يكشنبه، 28 مرداد 1386 - شماره 1470
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
گزارشي از بازتاب کنسرت شهرام و حافظ ناظري در لس آنجلس
پست مدرنيسم در موسيقي ايراني
گروه فرهنگي؛ اجراي اشعار مولانا توسط شهرام ناظري و به آهنگسازي حافظ ناظري به همراه ارکستر فيلارمونيک لس آنجلس در سالن «ديسني هال» لس آنجلس و بازتاب گسترده آن در رسانه هاي مختلف جهاني بعد تازه يي از قابليت هاي شاعر اسطوره يي ايران را به نمايش گذاشت. اين برنامه به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا جمعه شب به وقت لس آنجلس و بامداد ديروز برگزار شد و در آن علاوه بر استفاده از سازهاي سنتي ايراني ، سازهاي غربي همچون ويولن و ويولن سل نيز با نوازندگاني از کشورهاي مختلف مورد استفاده قرار گرفت. ساز دمام هندي در کنار سه تار و دف جمع قابل توجهي از سازهاي بين المللي را در کنار يکديگر جمع کرده بود. دان هکمن خبرنگار «لس آنجلس تايمز» اين ترکيب را نوعي پست مدرنيسم در موسيقي ايراني دانسته است. اين کنسرت با استقبال خوب مخاطبان ايراني و غيرايراني رو به رو شد.

حافظ ناظري فرزند شهرام ناظري در گفت وگو هايش درباره اجراي کنسرت به نگاه جهاني اشعار مولانا اشاره کرد و گفت؛ «تلاش ما بيان انديشه هاي شاعرانه مولانا است که همواره با عشق و صلح توام است. اين پيام مرز نمي شناسد.» اين آهنگساز 28 ساله افزود؛ «همه چالشي که من با آن روبه رويم، جنگ است که دنيا را فرا گرفته. مولوي پيام آور صلح است و اين مي تواند پل ارتباطي بين شرق و غرب باشد.

حافظ ناظري در بخشي ديگر از گفته هايش ادعا کرده که پدرش نخستين خواننده ايراني بوده که حدود 35 سال پيش، اشعار مولانا را وارد عرصه موسيقي کرده است. وي در مورد آشنايي خود با مولانا گفت؛ «من با شعرها و انديشه هاي مولانا بزرگ شده ام . مولانا فقط براي ما يک شاعر نبود. او يک فيلسوف بود. خودش هم بارها گفته که يک شاعر نيست و آن چيز هايي را مي نويسد که سراغش مي آيد و مي گويد مرا بنويس.»

روزنامه «کريستين ساينس مانيتور» در گزارشي که در سال 1997 درباره ناظري منتشر کرد، وي را «پاواروتي» موسيقي ايران لقب داده بود. اين خواننده با اجراهاي درخور توجه خود از مولانا، سهم مهمي در معرفي بيشتر اين شاعر بزرگ دارد. حافظ ناظري نيز فارغ التحصيل سال 2005 از کالج موسيقي مانز نيويورک است. وي در کودکي نواختن تنبور و سه تار را آموخت و بعد از دريافت مدرکش از کالج مانز اجراهايي با ارکستر فيلارمونيک ارمنستان داشت.

قيمت بليت هاي کنسرت ديشب ناظري ميان 35 تا 150 دلار بوده است.
تعداد غايبان جشن خانه سينما در ابهام
گروه فرهنگي؛ داوران جشن سينماي ايران هفته سوم داوري خود را با نمايش پانزده فيلم آغاز کردند. در فاصله 22 روز مانده به برگزاري جشن، دست اندرکاران اين مراسم در تلاش هستند تا اين دوره از جشن، منظم تر از هميشه برپا شود.

فيلم هاي «ارتفاع 45/6» سيامک شايقي،« به همين سادگي» رضا ميرکريمي و «پرونده هاوانا» عليرضا رئيسيان از جمله فيلم هايي هستند که براي داوران تا پايان هفته جاري در خانه سينما به نمايش در خواهند آمد. «آلبوم» غلامرضا حيدرنژاد، «پايان راه» افسانه منادي، «مثل يک قصه» خسرو سينايي، «سبيل مردونه» جواد اردکاني، «گناه من» مهرشاد کارخاني، «باز هم سيب داري» بايرام فضلي، «ميناي شهر خاموش» اميرشهاب رضويان، «قفل ساز» غلامرضا رمضاني، «سنگ کاغذ قيچي» سعيد سهيلي، «دم صبح» حميد رحمانيان، «آخرين ملکه زمين» محمدرضا عرب، «روز سوم» محمدحسين لطيفي و «تک درخت ها» سعيد ابراهيمي فر تا پايان اين هفته (دوم شهريورماه) براي 110 داور جشن سينما به نمايش در خواهد آمد.

حضور فيلم « به همين سادگي» به کارگرداني رضا ميرکريمي در ليست فيلم هاي به نمايش درآمده در حالي است که پيش از اين با توجه به سمت رضا ميرکريمي به عنوان مديرعامل خانه سينما، صحبت هايي پيرامون عدم حضور اين فيلم شنيده مي شد، اما به نظر مي رسد بعد از نمايش، اين فيلم مورد داوري هم قرار مي گيرد. به گفته پرويز پرستويي دبير جشن اين دوره، يازده فيلم از 60 فيلمي که متقاضي شرکت در جشن بودند انصراف دادند که از ميان آنها شش فيلم مجدداً خواستار شرکت در جشن شدند اما به گفته مسوولان اتحاديه تهيه کنندگان 20 فيلم در جشن امسال غايب هستند و تهيه کنندگان شان همچنان به عدم تمايل خود براي حضور در جشن يازدهم پافشاري مي کنند.

روابط عمومي اتحاديه تهيه کنندگان در اين باره به فارس گفت؛« هر سال تمام فيلم هايي که تهيه کنندگان شان عضو اتحاديه بودند در اين جشن شرکت مي کردند، اما پس از اعلام تحريم جشن خانه سينما از سوي اتحاديه، صاحبان تمام اين فيلم ها با ارائه نامه يي عدم شرکت خود را در اين جشن اعلام کردند، در اين ميان شش فيلم هم که قبلاً فرم شرکت در اين جشن را پر کرده بودند، از اين جشن خارج شده اند.» اين در حالي است که به گفته مسوولان خانه سينما تنها شش فيلم از 60 فيلم انصراف داده اند.

طراحي دکورهاي محل برپايي جشن امسال سينماي ايران نيز هنوز آغاز نشده است و به گفته پرستويي تا اين لحظه قرار نيست فرد خاصي طراحي دکورهاي جشن را عهده دار شود، بلکه طراحي جشن يازدهم به شکل گروهي توسط دست اندرکاران اجرايي برگزاري جشن انجام خواهد شد.
قبادي براي داوري به سن سباستين مي رود
بهمن قبادي که «نيوه مانگ» را بر پرده سينماهاي اسپانيا دارد، براي داوري بخش مسابقه جشنواره فيلم سن سباستين به اين کشور مي رود. روابط عمومي مژفيلم اعلام کرد قبادي که سال گذشته در جريان برگزاري پنجاه و چهارمين دوره جشنواره فيلم سن سباستين توانست جايزه بزرگ جشنواره را همراه با جوايز بهترين فيلمبرداري و فيپرشي براي «نيوه مانگ» دريافت کند، امسال خود براي داوري بخش مسابقه دوره جديد جشنواره دعوت شده است.پنجاه و پنجمين دوره جشنواره بين المللي فيلم سن سباستين با فيلم «قول هاي شرقي» به کارگرداني ديويد کراننبرگ افتتاح خواهد شد که اين فيلم در بخش مسابقه حضور دارد. سن سباستين يکي از جشنواره مهم سينمايي در اروپا به شمار مي رود.
مجيد مجيدي «المپيک پکن» را نمايش مي دهد
فيلم «المپيک پکن» ساخته مجيد مجيدي 29 مهرماه براي اولين بار به نمايش در مي آيد. به گزارش فارس اين فيلم جزء پنج فيلمي است که توسط سرشناس ترين کارگردانان دنيا به مناسبت معرفي شهر پکن، پايتخت المپيک 2008 ساخته شده است. «المپيک پکن» اکنون مراحل انتهايي ساخت موسيقي را توسط يک آهنگساز چيني پشت سر مي گذارد و پيش بيني مي شود تا يک ماه آينده آماده نمايش شود. مجيدي به دعوت شهرداري پکن در کنار اليور استون، لوک بسون، جوزپه تورناتوره و گونگ يونگ اين فيلم پنج دقيقه يي را در مورد پايتخت تاريخي چين ساخته است.

قرار است مجموعه فيلم هاي پنج گانه فوق تحت عنوان «پکن از منظر فيلم» هنگام برگزاري المپيک در محافل عمومي چين به نمايش درآيد و از شبکه هاي جهاني پخش شود.
تقاضاي خبرگزاري جمهوري اسلامي از شجريان
گروه فرهنگي؛ خبرگزاري ايرنا روز گذشته با انتشار يادداشتي درباره کنسرت اخير استاد «محمدرضا شجريان» و استقبال چشمگير مردم از اين کنسرت، انتقاداتي درباره ارتباط استاد آواز ايران با مردم مطرح کرد.

نويسنده يادداشت مذکور استقبال از کنسرت «شجريان» را نشانه جايگاه والاي موسيقي سنتي در ميان مخاطبان موسيقي دانسته و از استاد آواز ايران خواسته است که در برابر چنين استقبالي، «صداي ملي اش را در اختيار رسانه ملي قرار دهد.» در بخشي از اين يادداشت آمده است؛«شجريان که يکي از هنرمندان و اساتيد بزرگ موسيقي کشور به شمار مي رود، در حالي به اجراي کنسرت در تهران پرداخت که صدايش تا مدت ها پنهان بود.» منظور نويسنده از اين پنهان بودن، اشاره به نامه يي است که «شجريان» چند سال پيش به صدا و سيما نوشت و طي آن از مسوولان رسانه ملي خواست که صداي او را جز در مورد ربناي ماه رمضان، از اين رسانه پخش نکنند.

نويسنده از همين قضيه، نتيجه گرفته است که استاد شجريان «که سهم بزرگي در موسيقي ايران دارند، هرگز نتوانسته دين مردم کشورش را نسبت به صداي ماندگارش ادا کند.» در ادامه اين يادداشت آمده است؛ «صداي شجريان که امروزه يک صداي ملي است، زماني بر ماندگاري و جاوداني تکيه خواهد زد که صاحبش نيز براي مردم و با مردم بخواند. او ديگر نمي تواند از اين يا آن مسوول گله مند باشد و در حاشيه بخواند.» نويسنده اين يادداشت، منظورش را از «حاشيه» ، همين کنسرت اخير شجريان در تالار بزرگ وزارت کشور عنوان کرده و معتقد است که استاد، نبايد «با اجراي کنسرت هاي چند صد ميليوني، صداي خود را در الواح چند هزار توماني محبوس سازد.»
توضيحات ژيلا مهرجويي درباره گزارش خانه سينما
گروه فرهنگي؛ ژيلا مهرجويي موارد مطرح شده در گزارش شوراي صيانت خانه سينما درباره حادثه پيش آمده در فيلم «آتش سبز» را رد کرد. وي با بيان اين نکته که طراح صحنه هيچ مسووليتي در قبال ايمني و امور مربوط به جلوه هاي ويژه ندارد، گفت؛ «از خانه سينما گله مندم که چرا يک موضوع درون گروهي را رسانه يي کرده و بدون نظر خواهي اتهاماتي را متوجه بنده کرده است.» به گفته ژيلا مهرجويي اتفاق رخ داده سر صحنه پروژه آتش سبز بايد در خود خانه سينما حل و فصل مي شد و نيازي به جنجال هاي رسانه يي نداشت.

در همين حال منيژه حکمت هم با ارسال نامه يي از زحمات و پيگيري هاي شوراي صيانت و اهالي مطبوعات و هنرمندان تشکر کرد.
«خط تيره، آيلين» و داستان خواني رضا جولايي
گروه فرهنگي؛ همزمان با انتشار چاپ دوم کتاب «خط تيره، آيلين» نوشته «ماه منير کهباسي»، جلسه نقد و بررسي اين رمان در تالار گفت وگوي نشر ققنوس انجام خواهد شد. اين جلسه ساعت 17 روز سه شنبه 30 مرداد با حضور نويسندگان و منتقداني همچون ناتاشا اميري، الهام يکتا و لادن نيکنام برگزار مي شود. در کنار اين نشست، جلسه ديگري نيز با عنوان «شب قصه» و با حضور رضا جولايي در کتابفروشي ويستار برگزار مي شود. اين جلسه در دو بخش انجام خواهد شد که بخش اول به داستان خواني رضا جولايي و بخش دوم به قصه خواني حضار اختصاص دارد. جلسات ويستار يکشنبه هاي اول و آخر هر ماه با محوريت شعر و داستان برگزار مي شود که حضور کليه علاقه مندان به هر دو حوزه در آن آزاد است.
به بهانه 28 مرداد ماه، سالروز آتش سوزي سينما رکس آبادان
مرثيه يي براي «رًکس»
محمدرضا مرزوقي

سينما رفتن براي من از کودکي با ترسي توام شده که مادرم به جانم انداخت. شايد به همين دليل هيچ وقت نتوانستم يک سينما رو حرفه يي شوم. نمي دانم اين درباره همه آباداني هاي هم سن و سال من صدق مي کند يا فقط شامل حال بخت برگشته يي مثل من مي شود. البته شايد اين قصه آشناي همه آباداني ها باشد. اينکه در يک بعدازظهر گرم در اواخر مردادماه سال 57 صدها نفر از مردم عادي اين شهر براي ديدن فيلم «گوزن ها» که مدت ها از اکرانش مي گذشت به سينما رکس که در مرکز شهر آبادان قرار گرفته رفتند و براي آخرين بار به تماشاي فيلمي نشستند که هيچ گاه نتوانستند پايان آن را ببينند زيرا يکباره تمام درهاي سينما مسدود شد و آتش بود که از در و ديوار سينما به روي تماشاگران بي خبر از همه جا زبانه مي کشيد. روايت درباره وقوع حادثه متعدد است چون تقريباً هيچ کس از سينما زنده بيرون نيامد. بعضي کارشناسان براين عقيده اند که قبل از آتش سوزي با پخش مواد بيهوش کننده در فضاي سالن همه را از هوش برده اند. اگر اين فرض را قبول کنيم بايد به خود دلداري بدهيم که مرگ بدون رنجي داشته اند. اما اين فرض وقتي رد مي شود که عده يي از مردم حاضر در اطراف سينما از جيغ و فريادهايي که از سالن شعله ور شنيده اند ياد مي کنند و نيز اينکه طبق شواهد محلي يک تا سه نفر از سالن سينما، آن هم از روزنه يي بسيار کوچک که در جلوي سالن دقيقاً پشت پرده بوده خود را بيرون کشيده اند و از مرگ حتمي رسته اند. باز طبق همين شواهد کساني که بيرون بوده اند براي نجات قربانيان به در ورودي سينما هجوم مي برند اما در را قفل و زنجير کرده بوده اند و وقتي مي خواهند با فشار بيشتر در را شکسته به داخل بروند با ممانعت پليس مواجه مي شوند. آن هم به اين دليل ناموجه که خرابکاران سينما سوز هنوز توي سينما هستند و اگر در باز شود ممکن است از چنگ قانون بگريزند، البته اينها همه بخشي از شايعات است. که با گذر سال ها رنگ و بوي افسانه گرفته اند و کاربرد قانوني و ارزش خبري ندارد. اينها همه شايد فقط بتوانند خميرمايه يي باشند براي يک رمان نويس که براساس آن داستاني تاريخي و نه خود تاريخ، بنويسد. يا فيلمسازي که بخواهد تاريخ را از زاويه يي مردمي بازسازي کند. سال ها است که تراژدي اين سينما در ميان جماعت آباداني تکرار مي شود و نسل جديد همان قدر به آن نزديک است که نسل دهه پنجاه؛ نسلي که تمام اين مسائل را از نزديک ديد و تجربه کرد. همان طور که مردم هرمزگان واقعه ايرباس مسافربري را که توسط ناوگان امريکايي موشک خورد فراموش نمي کنند. پس مي بينيم که برخلاف اين باور رايج، مردم ما حافظه تاريخي دارند فقط اين تاريخ است که گاهي اوقات دچار ضعف حافظه مي شود و سعي دارد برخي حقايق را به دست فراموشي بسپارد يا برداشت هايي مخصوص به خود از وقايع داشته باشد.

نزديک به چهارصد نفر در اين سينما جان باختند که اغلب آنها حتي جسدي هم نداشته اند. فقط بر اساس شواهد و با پيدا کردن تکه هايي از لباس يا اشيايي که همراه خود داشته اند و اتکا به حافظه بازماندگان و خانواده هايشان از رنگ لباس يا انگشتر و کفش و... توانسته اند به حدسياتي برسند. مي گويند سينما در ميانه سانس 6 تا 8 بعدازظهر يعني حوالي ساعت 7 آتش مي گيرد و تا خاموشش کنند ساعت 12 شب مي شود و وقتي درهاي سينما باز مي شود و وارد مي شوند تازه به عمق فاجعه پي مي برند. تمام کف سينما از چربي پوشيده شده بوده و پر از اجسادي بوده که نمي شده از هم تمييزشان داد. حرارت چنان زياد بوده که آهن را هم از شکل و شمايل انداخته بوده. مواردي هست که تمام اعضاي يک خانواده در اين حادثه جان باخته اند. شايد معروف ترين عکسي که از اين حادثه در تمام نشريات معتبر جهان چاپ شد عکس زني باشد که نوزاد خود را چنان در آغوش گرفته و در يکديگر ذوب شده بودند که ناچار شدند مادر و فرزند را با هم دفن کنند. اينها اجسادي بودند که قابل تفکيک بودند. باقي اجساد چنان در يکديگر حل شده بودند که چاره يي نبود جز حفر يک گور دسته جمعي. هنوز هم که به قبرستان آبادان مي روي اين گور در گوشه قبرستان از فاصله يي دور خودنمايي مي کند. يکباره تمام شهر سياهپوش مي شود و چندين ارگان مهم از جمله شرکت نفت دست به تحصن مي زنند و شهر عزادار به حالت نيمه تعطيل درمي آيد. بعد ها يک دادگاه در باره اين فاجعه در سينما نفت (تاج) آبادان ترتيب داده شد و چندين نفر هم به جرم همکاري در اين خرابکاري محاکمه و سپس اعدام شدند اما چه فايده؟ زخم اين حادثه هيچ گاه در فکر و روح مردم آبادان شفا پيدا نکرد و يادش براي هميشه در خاطره ها ماند، هرچند از خود سينما رکس ديگر خبري نيست. اين روزها شاهديم و بسيار مي بينيم مردمي که تاريخ ندارند سعي در ساختن آن ولو به جعل دارند و آن وقت ما از کنار حوادث مهم تاريخي خود به آساني در مي گذريم. به ياد بياوريم سهم سينما رکس را در تسريع انقلاب مردمي سال 57 و به اهميت آن کمي، فقط کمي فکر کنيم.

آثار جنگ در شهر هاي جنگي از جمله آبادان و خرمشهر، به خصوص خرمشهر، هنوز به وفور يافت مي شود. در واقع مردم اين شهرها با جنگ زندگي مي کنند. لزومي هم ندارد براي نشان دادن تبعات جنگ به آن سر دنيا رفت. هنوز چه بسيار ويرانه که در اين شهرها پابرجا است. حتي يک وقتي صحبت بر سر اين بود که بخش کوچکي از اين آثار به عنوان يادگار دفاع و جنگ حفظ شود. فقط نمي دانم چرا کسي به فکر حفظ يک اثر کوچک از انقلاب و جنگ توأمان نبود که ساختمان سوخته سينما رکس از ويراني مصون بماند. مي گويم جنگ چون ساختمان سينما رکس از ترکش هاي جنگ هم جان سالم به در نبرد و همچنين خيلي از سينماهاي ديگر آبادان. اين سياهه فقط يادي است از عزيزاني که در يک بعد از ظهر داغ مرداد سال پنجاه و هفت صرفاً براي ديدن يک فيلم از خانه هايشان خارج شدند و ديگر هيچ گاه برنگشتند. پس به ياد آنها نه يک دقيقه که براي هميشه سکوت نمي کنيم و قول مي دهيم که فراموش هم نکنيم.
عناوين اين صفحه
پست مدرنيسم در موسيقي ايراني
تعداد غايبان جشن خانه سينما در ابهام
قبادي براي داوري به سن سباستين مي رود
مجيد مجيدي «المپيک پکن» را نمايش مي دهد
تقاضاي خبرگزاري جمهوري اسلامي از شجريان
توضيحات ژيلا مهرجويي درباره گزارش خانه سينما
«خط تيره، آيلين» و داستان خواني رضا جولايي
مرثيه يي براي «رًکس»
پيدا و پنهان
بازسازي اژدها وارد مي شود
هايکوي امريکايي
کاهش توليد فيلم در سال 86
ماشين هاي ساده زيست

پيدا و پنهان
نامزد احتمالي وزارت نفت؛ نوروز گزارش داد از پرويز فتاح وزير فعلي نيرو به عنوان يکي از گزينه هاي احتمالي معرفي براي وزارت نفت در کنار کردان معاون سابق مالي صدا و سيما نام برده مي شود.

نظرم راجع به ايران عوض نشده است؛ کارلا، گردشگر بلژيکي که يکشنبه قبل ربوده شد و سه شنبه آزاد شد وبلاگش را به روز کرده و علاوه بر مطالبي که به هلندي نوشته يک بخش را هم به ايراني ها اختصاص داده است.او خطاب به مردم ايران نوشته؛ براي اي ميل هاي محبت آميزي که دريافت کردم خيلي تشکر مي کنم. خواهش مي کنم توجه کنيد که نظر من در مورد مردم ايران عوض نمي شود. ايران کشور زيبايي است و مردم خيلي خوب و مهربانند. شما مردم نبايد از آنچه براي ما اتفاق افتاد احساس شرم کنيد.

دکه هاي بي روزنامه؛ ايرنا گزارش داد طي روزهاي اخير برخي از روزنامه فروشي هاي پايتخت به خصوص در مناطق مرکزي و غربي در ساعات ابتدايي صبح از عرضه مطبوعات و جرايد خودداري کرده و از ساعت 10 صبح به بعد اقدام به عرضه مطبوعات مي کنند. بنابراين گزارش اين دسته از دکه داران مطبوعاتي دليل عرضه ديرهنگام مطبوعات را تاخير «پيک»ها در رساندن مطبوعات به دکه ها اعلام کرده و مي گويند که بعد از سهميه بندي بنزين برخي پيک هاي شهر تهران با بهانه کمبود بنزين روزنامه ها را در ابتداي صبح به دکه ها نرسانده و با وجود اختلاف ساعت انتشار نشريات، با گذشت چند ساعت از روز آنها را يکجا به روزنامه فروشي ها مي دهند.

پيشنهاد الف؛ سايت خبري «الف» وابسته به احمد توکلي نماينده اصولگراي مجلس در بخش تحليلي خود ضمن انتقاد از نحوه اجراي سهميه بندي بنزين آورده است؛ امروز نمايندگان ملت در مجلس بايد با نيت خير و از سر دلسوزي يک سيلي محکم به گوش دولت بنوازند. اين گزارش ضمن انتقاد از سپرده شدن مسووليت اجراي تبصره 13 به «افراد کم تجربه» آورده است؛ اين سيلي بايد آن قدر محکم باشد که دل مستاجران مستاصلي که در اثر اشتباه تاريخي دولت در رشد نقدينگي طي سال هاي 85 و 86 درمانده شده اند را خنک کند.در پايان اين گزارش آمده؛ اگر تبصره 13 با موفقيت اجرا نشود همه تلاش هاي 5«6 هم بر باد خواهد رفت.

احضار همسر هوشنگ گلشيري؛«فرزانه طاهري» همسر هوشنگ گلشيري و از مترجمان سرشناس ايران، به دادگاه فراخوانده شد.در پي به جريان افتادن مجدد پرونده يعقوب يادعلي در دادگاه ياسوج به اتهام «تشويش اذهان عمومي» به سبب بخش هايي از رمان «آداب بيقراري» صبح يکشنبه هفته گذشته، يک شعبه قضايي در تهران، فرزانه طاهري مديرعامل بنياد گلشيري را نيز به دادگاه فراخواند.


بروس لي
بازسازي اژدها وارد مي شود
ابراهيم فروزين ؛ برخي از نام ها با بخشي از فرهنگ يک دوره گره خورده اند و حتي به نشانه و نماد يک قشر و گروه يا رفتار بدل شده اند. اين نام ها گاه شهرت اين چنيني خود را مديون سينما هستند و گاه مديون عوامل ديگر. بدون شک «بروس لي» يکي از آن نام هايي است که با سينما به چنين شهرتي رسيده است. شهرت او در اين عرصه به حدي است که احتمالاً حتي آنها که چندان اهل فيلم اکشن نيستند هم دست کم يک فيلم از «بروس لي» ديده اند يا دست کم نام اين رزمي کار هنگ کنگي زاده سانفرانسيسکو به گوش شان خورده است، رزمي کاري که علاوه بر مهارت جسمي با فلسفه هم آشنا بود و ليسانس فلسفه داشت. اما بيش از فلسفه اين مهارت رزمي بود که «بروس لي» را در سينما به شهرت رساند. او نخستين سينماگري بود که با فيلم هايي چون «بازي مرگ»، «خشم اژدها»، «رئيس بزرگ» و از همه مهمتر «اژدها وارد مي شود» اکشن رزمي را به عنوان يک ژانر وارد سينما کرد. ضمن اينکه مرگ مرموز او در سال 1973 نام او را بيش از پيش بر سر زبان ها انداخت و عجيب اينکه بعدها پسر او، «براندون لي» نيز، که او هم بازيگر سينما بود، به سرنوشتي مانند پدر دچار و سر صحنه فيلم به طرز مشکوکي کشته شد. «اژدها وارد مي شود» مهمترين فيلم «بروس لي» است، فيلمي که يکي از فيلم هاي کلاسيک و پرفروش و هنوز هم پرطرفدار تاريخ سينما به شمار مي آيد و ظاهراً قرار است با عنوان «اژدها بيدار مي شود» بازسازي شود. داستان فيلم جديد مربوط به تحقيقات سران ارشد اف بي اي در مورد يک استاد ورزش هاي رزمي است که اداره يک کلوپ رزمي زيرزميني را بر عهده دارد. مردي که در نسخه بازسازي شده فيلم به جاي «بروس لي» ظاهر شده به عنوان يک مبارز کونگ فوکار در اين کلوپ نفوذ مي کند تا سر از کار استاد درآورد.


رمان «بادي آرتيست» نوشته دان دليلو
هايکوي امريکايي
داوود سينايي؛ پيشنهاد امروز ما رمان «بادي آرتيست» نوشته دان دليلو است. دليلو نويسنده سرشناسي است که با اين رمان کوتاه براي اولين بار به خوانندگان فارسي زبان معرفي مي شود. شاهکار دليلو «جهان زيرين» است، رماني در هشتصد صفحه که نام او را در کنار «سال بلو» به عنوان بهترين رمان نويسان نيمه دوم قرن بيستم قرار داد. دليلو عمدتاً به عنوان يک رمان نويس پست مدرن شناخته مي شود که در آثارش به حضور و نقش وسايل پيشرفته ارتباطي، شيوه زيست انسان معاصر و تقابلش با تکنولوژي مي پردازد. اما «بادي آرتيست» که بعد از «جهان زيرين» منتشر شد، اثر متفاوتي در کارنامه او است. منتقدي خواندن فصل آغازين اين کتاب را به جست وجوي چيزي در تاريک روشناي صبحگاهي اتاق آن هم پيش از نوشيدن يک فنجان قهوه تشبيه مي کند. درآميختن ذهنيت با توصيف جزئي پردازانه صبحانه خوردن ري روبلز و لارن خواننده يي را که به رئاليسم معمول نويسندگان امريکايي عادت کرده است با ترديد مواجه مي کند. ساختار «بادي آرتيست» بي شباهت به هايکو نيست. فصول اين رمان مثل جمله هاي کوتاه دوپهلويي است که در هم چفت نمي شوند و هميشه مرز باريک و خيال انگيز ميان شان احساس مي شود. اين رمان را منصوره وفايي به فارسي ترجمه کرده و به قيمت 1800تومان از طرف نشر ني به بازار عرضه شده است.


کاهش توليد فيلم در سال 86
با توجه به تعداد محدود پروانه ساخت هاي صادر شده در سال 86، به نظر مي رسد امسال در مقايسه با چند سال گذشته شاهد توليد تعداد کمتري فيلم سينمايي باشيم. از ابتداي سال جاري در بيشتر جلسات شوراي صدور پروانه ساخت، تنها يک يا دو فيلم موفق به دريافت پروانه شده اند که اين مساله يقيناً به کاهش تعداد توليدات ساليانه منجر خواهد شد. جالب اينکه از ميان فيلم هايي که پروانه ساخت گرفته اند نيز تعداد قابل توجهي وارد مرحله توليد نشده اند و در همان مرحله پيش توليد متوقف مانده اند. تا موعد برگزاري جشنواره فجر تنها 6 ماه زمان باقي مانده و فيلم هايي که قصد شرکت در جشنواره را دارند، مي بايست حداکثر ظرف يکي دو ماه آينده فيلمبرداري خود را آغاز کنند.


ماشين هاي ساده زيست
ابراهيم رها

در مورد يک خبرگزاري اصولگرا يک مطلب نوشته بودم که از تهش کندند و انداختند دور. اين مطلب به نوعي جديد است، وزير کشور صبح ديروز در پاسخ به سوالي که مي پرسيد «ترافيک نسبت به روزهاي اول طرح سهميه بندي بسيار زياد شده مصرف بنزين چقدر بيشتر شده است؟» جواب داد، بله ترافيک بيشتر شده اما مصرف بنزين تغيير چنداني نکرده. الف) ماشين ها در راستاي ساده زيستي اخيراً با آب کار مي کنند. ب) ترافيک موجود در خيابان ها به درشکه ها مربوط مي شود. ج) ماشين ها خودشان کمتر بنزين مصرف مي کنند د) همينه که هست،در خبرها مي خوانيم که «يکي از مسوولان، که در اجلاس شانگهاي شرکت کرده بود، موفق به ديدار با ولاديمير پوتين نشده، اينجا نوشته اند گويا پوتين چندان تمايل نداشته. ما در يک اقدام افشاگرانه ادله «عدم تمايل» پوتين را توضيح مي دهيم؛ الف) پوتين يک امريکايي است، شناسنامه اش را بد صادر کرده اند. ب) طبيعي است که «پوتين» تمايل نداشته باشد، پوتيني که مايل باشد، مي شود چکمه. ج) ما تمايل نداشتيم، پوتين بوي پا گرفته بود. د) حتي در شانگهاي هم از اون بالا کفتر ميايه،


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام