درک الي/ ترجمه؛ پريا لطيفي خواه

ده سال پس از اکران نخستين فيلم «مستر بين»، شوخي هاي حال به هم زن انگليسي روآن اتکينسون اين بار در فيلم «تعطيلات مستر بين» اگرچه خنده دار است اما در کمتر صحنه يي مخاطب را از خنده روده بر مي کند. عنوان اين فيلم که فضايي فرانسوي دارد يادآور فيلم شبه کمدي و صامت «تعطيلات آقاي اولو» ساخته ژاک تاتي است. فيلم نسخه اروپايي فيلم «بين» است که در سال 1997 به نمايش درآمد با اين تفاوت که در اين فيلم فرانسوي ها و رفتارشان دستاويزي براي تمسخر آقاي بين قرار مي گيرند و نه امريکايي ها.
فروش کل نسخه اصلي فيلم مبلغي بالغ بر 237 ميليون دلار است که از اين ميزان 45 ميليون دلار آن سهم فروش در سينماهاي امريکاست. اگرچه تمامي فيلم هاي «مستر بين» ساختاري اپيزوديک دارند که در آنها بعضي بخش ها خنده دارتر از ساير بخش ها است و کمدي مورد استفاده در آنها متعلق به زمان خاصي نيست و مخاطبان بسياري را به خنده وامي دارد اما هنوز دليل روشني وجود ندارد که چرا سود نهايي اين فيلم ها با هزينه هاي اوليه سر به سر نمي شود و سودآوري لازم را ندارند.
«تعطيلات آقاي بين» بعد از اولين اکرانش در 22 مارس در سنگاپور، از تاريخ 30 مارس در تمام اروپا روي پرده رفت و اين در حالي است که اکران فيلم در سينماهاي سراسر امريکا از تاريخ 28 سپتامبر آغاز مي شود.
صحنه اول فيلم در لندن باراني ماه ژوئن مي گذرد. در اين صحنه شاهديم که آقاي بين (با بازي اتکينسون) برنده سفري مجاني به جنوب فرانسه شده است. اما فيلم عملاً هنگامي آغاز مي شود که مستر بين در خطوط ارتباطي راه آهن در پاريس اختلال ايجاد مي کند و مي کوشد با قطب نمايي که در دست دارد از شهر لادفانس به گارد ليون برود و در راه هرج و مرج هاي بسياري ايجاد مي کند. (اين صحنه فيلم گويي به نوعي از همان لطيفه هاي باستر کيتوني استفاده شده است، و البته کمي زيرکانه تر در پايان فيلم مستر بين راه خود را به سمت ساحل دريا کج مي کند.)
بعد از وقت کشي در رستوران ايستگاه- با اندک مايه يي از شوخي هاي انگليسي درباره غذاهاي فرانسوي- بين با يک کارگردان روسي به نام اميل داچفسکي (که نقش آن را بازيگر اهل چک واسلواکي کارل رادن، ايفا مي کند) آشنا مي شود که به همراه پسرش استفان (که نقش آن را بازيگر تازه کاري به نام مکس بالدري ايفا مي کند) عازم شهر کن است تا به عنوان هيات داوران در جشنواره فيلم کن حاضر شود.
به برکت وجود آقاي بين، اميل بيچاره از قطار جا مي ماند و پسرش به همراه «بين» در قطار عازم شهر کن مي شوند. بين که ديگر پاسپورت،پول و حتي بليت خود را از دست داده است چاره را در اين مي بيند که همراه پسرک ده ساله اميل به سمت جنوب و شهر کن رهسپار شود. استفان مي رفت که پدرش را پيدا کند و بين هم مي خواست هرچه زودتر به ساحل دريا که عاشقش بود، برسد.فيلمنامه طوري نوشته شده است که رابطه يي پنهاني و زيرساختي تمام اپيزودهاي فيلم را در نهايت به يکديگر مرتبط کند. به عنوان بخشي از جايزه يي که بين در اول فيلم براي سفر مجاني به فرانسه برده است يک دوربين فيلمبرداري هم وجود دارد که در بخش پاياني فيلم نقش مهمي ايفا مي کند. همچنين بين و استفان در راه بارها و بارها تلاش مي کنند با تلفن هاي همراه مختلف با اميل ارتباط برقرار کنند که همين امر نه تنها باعث ايجاد خنده مي شود بلکه بخش هاي مختلف فيلم را به نوعي به يکديگر مرتبط مي سازد. يک بار در جاده، بخشي از فيلم به مرتبط کردن دو شخصيت آقاي بين و پسربچه به يکديگر مي گذرد و نشان مي دهد که چگونه آنها در يک بازار محلي گدايي مي کنند. اين سکانس فيلم به نوعي مهمترين و اصلي ترين ايده فيلم را تحت الشعاع قرار مي دهد و آن را در محاق مي برد.در واقع در نيمه دوم فيلم است که شوخ طبعي فيلم بيش از حد حالتي اتفاقي و تصادفي پيدا مي کند. در اين قسمت بين از استفان جدا مي شود و اول در يک فيلم تبليغاتي درباره جنگ جهاني دوم که در يک روستاي فرانسوي مي گذرد درگير مي شود و بعد با کارگردان امريکايي فيلم کارسون کلي (که نقش آن را ويلم دافو ايفا مي کند) دوست مي شود که قرار است آخرين فيلم اش به نام «زمان عقب گرد» در جشنواره بين المللي فيلم کن به نمايش درآيد.
در مجموع بايد گفت در تمام صحنه هاي فيلم روآن اتکينسون حضور دارد و با ديالوگ هاي کوتاهي مثل «نه»، «آره» و «ممنونم» به زبان فرانسه تمام فيلم را به خود اختصاص داده است، با همان شيوه بازيگري که نمي توان نقدي بر آن نوشت. حتي آن هنگام که در صحنه يي از فيلم هيچ حرفي براي گفتن ندارند يا قادر به خنداندن مخاطب نيستند حرکات و رفتار اتکينسون همه را وادار به خنديدن مي کند حتي اگر اين خنده تنها لبخندي کمرنگ بر گوشه لب ها باشد.
به جز حضور بالدري مي توان گفت که ساير بازيگران در فيلم نقش دکوراسيون دارند و از اهميت زيادي برخوردار نيستند. البته بايد اشاره کرد که ويلم دافو نقش خود را به عنوان يک کارگردان امريکايي خوب ايفا کرده است.