شنبه، 13 مرداد 1386 - شماره 1458
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
با اصرار ايراني ها سوژه قتل ناموسي از يک فيلم حذف شد
روايت جديد هاليوود از جامعه ايراني
گروه فرهنگي، ساسان گلفر؛ تلاش تازه هاليوود در به تصوير کشيدن جامعه ايراني به چالشي پردامنه ميان سازندگان فيلم و ايرانيان مقيم امريکا تبديل شده است. ديروز خبر رسيد که کشمکش ميان ايرانيان ساکن امريکا و تهيه کننده فيلم «گذشتن» (Crossing Over) سرانجام به نفع ايرانيان پايان يافت و موضوع «قتل ناموسي» يک دختر ايراني ساکن لس آنجلس به دست برادر و با تاييد پدر خانواده، در مرحله تدوين فيلم حذف شد. «گذشتن»، فيلمي است به کارگرداني وين کريمر (کارگردان امريکايي متولد آفريقاي جنوبي، سازنده فيلم هايي همچون «دونده ترسيده» و «کولر» و نامزد جوايز ساندنس، کارلو ويواري و ادگار آلن پو) و تهيه کنندگي کاتلين کندي و فرانک مارشال (تهيه کننده آثار اسپيلبرگ) که جمعي از بازيگران برجسته هاليوود از جمله هريسون فورد، شون پن، اشلي جاد و رمي ليوتا در آن بازي مي کنند. اين فيلم که قرار است ماه دسامبر 2007 (آذر 86) اکران شود و به سبک فيلم اسکاري «تصادف» و با شخصيت هاي مختلف و مرتبط به هم ساخته شده است .اين مهاجران در لس آنجلس براي بيرون آمدن از حالت اقامت غيرقانوني و رسيدن به تابعيت قانوني تلاش مي کنند. به گفته کريمر «اين فيلم با مسائلي همچون عبور از مرز، تقلب در مدارک قانوني، پناهندگي، کارت سبز، مشکلات کارگران در کارگاه، تابعيت، اداره مبارزه با تروريسم و برخورد فرهنگ ها سر و کار دارد.»هريسون فورد در اين فيلم در نقش ماکس بروگان، افسر اداره مهاجرت و گمرک، همکاري به نام حميد براهري (کليف کريتس) دارد که ايراني تبار و داراي تابعيت قانوني است. علاوه بر بازيگران غير ايراني در نقش شخصيت هاي ايراني، چند بازيگر ايراني تبار مانند ملودي و نينا نايبي در فيلم حضور دارند.مطرح شدن «قتل ناموسي» يک دختر ايراني به دست برادرش به گناه آنکه عاشق جواني لاتيني تبار شده، از همان مرحله فيلمبرداري اعتراض انجمن امريکايي هاي ايراني تبار را برانگيخت و اعتراض ها بعد از حدود چهار ماه، اواخر هفته گذشته به نتيجه رسيد. مجله هاليوودريپورتر به نقل از خبرگزاري رويترز گزارش داد که کارگردان بالاخره متقاعد شده عناصري از فيلمنامه را حذف کند و با فيلمبرداري دوباره بعضي از صحنه ها، هيچ اشاره يي به واژه «قتل ناموسي» در فيلم نکند و صحنه قتل را هم نمايش ندهد. انجمن امريکايي هاي ايراني تبار که اين بخش از فيلمنامه را «بسيار غير محتمل و بالقوه فتنه انگيز» خوانده بود، از تصميم تازه نويسنده و کارگردان فيلم به عنوان يک «پيروزي دو جانبه» تقدير کرد.
اظهارنظر صريح وزير ارشاد
سنتوري قابل نمايش نيست
گروه فرهنگي؛ اظهارنظر صريح و شفاف وزير ارشاد مبني بر اينکه فيلم «سنتوري» ساخته داريوش مهرجويي قابل نمايش نيست، وضعيت نمايش اين فيلم را هرچه بيشتر پيچيده کرد.

«سنتوري» قرار بود از سوم مردادماه در سينماها اکران شود ولي چند روز مانده به آغاز نمايشش، از اکران اين فيلم جلوگيري شد. جلوگيري از اکران «سنتوري» در حالي بود که نمايش اين فيلم در جشنواره فجر نيز با چالش هاي فراواني همراه شد و تا آخرين روزهاي برگزاري جشنواره وضعيت نمايش يا عدم نمايش آن نامشخص بود. با اينکه به طور ناگهاني و چند روز مانده به آغاز اکران، از نمايش فيلم داريوش مهرجويي جلوگيري شد، اما هيچ کدام از مسوولان ارشاد و معاونت سينمايي به طور رسمي درباره دلايل اين اقدام اظهارنظر نکردند. اما موضع گيري صريح و بي پرده محمدحسين صفارهرندي در مورد «سنتوري» نشان مي دهد که وضعيت اين فيلم پيچيده تر از آني است که به اين زودي ها شاهد به نمايش درآمدنش باشيم. وزير ارشاد در جريان اولين نشست ماهيانه روزنامه جام جم با وزيران دولت نهم اعلام کرد که فيلم «سنتوري» در حال حاضر قابليت نمايش ندارد و تغييراتي هم که در آن اعمال شده، مناسب نبوده است. صفارهرندي در مورد اينکه چرا فيلمي که پروانه ساخت گرفته، پس از آن در جشنواره شرکت کرده و سپس پروانه نمايش هم دريافت کرده است، توقيف مي شود، گفت؛« فيلمنامه سنتوري سال 81 با نام ديگري به معاونت سينمايي ارائه شد اما به دليل مشکلاتي که داشت نتوانست مجوز ساخت دريافت کند. اما حالا که فيلم ساخته شده قابليت نمايش عمومي ندارد چرا که برخي معتقدند فيلم با فيلمنامه يي که مجوز گرفته، متفاوت است.» وزير ارشاد در بخش ديگري از سخنانش در مورد نمايش «سنتوري» در جشنواره فجر گفت؛ «نمايش فيلم هايي که قابليت اکران عمومي ندارند در جشنواره فجر، يادگار سال هاي قبل است که من با آن مخالف هستم.» اين اظهارنظر وزير ارشاد در حالي صورت مي گيرد که يک هيات چندنفره که طبعاً مورد تاييد ارشاد هستند، پيش از نمايش فيلم ها در جشنواره فجر، امکان نمايش آنها را از جوانب مختلف بررسي مي کنند. پس از نمايش در جشنواره فجر نيز هيات صدور پروانه نمايش فيلمسازي متشکل از افرادي چون جمال شورجه، محمدحسين نيرومند، محمدابراهيم صلواتي فرد، حسين کرمي، محمدمهدي عسگرپور، مجيد مشيري و دو نماينده مجلس به بازبيني فيلم ها مي پردازند تا مجوز اکران عمومي را صادر کنند.جالب اينکه هيات وزيران به پيشنهاد وزير ارشاد، مسووليت صدور مجوز نمايش فيلم ها را به اعضاي شوراي نمايش داده است. در اين بين شوراي پروانه نمايش امين و صاحب صلاحيت براي انجام اين کار هستند و وزارت ارشاد نيز پيشنهاددهنده و پشتيبان اجراي امور است. با توجه به اظهارنظر وزير ارشاد و بعضي مطالب منتشر شده در برخي روزنامه ها که همزمان با صحبت هاي وزير بيان شده، به نظر مي رسد «سنتوري» مهرجويي به سرنوشتي مشابه وضعيت فيلم «بانو»ي همين فيلمساز دچار شود که تا چند سال امکان نمايش عمومي نداشت و پس از روي کارآمدن دولت اصلاح طلب سيدمحمد خاتمي امکان نمايش پيدا کرد.
راوي قصه ها تقدير شد
مراسم بزرگداشت بهروز افخمي به همت سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و موسسه توسعه تصوير شهر عصر چهارشنبه در فرهنگسراي هنر برگزار شد.

درابتداي اين مراسم، سيف الله داد، معاون اسبق سينمايي وزارت ارشاد درباره افخمي گفت؛ «اولين باري که اسم بهروز افخمي را شنيدم هنوز فيلمساز نشده بودم. من در صدا و سيماي شيراز مجبور شده بودم به دلايلي فيلم بسازم. در زمان مونتاژ فيلم شخصي که با او کار مي کردم براي من از افخمي و خوبي هاي کارش گفت. نعمت حقيقي، سخنران بعدي مراسم در ادامه گفت؛ «مطالبي که امروز سيف الله داد درباره افخمي گفت همه حرف هايي بود که من دوست داشتم درباره او بگويم. به نظر من افخمي هم از نظر شخصيتي و هم از نظر کارگرداني، حرفه يي و خوب است. او يکي از رفقاي خوب من است، هرچند هميشه بدقول است. بهروز افخمي که با کمي تاخير در اين برنامه حاضر شده بود، به روي صحنه رفت و گفت؛ «از اينکه موفق شدم در مراسم بزرگداشت خودم حضور پيدا کنم خوشحال هستم. من امروز از راهي دور از اطراف فارس آمدم و طبق معمول هم دير رسيدم. قبل از اينکه بيايم با خودم فکر مي کردم شايد کار من يا بعضي ها ارزش قدرداني داشته باشد. ما در شرايط آن زمان کاري بزرگ انجام داديم. تقوايي يک بار به من گفت اگر سينما در دنيا اختراع نشده بود، حتماً ايراني ها آن را به وجود مي آوردند. من هم از اين دسته هستم، اما متاسفانه در مقابل تعدادي مي خواهند سينما را از بين ببرند.» وي افزود؛ «فکر مي کنم در اين 30 سال پس از انقلاب من از آن دسته افرادي بودم که بدون آنکه بدانيم سينما را به وجود آورديم. همه ما با علاقه به هنر و قصه گويي با کمک هموطنان خودمان اين سينما را آغاز و ادامه داديم. همه افرادي که امروز در اين مراسم صحبت کردند از نظر عقيده و سابقه کاري با يکديگر متفاوت هستند، اما همه ما يک هدف مشترک را براي جلوگيري از متلاشي شدن فرهنگ و تمدن بشر دنبال مي کنيم.»
«غول سبز» سال 2010 باز مي گردد
دست اندرکاران دريم ورکس و پارامونت از نمايش چهارمين فيلم مجموعه پرفروش «شرک» در ماه مه سه سال آينده خبر دادند. به گزارش مهر، اين اولين فيلمي است که تاريخ دقيق نمايش آن در سال 2010 مشخص شده است. دريم ورکس تاريخ اکران اين فيلم را که فعلاً از آن به عنوان «شرک بعدي» نام برده مي شود، 21 مه اعلام کرده که تقريباً همزمان با همان تاريخي است که امسال «شرک سوم» به روي پرده رفت.از ديگر فيلم هايي که گفته شده در سال 2010 اکران مي شوند، اما تاريخ دقيق نمايش آنها مشخص نيست، مي توان به «هري پاتر و قديسان مرگ» و بيست و سومين فيلم جيمز باند اشاره کرد.جفري کتزنبرگ، رئيس دريم ورکس اوايل هفته پيش از توليد پنجمين فيلم «شرک» نيز خبر داد. سومين فيلم اين مجموعه که از 18 مه امسال اکران شد، در داخل امريکا بيش از 320 ميليون دلار فروخت و فروش آن در سطح بين المللي نيز حدود 400 ميليون دلار شد.
حضور «ويم وندرس» در مراسم تدفين «آنتونيوني»
«ويم وندرس» سينماگر آلماني از معدود هنرمنداني بود که براي حضور در مراسم تدفين «آنتونيوني» در زادگاه فيلمساز تازه درگذشته ايتاليايي حضور يافت. به گزارش فارس، «ميکل آنجلو آنتونيوني» سينماگر ايتاليايي به وصيت خود، پنجشنبه در زادگاهش (فرراراي ايتاليا) دفن شد. بنا بر اين گزارش، در اين مراسم که در آن جمعيتي پر شمار حضور داشتند و در فضايي آرام برپا شد، «ويم وندرس» سينماگر مشهور آلماني و دوست و همکار فيلمساز فقيد ايتاليايي در بين معدود هنرمنداني بود که خود را براي شرکت در اين مراسم تدفين و براي اداي احترام به آنتونيوني به فررارا رسانده بودند. وندرس در اين مراسم به خبرنگاران گفت؛ سخت است که چيزهايي که «استاد» براي ما به يادگار گذاشته را بشماريم و در اين مورد جمع بندي کنيم.

آنتونيوني بعد از 6 دهه فيلمسازي پرتلاش روز دوشنبه در سن 94 سالگي درگذشت.
در باب I.T.I و مسائلي نظير آن
سنگ را بستن و سگ را گشادن
ايوب آقاخاني*

آقاي من که تو باشي، اينها همه برنامه هاي سرگرم کننده لاله زاري است و ختم غائله. عده يي خواهند ماند، بي برنامه و خسته و رنج کشيده و نعشي را رو به قبله دراز خواهند کرد که خود نمي دانند پيکر بي جان «تئاتر» است يا «تعهد» يا «هنر» يا «روح هنري» ... که هرچه هست بدجوري روي دست شان خواهد ماند. دعواي I.T.I (آي .تي .آي) کانه دعوا بر سر لحاف است، (حالا لحاف که، بماند،) اساس اين ماجرا چندان اتفاق بزرگي نيست که حالا جمعي شمشير ببندند و خفتان بپوشند و نيزه و سپر دست گيرند و بشتابند تا حق و مالکيت آن را به دست آورند. همه جاي جهان - جز چند جاي معدود - I.T.I در اختيار بخش خصوصي و تئاتر خصوصي است با حداقل نسبت دولتي، حالا در اين بلاد که تئاتر خصوصي هنوز معناي روشني ندارد، آي . تي. آي اش هم دولتي است. به همين سادگي، از من مي شنويد؟ «I.T.I» بايد دست صنف تئاتر باشد - خانه تئاتر ايران؟،- به شرطي که اين صنف، خود، دست در جيب دولت نداشته باشد. وقتي دارد و از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارتزاق مي کند، اين بحث «کان لم يکن» تلقي شده، پرونده بسته است. بهتان برنخورد، رگ گردني نشويد و چشم براي من سفيد نکنيد که هيچ حوصله اش در من نيست. شفاف تر از اين؟، بس کنيد آقايان، چنين است که به هر طرف نگاه مي کني قافله يي راه افتاده است براي افسار کردن اين رخش ما (تئاتر) که خسته است و ديگر ناي رميدن برايش نمانده، اما تئاتر ما را نااهلان که هيچ، حتي متوليان اش با نزاکت لگد مي زنند تا خيرش را يک در دنيا و صد در آخرت ببرند و کسي هم نيست، بگويد؛«بروتوس، توهم؟،» وگرنه اين توي «آقاخاني» هيچ کاره اين ميانه چه کاره يي که نمايشنامه ات را در ميانه، زمين بگذاري و پا برهنه به ميدان بيايي و خود را به اين شکل بد سپر بلاي تئاتري بکني که پيش چشم همه به گدايي و عجز افتاده؟

به خدا خسته ام، آقايان مي خواهيد I.T.I را خصوصي کنيد؟ مي خواهيد از چرخه دولتي خارجش کنيد؟ خود چرخان و خودگردان شويد، نيستيد عزيزان، نيستيد، هر وقت شديد باد غبغبتان را خواهم ديد، فعلاً بادش فقط مرا مي خنداند، اين O.G.Nها در سرتاسر جهان حق عضويت مي پردازند و هستند. بخش خصوصي بپردازد و باشد. اگر نمي تواند اين همه صوت و بوق و حرف و کلمه نمي خواهد. I.T.I در اينجا، مثل تئاترمان دولتي است.خب عزيزان، بعدي، سوژه بعدي تان براي مشاجره و خوش رقصي و هياهو چيست؟ منتظريم.

ما ديگر عادت کرده ايم که عده يي لباس قرمز بر تن کشيده و مسلط بر زبان زرگري در باب هنر و تئاتر بنويسند و آن گونه بنويسند و بگويند که توگويي تعيين تکليف مي کنند و راي اعتماد مي گيرند. سالياني است اين باب تبديل به قالبي براي نشان دادن جاي دوست و دشمن شده و در مطبوعات مان جاافتاده.قطعاً همه مي دانيد که يکي از نشانه هاي روزگار ملتهب و پر مساله، سنگ را بستن و سگ را گشادن است،ولي آقا، نه گمان کني که مي خواهم ميان دعوا نرخي معين کنم يا دست گدايي در دست ناکسان و کسان بگذارم؛ يا که حتي گوشه چشمي به لطف و عنايت آقايان دوخته باشم که مي دانم همه چيز گاهي به يک بازي شبيه مي شود؛ و حاشا که براي اين رقاص بازي ها تره هم خرد نمي کنم. مشغول باشيد، راهي پيدا کنيد براي آن که هرکجا پا داد، تئاتر رنجور ما را کنار رينگ بيندازيد و ضربه کش کنيد.

واقعاً در اين دعواها کسي قلبش براي تئاتر هم مي تپد؟ قلب دوستاقبانان مبدل مي تواند براي تئاتر بتپد؟ حاشا و کلا، خسته ام آقايان، خسته،

* نويسنده، کارگردان و مدرس تئاتر
عناوين اين صفحه
روايت جديد هاليوود از جامعه ايراني
سنتوري قابل نمايش نيست
راوي قصه ها تقدير شد
«غول سبز» سال 2010 باز مي گردد
حضور «ويم وندرس» در مراسم تدفين «آنتونيوني»
سنگ را بستن و سگ را گشادن
پيدا و پنهان
و اين بار تجليل خوانندگان
شناختن قواعد بازي
مشاهير اينترنتي
شهر در امن و امان است
بازديد از سينماهاي کم فروش
فيلم 365

پيدا و پنهان
1200 ميليارد تومان بدهي دولت به بانک کشاورزي؛ گفته مي شود بدهي دولت به بانک کشاورزي که از ابتداي سال، 750 ميليارد تومان بود به 1200 ميليارد تومان افزايش يافته و پيش بيني مي شود اين رقم تا پايان سال، دو هزار ميليارد تومان شود. علت افزايش بدهي هم عدم بازپرداخت وام هاي اعطايي از سوي کشاورزان بوده است.

افزايش واردات شکر؛ گفته مي شود در سه ماهه ابتدايي سال جاري 700 هزار تن شکر وارد کشور شده است. سال گذشته هم 3 ميليون تن شکر وارد کشور شد. توليدکنندگان داخلي بارها اعلام کرده اند به خاطر افزايش واردات شکر متضرر شده اند.

پنج و نيم ميليون گوشي در داخل کشور؛ گفته مي شود در سال 85 حدود پنج و نيم ميليون گوشي تلفن همراه وارد بازارهاي کشور شده، اما فقط 800 هزار دستگاه آن از طريق مبادي رسمي وارد کشور شده و مابقي از راه هاي قاچاق وارد بازار شده است.

مشکل جاي ديگري است؛ گفته مي شود آيت الله موسوي خوئيني ها در ديدار با شوراي مرکزي انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها به اصلاح طلبان توصيه کرده است اين قدر بر سر اصلاحات نکوبيد، زيرا مشکلات ما از جاي ديگري است و افرادي غير از اصلاح طلبان مانع موفقيت جريان اصلاحي هستند.

تغيير در بدنه مشاوران؛ شنيديم قرار است سه تن از مشاوران محمود احمدي نژاد از سمت خود برکنار شوند.

جواد شمقدري، علي اکبر جوانفکر و مهدي کلهر مشاوريني هستند که گفته مي شود به زودي جايشان را به اشخاص ديگري خواهند داد. گفته مي شود علت اين تغيير و تحولات اظهارات تند اين مشاوران است.

تاکستان فيلتر شد ؛ در خبرها آمده است واژه تاکستان در موتورهاي جست وجوي اينترنت فيلتر شده و مشاهده نتايج مربوط به آن غيرقابل دسترس است.

اين فيلترينگ در پي اجراي حکم سنگسار در اين شهرستان است.

«نشاط» مي آيد؛ شنيديم روزنامه «نشاط» از پاييز امسال فعاليت خود را از سر خواهد گرفت.اين روزنامه به مدير مسوولي «لطيف صفري» منتشر خواهد شد.


جان آپدايک
و اين بار تجليل خوانندگان
سجاد صاحبان زند؛ اين روزها دنيا بهتر از هر زمان ديگري به کام جان آپدايک مي چرخد. اين نويسنده نامدار معاصر که متاسفانه هنوز کتابي مستقل از او به فارسي ترجمه نشده، هفته قبل مجموعه گفت وگوهاي خود را با مقدمه يي از جيمز شيفت منتشر کرد. او که سال گذشته با رمان «تروريست» در فهرست پرفروش هاي کتاب در حوزه ادبيات داستاني قرار گرفته بود، بار ديگر با حضور در فهرست بهترين نويسنده از ديدگاه خوانندگان جوان در نظرسنجي روزنامه ديلي تلگراف، اثبات کرد که نويسنده يي نيست که بتوان او را به يک نسل يا سن خاص محصور کرد. از سويي ديگر، اين هفته رونمايي آخرين رمان آپدايک نيز با طرحي متفاوت صورت مي گيرد. انتشارات پنگوئن پس از آنکه رمان «تروريست» با فروش خوبي روبه رو شد، تصميم گرفت اين کتاب را در قالب papar back (جلد مقوايي) عرضه کند. آپدايک با موفقيت هاي روزافزون خود، آرزوي مادرش را که مي خواست نويسنده معروفي شود، به خوبي برآورده کرده است.ديگر او نويسنده يي نيست که براي انتشار قصه هايش در نيويورکر، لحظه شماري کند و راضي شود که اين قصه ها به هر قيمتي در اين هفته نامه معتبر چاپ شود. اين روزها نام آپدايک، فروش خوب هر کتابي را تضمين مي کند. جان آپدايک در سال 1932 در پنسيلوانيا به دنيا آمد. او برخلاف بسياري از جوانان هم نسلش مادري داشت که خودش مي خواست نويسنده شود، اما از آنجايي که خود به هدف نرسيده بود، اين آرزو را در جان دنبال مي کرد. با اين همه آپدايک کارش را با کشيدن کاريکاتور شروع کرد. او در سال 1954 اولين داستانش را در نيويورکر و در سال 1958 اولين مجموعه شعرش را چاپ کرد. هرچند اولين رمانش او را برنده جايزه ملي کتاب کرد، اما او موفقيتش را مديون کتاب هايي است که درباره يک شخصيت ورزشي به نام رابيت نوشته است. آپدايک در سال 1981 براي رمان «رابيت ثروتمند مي شود» و در سال 1991 براي رمان «رابيت استراحت مي کند» جايزه پوليتزر را دريافت کرد. او جايزه هاي بسياري در کارنامه اش دارد اما خود استقبال خوانندگان را بهترين جايزه عمرش مي داند.


«پاداش سکوت»
شناختن قواعد بازي
نگار باباخاني ؛ «مازيار ميري» قواعد بازي را مي شناسد و اين يک حسن براي کارگرداني است که کارش را تازه آغاز کرده و اتفاقاً بر پايه همين بلد بودن است که اکنون، به جايي که هست رسيده.سينما و کلاً حرفه نمايش، قواعدي دارد. «ميري» اين را خوب بلد است و چنين مي شود که جدي گرفته مي شود و فيلمش را جدي مي بينند. او رفتار با مطبوعات و اصولاً روابط عمومي و بازي تبليغات را خوب بلد است و سخنور خوبي هم هست. دليل اينکه الان مي توان فيلمي چون «پاداش سکوت» را يک گزينه جدي براي ديدن، بحث کردن و - حتي - شناختن سينماي جديد و جوان ايران برشمرد، ريشه در اين بازي و قواعدش دارد. مازيار ميري بلد است کار کند که کار خوبش، عالي، يا کار متوسطش خوب ديده شود؛ و اين هنر کمي نيست «پاداش سکوت» يک کار بحث انگيز، ولي متوسط است.در اين شک نکنيد. فيلم، در عين گزينش مضموني جسورانه، رويکردي محافظه کارانه به موضوعش دارد و اين مساله که مي توانست عيب کار باشد، با تدبير ميري بدل به حسن کار شده، چرا که امکان ادامه فعاليت را براي جواني که با اندک ساز مخالف زدن به حاشيه رانده مي شد، ايجاد کرده است...داستان رزمنده يي که پس از سال ها، به دليل اينکه خودش را در مرگ هم رزمش مقصر مي داند، از آن ايده هاي کميابي است که سينماي ايران به آن نياز داشت و اين مضمون را در ادبيات جست. ايرادي هم به اين مساله نيست که حتي اين هم حسن کار است.وقتي در فلاش بک، آن موقعيت عذاب آور ترسيم مي شود، باز هم نمي فهميم که رزمنده قصه ما، چرا عذاب وجدان گرفته است و اين يعني محافظه کاري؛ که هم از ارزش جسورانه ايده محوري استفاده کني و هم جوري استفاده کني که کسي را نرنجاند،

به هرحال «پاداش سکوت» را بايد ديد. به دليل خود فيلم و ارزش هايش بايد ديد. ولي اين پيش فرض که براي ديدن فيلمي جسورانه به تماشاي آن مي نشينيد سرخوردگي را باعث خواهد شد. بايد «پاداش سکوت» را با اين پيش فرض ديد که مي رويد تا يک فيلم خوب (نه عالي) از يک کارگردان جوان ببينيد.


مشاهير اينترنتي
مريم ذوالفقار ؛ سايت مشاهير به آدرس http://www.mashaheer.net همان بالاي صفحه و در عنوان بندي آن تکليف را روشن کرده و خود را به عنوان اولين سايت بيوگرافي ستارگان علم و ادب و هنر ايران و جهان به زبان فارسي معرفي کرده است.

اين سايت شامل زندگينامه، اشعار، القاب، کتاب ها و... درخصوص مشاهير مختلف جهان است که همگي به زبان فارسي ترجمه يا گردآوري شده است.زندگي شخصيت هايي چون فريدون مشيري، پيکاسو، چارلي چاپلين، شهرام ناظري، رهي معيري و... بخش هاي مختلف آرشيو اين سايت را تشکيل مي دهد. در ضمن با ارائه درخواست خود براي دريافت اطلاعات در مورد شخصيت مورد نظرتان مي توانيد به اطلاعات مربوط به آن فرد نيز به زودي از طريق همين سايت دست پيدا کنيد.

webzadeh@yahoo.com


شهر در امن و امان است

ابراهيم رها

مي خواستم همين طور کاملاً بي دليل بنويسم تاکستان، بوکس، کسوف، تاکسي، اکسير... ديدم احتمال دارد همه اش فيلتر شود، گفتم بهتر است به اين خبر توجه کنم که گازوئيل قرار است کارتي شود. شما که داريد کارتي مي کنيد اين مورد را هم بگذاريد توي برنامه؛

- کارت استفاده از مربيان داخلي براي تيم هاي ملي با نام «داخل کارت»،

از قرار معلوم هاشمي رفسنجاني گفته کشور در شرايط ويژه است و ثمره هاشمي (معاون وزير کشور) جواب داده؛ «اگر منظورشان اين است که کشور به سرعت در حال پيشرفت است، امنيت و صلح وجود دارد، در سياست خارجي به شدت پيشرفت مي کنيم و بحث اشتغال و مسکن در حال حل شدن است، درست گفته اند.» الف) بله، کشور به سرعت در حال پيشرفت است، به کدام طرفش هم البته اصلاً مهم نيست،

ب) هيچ خطري هم ما را تهديد نمي کند.

ج) انصاف داشته باشيد، بحث اشتغال و مسکن که مدت ها است حل شده.

د) تمام مواردي که گفته ايد صحيح است فقط اي کاش يک مورد ديگر را هم اضافه مي کرديد و آن اينکه، در همين راستا مدتي است شهر در امن و امان است فقط گاهي از اون بالا کفتر ميايه،

jangesard@gmail.com



بازديد از سينماهاي کم فروش
گروه فرهنگي؛ قرار است طي روزهاي آينده نمايندگاني از شوراي پخش اتحاديه تهيه کنندگان با سفر به شهرستان ها از سينماهايي که وضعيت فروش مناسبي ندارند، بازديد کنند.طي سال هاي اخير بسياري از سينما هاي شهرستان هاي دورافتاده و حتي برخي شهر هاي بزرگ، دخل شان با خرج شان نمي خواند و تماشاگر چنداني براي تماشاي فيلم به اين گونه سينماها مراجعه نمي کند.گفته مي شود در روزهاي آينده تعدادي از اعضاي شوراي پخش در گروه هاي دو سه نفره به سينما هاي برخي شهرستان ها سر خواهند زد تا دلايل عدم استقبال مخاطبان را بررسي کنند و راهکارهاي احتمالي را براي به رونق افتادن اين سينما ها بيابند.


فيلم 365
شماره مردادماه ماهنامه سينمايي فيلم منتشر شد. در بخش نقد فيلم اين نشريه به فيلم هاي «رئيس»، «گرداب» و «دن» پرداخته شده. از مطالب خواندني اين شماره مي توان به نقد جواد طوسي با نام «مرام يعني من،» اشاره کرد. جواد طوسي که شناخته شده ترين منتقد مدافع کيميايي در طول سال هاي فيلمسازي است در بخشي از اين نقد مي نويسد؛« مبصر من، چقدر حساب؟ يه خرده هم حرف حساب، باور کن همه اين حرف ها عين رفاقت بود. اصلاً دوست ندارم روزي برسه که بگم ترک ورداشتي... پس اگه تو چشات عشق بود، بيا سر قرار قديمي... تو دالون سينما رکس.» همچنين در بخش سينماي جهان ماهنامه فيلم هم به آخرين ساخته امير نادري در امريکا به نام «چاه زدن در لاس وگاس» پرداخته شده است. همچنين به رسم سال هاي گذشته محمد حقيقت گزارشي را از برگزاري جشنواره کن مي خوانيم.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام