوي محارم درجه يک به قتل رسيده اند. به گزارش ايسنا سردار سيداصغر جعفري در يک نشست خبري در مشهد ضمن بيان اين مطلب اعلام کرد؛ 40 درصد از تعرض به دختران نيز در قالب دوستي هاي خياباني با وعده ازدواج رخ مي دهد. سردار سيداصغر جعفري با بيان اينکه بحث جرايم خشن در پليس آگاهي جزء مسائل مهم در حال بررسي است، گفت؛ در مبحث جرايم خشن، موضوع تعرض به بانوان يکي از اولويت هاي مبارزه پليس آگاهي کشور است، زيرا اين نوع جرم آثار سوء رواني و اجتماعي فراواني در پي دارد. وي تصريح کرد؛ در بخش مبارزه با تعرض به بانوان، دستگاه قضايي کشور هم با تصويب يکسري قوانين مجازات سنگين و قاطع همکاري بسيار مناسبي با پليس داشته که همين موضوع موجب بازدارندگي فراواني در اين نوع جرم شده است. سردار جعفري دوستي هاي خياباني و پنهان با وعده ازدواج را يکي از اصلي ترين علل تعرض به دختران در کشور دانست و اذعان کرد؛ حداقل 40 درصد از موارد تجاوز به عنف دختران در کشور با پيشينه يي از دوستي هاي خياباني و پنهان و وعده ازدواج انجام مي شود. سردار جعفري در هشدار به مجرمان جرايم خشن، متذکر شد؛ طبق قوانين جديد، ماموران پليس در چارچوب قانون حق به کارگيري سلاح دارند و در اين رابطه يقين داريم که ماموران با آموزش هاي لازم به موقع از سلاح خود استفاده خواهند کرد. وي در ادامه با بيان اينکه برخي جرايم که در سال گذشته به عنوان جرايم خشن محسوب نمي شدند، طبق قوانين جديد امسال در زمره جرايم خشن قرار گرفته اند، خاطرنشان کرد؛ بر اين اساس کيف قاپي يا نوع دزدي قاپيدن که به هر صورتي به ايجاد وحشت يا جرح در افراد منجر شود، در سال جاري به عنوان جرايم خشن محسوب مي شوند. رئيس پليس آگاهي ناجا عنوان کرد؛ اينکه جرمي در زمره جرايم خشن قرار گيرد، هشداري جدي است، زيرا برخورد با آن متفاوت و شديدتر است. وي با اشاره به سرقت به عنف تحت پوشش مسافرکش نما و مسافرنما به عنوان ديگر جرايم خشن يادآور شد؛ در اين مبحث مسافرکش نماها در طرح ساماندهي مسافربرهاي شخصي سامان يافتند و سرقت به عنف در پوشش مسافرکش نما نيز کاهش چشمگيري يافت. سردار جعفري با اعتقاد بر اينکه هنوز بحث سرقت به عنف توسط مسافرنماها ضريب بالايي دارد، گفت؛ در اين خصوص با همکاري هاي چند جانبه به ويژه با رسانه ها درصدد ارائه يکسري آموزش ها و راهکارها براي مسافرکش هاي سطح شهر هستيم. وي آمار تعرضات مسافرکش نماها به نواميس مردم را در سال گذشته 17 درصد عنوان کرد و گفت؛ اين آمار در سال جاري به 10 درصد رسيده است و در کنار آن، آمار سرقت به عنف مسافرنماها که در سال گذشته حدود 25 درصد از کل آمار سرقت به عنف بود، در سال جاري به 15 درصد رسيده است. رئيس پليس آگاهي ناجا با ابراز نگراني از وضعيت وقوع قتل هاي خانوادگي در کشور، توضيح داد؛ در حال حاضر قتل هاي خانوادگي 40 درصد از قتل ها را در کشور به خود اختصاص داده است که جاي نگراني دارد. وي همچنين با اعلام اينکه 50 درصد مقتولان زن از سوي محارم درجه يک به قتل رسيده اند از مسوولان خواست در اين خصوص راهکاري بينديشند. سردار جعفري دليل اصلي اين درصد قتل را تسلط نداشتن نيروهاي امنيتي و پليس بر فضاهاي داخلي خانواده ها دانست و گفت؛ تنها راه کاهش اين قتل ها انجام امور فرهنگي مناسب است. وي در ادامه درباره علل وقوع جرايم خيلي خشن در کشور گفت؛ طبق مطالعات، براي اين نوع جرايم در کشور ما دو منشأ وجود دارد؛ يکي دريافت اين الگوها از غرب که اغلب فيلم ها و حتي فيلم هاي پخش شده از صدا و سيما عامل آن هستند و ديگر استفاده از دستگاه هاي آنتن ماهواره خانگي و ديدن فيلم هاي نامتعارف غربي که مشکلات رواني و اجتماعي را در افراد داراي زمينه جرم ايجاد مي کند. رئيس پليس آگاهي ناجا ادامه داد؛ مورد بعدي در وقوع جرايم خيلي خشن در ايران سرايت خشونت در قالب هاي مختلف از کشورهاي همسايه به ايران است که با توجه به وجود درگيري هاي فراوان در کشورهاي همسايه، الگوهاي خشونت فراواني به کشور وارد مي شود. وي با بيان اينکه در ايران ضريب امنيت بسيار بالا است، ولي احساس امنيت در مردم ضعيف است، اظهار کرد؛ نرخ قتل در کشور، 6/3 در يک صد هزار تن است و اين در حالي است که در بسياري از کشورهاي اروپايي و امريکايي، نرخ قتل بالاي 20 در يک صد هزار تن است. سردار جعفري با اعلام اينکه در ايران اصلاً ناامني در آن حدي نيست که افراد براي حفظ جان خود سلاح حمل کنند، تاکيد کرد؛ موضوع اصلي اينجا است که متاسفانه در کشور ما به دلايل مختلف احساس ناامني در مردم بر احساس امنيت غلبه دارد، در صورتي که در اغلب کشورهاي به ظاهر امن جهان موضوع بالعکس است. سردار جعفري خاطرنشان کرد؛ به عنوان مثال در کشور ما در هر 24 ساعت کمتر از 40 خودرو به سرقت مي رود که در مقابل حدود 40 خودرو سرقت شده هم کشف مي شود يا اينکه در کشور ما سالانه فقط 12 هزار و 300 مورد قتل عمد گزارش مي شود که به نسبت بسياري از کشورهاي جهان رقم ناچيزي است.
اختلافات شخصي، انگيزه قتل نوجوان 17 ساله
عامل جنايت در مدرسه شبانه روزي در انتظار محاکمه
گروه حوادث؛ جواني که در جنايتي دلخراش در يک مدرسه شبانه روزي نوجوان 17 ساله يي را از پاي درآورده است در دادگاه کيفري استان خراسان رضوي پاي ميز محاکمه مي رود. به گزارش خبرنگار ما اين جوان 18 ساله که کامران نام دارد متهم است در پي اختلاف شخصي با دانش آموز يک مدرسه شبانه روزي در شهرستان کلات استان خراسان رضوي او را به طرز دلخراشي از پاي درآورده است. روز 23 آبان ماه سال گذشته مسوولان آموزشگاه شبانه روزي کلات متوجه شدند يکي از دانش آموزان 17 ساله اين مدرسه که سعيد نام دارد مدت دو روز است که غيبت دارد و هيچ خبري از او نيست به خاطر همين تصميم گرفتند موضوع را پيگيري کنند. در همان روز در حالي که مسوولان مدرسه در تلاش بودند به علت حاضر نشدن سعيد در کلاس هاي درس پي ببرند دانش آموزان در داخل سلف سرويس مدرسه چند قطره خون را مشاهده کردند که از کانال کولر به زمين ريخته شده بود. آنان به سرعت مسوولان مدرسه را از موضوع مطلع کردند و دقايقي بعد تيمي از ماموران براي بررسي موضوع وارد آموزشگاه شبانه روزي شدند. ماموران پس از مشاهده قطرات خون به پشت بام رفتند تا کانال کولر را مورد بررسي قرار دهند. آنها به محض حضور در پشت بام جسد پسر نوجوان را پيدا کردند که تا نيم تنه داخل کانال کولر فرو رفته بود. با پيدا شدن جسد مشخص شد جنازه متعلق به سعيد همان دانش آموز ناپديد شده است. از آنجا که کارآگاهان در بررسي هاي اوليه علت مرگ اين پسر 17 ساله را خودکشي تشخيص دادند پرونده يي با اين عنوان تشکيل و پيکر بي جان سعيد که حداقل دو روز از مرگ او مي گذشت به پزشکي قانوني فرستاده شد. متخصصان پزشکي قانوني پس از انجام آزمايش هاي ويژه روي پيکر سعيد متوجه شدند او برخلاف تصور پليس خودکشي نکرده بلکه بر اثر وارد شدن ضربه به سرش به قتل رسيده است. اعلام اين نظريه دور تازه يي از تحقيقات پليسي را رقم زد و کارآگاهان سرانجام با اين فرضيه مواجه شدند که فردي از خارج از مدرسه به پشت بام آنجا راه يافته وسعيد را به قتل رسانده و سپس فراري شده است. آنچه که اين فرضيه را پررنگ تر مي کرد اين بود که کنار مدرسه کوچه باريکي قرار داشت که مي توانست راه مناسبي براي بالا رفتن قاتل از ديوار و رسيدن به پشت بام و سپس فرار از صحنه جنايت باشد. در حالي که همه نشانه ها کارآگاهان را به سمت اثبات اين فرضيه مي کشاند آنان متوجه شدند جوان 18 ساله يي به نام کامران که در يکي از خانه هاي کوچه باريک سکونت داشته از دو روز پيش از کشف پيکر بي جان سعيد ناپديد شده است. ناپديد شدن کامران از ديدگاه کارآگاهان به تلاش براي پنهان شدن از چشم پليس تعبير و به همين خاطر بخش اصلي تحقيقات روي رديابي اين جوان 18 ساله متمرکز و در نهايت کامران در مشهد دستگير شد. متهم در اعترافات خود گفت؛ من و سعيد از مدتي قبل با يکديگر بر سر مسائل شخصي اختلاف داشتيم و روز حادثه زماني که وي را روي پشت بام مدرسه د يدم به سرعت خودم را به آنجا رساندم و با هم درگير شديم و من چند ضربه مشت به سر سعيد زدم. او در پي اين ضربات بيهوش شد و من سرش را داخل کانال کولر فرو کردم و به سرعت پا به فرار گذاشتم. پس از اعترافات اين متهم وي بازداشت شد و هم اکنون در انتظار به سر مي برد تا با صدور کيفرخواست در دادگاه کيفري استان خراسان رضوي پاي ميز محاکمه برود.
قتل زنان به دست اقوام درجه يک؛ چرا؟
امان الله قرايي مقدم*

قتل هاي خويشاوندي به خصوص قتل زنان به دست اقوام درجه يک معضل بزرگ و تلخي است که از شش سال پيش در ايران شدت گرفت و کاملاً اين مساله قابل پيش بيني بود. به گونه يي که رئيس پليس آگاهي ناجا اعلام کرده 50 درصد مقتولان زن به دست محارم درجه يک خود کشته شده اند. علت اين موضوع اين است که هنجارهاي اجتماعي کم رنگ و مشکلات مادي و شرايط ازدواج بسيار سخت تر از قبل شده است.

آنچه هم اکنون جامعه ما درگير آن شده يک آنومي (هرج و مرج) فکري است و اين مساله اعتقادات ديني و اخلاقيات را در مردم سست کرده است. بررسي ها نشان داده قتل زنان از سوي اقوام درجه يک در تهران و کرج بيشتر از شهرهاي ديگر است. جدا از بحث آنومي فکري جامعه، آنچه در اين دو شهر به چشم مي خورد مهاجرپذيري بي بند و بار و بي حد و حساب است. اين گونه قتل ها در مناطقي که در حاشيه شهرهاي بزرگ قرار دارند و ساکنانش از نظر سطح سواد و فرهنگ پايين هستند، اتفاق مي افتد و در مناطق متوسط و بالا چنين قتل هايي تقريباً وجود ندارد.

افرادي که در حاشيه و پايين شهر زندگي مي کنند به دليل اينکه دچار خودباختگي شديد هستند و عامل بازدارنده اجتماعي يعني محيط آشنا را ندارند و در محيط هايي زندگي مي کنند که با آن تجانس فرهنگي ندارند مرتکب قتل مي شوند. اگر شرايط جامعه را درست نکنيم و از هرج ومرج اجتماعي جلوگيري نکنيم و حاشيه نشيني کنترل نشود، شرايط از اين هم بدتر خواهد شد.

* آسيب شناس اجتماعي و استاد دانشگاه
عناوين اين صفحه
از هلند تا ايران در جست و جوي والدين گمشده
مرگ مرموز جوان مانتو فروش در ميان شعله هاي آتش
وضعيت قتل هاي خانوادگي نگران کننده است
عامل جنايت در مدرسه شبانه روزي در انتظار محاکمه
قتل زنان به دست اقوام درجه يک؛ چرا؟
چهار زن در تله مسافرکش هاي شيطان صفت
تصاحب منزل مرد سالخورده با جعل برگه سفيدامضا
چهار ليتر بنزين خانه يي را به آتش کشيد
دانش آموز 16 ساله امريکايي مدير مدرسه را کشت
خواهرزاده، طراح نقشه سرقت از خانه خاله
فيلمبرداري پنهاني از اتاق مهمانان مسافرخانه
آبميوه 2 ميليوني

چهار زن در تله مسافرکش هاي شيطان صفت
فرمانده انتظامي آبادان با اعلام خبر تکان دهنده تعرض به چهار زن در آبادان طي روزهاي اخير جزئيات پرونده را تشريح کرد. به گزارش ايسنا سرهنگ عليرضا متين راد در اين رابطه گفت؛ 9 جوان که از شهرهاي شادگان، ماهشهر و مسجد سليمان به آبادان آمده بودند، با سه دستگاه پيکان و يک دستگاه پرايد به چهار زن در حومه اين شهر تعرض و اموال آنها را نيز سرقت کردند. وي گفت؛ بلافاصله در پي اطلاع از اين موضوع، پليس آبادان با تشکيل 40 تيم تجسس به صورت ويژه در محل هاي وقوع جرم وارد عمل و موفق شد 8 تن از 9 متهم را دستگير کند و مجرم نهم نيز شناسايي و به زودي دستگير مي شود. سرهنگ متين راد با بيان اينکه تمامي متهمان، زير 30 سال سن دارند، افزود؛ به غير از خودرو پرايد که سه سرنشين داشته، ساير خودروها با دو سرنشين پس از سوار کردن مسافر زن، او را به بيرون شهر منتقل و پس از آزار و اذيت، اقدام به سرقت اموال آنها نيز مي کردند. وي ادامه داد؛ اين افراد شيشه هاي خودرو خود را به رنگ دودي درآورده و با استفاده از اين شگرد و اعمال زور نقشه خود را عملي مي کردند. سرهنگ متين راد با هشدار جدي به شهروندان از همه آنان به ويژه بانوان خواست تنها از خودروهاي عمومي مسافرکش و وسايط نقليه عمومي استفاده و از سوار شدن به خودروهاي مشکوک به ويژه شيشه دودي خودداري کنند.


تصاحب منزل مرد سالخورده با جعل برگه سفيدامضا
مردان کلاهبردار که با نوشتن قولنامه جعلي قصد تصاحب منزل مرد سالمندي را داشتند دستگير شدند. اوايل مرداد ماه سال جاري، مرد 65 ساله يي به پليس شهرستان قم مراجعه و در رابطه با يک فقره کلاهبرداري براي تصاحب منزلش شکايت کرد. اين شاکي که خود را «رکاب علي» معرفي کرد به ماموران گفت؛ در سال 83 ، 48 ميليون ريال وجه نقد از فردي به نام «احمد» و 50 ميليون ريال از فرد ديگري به عنوان نزول دريافت کردم. وي افزود؛ پس از گذشت مدتي، اين دو با حيله و نيرنگ از من خواستند زير يک برگه سفيد مبايعه نامه امضا کنم و من نيز با اين تصور که اين برگ مربوط به همان وجوهي است که نزول کرده ام، آن را امضا کردم؛ غافل از اينکه برگه فروش منزلم را امضا کرده ام و پس از مدتي آن دو مدعي شدند منزلم را خريداري کرده اند. با اعلام اين شکايت، پليس که خود را در برابر دو کلاهبردار مي ديد، وارد عمل شد و با تحقيقات گسترده از شاکي، مشخصات متهمان را به دست آورد و براي دستگيري آنها اقدام کرد. کارآگاهان پليس آگاهي با انجام بررسي هاي تخصصي از شهود و همچنين انتقال اسناد مورد استناد متهمان براي خريد منزل به کارشناسان اصالت خط و امضا سرانجام متوجه شدند متهمان با ارائه اسناد و مدارک جعلي قصد تصرف منزل شاکي را داشته اند. دو متهم به کلاهبرداري که در ابتدا منکر ارتکاب جرم بودند، در مواجهه حضوري با شاکي و ارائه مدارک جعلي سرانجام اعتراف کردند که از سهل انگاري شاکي سوءاستفاده و او را مجبور به امضاي برگه جعلي کردند. با اين اعترافات پرونده براي ادامه بررسي به مرجع قضايي ارجاع شد.


چهار ليتر بنزين خانه يي را به آتش کشيد
نگهداري مقداري بنزين در داخل خانه و استفاده از وسايل گازي غير استاندارد باعث وقوع آتش سوزي و سوختگي سه عضو يک خانواده شد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس يکي از اهالي روستاي کال زرکش مشهد در ساعت 14 و 40 دقيقه بعد از ظهر روز جمعه طي تماس با مرکز 125 وقوع يک مورد آتش سوزي در منزلي مسکوني را گزارش داد. در اين رابطه اکيپ گشتي پاسگاه انتظامي کاظم آباد و تيم امداد و نجات سازمان آتش نشاني مشهد بلافاصله خود را به محل رساندند و با تلاش نيروهاي امدادي حريق مهار شد. در بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد نزديک بودن چهار ليتر بنزين به وسايل غير استاندارد گازي علت وقوع اين حادثه بوده است. بنا بر اين گزارش سه عضو خانواده يي که در اين منزل سکونت داشته و يکي از آنها دختر بچه يي 10 ساله بود به علت سوختگي زياد به مراکز درماني انتقال داده شدند و تحت درمان قرار گرفتند.


دانش آموز 16 ساله امريکايي مدير مدرسه را کشت
يک دانش آموز 16 ساله امريکايي که مدير مدرسه اش را با شليک گلوله از پا درآورد در دادگاه ايالت ويسکانسين به جرم خود اعتراف کرد. اريک هينستاک که دانش آموز درسخواني بود چندي پيش در حالي که اسلحه يي با خود به همراه داشت به مدرسه رفت. او به آموزگاران گفت همکلاسي هايش او را اذيت مي کنند و به زور پول هايش را مي گيرند. پسر 16 ساله از آموزگارش خواسته بود تا در اين ماجرا دخالت کند و از همکلاسي هايش بخواهد با او بدرفتاري نکنند، در غير اين صورت همه شان را مي کشد. در همان لحظه مدير مدرسه وارد کلاس شد و با وي به تندي برخورد کرد. پسر 16 ساله که انتظار چنين رفتاري را نداشت با اسلحه يي که در دست داشت به سوي مدير مدرسه تيراندازي کرد و او را کشت. به دنبال اين ماجرا پليس پسر تيرانداز را دستگير و روانه زندان کرد. متهم 16 ساله ديروز در دادگاه ايالت ويسکانسين، اتهام خود را پذيرفت و قرار است حکم نهايي او در جلسه بعدي دادگاه اعلام شود.


خواهرزاده، طراح نقشه سرقت از خانه خاله
گروه حوادث؛ پسر جواني که با طراحي نقشه يي به عنوان مامور توزيع کارت سوخت وارد خانه يي شده و اقدام به سرقت مسلحانه کرده بود، دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما چندي پيش زن مسني با ماموران پليس تماس گرفت و اعلام کرد جوان سارقي وارد خانه او شده و اموالش را به سرقت برده است. اين زن در توضيح روز حادثه گفت؛ من در خانه بودم که زنگ در به صدا درآمد و جواني گفت که مامور تحويل کارت سوخت است، من که منتظر رسيدن کارت سوخت ماشينم بودم، در را باز کردم. مرد جوان مرا به داخل هل داد و وارد شد، بعد به سرعت دست و پايم را بست و با تهديد سلاح 5/1 ميليون تومان پول را از خانه برداشت و متواري شد. با اعلام شکايت اين زن، پليس تحقيق براي دستگيري سارق را در دستور کار خود قرار داد. شواهد موجود در پرونده نشان مي داد، سارق فردي بوده که مي دانسته اين خانواده منتظر دريافت کارت سوخت خود هستند. پليس در بررسي هاي خود به کيوان خواهرزاده زن مالباخته مشکوک شد و او را تحت نظر گرفت و متوجه شد، کيوان 17 ساله از مدتي قبل تماس هاي زيادي با يک شماره تلفن داشته است، بنابراين صاحب شماره تلفن و آدرس او شناسايي و مشخص شد، جواني به نام علي در آن آدرس زندگي مي کند، بنابراين علي بازداشت شد، جوان 19 ساله در بازجويي ها اتهام سرقت را قبول کرد و گفت؛ کيوان نقشه سرقت را کشيده بود، قرار بود من به عنوان مامور تحويل کارت وارد خانه شوم و پول ها را سرقت کنم. روز حادثه کيوان گفت؛ شرايط براي دزدي مناسب است، من هم نقشه را اجرا کردم و 5/1 ميليون تومان به سرقت بردم و 200 هزار تومان آن را به کيوان دادم. پس از اعترافات اين جوان پليس کيوان را نيز دستگير کرد و تحقيقات از آنان ادامه دارد.


فيلمبرداري پنهاني از اتاق مهمانان مسافرخانه
مهماندار يک مسافرخانه که با دوربين تلفن همراه از اتاق مسافران فيلمبرداري مي کرد، دستگير شد. به گزارش ايسکانيوز مردي در تماس با مرکز فوريت هاي پليسي 110 به ماموران اطلاع داد مهماندار يک مسافرخانه در علي آباد گلستان با دوربين تلفن همراه از مسافران فيلمبرداري مي کند. بدين ترتيب گروهي از ماموران پليس اطلاعات و امنيت عمومي مسوول رسيدگي به اين پرونده شدند و با حضور در مسافرخانه، مهماندار 28 ساله به نام کريم را زير نظر گرفتند، اما اين مرد به محض ديدن پليس پا به فرار گذاشت و پس از ساعتي تعقيب و گريز سرانجام دستگير شد. در بازرسي از تلفن همراه کريم تعدادي تصاوير فيلمبرداري شده از اتاق مورد نظر به دست آمد و پرونده اين متهم به دستگاه قضايي سپرده شد. بازجويي هاي پليس براي افشاي انگيزه اين متهم از فيلمبرداري پنهاني ادامه دارد.


آبميوه 2 ميليوني
ترفند تعارف آبميوه آغشته به مواد بيهوشي باز هم کارساز شد و مسافر خوش ظاهر، اموال يک مرد را دزديد. مرد ميانسالي ظهر روز جمعه با حالي پريشان به کلانتري شاهرود رفت و از دزديده شدن پول هايش از سوي يکي از مسافران اتوبوس تهران- شاهرود خبر داد. مرد مالباخته گفت؛ کمي مانده بود به شاهرود برسيم که مردي کنارم نشست و خود را محمدرضا معرفي کرد. او دو قوطي آبميوه در دست داشت و يکي از آنها را به من تعارف کرد. نوشيدني را سر کشيدم و ديگر چيزي نفهميدم و وقتي به هوش آمدم ديدم دو ميليون ريال پول و تلفن همراهم نيست. با اعلام اين شکايت چهره نگاري رايانه يي براي رديابي اين تبهکار در دستور کار پليس قرار گرفت و هم اکنون تحقيقات براي دستگيري متهم ادامه دارد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام