چهارشنبه، 10 مرداد 1386 - شماره 1456
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
تاکنون 7 دختر عليه اين خواننده ها شکايت کرده اند
چهار خواننده دختران نوجوان را اغفال مي کردند
گروه حوادث؛ چهار خواننده جوان مجالس با

سوء استفاده از احساسات دختران مقطع راهنمايي آنان را اغفال کردند و دست به کلاهبرداري زدند. به گزارش خبرنگار ما اين چهار خواننده که بهرام ، بهزاد، سعيد و علي نام دارند هم اکنون در حالي از سوي کارآگاهان پليس آگاهي تحت تعقيب قرار گرفته اند که خانواده هفت دختر نوجوان عليه آنان طرح شکايت کرده اند. نخستين شکايت در اين رابطه چند روز پيش از سوي مادر دختر 13 ساله يي به نام ياسمن مطرح شد. اين زن به کارآگاهان گفت؛ چندي پيش متوجه شدم دخترم به طرز عجيبي تلاش مي کند صد هزار تومان پول نقد به دست آورد، وقتي موضوع را با همسرم در ميان گذاشتم تصميم گرفتيم از علت احتياج ياسمن به اين پول مطلع شويم، براي همين چند روزي اعمال و رفتار او را کنترل کرديم و زماني که به نتيجه يي نرسيديم از ياسمن خواستيم خودش حقيقت ماجرا را به ما بگويد. زن شاکي ادامه داد؛ ياسمن در مورد اينکه صد هزار تومان را براي چه کاري مي خواست به ما گفت؛ ارديبهشت ماه يک گروه چهارنفري خواننده براي اجراي برنامه به مدرسه شان که يک مدرسه راهنمايي غيرانتفاعي در شمال شهر است دعوت شدند و آن پسرها پس از اجراي برنامه، سي دي آهنگ هاي شان را به چند دختر نوجوان که تحت تاثير احساسات قرار گرفته و به هيجان درآمده بودند دادند وگفتند هر دختري که بخواهد آنها مي توانند در ازاي 150 هزار تومان برايش و به نام او ترانه يي بسازند و آهنگ آن را در قالب سي دي پخش کنند. در اين ميان ياسمن نيز به خاطر اينکه چهار خواننده جوان به نام او ترانه يي بخوانند 50 هزار تومان به آنان پرداخت کرده و قول داده بود صد هزار تومان باقي مانده را نيز ظرف چند روز بپردازد تا مراحل ساخت آهنگ شروع شود. پس از طرح اين شکايت پرونده يي به اتهام کلاهبرداري عليه چهار جوان خواننده مطرح شد و در حالي که کارآگاهان تحقيقات خود را در اين رابطه آغاز کرده بودند مردي به پليس آگاهي مراجعه و شکايت مشابهي طرح کرد. او گفت؛ دخترم به نام نسرين در يک مدرسه غيرانتفاعي در شمال شهر درس مي خواند، او پس از آشنايي با چهارجوان خواننده که براي اجراي برنامه به مدرسه شان رفته بودند150هزار تومان به آنها پرداخت کرد تا براي وي و به نامش ترانه يي بخوانند. زماني که از اين موضوع مطلع شدم فهميدم از نسرين کلاهبرداري شده است، چون ديگر خبري از چهار خواننده و آهنگ درخواستي نشد. من هيچ وقت دخترم را از نظر مالي در مضيقه نمي گذارم و هر وقت پول احتياج داشته باشد به راحتي در اختيارش قرار مي دهم و همين مساله سبب شد تا براي پرداخت 150 هزار تومان به چهار کلاهبردار هيچ مشکلي نداشته باشد. طرح دومين شکايت عليه چهار جوان خواننده پليس را به اين نتيجه رساند که دايره کلاهبرداري هاي آنان وسيع تر از آن چيزي است که در ابتدا تصور مي شد. اما در اين ميان به جز نام متهمان هيچ سرنخ ديگري از آنها وجود نداشت. با گذشت چند روز از طرح نخستين شکايت در اين پرونده تعداد شاکيان به هفت تن افزايش يافت. تمامي طعمه ها دختران نوجواني بودند که در مقطع راهنمايي و دبيرستان تحصيل مي کردند، اين قربانيان به يک شيوه به دام کلاهبرداران افتاده بودند. يکي از مالباختگان که دختري 17 ساله به نام طناز است در تشريح ماجرا گفت؛ هنگامي که چهار پسر جوان برنامه اجرا مي کردند به شدت مجذوب شان شدم و براي همين وقتي برنامه تمام شد به سراغ شان رفتم تا با آنها بيشتر آشنا شوم و درباره کارهاي شان سوالاتي بپرسم. ابتدا تصور مي کردم چهار خواننده با من صحبت نمي کنند، اما برخلاف تصورم خيلي راحت مرا پذيرفتند و به سوالاتم پاسخ دادند و سپس يک سي دي از کارهاي شان به من هديه کردند و پيشنهاد دادند در ازاي 150 هزار تومان به نام من ترانه و آهنگي بسازند، از اين پيشنهاد خيلي خوشحال شدم. چند روزي را در اين رويا سپري کردم که آهنگي که نام من در شعر آن آمده است در سطح بازار پخش شود و من به شهرت زيادي برسم، براي همين تصميم گرفتم هر طور که شده پول درخواستي پسران را فراهم کنم، براي اين کار مشکل زيادي نداشتم چون پدرم مردي ثروتمند است و من توانستم با يک دروغ کوچک اين مبلغ را از او بگيرم. من هرگز تصور نمي کردم آن چهار جوان سرم کلاه بگذارند. بنابر اين گزارش هم اکنون تحقيقات براي به تله انداختن چهار متهم فراري ادامه دارد و اين در حالي است که کارآگاهان احتمال مي دهند تعداد طعمه هاي چهار خواننده مجالس بسيار بيشتر باشد.
در جريان مانور بزرگ آتش نشاني صورت گرفت
جدال با آتش در آسمان خراش جهنمي
گروه حوادث؛ آتش نشانان تهران روز گذشته در يک مانور گسترده آخرين شيوه هاي جدال با آتش و امدادرساني به حادثه ديدگان را به نمايش گذاشتند. به گزارش روابط عمومي سازمان آتش نشاني اين مانور ساعت 30/9 صبح ديروز در ميدان بهرود واقع در سعادت آباد به مرحله اجرا درآمد و در جريان آن آتش نشانان مهار حريق در سه ساختمان بلند و امدادرساني به حادثه ديدگان فرضي را تمرين کردند. محمد بيات معاون عمليات سازمان آتش نشاني در خصوص اهداف اين مانور گفت؛ ارتقاي سطح توان کيفي و کمي عملياتي نجاتگران و آتش نشانان، استقرار و آرايش نيروها، طراحي و اجراي روش هاي مناسب عملياتي و ارزيابي و کنترل عمليات نجات و اطفا به منظور رفع نواقص و ايرادها از اهداف اين مانور يک ساعته بود.
قتل در آپارتماني در شهرک غرب
پيرزن ثروتمند، قرباني يک جنايت مرموز شد
گروه حوادث؛ قتل مرموز يک پيرزن ثروتمند در منزل مسکوني اش در شهرک غرب کارآگاهان و بازپرس جنايي تهران را بر آن داشت تا با انجام تحقيقات گسترده راز اين جنايت را فاش کنند.

به گزارش خبرنگار ما روز سوم تيرماه اهالي آپارتماني در شهرک غرب با زني ميانسال تماس گرفتند و به او گفتند از خانه مادرش بوي تعفن به مشام مي رسد و چند روزي است که از وي خبري نيست. با تماس همسايه ها دختر زن 76 ساله بلافاصله به کلانتري 136 رفت و همراه ماموران راهي خانه مادرش شد. آنان پس از گشودن در ورودي آپارتمان ناگهان پيکر بي جان زن مسن را که ميمنت نام داشت در حالي که با لباس هاي خانه در وسط هال افتاده بود پيدا کردند. بوي تعفن که در تمام مجتمع مسکوني پيچيده بود حکايت از آن داشت که حداقل سه يا چهار روز از مرگ اين زن ثروتمند مي گذرد.

پس از پيدا شدن جسد از آنجا که هيچ گونه اثر جراحت روي پيکر اين زن وجود نداشت و هيچ موضوع غيرعادي در خانه ميمنت مشاهده نشد با اين تصور که زن 76 ساله به مرگ طبيعي جان باخته است جنازه به پزشکي قانوني انتقال يافت.

يک روز پس از اين ماجرا پزشکي قانوني به بازپرس اصغرزاده- رئيس شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران- اطلاع داد ميمنت با مرگ طبيعي جان نباخته بلکه به قتل رسيده است و به نظر مي رسد قاتل يا قاتلان با شيء نرم و قابل انعطافي اين زن را خفه کرده اند.

اعلام اين نظريه سبب شد تا دور تازه يي از تحقيقات پيرامون مرگ زن مسن رقم بخورد.اين بار کارآگاهان جنايي به دستور بازپرس اصغرزاده به خانه مقتول رفتند و متوجه شدند هنگام کشف جسد در کنار آن يک بالش وجود داشته که به احتمال زياد ميمنت با آن به قتل رسيده است و ماموران کلانتري در آن هنگام متوجه وجود بالش نشده اند.

کارآگاهان که متوجه شده بودند زن مسن به تنهايي زندگي مي کرده و يک دختر و يک پسرش در خارج از ايران زندگي مي کنند و فقط يکي از دختران او در ايران اقامت دارد با کمک فرزند مقتول به بررسي اشيا و لوازم منزل پرداختند تا بفهمند آيا سرقتي از قتلگاه صورت گرفته است يا خير. اين مرحله از تحقيقات نشان داد به رغم آنکه بسياري از اشياي با ارزش موجود در خانه دست نخورده باقي مانده سند يک ملک در کرج که متعلق به ميمنت بوده و همچنين يک رشته گردنبند زمرد گرانبها ناپديد شده است. افشاي اين موضوع فرضيه از پاي درآمدن زن ثروتمند با انگيزه سرقت را قوت بخشيد.

کارآگاهان در ادامه بررسي هاي خود به بازجويي از همسايه هاي مقتول و سرايدار مجتمع مسکوني پرداختند و متوجه شدند چند روز پيش از کشف جسد مردي سوار بر يک داتسون آبي رنگ به آن ساختمان مراجعه کرده و وارد خانه مقتول شده بود. سرايدار ساختمان در مورد اين مرد گفت؛ زماني که از او پرسيدم با کدام يک از ساکنان ساختمان کار دارد واحد ديگري را به من اعلام کرد، اما بعد ديدم وارد واحد شماره 18 که آپارتمان ميمنت بود شد.

اظهارات مرد سرايدار سبب شد تا مالک داتسون آبي رنگ تحت تعقيب قرار گيرد، او به سرعت از طريق رديابي اتومبيلش به دام افتاد و مشخص شد که مردي 56 ساله به نام بهرام است که در کرج در يک کارگاه برقکاري کار مي کند. بهرام پس از انتقال به پليس آگاهي دست داشتن در قتل ميمنت را انکار کرد و گفت؛ من از 15 سال قبل اين زن را مي شناسم و کارهاي برقي اش را انجام مي دهم و روز حادثه نيز براي سرويس کولر به منزل وي رفتم و برخلاف اظهارات مرد سرايدار از همان ابتدا اعلام کردم که قصد دارم به واحد شماره 18 بروم.

اين مرد ادامه داد؛ از آنجا که ميمنت مرتب به خارج از کشور سفر مي کرد کليد آپارتمانش را به من داده بود تا در هنگام سفر من به منزل وي مراجعه کنم و کارهايش را انجام دهم. چند روز پس از سرويس کولر خانه ميمنت بار ديگر به آنجا رفتم و متوجه بوي تعفن شدم، اما توجهي نکردم و پس از شستن ظرف ها از آنجا بيرون آمدم.

بهرام در حالي اين اظهارات را مطرح مي کرد که جسد مقتول در وسط هال افتاده بود و اگر اين مرد پس از مرگ ميمنت به آنجا مراجعه مي کرد قطعاً بايد جنازه را مي ديد. از سويي ديگر با توجه به اينکه قفل در ورودي آپارتمان محل جنايت سالم بود قطعاً قاتل بايد فردي باشد که يا کليد خانه مقتول را داشته يا او را از پيش مي شناخته است.

بنابر اين گزارش اين ابهام ها سبب شده است بهرام در بازداشت بماند تا تحقيقات از وي تکميل شود.
راننده اين خودرو از پذيرفتن هرگونه اتهامي خودداري مي کند
پژو 206 خون آلود، معماي تازه کارآگاهان جنايي
گروه حوادث؛ کشف آثار خون فرد ناشناس روي صندلي يک پژو 206 که راننده آن در حال فرار از صحنه تصادف به دام پليس افتاده بود کارآگاهان پليس را در برابر معماي پيچيده يک جنايت احتمالي قرار داده است.

به گزارش خبرنگار ما نيمه شب شنبه 9 تيرماه سال جاري مردي جوان سوار بر پژو 206 در اثر سرعت زياد کنترل خودرو را از دست داد و با يک پژو 405 که در حاشيه خيابان پيروزي پارک شده بود تصادف کرد. در حالي که با صداي برخورد شديد صاحب خودرو پژو405 و همسايگان به خيابان ريختند، راننده پژو 206 سوار بر ماشين خود از صحنه تصادف فرار کرد. بلافاصله پس از اطلاع موضوع به مرکز فوريت هاي پليسي 110 خودروهاي گشت حاضر در خيابان پيروزي براي متوقف کردن اتومبيل فراري وارد عمل شدند و دقايقي بعد موفق به دستگيري راننده فراري شدند. در حالي که تصور اوليه ماموران از انگيزه راننده جوان براي فرار از تصادف رهايي از زير بار خسارت سنگين بود در بازرسي از خودروي وي معماي جديدي در مقابل پليس گشوده شد.

ماموران زمان پياده کردن راننده فراري براي بازرسي بدني وي متوجه زخم هاي زياد و خونريزي شديد وي شدند. پس از آن ماموران به جست وجو در پژو 206 پرداختند و مشاهده کردند روي صندلي و کف ماشين در قسمت سمت شاگرد مقدار زيادي خون ريخته شده که نمي تواند خون راننده باشد. به همين خاطر موضوع به بازپرس ويژه قتل اطلاع داده شد. ساعتي بعد با حضور بازپرس اصغرزاده و ماموران تشخيص هويت در محل توقف پژو 206 تحقيقات شکلي تازه به خود گرفت. در حالي که در ادامه جست وجو در ماشين يک چادر مشکي زنانه و يک قمه در صندوق عقب پيدا شد متخصصان تشخيص هويت ماموريت يافتند با نمونه برداري از خون ريخته شده روي صندلي ها نتيجه تحقيقات را به بازپرس اطلاع دهند. با برگزاري نخستين بازجويي ها محمد راننده پژو 206 مدعي شد خون ريخته شده روي صندلي ها خون خود او است و از آنجا که خودرو متعلق به صاحبکار او است نمي داند چادر سياه و قمه از کجا آمده است. او در ادامه صحبت هايش علت زخم هاي روي بدن خود را بازگشت از يک نزاع دسته جمعي عنوان کرد. وي در خصوص نزاع توضيح داد؛ چندي پيش موتوري که از فردي خريده بودم توسط پليس توقيف شد. زماني که براي آزاد کردن آن اقدام کردم به من گفتند که صاحب اصلي موتور اعلام سرقت کرده است و آن شب من و دوستانم براي پيگيري موضوع به خانه فرد فروشنده رفتيم و در آنجا با هم درگير شديم و من در درگيري مجروح شدم. با بررسي اظهارات محمد در خصوص نزاع مشخص شد ادعاي وي در اين باره صحت دارد، اما با مشخص شدن نتايج آزمايش نمونه هاي خون کشف شده در خودرو پژو 206 خط بطلاني بر اظهارات محمد کشيده شد چرا که نتايج آزمايش ها حکايت از آن داشت که خون متعلق به دو نفر است. در حالي که حجم خون نفر دوم نشان مي دهد او به شدت خونريزي داشته است، محمد از ارائه نشاني کسي که همراه وي سوار 206 بوده طفره مي رود و همچنان مدعي است تمام خون موجود در خودرو متعلق به خود او است. از سويي در بازجويي از مالک خودرو که صاحبکار مرد مظنون است و همچنين خانواده محمد مشخص شد که چادر مشکي کشف شده در صندوق عقب متعلق به هيچ يک از آنها نيست و قمه کشف شده نيز به خود محمد تعلق دارد. در ادامه تحقيقات با بررسي سوابق مظنون 21 ساله مشخص شد که وي داراي 3 سابقه کيفري است و يک بار به اتهام تجاوز به عنف به اعدام محکوم شده که اين حکم به تاييد ديوان عالي کشور نرسيده و در دو پرونده ديگر به اتهام آدم ربايي و شرارت تحت پيگيرد قرار گرفته است.

در حال حاضر تحقيقات کارآگاهان پليس و بازپرس ويژه قتل براي کشف راز خون فرد ناشناس در خودرو پژو 206 ادامه دارد.
پليس بين الملل قاچاقچي ايراني را در برزيل دستگير کرد
پليس بين الملل يک قاچاقچي ايراني مواد مخدر را در شهر «ريودوژانيرو» برزيل دستگير کرد.

به گزارش فارس «جعفر ح.» 42 ساله که گذرنامه انگليسي دارد شنبه گذشته پس از آنکه مقامات انگليسي بيانيه يي را براي درخواست استرداد وي صادر کردند، دستگير شد.

وي هنگامي که پليس سه سال پيش 10 کيلوگرم کوکائين را از گروه وابسته به جعفر مصادره کرد، به 14 سال زندان محکوم شد.

«واندرلي مارتينز» رئيس پليس محلي اينترپل گفت؛ متهم که به «جفه» نيز معروف است، دارايي هايي در برزيل از جمله رستوران هاي سرو پيتزا و کلوپ هاي شبانه دارد.

وي با يک برزيلي ازدواج کرده و از وي يک فرزند دارد. اين ايراني در زندان پليس ريو نگهداري مي شود و در انتظار تصميم دادگاه عالي فدرال برزيل است که مسوول بررسي اين پرونده و صدور مجوز استرداد وي به انگليس خواهد بود.

اين روند ممکن است شش ماه تا يک سال طول بکشد.
نگاهي به ماجراي اغفال دختران نوجوان به دست چهار خواننده مجالس
مجيد ابهري*

خبر اغفال دختران نوجوان به دست چهار خواننده مجالس موضوعي قابل تامل است. در هر جامعه يي، گروهي از افراد به عنوان هنجارفرستان محسوب مي شوند، آنان به خاطر امتيازي خاص مانند موقعيت هاي هنري مورد توجه ويژه افراد جامعه به خصوص نوجوانان قرار مي گيرند و به الگوهاي رفتاري و عملي براي آحاد جامعه به ويژه نوجوانان و جوانان تبديل مي شوند، به همين دليل کارشناسان همواره بر کنترل رفتاري اين افراد با توجه به موقعيت حساس آنها تاکيد مي کنند.

در اين ميان گاه افراد سوءاستفاده گر با استفاده از موقعيت ها خيلي سريع به شهرت دست مي يابند و بدون آنکه کنترلي روي رفتار آنان وجود داشته باشد براي حضور در مجالس و محافل مختلف دعوت مي شوند و دست به اعمالي مي زنند که خلاف شئونات هنرمندان واقعي است. در اين ميان نوجوانان به خاطر شرايط خاص دوره بلوغ به اين اشخاص علاقه مند مي شوند و نزديک شدن به آنها را يک امتياز ويژه تلقي مي کنند و گاه در چنين دام هايي گرفتار مي شوند و مورد سوءاستفاده قرار مي گيرند.

نوجوانان و جوانان بايد توجه داشته باشند داشتن جايگاه و شهرت در جامعه به معناي پاکدامني يک فرد نيست و فقط در روابط خصوصي است که مي توان يک فرد را شناخت.

بنابراين در روابط با افرادي که تازه به شهرت رسيده اند، بايد به فرزندان مان که در شرايط بحراني بلوغ هستند توجه بيشتري کنيم و آنان را بيشتر زيرنظر داشته باشيم. البته اين فقط وظيفه خانواده ها نيست بلکه رسانه هاي جمعي و نهادهايي که مربوط به جوانان هستند هم بايد در معرفي اين افراد که ناخودآگاه در جايگاه الگو قرار مي گيرند دقت کافي داشته باشند. همچنين مسوولان انتظامي نيز بايد بر اجراي برنامه از سوي آنها دقت کنند تا شاهد تکرار اين گونه حوادث نباشيم.

* آسيب شناس اجتماعي و استاد دانشگاه
عناوين اين صفحه
چهار خواننده دختران نوجوان را اغفال مي کردند
جدال با آتش در آسمان خراش جهنمي
پيرزن ثروتمند، قرباني يک جنايت مرموز شد
پژو 206 خون آلود، معماي تازه کارآگاهان جنايي
پليس بين الملل قاچاقچي ايراني را در برزيل دستگير کرد
نگاهي به ماجراي اغفال دختران نوجوان به دست چهار خواننده مجالس
ربودن دختر نوجوان مقابل چشم ماموران
دستبرد 100 ميليوني به ستاد ديه کرج
صدور کيفرخواست عليه جوان رفيق کش
قهرمان بوکس جهان کشته شد
دختر 17 ساله طعمه شش شيطان صفت شد
اختلاف با همسر دليل اعتراف دروغين به قتل

ربودن دختر نوجوان مقابل چشم ماموران
گروه حوادث؛ پسران خشن با استفاده از زور دختر نوجواني را ربودند و او را مورد آزار قرار دادند. به گزارش خبرنگار ما اوايل هفته جاري دختر نوجواني به ماموران پليس مراجعه کرد و مدعي شد پنج پسر جوان او را ربودند و قصد داشتند وي را مورد آزار قرار دهند، اما او موفق شد از چنگ آنها بگريزد. اين دختر در شکايت خود به پليس گفت؛ روز حادثه به مقصد تهرانپارس سوار ماشين شدم. در راه مرد راننده که جوان هم بود، توقف کرد و گفت بايد چيزي بخرد و از من عذرخواهي کرد. من هم چيزي نگفتم. دقايقي بعد و در حالي که قصد داشت دوباره به راه بيفتد به من گفت؛ بيا با هم به يک کافي شاپ برويم. من قبول نکردم و گفتم اهل اين کارها نيستم. مي خواستم پياده شوم که چهار پسر جوان از ساختماني که جلوي آن ايستاده بوديم، بيرون آمدند و مرا به زور وارد خانه يي کردند. دختر نوجوان ادامه داد؛ مرد راننده نيز وارد خانه شد، مردان جوان براي اينکه بتوانند به من تعرض کنند ابتدا به شدت مرا کتک زدند، من در يک لحظه از غفلت آنها استفاده کرده و از خانه فرار کردم و جريان را براي مادرم گفتم. شاکي در ادامه گفت؛ اين پسرها مدعي شدند که از من فيلم گرفته اند و اگر به خواسته هاي شان عمل نکنم، فيلم را در سطح شهر توزيع خواهند کرد. پس از طرح اين شکايت به پيشنهاد پليس و براي دستگيري عاملان اين اقدام خشن دختر نوجوان با متهمان قرار ملاقات گذاشت و دو روز پيش دو مامور پليس به همراه دختر نوجوان و برادرش بر سر قرار حاضر شدند و برادر اين دختر و ماموران پليس در گوشه يي خود را مخفي کردند، اما دو مامور که تصميم داشتند پسران خشن را غافلگير کنند، خود غافلگير شدند و پسران خشن دختر نوجوان را در يک لحظه به داخل ماشين خود کشيدند و او را ربودند، اما ماموران که خودرو نداشتند نتوانستند به تعقيب متهمان بپردازند. ساعاتي بعد دختر نوجوان در حالي که ظاهرش آشفته بود به خانه مراجعه کرد و از حادثه يي تلخ سخن گفت. وي گفت؛ پليس به من گفته بود وقتي متهمان آمدند من نزديک ماشين آنها بشوم، اما سوار خودرو نشوم، من که نزديک اتومبيل شدم، پسران جوان ناگهان به زور مرا به داخل کشيدند هرچه داد و فرياد کردم کسي به دادم نرسيد و آنها مرا بردند، باز هم به زور مرا به خانه يي بردند و کتک زدند و بعد پنج نفري به من تعرض کردند، آنها هر بار که فرياد مي زدم و کمک مي خواستم با نوک چاقو به پشت گردنم ضربه مي زدند، آن قدر برايم سخت بود که از خدا مي خواستم جانم را بگيرد. با توجه به شکايت مجدد اين دختر، ماموران خانه متهمان را شناسايي و دو تن از متهمان را بازداشت کردند و پرونده آنها براي انجام تحقيقات به شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران به رياست قاضي ساعي فرستاده شد. بنا بر اين گزارش هم اکنون دو متهم پرونده با قرار بازداشت روانه زندان شده اند و تحقيقات براي دستگيري ساير متهمان ادامه دارد.


دستبرد 100 ميليوني به ستاد ديه کرج
دادستان کرج از سرقت يکصد ميليوني از ستاد ديه اين شهرستان خبر داد. دادستان کرج با بيان اينکه اين سرقت توسط يک کارمند دولتي از ستاد ديه انجام شده است، گفت؛ کليه چک هاي سرقتي که به نام دايره اجراي احکام از بانک وصول مي شد، شناسايي شده است. علي فرهادي يادآور شد؛ اموال اين فرد مصادره شده و تمام همدستان اين کارمند دادسرا نيز دستگير شده اند ولي خود او به خارج از کشور فرار کرده که اينترپل در پي دستگيري وي است.


صدور کيفرخواست عليه جوان رفيق کش
پرونده مردي که متهم است دوستش را به خاطر خشم آني قرباني کرده با صدور کيفرخواست روي ميز قضات دادگاه کيفري استان تهران قرار گرفت. به گزارش ايسکانيوز زنگ تلفن کشيک دادسراي جنايي تهران عصر 26 ارديبهشت 1386 به صدا در آمد و از کلانتري 132 نبرد خبر رسيد «محمد ر.» 25 ساله با ضربه هاي کارد در خيابان درخشان قرباني شده است. «بهروز هنرمند» بازپرس کشيک جنايي تهران به همراه ماموران دايره 10 اداره آگاهي مرکز خيلي زود به خيابان مورد نظر رفتند و با ديدن جنازه اين مرد رسيدگي به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند. تحقيق ها براي دستگيري متهم فراري ادامه داشت تا اينکه روز بعد «محمد ف.» 27 ساله به خاطر عذاب وجدان خود را تسليم پليس و به کشتن دوستش اعتراف کرد. وي در تشريح جزئيات اين جنايت گفت؛ من و محمد مدتي بود بر سر مسائل خانوادگي با هم درگير بوديم تا اينکه آن روز سياه ديگر خون جلوي چشمانم را گرفت و با ضربه هاي کارد او را از پا درآوردم. به دنبال اعتراف هاي «محمد» و بازسازي صحنه جرم، کيفرخواست پرونده ديروز از سوي «صفر خاکي» (داديار شعبه اظهارنظر دادسراي جنايي) صادر و به دادگاه کيفري تهران فرستاده شد.


قهرمان بوکس جهان کشته شد
«اويبولا» قهرمان پيشين بوکس حرفه يي سنگين وزن جهان و بريتانيا که هدف گلوله سه جوان قرار گرفته بود، ديروز جان باخت. به گزارش ايسکانيوز جيمز اويبولا معروف به «غول مهربان» اهل نيجريه بود و در شمال غربي لندن زندگي مي کرد. او چندي پيش هنگام هشدار به سه جوان سياهپوست به خاطر کشيدن سيگار در اطراف کلوپ «شاتو 6» خيابان فولهام در غرب لندن، با برخورد غيرمنتظره يکي از آنان روبه رو شد و هدف گلوله قرار گرفت. جيمز در نتيجه اين تيراندازي از ناحيه سر و پا به شدت آسيب ديد و با کمک دوستانش بلافاصله به بيمارستان برده شد. گروه پزشکي پس از چهار روز مراقبت هاي ويژه اعلام کردند که قهرمان 47 ساله دچار مرگ مغزي شده است. با وجود تلاش پزشکان براي بازگرداندن او به زندگي، قهرمان بوکس سرانجام در بيمارستان جان باخت. به گفته شاهدان سه جوان مظنون سياهپوست هستند و بين 19 تا 25 سال سن دارند.


تکرار تراژدي مسافرکش نماهاي متجاوز
دختر 17 ساله طعمه شش شيطان صفت شد
شش جوان در اقدامي شيطاني، يک دختر 17 ساله را از شهرستان قم ربودند و در بيابان هاي «کهک» مورد تعرض قرار دادند. به گزارش ايسنا ظهر يکي از روزهاي مردادماه امسال، زماني که «ف» براي يک خودروي پيکان به ظاهر مسافرکش دست تکان داد تا سوار آن شود، هرگز تصور نمي کرد تلخ ترين اتفاق زندگي اش تا دقايقي بعد رقم خواهد خورد. اين دختر 17 ساله با ديدن دو مسافر زن و مرد مسن در خودرو اطمينان خاطر پيدا کرد و با اعلام مقصد، راننده به همان سمت به راه افتاد، اما در ميانه راه دو مسافر قبلي از خودرو پياده و کمي جلوتر، دو پسر جوان به عنوان مسافر سوار شدند. دختر نوجوان از نحوه رفتار آن دو متوجه شد که از دوستان راننده هستند، اما توجهي به اين موضوع نکرد تا اينکه دقايقي بعد فهميد خودرو به سمت ميدان 72 تن قم حرکت مي کند، از اين رو بي درنگ به راننده اعتراض کرد که در همان هنگام مسافر جواني که در کنارش نشسته بود، چاقويي بيرون آورد و او را تهديد به مرگ کرد. دقايقي نگذشت که خودرو در بيابان هاي اطراف کهک توقف کرد و اين در حالي بود که سه موتورسوار ديگر که با تماس راننده به آن سمت آمده بودند، به جمع سه مرد ديگر پيوستند.سرانجام به رغم التماس ها و فريادهاي «ف»، هر شش جوان شرور هدف را مورد تعرض قرار دادند و همانجا رهايش کردند. دختر نوجوان سپس خود را به نزديک ترين پاسگاه انتظامي رساند و ماموران را در جريان حمله متعرضان قرار داد. ماموران پليس نيز تحقيقات فني و اطلاعاتي خود را براي دستگيري متهمان آغاز کردند و با توجه به چهره نگاري هاي صورت گرفته در ابتدا راننده خودروي پيکان به نام «هادي د.» 18 ساله شناسايي و دستگير شد و با اعترافات اين متهم چهار تن ديگر از همدستانش نيز به دام افتادند. سرهنگ خراساني رئيس پليس امنيت استان قم با تاييد اين خبر گفت؛ در حال حاضر جست وجو براي دستگيري دو متهم فراري اين پرونده ادامه دارد.


اختلاف با همسر دليل اعتراف دروغين به قتل
گروه حوادث؛ نوجوان 15 ساله يي که به دروغ ادعا کرده بود يک افغاني را در تپه هاي اطراف کن به قتل رسانده، اختلاف با همسرش را دليل اين اعتراف کذب عنوان کرد. به گزارش خبرنگار ما پسر 15ساله يي هفته پيش با مراجعه به پليس آگاهي تهران مدعي شد مردي افغان را در تپه هاي کن به قتل رسانده است، اما پس از يک هفته تحقيقات بي نتيجه پليس درخصوص يافتن نشانه يي از وقوع اين قتل معلوم شد چنين جنايتي هرگز به وقوع نپيوسته است. با افشاي اين موضوع پسر 15ساله بار ديگر تحت بازجويي قرار گرفت و در اظهارات جديد خود به بازپرس اصغرزاده رئيس شعبه دوم ويژه قتل دادسراي جنايي گفت؛ من چند ماه پيش با دختر مورد علاقه ام در شهرستان محل سکونتم عقد کردم، اما خانواده او مرا به شدت تحت فشار قرار دادند و خود او هم از من حمايت نمي کرد. به همين دليل تصميم گرفتم خودم را بکشم، اما چون نمي خواستم مرتکب گناه شوم و از خودکشي مي ترسيدم، تصميم گرفتم ادعا کنم قاتلم تا اعدام شوم. ضمن اينکه با اين کار مشهور هم مي شدم. با طرح اين ادعاي جديد از سوي پسر 15ساله، اصغرزاده دستور داد با بررسي سوابق وي درخصوص سلامت رواني او تحقيق شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام