يكشنبه، 25 شهريور 1386 - شماره 1492
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: تجســمي
يادداشت اختصاصي رابرت مورگان درباره سمپوزيوم مجسمه سازي تهران
دعوتنامه يي از ايران


ترجمه؛ افتخارسادات هاشمي

اخيراً در پي دعوت سازمان فرهنگي، هنري شهرداري تهران براي داوري و قضاوت سمپوزيم بين المللي مجسمه سازي به ايران سفر کردم. انطباق آنچه از طريق گزارش هاي ارائه شده توسط رسانه هاي جمعي ديده بودم و آنچه احساس مي کردم کاري آسان نبود. از سويي ديگر من به عنوان يک روزنامه نگار سياسي که از سوي يک سنديکاي روزنامه نگاري يا يک شرکت بزرگ رسانه يي حمايت مي شود به آنجا سفر نمي کردم بلکه به عنوان يک منتقد هنري مستقل و شايد هم بي طرف، يکي از اعضاي هيات پنج گانه داوران ( که شامل دو ايراني، يک فرانسوي، يک چيني و يک امريکايي بود) براي داوري و انتخاب آثار برتر و اهداي جوايز به آنجا دعوت شده بودم. در تمام نشست ها با سران و مقامات دولتي و هنري نه تنها رفتار يا ديدگاه عداوت آميز نديدم بلکه شاهد هيچ گونه تبعيض مذهبي نيز نبودم. در طول هفته پاياني سمپوزيوم در جلسات بحث و گفت وگو آنچه بسيار مرا تحت تاثير قرار داد انضباط دقيق برنامه مراسم و بيش از همه پوشش وسيع ترجمه بود که نشان از دقت و هوشمندي ايرانيان در برگزاري و اجراي سمپوزيوم داشت. آيين اهداي جوايز در پايان داوري رخدادي شگفت انگيز بود. سخنرانان اين آيين نماينده فرهنگي شهرداري(محمدمهدي عسگرپور) و شهردار تهران (محمدباقر قاليباف) بودند. آنها بسيار شفاف و روشن حمايت خود را از پاپ آرت (هنر مردمي) و همچنين تمامي شرکت کنندگان و پذيرفته شدگان در سمپوزيوم اعلام کردند. حاضران در آيين پاياني با هيجان و متانت بي نظيري برگزيدگان از کشور هاي پرو، هلند، ترکيه، عراق، چين، ايتاليا و ايران را مورد ستايش و تشويق قرار دادند. فضاي حاکم بر پرسش و پاسخ هاي بعد از پايان مراسم شاد و صميمانه بود.اکثريت هنرمندان ايراني که آنها را ملاقات کردم خواهان برقراري ارتباط با هنرمندان غربي و ديگر کشورهاي خاورميانه بودند. مورخان (تاريخ نگاران) هنر ايراني خواهان فرصتي براي مطالعات برون مرزي به منظور کسب دانش هنر بين المللي و برداشتي نوين از ديدگاه هاي نظري در مورد مطالعات و پژوهش هاي خود هستند. بسياري از هنرمندان جوان ايراني درصدد يافتن فرصتي براي شرکت در محافل تبادل اطلاعات جهاني با حضور هنرمندان با تجربه ديگر کشورها هستند. که اين امر سبب مسافرت شماري از آنها به کشورهاي اروپايي مخصوصاً آلمان و انگلستان مي شود با اين اميد که بتوانند محيط کاري بهتر و عاري از محدوديت ها و موانع را بيابند. در مجموع مي توان چنين گفت که هنرمندان ايراني در جست وجوي فضايي هنري در جامعه يي بازتر، گستر ده تر و با حضور هنرمندان و هنر هاي گوناگون هستند و همزمان، اشتياق چشمگيري در ميان هنرمندان ساکن تهران در گشايش مدخلي براي بحث و تبادل نظر در مورد ديدگاه هاي نوين، به منظور روبه رويي با نظرات جديد و گسترش شيوه هاي گفت وگو و قرار دادن آثار خود در رده دسته هاي جهاني هستند. بسياري از هنرمندان جوان تر تمايل به برقراري ارتباط با گرايش هاي روز هنري مخصوصاً هنر چين و غرب دارند. زنان هنرمند ايراني به ويژه خواستار فراهم شدن فرصتي براي بيان نظرات جديد خود و در نهايت انتقال پيام خود به جامعه بين الملل هستند. سفر من به ايران از طريق اي ميلي از سوي برگزارکننده اولين سمپوزيوم مجسمه سازي تهران آغاز شد که در آن از من درخواست شده بود چنانچه مايلم به عنوان مهمان افتخاري يا داور سمپوزيوم به ايران سفر کنم. گزينش واژگان در اين ارتباط بسيار هوشمندانه بود.موقر و با رويکردي مثبت با تمام اينها آن را روي ميز کارم گذاشتم تا در مورد آن تصميم بگيرم. سه روز بعد، نيمه شب با صداي زنگ تلفن از خواب پريدم، بانوي جواني (که به خوبي انگليسي صحبت مي کرد) از من درباره اينکه آيا اي ميل را دريافت کرده ام يا خير و اينکه مايل به شرکت در اين سمپوزيوم هستم يا خير پرسيد، مکثي کردم و از او خواستم هشت ساعت بعد با من تماس بگيرد و با عذرخواهي او از اينکه نسبت به ميزان اختلاف ساعت ها آگاهي نداشته مکالمه را پايان داديم. دقيقاً هشت ساعت بعد همان صداي گرم با من تماس گرفت و بيان کرد که شهرداري تهران بسيار مفتخر خواهد شد اگر شما در اين سمپوزيوم حضور يابيد. (يک رويا بود) پاسخ دادم که؛ بله خواهم آمد، اما سوال هاي بسياري دارم. از من خواست سوالات را از طريق اي ميل ارسال کنم و متعهد شد تلاش خود را براي پاسخگويي به اين سوالات انجام دهد. با وجود آنکه يک و ماه و نيم تا زمان سمپوزيوم باقي بود فکر کردم که باز هم مي توانم در مورد اين تصميم خود بيشتر بينديشم. در طول چند هفته بعد، اي ميل هاي زيادي که حاوي اطلاعات و جزئيات سفر و هدف و برنامه سمپوزيوم بود برايم ارسال مي شد. در نهايت دريافتم که معرفان من براي داوري دو نفر از هنرمنداني بودند که آنها را در سمپوزيوم «ونيز» ملاقات کرده و آثار آنها را مورد بازبيني قرار داده بودم. اي ميل هاي ديگري نيز که درباره آخرين جزئيات برنامه و مخصوصاً اطلاعات مربوط به ويزا و تاخير آن دريافت کردم به علت وجود برخي پيچيدگي ها و مشکلات پرواز من سه بار تغيير کرد. هيچ شرکت هواپيمايي از امريکا براي ايران پرواز ندارد و در نتيجه مي بايست از ديگر گزينه ها استفاده مي شد. کميته برگزارکننده، تمامي اقدامات مربوط به سازماندهي امور از جمله تهيه ويزا را به خوبي انجام داد. نبودن سفارت ايران در امريکا کار اخذ ويزا را دشوار تر مي کرد و اين کار مگر با پيگيري هاي برگزارکنندگان ايراني امکان پذير نبود. در نهايت ويزاي من توسط پست هوايي فداکس ساعت نه صبح روز پروازم به دستم رسيد. بعد از رسيدن به فرودگاه بين المللي ايران و انجام تشريفات امنيتي، از سوي نمايندگاني از سمپوزيوم و عطر گل هاي شب بو مورد استقبال گرم و صميمي قرار گرفتم، و از آنجا به هتل راهنمايي شدم. تهران کلان شهري پرجمعيت و پرتکاپو بود و البته مناطق محروم نيز داشت. اگرچه ساختمان هاي بزرگ بسياري ديده مي شد اما بناهاي نيم ساخته يي نيز بود که رها و ناتمام باقي مانده بود يعني متعلق به سه دهه پيش. اگرچه تهران نزديک به چهارده ميليون جمعيت ساکن دارد اما هيچ سيستم حمل و نقل عمومي مدرن و مناسبي وجود ندارد. در نتيجه عبور و مرور بسيار دشوار و سنگين است. با وجودي که کوه هاي پوشيده از برف شهر را از سمت شمال احاطه کرده اند بزرگترين مشکل اين شهر آلودگي هوا است، درست مانند بانکوک و لس آنجلس. تنوع پوشش ميان افراد جامعه (توده هاي مردم) نکته يي جالب توجه بود. همه زنان بدون استثنا از پوشش سر استفاده مي کنند، البته الزاماً سياه نبود. برخي زنان جوان روسري هاي بلغاري و شلوار جين مي پوشند. تفاوت ميان مردان مسلمان جوان و مسن کمتر از نوع مسائل تفاوت نسلي است بلکه بيشتر بر پايه جهان بيني است. در فضاي روباز محل سمپوزيوم بانوي جواني را با پوششي سنتي و گردآلود ديدم که با دقت با دستگاه پنوماتيک سنگ مرمر را مي تراشيد. نامش پرستو آهوان بود و بر مرمر و استيل کار مي کرد. استيل ها به صورت معلق قرار مي گرفتند و فرمي انتزاعي داشتند. آهوان برنده جايزه شد و تمامي خانواده اش هنگام دريافت جايزه حضور داشتند. مادرش هنگامي که با سرفرازي موفقيت دخترش را نظاره مي کرد بسيار با وقار مي نمود. پس از آن دريافتم که برگزيده شدن براي دختري چنين جوان در چنين رقابتي بسيار غيرمعمول بوده است و همچنين دريافت جايزه غيرمعمول تر.

نکته يي در مورد آهوان، آن بود که تلاشي براي حذف او از رقابت بود اما داوران براي حفظ او تلاش کردند چرا که اثر او از بهترين ها بود. بزرگترين جايزه به مجسمه ساز عراقي ساکن کپنهاگ به نام علي جبار حسين داده شد. اثر علي يک شاهکار بود. اثرش نيم معماري و نيم مجسمه سازي که تمامي با سنگ هاي سفيد و سياه مرمر بود و در مدت سه هفته آن را به اتمام رساند. کمتر کسي در غرب مي داند که ايران منبع بهترين و مرغوب ترين سنگ مرمر جهان است. کيفيت و مرغوبيت سنگ ها به اندازه سنگ هاي ايتالياست با اين تفاوت که در ايران بيشتر يافت مي شود. نکته چشمگير و زيباي اثر علي جبار آن بود که معبد، مسجد و خانه انتزاعي همه در يک اثر يافت مي شدند. قوسي در يک سو با نردباني و در سوي ديگر دو شاخه مندولين گلوله مانند قرار داشتند. تاثير کلي اثر علي جبار پيش نماي آرامشي بود که انسان را به قلمرو رويا و تخيل مي برد. يک لحظه روحاني به دور از جنجال و هياهو، دريچه يي به آرامش و سکوت که با هم آيي معماري و ترانه نقش بسته است.

مجسمه ساز جوان پرويي «مارسلو ونگ» نيز با سنگ و استيل کار مي کرد. او دو سنگ مونوليت و دولومون را در محاصره پايه هاي فلزي به گو نه يي متحد الشکل درآورده بود. ماريانو لوکا از ايتاليا از ديگر برگزيدگان اين رقابت بود که مکعبي در ابعاد بزرگ را به صورت مورب و متعادل با مرمر خلق کرد. وارول توپاچ از ترکيه خورشيد بسيار بزرگ و باشکوهي را از مرمر ساخت. محمدرضا و سهند حساميان دو هنرمند ايراني برگزيده با استفاده از استيل طرحي انتزاعي را خلق کردند. برايم جالب توجه بود که در گفت وگوهاي بعدي دريافتم که حساميان از اثر «سل لويت» الهام گرفته است. اجراي اين سمپوزيوم بين المللي به منظور زيباسازي شهر تهران بوده است. پس از آن با يکي از اعضاي موزه هنري درباره لازمه قرار دادن اين مجسمه ها در محيطي روباز در حومه شهر که عاري از همهمه و آمد و رفت باشد صحبت کردم. سخن درباره نصب اين مجسمه ها در کلان شهري چون تهران که در تلاش براي نجات خود و بازگشت به دنياي مدرن و درصدد اعاده هويت و فرهنگ خود و معرفي آن به جهان است، بسيار است.
درباره رابرت مورگان
رابرت سي مورگان، منتقد هنرهاي بين المللي، مورخ هنري، موزه دار، هنرمند و استاد دانشگاه، فارغ التحصيل کارشناسي ارشد هنري در رشته مجسمه سازي و داراي PhD (مقام استادي) در تاريخ هنر معاصر است. وي تاکنون بيش از 1500 مقاله انتقادي و مطالعاتي و 200 کاتالوگ منتشر ساخته است. از کتاب هاي اخير او هنر مفهومي؛ يک ديدگاه امريکايي (1994)، از هنر به ايده ها (کمبريج، 1996)، پايان دنياي هنر (آلوورث 1998)، گري هيل (جان هاپکينز2000)، بروس نومان (جان هاپکينز 2002)، کلمنت گرينبرگ؛ آخرين نوشته ها (دانشگاه مينه سوتا 2003)، وازارلي (برازيلر 2004)، و سگ هاي وحشي در بالي (انتشارات NSPت2005) است. مورگان به عنوان منتقد مستقل، براي فصلنامه گلاس، مجله مجسمه و ريل بروکلين فعاليت هايي داشته است. به علاوه، وي با بيش از پنجاه نشريه و ماهنامه بين المللي که به چهارده زبان ترجمه شده اند، همکاري داشته است. دکتر مورگان بيش از چهل نمايشگاه برگزار کرده است که برخي از آنها عبارتند از؛ آلن کاپروف (1979)، کومار وملاميد (1980)، هنرمندان و کتاب ها (1980)، شش هنرمند و موفقيت بصري (1985)، ايده ها و ناپايداري ها (به همراه لسلي تونکونوف، 1989)، ماکس ارنست. آخرين کارهاي چاپي (1989)، هونگ ليو (1989)، ايده- دکوراتيو (به همراه هولي سولومون، 1990)، بدون سمت گيري (1990)، لوگو بي لوگو (به همراه پي ير رستاني، 1994) سطح سمبليک (1994)، زنان در آستانه (به همراه الگاويمر، 1995)، گوناگوني (به همراه پيترسلز، 1997)، ژست (2002)، ساماندهي؛ تعمقي درباره فضا (2002)، هنر و ديدگاه سينمايي، جشنواره فيلم ونيز (به همراه پي ير رستاني،2003)، دوسالانه لودز (موزه دار همراه، 2004)، به طرف (2005)، نشانه بهشت (2005)، تبعيد خاموش(2006)، مابعدالطبيعه و واقعيت (2006) و حاشيه بصري (انتشار در مارس- آوريل 2007 براي گالري پرات منهتن) به عنوان يک هنرمند، وي فيلم هايي را در فضاي هنرمندان (نيويورک)، موزه هنر امريکايي واتيني، موما MoMA، آرشيو جنگ فيلم (نيويورک)، جعبه سفيد و هزاره فيلم (نيويورک) به نمايش گذارده است. وي عکس ها و نقاشي هايي در ستون هاي سفيد، CEPA، گالري اريک استارک، گالري آنتوان کاندو (پاريس)، موزه هنري مک کيسيک (کاروليناي شمالي)، موزه اولريش (ويچيتا، کانزاي)، گالري هنري يادبود (روچتر، نيويورک)، موزه هنرمندان بين الملل (لهستان)، موزه هنرهاي معاصر (شيکاگو)، چهل و نهمين دو سالانه ونزيا، گالري ياکي کورنبلات (آمستردام) و گالري 2000- 1900 (پاريس) به نمايش گذارده است. دکتر مورگان سه هديه ملي براي کمک هاي بشردوستانه (1988 و 1987 و 1980 )، يک جايزه راکفلر (NEAت1988) و يک جايزه گرين برگر (1994) دريافت کرده است.

او دارنده جايزه 1999 آرکيل براي نقد هنري بين المللي در سالامانسا، اسپانيا، و در همان سال، به عنوان داور جايزه يونسکو در چهل و هشتمين دو سالانه ونزيا برگزيده شد. در سال 2005، رابرت سي مورگان برنده دو جايزه موسسه ادوارد آلبي و جامعه فولبرايت براي نقش اش در هنرهاي سنتي در گوانگجو کره شده است. وي که سابقاً استاد تاريخ هنر در موسسه تکنولوژي روچتر بوده است، اکنون در نيويورک، در قسمت فارغ التحصيلي موسسه هنرهاي زيباي پرات به تدريس مشغول است.
نگاهي به نمايشگاه «نوستالژي آنالوگ»
پژوهش رمانتيک


علي اتحاد

آنچه «ماني نيلچياني» در گالري طراحان آزاد به عنوان چيدمان به ما نشان مي دهد، يک دستگاه اسلايد استريوسکپي، يک سيستم پخش وي اچ اس، دو تلويزيون، يک دستگاه بازي - سري دهه 1980 کمپاني نينتندو- و مجموعه تصاويري است از اشياي کاربردي که يا به کل فراموش شده اند يا به شکل تازه يي به حيات خود ادامه مي دهند. اين تصاوير در لحظاتي براي من نوستالژيک هستند و در لحظاتي براي پدرم، اما به هر حال مخاطب را درگير خاطراتي مي کنند که حلقه هاي ارتباطي تنگاتنگي با اين اشيا دارند.

هرچند عکس هاي روي ديوار از لحاظ بصري يادآور تجربه هاي پاپ آرتيستي هستند ليکن به هيچ روي نمي توان آنها را آثاري پاپ آرت ناميد. کافي است به نمونه هايي تاريخي رجوع کنيم. براي مثال وقتي «ليکتن استين» سراغ اشياي مصرفي مي رود، نقاشي هاي او بازنماياننده اشيايي به روز و کاربردي اند که در زمان اوج فعاليت هنري هنرمند تبليغ شده و به فروش مي رسيدند. اگر با يک پلوپز برخورد مي کرديم مي توانست همان پلوپزي باشد که هنرمند به تازگي خريده بود، تازه ترين موشک ها و جنگ افزارهاي ارتش امريکا، قارچ هاي اتمي، لامپ هاي 100 وات و... البته استثنائاً چهره هايي چون مونرو و مائو هم به چشم مي خوردند اما آنها نيز از خط توليد گذشته، تکثير و آماده فروش مي شدند. در عوض نيلچياني سراغ گذشته فراموش شده اين اشيا رفته است؛ اشيايي که به اعتقاد او ديگر حاوي نوعي نوستالژي اند. نه تبليغ مي شوند و نه در فروشگاهي به فروش مي رسند. و از نگاه من اين درست همان نکته يي است که بر پاپ آرتيستي نبودن آثار پافشاري مي کند.

در نگاهي ساده مي توان چيدمان هنرمند را در مقام يک مرثيه سرايي در نظر گرفت اما مي توانيم نگاهي دوباره به اين مجموعه بيندازيم. مي توان گفت هنرمند در جست وجوي فرهنگ عامه است؛ بخشي از فرهنگ عامه که کم کم غبار گذر زمان بر آن مي نشيند.

بگذاريد اين اشيا و فرهنگ مصرفي آنها را با ادبيات فولکلور مقايسه کنيم. ترانه هاي عاميانه، داستان ها و مثل ها هرچند بدون مولف به نظر مي آيند اما به وسيله شخصيتي انساني خلق يا سروده و در لحظه يي حقيقي - و البته ناروشن از تاريخ- زاده شده اند. ليکن آنچه آنها را جاودانه ساخته يا دست کم در دوره يي طولاني حفظ کرده، اقبال عمومي است.

اقبالي که منطبق بر سليقه عمومي مردم در دوره يي خاص از تاريخ يک منطقه است. آنچه بخش بزرگي از نيروي برادران شلگل و دوستانشان را در راه اندازي نشريه آتنائوم غشماره يک درسال 1798ف تامين مي کرد، اشتياق براي کشف اين سليقه همگاني بود. رمانتيک هايي چون آرنايم، برنتانو و برادران گريم زماني طولاني را صرف جمع آوري چکامه هاي روستايي، قصه هاي فولکلوريک و داستان هاي کودکانه کردند و اين پژوهش بيانگر سليقه همگاني بود که سبب ماندگاري اين داستان ها و چکامه ها شده بود. و در مجموع، مجموعه هاي برادران گريم در سال 1814 و آرنايم و برنتانو در 1808 به نوعي مجموعه آثار داستان سراياني بودند که هر چند جاي نامشان زير اثر خالي بود اما همگان آن آثار را شنيده بودند، آنها را سينه به سينه انتقال داده و به نوعي تبليغ مي کردند. حال مي خواهم چنين سازوکاري را به ناگاه به زمان حال انتقال دهم. فرهنگ عامه زمانه ما تا حد زيادي تحت تاثير تکنولوژي الکترونيک است. بازي هاي دوران کودکي من از «تي وي گيم» گرفته تا «آتاري»، روي صفحه نمايش روي مي دادند. طراح يا طراحان اين بازي ها يا شخصي خاص بوده يا گروهي متخصص الکترونيک؛ البته روشن است که من نام آنها را نمي دانم اما با مخلوقات آنها کاملاً آشنا هستم و نسبت به آنها اشتياقي نوستالژيک دارم. چندي پيش به نکته تازه يي پي بردم که شکل روايت اين نمايشگاه را برايم معنادارتر ساخت. نکته اين بود که اين نوستالژي به هيچ وجه در سطح نرم افزاري قرار ندارد.

بگذاريد کمي روشن تر بگويم؛ چند هفته پيش نرم افزاري از مجموعه بازي هاي «آتاري» به دستم رسيد و با اشتياق آنها را روي کامپيوتر شخصي ام نصب کردم. نتيجه به هيچ وجه جذاب نبود، با وجود اينکه بازي ها همان بازي هاي کودکي ام بودند ليکن تغيير ابزار اجرايي آنها را غريبه ساخته بود. در نمايشگاه «نوستالژي آنالوگ» نيز روي همين وجه ابزاري تاکيد شده است چرا که تلفن، بازي ويدئويي و ابزار پخش صدا، تکنولوژي هاي فراموش شده يي نيستند بلکه تنها ابزارشان دگرگون شده است.

رواج ابزاري ويژه در دوره يي خاص نيز به سبب اقبال عمومي روي مي دهد و درست مانند قصه هاي فولک بخشي از فرهنگ عاميانه ما را مي سازد. عناصر تکرار شونده يي که در سينما و ادبيات براي بازنمايي دوراني خاص از تاريخ معاصر استفاده مي شوند- اشيايي مثل تلفن سفيد در سينماي گنگستري امريکاي 1930- بدنه اصلي اين فرهنگ عمومي هستند. از اين رو مي توان مجموعه يي چون «نوستالژي آنالوگ» را همچون پژوهشي رمانتيک بر فرهنگ اشياي مصرفي و پيش پا افتاده- نه بي ارزش- در نظر گرفت؛ پژوهشي که البته با چاشني دلبستگي همراه است.
عناوين اين صفحه
دعوتنامه يي از ايران
درباره رابرت مورگان
پژوهش رمانتيک
تصويرگري شاهکارهاي ادبي ايران
جشنواره هنرهاي تجسمي آفريقا
دبير و داوران جشنواره طراحي معاصر ايران معرفي شدند

تصويرگري شاهکارهاي ادبي ايران
ايسنا؛ نخستين جشنواره تصويرگري شاهکارهاي ادبي ايران با موضوع سال مولانا برگزار مي شود.

شوراي سياستگذاري اين جشنواره را حسين خسروجردي، حبيب الله صادقي و فيروزه گل محمدي، شوراي برنامه ريزي را علي بوذري، آرمان داوودي، مازيار رضاخاني، کيانوش غريب پور، عطيه مرکزي، مسعود ناصري و علي هاشمي شهرکي تشکيل داده اند.

کيانوش غريب پور - دبير نخستين جشنواره تصويرگري شاهکارهاي ادبي ايران - در نشست رسانه يي اين جشنواره، در خانه هنرمندان ايران عنوان کرده است اين جشنواره همزمان با سال جهاني مولاناجلاالدين محمد بلخي مولوي

- 2007 ميلادي - با هدف معرفي شاهکارهاي ادبي ايران به عنوان بخش مهمي از فرهنگ مشرق زمين و ميراث بشريت به جهانيان، نگاه هنرمندانه به جنبه هاي تصويري ادبيات و فرهنگي غني ايران، توجه ويژه به هنر تصويرگري و اهميت تاريخي آن در فرهنگ ايراني، اسلامي، فراهم آوردن زمينه تبادل تجربيات هنري تصويرگران و معرفي چهره هاي نو در هنر تصويرگري به جامعه فرهنگي و ناشران ايران و جهان، تدارک ديده شده است. وي همچنين هدف ويژه اولين جشنواره را به عنوان سال مولانا توجه به جنبه هاي تصويري دو شاهکار بزرگ مولانا جلال الدين محمد بلخي معروف به مولوي عارف شاعر و انديشمند بزرگ ايراني دانسته است.

غريب پور افزوده است؛ جشنواره شامل دو بخش تصويرگري بر اساس داستان هاي مثنوي معنوي براي کتاب کودک و نوجوان، روايت تصويري از غزليات ديوان شمس تبريزي براي گروه سني آزاد است. به گفته مازيار رضاخاني - مدير جشنواره - اين برنامه ششم آذر ماه 1386 در مجموعه فرهنگي هنري نياوران برگزار خواهد شد.

وي همچنين اضافه کرد؛ گزيده يي از آثار در جشنواره مولوي و کودکان و نوجوانان در خانه هنرمندان ايران در تاريخ 17 تا 22 آذرماه به نمايش درخواهند آمد. بنا بر اعلام برگزارکنندگان، 15 ،10 و 5 ميليون ريال جوايز برندگان ويژه، اول و دوم به همراه نشان ويژه طلايي، پلاک طلا و نقره در بخش مسابقه تصويرگري داستان هاي مثنوي معنوي است. پلاک طلا، نقره به همراه 10 و 5 ميليون ريال وجه نقد به منتخبان روايت تصويري غزليات شمس اعطا مي شود. اين جشنواره در هر بخش پنج جايزه تشويقي - ديپلم افتخار - هم دارد.

در بخش مسابقه تصويرگري داستان هاي مثنوي معنوي ارسال حداقل سه و حداکثر پنج تابلو از يک داستان به انتخاب تصويرگر يا از متن هاي پيشنهادي جشنواره که در دبيرخانه موجود و در سايت جشنواره هم قابل دسترسي است، ضرورت دارد. در بخش مسابقه روايت تصويري غزليات شمس هم ارسال حداکثر سه تابلو از يک يا سه غزل به انتخاب تصويرگر نياز است.

اين برنامه توسط «انجمن تصويرگران کتاب کودک»، «خانه زنان هنرمند ايران» و «شوراي کتاب کودک» با حمايت اداره کل هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و همکاري فرهنگسراي نياوران برپا خواهد شد.


جشنواره هنرهاي تجسمي آفريقا
ايسنا؛ با دستور رئيس فرهنگستان هنر جمهوري اسلامي ايران، جشنواره هنرهاي تجسمي آفريقا برگزار مي شود. موسسه هنري صبا اعلام کرد مهندس ميرحسين موسوي، ايرج اسکندري را به عنوان دبير نخستين جشنواره هنرهاي تجسمي آفريقا منصوب کرده است. پيش از اين نيز «جاويد قربان اوغلي» طي حکمي از سوي رياست فرهنگستان هنر به عنوان رئيس اين جشنواره تعيين شده بود.

نخستين جشنواره هنرهاي تجسمي آفريقا زمستان سال جاري با معرفي هنر بومي و آييني و سنتي قاره آفريقا و با نمايش جلوه هاي مختلفي از اين هنر، گامي در راه تحقق پيوند و تعامل بيشتر حوزه هاي تمدني جهان و نزديکي با هنرهاي بومي، قومي و اصيل در سراسر دنيا با پشتوانه تاريخي و تمدني درخشان برخواهد داشت.


دبير و داوران جشنواره طراحي معاصر ايران معرفي شدند
مهر؛ منوچهر معتبر به عنوان دبير و احمدرضا دالوند، احمد امين نظر، رضا عابديني و جمشيد حقيقت شناس نيز به عنوان داوران جشنواره طراحي معاصر ايران انتخاب شدند. ستاد خبري دبيرخانه جشنواره اعلام کرد امين نظر، احمد نصراللهي و معصومه مظفري نيز هيات انتخاب آثار هستند.

جشنواره طراحي معاصر 25 آبان ماه برگزار مي شود و شرايط شرکت در آن عبارتند از ارسال آثار بدون محدوديت موضوعي، تکنيکي و گروه سني و ارسال حداکثر سه اثر در ابعاد 120 در 250 تا 25 مهر به دبيرخانه جشنواره.

نخستين جشنواره و همايش طراحي دکتر سندوزي با عنوان طراحي معاصر ايران با همکاري موزه دکتر سندوزي و معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران برگزار مي شود.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام