پنج شنبه، 11 مرداد 1386 - شماره 1457
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اول
گفت وگو با احسان شريعتي
دکتر شريعتي منتقد ليبراليسم بود

امروزه همه خانواده هاي فکري- سياسي کشور مدعي استقلال طلبي و آزاديخواهي اند، اما بايد ديد هر جريان در گذشته چگونه عمل کرده است


گروه سياسي کيوان مهرگان؛احسان شريعتي، فلسفه پژوه، به توصيه دکتر علي شريعتي، براي تحصيل در رشته فلسفه عازم امريکا شد.پس از واقعه فقدان دکتر شريعتي و وقوع انقلاب، به ايران بازگشت و «کانون ابلاغ انديشه هاي شريعتي» و نشريه «ارشاد» را به همراه دوستانش، تاسيس کرد که تا سال 60 فعاليت داشت و از آن پس به اروپا مهاجرت کرد.موضوع رساله فوق ليسانس او، «فلسفه سياسي فارابي» (ترجمه و شرح «سياسه المدنيه» از زبان عربي به فرانسوي) و موضوع پايان نامه دکترايش، «هايدگر در ايران» (نقد قرائت احمد فرديد)،از دانشگاه سوربن پاريس، بوده است. احسان شريعتي پس از سال ها زندگي در فرانسه قصد اقامت در ايران را دارد.در کنار گفت وشنودهاي فکري که با او صورت گرفته است، کسي درباره آينده فعاليت هاي عملي او در ايران پرسشي به ميان نکشيده است. ابهام در اين باره چند و چون فعاليت هاي او را در ايران زنده کرده بود. انتقاد صريح يکي از روزنامه نگاران مهاجر بهانه يي شد تا با احسان درباره آينده فعاليت هاي اجتماعي اش در ايران و نيز «عمل نقد» به گفت وگو بنشينيم. بخش اول اين گفت وگوي مفصل به پاسخ هاي احسان شريعتي به برنامه هاي آينده وي ارتباط دارد و بخش دوم اين گفت و گو که به آرا و نظرات وي در حوزه «عمل نقد» اختصاص دارد، توسط اميرهوشنگ افتخاري راد انجام شده است و در روزهاي آينده منتشر مي شود. گفت وگو با احسان شريعتي در يکي از روزهاي گرم تيرماه وبا همکاري خانم پروين بختيارنژاد انجام شده است.

بازگشت شما به ايران و جمع شدن فرزندان دکتر شريعتي اين فکر را در اذهان ايجاد کرده است که آيا شما وارد فعاليت هاي سياسي خواهيد شد؟

خير، من به صورت فعاليت سياسي کلاسيک(يعني جهت کسب قدرت)، عمل نخواهم کرد.

وارد تحليل و موضع گيري سياسي هم نمي شويد؟

چرا، اما اين دو حوزه، اساساً با هم متفاوت هستند.

آيا شما قصد داريد که در ايران بمانيد؟

بله، قصد دارم بمانم؛ اما در آغاز بايد يک دوره آشنايي و انطباق را سپري کنم. زيرا هنوز آنچنان که بايد و شايد تغييرات جامعه ايران را از درون نمي شناسم و مدتي بايد به سير و سياحت در ميهن گذراند، پرسيد و شنيد و راهنمايي خواست و آموخت.

شناخت جامعه ايران در چه راستايي؟

براي امثال من که يک پروژه فرهنگي را تعقيب مي کنيم، مايلم بيشتر و پيشتر بياموزم تا در آينده بتوانم به توليد برسم. البته معناي حرف اين نيست که از نظر اجتماعي خود را يکسره منزوي کنم، ذات فکر و معتقدات ما تعهد و مسووليت زا است.

يعني به جامعه مدني مي رويد؟

مسلماً متعهد به حضور در جامعه مدني هستيم و حامي تلاش هاي نيروهاي مردمي و آزاديخواه و عدالت طلب و به ويژه فعالان حقوق بشر و شهروند. در اين زمينه ها مواضع ما همواره روشن بوده است. اما برنامه عملي سياسي خاصي را به معناي ورود به فعاليت هاي حزبي و انتخاباتي و... نداريم.

شما اين برنامه را نداريد؟

شخصاً اين برنامه را در دستور کار ندارم و بيش از همه با توجه به صلاحيت و تحصيل و علاقه و پيشينه ام مايل به فعاليت در حوزه هاي فرهنگي و فلسفي هستم.

پرسش از فعاليت هاي سياسي شما از آنجا قوت بيشتري مي گيرد که از نظر تبارشناسي شما با نيروهايي که ملي- مذهبي شناخته مي شوند نزديک هستيد و آنها هم تمايل به عمل سياسي را کتمان نمي کنند؟

نيروهاي «ملي- مذهبي» در نگاه ما، بيشتر يک خانواده فکري- اجتماعي تاريخي است، تا يک گروه بندي سياسي خاص، اعم از جبهه و حزب. اسلاف اين «خانواده» سيدجمال ها و رهبران ملي- مذهبي صدر مشروطه اند و تا بخش مذهبي نهضت ملي به رهبري مصدق، امثال خداپرستان سوسياليست از نخشب تا سامي و پيمان و..، نهضت آزادي طالقاني و بازرگان تا مجاهدين حنيف نژادي، و بالاخره، نهضت فکري شريعتي که نماد محتوايي و نه فقط حرکتي روشنفکري ملي (به معناي مردمي-دموکراتيک کلمه و ناسيونال-شوينيسم) و ديني (به معناي رفرماتور و پيرايشگر و نه سنت گرا يا بنيادگرا) ايران زمين است. تاکيد بر اين «تبارشناسي» به معناي ارائه يک شناسنامه تاريخي است. و از آنجا اهميت دارد که امروزه همه خانواده هاي فکري- سياسي کشور مدعي استقلال طلبي و آزاديخواهي اند، اما بايد ديد هر جريان در گذشته چگونه عمل کرده است. بنابراين اين تاکيد هنوز جنبه ابراز «هويت» دارد و نه ارائه يک برنامه عمل. و اما طيف موسوم به «نيروهاي ملي- مذهبي» پس از آزادي از حبس ها و..، به ظاهر و در نگاه از بيرون، از نظر نيل به يک تحليل مشترک از شرايط عمومي و ارائه چشم انداز ها و راهکارهاي پيشنهادي خود در ابهام به سر مي برند.

در کدام حوزه ها؟

بخشي از اين ابهام و سردرگمي ناشي از شرايط عمومي درون کشور و حاکميت و به ويژه، تهديدهاي بيروني است. ابهام در اکثر حوزه هاي حقوقي، و از جمله به اين معنا که در وضعيت قضايي موجود روشن نيست که آيا امکان و فضاي کار شفاف، علني، قانوني و مسالمت آميز و دموکراتيک، در زمينه هاي گوناگون سياسي و صنفي و فرهنگي.. تا چه حد وجود دارد. مثلاً هنوز معلوم نيست که آيا نيروهايي که صراحتاً و عملاً خواستار فعاليت قانوني مسالمت آميز ند، به صورت رسمي مجاز و قانوني اند يا خير؟

البته اين احزاب عملاً فعاليت دارند بدون اينکه اجازه فعاليت قانوني داشته باشند،

اين نشان مي دهد که وضعيت قضايي و به طور کلي حقوقي کل کشور روشن نيست؛ بسياري از فعالان سياسي، مطبوعاتي، دانشجويي، صنفي و..، مشمول احکام «تعليقي» اند. مرزهاي «سبز و سرخ و زرد» برائت و اتهام، آزادي و پيگرد، حبس و مرخصي، عبور و مرور در مناطق مجاز و ممنوع، مثل همين ترافيک شهر تهران کمي درهم و بر هم است،

البته زندانيان حق مرخصي دارند؟

اين از مواردي است که پيشرفتي را مي رساند. مي خواهم بگويم نمود خارجي اين وضع براي ناظران بيروني روشن نيست. مثلاً معلوم نيست دوستان ملي - مذهبي وضعيت شان چيست، محکوم اند يا تبرئه شده اند. اين وضع نشان مي دهد که همه تا اطلاع ثانوي در تعليق به سر مي برند. در نتيجه در چنين فضاي ترديد آميزي که هر کار و هر کس مشکوک و مظنون باشد، فعاليت مدني شکل نمي گيرد و نهادين نمي شود.

به اين دليل وارد فعاليت سياسي نمي شويد؟

خير، دليل ما تقدم کار فرهنگي-اعتقادي بر فعاليت هاي سياسي و حزبي است که موجب مي شود به تعهد و جهت گيري کلي سياسي دموکراتيک و حقوق بشري و شهروندي اکتفا کنيم.

پس ما اعلام کنيم احسان شريعتي قصد نامزد رياست جمهوري شدن ندارد؟

بله، به صداي بلند، و نه نامزد وکالت و وزارت و صدارت و...

شما خودتان را در اپوزيسيون مي دانيد؟

بله و بحمدالله از مشخصات کشور ما يکي اين است که حتي مسوولان هم هميشه در اپوزيسيون بوده، هستند يا خواهند بود، اگر دقت کنيد در همه پرونده هاي گذشته از... نظام و جنگ و انقلاب فرهنگي و... گرفته تا خود انقلاب، اکثراً شنيده مي شود که «کي بود کي بود من نبودم». و به گمانم تنها مقام مسوول دکتر شريعتي بوده باشد که مي گويند مسبب اصلي انقلاب است،

اين جابه جايي هاي بيجا و مخدوش بودن خطوط و مفاهيم که مرزهاي پوزيسيون و اپوزيسيون و چپ و راست و.. را بهم مي زند از ويژگي هاي جوامع پيش- مدرن و پيش- صنعتي است. مثلا «دولت-کشور» به معناي مدرن آن که اداره خانه، محله، منطقه، شهر، استان و کشور در يک سيستم به هم پيوسته به هم مربوط باشد را در اينجا نمي بينيم. در هيچ کشور اروپاي غربي هيچ شهروندي نمي تواند حتي رنگ نرده بالکن منزلش را بدون اجازه سنديکاي خانه و شهرداري تغيير دهد، اما شما معماري شهر تهران را نگاه مي کنيد مي بينيد يکي ساختمان آسمان خراش امريکايي ساخته، يکي کوتاه سنگلجي قديم، يکي رومي، يکي زنگي، يکي مکزيکي، يکي عربي و.. خلاصه، هر کس به دلخواه کار خودش را کرده و اين شهر يک هيئت و شخصيت خاص خود ندارد.

گاه مي شنويم که رئيس فلان قوه از قواي سه گانه تند ترين منتقد وضع دستگاهي است که خود رياست آن را به عهده دارد، پس معلوم مي شود که يک سيستم منسجم عمومي و مسووليت مشترک دولتي، به معناي مدرن وجود ندارد. همين وضع، وظيفه ما را دشوار مي کند که مسوولانه تر سخن بگوييم و به سرنوشت ميهن مان بينديشيم.

اخيراً روزنامه نگاري در يک يادداشت مفصل شريعتي را متهم کرده است به ضديت با ليبراليسم، حقوق بشر و دموکراسي. با توجه به رواج اين سه مفهوم در جامعه آيا اين اتهام به شريعتي مي چسبد؟

بناي فرزندان شريعتي اين است که به خاطر رابطه خويشاوندي در دفاع از شريعتي حرفي نزنيم و فقط منبع اطلاع موثق رساندن باشيم. پس در پاسخ به اين پرسش به جاي دفاع بياييم نقد شريعتي از اين سه مفهوم را بازخواني کنيم؛ در اين مساله هيچ ترديدي وجود ندارد که شريعتي ناقد و نه نافي ليبراليسم است. و حتي در فرازهايي از آثارش از بعد ليبرال و انديويدوئال قرآن و اسلام سخن مي گويد که مثلاً مسووليت حقوقي را از قبيله به فرد منتقل کرده و هر فرد مسوول عمل خويش است و يا در بررسي رفتار امام علي با مخالفانش يا مخالفتش با کميسيون سازي هاي ايدئولوژيک سبک مارکسيستي و مبارزه او با هرگونه دولت گرايي و سانتراليسم و...

انتقاد شريعتي از ليبراليسم سياسي چيست؟

شريعتي ليبراليسم سياسي را نه تنها نفي و طرد نمي کرد بلکه به حقوق و آزادي هاي بشري و شهروندي موعود ليبراليسم، تا مرز شبه آنارشيستي «بي قيد و شرط» معتقد بود. شعار او ليبراليسم سياسي منهاي استثمار طبقاتي (ليبراليسم سياسي) و نقد سياست «يک بام و دو هواي» خارجي و امپرياليستي ليبرال-دموکراسي هاي غربي در قرون گذشته بود. پس شريعتي با بعد سياسي ليبراليسم مشکل نداشت و خود به عنوان يکي از فعالان نهضت ملي و مصدقي دموکراتيک و يک نويسنده تحت تعقيب قرباني اختناق و ديکتاتوري، مدافع سرسخت حقوق بشر و آزادي هاي مدني بود (از جمله نگاه کنيد به نامه دکتر خطاب به دکتر حاج سيدجوادي).

پس بعد اقتصادي-استثماري و خارجي-استعماري ليبراليسم غربي مورد نقد شريعتي بوده است؟

دقيقاً. استعمار و استثمار بورژوا-ليبرال مورد نقد او است. در درون ليبرال است اما براي ملل ديگر چپاولگر و به نام آزادي و حق مالکيت و امنيت سرمايه و اقتصاد بازار و جهاني سازي و «بگذار بروند، بگذار بگذرند»، شکاف هاي فزاينده شمال و جنوب و سرمايه سالاران و زحمتکشان را توجيه مي کند. همچنين، شريعتي يک بحث فلسفي عميق تر هم دارد که ليبراليسم سکولار- لائيسيست ماترياليستي در مقام جهان بيني و از منظر انسان شناختي، با بينش توحيد وجودي و فلاح معنوي طراز عرفاني شريعتي و اقبال نمي خواند.

پس اين نقدهايي که درباره حقوق بشر وارد مي شود ناشي از چيست؟

در بحث حقوق بشر هم مي گويد اعلاميه جهاني حقوق بشر بعد فردي دارد اما بايد توجه به ابعاد اجتماعي و جهان رواي فوق الذکر تکميل شود. اين به معناي مشکل شريعتي با حقوق بشر نيست. در مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر که از «شايستگي ذاتي» فرد انساني سخن مي گويد ترجمه همان مفهوم «کرامت» انساني است که در قرآن و عهدين آمده و در قرائت اومانيستي دکتر از «قصه خلقت آدم» بر آن تاکيد شده است.

چه نتيجه يي مي خواهيد بگيريد؟

در مسيحيت اعتقاد بر اين بود که خدا به شکل بشر در تاريخ حلول کرد. در داستان خلقت در اسلام، انسان مخاطب خاص خدا و مسوول عمل خويش است. منشاء ايده انسان گرايي در اديان ابراهيمي است که در «اعلاميه جهاني» به شکل سکولار بيان شده تا همه ملل و نحل بتوانند بپذيرند و رعايت کنند. مي دانيم که برخي از اديان اصلاً اعتقاد به خدا ندارند. بنابراين براي اينکه وارد بحث اديان نشوند يک اعلاميه جهانشمول خنثي، از نظر ديني و ايدئولوژيک، تدوين کردند که حداقل حقوق براي همگان پذيرفتني شود. پس بحث دکتر شريعتي کاملاً روشن است؛ انتقاداتش به ليبراليسم همچنان که مارکسيسم، انتقاد از آزاديخواهي يا عدالت طلبي اين دو مکتب نيست. مثلاً در بحث با مارکسيسم مي گويد ما براي گرفتن ميدان از رقيب بايد در مبارزه به خاطر عدالت با مارکسيست ها مسابقه بگذاريم. همين مسابقه را شاگردان شريعتي پس از انقلاب با ليبرال ها در دفاع از آزادي و حقوق بشر داشته اند و تاکنون به شکر خدا سربلند بيرون آمده اند و به بهاي سنگين زيرا حقوق بشر براي ما تنها کنوانسيوني قراردادي و امضايي نيست، بلکه يک بار «معنوي طراز ديني» دارد.

دکتر حسين رفيعي در مقاله يي که در نشريه «چشم انداز ايران» چاپ شد، استدلال مي کند که قانون اساسي ملهم از انديشه هاي شريعتي است. آيا شما چنين نظري را قبول داريد؟

خير. براي بررسي اين موضوع بايد برگرديم به چگونگي ترکيب و آرا و مباحث نمايندگان مجلس خبرگان در آن دوره. در آن مجلس که روشنفکران در اقليت بودند، طبيعي بود که محصولش بازتاب اين تناسب قوا شود و فکر نمي کنم انديشه شريعتي به طور کلي نقش تعيين کننده يي در قانون و ساختار اساسي نظام برآمده، و نه در ادبيات آن، داشته باشد زيرا به زعم تئوريسين هاي نظام «انديشه او به درد نهضت و انقلاب و مرحله نفي و نقد مي خورد و نه تاسيس و نظام و اثبات»،

يعني حتي نظام هم از انديشه شريعتي استفاده نکرده است؟

براي پاسخ به پرسش شما از تعبير آيت الله بهشتي که انقلاب را محصول «خشم» (يعني] امام[خميني، شريعتي و مجاهدين) خوانده بود استفاده مي کنم. مآلاً، نظريه راهنماي نظام و رهبري انقلاب «ولايت فقيه» يا مولفه يي ميان مکتب نجف (آخوند ملامحمدکاظم خراساني يا مراجع ثلاثه مدافع مشروطه و ناييني) و مکتب سامره(ميرزاي شيرازي و شيخ فضل الله نوري). البته من متخصص بحث هاي روحانيت نيستم. دستگاه فکري و خط مشي مجاهدين خلق هم که به تصريح خودشان، با انديشه و راه شريعتي همخواني نداشت. بنابراين، با وام گيري از تقسيم بندي دکتر در «امت و امامت» بايد گفت مشکل اول انقلاب ما، ناهماهنگي الگوهاي فکري بين سه چهره «ايدئولوگ، رهبر و زمامدار انقلاب» (در آغاز «دولت موقت» و سپس، رياست جمهوري و مناقشه مکتبي-ليبرال و...) بود. نظام فکري دکتر شريعتي اگر چه طي انقلاب از اقبال بسياري از سوي مردم و به ويژه نسل جوان برخوردار بود، اما پس از 22 بهمن و به ويژه در دهه 60، با حذف تدريجي روشنفکران از حاکميت مورد فراموشي و بي مهري واقع شد و به محاق رفت تا بدانجا که برخي از نهادهاي رسمي او را متهم به همسويي با ساواک و سيا کردند، هرچند در دهه 70 در سطح جامعه و حتي در بخش «اصلاح طلب» حاکميت پس از دو خرداد 76، دوباره سر برآورد.

به نظر شما علت اين برخورد «دوگانه» با شريعتي چيست؟

مشکل بخشي از حاکميت هميشه با شريعتي اين بوده است که از يک سو، شريعتي منبع مسلم فکري انقلاب و موجب گرايش نسل جوان و روشنفکر و انقلابي به اسلام نبوي و علوي نه فقط در ايران بلکه در جهان اسلام بوده و هست و از سوي ديگر، تفکر او به شکل آشکار و غيرقابل انکاري منتقد سنت گرايي و بنيادگرايي و

روحاني سالاري است. لذا، با فرمول هايي چون «خدمات و اشتباهاتي داشته» باري به هر جهت با جريان شريعتي و شاگردانش رفتاري «دوگانه» را شاهد بوده ايم.

شما نظام جمهوري اسلامي را منطبق با چه نوع سيستم هايي در دنيا مي دانيد؟

در اين مورد مباحث متناقضي بين تحليلگران مسائل ايران در جهان وجود دارد و ريشه اين تعريف و تشخيص هاي ضد و نقيض ناظران، به نظر من در نشناختن ماهيت فکري کنشگران اصلي انقلاب ايران است.

از آغاز انقلاب و با توجه به مناظراتي که از زمان «مکتبي و متخصص» و «پويا و سنتي» و... تا زمان «محافظه کار و اصلاح طلب» به صورت مزمن و ادواري پديد آمد، نشانگر حضور دو درک و ديدگاه متباين در امر حکومت و نسبتش با نهاد دين است. يکي درک مدرن از دولت است و ديگر، درک بنيادگرايانه سنتي بازگشت به خلافت و امارت اسلامي که تاکنون تداوم يافته و تنش آفريده است.

نزاع اين دو تفکر تا چه زماني مي تواند ادامه داشته باشد؟

روزي بايد بالاخره اين دوگانگي پايان يابد و روند کلي هم به سمت پايان تدريجي اين تناقض، لااقل و ابتدا در عالم نظر است. و در اينجا است که روشنفکران مسلمان نقش اصلي خويش را بايد به درستي ايفا کنند.

فکر مي کنيد کدام گرايش غلبه پيدا کند؟

روند کلي را به نفع پيشرفت درک انساني و ملي- مردمي و ترقي خواهانه از دين و پيشرفت دموکراسي خواهان در ميهن مان ايران به عنوان آزمايشگاه مادر براي همه کشورهاي اسلامي مي بينم.

پروژه فرهنگي مورد نظر شما چه ويژگي هاي دارد؟

تشريح اين طرح و بحث خارج از حوصله اين گفت وگو است. اما به اختصار مي شود گفت که بيشتر خصلتي «فلسفي» دارد، فلسفه يي معطوف به زندگي و عمل و اجتماع، نوعي فلسفه سياسي و حقوقي که در تمدن ايران و فرهنگ و معارف اسلامي جايش مدت ها خالي بوده است.

در ايران مفهومي رواج يافته به نام «روشنفکر -سياسي» که به نيروهايي اطلاق مي شود که هم در حوزه روشنفکري فعاليت دارند و هم قائل به فعاليت سياسي هستند. آيا با اين روش کار موافقيد؟ به فعاليت سياسي در ايران چه انتقاداتي را وارد مي دانيد؟

عرصه روشنفکري عرصه سياست به معناي رئال-پولتيک و حرفه يي نيست. هرچند فرق روشنفکر با ساير بازيگران فرهنگي در تعهد اجتماعي او است. اين تعهد همان استعداد جهت يابي و قوه جهت بخشي بينشي و منشي در اجتماع است. بنابراين روشنفکر در مقام روشنفکر يک سياستمدار حرفه يي يا دولتمرد نيست. هرچند گاه شخصيت هايي هر دو نقش را در دو زمان ايفا کرده اند. مشکل بسياري از ما روشنفکران در گذشته، به ويژه در دوران انقلاب، خلط اين دو حوزه به نحوي بود که دلمشغولي هاي

سياسي- مبارزاتي مانع پرداختن به کار اصلي فکري و روشنفکري مي شد، بي آنکه واقعاً بدل به بازيگران حرفه يي عالم سياست شويم.

«فعاليت سياسي در ايران» که تعبيري کلي است، از همه آن ابهامات نظري و تزلزل حقوقي فوق الذکر رنج مي برد. و اين وضعيت موجب وازدگي و يأس بخش هاي وسيعي از جامعه و نسل جوان نسبت به ناکامي و حرمان هاي مبارزات سياسي در کشور ما از صدر مشروطه تاکنون شده است. راه حل در تدبير و تمهيد روش هايي نو در آفرينش حس علاقه ملي و شهروندي به سرنوشت ميهن، در دل فرزندان مردم و نسل فردا است.

چند نماينده مجلس در گفت وگو با اعتماد خبر دادند
گازوئيل کارتي مي شود



رئيس کميسيون انرژي ؛دولت تصميم دارد به زودي کارت هوشمند گازوئيل را

توزيع کرده و با اين روش مصرف اين سوخت را تحت کنترل و نظارت خود در آورد

گروه سياسي، صبا آذرپيک؛ آن گونه که تعدادي از نمايندگان مجلس خبر مي دهند گازوئيل به زودي کارتي و در صورتي که شرايط مهيا باشد سهميه بندي خواهد شد.کمال دانشيار رئيس کميسيون انرژي مجلس در گفت وگو با اعتماد اين خبر را اعلام کرد و همزمان محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس هم وضعيت عرضه گازوئيل در کشور را بسيار اسفناک تر از بنزين در زماني که به صورت غيرسهميه عرضه مي شد، دانست. اظهارات محمدرضا باهنر از آن روي داراي اهميت است که وي در کنار نمايندگاني چون احمد توکلي طراح اصلي قانون سهميه بندي بنزين در مجلس است. بنابراين اظهارات اين نمايندگان درباره احتمال سهميه بندي گازوئيل هم از اهميت زيادي برخوردار است به خصوص اينکه برخي اعضاي هيات دولت از جمله وزير نفت هم در انديشيدن راهکاري براي کنترل مصرف و جلوگيري از قاچاق گازوئيل به خارج کشور هم موافق هستند و آن را بر زبان آورده اند. اما اولين موضع گيري را در خصوص مصرف روزافزون گازوئيل در کشور محمدرضا باهنر بر زبان آورد. باهنر که در عين حال دبيرکلي جامعه اسلامي مهندسين را هم عهده دار است، در کميته انرژي اين تشکل طي سخناني به اهميت سهم انرژي در ثروت ملي پرداخت و برنامه ريزي براي مديريت مصرف در ديگر مصداق هاي انرژي چون گازوئيل، برق و... را خواستار شد. به گزارش ايسنا، مقدم، مسوول روابط عمومي اين تشکل با اعلام اين مطلب گفت؛ آقاي باهنر در اين جلسه اظهار داشت آنچه امروز بر گازوئيل مي گذرد اسفناک تر از مساله بنزين در موقعي است که سهميه بندي نشده بود. به گفته وي باهنر همچنين با اشاره به اهميت و ارزش آنچه در مجلس هفتم در مورد بنزين انجام شد، گفت؛ اين اقدام باعث صرفه جويي روزانه حدود 10 تا 12 ميليون دلار شده و اثرات مثبتي در صرفه جويي وقت مردم و کاهش ترافيک داشته است. وي در اين راستا کمک همه نهادهاي مربوطه را براي نهادينه شدن اصل اين پروژه خواستار شد.اگرچه باهنر اشاره صريحي به راهکار مجلس براي کنترل مصرف گازوئيل نکرد اما کمال دانشيار نماينده ماهشهر و رئيس کميسيون انرژي مجلس در گفت وگو با اعتماد گفته هاي باهنر را اينگونه تعبير مي کند که دولت تصميم دارد به زودي کارت هوشمند گازوئيل را توزيع کرده و با اين روش مصرف اين سوخت را تحت کنترل و نظارت خود در آورد.

ا به گفته کمال دانشيار به دليل آنکه در حال حاضر هيچ نوع برآوردي از تعداد خودروها، وسايل سنگين و ماشين آلاتي که گازوئيل مصرف مي کنند وجود ندارد، نمي توان از قاچاق گازوئيل جلوگيري کرد. «برآورد اوليه اين است که تعداد ماشين هاي سنگين حدود 200 هزار دستگاه بوده و اگر مصرف آنها با استفاده از کارت هوشمند باشد مي توان با مقايسه مسافت طي شده و ميزان مصرف، هر نوع مصرف غيرعادي را شناسايي و جلوي قاچاق را گرفت.»کنترل مصرف هم به گفته دانشيار قرار است از طريق پليس راه صورت بگيرد.کشاورزان هم به خاطر ماشين آلات کشاورزي و پمپ هاي آب خود يکي از مصرف کنندگان گازوئيل هستند اگر چه در صورت ارائه کارت هوشمند اين احتمال وجود دارد که بازار سياه فروش کارت هوشمند کشاورزان به قاچاقچيان فراهم شود اما دانشيار عنوان کرده دولت تصميم دارد به خاطر جلوگيري از سوء استفاده هاي احتمالي از کارت هوشمند گازوئيل کشاورزان، وزارت جهاد کشاورزي را ملزم کند که مصرف کشاورزان را هم تحت کنترل داشته باشد. گرچه به نظر مي رسد شيوه يي که رئيس کميسيون انرژي از آن نام مي برد ممکن است در مرحله اجرا با مشکلات بسياري مواجه شود، اما دانشيار معتقد است که دولت هيچ راهکار ديگري براي کنترل مصرف گازوئيل ندارد البته به شرطي که ماجراي سهميه بندي بنزين اين بار در مورد گازوئيل تکرار نشود.برخلاف اظهارات دانشيار، حسن مرادي نماينده اراک و از ديگر اعضاي کميسيون انرژي از سهميه بندي گازوئيل به عنوان گام دوم خبر مي دهد.به گفته مرادي در زمان تعيين نرخ گازوئيل در زمان تصويب بودجه، دولت سهميه بندي گازوئيل را مطرح کرده بود که هنوز اين زمزمه در کميسيون انرژي مجلس شنيده مي شود. وي گرچه بخش نخست گفته هاي دانشيار را تاييد مي کند اما بلافاصله يادآوري مي کند که دولت به خاطر بهاي پايين گازوئيل که حتي از قيمت آب هم ارزان تر است تنها راه کنترل مصرف را سهميه بندي اين سوخت مي داند؛ همان ايده يي که يک بار براي بنزين تجربه شده از نگاه مرادي ممکن است با گفته هاي باهنر قوت بيشتري گرفته و در آينده يي نه چندان دور بحث «سهميه بندي گازوئيل» هم مطرح شود.

مباحثه جديد بين وزير ارشاد و مشاور احمدي نژاد
صفارهرندي؛ کودتاي خزنده رسانه يي نداريم


صفار هرندي تعبير «کودتاي خزنده رسانه يي» را «داستان» قلمداد کرد و به کاربردن اين تعبير را براي مطبوعات که به گفته وي «نماينده جريانات فکري موجود در جامعه» هستند را تعبير قشنگي ندانست


گروه سياسي، فرناز حسنعلي زاده؛ مباحثه بين وزير ارشاد و مشاور مطبوعاتي محمود احمدي نژاد درباره اتهام کودتاي خزنده به مطبوعات وارد فاز جديدي شد.در حالي که هفته گذشته جواد شمقدري مشاور هنري رئيس جمهور به صراحت از وجود کودتاي خزنده مطبوعاتي سخن گفته و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي را به خاطر تکذيب وجود چنين کودتايي در عرصه رسانه يي کشور مورد انتقاد قرار داده بود، اما محمدحسين صفارهرندي بار ديگر وجود کودتاي خزنده در مطبوعات کشور را رد کرد. هرچند پيش از اين رسانه ها خبر داده بودند وزير ارشاد از کودتاي خزنده در مطبوعات سخن به ميان آورده است و البته صفارهرندي هم اين خبر را تکذيب کرد.وي ديروز در حاشيه جلسه هيات دولت در جمع خبرنگاران تعبير «کودتاي خزنده رسانه يي» را «داستان» قلمداد کرد و به کاربردن اين تعبير را براي مطبوعات که به گفته وي «نماينده جريانات فکري موجود در جامعه» هستند را تعبير قشنگي ندانست. سخنان روز گذشته صفارهرندي در شرايطي اظهار شد که کمتر از يک هفته گذشته مشاور هنري احمدي نژاد به صراحت از وجود کودتاي خزنده در مطبوعات کشور سخن گفته و صفارهرندي را به انکار شتاب زده اين موضوع مهم متهم کرده بود. جواد شمقدري در گفت و گو با مهر ضمن بيان اينکه «رسانه ها از ابزارهاي کودتاي رنگين هستند» تاکيد کرده بود؛ وزارت ارشاد در حوزه مطبوعاتي دچار سردرگمي است. اما به رغم انتقاد شديد اللحن مشاور، صفارهرندي ترجيح داد بار ديگر برموضع خود پافشاري کند و در مقابل اظهارات مشاور رئيس جمهور خاطرنشان کند که «از کارکرد مطبوعات در شرايط حاضر کودتاي خزنده را برداشت نمي کند و با وجود مشکلاتي که در اين عرصه وجود دارد تعبير کودتاي خزنده را تعبير قشنگي نمي داند و آن را بيشتر يک داستان قلمداد مي کند.» وي در عين حال سعي کرد مشکلاتي که بين برخي رسانه ها و دولت وجود دارد به «سوءتفاهم» تعبير کرده و آن را ناشي از بي اطلاعي رسانه ها از عملکرد دولتمردان ارزيابي کند و نه چيز ديگر. با اين اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مقابل هجمه انتقادهاي مشاور احمدي نژاد شکاف به وجود آمده بين مشاور رئيس جمهور و يکي از اعضاي کابينه عميق تر شد و فصل جديدي از اختلاف که دامنه آن به رسانه ها نيز کشيده شده در مقابل ديدگان گشوده شد. اختلافاتي که هرچند با اظهارات شمقدري وارد رسانه ها شد، اما با مرور زمان اين گمان را به وجود آورد که اين اظهارات جنجال برانگيز تنها يک اظهارنظر از سوي مشاور رئيس جمهور نبوده است و احتمالاً اختلافات پشت پرده يي آن را رهبري مي کند؛ اختلافاتي که باعث شده جواد شمقدري تاب سکوت نياورده و به صراحت اعلام کند که نمي تواند نسبت به تحولات بي تفاوت باشد و در بيان حقايق سکوت کند. شمقدري تا بدانجا پيش رفت که اعلام کرد تا آخر پاي حرف هايش خواهد ايستاد و از فشارهايي سخن گفت که براي وادار کردن وي به سکوت اعمال شده است.هرچند هيچ خبري از علت اصلي اختلاف مشاور و وزير کابينه منتشر نشده است، اما اين اختلاف به حدي بود که شمقدري را بر آن داشت تا بازي را به رسانه ها بکشد. مشاور هنري احمدي نژاد ترجيح داد از ابزار رسانه ها براي پيشبرد اهداف خود سود ببرد و با طرح يک موضوع که ابتدا به شوخي شبيه بود بازي را آغاز کند.شمقدري در يک برنامه تلويزيوني پربيننده مدعي شد که رئيس جمهور از وضعيت فرهنگي کشور ناراضي بوده و احمدي نژاد وزير ارشاد را به نوعي تحمل مي کند. اين سخنان شمقدري واکنش صفارهرندي را در پي داشت. صفارهرندي با تاکيد بر اينکه «آقاي شمقدري سخنگوي رئيس جمهور نيست» اظهارات شمقدري در مورد اختلافش با احمدي نژاد را «لطيفه » يي دانست که به اعتقاد وي گاهي اوقات براي خنداندن افراد عيبي ندارد. همزمان با انتشار اظهارات صفارهرندي در ايرنا، خبرگزاري فارس خبري را به نقل از يک منبع آگاه منتشر کرد که در آن از نامه توبيخ آميز رئيس جمهور به شمقدري خبرداده بود. به گفته اين منبع موثق «در پي اطلاع رئيس جمهور از اظهارات اخير «شمقدري» احمدي نژاد در يادداشتي به وي اين گونه اظهارات را توهيني به خود و وزير ارشاد ارزيابي کرده و با تصريح بر اينکه رئيس جمهور سخنگو ندارد از «شمقدري» خواسته بود اگر اين اظهارات صحت ندارد، تکذيب شود و اگر صحت دارد به شکل مناسبي اصلاح شود.»انتشار اين نامه خشم شمقدري را در پي داشت. وي بدون اينکه وجود چنين نامه يي را تکذيب کند خواستار افشاي هويت انتشار دهندگان نامه خيلي محرمانه احمدي نژاد به وي شد.شمقدري با انتقاد از انتشار اين خبر در سايت نزديک به صفار هرندي در نامه يي وزير فرهنگ و ارشاد را به نداشتن صبر و طمانينه متهم کرد و مدعي شد صفارهرندي از رسانه ها بازي خورده است.وي سخنانش مبني بر تحمل وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از سوي احمدي نژاد را تحريف رسانه ها عنوان کرد که در «هياهو و تيترهاي درشت برخي روزنامه ها» به قصد «تخريب ياران دولت اسلامي» مطرح شده است.اما اندکي پس از اين نامه و تظلم خواهي شمقدري مبني بر پيگرد قانوني منتشرکنندگان اين نامه در گفت وگو با مهر به انتقاد از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پرداخت و صفار هرندي را به «سردرگمي» متهم کرد.اين گفت وگو نشان داد سخنان شمقدري در برنامه «مردم ايران سلام» اظهاراتي في البداهه نبوده است.برنامه يي که با زيرکي طراحي و آغاز شده و در آن صفارهرندي يکي از خبرسازترين وزراي کابينه نهم به چالش کشيده شد.

شمقدري ترجيح داد در رويارويي با صفار هرندي با ابزار در دست وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يعني مطبوعات با وي برخورد کند و اين اختلاف را در مطبوعات دامن بزند. چرا که صفارهرندي بيش از هر چيز به اظهارات انتقادي از رسانه ها مشهور است. دامنه انتقاد صفارهرندي در سه ماه اخير تا بدانجا پيش رفت که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مورد مواضع رسانه ها در برابر اجراي طرح نيروي انتظامي هشدار داد؛ « اين قبيل رسانه ها مطمئن باشند تا حدي قابل تحمل هستند ولي در صورت ادامه آن با اقتدار با آنها برخورد مي شود.»

اما اظهارات روز گذشته صفارهرندي بيش از آنکه پاسخي به شمقدري باشد تعديل لحن وزير همواره منتقد رسانه ها را در خود داشت. صفار هرندي در حاشيه جلسه هيات دولت کوشيد با اتخاذ لحن ملايم تري از رسانه ها به عنوان «نمايندگان فکري جامعه» نام ببرد که تعابيري از جمله کودتاي خزنده برازنده آن نيست.

به نظر مي رسد صفار هرندي در حالي که مقابل انتقادات مشاور احمدي نژاد قرار گرفته سعي دارد حافظه مطبوعات را از سخنان شديد اللحن وي عليه روزنامه ها پاک کند؛ سخناني که در آن از مطبوعات به عنوان پياده نظام دشمن نام برده بود و به صراحت اعلام کرده بود مطبوعاتي که براي اجنبي يقه دراني مي کنند، انتظار حمايت از سوي نظام را نداشته باشند.با اين تفاسير به نظر مي رسد صفار هرندي سعي دارد با اتخاذ مواضعي مهربانانه تر براي پيشبرد اهداف خود سود بجويد و از رسانه هايي که همواره مورد هجمه انتقادهاي وي بوده براي بازي در مقابل مشاور احمدي نژاد ياري بجويد.

اما آنچه در اين ميان حائز اهميت است سکوت احمدي نژاد در برابر افشاگري مشاور و اظهارات وزيرش است. هرچند احمدي نژاد پيشنهاد کرده نشستي با حضور شمقدري و صفارهرندي برگزار شده و مسائل مربوط به وزارت ارشاد حل و فصل شود، اما برخي گمانه زني ها از تغيير و تحول در حلقه مشاوران احمدي نژاد حکايت دارد.

اگرچه صفارهرندي در پاسخ به اين سوال که آيا خبر برکناري مشاور هنري احمدي نژاد صحت دارد با لبخندي ابراز بي اطلاعي کرد، اما بايد نظاره گر شد در روزهاي آينده رئيس جمهور دولت نهم براي حل اختلاف پررنگ شده بين مشاور و وزيرش چه موضعي اتخاذ خواهد کرد و افشاگري مشاور رئيس جمهور در مقابل وزيري که در برابر هجمه انتقادها به دولت نهم همواره سينه سپر کرده چه سرنوشتي را براي مردان کابينه دولت نهم رقم خواهد زد.

پاسخ ثمره هاشمي به هاشمي رفسنجاني

همزمان با اظهارات صفار هرندي در حاشيه جلسه هيات دولت ، ثمره هاشمي به سخنان هاشمي رفسنجاني واکنش نشان داد.

يک روز پس از آنکه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با توجه به تقويت جبهه مقابل ايران از سوي امريکا شرايط کشور را ويژه اعلام کرده بود مشاور رئيس جمهور ويژگي کشور را از نظري ديگر ارزيابي کرد.

وي با اشاره به سخنان هاشمي گفت؛ اگر منظورشان اين است که کشور به سرعت در حال پيشرفت است، امنيت و صلح وجود دارد، در سياست خارجي به شدت پيشرفت مي کنيم، بحث اشتغال و مسکن در حال حل شدن است و همه مسائل کشور منسجم مي شود، اين حرف درست است.

واکنش رئيس جمهور به سخنان رايس

به رغم اينکه خبرنگاران و عکاسان از ساعت 30/10 دقيقه صبح در مقر شهيد مطهري مستقر شدند ساعت 12 ظهر محمد عباسي اولين وزير به ميان خبرنگاران آمد.

پس از وي صفارهرندي در حلقه خبرنگاران حاضر شد که در بدو ورود با هجمه سوالات پيرامون اظهارات شمقدري قرار گرفت. غلامحسين الهام وزير دادگستري و پورمحمدي وزير کشور کم کم به جمع خبرنگاران پيوستند. در حالي که خبرنگاران مشغول گفت وگو با وزراي مذکور بودند، احمدي نژاد وارد حياط ساختمان شهيد مطهري شد و براي اينکه مورد سوال خبرنگاران قرار نگيرد به جاي گذشتن از راه سنگفرش شده از روي چمن ها و ميان گل ها به سمت در خروجي رفت. وقتي خبرنگاران متوجه حضور وي شدند.با اشاره به گذشتن از روي چمن هاي محوطه رياست جمهوري گفت؛ يک دفعه مي خواستم از اين فضاي سبز استفاده کنم، اما شما اجازه نمي دهيد.

احمدي نژاد در پاسخ به خبرنگاراني که خواستار پاسخ دادن به سوالات آنان بود، وعده داد در جلسه آينده با آنان گفت وگو خواهد کرد. وي تنها در پاسخ به سوالي در مورد صحبت هاي اخير رايس و فروش تسليحات از سوي امريکا به برخي از کشورها گفت؛ آيا ضرورتي دارد که من در مورد همه مسائل اظهارنظر کنم؟ مگر من بايد در مورد همه چيز اظهارنظر کنم، قرار نيست هرکسي حرف مي زند من جواب بدهم. اندکي پيش از محمود احمدي نژاد، صادق محصولي مشاور رئيس جمهور به ميان خبرنگاران آمد و در حالي که در برابر سوالات خبرنگاران سکوت کرد سعي در رهايي از حلقه خبرنگاران داشت.

وي تنها در پاسخ به سوالي مبني بر بر ارائه ارزيابي از جبهه متحد اصولگرايان با توجه به عضويتش در اين جبهه گفت؛ شما اين سوال را از سخنگو و کميته اطلاع رساني اين جبهه بپرسيد، اين جبهه داراي سخنگو است.

محصولي در واکنش به انتقاد برخي از گروه هاي اصولگرا نسبت به عضويت نمايندگان گروه هاي حامي دولت در جبهه متحد اصولگرايان تاکيد کرد؛ من اصلاً نماينده دولت نهم در اين جبهه نيستم. وي با تکرار اين جمله جمع خبرنگاران را ترک کرد.

وزير دادگستري نيز در حاشيه جلسه هيات دولت با اشاره به مشکلاتي که در دادگاه ها به دليل عدم تمديد زمان اجراي قانون مجازات اسلامي به وجود آمده است، بر لزوم تسريع در روشن شدن تکليف اين قانون تاکيد کرد.

غلامحسين الهام تصريح کرد؛ دادگاه ها موظفند بر اساس قوانين مقرر احکام خود را صادر کنند ولي در حال حاضر با وضعيت موجود براي صدور راي توسط قضات ابهام جدي وجود دارد.

مشاور رئيس جمهور و نمايندگان مجلس

مدتي است حلقه مشاورين رئيس جمهور در کانون خبرها قرار گرفته اند. تفاوت گفتمان آقاي شمقدري با وزير ارشاد اسلامي و نيز گفته هاي نه چندان فرهنگي آقاي مهدي کلهر که مورد انتقاد حدادعادل رياست مجلس نيز واقع شد از مباحث داخلي است که عرصه رسانه ها را به خود اختصاص داده است. نقل اين مطلب - کوتولوهاي سياسي - در مجلس جمع شده اند و به جاي مباحث سياسي، مباحثي همانند گوجه فرنگي را به ميان مي آورند شايد تندترين انتقادي بود که زيرمجموعه مشاورين رئيس جمهور، نمايندگان مجلس را نشانه رفته بود... بيان اين جمله از طرف آقاي کلهر تکذيب شد و به جاي آن سه بحث تازه را وارد مباحث پيراموني مشاورين رئيس جمهور کردند نخست اينکه آقاي کلهر به صراحت اعلام داشتند که سال ها است از سياست و گفتمان سياسي به دور بوده اند و نمي دانستند که رداي سياسي تک سايز يا فري سايز است بلکه تصور ايشان اين بوده که... بلکه تصور مي کردم مثل رداي مديريت اجرايي است که از اسمال سايز تا ايکس، ايکس لارج در نوسان است... (اعتماد - شماره 1455) دوم اينکه جناب کلهر از روش خاصي که رئيس جمهور براي به دست آوردن نبض اقتصادي جامعه به کار مي برند پرده برداشتند... صد البته مثل هميشه رئيس جمهور خودش چهار نفر را در چهار گوشه شهر فرستاد و قيمت روز را به دست آورد... (اعتماد همان شماره) اين بحث برمي گردد به گراني گوجه فرنگي در سال گذشته که عمده اعتراض آقاي کلهر هم به همين موضوع بود که مجلسيان چون گوجه سالادشان کم شده انتقاد کردند و قيمت غيرواقعي گوجه فرنگي را در صحن علني مجلس مطرح کردند و چون رئيس جمهور قيمتي کمتر از آنچه نمايندگان گفته بودند را مطرح کردند، خبري واقعي بود زيرا رئيس جمهور علاوه بر اينکه 4 نفر را به جهت تعيين قيمت به چهارگوشه شهر فرستادند... جرم آن مشاورين اين بود که همان روز تقديم لايحه بودجه، به ميادين ميوه و تره بار نزديک منزل ايشان رفتند و گوجه فرنگي را به قيمت کيلويي هشتصد و خرده يي و هفتصد و خرده يي خريده بودند و البته مقداري را نيز به رياست جمهوري آورده بودند (اعتماد همان شماره) سومين مطلب آقاي کلهر که به باور من متأسفانه ازعدم اطلاع ايشان از نحوه عزل و برکناري نمايندگان مجلس برابر قانون نشأت مي گيرد به اين اظهارنظر بر مي گردد.

... خوشبختانه هيچ کدام از مشاورين رئيس جمهور خشمناک و آشفته نشدند، چون پيش خود و خداوند مي دانستند که دروغگو نيستند و قصد اغفال رئيس جمهور را نداشته و به همين جهت درخواست تنبيه و اخراج نماينده تهمت زن را از رئيس محترم مجلس يا مقامات ديگر نکردند... اميدوارم جناب کلهر به لحاظ دور بودن از عرصه سياست همانگونه که قصد نداشتند نمايندگان مجلس را کوتوله سياسي بنامند و به گفته خودشان... بنده به خاطر اين عدم اطلاع، اصطلاح کوتوله سياسي را ناآگاهانه براي افرادي، البته خارج از مجلس به کار بردم که با قيد خوشبختانه تعدادشان - بسيار معدود - است همراه کردم... (اعتماد همان شماره) من به دو مطلب جناب کلهر يکي کوتوله هاي سياسي اعم از داخل مجلس يا خارج مجلس چه معدود و چه زياد، کاري ندارم چون از سياست و رموز آن و صد البته سايزهاي به کارگرفته شده توسط جناب کلهر بي اطلاع مي باشم. از دومين روشي هم که دولت نهم براي به دست آوردن نبض اقتصادي مملکت و قيمت اجناس به کار مي برد تا جايي که اعضاي دولت به بازارچه ها و ميادين ميوه و تره بار و شايد ساير اجناس مي روند تا به اقتصاد به صورت روزآمد و به قول محققين - ميداني - برخورد کنند و براي صحت تحقيقات خود مثلاً مقداري گوجه فرنگي خريداري شده را به هيات دولت مي برند و همزمان چند قيمت را همراه دارند، هشتصد و خرده يي، هفتصد و خرده يي و هزار دويست تومان يا سه کيلو دو هزار تومان را به رئيس دولت گزارش مي دهند هم کاري ندارم. رئيس جمهور کانال هاي بهتري هم دارند و به يقين از آنها استفاده مي کنند...

و برچسب- دروغگويي و اغفال رئيس جمهور - به مشاورين ايشان به لحاظ اطلاع رئيس جمهور به طرق ديگر از قيمت اجناس نمي چسبد، آنچه مورد نظر من است، بحث سومي است که جناب کلهر در مورد آن اظهارنظر غريبي کردند و ظاهراً به نماينده مجلس که - مشاورين رئيس جمهور را - دروغگو و اغفال کنندگان رئيس جمهور خطاب کرده بودند.

با ديده اغماض نگريسته و از رئيس مجلس نخواستند که اين نماينده را - تنبيه و اخراج - نمايند. راستي مشاور رئيس جمهور بايد چنين نظري نسبت به نمايندگان مجلس، آن هم مجلسي که به فرموده امام(ره) در رأس امور است داشته باشند.

اصلاً رئيس مجلس مي تواند به درخواست رئيس جمهور، نماينده يي را تنبيه يا اخراج نمايد. اصولاً ادبياتي از اين دست بار سياسي دارد يا اينکه بايد مشاورين رئيس جمهور خصوصاً مشاور در امور اطلاع رساني و رسانه، هر چند سال ها از سياست دور باشد حداقل يک دور قانون اساسي را خوانده باشد. قانون اساسي که مي گويد نمايندگان مجلس در مقام ايفاي وظايف نمايندگي و اظهار نظر و رأي خود کاملاً آزادند و نمي توان آنها را به سبب نظراتي که در مجلس اظهار کرده اند يا آرايي که در مقام ايفاي وظايف نمايندگي خود داده اند تعقيب يا توقيف کرد...

اين قانون اساسي است که اجازه تعقيب و توقيف نماينده مجلس را نمي دهد چه رسد به تنبيه و اخراج مورد نظر مشاور رئيس جمهور در امور اطلاع رساني و رسانه... جاي خوشحالي است که جناب کلهر پذيرش اشتباه را دارند و حتي درصدد عذرخواهي هم برمي آيند. بايد بپذيرند نماينده مجلس جايگاه ويژه يي دارد که اگر گفتمان او مورد قبول نبود يا مخالف نظر افراد اعم از رسمي و غيررسمي باشد همانند پرسنل خاطي فلان بخش خصوصي نمي توان با آنان رفتار کرد.

پيکر آيت الله مشکيني از دانشگاه تهران تشييع شد
پيکر آيت الله مشکيني رئيس مجلس خبرگان با حضور مقامات کشوري و لشکري و اقشار مختلف مردم صبح روز گذشته از دانشگاه تهران تشييع شد. به گزارش ايسنا در اين مراسم نماينده مقام معظم رهبري و ديگر شخصيت هاي عالي رتبه نظام از جمله رئيس جمهور، رئيس مجلس شوراي اسلامي، رئيس قوه قضائيه و ساير مقامات لشکري و کشوري شرکت داشتند. در ابتداي اين مراسم هاشمي رفسنجاني ضمن تسليت رحلت ايشان به مقام معظم رهبري، مراجع، روحانيت و خانواده ايشان، شخصيت آيت الله مشکيني را ستود. وي گفت؛ کساني که آيت الله مشکيني را مي شناسند مي دانند امروز چه شخصيت بزرگي را از دست داده اند. همه حوزه ها به خصوص حوزه قم و شخصيت هاي بزرگ در وجود خود آثاري از آموزش ها، پندها و درس هاي ايشان در اخلاق و عرفان مي بينند. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش پاياني سخنانش گفت؛ تشييع پيکر ايشان براي ما خيلي سخت است، من اين مصيبت واقعاً بزرگ را به رهبري عظيم الشأن که مانند خودم متاثر از انفاس قدسي ايشان بوده است و به مراجع بزرگ و خبرگان و خانواده مکرم ايشان تسليت عرض مي کنم.
عناوين اين صفحه
دکتر شريعتي منتقد ليبراليسم بود
گازوئيل کارتي مي شود
صفارهرندي؛ کودتاي خزنده رسانه يي نداريم
مشاور رئيس جمهور و نمايندگان مجلس
پيکر آيت الله مشکيني از دانشگاه تهران تشييع شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام