
طرح انتقال گاز طبيعي ايران از مسير پاکستان به شبه قاره هند مولود وزارت امور خارجه دولت ميرحسين موسوي است. نوزادي که همچنان در کشاکش مذاکرات و تلاطم هاي سياسي داخلي و خارجي در گهواره ترديدها است. علي رسولي محلاتي، سهراب شهابي و علي شمس اردکاني اعضاي گروه تحقيقات انرژي وزارت امور خارجه وقت در پي آن بودند که پس از عقد قرارداد با دولت هاي ضياءالحق و راجيو گاندي، از سال 1995 ميلادي ساخت خط لوله صلح را آغاز و 10 سال بعد، شاهد صدور گاز طبيعي ايران به پاکستان و هند باشند. جرقه هاي مخالفت ها البته پيش از موضع گيري جدي امريکا از درون زده شد.هزينه پروژه يي که زماني حدود چهار ميليارد دلار برآورد مي شد اکنون به بيش از هفت ميليارد دلار رسيده است. مذاکره براي صدور روزانه 150 ميليون مترمکعب گاز به هند و پاکستان چنان طولاني شده که به سريالي خسته کننده و بي پايان مي ماند . سال گذشته وزير نفت دولت احمدي نژاد، هادي نژادحسينيان معاون خود در امور بين الملل را از گروه مذاکره کنندگان بيرون راند تا شايد سکانس هاي اين نمايش سريع تر به جلو پيش رود. معاون سابق آقاي وزير البته خاموش ننشست. مقامات نفتي گفته بودند که 9 تير ماه امسال در اسلام آباد شاهد پايان خوش مذاکرات خواهيم بود که چنين نشد. پس نژادحسينيان به افشاگري پرداخت. «عامل شتاب گرفتن مذاکرات سه جانبه تخفيف 32 درصدي در قيمت گاز صادراتي ايران به هند و پاکستان است و معتقدم اگر تخفيف بيشتري مي دادند شتاب مذاکرات بيش از اين هم مي شد». وزير نفت هم که تا همين چندي پيش قرار بود از سوي رئيس جمهوري بازنشسته شود در پاسخگويي کوتاه نيامد. «به نظر مي رسد تيم مذاکره کننده قبلي، علاقه چنداني به قطعي شدن مذاکرات نداشت و با پيشنهادهاي متنوعي که به طرف هاي مذاکره مي دادند، آنها را سردرگم کرده و اجازه توافق نمي دادند،»اين همه در حالي است که تيم مذاکره کننده فعلي به شدت در خصوص اطلاع رساني از محتواي مذاکرات چهارم و پنجم تهران جلوگيري مي کند. آنان فرمول تعيين شده را محرمانه خوانده اند. حجت الله غنيمي فرد، به عنوان نماينده ويژه وزيري هامانه در حاشيه دور پنجم مذاکرات گفت؛ «بندها و مفاد قرارداد تا زمان نهايي شدن قابل مطرح شدن براي مردم نيست» و «در آينده نيز تا حدي که به محرمانه بودن بندهاي اصلي قرارداد لطمه وارد نشود و همچنين منافع نظام جمهوري اسلامي به خطر نيفتد، نتايج مذاکرات اعلام مي شود».دکتر نرسي قربان مشاور بين الملل نفت وگاز است که با وي به گفت وگويي مختصر در مورد خط لوله صلح نشسته ايم. برخي از نکات به اجمال بررسي شده که هر کدام مي تواند باب گفت وگويي تازه باشد.
---
طولاني شدن مذاکرات و چانه زني بر سر فروش گاز طبيعي ايران به هند و پاکستان در قالب قرارداد خط لوله صلح و سخنان اخير معاون سابق وزير نفت درباره تخفيف 32 درصدي به طرفين قرارداد، انتقادهاي بسياري را متوجه استراتژي دولت پيرامون مساله صادرات گاز کشور کرده است. به نظر شما استراتژي ايران در صادرات گاز نياز به بازنگري دارد؟
موضع گيري و تدوين استراتژي براي صادرات گاز طبيعي ايران پيش از هر چيز نيازمند آن است که ظرفيت ذخاير گاز کشور را در نظر بگيريم. ما در يک برنامه بلندمدت بايد لااقل نياز کشور به گاز طبيعي را در 30 سال آينده مورد توجه قرار دهيم. ذخاير اثبات شده گاز طبيعي کشور را 28 تريليون متر مکعب اعلام کرده اند. برخي اين ميزان را کمتر از ميزان گاز طبيعي موجود در ذخاير کشف شده و نشده دانسته و برخي ديگر رقم اعلام شده را مبالغه آميز عنوان مي کنند.
با اين حال ما فرض را حسب همان 28 تريليون مترمکعب يعني آنچه که مقامات رسمي از آن سخن مي گويند در نظر مي آوريم. همچنين اگر برنامه چشم انداز 20ساله را قبول داشته باشيم پس در دو دهه آتي بين 8 تا 10 درصد تجارت گاز جهان بايد از محل صادرات و واردات گاز طبيعي ايران باشد. از آنجا که پيش بيني مي شود تجارت گاز طبيعي در جهان طي دو دهه آتي يک هزار ميليارد متر مکعب در سال باشد پس طبق سند چشم انداز، بايد سالانه 80 تا 100 ميليارد متر مکعب با خارج از کشور دادوستد گاز داشته باشيم. متاسفانه ديده مي شود که برخي بدون توجه به اين برنامه نظام، به اصل ضرورت صادرات گاز باز مي گردند. به نظر من با توجه به اينکه حدودي براي اين منظور تعيين شده است ما مي توانيم با نظر کارشناسي مقدار صادرات را در برابر واردات کاهش يا افزايش دهيم.
پس در نگاه شما صادرات گاز از اولويت نخست برخوردار نيست؟
به طور قطع تامين نيازهاي داخلي نسبت به صادرات داراي اولويت است و به نظر مي رسد که ايران از نظر سطح توليد به ميزان کفايت اقدام نمي کند. هميشه گفته ام که ايالات متحده با در اختيار داشتن يک پنجم ذخاير گاز ايران پنج برابر ما توليد دارد. پس ايران به مراتب مي تواند بيشتر از ايالات متحده سطح توليد گاز طبيعي خود را افزايش دهد.
به نظر شما مشکل اصلي کشور در توليد ناکافي گاز طبيعي به کدام مساله باز مي گردد؟
مشکل در مديريت کارآمد است. وزارت نفت با وجود تلاش بسيار هرگز نتوانسته است که به توليد مناسب گاز طبيعي برسد.
آيا طولاني شدن مذاکرات ايران با مقامات هند و پاکستان در خصوص پروژه خط لوله صلح و اعمال نفوذ سياسي امريکا براي دولت ايران پيامي مرتبط با استراتژي صادرات گاز کشور دارد؟
به نظر من مهمترين نکته اين است که براي صادرات گاز طبيعي ايران نبايد دولت ها با هم وارد مذاکره شوند،اما خريد يا فروش گاز طبيعي توسط هر کشور در قالب عهدنامه بين المللي است. طبق قواعد حقوقي نيز عهدنامه هاي بين المللي در زمره حقوق خارجي و عمومي است که بين دولت ها منعقد مي شود.
تشکيل کنسرسيوم هاي خارجي راهکار اين موضوع است. وقتي يک دولت خارجي براي خريد گاز طبيعي طرف معامله با دولت ايران قرار گيرد بلافاصله تحريم هاي بين المللي را متوجه جريان مي کند. در صورتي که کنسرسيوم، متشکل از چند شرکت خصوصي است که مي تواند گاز خريداري شده از ايران را به دولت هاي خارجي واگذار کند اين عهدنامه هاي اقتصادي بين دولت ها موجب استحکام روابط سياسي مي شود. پس در پروژه خط لوله صلح، طبيعي است که پيش از همه ايالات متحده امريکا ابراز مخالفت کند. نکته ديگر اينکه تجربه نشان داده است، دولت هاي اروپايي نسبت به تحريم شرکت هاي خصوصي حساسيت زيادي دارند و زير بار آن نمي روند.
در حال حاضر مذاکره کنندگان خط لوله صلح دولت ها هستند و فرمول در نظر گرفته شده در اين سلسله مذاکرات محرمانه اعلام شده است. با اين همه به گفته مقامات پاکستاني نرخ خريد گاز ايران بر پايه قيمت نفت خام است. آيا اين بهترين شيوه قيمت گذاري براي گاز طبيعي است؟
من از نوع فرمول انتخاب شده براي تعيين نرخ گاز ايران خبري ندارم. اما معمولاً فرمول مبنا ax+b=yاست. اگر x قيمت نفت باشد، a و b به عنوان موارد قابل چانه زني در نظر گرفته مي شود. a درصدي از قيمت روز نفت است. همچنين در مورد قيمت نفت در نظر گرفته شده نيز همواره بحث وجود داشته است که حسب نرخ نفت در بازار ناپکس، برنت يا ديگر بازارها در فرمول مورد نظر وارد شود. گاه حتي ديده شده است که به جاي نفت، قيمت «LNG» نيز در نظر گرفته مي شود. اين چانه زني ها هرگز محدوديت ندارد.
اينکه معاون سابق وزير نفت گفته است ايران براي طرفين مذاکره در قيمت گاز طبيعي 32 درصد تخفيف قائل شده به چه معني است؟ به نظر شما احتمالاً فرمول تغيير کرده يا اينکه در ضريب قيمت نفت تجديدنظر شده است؟
من نمي دانم اين واژه «تخفيف» از کجا وارد بحث خط لوله صلح شده است، چرا که ما در گذشته قراردادي با هند و پاکستان درباره فروش گاز طبيعي منعقد نکرده ايم که حالا بخواهيم به آنان تخفيف دهيم. حدس مي زنم منظور آقاي نژادحسينيان اين بوده است که در مذاکرات خط لوله صلح در زمان رياست ايشان در تيم مذاکره کننده ايراني، مبناي قيمت گاز صادراتي به ترکيه بوده است و اکنون بحث بر سر 5 دلار است. پس اين کاهش 30 درصدي در طول چانه زني ها به علت تغيير مبنا صورت گرفته است.
آيا اين نرخ در مقايسه با قيمت فروش گاز طبيعي در بازارهاي منطقه يي جهان، منصفانه است؟
واقعاً نمي دانم که قيمت منصفانه به چه معني است.
منظورم عرف قيمتي است.
عرف در بازار حسب عرضه و تقاضا شکل مي گيرد. در منطقه ما اين عرف نامشخص است.
در قياس با نرخ فروش گاز طبيعي ايران به ترکيه چطور؟
جداي از گازي که به ترکيه صادر مي شود، امروز ايران واردکننده گاز طبيعي از ترکمنستان است. همچنين قراردادي را در دولت قبل با شرکت کرسنت امضا کرده ايم. اگر مبنا براساس نرخ مورد توافق در ديگر قراردادها باشد، وقتي قيمت فروش گاز طبيعي ايران به ترکيه 2 برابر خريدمان از ترکمنستان است به راستي کدام قيمت را بايد مبنا قرار داد؟،
منبع؛ وبلاگ علي خردپير