
نادر مازوجي
بحران کوزوو و موضوع استقلال آن که در پي بحران بالکان به وجود آمد، از مدتي قبل دوباره داغ شده است تا جايي که قدرت هاي شرق و غرب را در شوراي امنيت رو در روي يکديگر قرار داده است. امريکا و اعضاي اروپايي شوراي امنيت خواهان اعطاي استقلال به کوزوو هستند اما در مقابل، روسيه به عنوان ديگر عضو دائم اين شورا و داراي حق وتو شديداً با استقلال اين بخش از يوگسلاوي سابق مخالف است و در اين خصوص حمايت دولت صربستان را از موضع خود نيز به همراه دارد. در همين چارچوب با «حبيب الله ولي اللهي ملکشاه» کارشناس مسايل بالکان به گفت وگو درخصوص جزئيات اين مبحث نشسته ايم که در پي مي آيد.
|
به عنوان اولين سوال تاريخچه يي از موقعيت جغرافيايي کوزوو و بحران بالکان و به تبع آن بحران کوزوو را بيان بفرماييد.
ايالت کوزوو با مساحتي در حدود 10887 کيلومترمربع، يکي از دو ايالت خودمختار جمهوري صربستان است که در بخش جنوب غربي اين جمهوري واقع شده است. يوگسلاوي سابق از شش جمهوري اسلووني، بوسني، صربستان، مونته نگرو، کرواسي و مقدونيه تشکيل مي شد. ايالت کوزوو در چارچوب صربستان قرار دارد که از جنوب با مقدونيه از جنوب غربي با آلباني و از شمال غربي با مونته نگرو هم مرز است. کوزوو در زمان يوگسلاوي 25/4 درصد کل يوگسلاوي و اکنون 15 درصد خاک صربستان را تشکيل مي دهد که اين 15 درصد خواهان جدايي از صربستان است. کوزوو طبق آمار سال 2000، يک ميليون و 970 هزار نفر جمعيت دارد که از اين تعداد يک ميليون و 733 هزار يعني 88 درصد آن را آلبانيايي تبارها، 130 هزار يعني 7 درصد آن را صرب ها، 7/1 درصد را اسلاوهاي مسلمان، يک درصد را کولي ها و مقدار اندکي هم ترک ها هستند.
در دهه 1990 که بحران بالکان آغاز شد، کوزوو نيز در پي خواسته هاي خود و جدايي از دولت مرکزي برآمد. در اين سال ها کوزوو شاهد يک مقاومت منفي بود. هنگامي که در سال 1995 قرارداد موسوم به ديتون ميان بوسني، کرواسي و صربستان به امضا رسيد تا بدين وسيله به بخشي از جنگ بالکان پايان داده شود، مردم کوزوو احساس کردند که در قرارداد ديتون به آنها اشاره و اعتنايي نشده است به خصوص زماني که اسلوبودان ميلوشوويچ به قدرت رسيد اينها بيشتر احساس خطر کردند. در اينجا لازم است کمي به عقب تر برگرديم. نمايندگان پارلمان محلي کوزوو در سال 1989 با صدور اطلاعيه يي تاسيس جمهوري مستقل کوزوو را اعلام مي کنند. سه روز بعد پارلمان جمهوري صربستان، پارلمان و دولت محلي کوزوو را منحل مي کند. اواخر سپتامبر 1989 پارلمان صربستان قانون اساسي جديد را تصويب مي کند که براساس آن خودمختاري گسترده کوزوو لغو مي شود و يک خودمختاري محدود به آن مي دهد. ميلوشوويچ طي سفري به کوزوو در 24 آوريل 1987 در جمع هواداران خود در پريشتينا مرکز ايالت کوزوو اعلام کرد صرب هاي کوزوو قرباني جنايات آلبانيايي تبارها بوده اند و اين وضعيت، اقدام جدي دولت فدرال را مي طلبد. خودمختاري که لغو شد ناآرامي هايي در کوزوو به وقوع پيوست که دولت مرکزي با آن برخورد کرد و آلبانيايي تبارها سياست مقاومت منفي را پيش گرفتند. سال هاي 1997 و 1998 اوج درگيري ها بود و دولت مرکزي صربستان اقدام به سرکوب کرد. در پاييز و زمستان 1998 گروه هاي چريکي ارتش آزاديبخش کوزوو متحمل خسارت هاي سنگيني شدند. پس از آن امريکا و اروپا، کوزوو را در دستور کار خود قرار دادند. دو درگيري ميان پليس صربستان و آلبانيايي تبارهاي کوزوو در 28 فوريه و 4 مارس 1998 نيز که منجر به کشته شدن 80 آلبانيايي تبار شد توجه جامعه بين المللي به مساله کوزوو را جدي تر کرد. در هفتم مارس همان سال گروه تماس بين المللي شامل امريکا، انگليس، فرانسه،روسيه، آلمان و ايتاليا در لندن تشکيل جلسه دادند و از دولت صربستان خواستند دست از کشتار بردارد. در ششم فوريه 1999 نمايندگان آلبانيايي تبارها و صرب ها قبول کردند که با حضور گروه تماس بين المللي در کاخ رامبويه پاريس گفت وگو کنند که در دو دور برگزار شد و طي آن پيشنهاد شد بلگراد نيروهاي خود را خارج و نيروهاي بين المللي جايگزين آنها شوند اما ميلوشوويچ نپذيرفت و ناتو وارد عمل شد که در 24 مارس، ناتو به صربستان حمله کرد و دولت صربستان تحت فشار، شرايط ناتو را قبول کرد. اين تغيير و تحولات منجر به صدور قطعنامه 1244 شوراي امنيت در دهم ژوئن 1999 شد که مبناي برقراري صلح در کوزوو قرار گرفت. از مهمترين نکات اين قطعنامه، استقرار نيروهاي بين المللي در کوزوو بود و از همان زمان موضوع آينده کوزوو مطرح شد. اين فضا تا تابستان 2005 ادامه داشت و از اين سال، بازيگران بين المللي دوباره بحث کوزوو را مطرح کردند. اولين دور مذاکرات جديد ميان صرب ها و آلبانيايي تبارها در فوريه 2006 در اتريش برگزار شد. پس از آن نيز مذاکرات متعددي برگزار شد که 13 ماه به طول انجاميد اما به هيچ نتيجه يي نرسيد.
کوفي عنان دبيرکل سابق سازمان ملل نيز اعلام کرد که دو سناريوي خودمختاري و استقلال کوزوو مطرح است. تا مارس 2007 مذاکرات بي نتيجه باقي ماند که مارتين آهتيساري رئيس جمهور سابق فنلاند به عنوان فرستاده دبيرکل سازمان ملل به کوزوو پيشنهاد مي کند کوزوو تحت نظارت جامعه بين المللي استقلال يابد. اين امر با مخالفت صربستان و حمايت آلبانيايي تبارها روبه رو شد.
چرا امريکا و اروپا موافق و روسيه مخالف استقلال کوزوو هستند؟
در حال حاضر امريکا، انگليس و فرانسه از استقلال کوزوو حمايت مي کنند اما روسيه مخالف آن است. امريکا و اتحاديه اروپا پيش نويس قطعنامه اعطاي استقلال به کوزوو تحت نظارت جامعه بين الملل را ارائه کرده اند اما روسيه پيش نويس تداوم مذاکره ميان صرب ها و آلبانيايي تبارها را مطرح کرده است. سرگئي لاوروف وزير خارجه روسيه در اجلاس اخير وزيران خارجه گروه 8 در پوتسدام آلمان به صراحت اعلام کرد اگر غربي ها تلاش دارند قطعنامه جديدي درباره کوزوو تصويب کنند اين با مواضع ما در تضاد است زيرا سرنوشت کوزوو نبايد در پوتسدام و نيويورک تعيين شود. لاوروف همچنين گفت اروپا از 40 سال قبل در حمايت از استقلال فلسطين شکست خورده و به همين دليل قبل از حل مساله کوزوو بايد موضوعات ديگري مانند قبرس، صحراي باختري و آبخازيا حل و فصل شود. واقعيت آن است که روس ها در اين خصوص موضع سختي دارند واخيراً نيز پيش نويس قطعنامه شوراي امنيت را وتو کردند.مي توان به صراحت گفت که سياست اعلامي روس ها که مخالفت با استقلال کوزوو است نه به خاطر دلسوزي براي صرب ها بلکه نگراني از سرايت اين مساله به چين و غيره است. صربستان نيز به اين دليل که بخشي از تماميت ارضي خود را از دست مي دهد مخالف استقلال کوزوو است و حاضر است خودمختاري بيشتر بدهد اما استقلال ندهد تا جايي که طي روزهاي گذشته وزير خارجه صربستان در نامه يي به سازمان ملل پيشنهاد گفت وگو با آلبانيايي تبارها را مطرح کرد. در عين حال امريکا اعلام کرده بود که توپ در زمين روسيه است و آنها بايد با جامعه بين الملل همگام شوند. کوشنر وزير خارجه فرانسه نيز گفته است کوزوو يک مورد ويژه است که اگر مشکل آن حل شود منطقه بالکان نيز به ثبات مي رسد.
البته دليل موافقت غرب با استقلال کوزوو هم از يک سو همراهي با 90 درصد آلبانيايي تبارهاي طرفدار استقلال است و از سوي ديگر امريکا و غرب مي توانند دامنه نفوذ خود را در منطقه بالکان گسترش دهند.
در دهه 1990 و در جنگ بالکان، يوگسلاوي فرو پاشيد اما چرا پس از اين همه سال بحث استقلال کوزوو داغ شد و پيش از اين يا در همان زمان مورد تاکيد واقع نشد؟
بعد از قرارداد ديتون در سال 1995، غرب به دنبال استقلال کوزوو بود اما به لحاظ محلي، منطقه يي و بين المللي تحقق اين شرايط فراهم نبود اما با استقرار ناتو، شرايط تغيير کرد، چون اين مساله جنبه بين المللي پيدا کرده و در دستور کار شوراي امنيت قرار گرفته، راحت تر در مورد استقلال آن بحث خواهد شد.
استقلال يا عدم استقلال کوزوو چه تاثيري بر مناسبات شرق و غرب خواهد داشت؟
براي غرب اينکه کوزوو در بلاتکليفي باقي بماند سخت خواهد بود و هرچه اين وضعيت ادامه پيدا کند به دليل حساس بودن منطقه بالکان، ناامني ها بيشتر مي شود و سرمايه گذاري در آن انجام نخواهد گرفت و بيکاري افزايش خواهد يافت. از سوي ديگر غرب با مخالفت صربستان که عضو سازمان ملل است مواجه است، به همين دليل خيلي ها معتقدند که دو طرف بايد به توافق برسند. بنابراين شرايط دشواري بر منطقه بالکان حاکم است که مي تواند منجر به بي ثباتي بيشتر در اين منطقه شود و ثبات اروپا را نيز تحت الشعاع قرار دهد. اما مساله مهمي که لازم است به آن پرداخته شود اين است که روس ها کساني بودند که به قطعنامه 1244 شوراي امنيت راي مثبت دادند اما اکنون مخالف استقلال هستند و قطعنامه اخير شوراي امنيت را وتو کرده اند و شايد به دنبال کسب امتياز هستند.
آنچه مهم است اينکه مساله کوزوو از دستور کار شوراي امنيت خارج شده و 6 عضو گروه تماس بين المللي قرار است 23 مرداد ماه جاري نشستي را در آلمان و در سطح مديران کل برگزار کنند تا بررسي کنند که اکنون و در پي خارج شدن کوزوو از شوراي امنيت بايد چکار بايد کنند.
موضوع ديگري که مطرح است اينکه روسيه در قدرت نمايي با غرب بر سر کوزوو پيروز شد و چالشي براي غرب به وجود آورد که نه تنها شکستي براي امريکا در منطقه بالکان بلکه شکستي براي اروپا در حل و فصل مسائل منطقه يي بود. امريکا و اروپا از سال 1999 تاکنون در مساله کوزوو با شکست مواجه شده اند.