دوشنبه، 29 مرداد 1386 - شماره 1471
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش هاي كوتاه
تلاش شهر مسموم براي نجات
گروه ترجمه، آزاده بهرامجي؛ خانواده هاي ساکن دره يي در پرو که در اثر استشمام دودهاي مسموم کارخانه امريکايي ذوب فلزات در حال جان دادن هستند قصد دارند از اين کارخانه بزرگ شکايت کنند.

در ارتفاع 13 هزار پايي کوه هاي آند هوا بسيار تميز است و دود سفيدي از دودکش کارخانه ذوب فلزات «لا اورويا» بيرون مي آيد. اين کارخانه به تصفيه آرسنيک و فلزهايي مانند سرب، کادميوم و مس مي پردازد، اما امروز از اين کارخانه در شهر مرکز پرو ديگر هيچ دودي برنمي خيزد. هوگو ويلا عصب شناس يکي از بيمارستان هاي محلي مي گويد؛ «امروز روز زيبايي است زيرا از اين کارخانه هيچ دود سمي خارج نمي شود. البته دودهاي سمي اين کارخانه شب ها از دودکش آن به هوا متصاعد مي شود تا مردم متوجه آن نشوند.»

پس از انتشار اين گازهاي آلوده،منطقه يي که اين کارخانه در آن واقع شده به يکي از کثيف ترين نقاط دنيا تبديل شد. موسسه بلک اسميت کارخانه لا اورويا را يکي از عمده ترين تخريب کنندگان محيط زيست اعلام کرده است.

اين کمپاني با موسسه امريکايي رنکو دو ران همکاري مشترکي دارد. گازهاي آلوده اين کارخانه از کوره هاي ذوب فلزات که حدود يک يا دو مايل تا دره فاصله دارند متصاعد مي شوند. کوه هاي بلند اطراف اين درها مانع حرکت باد شده و در نتيجه اين گازهاي سمي در همان منطقه باقي مي مانند و توسط مردم استشمام مي شوند.

در اثر توليد اين گازها هم انسان ها و هم طبيعت به شدت صدمه مي بينند. با وجود مدارک واضح مبني بر سمي بودن اين گازها که منجر به مرگ چند کارگر اين کارخانه و دو تن از شهروندان اين دره شده است دولت قصد بستن اين کارخانه را ندارد زيرا نگران است که سرمايه گذاران خارجي ثروت خود را از اين کشور برداشته و به کشورهاي ديگر بروند.

اکنون ساکنان اين منطقه که هميشه نگران بودند در صورت اعتراض کار خود را از دست بدهند به کار و آينده شغلي خود پشت پا زده و به شدت نسبت به اين گازهاي سمي معترض شده اند.

در مطالعه يي که توسط هوگو ويلا صورت گرفت معلوم شد در خون 93 نوزاد تولد يافته در اين منطقه پس از 12 ساعت از تولد مقدار خطرناکي سرب وجود داشته است. اين کودکان توسط خون مادر خود به اين ميزان سرب آلوده شده اند. ميزان سرب موجود در خون کودکاني که مادران شان نزديک تر به محل ذوب فلزات زندگي مي کردند به طور قابل توجهي بيشتر از ديگر نوزادان بوده است.

ويلا مي گويد؛ «غالباً تشخيص تاثيرات وجود سرب خون کار سختي است اما سرب اولين اثر خود را روي استخوان ها و کبد گذاشته و کليه ها را از کار مي اندازد و باعث آسيب رساندن به مغز مي شود. سرب در صورتي که به ميزان بالايي در خون کودکان وجود داشته باشد باعث از کار افتادن سيستم عصبي آنها نيز مي شود.»

ويلا ادامه داد؛ «يکي از مريض هاي من که کودک خردسالي بود در اثر استشمام سرب کنترل اعضاي بدنش را از دست داد و نتوانست آنها را حس کند.»

در مطالعه يي که توسط سه گروه داوطلب از هواي اين منطقه انجام شد معلوم شد ميزان آرسنيک موجود در هواي اين منطقه سه برابر حد مجاز است.

به علاوه ميزان کادميوم و سرب هوا نيز به ترتيب در حدود 41 و 13 درصد بيش از حد مجاز بود. نکته جالب اين جا است که حتي در ذخيره آب اين شهر نيز 50درصد بيش از حد مجاز سرب وجود داشته است. آب هاي تصفيه نشده رودخانه مانتارو آلوده به مس، آهن، منگنز، سرب و روي بوده و حتي براي مصرف حيوانات نيز مناسب نيست. اين آب که از درياچه هاساکاکوچا نشأت مي گيرد 4 برابر ميزان مجاز تعيين شده توسط سازمان بهداشت جهاني منگنز دارد.

به اين ترتيب جاي هيچ تعجبي نيست که اکثر کودکان اين دره داراي مشکلات جسمي و مغزي هستند. اين کارخانه براي کمک به کارمندان خود فرزندان آنها را روزانه براي چند ساعتي به خارج از اين دره مي برد تا فرزندان آنها بتوانند هواي سالم تنفس کنند. به علاوه دولت هم قصد دارد چنين پروژه يي را براي کودکاني که پدر و مادر آنها در اين کارخانه مشغول به کار نيستند اجرا کند. ميزان سرب و ديگر مواد مسموم در خون مردم اين منطقه آن چنان بالا است که اهالي اين دره روز و شب تنها در مورد ميزان مواد سمي موجود در خون شان با هم گفت وگو مي کنند.

يکي از ساکنان اين دره گفت؛ «من تنها 37 سال دارم. 37 سال واقعاً سني نيست. پدران و مادران ما قبل از تاسيس اين کارخانه عمر زيادي داشتند اما از زماني که امريکايي ها کارخانه خود را در دره ما تاسيس کرده اند ما هر روز شاهد مرگ يکي از دوستان خود هستيم.»

يکي از کارگران اين کارخانه که اکنون از کار بر کنار شده نيز گفت؛ «زماني که ما به دود آلوده اين کارخانه اعتراض کرديم صاحبانش ما را تهديد به گرفتن کارمان کردند. به هر صورت دير يا زود ما کار و جان خود را در اثر استشمام اين گازهاي آلوده از دست خواهيم داد. من که خود تصميم دارم اين دره را هر چه سريع تر ترک کنم تا جانم را نجات دهم.»

به نظر مي رسد امسال در وضعيت مردم اين منطقه تغييري حاصل شده باشد. با انتخاب شهردار جديد به نام سزار رودريگز مردم اميدوارند اين کارخانه هر چه زودتر تعطيل شود يا براي حل مشکل گازهاي آلوده آن چاره يي انديشيده شود.

البته بعضي از مردم چندان به بهبود اوضاع اميدوار نيستند زيرا اين کارخانه 13 سال پياپي است که از طرف سازمان محيط زيست امريکا به عنوان آلوده ترين کارخانه جهان انتخاب مي شود ولي هيچ يک از سياستمداران پرو براي تعطيلي اش اقدامي نکرده اند.
بازسازي مجدد ديوار برلين
گروه ترجمه؛ يافتن باقي مانده هاي ديوار برلين که 46 سال پيش با سرعت هر چه تمام تر براي جدايي آلمان شرقي و غربي ساخته شد کار مشکلي است زيرا اين ديوار در سال 1989 در تلاش براي از بين بردن تمام خاطرات تلخ حکومت کمونيست ها توسط مردم در هم کوبيده شد.اما برلين قصد دارد تا بار ديگر به جست و جو در گذشته خود بپردازد و مسير دوچرخه سواري را در کنار اين ديوار 160 کيلومتري که در 13 آگوست 1961 ساخت آن به پايان رسيد ايجاد کند. ساخت اين مسير در حدود 6 ميليون دلار هزينه خواهد داشت.ساخت اين پيست دوچرخه سواري علاوه بر اينکه اقدام جالبي براي طرفداران محيط زيست است مي تواند توري جذاب براي گردشگراني باشد که قصد سفر کردن به دوران ترس و رعب گذشته را دارند.

ميشل کرامر يکي از رهبران سياسي برلين و يکي از حاميان انجام اين پروژه که سال ها با آن مخالفت مي شد گفت؛ «اين ديوار بخشي از گذشته ما است و ما نمي توانيم آن را پاک کنيم.»ساخت اين مسير گردشگري امکان دوچرخه سواري که به سلامتي افراد کمک مي کند را مقدور مي سازد و مردم آلمان و به خصوص برلين را بيشتر با جنبش سبز آشنا مي کند. در طول اين مسير 30 تابلو نصب خواهد شد و وقايع تاريخي صورت گرفته در کنار اين ديوار را به دوچرخه سواران يادآوري خواهد کرد.اين ديوار که اکنون 46 ساله شده است براي جلوگيري از مهاجرت ساکنان آلمان شرقي به آلمان غربي ساخته شد. در حدود 3 ميليون نفر آلمان شرقي را بين سال هاي 1949 تا 1961 ترک کردند. اين امر نشانه نبود آزادي در آلمان شرقي بود. در حدود 270 نفر زماني که تلاش داشتند از اين ديوار عبور کنند جان خود را از دست دادند. بعضي از بخش هاي اين ديوار که افراد زيادي در کنار آن اعدام شده اند توسط علامت هايي مشخص خواهد شد.

يکي از اين افراد بخت برگشته کريس گوفري است. او 9 ماه قبل از گشايش اين ديوار جان خود را زماني که مي خواست از آن عبور کند از دست داد و مورد شليک سربازان قرار گرفت.در حدود 3200 نفر در آن زمان به جرم تلاش براي ترک آلمان شرقي دستگير شدند. در حال حاضر تنها5 برج مراقبت از اين ديوار باقي مانده است.
افتتاح اولين هتل فضايي در سال 2010
گروه ترجمه؛ سوئيت گالکتيتک اولين هتلي است که در فضا ساخته خواهد شد. اين هتل در سال 2012 در فضا تاسيس خواهد شد و براي مسافران اين فرصت را فراهم خواهد کرد تا ظرف 80 دقيقه دور دنيا را طي کنند.معماران اهل بارسلون اين پروژه بيان داشتند که اين هتل به گران ترين هتل کهکشان تبديل خواهد شد و هزينه اقامت در آن براي سه شب معادل 4 ميليون دلار خواهد بود.

مسافران در زمان اقامت خود در هتل 15بار طلوع آفتاب را ظرف يک روز خواهند ديد. آنها به کمک وسايل خاصي قادر خواهند بود مانند عنکبوت به ديوار اتاق هاي خود بچسبند و در کف اتاق هاي خود چهار دست و پا راه روند.

خاويار کلارامونت معاون اجرايي اين هتل گفت؛ «ساخت حمام براي اين هتل يکي از سخت ترين بخش هاي احداث اين مجموعه است. اين حمام ها در فضايي با جاذبه سفر بايد ساخته شوند و مسافران قادر نخواهند بود شرايط دوش گرفتني مانند جو زمين را در حمام هاي اين هتل تجربه کنند.»

او ادامه داد که با ايجاد اتاق هايي که قطرات آب در آنها معلق هستند مسافران مي توانند بدن خود را بشويند و به اصطلاح زميني ها در شرايط بي وزني دوش بگيرند.

زماني که مسافران از ديدن نماي زمين خسته شوند مي توانند به گردش در فضا بپردازند. ساخت اين هتل 3 ميليارد دلار خرج خواهد داشت. يک کمپاني امريکايي به کمک چند سرمايه گذار ژاپني قرار است هزينه ساخت اين هتل را تامين کنند.

کلارامونت مي گويد؛ «بنا به محاسبات ما حدود 40 هزار نفر در کره زمين وجود دارند که مي توانند هزينه اقامت در اين هتل را پرداخت کنند. البته ما هنوز نمي دانيم که آنها چقدر به سفر در فضا تمايل دارند اما تبليغات خوب هر کسي را از پا در مي آورد.»

چهار ميليون دلار هزينه زيادي براي گردشگري است و احتمالاً اين هتل براي به سود رسيدن بايد زمان زيادي را صبر کند تا هزينه سفر به فضا اندکي کاهش پيدا کند. البته اين هزينه شامل دوره هاي 8 هفته يي تمرينات فشرده در موسسه هوافضاي جيمز باند در جزيره يي استوايي نيز است.

کلارامونت مي گويد؛ «خيلي ها از سفر به فضا وحشت دارند براي همين است که ما موشک هاي سفر فضايي را در هتل نگه مي داريم تا مسافران مطمئن شوند در هر زماني که بخواهند مي توانند به خانه باز گردند.»
قهرمانان تقلبي کونگ فو
گروه ترجمه؛ چند نوجوان چيني که قصد داشتند با جا زدن خود به عنوان قهرمانان کونگ فو از معبد معروف شائولين، به صورت غيرقانوني وارد کانادا شوند دستگير شدند.به گزارش رسانه هاي ملي اين 12 نفر بي آنکه چيزي از کونگ فو بدانند به عضويت تيم قهرمانان کونگ فو در ايالت هنان درآمدند. معبد شائولين، معبدي 1500 ساله در همين ايالت است که يک تيم از آن قصد سفر به کانادا را داشت. اين 12 نفر هر يک 90 هزار دلار به يک قاچاقچي انسان و همين طور دو مربي تيم پرداختند تا همراه آنها عازم کانادا شوند. اين نوجوانان 17 تا 19 ساله يک روز در هتل تعليمات ابتدايي براي اجراي مراسم رقص شير چيني را دريافت کردند، يک هفته بعد گروه هنگام تلاش براي ورود به هنگ کنگ پس از آنکه شک ماموران مرزي برانگيخته شد دستگير شدند.معبد شائولين بلافاصله هر نوع ارتباط با افراد فوق را تکذيب کرد و گفت اقدامات اين افراد تنها به در خطر افتادن اعتبار معبد شائولين مي انجامد زيرا آنها مي خواهند از نام معبد به نفع خود استفاده کنند.
قتل کودک به خاطر عشق به مدرسه
گروه ترجمه؛ يک دختر 12 ساله هندي به دليل اينکه از مادرش خواسته بود بگذارد به مدرسه برود، توسط وي تنبيه و سپس به دار آويخته شد. مادر اين دخترک ابتدا او را با يک ميله چوبي کتک زد و وقتي دخترک از هوش رفت، مادرش با تصور اينکه فرزندش را کشته است او را با يک ريسمان از سقف دار زد تا مرگ او را خودکشي جلوه دهد. اين اتفاق در روستايي در ايالت راجستان اتفاق افتاد. مادر قاتل هم اکنون در بازداشت پليس به سر مي برد. پدر دخترک که يک کارگر فقير است به پليس گفت ما پولي نداشتيم که بتوانيم براي دخترمان دوچرخه بخريم. مدرسه از روستاي ما فاصله زيادي دارد و بدون دوچرخه نمي توان به آنجا رفت.مردم هند عموماً فرزند پسر را به دختر ترجيح مي دهند زيرا پسران نان آور خانه و کمک دست والدين شان در آينده به حساب مي آيند در حالي که دختران در هنگام ازدواج هزينه هاي سنگيني براي خانواده به بار مي آورند، از جمله جهيزيه که کمتر خانواده يي از پس آن برمي آيد.چندي پيش نيز مردي که بسيار مشتاق بود فرزند پسر داشته باشد، دختر يازده ساله اش را کشت، او را تکه تکه کرد و قطعه هاي بدنش را در آتش انداخت.
لاغر شويد، جايزه بگيريد
گروه ترجمه؛ شهردار «وارالو سيسيا» براي وادار کردن شهروندان شهرش به وزن کم کردن، به آنها وعده جايزه نقدي داده است. شهروندان اين شهر زيباي واقع در دامنه آلپ، با کم کردن 3 کيلوگرم ظرف يک ماه مي توانند جايزه يي معادل 50 يورو دريافت کنند و در صورتي که بتوانند 5 ماه در همان وزن بمانند 100 يورو ديگر نيز به آنها هديه مي شود. مرداني که ظرف دو ماه 6 کيلوگرم وزن کم کنند (و زناني که در همين مدت 5 کيلوگرم وزن کم کنند) نيز 50 يورو جايزه خواهند گرفت و در صورت ماندن در وزن مذکور به مدت 5 ماه 200 يورو به آنها پرداخت خواهد شد. شهردار در مورد مسابقه يي که به راه انداخته، مي گويد؛«وزن کم کردن نياز به انگيزه يي قوي دارد و من در تلاشم اين انگيزه را براي شهروندان ايجاد کنم.» خود شهردار، «گيانلوکا بونانو»، پس از آنکه پسر کوچکش او را «شکم گنده» خطاب کرد، تصميم گرفت وزن کم کند و با اين برنامه ساير شهروندان را نيز به گرفتن رژيم و کاهش وزن دعوت کرد.براي شرکت در اين مسابقه بايد اول تاييديه يي از يک پزشک داشته باشيد که اضافه وزن داشتن شما را تاييد کند و بعد در تالار شهرداري پيش و پس از شروع رژيم وزن افراد زير نظر پزشک شهرداري بررسي مي شود و به علاوه مشاوره رژيم غذايي به صورت مجاني به شهروندان ارائه مي شود.وزير سلامت و بهداشت ايتاليا اعلام کرد که اين برنامه را مي توان به سراسر کشور تسري داد.
گربه خوش اقبال
گروه ترجمه؛ يک گربه کوچک اهل نيوجرسي، احتمالاً يکي از هفت جانش را از دست داده است چون به طرز عجيبي از يک آتش سوزي نجات يافت.آتش نشانان ابتدا تصور کردند بر اثر تراکم شعله ها و دود ناشي از آتش اين گربه مرده است، اما پس از خاموش کردن شعله ها با کمال حيرت ديدند گربه از درون تخت خوابي که در آن پنهان شده بود، صحيح و سالم بيرون جهيد. اين گربه متعلق به يکي از مستاجران اين ساختمان دو طبقه بود که بر اثر آتش سوزي نيمه شب خانه در طبقه دوم گير افتاد. طي اين آتش سوزي جز آسيب هاي وارده به ساختمان، هيچ يک از ساکنان آسيبي نديدند. صاحب گربه که به شدت از سالم بودن او خوشحال بود تا بازسازي خانه، گربه اش را براي نگهداري به اقوامش سپرد.
مردي که پايش را جا گذاشت
گروه ترجمه؛ يک موتور سوار ژاپني که طي راندن در جاده به گارد حاشيه برخورد کرده بود، 2 کيلومتر از مسير خود را طي کرد بي آنکه بفهمد بخشي از پايش از زير زانو قطع شده است،اين مرد 54 ساله با گروهي از دوستان موتور سوارش در جاده يي در غرب توکيو مشغول راندن بود که متوجه شيب جاده نشد و ناگهان تعادل خود را ا ز دست داد و به گارد حاشيه جاده برخورد کرد. به رغم درد طاقت فرسايي که در ناحيه پايش حس مي کرد، مجدداً سوار موتور شد و پس از رسيدن به محل توقف و طي 2 کيلومتر متوجه شد پاي راستش نيست، دوستان اين مرد توانستند پس از جست وجو در محل حادثه پاي گمشده را پيدا کنند اما پزشکان در بيمارستان تشخيص دادند پاي مرد قابل پيوند و اتصال نيست زيرا به شدت آسيب ديده است.
گارسون مهاجر خواننده رپ شد
گروه ترجمه؛ شايد هنگامي که ييلماز در کباب فروشي، کباب سرو مي کرد، هيچ وقت تصور نمي کرد يک خواننده رپ مشهور شود. ييلماز کارامان، يک مهاجر 27 ساله ترک است که چهار سال پيش به فرانسه آمد و در يک رستوران در پاريس مشغول به کار شد، تنها تفاوت او با يک گارسون معمولي اين بود که هنگام سرو کردن غذا آواز مي خواند؛ «همه چيز از برخورد من با مشتريان شروع شد، من بايد از آنها مي پرسيدم آيا مايونز يا مثلاً گوجه فرنگي مي خواهند يا نه، اين پرسش ها ريتم مخصوص به خودشان را يافتند و به سرعت تبديل به ترانه هاي رپ شدند.» اقبال بلند ييلماز به ياري اش آمد و برخي از مشتريان کباب فروشي که در استوديوهاي ضبط مشغول به کار بودند تصميم گرفتند به او کمک کنند تا ترانه هايش را به گوش شنوندگان بيشتري برساند.

کليپ ييلماز روي اينترنت ظرف يک ماه نيم ميليون بازديدکننده يافت و طبعاً اين آمار توجه کمپاني هاي پخش موسيقي را به خود جلب کرد و ظرف هفته گذشته 25 هزار کپي از آثارش به فروش رفت. ييلماز مي گويد؛ «من شوکه شده ام. حس مي کنم سرگيجه دارم... مدام از خودم مي پرسم خواب نيستم؟،» محل فيلمبرداري کليپ ها «چز ديار» کبابي است که ييلماز در آن کار مي کند و آن را در ترانه هايش «امپراتوري چربي» مي نامد.

در ترانه ها ييلماز مي خواند؛ «پشت پيشخوان من نان ها را نوازش کنان در دست هايم مي گيرم و آماده مي کنم. من رپر کباب دونار هستم. چاشني، کچاپ و گوشت.پختن گوشت گوسفند واقعاً يک هنر است و ما گوشت خوک به کار نمي بريم. اينجا شما عطر سرزمين هاي شرقي را حس مي کنيد و آن را با خود مي بريد.» ييلماز دليل محبوب شدن موزيکش را اين طور توضيح مي دهد؛ «کباب يک غذاي بين المللي است.» و بعد مي زند زير خنده؛ «نه. مساله اينجا است که در اين جهان پيچيده و دشوار مردم نياز به خنده دارند. من هنگام سرو کردن غذا مي خندم و براي آنها لطيفه تعريف مي کنم. اين آهنگ ها تنها ادامه اين شادي اند که در رستوران مي آفرينم.»

خانواده او در ترکيه زندگي مي کنند و بسيار خوشحالند که ييلماز به رغم اينکه بدون دانستن زبان فرانسه مهاجرت کرده است، الان مي تواند به اين زبان ترانه بخواند و ترانه هايش هم پرفروش باشند. رئيس او در کباب فروشي هم خوشحال است چون طرفداران ييلماز از اقصي نقاط شهر براي ديدن او و شنيدن آوازش به کباب فروشي مي آيند.
عناوين اين صفحه
تلاش شهر مسموم براي نجات
بازسازي مجدد ديوار برلين
افتتاح اولين هتل فضايي در سال 2010
قهرمانان تقلبي کونگ فو
قتل کودک به خاطر عشق به مدرسه
لاغر شويد، جايزه بگيريد
گربه خوش اقبال
مردي که پايش را جا گذاشت
گارسون مهاجر خواننده رپ شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام