سه شنبه، 23 مرداد 1386 - شماره 1466
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: سياسي
واکنش سخنگوي وزارت خارجه؛
ضرورتي به ارتقاي سطح گفت وگو با امريکا نيست

گروه سياسي؛ محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت خارجه در خصوص دور چهارم گفت وگوي ايران و امريکا پيرامون مسائل عراق گفت؛ در حال حاضر ضرورتي به ارتقاي سطح گفت وگو نمي بينيم.

اين اظهارات در حالي عنوان مي شود که هاشمي رفسنجاني در خطبه هاي نماز جمعه هفته گذشته اعلام کرده بود که امريکا بايد شروط خود را کنار بگذارد ومذاکرات همه جانبه بين ايران و امريکا انجام بگيرد و سطح گفت وگوها ارتقا يابد.

حسيني که در برنامه تلويزيوني نگاه يک شبکه اول سيما به پرسش ها پاسخ مي گفت، عنوان کرد؛ در حال حاضر قرار است تيم مذاکره کننده پيرامون گفت وگوهاي دور سوم (ايران و امريکا) مسائل امنيتي رايزني هايي را با پايتخت هاي خود انجام دهند.سخنگوي وزارت امور خارجه با اشاره به برگزاري دور سوم مذاکرات ايران و امريکا بر سر موضوع عراق، تصريح کرد؛ در حال حاضر در حال جمع بندي دور سوم هستيم و مذاکرات دور چهارم پس از بررسي مذاکرات دور قبل و با همين سطح ادامه پيدا مي کند. وي همچنين در مورد سه دور مذاکرات هسته يي ايران بين لاريجاني و سولانا با بيان اينکه در مذاکرات بين لاريجاني و سولانا قرار شده که روند مذاکرات آژانس ادامه يابد، خبر داد؛ در 29 مرداد اين مذاکرات در سطح معاونان لاريجاني و سولانا ادامه مي يابد. حسيني تصريح کرد؛ در دور اول گفت وگوها مسائل به همين شکل بيان شد و در دور دوم نيز با صراحت بيشتري مطرح شد. به گزارش ايسنا حسيني تقويت دولت نوري المالکي و احترام به حاکميت ملي و تماميت ارضي عراق را از جمله مباحث مطروحه در اين مذاکرات برشمرد. حسيني در خصوص اينکه آيا حقوق مردم عراق مهمتر است يا حقوق مردم ايران، تصريح کرد؛ اساساً اينکه ما پذيرفتيم در اين گفت وگوها شرکت کنيم به خاطر دعوت و اصرار مقامات عراقي و درخواست امريکايي ها بوده که نظام به اين جمع بندي رسيد که مساله امنيتي عراق در اين گفت وگوها مطرح شود. در کنار امنيت عراق تاکيد کرديم که امنيت عراق را امنيت خودمان مي دانيم و از ناامني در اين کشور هيچ نفعي نمي بريم.

سخنگوي وزارت امور خارجه با بيان اينکه وقتي موضوع اصلي گفت وگوهاي ايران و امريکا مساله عراق و امنيت آن است، نمي توان پيش شرط جديدي مطرح کرد. او در پاسخ به اين پرسش که چرا موضوع آزادي پنج ديپلمات ايراني ربوده شده در اربيل به عنوان پيش شرط مذاکرات مطرح نشده است، گفت؛ با مطرح شدن اين پيش شرط يک مساله جديدي به وجود مي آمد و مسائل به همديگر متصل مي شد. در شرايطي که سومين دور مذاکرات هسته يي بين علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي و سولانا رئيس اتحاديه اروپا با وقفه يي نسبتاً طولاني مواجه شده است، حسيني سخنگوي وزارت خارجه خبرداد که براساس توافق طرفين مذاکره کننده، نهايتاً قرار شده است که مذاکرات ايران ادامه يابد و دور سوم اين گفت وگوها 6 روز ديگر يعني 29 مردادماه بين معاونان لاريجاني و سولانا برگزار شود.حسيني در بخش ديگر اين گفت وگوي تلويزيوني در خصوص نتايج مذاکرات آژانس عنوان کرد؛ با آژانس مذاکرات خوبي انجام شد که هر دو طرف ابراز رضايت کردند و گام ها رو به جلو بوده است.

نمي توانيم مرزها را ببنديم

در عين حال که خبرنگاران به سختي به خارج از ايران رفته و مصاحبه هايي را تهيه مي کنند، اما خبرنگاري مانند کريستين امانپور خبرنگار سي ان ان که به راحتي حتي داخل سايت اتمي ايران شده و فيلمبرداري و مصاحبه و... مي کند از يک سو و از طرف ديگر اينکه چرا وزارت امور خارجه به افرادي مانند هاله اسفندياري و کيان تاجبخش ويزا مي دهد. اين سوالي است که سخنگوي وزارت خارجه در خصوص آن گفت؛ به خاطر کار نادرست يک خبرنگار يا فرد ديگري نمي توانيم مرزها را ببنديم.

به گفته او هر کسي که وارد ايران مي شود و مناطق مختلف را مي بيند تحت تاثير مسائل داخلي قرار گرفته و مطالبي را مي نويسد و مي گويد ولي همه اينها در سابقه آنها قيد مي شود.سخنگوي وزارت امور خارجه با اشاره به اينکه شرايط عراق شرايط ويژه يي است و بايد از هر کمکي براي بازگشت آرامش به اين کشور دريغ نکنيم، در مورد تقاضاي ايران در ازاي کمک براي بازگشت امنيت به عراق گفت؛ امريکا بر اساس سياست هاي غلط خود اين هجوم را انجام داد که ناامني و بي ثباتي نتيجه اين اقدام يک طرفه بود که اين مساله بر ملل منطقه وارد شده است لذا تلاش ايران ايجاد ثبات و تقويت امنيت در عراق و به تبع آن در منطقه است. وي تاکيد کرد؛ هيچ بده و بستاني با امريکايي ها در موضوع گفت وگوها مطرح نيست.

حسيني در ادامه با اشاره به بحث تونل زيرزميني سفارت انگليس و موضوع باغ قلهک گفت؛ مدير عامل شرکت فرش اعلام کرد که چهار سال پيش اين تونل بسته شده و تحليل هاي موجود در مورد استفاده سفارت انگليس براي کارهاي متفاوت از اين تونل زياد موثق نيست.

وي ادامه داد؛ باغ قلهک نيز يک جريان حقوقي و قضايي دارد که بايد دنبال شود و اين مساله در دستگاه قضايي تحت رسيدگي و پيگيري است. انگليسي ها در مورد باغ قلهک اسنادي دارند که در مورد کيفيت و محتواي آن سوال وجود دارد و نيازمند بررسي دقيق حقوقي و قضايي است. سخنگوي وزارت امور خارجه در ادامه در مورد نقش وزارت خارجه در قراردادها و توافقنامه هاي ايران با کشورهاي ديگر و نيز در مورد قرارداد خط لوله صلح و فروش نفت و گاز ايران به پاکستان و هند و مباحث مطروحه پيرامون آن اظهار داشت؛ وزارت خارجه در امضاي اين توافقنامه ها و قراردادها دو نقش اساسي دارد که در ابتدا زمينه ها و فرصت ها در کشورها شناسايي مي شود و پس از آن بين وزارت خارجه و ارگان هاي مربوط هماهنگي ايجاد مي شود. حسيني افزود؛ وزارت خارجه در قرارداد خط لوله گاز به پاکستان و هند نقش داشته است، اما در مورد بحث 32 درصد هنوز مذاکرات نهايي نشده است.

او در خصوص موضع گيري ها در بحث هاي مختلف اظهار داشت؛ هنگامي که مي خواهيم درباره مسائل مختلف مطرح شده يا پيش آمده موضع گيري کنيم در حقيقت مي خواهيم موضع نظام جمهوري اسلامي را مطرح کنيم و حتماً بايد يک پشتوانه دقيق و عميق منطقي و کارشناسي شده داشته باشيم. بعضاً مسائلي هست که هم داراي جنبه سياسي و هم حقوقي است و ممکن است بعد کنسولي نيز داشته باشد، اما در رابطه با مسائل مهمي مثل مساله هسته يي هم در داخل وزارت خارجه هم در خارج از اين وزارتخانه ضرورت دارد هماهنگي هايي با سازمان انرژي اتمي و شوراي عالي امنيت ملي داشته باشيم و مجموعه آنها را به عنوان موضع نظام مطرح کنيم.
لزوم بهبود روابط با اعراب
سعيد ليلاز با اشاره به فروش سلاح از سوي امريکا به کشورهاي منطقه به منظور مقابله با آنچه که تهديد ايران خوانده مي شود، گفت؛ امريکا مي کوشد از طريق سرازير کردن موج اسلحه به خاورميانه و محاصره نظامي ايران، رابطه تهران با کشورهاي عربي را بيش از پيش کاهش داده و ايران را از لحاظ ديپلماتيک محاصره کند. سعيد ليلاز تحليلگر مسائل سياسي در گفت وگو با ايسنا افزود؛ اين اقدام سياستي کمابيش سنتي از سوي امريکا است که به طريقي با بر هم زدن ناامني در منطقه به ويژه خليج فارس، مازاد درآمدهاي نفتي آن را خارج کند. ليلاز در خصوص واکنش ايران به اين اقدام امريکا گفت؛ ايران بايد براي بهبود روابط دوستانه و همکاري ها با کشورهاي عربي منطقه تلاش کند چرا که اين امر گامي است مغاير با سياست هاي امريکا در منطقه. وي با اشاره به اينکه خود کشورهاي منطقه نيز تمايل زيادي به خريد سلاح از امريکا ندارند بلکه تنها فکر مي کنند خريد سلاح آنها را به امنيت نزديک مي کند، گفت؛ ما بايد به آنها ثابت کنيم که تهران تهديدي براي منطقه خليج فارس نيست و علاقه يي به ايجاد تشنج در منطقه نيز ندارد و همواره خواستار گفت وگو و مفاهمه است. ليلاز با بيان اينکه اين اقدام امريکا حتماً بر روند مذاکرات ايران و امريکا درباره عراق تاثيرگذار است، افزود؛ امريکا تلاش مي کند ايران را در سه جبهه نظامي، ديپلماتيک و اقتصادي محاصره کند با تصور اينکه اين محاصره ژئوپولتيک منجر به منزوي شدن ايران شده و باعث شود سياست خشن تر و تهاجمي تري را در پيش بگيرد؛ از آنجايي که اين امر از رفتار امريکا نشأت مي گيرد، جامعه جهاني مسووليت دارد جلوي تکميل اين حلقه محاصره را بگيرد.وي ابراز عقيده کرد؛ بنابراين مهمترين راه حل اين است که با گسترش روابط با کشورهاي حاشيه خليج فارس و نشان دادن علاقه مندي خود براي تشنج زدايي اجازه ندهيم امريکايي ها در اجرايي کردن اهداف شان موفق شوند.
احياي دوباره امپراتوري صفوي
يکي از عوامل دربار سعودي در عراق در اظهاراتي گستاخانه ايران را متهم به ايجاد ناامني در عراق و تلاش براي احياي دوباره امپراتوري صفوي کرد.

در حالي که يافته هاي سرويس هاي امنيتي مستقر در عراق از جمله سازمان اطلاعات مرکزي امريکا نشان مي دهد که بخش عمده ناامني ها و فعاليت هاي تروريستي عراق با بودجه سعودي و توسط عوامل اجيرشده توسط شاهزادگان اين کشور انجام مي شود. به گزارش «بازتاب»، «عدنان الدليمي»، رهبر فراکسيون اقليت در مجلس عراق، به همراه هم پيمانان خود اعلاميه يي صادر کرده است که در آن مي گويد، پارسيان و صفويه ها مي خواهند که کشورهاي عرب منطقه را مرعوب ساخته و به فتح اين کشورها اقدام کنند.
مسعود ده نمکي در گفت وگو با اعتماد منتقدانش را تهديد کرد
فاشيست ها را افشا مي کنم
زاگرس ايراني

مسعود ده نمکي در گفت و گو با اعتماد از تازه ترين تحولاتش سخن مي گويد.

---

تقسيم بندي مربوط به بچه هاي جنگ که از شهيد باکري نقل شده، معروف است رزمندگان به سه دسته تقسيم مي شوند، شما در کدام تقسيم بندي جا مي گيريد؟

اين تقسيم بندي را اريک ماريان هم دارد. او هم مبارزان انقلاب را بر اين اساس تقسيم بندي مي کند و شهيد باکري رزمندگان جنگ را. شهيدباکري مي گويد بچه ها بعد از جنگ سه دسته مي شوند. يا استحاله مي شوند و در روزمرگي غرق، يا پشيمان مي شوند و به آن آرمان ها پشت مي کنند اما گروهي نه استحاله مي شوند نه به آرمان ها پشت مي کنند، اينان غصه مي خورند و منزوي مي شوند. انزوا هم شکل هاي مختلف دارد در بعضي ها به تصوف مي کشد و اگر کم اعتقاد بوده اند يا تفکر مذهبي نداشته اند به نهيليسم کشيده شده اند.

شما جزء کدام دسته ايد؟

در هيچ کدام از اين دسته بندي ها ما جا نمي گيريم.

چرا؟

چون تفکر امام چيز ديگري را اضافه مي کند. امام در پيام پذيرش قطعنامه مي گويد؛ «جنگ تمام نشده است، جنگ ما جنگ عقيده است و مرز و جغرافيا نمي شناسد. جنگ ما جنگ فقر و غنا بوده و تمام شدني نيست.» بنا بر همين بندهاي پيام امام از اينجا به بعد شاهد بروز يک طبقه جديد در بچه هاي جنگ مي شويم که نه براي کسب قدرت سياسي، بلکه براي دفاع ازآرمان هاي شان با ابزارهاي مختلف وارد ميدان مي شوند.

اين ابزارها چرا «رسانه» شد؟

خوب البته اين بد نيست. من از همان اول فکر کردم که هر چقدر اين اعتراض و آرمان گرايي رسانه يي تر و شفاف تر باشد، ممکن است به حصول نتيجه نزديک تر باشد. به همين دليل وارد حوزه فعاليت هاي اجتماعي معطوف به رسانه شدم. بنابراين با نگاه صرف انتقادي و اصلاح گرايانه شروع به راه اندازي نشريه کردم؛ نشرياتي که هر کدام يک گفتمان غالب خاص داشتند. زماني احساس کردم مي خواهند سمبل هاي تاريخ را به اسم شاداب کردن مردم حذف کنند و شروع کردند عکس شهدا را از اتوبان ها جمع کردن، گفتند مردم تصادف مي کنند. اسم کوچه ها را عوض کردند، گفتند مردم گم مي شوند. عکس شهدا را پاک کردند، گفتند مردم ناراحت مي شوند. جالب اين بود که به جاي اينها تبليغات محصولات خارجي مي زدند اما آن وقت مردم تصادف نمي کردند و گم نمي شدند،

شما به اين رفتارها اعتراض کرديد؟

ما مي جنگيديم به خاطر ماندن اينها. بچه ها از شوک جنگ بيرون آمدند و شدند مطالبه گر همين حرف ها. بعد از اين دوره، من گفتمان نشريه جديد را عوض کردم.

چرا، مگر مشکل شما حل شد؟

دولت قانع شد که بعضي تابلوهاي شهدا باقي بماند يعني نصف، نصف شد. نوعي معامله صورت گرفت.

با شما معامله کردند؟

نه با خودشان معامله کردند. بحث ما تابلوها نبود بلکه يک رفتار سياسي قدرناشناسانه و شعارزدايي و آرمان زدايي خطر اصلي بود.

پس شما کجاي اين دعوا بوديد؟

ما فشار وارد مي کرديم و آنها يک گام عقب نشستند. حذف مطلق نکردند. سيستم فهميد که به اينها احتياج دارد. فهميدند ضرر کرده اند به اينها بي مهري شده است و چون احساس نياز کردند کنگر ه ها، يادمان ها و چاپ پوسترها به راه افتاد. بعد از دعواي عکس و نام شهدا رفتم سمت آرمان هاي اينها، ما معتقد بوديم نسلي که قرباني شدند آرمان هايي داشتند. از اينجا به بعد بحث کمي خطرناک و پيچيده شد.

چرا خطرناک شد؟

چون بحث تطبيق ها پيش آمد. مثلاً زندگي شهيد باکري را به عنوان يک شهردار تطبيق بدهيم با يک شهردار يا مدير ديگر.

اساساً از نظر مقطع زماني شيوه شهرداري قابل تطبيق است؟

چرا نباشد؟ ما با اين آرمان ها انقلاب کرديم. به مردم اين وعده را داديم که الگوي مديريتي مان اين افراد هستند. اگر باکري در مقام شهردار به منزل يک پيرزن سرکشي مي کند و خودش را معرفي نمي کند، باکري که از خودش اين شيوه را ابداع نکرده است، برگرفته از الگوي سلمان در مدائن و علي در کوفه است. ما هم به مردم اعلام کرديم اگر حکومت اسلامي تشکيل داديم به اين دليل بوده که الگوي سياسي ما چنين افرادي هستند.

پس سيستم هاي نوين مديريتي چه مي شود؟

هر چه ما مي کشيم از اين سيستم هاي مثلاً نوين مديريتي است. انقلاب ما انقلاب اسلامي بود و به دنبال يک الگوي جديد بوديم.

منظور شما کدام اسلام است؟

با اين حرف ها، دعواي کلامي ما با شما شروع مي شود. ما اسلام را صرفاً براي اعتقاد فردي افراد نمي دانيم. ما معتقديم اسلام در همه حوزه ها و شئون زندگي برنامه دارد. امروز همه از الگوي توسعه متوازن دفاع مي کنند. حضرت علي(ع) 14 قرن پيش گفته است وظيفه حاکم اسلامي عمران بلاد- دولت سازندگي شما- اصلاح نفوس- محافظه کاري که فکر مي کند بايد کار فرهنگي کند- حفظ نفوس و امنيت و آزادي که دولت اصلاح طلبي دم مي زند. حضرت امير مجموعه اينها را وظيفه حکومت مي داند با گرايش عدالت خواهانه.

کسي که در اين محتوا بحثي ندارد؟

شما مي گوييد 14 قرن پيش اسلام آمده است و ديگر قابل تطبيق نيست. بحث ما اين است که قابل تطبيق است.

الگوي سلمان در مدائن با شهرداري امروز قابل تطبيق است؟

چرا نبايد باشد.

آن موقع محدوديت جمعيتي بوده، مثلاً شهردار تهران چگونه مي تواند به همه سر بزند؟

چرا نمي شود. ثانياًً قرار نيست که سر بزند، ولي قرار هم نيست که با موتورگازي به تهران بيايد بعد از مدتي ويلاي چند صد ميليوني بسازد. قرار نيست رانت خواري کند. قرار نيست شعار ساده سازي به مردم بدهند، بعد اسبي که به بچه شان هديه مي دهند چند ده ميليون تومان باشد.

اينها مربوط به کدام دوره است؟

بحث مصداقي نکنيد. نمي خواهم مصاحبه حيف شود. به هر حال رويگرداني مردم از دو جناح سياسي عمده کشور به خاطر همين رويگرداني آنها از محور عدالت خواهي بود. من نمي دانم شما به چه صراطي مستقيم هستيد اما آنچه امام مي گويد، جنگ ما جنگ فقر و غنا است، ما به آن معتقديم.

جنگ فقر و غنا از نظر شما چگونه جنگي است؟

بعد از دهه هفتاد و آغاز دهه هشتاد احساس کردم ذائقه مخاطب عوض شده است. با رد عناصر و وسايل تکنولوژيک دريافتم اساساً تاثيرگذاري مديوم سينما بيشتر از رسانه هاي مکتوب است، به همين دليل همان جنگ را و محور عدالتخواهي را با سينما پيش بردم. در فيلم مستند فقر و فحشا اين آسيب را به تصوير کشيدم و مستند کدام استقلال، کدام پيروزي منازعات سياسي را بين دو تيم تشبيه کردم.

آقاي ده نمکي، از آن ادبيات تند و گزنده که در نقد دولت هاي قبلي استفاده مي کرديد درباره اين دولت چقدر از آن ادبيات استفاده مي کنيد؟

من کدام استقلال، کدام پيروزي را با رويکرد نقد در زمان همين دولت ساختم. کساني که به ياد دارند من همان ادبياتي را که براي نقد دولت هاشمي استفاده مي کردم براي دولت خاتمي هم به کار بردم و همان را هم در دولت احمدي نژاد طرح مي کنم. من با هيچ کدام از اين دولت ها دشمني نداشتم. سخنگوي هيچ گروهي هم نيستم. من فيلم فقر و فحشا را نساختم که دولت خاتمي را زير سوال ببرم. مهم براي من طرح گفتمان عدالت بود که نمي شود آن را جناحي کرد.

اکنون جناحي شده يا نه؟

از نظر من جناحي نشده است.

گفتمان جناح دولت بحث عدالت است؟

اکنون يک دولتي سر کار آمده که شعارهايي را مي دهد که ما سال ها نوشتيم. و اين خوب است.

به نظر شما موفق مي شود؟

به چگونگي عمل و زمان بستگي دارد. به نظر من در شعارهاي کوتاه مدت در بحث مبارزه با تجمل گرايي و اشرافي گري مسوولان دولت خوب عمل کرده اند. يعني پز مديريتي مسوولان در دولت احمدي نژاد شکسته شد. اما شما به عنوان يک روزنامه نگار مي دانيد شعارهاي عدالت محور در اقتصاد، سياست هايي زودبازده نيست. کما اينکه در عرصه کلان تغيير عمده يي با رفتن و آمدن آدم ها صورت نمي گيرد. چون برنامه ها بيست ساله و کلان است.

اما اين دولت تا آنجا که از دستش برآمده از سند چشم انداز و برنامه چهارم عدول کرده است.

اين تحليل شما است اما من فکر مي کنم هر آنچه انجام شده طبق برنامه بوده است، چون دولت فعلي فحش خور برنامه چهارم شده است. اگر قرار بود بنزين سهميه بندي و گران شود هيچ کس به جز اين دولت اين جرات را به خودش نمي داد اين کار را بکند. دولت و مجلس اصولگرا اين کار را کرد. يعني مصوب برنامه را عمل کرد که از نظر سياسي هم به ضررشان تمام شد.

با اين اوصاف طرح تثبيت قيمت ها از کجا آمد؟

موضوع بحث شما مباحث اقتصادي است يا من؟،

شما مي گوييد دولت و مجلس اصولگرا برنامه چهارم را اجرا مي کنند. من مي پرسم طرح تثبيت قيمت ها از کجا آمد؟

انتقاد شما به چيست؟،

که اين طرح کجايش با برنامه چهارم و سند چشم انداز همراهي داشت؟

خب اين يعني چه؟

يعني قرار نبود طبق برنامه بنزين يک شبه سهميه بندي شود قيمت ها بايد پلکاني بالا مي رفت تا مردم همگام با آن جلو بيايند.

من که متوجه منظورتان نمي شوم، حالا هم انطباق درصدي با برنامه محل بحث ما نيست. در دولت خاتمي هم طبق برنامه به يک چيز هايي عمل نمي شد. در دولت هاشمي هم همين طور، چون اگر قرار بر سهميه بندي بود بايد خيلي وقت پيش بنزين سهميه بندي مي شد.

يک زماني برنامه اجرا نمي شود اما دولت احمدي نژاد اصرار دارد از برنامه عدول کند.

اين طور نيست، نظام صاحب دارد، مجمع تشخيص مصلحت وجود دارد و ده ها ذره بين دارند که مساله عدول از برنامه را رصد کنند.

اين ادبيات تند و گزنده شامل دولت احمدي نژاد هم مي شود؟

شما معتقديد بايد استفاده کنم.

اگر اعتقاد به ديدگاه فراجناحي گفتمان عدالت طلبي داريد بايد بيشتر از دولت هاي گذشته اين دولت را نقد کنيد، چون دولت هاي قبلي ادعايي نداشتند اما اين دولت ادعاهاي زيادي دارد.

فکر مي کنم نخستين و تنها کسي که با اين لحن از دولت انتقاد کرد من بودم. سه روز بعد از مراسم تحليف، نامه سرگشاده براي شان نوشتم که در مطبوعات هم منتشر شد.

همين. يک نامه؟

من به دنبال اين نبودم که وارد ساختار مديريتي بشوم. علتش هم حفظ همين موقعيت بوده است که بتوانم از بيرون ايرادهايم را بيان کنم.

همکاران شما در نشريات کساني بودند که با شما اشتراکات فکري زيادي داشتند اما سينماگران دنياي ديگري دارند. تفاوت همکاري اين دو گروه چه تاثيري بر شما گذاشت؟

انتخاب و چينش بازيگران ادامه همان رويه يي بود که من در نشرياتم پي گرفته بودم. از افرادي استفاده کردم که کسي فکر نمي کرد اينها با هم کار کنند. اين همان کاري بود که در نشريات انجام دادم. افرادي بودند که صاحب فکر بودند ولي خيلي از نشريات اصولگرا اينها را بر نمي تابيدند. يعني اينقدر دايره تعريف اصولگرايي براي اينها تنگ بود که اينها را برتابيدند، آنها را مشکل دار مي دانستند، و حتي منحرف قلمداد مي کردند. من همواره معتقد بودم که فضاي مونولوگي مطبوعات شکسته شود. ما در نشريات خودمان با هر دو طرف گفت وگو مي کرديم؛ هم با مهاجراني و ابطحي و هم با ديگران. مي خواستم بگويم که در عين اينکه مخالف سياسي يکديگر هستيم، مي توانيم با هم صحبت کنيم و همديگر را نقد کنيم.

يعني همان تسامح و تساهل؟

من نمي خواهم بگويم تسامح و تساهل. گرچه تعريف من از تسامح و تساهل همان اشداء علي الکفار است اما برخي از نيروها مرا به خاطر مصاحبه با مطبوعات اصلاح طلبان به نفوذي بودن متهم مي کردند. به هر حال اين کليشه ها بايد شکسته مي شد. من فکر مي کنم اخراجي ها با مضمون خودش اين کار را کرد. من مي خواستم بگويم در جنگ آدم هاي مختلفي بودند. همه در جنگ سيد و حاجي نبوده اند. همين نگاه هم باعث شد که نتوانستيم جنگ را ملي کنيم.

يعني عده يي جنگ را جناحي کردند؟

جناحي نه، سليقه يي کردند.

خود شما با آن نشريات تا چه اندازه در اين سليقه يي کردن نقش داشتيد؟

هيچي. من کوشيدم اين طور نشود. حتي در جنگ هم تلاشم همين بود.

بعد از جنگ چه کرديد؟

من اولين کسي بودم که حرف شهيد خرازي را به مطبوعات آوردم که رسانه ها جنگ را درشت مي نويسند، درست نمي نويسند. وقتي وارد سينما شدم تصميم داشتم اين کليشه را بشکنم.

برگرديم به تقسيم بندي ها.

نه شما به تقسيم بندي ها برنگرد.

شما از يک طرف مي گوييد نگاه به جنگ را بايد ملي کرد از طرف ديگر حاضر به پذيرش جناحي کردن مساله جنگ نيستيد. شما رسانه داشته ايد، پس نقش داشته ايد؟

من هيچ نقشي نداشته ام، چون من مطالبه گر آن نسل بودم و در بلوک قدرت سياسي قرار نداشتم. اين اشتباه شما است.

شما رسانه داشتيد؟

اين دليل نمي شود.

رسانه شما در اختيار گفتمان يک جناح سياسي بوده است.

نه اصلاً نبود. اين اشتباه شما است. مثل اين مي ماند که من به شما بگويم که شما جزء اين جناح هستيد چرا در 7 تير بمب گذاشتيد. مثل اين مي ماند که بگويم شما چرا باهنر و رجايي را کشتيد؟ اين يعني جبهه يي نقد کردن. نمي شود، اين گونه نقد کردن اشتباه است. هر کس بايد زير بيرق خودش سينه بزند. هر کس را به واسطه عملکرد خودش بايد نقد کرد. ظاهراً نشريات همه جناح هاي سياسي از ساخت اخراجي ها ناراحت هستند.

چرا؟

چون کليشه هايي که حيات آنها در آن است را شکسته است.

کدام جناح؟

هر دو جناح. البته آدم هايي که نان شان در اين تقسيم بندي ها بوده است.

مصداقي هم براي اين ادعا داريد؟

بله اما نمي خواهم که وارد اين مصداق ها بشوم.

خواننده بايد بفهمد مساله يي که شما از آن صحبت مي کنيد، چيست.

ما در مورد اخراجي ها بحث مي کنيم.

کدام جناح ها و از چه ناراحت شدند؟

اساساً کنار هم قرار گرفتن برخي بازيگران مانند زارعي و سيدجواد هاشمي يا شريفي نيا در کنار ده نمکي شکستن بسياري از کليشه هايي بود که در سينما هم رواج دارد. اين نشان مي دهد مي توانيم روي يک سري مشترکات کنار هم قرار بگيريم. اين پيام بسيار روشني است که نشان مي دهد جنگ هم همين طور بوده است. افراد متفاوت با سلايق مختلف، پوشش هاي گوناگون کنار هم قرار گرفته اند و جنگيده اند. اين اتفاقي است که هر کس با زبان خودش آن را تفسير مي کند. شما مي گوييد تسامح و تساهل يا آقاي ابطحي بعد از ديدن فيلم مي گويد تسامح و تساهل خاتمي به بهترين شکل در اخراجي ها بود. اما من مي گويم در سال پيامبر اعظم هيچ فيلمي در خصوص پيامبر اعظم نساختيم. من با اشاره غيرمستقيم در فيلمي که در سال پيامبر رقم مي خورد يک سيد روحاني را به عنوان سلاله پيامبر انتخاب کرده ام که يکي از خصلت هاي اخلاقي پيامبر يعني شريعت سهله و سهمه را در فيلم نمايش دادم. اين «اشداء علي الکفار رحماءبينهم» است.

آقاي ده نمکي، شما عليه همين سياست موضع گيري داشته ايد؟

آن تساهل و تسامح سياسي است که اشداء علي الکفارش بر عکس شده بود به رحما علي الکفار و اشداء علي بينهم. کساني که مي گفتند ما مي خواهيم معاند را به مخالف و مخالف را به موافق تبديل کنيم، در نشريه شلمچه را تخته کردند.در زمان آقاي خاتمي فيلم ساختم اما آن را توقيف کردند و اين در حالي بود که همه جور فيلم عشقولانه در کشور ساخته مي شد.

آيا بيان اين حرف ها يعني مسعود ده نمکي در حال تغيير است؟

آرمان هاي ده نمکي تعريف شده است، اما ابزارهايش فرق مي کند. شما اگر دنبال روزي هستيد که ده نمکي، مخملباف بشود مطمئن باشيد آن روز نخواهد رسيد. همين چند روز پيش نامه يي از ايشان چاپ شد که کاش با نارنجک مهرجويي را مي کشت، اما اين آدم روشنفکر امروز سينما شد. من مي گويم رهرو آن نيست که گهي تند و گه آهسته رود...

چرا فکر مي کنيد، تغييرپذير نيستيد؟

به امام مي گويند بهترين دعا را براي ما بکن. مي گويد خدا همه ما را عاقبت به خير کند. من کاري به مخملباف ندارم، اينکه چه عواملي باعث شد مخملباف به اين روز برسد. آيا خودش وايدئولوژي اش تغيير کرد يا او را به اين سمت هل دادند. بحثي است که من معتقدم ما اساساً اپوزيسيون سازي دو جناح مان معرکه است. يعني همه را به سمت معاند شدن هل مي دهيم. برعکس اينکه بايد دنبال جذب باشيم. در حالي که دافعه مان به شدت بيشتر از جاذبه است. يعني فقط منتظريم ايرادي در کار کسي پيدا کنيم تا کله اش کنيم. از همان دوستان روزنامه نگار کسي به شما هشدار داده که ممکن است به سمت تغييرات بنيادين برويد؟از روز اولي که وارد عرصه فعاليت هاي اجتماعي شدم هر کس در انتظار يک سرنوشتي براي من بود. از دوره مطبوعات مي گفتند، طبرزدي مي شود و از روزي که وارد سينما شدم همه منتظرند که من مخملباف شوم. اما به اميد خدا به همه اعلام مي کنم من مسعود ده نمکي مي مانم.

اين اعلام مجدد چه پيامي دارد؟

در حوزه سينما هم ورود من براي برخي ها ناراحت کننده شده است. فرقي ندارد چه در بين سينماگران مثلاً روشنفکر و چه در بين سينماگران مثلاً ارزشي. آفتي که در سياست بود به ساير حوزه ها هم سرايت کرده است و آن انحصارطلبي نسل اولي ها است که همواره باعث زايمان غيرطبيعي شده است. تفاوتي هم نمي کند، هم در چپ وجود دارد و هم در راست. خاطره يي براي تان تعريف کنم. سال 1361 در سينما آزادي فيلم مرحوم علي حاتمي را مي خواستند نمايش بدهند. چند نفر آمدند و شعار دادند مرگ بر ضد انقلاب، امريکايي برو بيرون و مرحوم علي حاتمي را از سينما بيرون کردند. از اين افراد دو، سه نفر به شدت مخالف من و ورودم به سينما شده اند و مي گويند، ده نمکي چرا وارد سينما شده است؟،

اين افراد را مي توانيد نام ببريد؟

نه الان لزومي ندارد ولي اگر در عرصه هنر انحصارطلبي کنند پرونده شان را رو مي کنم. جالب است اينها پز روشنفکري گرفته اند و مي گويند چرا ده نمکي وارد سينما شده است، يا کساني که به اسم دفاع از ارزش ها و سينماي ارزشي رانت هاي چند ميليوني دارند و نهادها را مي تيغند با آمدن من احساس خطر مي کنند. من وارد سينما شده ام که فيلم بسازم، به نفع شان است که پا در کفش من نکنند. مطمئن باشند که وارد حوزه هاي مالي و رانتي آنها نمي شوم. به آنها اطمينان مي دهم که من مغازه شان را تخته نمي کنم، اما اگر اين دورويي را ادامه دهند حرف هاي زيادي دارم که مي زنم. آن وقت مي گويم چه کساني فاشيست بوده اند اما حالا پز روشنفکري گرفته اند. اسم مي برم و اسناد ارائه مي کنم.

مسعود ده نمکي در کنش ها و باورهايش اين مجال را براي ديگراني که متفاوت از او مي انديشند فراهم آورده است؟

کنش و باور من در مقام و مسووليتي است که در آن قرار دارم. من که رئيس جمهور نيستم. من يک فيلمسازم. کنش و رفتار من در عرصه فيلمسازي اين است.

شما امسال در جشنواره کن هم شرکت کرديد. فضاي اين جشنواره چگونه بود؟

فضا قابل تصور بود، ايرانياني که آنجا آمده بودند نسبت به من و فيلم محبت داشتند. محبت مردم نشان داد که اين فيلم با فطرت آنها هم ارتباط برقرار کرده است.

آقاي ده نمکي، تصور مي کرديد يک روز حتي به عنوان ميهمان در جشنواره کن حضور پيدا کنيد؟

من در هر کاري که وارد شوم تا آخرش مي روم. اکنون که به سينما آمده ام به اقتضائات مشروعش پايبندم و طبق قواعدش کار مي کنم.
عناوين اين صفحه
ضرورتي به ارتقاي سطح گفت وگو با امريکا نيست
لزوم بهبود روابط با اعراب
احياي دوباره امپراتوري صفوي
فاشيست ها را افشا مي کنم
المالکي؛ شانتاژ بوش بي تاثير است
درخواست پارلمان انگليس براي تعامل با ايران
موضع امريکا درباره ارتباط هند با ايران
3 هزار سانتريفوژ در نطنز
برخورد ساده لوحانه امريکا
ناپديد شدن دو بلژيکي در زاهدان
اعتراض وکيل رضا خاتمي به راي صادره
دادگاه دو روزنامه نگار
صدور حکم يک فعال دانشجويي
درخواست ديدار با فرزند
دادگاه هم ميهن باز هم برگزار نشد
انتقاد محتشمي پور از شوراي نگهبان

المالکي؛ شانتاژ بوش بي تاثير است
با وجود خشم کاخ سفيد از سفر اخير نخست وزير عراق به ايران «نوري المالکي» در نشست خبري بار ديگر تاکيد کرد که سفرش به تهران موفقيت آميز بوده است. المالکي در بغداد در جمع خبرنگاران گفت ، سفرش به جمهوري اسلامي ايران و ترکيه موفقيت آميز بوده و حمايت و پايبندي بيشتر اين کشورها را در زمينه امنيتي و مبارزه با تروريسم و همکاري در خصوص بهبود خدمات در پي داشته است. وي با اشاره تلويحي به هشدار اخير «جرج بوش» رئيس جمهور امريکا در خصوص نزديکي روابط بغداد و تهران گفت؛ طبيعي است در چنين سفرهايي همواره مخالفان تلاش مي کنند نوعي تشويش و شانتاژ ايجاد کنند. وي تاکيد کرد؛ «اين گونه شانتاژ و تشويش ايجاد کردن در سياست ما بي تاثير خواهد بود.» نخست وزير عراق در عين حال گفت که سفر او به ايران هيچ ارتباطي به سالروز پايان جنگ هشت ساله تحميلي عراق عليه ايران ندارد.


درخواست پارلمان انگليس براي تعامل با ايران
کميته امور خارجي پارلمان انگليس تعامل دولت اين کشور با ايران را خواستار شد. به گزارش ايسنا پايگاه اينترنتي ژورنال ناو نوشت که کميته امور خارجه پارلمان انگليس در گزارشي اعلام کرد لندن بايد با حماس، حزب الله و اخوان المسلمين به طور مستقيم گفت وگو کند. اين کميته همچنين افزود ديپلمات هاي انگليسي بايد با عناصر ميانه رو اين گروه ها صحبت کنند و نيز به تعامل با ايران و سوريه ادامه دهند زيرا نفوذ آنها در منطقه را ديگر نمي توان ناديده گرفت. در اين گزارش آمده است؛ اخوان المسلمين در مصر از قدرت برخوردار است و حماس و حزب الله را نمي توان ناديده گرفت. يادآور مي شود دولت انگليس ملزم به عمل بر اساس اين گزارش که از نقش انگليس در بايکوت بين المللي حماس انتقاد مي کند، نيست.


موضع امريکا درباره ارتباط هند با ايران
يکي از اعضاي متنفذ کنگره امريکا با تاييد مخالفت برخي نمايندگان با توافقنامه هسته يي هند و امريکا تاکيد کرد که اين توافقنامه در نهايت تصويب خواهد شد.

به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري رويترز، سناتور«جو ليبرمن» گفت؛ نمايندگان کنگره قرارداد هسته يي هند و امريکا را که ماه گذشته ميلادي بين دو کشور نهايي شد، از لحاظ فرآوري سوخت اتمي مصرف شده، تاثير هرگونه آزمايش اتمي هند در آينده بر قرارداد و نيز از لحاظ روابط دهلي نو با ايران به دقت بررسي خواهند کرد.ليبرمن درباره روابط ايران و هند اظهار کرد، گرچه در قرارداد اشاره مستقيم به روابط هند با ايران نشده، اما اين مساله به دليل آنچه وي «افراط گرايي حکومت ايران و تهديد مستقيم آن براي واشنگتن به دليل حمايت از نيروهاي ضد امريکايي در عراق» خواند، اهميت دارد.وي گفت؛ منطقي است که هيچ کس از هند نمي خواهد با ايران قطع رابطه کند، صرف نظر از احساس منفي که ما از ايران داريم زيرا بعضي از متحدان نزديک مان در اروپا و آسيا از جمله ژاپن روابط ديپلماتيک با ايران دارند. اما پرسش اين است که اطمينان حاصل شود هند در روابط تجاري اش با ايران در مسير اشتباه تحريم هاي امريکا عليه ايران قرار نگيرد.


3 هزار سانتريفوژ در نطنز
ليبراسيون نوشت؛ ايران بايد در ابتداي ماه جاري تعداد 3 هزار سانتريفوژ را در سايت هسته يي نطنز کار گذاشته باشد. به گزارش ايسنا روزنامه فرانسوي ليبراسيون ادامه داد؛ اين تعداد سانتريفوژ که ديپلمات هاي نزديک به آژانس بين المللي انرژي اتمي به آن اشاره کرده اند، در حال حاضر براي اينکه به تهران اجازه دهد اورانيوم غني شده توليد کند، کافي است، اما اين امر مشکلاتي را هم داشته است. دو قطعنامه 1737و 1747 شوراي امنيت سازمان ملل هر دو به اتفاق آرا در دسامبر 2006 و مارس 2007 تصويب شد. قطعنامه سوم نيز در دست تهيه است. اين روزنامه مدعي شد؛ با وجود اينکه محمود احمدي نژاد اخيراً اعلام کرد که هيچ قطعنامه يي مانع از دستيابي کشورش به فناوري هسته يي نخواهد شد، ديگران از پيامدهاي آن براي ايران نگرانند.

در ادامه اين مطلب آمده است؛ بخش مالي ايران بيشترين هدف تحريم ها بوده است.


برخورد ساده لوحانه امريکا
يک پايگاه اينترنتي نوشت که قدرت امروزي ايران از محصولات فرعي حمله امريکا به عراق است و مي توان پيش بيني کرد که در سال 2009 و روي کار آمدن رئيس جمهور جديد در امريکا، ايران بازيگري مهم در خاورميانه خواهد بود. پايگاه اينترنتي برکشايرايگل نوشت؛ مشکل ايران در حال تبديل شدن به يکي از پيچيده ترين مشکلات است، همان طور که جرج بوش رئيس جمهور امريکا هفته گذشته در ديدار با دو متحدش به آن اشاره کرد. نوري المالکي نخست وزير عراق و حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان هر دو روابط خوبي با مقامات ايراني به دلايل مختلف داشته اند. برخاستن ايران يکي از محصولات فرعي قابل پيش بيني بي ثباتي عراق بود که هيچ کس در کاخ سفيد آن را پيش بيني نکرده و اين ظهور تا چندين دهه در خاورميانه طنين انداز خواهد بود. در ادامه اين مطلب آمده است؛ بوش حتي هفته گذشته مدعي شد المالکي که در عکس هايش با مقامات ايراني از جمله محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران لبخند شادي به لب دارد، فقط رفتاري ديپلماتيک داشته، ساده لوحانه برخورد کرد.


ناپديد شدن دو بلژيکي در زاهدان
دو گردشگر بلژيکي از دو روز پيش تاکنون در مسير بم به زاهدان ناپديد شده اند. فرماندار شهرستان بم اعلام کرده است که«نيروهاي امنيتي و انتظامي اين شهرستان هم اکنون با حضور در منطقه از نزديک در حال پيگيري موضوع هستند.» به گفته فرماندار بم، اين دو بلژيکي يک زن و شوهر 27 و 30 ساله هستند که با خودروي شخصي اقدام به گردشگري کرده بودند. به گزارش ايرنا، اين دو نفر از روز يکشنبه در منطقه فهرج در نزديکي مرز استان هاي کرمان و سيستان و بلوچستان ناپديد شده اند.


اعتراض وکيل رضا خاتمي به راي صادره
وکيل مدافع محمدرضا خاتمي مديرمسوول روزنامه مشارکت نسبت به محکوميت موکلش اعتراض کرد.

اميرحسين آبادي وکيل مدافع محمدرضا خاتمي در گفت وگو با مهر با بيان اين مطلب گفت؛ با توجه به اينکه فرصت تجديدنظرخواهي نسبت به محکوميت جزاي نقدي موکلم رو به اتمام بود، در لايحه يي به دادگاه نسبت به محکوميت خاتمي و نيز لغو پروانه انتشار روزنامه «مشارکت» اعتراض کردم.وي افزود؛ در لايحه خود دلايل و مستندات حقوقي راجع به اين محکوميت را بيان کردم و اميدوارم دادگاه تجديدنظر راي به تبرئه خاتمي و انتشار دوباره روزنامه مشارکت دهد.گفتني است پيش از اين قاضي حسينيان، رئيس شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران، محمدرضا خاتمي را به اتهام «نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» و «افترا»، موضوع شکايت مدعي العموم، جمعي از شرکت کنندگان در جلسه زيارت آل ياسين و علي اکبرخان ميرزايي، به پرداخت شش ميليون ريال جزاي نقدي بدل از شش ماه و دو روز حبس محکوم و پروانه روزنامه مشارکت را نيز لغو کرده بود.


دادگاه دو روزنامه نگار
جلسه رسيدگي به اتهام اجلال قوامي و سيدسعيد ساعدي، در شعبه اول دادگاه عمومي سنندج برگزار مي شود. نعمت احمدي وکيل مدافع قوامي و ساعدي در گفت وگو با ايسنا اظهار داشت؛ اتهام موکلانم در اين پرونده تحريق و تخريب اموال عمومي بود که دادگاه انقلاب در مورد اين اتهام، رأي به عدم صلاحيت خود داده و پرونده را به دادگاه عمومي ارجاع کرده بود. اين در حالي ا ست که موکلانم شاکي خصوصي نداشته و ما نمي دانيم چه چيزي تحريق يا تخريب شده است. اجلال قوامي و سيدسعيد ساعدي در بخش ديگري از اين پرونده، از سوي شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج، به اتهام تبليغ عليه نظام و فعاليت به نفع گروه هاي مخالف به سه سال و نيم و دو سال و نيم حبس محکوم شده بودند که شعبه 4 دادگاه تجديدنظر استان، حکم ساعدي را مستحق تخفيف دانست و آن را به 11 ميليون ريال جزاي نقدي تبديل کرد و حکم اجلال قوامي را عيناً تاييد کرد.


صدور حکم يک فعال دانشجويي
يک عضو سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکيم وحدت) شعبه اصفهان گفت؛ حکم دو سال حبس به مدت 5 سال تعليق به علت فعاليت در انجمن اسلامي در زمان دانشجويي بنده صادر شده است. بهرام اسماعيل بيگي در گفت وگو با ايسنا با بيان اينکه در سال 83 فارغ التحصيل شده است، اظهار داشت؛ به دليل فعاليت بنده در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان، در آن زمان پرونده يي تشکيل شد و 16 تير امسال احضاريه خود را دريافت کردم و 25 همان ماه آخرين دفاعيات بنده صورت گرفت که در پايان در تاريخ 28 تير حکم بنده صادر شد.


درخواست ديدار با فرزند
ناهيد خيرابي مادر سهيل آصفي از وضعيت فرزندش که به گفته وي 9 روز است در بازداشت به سر مي برد، ابراز نگراني کرد. خيرابي با حضور در ايسنا گفت؛ معاون امنيت دادستان تهران عنوان کرده کساني که در بند 209 زندان اوين هستند به صورت محدود در انفرادي نگهداري مي شوند و حق هواخوري و ملاقات با خانواده و وکلا را دارند. اين در حالي است که سهيل آصفي در تماس تلفني که با من داشت، اعلام کرد که در بند 209 اوين به صورت انفرادي نگهداري مي شود. مادر سهيل آصفي همچنين گفت؛ طي نامه يي به دادسراي امنيت، من و وکلاي فرزندم درخواست ملاقات با وي را ارائه کرديم اما هنوز پاسخي به درخواست ما داده نشده و علت بازداشت به صورت رسمي به ما اعلام نشده است.


دادگاه هم ميهن باز هم برگزار نشد
جلسه بازپرسي رسيدگي به پرونده روزنامه هم ميهن که قرار بود صبح ديروز در شعبه دوم بازپرسي دادسراي کارکنان دولت برگزار شود، به علت عدم حضور بازپرس پرونده تجديد وقت شد. سيدمحمود عليزاده طباطبايي وکيل مدافع غلامحسين کرباسچي مدير مسوول روزنامه توقيف شده هم ميهن در گفت وگو با مهر با اعلام اين مطلب گفت؛ بنا بر اعلام بازپرس پرونده، ديروز جهت انجام آخرين بازپرسي به شعبه دوم دادسراي کارکنان دولت مراجعه کرديم اما اين جلسه به علت اينکه بازپرس در مرخصي به سر مي برد، تجديد وقت شد.وي افزود؛ اميدواريم امروز آخرين جلسه بازپرسي اين پرونده تشکيل و پرونده جهت صدور قرار قانوني آماده شود.گفتني است، در چهار جلسه بازپرسي تشکيل شده براي رسيدگي به اتهامات مدير مسوول روزنامه هم ميهن، اتهاماتي نظير «تبليغ عليه نظام»، «نشر مطالب خلاف موازين اسلامي»، «توهين و افترا» و «نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي» داير بر اعلام جرم مدعي العموم و شاکيان خصوصي به کرباسچي تفهيم شد که وي و وکيل مدافعش حسب مورد به سوالات بازپرس پرونده پاسخ گفتند.


انتقاد محتشمي پور از شوراي نگهبان
سيد علي اکبر محتشمي پوروزير اسبق کشور در مورد روند تاييد صلاحيت ها به ايسنا گفت؛ حتي آن زمان براي انتخابات اختلافي با وزارت اطلاعات نيز پيدا کرديم. وقتي براي برگزاري انتخابات، سوابق افراد را از وزارت اطلاعات استعلام کرديم، براي ما ليستي فرستادند که در آن نوشته بودند فلان فرد صلاحيت دارد و ديگري ندارد.

ما آن استعلام را برگردانديم و اعلام کرديم وزارت اطلاعات صلاحيت قضاوت در رابطه با صلاحيت افراد را ندارد و اين امر در حيطه مسووليت هيات هاي اجرايي است. از وزارت اطلاعات خواستيم صرفاً اسناد را براي مان بفرستد.وي در ادامه افزود؛ قانون مي گفت اگر هيات اجرايي کانديدايي را ردصلاحيت کند، کانديداي رد صلاحيت شده مي تواند به مرجعي بي طرف مراجعه کند تا تشخيص هيات اجرايي را بررسي و به شکايت آن فرد رسيدگي کند. در اين جا نيز شوراي نگهبان تنها مي تواند در رابطه با صحت تشخيص قضاوت کند، نه در رابطه با صلاحيت افراد. شوراي نگهبان نمي تواند در امر اجرايي دخالت کند. محتشمي پور در بيان خاطرات خود از برگزاري آن انتخابات گفت؛ در انتخابات مجلس سوم شوراي اسلامي، آيت الله رضوي يکي از علماي تبريز کانديداي انتخابات در تهران شده بود. ايشان به هيچ حزبي وابسته نبود و کانديداي مستقل بود. با وجودي که صلاحيت او تاييد شده بود، شوراي نگهبان اعلام کرد صلاحيت او رد شده است، اختلاف وزارت کشور با شوراي نگهبان بر سر اين مساله بالا گرفت. در دور اول انتخابات، آقاي رضوي با راي خوبي بالا آمد. در دور دوم انتخابات در نهايت حضرت امام (ره) به من فرمودند ضمن اينکه نظر شما را صائب مي دانم، اما از آقاي رضوي دوستانه بخواهيد براي حل اين اختلاف، خود ايشان انصراف دهد. اگر هم انصراف ندهد، حق دارد، مي تواند انصراف ندهد، من هم حمايت مي کنم. من آقاي رضوي را به وزارت کشور خواندم و گفتم امام (ره) مايل هستند شما انصراف بدهيد، فرموده اند اگر انصراف هم ندهيد من از شما حمايت مي کنم، مشکلي نيست، اما به خاطر اينکه اين اختلاف با خوبي و خوشي تمام شود انصراف دهيد.

ايشان هم گفتند اگر امام (ره) دوست دارد انصراف بدهم من انصراف خواهم داد و همان جا در نامه يي انصراف خود را اعلام کردند.محتشمي پور افزود؛ پس از مسائل آقاي رضوي شوراي نگهبان بازهم رضايت نداد و راجع به نتايج انتخابات مشکلاتي پيش آمد، کميته يي براي حل اين مشکلات با حضور دو نفر از اعضاي شوراي نگهبان، دو نفر از وزارت کشور و حجت الاسلام انصاري تشکيل شد. پس از بررسي هر 5 نفر خدمت امام(ره) رفتند و اعلام کردند نتايج بررسي ها نشان مي دهد انتخابات بسيار خوب و سالم برگزار شده است، اما باز شوراي نگهبان توجهي نکرد. وي توضيح داد؛ نظارت استصوابي که در ذهن آقايان بود مي گفت ما بايد انتخابات را تصويب کنيم. اگر انتخابات را تصويب نکنيم باطل است؛ ولو اينکه همه ايران راي داده باشند. بايد همه مراحل انتخابات اعم از کانديداها، زمان آغاز و پايان انتخابات، نوع برگزاري انتخابات و... به تصويب ما برسد. در اين مرحله اصلاً وزارت کشور کاره يي نيست. امام(ره) اين را قبول نداشت. محتشمي پور تاکيد کرد؛ اگر از نظر شوراي نگهبان يکي از شروط انتخابات در حوزه يي نبوده باشد مي تواند اعلام کند انتخابات در آن حوزه برگزار نشده است. پس از آن اگر ثابت شد آن شرط بوده است انتخابات صحيح است. وي گفت؛ اگر قانون حاکم باشد سليقه، دوستي و دشمني کنار مي رود؛ اما اگر سليقه حاکم شد خوشامد افراد تعيين کننده صلاحيت ها مي شود. وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينکه آيا شوراي نگهبان مانع اعمال نظر مردم در سرنوشت خود است، گفت؛ در اصل وجود شوراي نگهبان ايرادي نيست. اگر شوراي نگهبان در چارچوب قانون عمل کند هم قانون مجلس خدشه دار نمي شود و هم نظارت شوراي نگهبان اعمال شده است. محتشمي پور ابراز عقيده کرد که اشکال کار اين است که شوراي نگهبان در برخي موارد سلايق شخصي را در کار خود دخالت مي دهد. اين عضو مجمع روحانيون مبارز در پاسخ به پرسشي مبني بر علت ردصلاحيت و حذف بخشي از نيروهاي انقلاب، گفت؛ زمان امام(ره) افرادي بودند که افکار و انديشه ايشان را قبول نداشتند. مواقعي هم به صراحت آن را اظهار مي کردند. وقتي امام(ره) دستوري مي دادند مدام در آن تشکيک مي کردند و بحث امر ارشادي و مولوي را پيش مي کشيدند.

در مجلس آن زمان اين جريان وجود داشت. در اين ميان عده يي هم بودند که دستورهاي امام(ره) را اجرا مي کردند.محتشمي پور تصريح کرد؛ آنها که امام(ره) را برنمي تافتند پس از رحلت ايشان به صحنه آمدند و از طرفداران چندآتشه ولايت فقيه شدند، سپس اين جريان، طرفداران امام(ره) و انقلاب را به ضدولايت فقيه بودن متهم کردند. فراموش نمي کنم يک سال پس از رحلت امام(ره)، خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. به ايشان عرض کردم نمي توانم بپذيرم کساني که در دوره امام(ره) راجع به فرمايشات ايشان مولوي ارشادي مي کردند و ايشان را قبول نداشتند امروز اين قدر به شما اعتقاد پيدا کرده باشند و آن قدر متنسک به ولايت باشند که امثال بنده را ضد ولايت فقيه بخوانند، پيش بيني من اين است که اينها که امروز مي گويند «مخالف هاشمي، مخالف رهبر است، مخالف رهبري، دشمن پيغمبر است» همان ها هستند و حتي از تعدادي از آنها اسم بردم. من عرض کردم اينها براي اينکه من را به عنوان مخالف هاشمي از صحنه خارج کنند و از کنار ولي فقيه کنار بگذارند، بعد سراغ آقاي هاشمي بروند و سپس سراغ مقامات بالاتر اين سياست را در پيش گرفته اند. اين خطري براي انقلاب است که اگر نيروهاي انقلاب را اين گونه قلع و قمع کنند چيزي باقي نمي ماند. اتفاقاً آن کسي که خدمت ايشان از او اسم بردم با فاصله دو يا سه سال در مقابل رهبري قرار گرفت و نامه هاي عجيب و غريب نوشت.به هر حال جريان خزنده يي در زمان امام(ره) وجود داشت که بعد از امام(ره) رشد کرد و باعث شد بسياري از نيروها حذف شوند.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام