چهارشنبه، 31 مرداد 1386 - شماره 1473
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: اقتصاد ايران
آقاي رئيس جمهور حتماً بخوانيد
مصرف بهينه پول نفت
جواد اطاعت*

آقاي رئيس جمهور، براي استفاده بهينه از پول نفت، به جاي عدالت اقتصادي توزيع محور بايد عدالت اقتصادي توليد محور را در دستور کار قرار دهيد. مشکلات اقتصادي کشور تورم، بيکاري، افزايش حجم نقدينگي، مشکلات توليد و بهره وري، تورم دولت (دولت گرايي)، فقر فزاينده و فاصله طبقاتي از طرفي و از طرف ديگر افزايش قيمت نفت و به تبع آن پيگيري و اجراي سياست اقتصادي توزيع محور سبب شد تا به جاي نگاه سلبي و نقادانه، با نگرشي اثباتي راه حلي را ارائه کنيم تا ضمن عنايت به محور هاي کلان اقتصادي پاسخي نيز به پرسش رئيس جمهور در جمع اقتصاددانان مبني بر چگونگي مصرف پول نفت داده باشم.

الف- رهيافت هاي کلان اقتصادي

1- رشد و توسعه اقتصادي رابطه معناداري با مردم سالاري و حاکميت ملت به معناي واقعي کلمه دارد. اين مبحث آنقدر روشن است که نيازي به شرح و بسط نظري آن نيست. مقايسه تطبيقي کشورهاي پيشرفته با کشورهاي در حال توسعه اين موضوع را روشن مي کند. در نظام هاي سياسي موجود دو شيوه و روش براي اداره نظام هاي سياسي وجود دارد؛ شيوه اقتدارگرا و روش دموکراتيک. مقايسه شوروي سابق با ايالات متحده امريکا، اروپاي شرقي با اروپاي غربي، حتي آلمان شرقي (سابق) با آلمان غربي (سابق)، کره شمالي با کره جنوبي، کوبا با پاناما و.... بيانگر آن است که رشد و توسعه اقتصادي و بهبود زندگي انسان ها در نظام هاي دموکراتيک در مقايسه با نظام هاي اقتدارگرا، از وضعيت کاملاً بهتري برخوردار است، به گونه يي که به جز استثناهايي همانند چين، اين وضعيت از يک قاعده مندي برخوردار است.

فراموش نکنيم که عدالت اقتصادي و عدالت سياسي (آزادي) دو روي يک سکه هستند که نه تنها داراي همبستگي مکانيکي، بلکه نيازمند پيوستگي ارگانيکي هستند که بدون توجه به يکي از وجوه، وجه ديگر نيز به گونه يي طبيعي و نهادمند سامان نمي يابد.

2- مهمترين مساله در توسعه پايدار نقش و جايگاه نخبگان و به طور کلي نيروهاي انساني کارآمد و فرهيخته است. اگرچه بسياري از مسائل بديهي هستند، اما چه بسا ممکن است مورد توجه قرار نگرفته و مغفول واقع شود. نقش نخبگان در توسعه و پيشرفت نيز از جمله بديهياتي است که لااقل در برخي از کشورها مغفول واقع مي شوند. اين در حالي است که انسان ها هم هدف و هم وسيله توسعه اند. انسان ها به جاي آنکه در حاشيه توسعه باشند و توسعه از بالاي سر آنها بگذرد بايد هدف و موضوع اصلي توسعه قرار گيرند. نه يک مجرد اقتصادي فراموش شده، بلکه واقعيتي زنده که مصدر فعل و عملند.

بسياري از صاحب نظران توسعه از جمله پروفسور فردريک هابينسون از دانشگاه پرينستون معتقد است که نيروهاي انساني به ويژه نخبگان اساس ثروت ملت ها را تشکيل مي دهند و سرمايه و منابع طبيعي عوامل تبعي و حاشيه يي ترند. وي معتقد است دولتي که نتواند مهارت ها و دانش مردمانش را توسعه دهد و از آن بهره برداري کند، توانايي توسعه و صلاحيت اداره جامعه را نخواهد داشت.

انباشت سرمايه انساني از طريق استفاده از نخبگان در کنار سرمايه مادي، گامي است در جهت تبادل بين دو عامل مهم توليد که اتحاد و هماهنگي بين آنها موجب تسريع توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي خواهد بود. از طرفي از آنجا که سرمايه انساني قابليت تطبيق بيشتري براي فرصت هاي قابل تغيير دارد، هرگونه سرمايه گذاري در سرمايه انساني موجب بازده طولاني و افق روشن تري خواهد شد. بنابراين در يک جمع بندي از عامل انساني مي توان به اين نتيجه رسيد که مهمترين عامل فرآيند توسعه، نخبگان و فرهيختگان هر جامعه يي هستند و برنامه هاي توسعه بايد به گونه يي تدوين شود که از اين منبع مهم به نحو شايسته يي استفاده شود.

3- اصلاح ساختارهاي اقتصادي مستلزم اصلاح ساختارهاي اداري و مديريتي است. بدين معنا که شيوه متمرکز و دولت گرايي فاقد کارايي و کارآمدي لازم براي پيشبرد فرآيند توسعه پايدار است. بوروکراسي حجيم، متورم و پرهزينه همانند زنجيري است که فرآيند توسعه را از مسير حرکت باز مي دارد. نظام هاي سياسي براي بازتوليد کارآمدي خويش به تناسب افزايش حجم شرح وظايف دولت ها، به سمت تمرکززدايي و واگذاري امور در ابعاد طولي و عرضي اقدام مي کنند. بدين معنا که در ابعاد طولي، هر کاري را که مديران منطقه يي و محلي توان انجام آن را دارند، مديران ملي در آن امور مداخله نمي کنند. در ابعاد عرضي نيز هر کاري را که مردم و بخش خصوصي توان انجام آن را دارند، دولت ها از ورود به آن خودداري مي ورزند. به عبارت ديگر دولت ها تا زماني امري را تصدي و مديريت مي کنند که مردم از انجام آن ناتوانند و بخش خصوصي قادر به انجام آن نيست.

امروزه دولت هاي پيشرفته با اصلاح ساختارهاي اداري و مديريتي، دولت را نه به عنوان تصدي گري، بلکه به عنوان مغز متفکر، نقش هدايت و راهبري فرآيند توسعه و پيشرفت را برعهده دارند. کوچک سازي و کارآمدي دولت موضوعي است که متاسفانه در ايران مغفول واقع شده و در حد شعار و بعضاً تصويب قوانين، در برنامه هاي پنج ساله راکد مانده است.

4- در دنياي پيشرفته امروزي، پخش کردن انرژي و بودجه کشور در حوزه هاي مختلف و متعدد به بهانه خودکفايي، از نظر اقتصادي مردود است. همان گونه که امروزه يک نفر نمي تواند در رشته هاي مختلف علمي، علم آموزي کند و به نتيجه بايسته يي برسد، واحدهاي سياسي نيز نمي توانند در همه عرصه هاي اقتصادي فعال شوند. مزيت نسبي، پتانسيل ها و توان رقابت در بازارهاي بين الملل ايجاب مي کند استراتژي اقتصادي موردي را مدنظر قرار دهيم. بدين معنا که متناسب با ظرفيت اقدام، مزيت نسبي، پتانسيل ها و دانش فني و مهمتر از آن قدرت رقابت در بازارهاي جهاني، بايد امکانات کشور را در محورهاي خاصي به کار گرفت. براي مثال صنعت نفت و گاز و فرآورده هاي آن، کشاورزي، صنايع فولاد و... مي توانند حوزه هاي مناسبي باشند.

5- از ديگر نکات مهم، جايگزيني اقتصاد سرمايه گذارانه، به جاي اقتصاد خدمات گرايانه است. در جمهوري اسلامي به دليل حاکميت ارزش ها بودجه محدود کشور، عمدتاً صرف هزينه هاي جاري و خدمات رساني به شهرها و روستاها شد. به گونه يي که امروزه روستاهاي دورافتاده ايران از نعمت برق، آب شرب، مدرسه، مرکز بهداشتي و درماني، جاده آسفالته، تلفن و... برخوردارند؛ اما جوانان و مردم آن از بيکاري و فقر در رنج و عذابند. اين در حالي است که مي بايست اين اعتبارات صرف امور زيربنايي و توليدي مي شد تا ابتدا اشتغال و درآمد ايجاد شود و سپس نيازهاي خدماتي مرتفع شوند. با وجود درآمد حتي نيازي به خدمات رساني توسط دولت نيز احساس نمي شود، چرا که از محل عوارضي دريافتي يا خودياري مردمي مي توان به شهرها و روستاها خدمات رساني کرد.

6- امنيت سرمايه گذاري بخش خصوصي از نکات بديهي در توسعه و پيشرفت است. امروزه نه تنها شرايطي براي سرمايه گذاران خارجي ايجاد نکرده ايم که سرمايه گذاران ايراني نيز براساس برخي آمارها بالغ بر هزار ميليارد دلار در خارج از کشور داراي سرمايه اند؟، سوال اساسي اين است که جمهوري اسلامي که امروزه در تنگناي بيکاران جوياي کار است تا چه ميزان براي جلب و جذب سرمايه هاي خارجي و ايرانيان خارج از کشور اقدام کرده است. آيا واقعاً ارزش سرمايه گذاري، توليد و ايجاد اشتغال را در اسلام درک، تبيين و در راستاي آن اقدام کرده ايم؟

7- صنعت جهانگردي، امروزه در زمره سومين صنايع درآمدزا و ارزآور کشورها است. کشوري همچون ايران که براساس آمارهاي موجود، از جمله ده کشور اول دنيا به لحاظ جاذبه هاي توريستي است، آيا متناسب با اين ظرفيت از درآمد ناشي از اين صنعت بهره مند است؟،

در دنياي امروز، کشورهاي بسته يي همچون کوبا نيز ناگزير شده اند با لغو رواديد و سياست هاي جذب توريسم، از اين صنعت سودآور و اشتغال زا استفاده کنند. جمهوري اسلامي مي تواند با نگاهي موسع به نيازهاي کشور، يکي از محورهاي اقتصادي خويش را بر پايه صنعت جهانگردي بنيان نهد و از اين درآمد سرشار بهره مند شود.

ب- استفاده بهينه از پول نفت

آقاي رئيس جمهور در جلسه با اقتصاددانان منتقد بر چگونگي هزينه کرد پول نفت متمرکز شده بود. بر اساس سياست اقتصادي توليدمحور که در ابتداي اين گفتار بر آن اشاره شد، با ارائه مثالي اين موضوع را مدنظر قرار مي دهيم. شهرستاني را با 200 هزار نفر جمعيت در نظر بگيريد. در اين شهرستان با افتتاح حساب در يکي از بانک ها و اعلام به شهروندان ساکن آن شهرستان، که هر کدام مي توانند حداکثر تا سقف يک ميليون تومان به اين حساب واريز کنند، به منظور تشويق مردم از محل فروش نفت معادل دو برابر پول واريزي هر شهروند به نام آنها و براي آنها ارز خارجي به آن حساب اختصاص يابد. با فرض مشارکت همه شهروندان مجموعاً سرمايه يي بر ابر 600 ميليارد تومان براي سرمايه گذاري ايجاد خواهد شد که سهامداران آن مردم آن شهرستان هستند. سپس با انتخاب هيات مديره و مديرعامل متناسب با پتانسيل محلي، اين سرمايه در طرح هاي توليدي و زيربنايي سرمايه گذاري شود. اين اقدام از نظر اقتصادي پيامد هاي مثبت ذيل را به همراه خواهد داشت.

1- از آنجا که حداکثر مبلغ يک ميليون تومان است، اقشار پايين دست جامعه نيز مي توانند در سرمايه گذاري هاي اقتصادي مشارکت کنند و اقتصاد مشارکتي توليدمحور را شاهد خواهيم بود.

2- حجم قابل توجهي از نقدينگي موجود در بازار جمع آوري مي شود که باعث کاهش نقدينگي و کاهش تورم خواهد شد.

3- انباشت سرمايه که موتور متحرکه فعاليت اقتصادي و توليدي است فراهم مي آيد.

4- اين سرمايه انباشتي توسط هيات مديره و مدير عامل منتخب سهامداران (شهروندان) متناسب با پتانسيل محلي در طرح هاي سرمايه يي همچون سدسازي، صنايع کارخانه يي نظير کارخانه سيمان، پتروشيمي، صنايع تبديلي کشاورزي و... سرمايه گذاري مي شود و اقتصاد خدمات گرايانه موجود به اقتصاد سرمايه گذارانه تغيير جهت خواهد داد.

5- با اين سرمايه گذاري و جذب کارگران ماهر و نيمه ماهر در اين کارگاه ها، مشکل بيکاران به طور کامل مرتفع مي شود و با ايجاد اشتغال يکي از معضلات موجود برطرف خواهد شد.

6- پس از اتمام پروژه و ايجاد توليد و سود حاصل از فروش محصولات توليدي، سهامداران صاحب درآمد مي شوند و تا حدودي با فقر مبارزه مي شود.

7- با صدور محصولات توليدي، ارز لازم عايد کشور مي شود.

8- چنانچه هر يک از شهروندان، با مشکل حادي مواجه شوند و نياز جدي به پول نقد داشته باشند، مي توانند سهام خود را به فروش رسانيده و از پول آن بهره مند شوند.

9- از آنجا که اجراي اين طرح توسط هيات مديره منتخب سهامداران انجام مي پذيرد، دولت نيازي به تصدي گري نخواهد داشت و تنها از طريق راهنمايي، مشاوره، امور نرم افزاري و نظارت بر عملکردها فرآيند توسعه را جهت داده و به پيش خواهد برد و دولت در جايگاه حقيقي که همانا، جايگاه حاکميتي است قرار خواهد گرفت.

پيشنهاد مي شود اين طرح به صورت آزمايشي در يکي دو استان کشور اجرا شود و چنانچه نتيجه مثبتي به بار آمد، به کل کشور تعميم داده شود. آري با اين طرح هم مي توان دغدغه هاي عدالت گرايانه را پاسخ داد و هم از پول نفت استفاده بهينه کرد. در پايان ذکر اين نکته ضروري است که نگارنده آمادگي دفاع از اين طرح را در هر سطحي و در هر مکان داشته و دارم.

*استاديار دانشگاه شهيد بهشتي
در گفت وگو با رئيس کميته مخابرات مجلس مطرح شد-«بخش پاياني»
نسبت به تبديل وديعه به سهام انتقاد داريم

قسمت اول اين مصاحبه روز گذشته به چاپ رسيد. اينک بخش پاياني آن را مي خوانيد.

---

ولي هنوز پروانه اپراتور اول صادر نشده و اپراتور اول به راحتي از وظايفش شانه خالي مي کند.

در حال حاضر سازمان تنظيم مقررات بر روي پروانه اپراتور اول کار مي کند و صدور پروانه مراحل نهايي اش را طي مي کند. در ضمن دولت در حال بررسي اساسنامه شرکت مادر تخصصي مخابرات ايران است تا از شکل صددرصد دولتي خارج شود. به موازات اين اصلاحيه هم سازمان تنظيم مقررات مراحل نهايي بررسي پروانه شرکت را ( چه در مورد تلفن همراه و چه در مورد تلفن ثابت) مي گذراند. البته سازمان تنظيم مقررات موظف است با توجه به گسترش واگذاري هاي اپراتور اول نسبت به اپراتور دوم و تاليا بيشتر بر روي فعاليت هاي اپراتور اول نظارت کند. چون ما نيز معتقديم اپراتور اول نه تنها در ارائه سرويس هاي ارزش افزوده ضعيف عمل کرده بلکه همچون ساير اپراتورها با عدم آنتن دهي، قطعي مکرر، عدم در دسترس بودن و همچنين هزينه وصل مجدد عملکردي قابل انتقاد دارد.

در پروانه اپراتور اول تعرفه تلفن همراه چطور ديده مي شود.

وقتي سهام واگذار شود اپراتور اول خصوصي خواهد بود و طرح تثبيت شامل تعرفه اپراتور اول نمي شود بلکه سازمان تنظيم مقررات بر روي تعرفه آن همچون ساير اپراتورها اعمال نظر مي کند، در اين فضا قطعاً ارائه خدمات اپراتورها با تعرفه آنها رابطه مستقيم خواهد داشت تا رقابت بين آنها گسترش پيدا کند.

در آن شرايط قيمت تمام شده اين سيم کارت ها چه طور محاسبه مي شود.

در حال حاضر تعرفه اپراتور اول سه رديف دارد؛ هزينه ماليات، هزينه توسعه روستايي و وديعه، ولي وقتي واگذار شد چنين هزينه هايي در تعرفه اش گنجانده نمي شود بلکه همچون اپراتور دوم فقط هزينه سيم کارت را دريافت مي کند البته در ساير کشورها سيم کارت في النفسه داراي ارزش اقتصادي يا تجاري نيست و اپراتورها سيم کارت را مجاني در اختيار مشترکان خود قرار مي دهند و آنچه اين اپراتورها دريافت مي کنند هزينه خدمات ارائه شده است. ولي چون در ايران عرضه با تقاضا فاصله زيادي دارد سيم کارت ارزش اقتصادي دارد که اميدوارم با ورود اپراتور سوم و خصوصي شدن اپراتور اول قيمت سيم کارت تنزل پيدا کند و در مقابل خدمات ارائه شده متنوع شود.

برنامه تبديل وديعه به سهام را چطور ارزيابي مي کنيد زيرا ظاهراً 18 ميليون از مشترکان تمايلي به تبديل وديعه هايشان به سهام ندارند.

ما به تبديل وديعه به سهام انتقاد داريم چون هنوز معايب و مزاياي اين دو روش براي مشترکين مشخص نشده. مشخص نيست سهام کسي که 20 سال پيش تلفن ثابت خريده و وديعه گذاشته چه تفاوتي با سهام کسي که دو ماه پيش وديعه گذاشته، دارد. مشخص نيست اين 20 سال به لحاظ زماني چه تاثيري در تعداد سهام و ارزش آن خواهد داشت در نتيجه تا اين اطلاعات به صورت شفاف در اختيار مشترکين قرار نگيرد، تصميم گيري مشترکان در فضاي مبهمي صورت مي گيرد و در نهايت 18 ميليون مشترک نسبت به تبديل وديعه به سهام اظهار بي ميلي مي کنند.

از اين پس مي خواهيم وارد بحث توليد گوشي و قاچاق آن شويم. دولت براي حمايت از توليدي که وجود نداشت تعرفه واردات گوشي را 60 درصد کرد، در مقابل براي مبارزه با قاچاق در يک دوره اعلام کرد ثبت سريال نمي کند ولي دوباره شروع به اين کار کرد. مي خواهيم بدانيم چرا مجلس در مقابل رويکردهاي متناقض دولت که فقط به سود يک گروه ويژه تمام شد عکس العملي نشان نداده.

بله، وقتي دولت مطرح کرد براي حمايت توليد داخل تعرفه را 60 درصد مي کند، اصلاً توليد داخلي وجود نداشت تا مورد حمايت قرار گيرد منتها براي مجاب کردن نمايندگان مخالف مطرح کرد کنسرسيومي تشکيل داده است تا با شرکت هاي صاحب نام مذاکره کند و گوشي توليد کند. به همين دليل هم براي اينکه سرمايه گذاري اش توجيه اقتصادي داشته باشد تعرفه گوشي را از 4 درصد به 60 درصد رساند. ولي نتوانست نياز بازار را تامين کند. در سال 85 شرکت LG فقط 20 هزار گوشي توليد کرد. خط توليد صاايران و ساژم فرانسه هم تعطيل شد. در حالي که پيش بيني بازار 10 ميليون گوشي بود، البته واگذاري ها 6 ميليون بود ولي با اين حال ورودي گمرک يک و نيم ميليون گوشي بود در نتيجه 5/4 ميليون گوشي باقيمانده از کانال غيررسمي وارد شد. اين گوشي ها در بازار بدون مشکلي با لحاظ شدن تعرفه 60 درصدي فروخته شد؛ يعني مصرف کننده گوشي را به طور متوسط 50 هزار تا 100 هزار تومان گرانتر از قيمت واقعي خريداري کرد و در مقابل سود کلاني نصيب واردکنندگان شد. اين موضوع را خود من و برخي از نمايندگان پيش بيني مي کرديم و اعتراض هم کرديم.

در مورد حذف ثبت سريال ها چطور؟

صاحبان تکنولوژي در اپراتور اول پيش بيني اين همه ثبت سريال را نکرده بودند. وقتي اعلام شد بايد گوشي ها ثبت سريال شود تغييراتي در نرم افزار ايجاد کردند تا همه سريال ها ثبت شود. بعد هم از ثبت سريال به عنوان اهرم بازدارنده قاچاق استفاده کردند. در حالي که سازندگان گوشي تلفن همراه به صورت سريالي در يک محدوده مشخص گوشي توليد مي کنند و وقتي يک سري سريال فعال مي شود به طور اتوماتيک سريال هاي بعدي هم فعال مي شوند؛ موضوعي که پيش بيني نشده بود. در نتيجه امکان داشت عده يي از ثبت نشدن سريال ها سود برده باشند. ولي مهم اينکه دولت اکنون متوجه شده و از اين مکانيسم براي محدود کردن قاچاق استفاده نمي کند.

پيش بيني رئيس مجمع امور صنفي توزيعي و خدماتي تهران از بازار ماه رمضان

مرغ گران نمي شود

گروه اقتصادي؛ با توجه به نزديکي ايام ماه رمضان طرح ضيافت و فروش فوق العاده در تهران برگزار مي شود. طبق پيش بيني هاي انجام شده و با توجه به سياست هاي تنظيم بازار دو طرح فروش فوق العاده و ضيافت اجرا مي شود. البته همواره با نزديک شدن ماه رمضان خريد برخي کالاها و مواد خوراکي زياد شده و اين موضوع موجب رشد قيمت ها مي شود.

قاسم نوده فراهاني ، رئيس مجمع امور صنفي توزيعي و خدماتي تهران درباره نحوه توزيع گوشت مرغ و قيمت آن از سوي اصناف بيان کرد؛ «قول مي دهيم که در ماه رمضان در مورد گوشت مرغ هيچ مشکلي به وجود نيايد لذا با توجه به اينکه در حال حاضر قيمت مرغ 1650 تومان است قيمت آن در روز هاي اوج مصرف در ماه رمضان نيز نبايد از مبلغ 1850 تومان فراتر برود.»

وي افزود؛ «وزارت بازرگاني و صنوف تدابير بسياري براي کنترل بازار گوشت مرغ در نظر دارند که بر همين اساس نيز قراردادي مبني بر تامين مواد اوليه مرغداري ها را با توليدکنندگان گوشت مرغ به امضا رسانده اند.»

وي درباره نحوه تامين نياز بازار به گوشت قرمز توضيحي نداد و گفت؛ «در مورد گوشت قرمز واردات به اندازه کافي انجام شده است و قيمت آن نيز از سوي سازمان حمايت اعلام مي شود.»

وي درباره نحوه تامين نياز بازار به گوشت قرمز توضيحي نداد و گفت؛«در مورد گوشت قرمز واردات به اندازه کافي انجام شده است و قيمت آن نيز از سوي سازمان حمايت اعلام مي شود.»

سيدحميد صافدل رئيس سازمان بازرگاني استان تهران با اشاره به وجود ذخيره مطلوب کالاهاي اساسي براي تامين مايحتاج عمومي مردم در ماه مبارک رمضان گفت؛«مردم در خريد کالاهاي مورد نياز خود عجله نکنند و سعي در بهره گيري از نمايشگاه هاي ويژه داشته باشند.»

وي افزود؛«در راستاي تنظيم بازار وزارت بازرگاني سعي بر ايجاد شبکه هاي مطمئن و امن براي دسترسي آسان مردم به مايحتاج و کالاهاي اساسي مورد نياز داشته به نحوي که شبکه هاي منتخبي براي توزيع کالا با نرخ مصوب و الگوي مشخص براي توزيع کالاي مردم در مواقعي که تعادل عرضه و تقاضا ممکن است به هم بخورد، ايجاد شده که نقطه اوج فعاليت هاي آنها در مقاطع پاياني سال گذشته بوده است.»

صافدل ميزان ذخيره گوشت مرغ و گوشت قرمز را براي ماه مبارک رمضان مطلوب عنوان کرد و گفت؛«مردم نگراني از بابت تامين و افزايش قيمت گوشت مرغ و گوشت قرمز در آستانه ماه مبارک رمضان نداشته باشند چراکه ذخيره به ميزان کافي صورت گرفته است.»

وي افزود؛«براي ماه رمضان گوشت منجمد واردکرده ايم اما ميزان آن را اعلام نمي کنم.» رئيس سازمان بازرگاني استان تهران اضافه کرد؛«براي تامين نياز مردم به گوشت قرمز نياز به واردات گوشت داشتيم اما ميزان آن را اعلام نمي کنم.»

صافدل تصريح کرد؛«تاکنون براي گوشت هاي منجمد وارداتي نرخ تعيين نکرده ايم.» وي در خصوص تعيين نرخ کالا از سوي سازمان بازرگاني افزود؛«بر اساس برنامه چهارم توسعه دولت به غير از کالاهاي يارانه يي براي ساير محصولات حق تعيين نرخ ندارد.»

صافدل با بيان اين مطلب که قصد حمايت از مصرف کننده و توليدکننده را با هم داريم، اظهارداشت؛«براي تحقق اين هدف از مصرف کننده و توليدکننده با افزايش تعرفه، تنظيم بازار و يارانه حمايت خواهيم کرد.» رئيس سازمان بازرگاني استان تهران در خصوص واردات حبوبات گفت؛«توليدکنندگان داخلي ما در استان هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، کردستان، کرمانشاه و اراک قادر به تامين نياز کشور هستند.»

وي تصريح کرد؛«بر اساس آمار ارائه شده در حال حاضر فقط عدس از ساير کشورها وارد بازار مي شود.»

وي در خصوص عملکرد سازمان بازرگاني استان تهران در سال گذشته گفت؛« تشکيل شوراي نظارت و کنترل بازار، تاسيس شبکه هاي منتخب توزيع کالا، برگزاري نمايشگاه، فروش فوق العاده و اجراي طرح تنظيم بازار از مهمترين فعاليت هاي اين سازمان بوده است.» در ضمن بايد گفت که چندي پيش رئيس اتحاديه فروشندگان گوشت گوسفندي نرخ هر کيلو گوشت منجمد را بين 4 هزار تا 4 هزار و دويست تومان اعلام کرده بود.

آيا پرونده هايي در کميسيون صنايع و معادن در اين باره وجود دارد؟

در کميسيون صنايع و معادن پرونده يي براي سوء استفاده ها وجود ندارد بحث اينکه پرونده يي در کميسيون مطرح باشد و عده يي رانت استفاده کرده باشند، صحت ندارد، اگر هم پرونده يي است بايد در ستاد مبارزه با قاچاق و کالا و ارز وجود داشته باشد. اما کميسيون از وزراي ارتباطات بازرگاني و صنايع و معادن خواست در جلسه يي که اعضا ترتيب داده اند شرکت کنند. در آن جلسه سليماني اعلام کرد که محدوديت در ثبت سريال گوشي به عنوان روش مناسبي براي کنترل قاچاق نيست. وزير بازرگاني نيز قبلاً مطرح کرده بود که روش مذکور موثر نيست. در اين ميان ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز نيز خواستار تجديدنظر در تعرفه 60 درصدي واردات تلفن همراه شده بود، اين تقاضاي مذکور مبني بر اصلاح تعرفه به 15 تا 20 درصد در کميسيون ماده يک وزارت صنايع و معادن مطرح شد، اما با مخالفت وزارت صنايع به تصويب نرسيد. در چنين شرايطي مجلس از دولت خواست که سياست هاي مربوط به تلفن همراه را چه از نظر توليد داخلي و چه از نظر تعرفه يي در هيات وزيران مورد بازنگري قرار دهند. اگر قرار است گوشي تلفن همراه در کشور توليد شود، بايد به صورت CKD (قطعات کوچک) صورت گيرد زيرا در اين روش حجم اشتغال زايي و ارزش افزوده بالا است و باعث انتقال تکنولوژي و دانش فني به کشور مي شود اما اگر SKD (قطعات بزرگ) توليد شود هم حجم اشتغال زايي و ارزش افزوده پايين است و هم دانش فني و تکنولوژي منتقل نمي شود. اما همچنان توليد در حالت SKD صورت مي گيرد و تعرفه 60 درصدي نيز ادامه دارد. پس وزارت صنايع به رغم همه مخالفت ها هنوز به کار خود ادامه مي دهد. ما در مجلس نمي توانيم طرحي را براي دولت تصويب کنيم که تعرفه واردات را اصلاح کند زيرا تصويب طرحي مبني بر کاهش تعرفه باعث افت درآمد دولت مي شود. بنابراين طرح مذکور با اصل 75 قانون اساسي مغايرت داشته و از سوي شوراي نگهبان رد خواهد شد.

نمايندگان روند توليد در بحث تجهيزات مخابراتي به ويژه در حوزه توليد گوشي و خط تلفن همراه را چطور ارزيابي مي کنند؟

قرارداد 200 ميليون دلاري در حوزه تجهيزات خط تلفن همراه منعقد شد که کنسرسيومي در اين رابطه تشکيل شده بود، اما اين قرارداد در قالب مناقصه نبود و مسوولان از طريق ترک تشريفات مجوز قرارداد مذکور را از شوراي پول و اعتبار اخذ کرده بودند، بنابراين بسياري از شرکت ها به دليل برگزار نشدن مناقصه نتوانستند در حوزه تجهيزات وارد شوند. مخالفت نمايندگان مجلس به قرارداد مذکور نسبت به برگزار نکردن مناقصه بود و هنوز هم پابرجا است، البته استفاده از روش ترک تشريفات نيز قانوني است اما نمايندگان مجلس معتقد بودند که از طريق مناقصه پروژه بايد واگذار مي شد. براساس اين قرارداد، بايد ظرف 18 ماه، 6 ميليون تجهيزات خط تلفن همراه توليد مي شد اما با توجه به گذشت 6 ماه از اين تاريخ هنوز تجهيزات توليد نشده است.

آيا مجلس نحوه اجراي قرارداد را پيگيري نمي کند؟

اگر قراردادي به مرحله اجرا درنيايد يا در اجرا، دچار تخلفي شود، سازمان بازرسي و نظارت قوه قضائيه موظف به رسيدگي است البته در صورت اتمام 18 ماهه مقرر شد، نمايندگان مي توانند با اعلام تذکر و سوال موضوع را پيگيري کنند. در مورد توليد گوشي تلفن همراه نيز همان طور که قبلاً مطرح کردم، نگرش کارشناسي نسبت به توليد اين محصول در داخل صورت نگرفته است زيرا نه نگاه صادراتي و نه نگاه جذب بازارهاي منطقه به عنوان محورهاي توليد در داخل در نظر گرفته نشده است. به طور مثال براي توليد L90، شرکت رنوي فرانسه تعهد کرد که 20 درصد از خودروهاي توليد شده را در بازار منطقه بفروشد، از اين رو براي توليد گوشي تلفن همراه هم بايد چنين مسيري تعريف مي شد. در عين حال حمايت از مصرف کننده نيز بايد مدنظر قرار مي گرفت اما بخشي نگري يک دستگاه باعث شد که بسياري از مصرف کنندگان مجبور به استفاده از گوشي قاچاق شوند و توليد داخلي پاسخگوي نياز متقاضيان نباشد.

در سيستم توليد تويوتاکشف رمز دي ان اي
ترجمه؛محمدرضا دلجو

تويوتا يکي از پرحکايت ترين شرکت هاي جهان است که توجه روزنامه نگاران، محققان و مديراني را جلب مي کند که در جست وجوي بهينه کاوي سيستم توليد معروف آن هستند. دليل روشن است؛ تويوتا از نظر کيفيت، اطمينان، بهره وري، کاهش هزينه، رشد سهم فروش و بازار و جمع آوري سرمايه بازار، همواره از رقبا پيش بوده است. تويوتا نه فقط از نظر فروش، بلکه از نظر ميزان توليد نيز از اواخر سال گذشته به دايملرکرايسلر (سومين شرکت عظيم خودروسازي در امريکاي شمالي) نزديک شد. برحسب سهم بازار جهاني، اخيراً نيز از فورد (دومين شرکت بزرگ خودروسازي) سبقت گرفته است. درآمد خالص و جمع سرمايه بازار آن تا پايان سال 2003 بيش از تمام رقبا بوده است. اما اين موفقيت هاي بزرگ پرسشي را برمي انگيزد؛ اگر تويوتا چنين گسترده بررسي و تقليد شده است، چرا فقط چند شرکت توانسته اند از نظر عملکرد همتاي آن شوند؟

در مقاله يي در سال 1999 در هاروارد بيزنس ريويو، با عنوان «کشف رمز دي.اًن.اًي سيستم توليد تويوتا » من و کًنت باون استدلال کرديم بخشي از مشکل آن است که بيشتر غريبه ها بر ابزارها و تاکتيک هاي تويوتا (سيستم هاي کانبان، پيوندها، سلول هاي توليدي و غيره) متمرکز شده اند، نه بر مجموعه بنيادين اصول عملياتي آن. ما در مقاله خود در مجموع چهار اصل يا رويه را مشخص کرديم که روي هم باعث اطمينان از همبستگي امور جاري با يادگيري چگونه بهتر انجام دادن کارها مي شود. اين اصول منجر به بهبود مستمر قابليت اطمينان، انعطاف پذيري، ايمني و کارايي و به تبع آن، سهم بازار و سودآوري مي شود.

موفقيت واقعي تويوتا فقط ايجاد و استفاده از خود اين ابزارها نيست، بلکه در تبديل کار خود به تجربه هايي نهادينه و جاري است. حال اين کارها، کارهايي روزمره مانند نصب صندلي در خودروها باشند يا کارهاي پيچيده، ويژه و گسترده مانند طراحي و راه اندازي يک مدل يا کارخانه جديد. تعهد ويژه تويوتا در واقع براي استانداردسازي براي صرف کنترل يا حتي دستيابي به بهترين روش کار نيست. بلکه اين استانداردسازي (يا دقيق تر، مشخصه هاي شفاف چگونگي انجام کار قبل از اجراي آن) با آزمودن کار به شکلي که صورت مي گيرد، توام شده است. نتيجه نهايي اين است که شکاف بين چيزي که انتظار مي رود و چيزي که در حقيقت انجام مي شود، بلافاصله مشخص مي شود. بدين شکل، نه تنها مشکلات کنترل مي شوند و از گسترش آنها و آسيب زدن به کار ديگران جلوگيري مي شود، بلکه شکاف ميان انتظارات و واقعيت نيز بررسي مي شود و شناختي عميق از محصول، فرآيند و افراد حاصل مي شود. اين درک و شناخت هم مشخصه جديدي مي شود که تبديل به يک «عملکرد برتر» موقت مي شود تا وقتي که مشکل تازه يي مشاهده شود.

با توجه به موفقيت هاي قبلي او، آموزشي که به او داده شد نمي توانست با انتظاراتش منطبق باشد. وي چندين مدرک تحصيلي عالي از بهترين دانشگاه ها در دست داشت و پيش از آن نيز مدير چند کارخانه يکي از رقباي تويوتا در امريکاي شمالي بود. اما به جاي اينکه يک دوره کوتاه آشنايي را که معمولاً در انتظار يک مدير تازه وارد است با سرعت طي کند، وي با تحمل مرارت و در مدتي طولاني تر و به صورت عملي با سيستم آشنا شد و اين شيوه آموزشي است که تويوتا براي هر کارمند جديد بدون توجه به سطح يا وظيفه او در نظر مي گيرد. اين دوره آموزشي قبل از اينکه او مديريت کارخانه يي را که قرار بود به عهده گيرد، بيش از سه ماه طول کشيد.

اين امريکايي مستعد که او را باب داليس مي ناميم، وقتي وارد تويوتا شد تصور مي کرد با کليات سيستم توليد آن آشنا است (زيرا از ايده هاي تويوتا براي بهبود شغل قبلي اش کمک مي گرفت) و فقط بايد معلومات خود را براي بهبود عمليات در شغل جديد تنظيم کند. بعد از خاتمه آموزش، دريافت بهبود عمليات اجرايي وظيفه او نيست، بلکه مسووليت خود کارگران است. نقش ايشان فقط کمک به درک اين مسووليت و انجام آن بود. آموزش فوق به او ياد داد چگونه مبناي کار را آزمودن و تجربه کردن قرار دهد که نتيجه آن، يادگيري و بهبود مستمر و ياد دادن آن به ديگران است.

برنامه

در يک صبح زمستاني در ژانويه سال 2002، داليس وارد دفتر مرکزي تويوتا در شهر کنتاکي شد. در آنجا مايک تاکاهاشي (اسم واقعي نيست) به استقبال او آمد. تاکاهاشي از مديران ارشد مرکز پشتيباني تامين کنندگان تويوتا بود. اين مرکز مسووليت ارتقاي شايستگي کارخانه هاي تويوتا و تامين کنندگان را برعهده دارد. به همين ترتيب، تاکاهاشي مسوول آشناسازي با شرکت بود. بعد از پايان تشريفات معارفه، تاکاهاشي، داليس را با خودرو خود نه به جايي که قرار بود در آن جا کار کند، بلکه به يکي ديگر از کارخانه هاي موتورسازي تويوتا برد. قرار بود در اين کارخانه هماهنگي داليس با شرکت جديدش صورت پذيرد. اين برنامه هماهنگ سازي شامل دوازده هفته کار در کارخانه موتورسازي امريکا و ده روز کار و مشاهده در کارخانه هاي تويوتا و تامين کنندگانش در ژاپن بود. محتواي برنامه آموزش داليس (مثل هر مدير ديگري) بستگي به نيازهاي وي بر اساس نظر تاکاهاشي داشت.

شروع از ابتدا. اولين تکليف باب داليس در کارخانه موتورسازي امريکا، کمک به گروهي کوچک از نوزده کارگر مونتاژ موتور بود. هدف، بهبود بهره وري، دسترسي عملياتي به ماشين آلات و تجهيزات و ايمني ارگونوميک بود. براي شش هفته اول، تاکاهاشي، داليس را درگير چرخه هاي مشاهده و تغيير فرآيندهاي کاري افراد و به تبع آن، تمرکز بر بهره وري و ايمني کرد. به طور مثال، داليس بايد با همکاري رهبران گروه، رهبران و اعضاي تيم، نحوه انجام وظايف مختلف، مسوول هر وظيفه در شرايط گوناگون و نحوه انتقال اطلاعات، مواد و خدمات را مستندسازي مي کرد. او بايد تغييرات لازم را جهت حل مشکلاتي که مشاهده مي کرد صورت مي داد و سپس به ارزيابي آن تغييرات مي پرداخت.

منبع؛ شبکه مديريت فرا
مالزي آن سوي برنامه هاي 50 ساله را جست وجو مي کند
حسام نيکوپور

عبدالله احمد بداوي نخست وزير مالزي، معتقد است که اگر چشم انداز 2020 در خصوص زيرساختارهاي توسعه ملي است، هدف گذاري 2057 بايد به گونه يي باشد که بتواند مالزي را در زمينه هاي مختلف از ديگر کشورها متمايز سازد.

وي مي گويد؛ صدمين سالگرد استقلال مالزي بايد شاهد دستاوردهاي غيرقابل تصوري در جهان باشد.

روند حرکتي اقتصاد مالزي طي سال هاي اخير نيز نشان مي دهد که به چه دليل دولتمردان مالزي با اين قاطعيت از دستيابي به اهداف باورنکردني طي 50 سال آينده خبر مي دهند. رشد ناخالص داخلي اين کشور طي سال 2006 معادل 9/5 درصد بوده که طي سال 2007 اين کشور شاهد رشدي 6/5 درصدي است.

برنامه ريزان و سياستگذاران معتقدند که رشد داخلي مالزي در سال 2008 به 6 درصد خواهد رسيد.

اين در شرايطي است که نرخ تورم نيز در اين کشور کاملاً کنترل شده است و در حالي که به دليل افزايش 20 درصدي قيمت بنزين در سال 2006 نرخ تورم در اين کشور به بيش از 3 درصد رسيده بود انتظار مي رود در پايان سال 2007 نرخ تورم در مالزي از 2 درصد فراتر نرود. همچنين پيش بيني نرخ تورم در سال 2008 نيز معادل 2 درصد است.

ارزش برابري دلار و ديگر ارزهاي خارجي نيز در مالزي اگر چه نوسانات بسيار جزيي را به همراه دارد اما طبق يک روند برنامه ريزي شده سير تقويت رينگيت در مقابل دلار را طي مي کند به طوري که با کاهش ارزش دلار از 7/3رينگيت تا 53/3 رينگيت در سال 2006 اين رقم در حال حاضر به 4/3 رينگيت براي هر دلار رسيده است و سياستگذاران نرخ 33/3 را براي سال 2008 در نظر گرفته اند.

کنترل اجزاي مختلف اقتصاد ملي اصلي ترين دليل کنترل شاخص هاي نهايي در اقتصاد کلان مالزي است. ميزان قروض خارجي مالزي طي سال 2006 معادل 8/32 درصد کل توليد ناخالص داخلي اين کشور بوده است و اين رقم در سال 2007 حدود 33 درصد ثابت در نظر گرفته شده است و همچنين پيش بيني مي شود براي سال 2008 نيز در حد 33 درصد ثابت بماند.

در کنار اين ارقام سير صعودي اندوخته خارجي مورد حمايت بانک مرکزي و اقتصاددانان اين کشور قرار دارد، اين ميزان در سال 2006 به 82 ميليارد دلار رسيده بود و انتظار مي رود که اندوخته خارجي در پايان سال 2007 با 10 ميليارد دلار افزايش به 92 ميليارد دلار برسد. مالزي در نظر دارد طي سال 2008 باز هم اين ميزان را افزايش داده و رقم اندوخته خارجي را روي 100 ميليارد دلار متمرکز کند.

اقتصاد مالزي اولويت هاي طبقه بندي شده يي را جهت نيل به رشدهاي اقتصادي سالانه در دستور کار خود دارد و از اين رو مطمئن به دستيابي اهداف وعده داده شده خود است. در سال جاري احداث منطقه آزاد اسکندر که از اهداف آن تبديل شدن به منطقه آزاد براي تجارت جهاني است در نظر گرفته شده است و از هم اکنون سرمايه گذاران مي دانند اين وعده تحقق يافتني است و بايد هرچه سريع تر و پيش از رشد قيمت ها در منطقه جنگلي و دورافتاده اسکندر حاضر شوند تا از قافله شرکت هاي خارجي مشتاق عقب نمانند. اين اطمينان متقابل سرمايه گذاران به دولتمردان باعث شده آنچه در تدوين طرح ها و برنامه ها مورد نظر قرار گرفته مي شود، با شتابي دوچندان به اجرا درآيد و بخش خصوصي ناخواسته در پيشبرد اهداف دولتمردان گام هاي اساسي بردارد.

پروژه بزرگ اسکندر در نقطه يي از مالزي در نظر گرفته شده است که در حال حاضر از دورافتاده ترين قسمت هاي شبه جزيره غربي اين کشور و ساحل شرقي اين کشور و به فاصله کمي از سنگاپور قرار گرفته است و رونق آن مي تواند تهديدي جدي براي سنگاپور به حساب آيد. بدون شک حرکت سرمايه به اين منطقه از مالزي توسعه محلي و ملي را نيز به همراه خواهد داشت.

هر يک از پروژه هاي بزرگ مالزي که اکنون به عنوان بخشي از تاريخ معاصر اين کشور سربلندي و افتخار دولتمردان اين کشور را به همراه دارد، حاصل اجرايي شدن يکي از اولويت هاي اقتصادي در اين کشور است که از آن جمله مي توان به پل عظيم پينانگ، منطقه سايبريا و سايبرجايا، شهر هوشمند پوتراجايا، فرودگاه مدرن کوالالامپور و ده ها طرح کوچک و بزرگ ديگر اشاره کرد که به عنوان شاخص هاي رشد و توسعه در اين کشور محسوب مي شوند.

منبع؛ وبلاگ تامين اجتماعي
ترکيب هيات رئيسه سه کميسيون اتاق تهران مشخص شد
گروه اقتصادي؛ بر اساس راي اعضاي هيات نمايندگان اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران، ترکيب هيات رئيسه سه کميسيون مهم اين اتاق مشخص شد. به گزارش روابط عمومي اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران بر اساس تازه ترين تصميم گيري ها، محسن خليلي عراقي به رياست کميسيون صنايع، معادن و کشاورزي، محمود صدرهاشمي نژاد به رياست کميسيون بورس، بانک و بيمه و محمود دودانگه به رياست کميسيون آموزش و پژوهش اتاق تهران انتخاب شدند. در سه نشست جداگانه که بعدازظهر روز دوشنبه با حضور اعضاي هيات رئيسه و اعضاي کميسيون هاي مختلف برگزار شد، ترکيب روسا و نواب رئيس سه کميسيون اتاق تهران مشخص شد تا بزرگ ترين تشکل اقتصادي بخش خصوصي کشور، از اين پس با برنامه هايي مشخص، نقش اصلي خود را در اقتصاد کشور ايفا کند.
عناوين اين صفحه
مصرف بهينه پول نفت
نسبت به تبديل وديعه به سهام انتقاد داريم
در سيستم توليد تويوتاکشف رمز دي ان اي
مالزي آن سوي برنامه هاي 50 ساله را جست وجو مي کند
ترکيب هيات رئيسه سه کميسيون اتاق تهران مشخص شد

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام