چهارشنبه، 31 مرداد 1386 - شماره 1473
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: برش هاي كوتاه
شهر زنان بيوه در هند

گروه ترجمه، آزاده بهرامجي؛ گزارشات اخير نشان مي دهد که فقر و نه وفا داري عامل مطرود شدن زنان هندي از جامعه است.

سورينا دوي 70 ساله در حالي که ساري قهوه يي رنگي به تن دارد تا قبل از مرگ همسر مغازه دارش در چهار ماه پيش زندگي معمولي را از سر مي گذراند. بنا به دلايلي که او قادر به بيان آنها نيست اين زن روستايي اهل دهاتي در نزديکي پانتا در بيهار حتي يک ريال هم از همسرش ارث نبرد. بنابر اين خانم دوي مانند ديگر بيوه هاي فقير هندوستان کاري را از سر گرفت که قرن ها است بيوه هاي هندي به آن مشغول هستند. او وسايل خود را در يک بقچه پيچيد و به سمت يريندايا شهري مقدس در شمال هند که به شهر بيوه ها معروف است رهسپار شد. او پس از يک شب خوابيدن در پياده رو خيابان توانست در معبد متعلق به بيوگان که بي نهايت شلوغ است جايي براي خواب پيدا کند. اين پيرزن بيان داشت که قصد دارد تا آخر عمر خود در اين معبد باقي بماند.اين زندگي به هيچ عنوان رضايت بخش نيست. در اين شهر 16 هزار زن سفيد پوش زندگي مي کنند. رنگ سفيد در هندوستان رنگ مرگ است و متاسفانه تعداد زنان سفيد پوش اين شهر روز به روز در حال افزايش است.

در مقاله يي که چندي پيش توسط بنياد توسعه امور زنان سازمان ملل در دهلي به چاپ رسيد بيان شد که دادن خيريه و اعانه به زنان بيوه نشانگر وضعيت فاجعه بار بيوه هاي هندي است. حدود 40درصد زناني که در شهر بيوگان زندگي مي کنند ازدواج شان قبل از 12 سالگي بوده است. حدود يک سوم زنان اين شهر چنان فقير هستند که براي آمدن به اين مکان حتي پول خريد بليت قطار را نداشته و چندين روز را پياده سفر کرده اند.

نکته تکان دهنده ماجرا اين جاست که با وجود رشد اقتصادي هند و فشارهاي سازمان هاي جهاني براي بالا بردن سطح رفاه اجتماعي روز به روز بر تعداد بيوگاني که به اين شهر سرازير مي شوند، افزوده مي شود.

در حالي که بيش از 5 قرن از مرگ اسکاندا پورانا و تعاليم او که زنان بيوه را موجودات نجسي مي داند مي گذرد هنوز هم هندي ها مانند گذشته فکر مي کنند و خانواده ها دختران بيوه خود را طرد کرده و جامعه آنها را پس از مرگ همسرانشان مانند لکه ننگي نگاه مي کند.

در اين گزارش آمده است که فقر تنها عاملي است که زنان را به شهر بيوگان مي کشاند و گرنه هيچ از آنها مايل نيستند بيوه مانده و تا آخر عمر به شوهر مرحومشان وفادار بمانند.در بسياري از موارد فشار زندگي مدرن باعث افزايش توحش سنت ها شده است. تعداد زيادي از فرزندان حاضر به نگهداري از پدر و مادر پير خود نيستند. خانم پاتل مي گويد؛ «دختر و پسر هيچ کدام با هم فرق نمي کنند. آنها اين روزها بسيار بيشتر از گذشته به والدين خود بي اهميت شده اند.»

تعداد زيادي از مادرهايي که در وريندايان زندگي مي کنند نيز چنين نظري دارند زيرا در حالي که فرزندان شان توانايي مراقبت از آنها را دارند ترجيح داده اند مادرشان در شهر بيوگان به زندگي بپردازد.

خانم چاوي داس زني ريزه اندام و بسيار پير است که ساري زرد رنگي به تن دارد. او در حالي که به همراه چندين پيرزن ديگر مشغول طواف معبد مقدس بود، گفت؛ «پسر من بالاخره پس از چندين سال به من زنگ زد و گفت که قصد دارد بيايد و به من سر بزند.»

روکماني که حدود شصت هفتاد ساله است در حالي که سر خود را با خشم تکان مي داد در ابتدا گفت که اصلاً بچه ندارد اما کمي بد شروع به گريه کرد و اظهار داشت که زن بدبختي است زيرا عروسش او را به خانه راه نمي دهد و حسابي با او دشمن است.

بيوگان از قرن 16 ميلادي به اين شهر مي آيند زيرا در اين مکان کريشنا مخلوق دستان ويشنو مانند کودکي به رقص مي پردازد. آنها در اين معبد از خدايان هندي مي خواهند تا آنها را از چرخه تناسخ خارج کند و به زندگي زميني شان براي هميشه پايان دهد.

در معبد امير باري اوضاع کمي نسبت به ديگر معابد بيوگان متفاوت است. بيوه ها يي که در اين معبد اقامت دارند مي توانند از لباس هاي رنگي که قبل از فوت همسران شان مي پوشيدند استفاده کنند و براي خود آشپزي کنند و به تماشاي تلويزيون نيز بپردازند. اين معبد تنها مکان در وريندايان است که سه وعده غذا در روز به بيوه ها مي دهد. ديگر زنان بيوه با آواز خواندن در معبد هزينه خود را تامين مي کنند.

زنان بيوه بايد ساعت سه بعد از ظهر در حالي که ساري هاي سفيد رنگي به تن دارند وسط معبد جمع شوند و به صورت دسته جمعي سرودهاي مذهبي خدايان را با هم بخوانند. آنها ابتدا در صف هاي طولاني براي گرفتن نايلون ضدآبي دور از معبد مي ايستند و سپس در رديف هاي منظم وسط معبد روبه روي مجسمه زيباي کريشنا و رادها بر روي پلاستيک ها مي نشينند و شروع به آواز خواندن مي کنند. آنها پس از پايان مراسم طولاني پرستش از صندوق دار معبد 7 سنت دريافت مي کنند.

مودري دوي يک از ساکنان اين شهر که موهاي يکدست سفيدي دارد در حالي که روي زمين سردي نشسته و به سرود خواندن مشغول است، مي گويد؛ «اين کار نوعي عذاب و شکنجه است. اکثر زنان اينجا از ناراحتي هاي مفاصل رنج مي برند و نشستن بر روي زمين براي ساعت هاي طولاني براي آنها عذابي اليم است،» خانم دوي و 300 دوست او هر روز سهميه غذاي خود را دريافت مي کنند اما به عقيده آنها حجم غذاي دريافتي آن قدر کم است که آنها هميشه گرسنه هستند. به علاوه پول دريافتي از معبد چنان کم است که حتي هزينه رفتن به دکتر را هم تامين نمي کند چه برسد به خريد دارو و ديگر وسايل مورد نياز.

نوزادي به نام @
گروه ترجمه؛ يک زوج چيني قصد دارند نام فرزند تازه متولد شده شان را «@» بگذارند،پدر نوزاد مي گويد؛ ترجمه چيني آن به معناي «او را دوست داشته باش» است. علامت «@» براي کاربران چيني اينترنت کاملاً شناخته شده است و اغلب به جاي آن از عبارت «at» به معناي «در» استفاده مي شود. «at» مشابه «ai ta» است که در زبان چيني به معناي «او را دوست داشته باش» است. لي يامينگ دبير کميسيون دولتي زبان مي گويد اين موضوع تنها نمونه يي است از نحوه جديد مواجهه چيني زبان ها با زبان مادري شان که همزمان با تغييرات اقتصادي و رواج فرهنگ اينترنت تغيير شگرفي يافته است. هنوز مشخص نيست اين نام پذيرفته شده است يا نه، اما اوايل سال جاري دولت ممنوعيتي در مورد استفاده از اعداد عربي و اسامي خارجي و سمبل هايي که به فرهنگ چيني تعلق ندارند، اعمال کرد.به گزارش يک سايت دولتي 60 ميليون چيني اغلب با مشکلاتي در مورد نام هايشان مواجه هستند چون اين اسامي حاوي حروف و علائم باستاني هستند که کامپيوترها از درک و شناخت آنها عاجزند و حتي تلفظ آنها نيز دشوار است.
شوک 35 ميليون پوندي
گروه ترجمه؛ بزرگ ترين برنده بخت آزمايي در کل بريتانيا، از زماني که فهميده با يک بليت برنده 35 ميليون پوند شده تاکنون در شوک به سر مي برد. آنجلا کلي چهل ساله يک کارمند ساده اداره پست بود و يک شبه با برنده شدن در اين بخت آزمايي تبديل به يکي از ثروتمندترين زنان انگليس شد.

او پيش از اين درآمدي برابر 21 هزار پوند در سال داشته است، اما در مواجهه با اين ثروت خيره کننده مي گويد؛ «لحظه يي که فهميدم برنده شده ام هيچ نگفتم، فقط سرم را ميان زانوهايم قرار دادم تا خون به مغزم برسد.» اين پول باعث شد او در ليست ثروتمندهاي روزنامه تايمز، «وين روني» ستاره فوتبال و حتي پرنس ويليام و پرنس هري شاهزاده هاي انگلستان را نيز پشت سر بگذارد. به رغم ثروت افسانه يي، خانم کلي نقشه هاي عجيب و غريبي براي پول خرج کردن ندارد. او مي خواهد همراه پسر چهارده ساله اش به خانه يي کمي بزرگ تر در محله فعلي که در آن زندگي مي کند نقل مکان کند و مي گويد به ماشين هاي کوچک بيشتر علاقه دارد، در نتيجه اتومبيلش را عوض نخواهد کرد.
گپ پنج دقيقه يي با توشار گاندي رئيس بنياد مهاتما گاندي
گروه ترجمه؛ توشار گاندي 47 ساله نتيجه مهاتما گاندي است. او که در مومباي زندگي مي کند اداره بنياد مهاتما گاندي را بر عهده دارد. او به تازگي به لندن رفته تا در مورد فيلم «پدرم گاندي» که در کليه سينماهاي جهان در حال اکران است صحبت کند.

اگر اکنون مشغول صحبت با شما نبودم حتماً...

من زياد فرصت نمي کنم که به اينجا بيايم. من عاشق قدم زدن در حاشيه رودخانه تايمز و کشف نقاط مختلف لندن که اقوام گوناگون را در خود جاي داده هستم.

تکيه کلام من...

زنم هميشه آرزو مي کند که من لال بودم. به عقيده او من خيلي حراف هستم. زماني که شروع به حرف زدن بکنم ديگر کسي جلودارم نيست.

دوست داشتم مردم بيشتر به... توجه کنند

دوست داشتم مردم بيشتر به خودشان توجه کنند تا اينکه انگشت انتقاد خود را به سمت ديگران بگيرند. مثلاً همه از گرم شدن جو کره زمين سخن مي رانند در حالي که هيچ کس براي حل اين بحران خود را مسوول نمي داند. آنها نهادهاي بزرگ را محکوم مي کنند در حالي که عادت هاي نادرست ما تهديد بيشتري براي کره زمين به حساب مي آيد.

رايج ترين تفکر نادرست در مورد من...

اکثر مردم انتظار دارند که من شبيه جدم مهاتما گاندي باشم در حالي که من نه تنها از لحاظ جسماني هيچ شباهتي به او ندارم بلکه کاملاً با او متفاوت هستم.

اگر من يک سياستمدار بودم...

راستش را بخواهيد من در گذشته يک سياستمدار ناموفق بوده ام. اما اگر باز به عرصه سياست برگردم سعي مي کنم انسان راستگويي باشم و براي رسيدن به قدرت به مردم وعده هاي الکي ندهم.

من در... استعداد دارم

من انسان سختکوش و مصممي هستم و در مسير درستي حرکت مي کنم.

من در... بد هستم

دست و پايم را در برابر غذا گم مي کنم.

در سختي ها...

زماني که در مشکل بيفتم نفس عميقي مي کشم و حل مشکلم را به وقت ديگري موکول مي کنم تا بتوانم در آرامش به آن فکر کنم و راه حل مناسبي بينديشم.

در زندگي آينده خود....

من در زندگي آينده ام قصد دارم خلبان شوم. البته اگر اکنون اين امکان برايم فراهم شود، حتماً تلاش خود را براي خلبان شدن به کار خواهم بست.

بهترين سن زندگي...

18 سالگي زيرا بدون داشتن مسووليت هاي مهم و جوي مي توانيد از زندگي اوج لذت را ببريد.

فلسفه من در زندگي...

صادق بودن در هر کاري که انجام مي دهم. با خود صادق بودن و زندگي بر اساس اعتقادات و باور هاي خود و نه انتظارات ديگران.
بستني خنک کننده براي سگ ها
گروه ترجمه؛ يک زن اتريشي موفق به ساخت بستني يي شد که به سگ ها در خنک کردن دماي بدن شان کمک مي کند. در ايوري،مغازه يي کوچک در وين اتريش سگ ها مي توانند به مغازه خود آمده و بستني وانيلي، برنج و ژله با طعم سويا نوش جان کنند.

سيمونا لئونارديني صاحب اين کافي شاپ سگ ها بيان داشت که مواد غذايي وي داراي چربي، شکر يا افزودني هايي که باعث درد شکم در سگ ها مي شود نيستند. اين مواد خوراکي دقيقاً براساس دستور العمل ايتاليايي آنها تهيه مي شود.

خانم لئونارديني پس از اينکه دريافت مشتري هايش اغلب يک بستني براي خود و يک بستني براي سگ هايشان مي خرند به فکر ساخت بستني ويژه سگ ها افتاد. او بيان داشت؛ «سگ ها در اثر خوردن بستني انسان ها مريض مي شوند. من براي حل اين معضل و کمک به سگ هاي شکمو تصميم گرفتم بستني مخصوص آنها را درست کنم.»

اين خانم ماه ها وقت صرف کرد تا بستني مخصوصش به تاييد وزارت بهداشت رسيد. خانم لئونارديني مي گويد قانون هاي مربوط به مواد غذايي سگ ها بسيار جدي تر از قانون هاي در ارتباط با غذاي انسان ها است.

اين زن روزانه در حدود 20 مشتري سگ دارد. قيمت هر ليوان بستني سگي 3 دلار و بيست سنت است. او قصد دارد فروش اين بستني را به زودي در تمام اتريش آغاز کند. طعم اين بستني ها به هيچ عنوان مطلوب انسان ها نيست. يکي از مشتري هايي که اين بستني را چشيده بود، گفت اين بستني مزه آهن سرد مي دهد. البته سگ ها از اين محصول به خوبي استقبال کرده و با ولع آن را مي خورند.
کشف مشکل صورت رئيس جمهور امريکا
گروه ترجمه؛ هنرمندان، مجسمه سازان و عکاساني که لينکلن را مي شناختند و پرتره و مجسمه هاي وي را طراحي کرده بودند به خوبي مي دانستند که صورت آبراهام لينکلن تنها از نيم رخ نماي جالبي دارد. علت اين امر اکنون به کمک پيشرفت علم مشخص شده است.

به کمک آزمايشات ليزري و اسکن کردن دو ماسک ساخته شده به روش مستقيم از صورت آبراهام لينکلن معلوم شده است که صورت شانزدهمين رئيس جمهور امريکا به هيچ عنوان متقارن نبوده و کمي مشکل داشته است.پزشکان دريافتند که نيمه سمت چپ صورت آبراهام لينکلن بسيار کوچک تر از نيمه سمت راست آن بوده است. اين امر مي تواند به دلايل زيادي از جمله ابتلا به آبله، ناراحتي هاي قلبي و افسردگي به وجود آمده باشد. اين کشف پس از بررسي پزشکان از پرتره هاي لينکلن به کمک تکنولوژي مدرن بر همگان معلوم شد.معاصران و همکاران لينکلن حين کار با وي متوجه شده بودند که چشم چپ او با چشم راستش حرکت نمي کند و به سمت بالا گرايش دارد. اين بيماري اکنون به عنوان «دو بيني» بين پزشکان شناخته شده است. دکتر رونالد فيشمن که اين مطالعه را به کمک گروه پزشکي خود انجام داده بيان داشت به احتمال زياد کوچک بودن حفره چشم سمت چپ باعث ضعف عضلات کنترل کننده حرکت عمودي چشم اين رئيس جمهور محبوب امريکا شده است.دو بيني شديد چشم باعث لوچي مي شود اما امروز به کمک عمل جراحي اين بيماري کاملاً قابل درمان است.فيشمن که اکنون خود را بازنشسته کرده است، گفت؛ «لينکلن به طور قطع هر از گاهي از دو بيني رنج مي برد اما از آنجا که بيماري او شدت نداشت وي به دنبال معالجه آن نرفت.»فيشمن بيان داشت که تعداد زيادي از مردم صورت هاي قرينه يي ندارند اما در مورد لينکلن عدم تقارن قسمت چپ و راست صورتش بسيار شديد بوده است.بنا به ادعاي تاريخدان ها صورت بي تقارن لينکلن هميشه آلت مضحکه رقيبانش بوده است. ناتالي هاثورن نويسنده بنام و يکي از طرفداران لينکلن هميشه در نوشته هاي خود اشاره يي به صورت خنده آور رئيس جمهورش مي کرده است که البته آن مطالب هميشه توسط سردبير هاي او از مقاله هايش حذف مي شده است،زماني که لينکلن کودکي بيش نبود اسبي با پايش به صورت او لگد زد. پزشکان مطمئن نيستند که آيا مشکل صورت اين رئيس جمهور در اثر ضربه پاي اسب بوده يا علل ديگري باعث عدم رشد نيمه چپ آن بوده است.
عناوين اين صفحه
شهر زنان بيوه در هند
نوزادي به نام @
شوک 35 ميليون پوندي
گپ پنج دقيقه يي با توشار گاندي رئيس بنياد مهاتما گاندي
بستني خنک کننده براي سگ ها
کشف مشکل صورت رئيس جمهور امريکا
نامه هاي الکترونيکي تنش زا
زنداني شدن خبرنگار دروغگو
ماجراجويي به سبک چيني

نامه هاي الکترونيکي تنش زا
گروه ترجمه؛ در نتيجه يک مطالعه آمده است که بيش از يک سوم کارمندان جهان از «استرس نامه هاي الکترونيکي» رنج مي برند زيرا هر روز با حجم زيادي از پيغام ها رو به رو هستند.

محققان دانشگاه هاي گلاسکو و پيسلي بر اين باورند که پاسخ دادن به حجم بالاي نامه ها باعث خستگي کارمندان شده و آنان را گيج و کلافه مي کند.

حدود 34 درصد از کارمنداني که مورد سوال قرار گرفتند، بيان داشتند که هر 15 دقيقه يک بار صندوق نامه هاي الکترونيکي خود را چک مي کنند و بيش از 64 درصد هم مدعي شدند که هر يک ساعت يک بار به صندوق نامه هاي خود سر مي زنند تا به نامه هاي آمده پاسخ گويند.البته بررسي فيلم هاي گرفته شده از اين کارمندان نشان داد که آنها گاهي اوقات 40 بار در ساعت به سراغ صندوق پستي نامه هاي الکترونيکي خود مي روند تا دريابند که نامه يي برايشان آمده است يا خير.حدود يک سوم از اين کارمندان مدعي شده اند که از حجم زياد نامه ها خسته شده و فشار زيادي را بابت آنها تحمل مي کنند زيرا بايد بسيار سريع به اين نامه ها پاسخ گويند. حدود 28 درصد نيز بيان داشتند به علت فشاري که براي پاسخ دادن به نامه ها وجود دارد خيلي اوقات از کوره درمي روند.تنها 38 درصد از کارمنداني که مورد مطالعه قرار گرفتند بيان داشتند که در پاسخ دادن به نامه ها خيلي خونسرد هستند و بسياري از آنها را يک روز بعد و در اوقات فراغت شان پاسخ مي گويند.در اين مطالعه آمده است که کارمندان زن خود را براي پاسخ دادن به نامه ها مسوول تر از مردان حس مي کنند.کارن رناد رئيس اين گروه تحقيقاتي و دانشمند علوم کامپيوتر دانشگاه گلاسکو و جوديت رامزي استاد روان شناسي اين دانشگاه در اين مطالعه وضعيت 200 کارمند را در حين کار مورد بررسي قرار دادند.


زنداني شدن خبرنگار دروغگو
گروه ترجمه؛ يک خبرنگار تلويزيون پکن به علت ساخت گزارشي ساختگي در مورد ساخت نان هاي کنجدي از ضايعات مقوا به يک سال زندان محکوم شد. اين گزارش در زماني که چين مشغول رسيدگي به پرونده يک اتهام در زمينه مواد غذايي بود از تلويزيون اين کشور پخش شد و باعث به وجود آمدن بحران جديدي در اين کشور شد.زي بجينگ که به صورت پاره وقت و موقتي در تلويزيون پکن استخدام شده بود، پس از صدور حکم محکوميت خود به علت آسيب رساندن به اعتبار يک کالاي اقتصادي به پرداخت 130 دلار نيز محکوم شد.در گزارش ساختگي زي يک عده دستفروش را مي بينيم که به فروش نان کنجدي در کنار خيابان اشتغال دارند. زي در اين گزارش ادعا کرده بود در اين نان ها که به عنوان عصرانه استفاده مي شود و پر از گوشت و سبزيجات است، از نوعي مقواي نازک شده شيميايي استفاده مي شود.

اين گزارش باعث برانگيخته شدن توجه زيادي در داخل و خارج از چين شده و ضربه شديدي را به صنعت غذايي آن وارد کرده است زيرا مواد غذايي چين را خطرناک و آلوده معرفي کرد. اين گزارش حتي دولت را نيز شوکه کرد زيرا دولت چين همواره مدعي بود که در چين هيچ کالاي تقلبي و خطرناکي توليد نمي شود و رسانه هاي غربي براي ضربه زدن به اقتصاد اين کشور از کالاهاي چيني بد مي گويند.تلويزيون پکن مانند ديگر تلويزيون هاي جهان که زير نظر دولت کار مي کند، اين گزارش را پس از چندي کذب خواند و زي را از کار برکنار کرد. آقاي زي متهم است که به عده يي از کارگران مهاجر پول داده تا براي گزارش او اين نان هاي مقوايي را توليد کنند.منشي دادگاه گفت؛ «اين برنامه تاثير اجتماعي بسيار بدي داشته و باعث آسيب رساندن به شهرت کارخانجات توليد مواد غذايي شده است.»


ماجراجويي به سبک چيني
گروه ترجمه؛ باورش سخت به نظر مي رسد، اما چنگ يانهوا، چهل و يک ساله از شهر چانگ کينگ در جنوب غرب چين به راه افتاد و روي رودخانه يانگ تسه دو ماه سفر کرد- و نه حتي با يک قايق يا کشتي ابتدايي. وسيله نقليه او تاير يک کاميون بود که يک لگن پلاستيکي کف آن قرار گرفته بود و با پاروهايي از جنس چوب بامبو که خود «چنگ» ساخته بود، هدايت مي شد.وانگ جيکين يکي از مقامات محلي نيروي دريايي که به ماجراجويي اين مرد در ابتدا مشکوک بود به روزنامه ها گفت؛«اين به يک معجزه مي ماند که مردي بتواند با يک تاير کاميون سفر کند و با اين شرايط سخت زنده بماند.» اما چنگ حتي توانست در توقف هاي کوتاه روزنامه هاي محلي استان هايي که از آنها گذشته را نيز جمع کند- در اين روزنامه ها گزارش سفر او هم چاپ شده است. همچنين او يک دفترچه داشته که خاطرات روزانه سفر خود را در آن مي نوشته است. چنگ گفت ناچار بود اغلب براي طي کردن مسير پارو بزند اما سخت ترين بخش ماجرا آن بود که مجبور مي شد گاهي تا 10 ساعت در روز پاهايش را داخل لگن جمع کند که سريع تر مسيرش را طي کند.

همچنين او طي سفرش از چند گرداب و چند جزر و مد شديد و جريان نامساعد جان سالم به در برد.

مقامات نيروي دريايي معتقد بودند کار چنگ خطرناک است اما درنهايت به او اجازه دادند سفرش را به پايان ببرد به شرطي که بپذيرد يک قايق اسکورت با فاصله کمي از او حرکت کند و مراقبش باشد.

به محض آنکه چنگ پايش را روي ساحل گذاشت خبرنگاران و روزنامه نگاران او را احاطه کردند. چنگ گفت؛«من هميشه مي شنيدم که خارجي ها چنين ماجراجويي هايي انجام مي دهند ولي هيچ وقت چنين اتفاقي در چين نيفتاده بود... خب اين راهي بود که براي گراميداشت بازي هاي آينده المپيک در چين به ذهن من رسيد.» چنگ در طول سفرش پرچم چين را روي به اصطلاح قايق خود حمل مي کرد.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام