
مونا قاسميان
درياي خزر بزرگ ترين پيکره بسته آبي در سطح زمين است و نبود هر گونه ارتباط طبيعي با ساير اقيانوس ها آن را به يک زيست بوم بسيار ويژه تبديل کرده است. اين خصوصيات منحصر به فرد درياي خزر سبب آسيب پذيري شديد آن در برابر عوامل خارجي از جمله شرايط آب و هوايي يا تغييرات انساني شده است. شايد به همين دليل است که 21 مرداد ( 12 آگوست) را روز جهاني درياي خزر ناميده اند تا در اين روز بهانه يي داشته باشيم براي گفتن از خطراتي که بزرگ ترين درياچه جهان را تهديد مي کند. هر چند کنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر (کنوانسيون تهران) به تصويب 5 کشور همسايه رسيده و آنها را موظف به رعايت مفاد آن کرده است اما گسترش آلودگي ها از رعايت نکردن کامل کشورهاي عضو به اين کنوانسيون حکايت دارد.در مناطقي مانند درياي خزر که منافع اقتصادي از طريق منابع طبيعي و معدني به دست مي آيد روند حفاظت از محيط زيست از اولويت کمي برخوردار است. برخي منابع مانند ماهي که اساس بقاي مردم حاشيه خزر و فعاليت هاي اقتصادي منطقه را تشکيل مي دهد به داشتن يک محيط زيست سالم بر مي گردد. اجرايي کردن کنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر و تاکيد بر حفاظت از محيط زيست سبب برانگيختن احساسات عده يي در منطقه يي شده است که سرشار از منابع نفتي است. توليد نفت درياي خزر تقريباً برابر با دومين توليدکننده نفت امريکاي جنوبي يعني کشور برزيل است. اين در حالي است که بيشترين آلودگي نفتي از سوي همسايگان شمالي اين دريا است که به دليل شيب خزر اين آلودگي ها به سمت ايران پيشروي مي کند.
درياي خزر درياي فرصت ها و چالش ها است. مدير برنامه محيط زيست درياي خزر با بيان اين مطلب مي گويد؛ «درياي خزر داراي منابع غني از ماهي است که بررسي ها نشان مي دهد اين دريا مي تواند سالي پنج ميليارد دلار ماهي در اختيار منطقه بگذارد و اگر ماهيگيري پايدار در منطقه شکل گيرد، اين مقدار مي تواند فرصت هاي اقتصادي بي شماري را در اختيار کشورهاي منطقه قرار دهد. همچنين درياي خزر علاوه بر اينکه کريدور حمل و نقل بين قاره يي است و اروپا و آسياي جنوب شرقي را به هم وصل مي کند، مي تواند مکان مناسبي براي گردشگران تخصصي و عادي زيست محيطي باشد.»
حميدرضا غفارزاده، آلودگي هاي درياي خزر را به چند نوع صنعتي، کشاورزي، ميکروبي و بيولوژيکي تقسيم مي کند و مي گويد؛ «ما در تمام سواحل خزر نمونه برداري هاي لازم را انجام داده ايم براي همين نمي توانيم بگوييم درياي خزر اساساً آلوده است بلکه در دريا لکه هاي آلوده بحراني وجود دارد.»
خطرناک ترين تهديدکننده خزر در سواحل ايران آلودگي ميکروبي است نه شيميايي. وي با تاکيد بر اين مطلب ادامه مي دهد؛ «به علت نزديکي کارخانجات به رودخانه ها و ورود فاضلاب هاي تصفيه نشده آنها سواحل ايران از نظر ميکروبي بسيار آلوده است. اين آلودگي بيشتر از آلودگي هاي ديگر در دريا است.»
غفارزاده خليج باکو را از سواحل بسيار آلوده مي داند و ادامه مي دهد؛ «از اواخر قرن 18 در اين منطقه نفت استخراج شده است. به علت عدم استخراج استاندارد در سواحل باکو چند ميليمتر نفت در روي آب وجود دارد. لکه هاي نفتي فراواني در سواحل شمالي درياي خزر ديده مي شود که بايد اين نقاط بحراني پاک شوند. عبور خط هاي لوله قديمي نفت در دريا نيز از ديگر مواردي است که منجر به بروز آلودگي هاي نفتي مي شود.»
ولگا، اصلي ترين رودخانه يي است که به خزر مي ريزد و آب آلوده را از مکان هايي با فاصله 3500 کيلومتري به اين درياچه مي آورد. هر چند پس از ازهم پاشيدگي نظام شوروي سابق توليدات صنعتي کاهش يافته اما افزايش آلاينده ها در اثر گسترش بخش هاي نفت و گاز بر روند گرمايش زمين تاثيرگذار بوده است.
يکي ديگر از تهديدات خزر ورود گونه شانه دار مهاجم (Mnemiopsis Leidyi) است. مدير برنامه محيط زيست درياي خزر در ادامه مي افزايد؛ « اين يک گونه مهاجم ژله يي شکل است که حدود 9 سال پيش به وسيله آب توازن کشتي از طريق کانال ولگا وارد درياي خزر شد و در سواحل گرم تر و شورتر شروع به رشد و نمو کرد. ميزان تغذيه بالاي اين گونه شانه دار مهاجم از ژئوپلانکتون ها و لارو ماهيان است. اين گونه براي اولين بار در دهه 1980 وارد درياي سياه و سبب تغيير کل اکوسيستم و از بين رفتن بيش از 24 محل ماهيگيري شد. سپس از آنجا از طريق آب توازن کشتي ها وارد خزر شده که صدمات زيادي را به حيات اکوسيستم منطقه زده است که از جمله مي توان به کاهش ماهي کيلکا نيز اشاره کرد.»صنعت ماهيگيري يکي ديگر از ضربه هاي غيرقابل جبران به حيات جانوران خزر است. بعد از سقوط اتحاد جماهير شوروي اين صنعت به شکلي بدون کنترل درآمد و کشورهاي همسايه خزر به رقابت براي برداشت بيشتر روي آوردند. حميد رضا غفارزاده يکي از تهديدات مهم در درياي خزر را ماهيگيري بي رويه مي داند و مي افزايد؛ « توليد خاويار در ده سال پيش دو هزار تن بوده که امروزه به 50 تن رسيده است. ذخاير ماهيان کيلکا نيز از سال هاي 90 تاکنون به بيش از 40 درصد کاهش داشته است. در ايران ماهيگيري و فعاليت هاي وابسته به آن حدود 7 هزار شغل ايجاد کرده که کاهش ماهيگيري به واسطه تخريب محيط زيست و تغييرات اکوسيستم سبب شده اين بخش اهميت خود را از دست بدهد و بسياري از مشاغل وابسته به آن نيز از بين برود.»
وي به وجود د. د.ت در سواحل ايران و بافت بدن ماهي ها و فوک ها اشاره کرد و ادامه داد؛ «به رغم توافق بين المللي در مورد عدم استفاده از د.د.ت به خاطر خطرات آن براي حيوانات و انسان اين ماده همچنان در منطقه مصرف مي شود. استفاده از د.د.ت حتي به صورت محدود به طور قابل ملاحظه يي معضلات جديدي را به وجود مي آورد. با پيدا کردن د.د.ت در بدن ماهيان در سواحل ايران و آذربايجان به نظر مي رسد که هنوز اين مواد شيميايي خريد و فروش مي شوند.»
غفارزاده چالش ديگر درياي خزر را نوسان آب دريا از دو هزار سال پيش مي داند و مي گويد؛ «از سال 1987 آب دريا به سمت بالا پيشروي مي کرد که در سال دو هزار متوقف شد. ساخت وساز، جمعيت، خشک کردن سواحل و غيره مي تواند حرکات طبيعي دريا را مختل کند و اگر حرکت طبيعي دريا مختل شود اثرات زيانباري بر محيط زندگي انساني مي گذارد. مانند اينکه اگر دريا يک متر و بيست سانت بالا بيايد بندر انزلي تبديل به يک جزيره مي شود.»سياست هاي توسعه در کنار خزر پايدار نيست. مدير برنامه محيط زيست درياي خزر، با تاکيد بر ناپايداري توسعه ادامه مي دهد؛ «در باکو فقط در 5 سال جمعيت به رشد 60 درصدي رسيده است که اين افزايش جمعيت باعث ورود فاضلاب تصفيه نشده در حجم بيشتري به دريا مي شود. سياست هاي توسعه ناپايدار در شاليزار ها و جنگل ها نيز مشاهده مي شود که آنها را تبديل به ساختمان مي کند.»
وي معتقد است؛ «با وجود تلاش هاي سازمان محيط زيست اين سازمان همچنان قوي نيست زيرا هنوز هستند بسياري که اين دستگاه را تجملاتي و لوکس و ارائه خدمات زيست محيطي را در تقابل با توسعه مي دانند.در هفته گذشته شاهد مرگ هزاران فلامينگو بوديم که از شوري آب درياچه بختگان مردند. زماني که به سراغ علت مي رويم مي بينيم که به دليل ساخت سد در بالاي درياچه بختگان شوري آب بيشتر شده و اکوسيستم منطقه به هم مي خورد. وقتي به سراغ مسوولان مي رويم مي گويند توسعه مهمتر است يا پرنده. رشد سريع و ناپايدار ما در چند سال اخير اثرات جبران ناپذيري را متوجه محيط زيست کرده است.»
بهره گيري از منابع هيدروکربني درياي خزر در دستيابي به توسعه پايدار کشورها و توجه بيشتر کشورهاي منطقه به سياست گذاري در زمينه محيط زيست کشور هاي شان بسيار اهميت دارد. با آنکه چالش هاي اساسي در مورد درياي خزر وجود دارد اما منطقه مي تواند از منابع طبيعي خود به صورت پايدار بهره برداري کند و محيط زيست را نيز حفظ کند.