يكشنبه، 21 مرداد 1386 - شماره 1464
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
گزارشي به مناسبت روز جهاني درياي خزر
بزرگ ترين تهديد خزر آلودگي ميکروبي است

مونا قاسميان

درياي خزر بزرگ ترين پيکره بسته آبي در سطح زمين است و نبود هر گونه ارتباط طبيعي با ساير اقيانوس ها آن را به يک زيست بوم بسيار ويژه تبديل کرده است. اين خصوصيات منحصر به فرد درياي خزر سبب آسيب پذيري شديد آن در برابر عوامل خارجي از جمله شرايط آب و هوايي يا تغييرات انساني شده است. شايد به همين دليل است که 21 مرداد ( 12 آگوست) را روز جهاني درياي خزر ناميده اند تا در اين روز بهانه يي داشته باشيم براي گفتن از خطراتي که بزرگ ترين درياچه جهان را تهديد مي کند. هر چند کنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر (کنوانسيون تهران) به تصويب 5 کشور همسايه رسيده و آنها را موظف به رعايت مفاد آن کرده است اما گسترش آلودگي ها از رعايت نکردن کامل کشورهاي عضو به اين کنوانسيون حکايت دارد.در مناطقي مانند درياي خزر که منافع اقتصادي از طريق منابع طبيعي و معدني به دست مي آيد روند حفاظت از محيط زيست از اولويت کمي برخوردار است. برخي منابع مانند ماهي که اساس بقاي مردم حاشيه خزر و فعاليت هاي اقتصادي منطقه را تشکيل مي دهد به داشتن يک محيط زيست سالم بر مي گردد. اجرايي کردن کنوانسيون حفاظت از محيط زيست درياي خزر و تاکيد بر حفاظت از محيط زيست سبب برانگيختن احساسات عده يي در منطقه يي شده است که سرشار از منابع نفتي است. توليد نفت درياي خزر تقريباً برابر با دومين توليدکننده نفت امريکاي جنوبي يعني کشور برزيل است. اين در حالي است که بيشترين آلودگي نفتي از سوي همسايگان شمالي اين دريا است که به دليل شيب خزر اين آلودگي ها به سمت ايران پيشروي مي کند.

درياي خزر درياي فرصت ها و چالش ها است. مدير برنامه محيط زيست درياي خزر با بيان اين مطلب مي گويد؛ «درياي خزر داراي منابع غني از ماهي است که بررسي ها نشان مي دهد اين دريا مي تواند سالي پنج ميليارد دلار ماهي در اختيار منطقه بگذارد و اگر ماهيگيري پايدار در منطقه شکل گيرد، اين مقدار مي تواند فرصت هاي اقتصادي بي شماري را در اختيار کشورهاي منطقه قرار دهد. همچنين درياي خزر علاوه بر اينکه کريدور حمل و نقل بين قاره يي است و اروپا و آسياي جنوب شرقي را به هم وصل مي کند، مي تواند مکان مناسبي براي گردشگران تخصصي و عادي زيست محيطي باشد.»

حميدرضا غفارزاده، آلودگي هاي درياي خزر را به چند نوع صنعتي، کشاورزي، ميکروبي و بيولوژيکي تقسيم مي کند و مي گويد؛ «ما در تمام سواحل خزر نمونه برداري هاي لازم را انجام داده ايم براي همين نمي توانيم بگوييم درياي خزر اساساً آلوده است بلکه در دريا لکه هاي آلوده بحراني وجود دارد.»

خطرناک ترين تهديدکننده خزر در سواحل ايران آلودگي ميکروبي است نه شيميايي. وي با تاکيد بر اين مطلب ادامه مي دهد؛ «به علت نزديکي کارخانجات به رودخانه ها و ورود فاضلاب هاي تصفيه نشده آنها سواحل ايران از نظر ميکروبي بسيار آلوده است. اين آلودگي بيشتر از آلودگي هاي ديگر در دريا است.»

غفارزاده خليج باکو را از سواحل بسيار آلوده مي داند و ادامه مي دهد؛ «از اواخر قرن 18 در اين منطقه نفت استخراج شده است. به علت عدم استخراج استاندارد در سواحل باکو چند ميليمتر نفت در روي آب وجود دارد. لکه هاي نفتي فراواني در سواحل شمالي درياي خزر ديده مي شود که بايد اين نقاط بحراني پاک شوند. عبور خط هاي لوله قديمي نفت در دريا نيز از ديگر مواردي است که منجر به بروز آلودگي هاي نفتي مي شود.»

ولگا، اصلي ترين رودخانه يي است که به خزر مي ريزد و آب آلوده را از مکان هايي با فاصله 3500 کيلومتري به اين درياچه مي آورد. هر چند پس از ازهم پاشيدگي نظام شوروي سابق توليدات صنعتي کاهش يافته اما افزايش آلاينده ها در اثر گسترش بخش هاي نفت و گاز بر روند گرمايش زمين تاثيرگذار بوده است.

يکي ديگر از تهديدات خزر ورود گونه شانه دار مهاجم (Mnemiopsis Leidyi) است. مدير برنامه محيط زيست درياي خزر در ادامه مي افزايد؛ « اين يک گونه مهاجم ژله يي شکل است که حدود 9 سال پيش به وسيله آب توازن کشتي از طريق کانال ولگا وارد درياي خزر شد و در سواحل گرم تر و شورتر شروع به رشد و نمو کرد. ميزان تغذيه بالاي اين گونه شانه دار مهاجم از ژئوپلانکتون ها و لارو ماهيان است. اين گونه براي اولين بار در دهه 1980 وارد درياي سياه و سبب تغيير کل اکوسيستم و از بين رفتن بيش از 24 محل ماهيگيري شد. سپس از آنجا از طريق آب توازن کشتي ها وارد خزر شده که صدمات زيادي را به حيات اکوسيستم منطقه زده است که از جمله مي توان به کاهش ماهي کيلکا نيز اشاره کرد.»صنعت ماهيگيري يکي ديگر از ضربه هاي غيرقابل جبران به حيات جانوران خزر است. بعد از سقوط اتحاد جماهير شوروي اين صنعت به شکلي بدون کنترل درآمد و کشورهاي همسايه خزر به رقابت براي برداشت بيشتر روي آوردند. حميد رضا غفارزاده يکي از تهديدات مهم در درياي خزر را ماهيگيري بي رويه مي داند و مي افزايد؛ « توليد خاويار در ده سال پيش دو هزار تن بوده که امروزه به 50 تن رسيده است. ذخاير ماهيان کيلکا نيز از سال هاي 90 تاکنون به بيش از 40 درصد کاهش داشته است. در ايران ماهيگيري و فعاليت هاي وابسته به آن حدود 7 هزار شغل ايجاد کرده که کاهش ماهيگيري به واسطه تخريب محيط زيست و تغييرات اکوسيستم سبب شده اين بخش اهميت خود را از دست بدهد و بسياري از مشاغل وابسته به آن نيز از بين برود.»

وي به وجود د. د.ت در سواحل ايران و بافت بدن ماهي ها و فوک ها اشاره کرد و ادامه داد؛ «به رغم توافق بين المللي در مورد عدم استفاده از د.د.ت به خاطر خطرات آن براي حيوانات و انسان اين ماده همچنان در منطقه مصرف مي شود. استفاده از د.د.ت حتي به صورت محدود به طور قابل ملاحظه يي معضلات جديدي را به وجود مي آورد. با پيدا کردن د.د.ت در بدن ماهيان در سواحل ايران و آذربايجان به نظر مي رسد که هنوز اين مواد شيميايي خريد و فروش مي شوند.»

غفارزاده چالش ديگر درياي خزر را نوسان آب دريا از دو هزار سال پيش مي داند و مي گويد؛ «از سال 1987 آب دريا به سمت بالا پيشروي مي کرد که در سال دو هزار متوقف شد. ساخت وساز، جمعيت، خشک کردن سواحل و غيره مي تواند حرکات طبيعي دريا را مختل کند و اگر حرکت طبيعي دريا مختل شود اثرات زيانباري بر محيط زندگي انساني مي گذارد. مانند اينکه اگر دريا يک متر و بيست سانت بالا بيايد بندر انزلي تبديل به يک جزيره مي شود.»سياست هاي توسعه در کنار خزر پايدار نيست. مدير برنامه محيط زيست درياي خزر، با تاکيد بر ناپايداري توسعه ادامه مي دهد؛ «در باکو فقط در 5 سال جمعيت به رشد 60 درصدي رسيده است که اين افزايش جمعيت باعث ورود فاضلاب تصفيه نشده در حجم بيشتري به دريا مي شود. سياست هاي توسعه ناپايدار در شاليزار ها و جنگل ها نيز مشاهده مي شود که آنها را تبديل به ساختمان مي کند.»

وي معتقد است؛ «با وجود تلاش هاي سازمان محيط زيست اين سازمان همچنان قوي نيست زيرا هنوز هستند بسياري که اين دستگاه را تجملاتي و لوکس و ارائه خدمات زيست محيطي را در تقابل با توسعه مي دانند.در هفته گذشته شاهد مرگ هزاران فلامينگو بوديم که از شوري آب درياچه بختگان مردند. زماني که به سراغ علت مي رويم مي بينيم که به دليل ساخت سد در بالاي درياچه بختگان شوري آب بيشتر شده و اکوسيستم منطقه به هم مي خورد. وقتي به سراغ مسوولان مي رويم مي گويند توسعه مهمتر است يا پرنده. رشد سريع و ناپايدار ما در چند سال اخير اثرات جبران ناپذيري را متوجه محيط زيست کرده است.»

بهره گيري از منابع هيدروکربني درياي خزر در دستيابي به توسعه پايدار کشورها و توجه بيشتر کشورهاي منطقه به سياست گذاري در زمينه محيط زيست کشور هاي شان بسيار اهميت دارد. با آنکه چالش هاي اساسي در مورد درياي خزر وجود دارد اما منطقه مي تواند از منابع طبيعي خود به صورت پايدار بهره برداري کند و محيط زيست را نيز حفظ کند.
کنوانسيون هاي بين المللي زيست محيطي و مشارکت ايران
ح-غفاري

رشد روزافزون آلودگي و تخريب محيط زيست و بروز بحران هاي پي درپي زيست محيطي باعث شد دولت ها از حدود چهار دهه قبل به طور جدي به تکاپو افتاده تا چاره يي بينديشند. به اين ترتيب تاکنون حدود 280معاهده و موافقت نامه بين المللي و منطقه يي در زمينه حفاظت محيط زيست و مسائل مرتبط با آن منعقد شده است که از اين ميان حدود 70 کنوانسيون و پروتکل جنبه جهاني داشته و مابقي منطقه يي است. عزم جهاني براي حفاظت محيط زيست با تشکيل نخستين کنفرانس جهاني سازمان ملل متحد درباره انسان و محيط زيست معروف به «کنوانسيون استکهلم» در سال 1972در سوئد جنبه عيني پيدا کرد، به طوري که حق برخورداري انسان از محيط زيست سالم هم طراز با حقوق بشر شناخته شد. در اين ميان ايران نيز به تعدادي از کنوانسيون ها و پروتکل ها پيوست و سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان مرجع ملي، اجراي اکثر آنها را بر عهده دارد.

---

کنوانسيون تغيير آب و هوا

کنوانسيون تغييرات آب و هوا با نام رسمي کنوانسيون ساختاري سازمان ملل درباره تغييرات اقليم، يکي از مباحث مهم همايش زمين يا اجلاس «ريو» در سال 1992در خصوص محيط زيست و توسعه محسوب مي شود. اين کنوانسيون در سال 1992ميلادي در نيويورک منعقد شد. بر اساس پيمان موردنظر، کشورهاي عضو مسووليت هاي مشترک اما متمايز و متفاوت بر عهده دارند. آنچه در اين کنوانسيون به عنوان اساسي ترين الزام براي کشورهاي توسعه يافته از اولويت برخوردار است، عبارت است از اينکه سطح انتشار گازهاي گلخانه يي توسط آنها در دو دهه اول سده 2000ميلادي به سطح سال 1990برگردانده و تثبيت شود.

کنوانسيون رامسر

کنوانسيون مربوط به تالاب هاي مهم بين المللي به ويژه تالاب هاي زيستگاه پرندگان آبزي (کنوانسيون تالاب ها) معروف به کنوانسيون رامسر در سال 1350 در شهر رامسر ايران با حضور 18کشور جهان مورد تصويب قرار گرفت. اين کنوانسيون نخستين معاهده نوين جهاني بين الدولي پيرامون حفاظت و بهره برداري منطقي از منابع طبيعي است و هم اکنون 134عضو رسمي را در سراسر دنيا شامل مي شود.

کنوانسيون سايتيس CITES

کنوانسيون تجارت بين المللي گونه هاي حيوانات و گياهان وحشي در معرض خطر انقراض و نابودي در سال 1352در واشنگتن امريکا مورد تصويب قرار گرفت. هدف اين معاهده، اطمينان از آن است که تجارت حيوانات وحشي و گونه هاي گياهي ارزشمند و در خطر انقراض، بقاي آنها را دستخوش تهديد نکند. اين کنوانسيون هم اکنون 160کشور را به عنوان عضو رسمي دارد. بايد توجه کرد هيچ يک از گونه هاي تحت حفاظت اين کنوانسيون از زمان به اجرا درآمدن اين پيمان بر اثر تجارت معدوم نشده و سال ها است که اين معاهده در شمار مهمترين و پردامنه ترين پيمان نامه هاي بين المللي بوده است.

کنوانسيون وين براي حفاظت از لايه ازن

با توجه به ضرورت پيش بيني چاره و راهکارهايي براي پيشگيري از تخريب لايه ازن، در سال 1985ميلادي (1366هجري شمسي) به دعوت سازمان ملل متحد، نمايندگان 21 کشور جهان و کشورهاي عضو جامعه اروپا در وين پايتخت اتريش، گرد هم آمدند و مفاد معاهده يي را که کنوانسيون وين ناميده شد، تدوين کردند.

کنوانسيون بازل

اين کنوانسيون درباره کنترل انتقالات برون مرزي مواد زايد زيان آور و دفع آنها در شهر «بازل» سوئيس در سال 1989ميلادي به امضاي 35 کشور شرکت کننده رسيد.

کنوانسيون CEP

با توجه به اهميت زيست بوم درياي خزر و شرايط نامطلوب حاکم بر آن، کشورهاي ساحلي اين دريا با همکاري برنامه محيط زيست سازمان مللUNEP اقداماتي را براي برقراري يک چارچوب مناسب حقوقي- قانوني جهت حفاظت از اين دريا آغاز کردند. براساس مفاد اين کنوانسيون، کشورهاي ساحلي منطقه يي براي حفظ محيط زيست درياي خزر در زمينه جلوگيري، کاهش و کنترل آلودگي، جلوگيري از ورود، کنترل و از بين بردن گونه هاي مهاجم، موارد اضطراري زيست محيطي، حفاظت و نگهداري و احيا و منابع زنده دريايي و مديريت مناطق ساحلي درياي خزر همکاري خواهند کرد.

کنوانسيون منطقه يي کويت

کنوانسيون منطقه يي کويت براي همکاري درباره حمايت و توسعه محيط زيست دريايي و نواحي ساحلي خليج فارس، درياي عمان و قسمتي از درياي عرب در برابر آلودگي شکل گرفت. اين يک کنوانسيون منطقه يي بين دولت هاي بحرين، ايران، عراق، کويت، عمان، قطر، عربستان و امارات متحده عربي است. آلودگي محيط زيست دريايي منطقه مشترک بين کشورهاي مذکور توسط نفت يا ساير مواد مضر يا سمي ناشي از فعاليت هاي انسان در خشکي و يا در دريا.

کنوانسيون حمايت از ميراث طبيعي

اين کنوانسيون در سال 1972در شهر پاريس به تصويب رسيد. عمده ترين نکته مورد نظر کنوانسيون اين است که ويراني يا انهدام هر قسمت از ميراث فرهنگي و طبيعي موجب فقر شديد ميراث همه جهان مي شود و بايد به عنوان ميراث جهاني بشريت حفظ شود.

کنوانسيون بيابان زدايي

هدف از اين کنوانسيون بيابان زدايي و کاهش اثرات خشکسالي در کشورهايي است که به طور جدي با خشکسالي و بيابان زايي به خصوص در آفريقا مواجه هستند. از اين طريق اقدام موثر در تمام سطوح، با حمايت همکاري هاي بين المللي و ترتيبات مشارکت در چارچوب يک رويه جامع همسو با دستور کار و به منظور کمک به دستاوردهايي توسعه پايدار در مناطق آسيب ديده صورت مي گيرد.

کنوانسيون تنوع زيستي

کنوانسيون تنوع زيستي CBD، بخشي از روند کنفرانس سازمان ملل متحد در خصوص محيط زيست و توسعه به شمار مي رود. اين معاهده در سال 1992در ريودوژانيرو امضا و در سال 1993لازم الاجرا شد و هم اکنون 184عضو دارد. اين کنوانسيون بر مبناي سه هدف اصلي حفاظت از تنوع زيستي، بالا بردن ظرفيت کاربرد پايدار آن و سهيم شدن عادلانه در منافع حاصل از استفاده ذخاير ژنتيکي تشکيل شد. ايران در خرداد 1375به طور رسمي به اين کنوانسيون پيوست و نسبت به تعيين راهبردها و برنامه اقدام ملي در خصوص حفاظت از تنوع زيستي که جزء يکي از الزامات ناشي از پيوستن به اين پيمان بود، اقدام کرد.

پروتکل کارتاهنا

پروتکل ايمني زيستي يا کارتاهنا در سال 2000ميلادي در«مونترال» کانادا به تصويب نمايندگان کشورهاي عضو رسيد. براساس موادي از کنوانسيون تنوع زيستي، کاربري سالم و بي خطر روش هاي فناوري زيستي (بيوتکنولوژي) به نحوي که اين روش ها و يا فرآيند آنها تاثير زيانباري بر محيط زيست نداشته باشد، مورد تاکيد قرار گرفته و از تعهدات کشورهاي عضو شمرده شده است.

کنوانسيون جلوگيري از آلودگي دريايي

مواد اين کنوانسيون در سال 1972 (1351شمسي) در شهر لندن به امضاي نمايندگان تعدادي از کشورها رسيد و دولت ايران در سال 1375شمسي با تصويب مجلس به آن پيوست. هدف از تصويب اين کنوانسيون، کنترل و جلوگيري از آلودگي دريايي ناشي از تخليه و دفع مواد زائد و تشويق و حمايت از انعقاد قراردادها و توافقنامه هاي منطقه يي مکمل اين کنوانسيون است.

کنوانسيون آلاينده هاي آلي پايدار POPs

هدف از اين پيمان، حذف و يا کاهش آلوده کننده هاي آلي پايدار و ممنوع کردن توليد، مصرف، صادرات و واردات و فروش آنها، مساعدت و ترغيب کشورها به انجام اقدامات ملي و منطقه يي براي کاهش خطرات مواد مزبور، مساعدت به کشورها براي ايجاد صنايع پاکيزه به منظور جلوگيري و يا کاهش انتشار مواد مذکور، استفاده از جايگزين هاي مناسب، ترغيب کشورها به شناسايي منابع مواد آلوده کننده آلي پايدار و نابود کردن آنها است.

کنوانسيون روتردام PIC

کنوانسيون گسترش تجارت جهاني در دهه هاي 1960و1970 توجه مجامع بين المللي و سازمان هاي دولتي و غيردولتي حفاظت محيط زيست در سراسر جهان را به خطرات تجارت و مصرف مواد شيميايي بالقوه خطرناک از جمله سموم شيميايي دفع آفات نباتي معطوف کرد. به منظور کاهش خطرات مواد مذکور، برقراري کد بين المللي نحوه توزيع و مصرف سموم در بيست و سومين اجلاس کنفرانس عمومي سازمان خواربار و کشاورزي جهاني (FAO)در سال 1985در رم به تصويب رسيد.
چرا فوک هاي خزر مي ميرند
سيما آبگينه

فوک خزري به عنوان نماد اصلي درياي خزر که در اين درياچه بزرگ زندگي مي کند، نسبت به يک قرن پيش با 90درصد کاهش به حدود 110هزار عدد رسيده است.

فوک هاي خزري که به نام علمي فوکا کاسپيکا Phuca Caspica شناخته مي شوند از جمله نادر ترين جانوران شناخته شده روي زمين و کوچک ترين گونه فوک هاي واقعي يعني بدون گوش هستند. اما در تقسيم بندي اتحاديه بين المللي حفاظت از طبيعت در فهرست قرمز که مربوط به جانوران آسيب پذير است، قرار دارند. فوک هاي خزر در دوره زندگي 50 ساله خود به سواحل ايران بيش از سواحل چهار کشور حاشيه يي ديگر نزديک مي شوند زيرا زمستان ها را به عنوان فصل زادآوري بر روي قطعات يخي سواحل شمالي مي گذرانند اما در تابستان و پاييز و بهار عمدتاً سواحل ايران را ترجيح مي دهند. اين جانوران 11ماه آبستن مي شوند و در ماه دوازدهم براي زايمان به مناطق يخي در شمال درياي خزر مهاجرت مي کنند .

اما مرگ و مير سريع اين جانوران زيبا همچنان ادامه دارد و شايد تا چند صباح ديگر فوک خزر هم مانند پلنگ مازندران يا شير ايران منقرض شود. کارشناسان علت مرگ و مير فوک ها را همچنان به يقين نمي دانند. در تحقيقات اوليه در ايرلند شمالي اندام هاي داخلي و توليد مثلي فوک ها پوشيده از زخم هاي ناشي از ضايعات ويروسي تشخيص داده شد. اما گزارش هاي بعدي به علت هاي ديگري براي مرگ و مير فوک هاي خزري اشاره داشتند که مهم ترين آنها وجود انواعي از سموم کشاورزي نظير د.د.ت و سموم حاصل از پساب کارخانجات صنعتي در بافت هاي چربي فوک ها بود. به طوري که در همايش محيط زيست دريايي در اوتسوچي ژاپن علت مرگ و مير فوک هاي خزري به اثر تضعيف کننده آلودگي هاي صنعتي و در نتيجه ناتواني دستگاه ايمني بدن فوک ها در مقابل ويروس ها اشاره شد. اين گزارش ها حاکي از غلظت فراوان مواد حاصل از تجزيه کلر در بافت هاي چربي و کبد فوک ها است. کلر در صنايع نساجي به عنوان رنگ بر به کار برده مي شود و مهم ترين کارخانجات نساجي در اطراف خزر در حاشيه جنوبي اين درياچه قرار دارند.

يکي از عوامل مهم و تاييد شده کاهش جمعيت فوک ها يک نوع ويروس متعلق به سگ سانان است که در حوزه شمال شرقي خزر در سواحل يخ زده با حمله گرگ ها و روباه ها به اين حيوان انتقال يافته است. اين ويروس به طور دوره يي عمل مي کند و در سال هاي 79 و80 بسيار فعال بود و مرگ و مير وسيع فوک ها را سبب شد.نمونه ديگر از مواد موجود در بافت بدن فوک ها، وجود انواعي از آفت کش هاي موسوم به پي سي بي است که در جريان شسته شدن خاک هاي کشاورزي يا در نتيجه بالا آمدن سطح آب خزر در نواحي ساحلي به درون درياچه راه يافته اند. بنابراين وقوع مرگ و مير ناشي از همه گيري ويروسي سال 2000 ميلادي در ميان فوک هاي خزر نه تنها به علت آلودگي هاي صنعتي قابل توجيه است، بلکه با افزايش آلودگي هاي نفتي و کاهش جمعيت ماهي کيلکا که بيش از 70 درصد از غذاي فوک خزري وابسته به اين ماهي است، فوک خزري را با کمبود مواد غذايي و در نتيجه ضعف فيزيکي و ورود نوعي ويروس به سيستم عصبي اين حيوان و در نهايت مرگ و مير دسته جمعي فوک هاي خزري مواجه ساخته است. در اوايل قرن گذشته، وجود بيش از يک ميليون فوک در درياي خزر گزارش شده که ساليانه 160هزار قلاده از اين فوک ها توسط روس ها شکار مي شدند، در حالي که هم اکنون براساس آمارهاي موجود جمعيت اين جانور به حدود يکصد هزار قلاده رسيده است. فوک ها ارزش بسياري دارند و گوشت و پوست آنها از ارزش صنعتي و تجاري برخوردار است. بعدها به سبب برداشت بي رويه از جنس بالغ اين جانور و به هم خوردن ساختار جمعيتي اين گونه، توجه روس ها به شکار کوتوله هاي دو هفته يي براي دوخت پالتوهاي زنانه معطوف شد. به گفته کارشناسان فعاليت هاي بيش از اندازه صيد و صيادي چه نوع قانوني و غيرقانوني و استفاده از سموم خانواده د.د.ت از ديگر عوامل کاهش جمعيت اين جانور درياي خزر است. صيادان با صيد طعمه هاي اين جانور رقيباني براي فوک ها محسوب مي شوند و ماهيگيران با صيد انواع ماهيان موجب کم شدن مواد غذايي فوک ها در درياي خزر شده اند.لانه سازي و زايمان فوک ها بر روي يخ انجام مي گيرد که به علت گرم شدن زمين و نبود يخبندان در قسمت هاي شمالي درياي خزر در زمستان گذشته، زايمان فوک هاي ماده منجر به تلفات نوزادان اين فوک ها شد. در فروردين ماه 109بچه فوک به سبب نبود يخ تلف شدند. طبق آمار انجمن بين المللي حفاظت از فوک ها تا پيش از فروپاشي شوروي سابق سالانه 20 تا 25 هزار بچه فوک براي استفاده از پوست و چربي آنها شکار مي شدند، اما در حال حاضر هيچ کنترل ضابطه مندي براي حفاظت از فوک هاي خزري توسط کشورهاي ساحلي خزر اعمال نمي شود ضمن آن که آلودگي هاي صنعتي هر روز بر ميزان تلفات اين جانداران نادر اضافه مي کند. شايد همچنان که تعداد صنايع چوب و نساجي در حاشيه خزر افزايش مي يابند و بالا آمدن سطح آب درياچه باعث وارد شدن آفات به آب مي شود ديگر زمان طولاني تا آخرين وداع با فوک هاي خزري نمانده باشد.
بحران خاويار
علي دوستي

خاويار يکي از گران ترين مواد غذايي دنياست، به شکلي که قيمت هر کيلوگرم خاويار ايراني به اندازه 37 بشکه نفت خام ايران است. اين در حالي است که نسل ماهي استروژن که اين تخم هاي خاويار قيمتي را توليد مي کند در حال انقراض است و به گفته کارشناسان با ادامه روند فعلي صيد غيرمجاز فقط تا چند دهه ديگر ماهيان خاوياري را مي بينيم.ماهيان خاوياري که 200 ميليون سال قدمت دارند به عنوان فسيل زنده شناخته مي شوند و پيدايش اوليه آنها در اواخر دوره ژوراسيک و عمدتاً در نيمکره شمالي بوده است، اما امروزه عطش براي به دست آوردن سود خاويار و گوشت ماهي خاوياري، هستي اين ماهي را با خطر روبه رو کرده است.90 درصد از کل خاويار جهان از ماهي استروژن درياي خزر به دست مي آيد؛ جايي که صيد بي رويه استروژن منجر به کاهش تعداد اين گونه ماهي شده است. براساس تحقيقات انجام شده 5 گونه ماهي خاويار در درياي خزر زيست مي کنند که عبارتند از تاس ماهي ايراني (قره برون)، تاس ماهي روسي (چالباش)، فيل ماهي (بلوگا)، اوزون برون (سوروگا) و شيپ (تاس ماهي شکم برهنه) و در اين بين ماهي خاويار بلوگا که فيل ماهي نيز ناميده مي شود به عنوان بزرگ ترين آبزي آب هاي ايران شناخته شده است.

عموماً تمامي گونه ها به طور سالانه به مرحله رسيدگي جنسي نمي رسند و مابين هر تخم ريزي يک يا چند سال فاصله وجود دارد. مناطق تخم ريزي اصلي آن در سال هاي پيش در سواحل ايران و عموماً در بيشتر رودخانه هاي سواحل جنوبي درياي خزر بوده است اما در حال حاضر تنها در برخي از رودخانه ها نظير رودخانه تجن، گرگان رود و به ويژه سفيدرود ديده مي شود.

در گذشته نه چندان دور از گونه هاي درياي خزر 80 تا90 درصد خاويار جهان استحصال مي شد به طوري که رکورد صيد و استحصال خاويار درياي خزر در سال 1985 و به ميزان 28 هزار و 500 تن صيد به ثبت رسيده است که از اين ميزان حدود سه هزار تن خاويار استحصال شد. از ميزان خاويار استحصال شده، 2700 تن سهم شوروي سابق و 300 تن سهميه کشورمان ايران بوده است.محققان معتقدند بحران خاويار خزر پس از فروپاشيدن اتحاد جماهير شوروي و عدم کنترل کشورهاي ساحلي به ويژه دولت هاي تازه استقلال يافته بر روي اين صنعت آغاز شد. بر اساس آمار و اطلاعات مربوط به توليد و بهره برداري ماهيان خاوياري که برگرفته از آمار ثبتي و روزانه صيد است، ميزان توليد ماهيان خاوياري در 10 سال گذشته به شدت همراه با کاهش بوده است.نگاهي اجمالي به ميزان ذخاير که حاصل نتايج به دست آمده از گشت هاي ارزيابي است و همچنين بررسي روند توليد و بهره برداري در سال هاي گذشته در سراسر درياي خزر حاکي از وضعيت اسفبار ذخاير ارزشمند اين ماهيان است. بطوري که تنها در 10 سال اخير ميزان توليد خاويار و ماهيان خاوياري در سواحل ايران حدود 9 برابر کاهش يافته است. بنابراين تعداد ماهي هاي استروژن درياي خزر هر سال درصد قابل توجهي کاهش مي يابد که در صورت ادامه اين روند پيش بيني مي شود تا چند دهه ديگر نسل اين ماهي کاملاً از بين برود.با ادامه روند فعلي صيد غيرمجاز ماهيان خاوياري، حداکثر تا دو دهه ديگر مي توانيم شاهد حضور ماهيان خاوياري در درياي خزر باشيم و بعد از آن نسل اين موجودات گرا نبها منقرض مي شود. همچنين به اعتقاد کارشناسان صيد بي رويه و تخريب شديد زيستگاه ها موجب شده در 25 سال گذشته شاهد روند نزولي صيد ماهيان خاوياري باشيم.کاهش شديد شمار ماهيان خاوياري در خزر و ساير نقاط جهان باعث شده است اين گونه هاي آبزي تحت حمايت «کنوانسيون بين المللي تجارت گونه هاي حيات وحش در معرض خطر انقراض » قرار گيرد؛ بر اين اساس به حکم اين کنوانسيون که به عنوان کميته کارشناسي سازمان ملل ايفاي وظيفه مي کند، ممنوعيت صادرات خاويار از سوي کشورهاي عمده توليدکننده اين محصول افزايش يافته است که از آن جمله در سال 2006 کشورهاي روسيه، آذربايجان، قزاقستان و ترکمنستان از صادرات اين محصول منع شده اند. ايران از اين حکم مستثنا شده و بدين ترتيب در سال 2006 اجازه يافت 8/50 تن صادرات خاويار داشته باشد که از اين ميزان 44 تن متعلق به تاس ماهي ايراني و بقيه متعلق به سه گونه ديگر تاس ماهي روسي، فيل ماهي و اوزون برون بود.با اين وجود در حال حاضر کشورهاي عمده صادرکننده خاويار در اطراف درياي خزر قرار گرفته اند و 80 درصد از تجارت بين المللي اين محصول ارزشمند را در دست دارند.ايران در بين کشورهاي حاشيه خزر تنها کشوري است که توانسته بيش از 87 درصد سهميه خود را براي صادرات خاويار کسب کند.کنوانسيون تجارت بين المللي گونه هاي در حال انقراض سازمان ملل اوايل ماه ژانويه اعلام کرده بود که قادر نيست براي کشورهاي حاشيه درياي خزر سهميه صادراتي تعيين کند، زيرا کشورهاي صادرکننده خاويار اين منطقه اطلاعات لازم در خصوص صيد ماهي خاويار خود را در اختيار اين سازمان قرار نداده اند، لذا اين کنوانسيون تصميم گرفته است به اين کشورها اجازه صادرات خاويار را ندهد. در اين بين به اعتقاد کارشناسان اين دستورالعمل بر ميزان صيد غيرقانوني که تصور مي شود چندين برابر صيد رسمي است، تاثير کمي خواهد داشت و اين نوع صيد همچنان ادامه دارد.گفتني است قاچاق خاويار يک کسب و کار سودآور در جمهوري هاي فقير سابق شوروي است، به طوري که هر کيلوگرم تخم آن تا هزار دلار و گاهي بيشتر عايدي دارد.براساس نظر کارشناسان در بين پنج کشور حاشيه خزر، کمترين صيد در آب هاي ايران انجام مي شود چون صيد ماهيان خاوياري در اختيار بخش دولتي است و کنترل ويژه يي بر صيد صورت مي گيرد، در نتيجه اغلب ماهيان خاوياري يا خاويار که در بازار آزاد عرضه مي شود قاچاق بوده و با آن برخورد مي شود.گزارش ها حاکي است که ايران کمترين صيد غيرمجاز ماهيان خاوياري را در حاشيه درياي خزر به خود اختصاص مي دهد. از سوي ديگر ايران به لحاظ پرورش و رهاسازي ماهيان خاوياري نيز جايگاه ويژه يي را به خود اختصاص داده است.
عناوين اين صفحه
بزرگ ترين تهديد خزر آلودگي ميکروبي است
کنوانسيون هاي بين المللي زيست محيطي و مشارکت ايران
چرا فوک هاي خزر مي ميرند
بحران خاويار

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام