.jpg)
الناز محمدي
صفحات روزنامه چه رنگي باشد و چه سياه و سفيد، هر روز رنگي تازه مي گيرند. رنگي متفاوت از ديروز. روزي رنگ شاد مي گيرند، يک روز غمگين و شايد اکثر روزها رنگ خاکستري. اما در ميان تمام صفحات، صفحه يي پرمخاطب و پرطرفدار است که اکثر روزها سياه است. جاذبه رنگ سياه، بسياري را مي کشاند طرف صفحه حوادث، صفحه يي که مختص روزنامه هاي ايران است. شايد خصوصيتي در ما ايراني هاست که ناخودآگاه مي کشاندمان به سمت سياهي ها و همين خصوصيت هم باعث شده صفحه حوادث در اکثر روزنامه ها جاي خود را باز کنند.
---
«جامعه ايران يک جامعه جوان و بسيار مستعد براي ارتکاب جرم است. صفحه هاي حوادث مي توانند نقش بزرگي را در اطلاع رساني درست و آگاهي بخشيدن به اقشار مختلف جامعه به خصوص جوانان بازي کنند.»
به عقيده دکتر علي اصغر محکي مدرس روزنامه نگاري و استاد دانشگاه صفحه هاي حوادث يکي از پرخواننده ترين صفحات روزنامه ها در ايران است. او در اين مورد مي گويد؛ «امروزه مطالعه اخبار حوادث در بين روزنامه خوان ها مورد علاقه بسياري است، به طوري که صفحه حوادث از پرخواننده ترين صفحات روزنامه هاي ماست و خيلي از روزنامه هاي سراسري و هفته نامه ها و مجلات به خاطر همين توجه خاص به اخبار حوادث که پاسخگوي نيازهاي مخاطبان است توانستند موفقيت بسياري را به دست بياورند. پس ما بايد اين مساله را به عنوان يک واقعيت بپذيريم که اخبار حوادث جايگاه خاصي را در مطبوعات ما دارد.» از طرف ديگر وقتي کلمه حوادث به ميان مي آيد يک بار معنايي منفي در آن وجود دارد و بلافاصله در ذهن قتل، سرقت، خودکشي، تجاوز و کلاهبرداري تداعي مي شود و اينها رويدادهايي عمدتاً تلخ، ضدارزش، منفي و نامتعارف هستند. در حالي که به عقيده دکتر محکي اخبار حوادث را مي توان به چهار دسته تقسيم بندي کرد؛ 1- اخبار قتل و آدم ربايي، سرقت بانک، انفجار و... 2- بلاياي طبيعي که ابعاد گسترده يي دارد مثل سيل، زلزله، آتشفشان، 3- جريان هايي که در دادگاه ها وجود دارد و از آنها به عنوان اخبار حوادث ياد مي شود 4- تظاهرات سياسي، صنفي که اگر خشونت بار باشد در صفحات حوادث مي آيد.
.jpg)
وقتي در اين مورد از دکتر قندي استاد دانشگاه و روزنامه نگار مي پرسيم، او هم مثل دکتر محکي اين گونه پاسخ مي دهد که؛ «حوادث يک طيف گسترده است و فقط شامل قتل و غارت و تجاوز و... نيست. بسياري از اتفاق هايي که در شهرها براي انسان ها مي افتد جزء حوادث هستند؛ گاهي اوقات خوب هستند و گاهي اوقات بد و در نتيجه شامل يک بخش بسيار گسترده يي است و فقط شامل اين نيست که مثلاً ما مکرراً در اين صفحات مي بينيم فلاني مادرزنش را با بيل کشت. اگر به اين گستردگي به اين موضوع نگاه کنيم نشريات ما خيلي ضعف دارند چون فقط ما به قتل، دزدي و... مي پردازيم. اگر وسعت ديدمان را بازتر کنيم، فضا هم براي اخبار حوادث بازتر مي شود و مثلاً حوادث خنده دار، شادي آور و ... هم در صفحه هاي حوادث روزنامه ها جا خوش مي کنند، اما متاسفانه ما در ايران يک نقطه را بيشتر نمي بينيم.» دکتر قندي مشکل اصلي را در دو نقطه مي بيند؛«يکي نثر خبرنگاران است که به صورت يک نثر بسيار کلاسيک بدون کش وقوس و غيرجذاب درآمده است، در حالي که اگر به دو دهه پيش برگرديم و به نثر مطبوعات بخش حوادث نگاه کنيم مي بينيم که جذابيت اخبار حوادث به نثر و نگارش آن بود. مشکل دوم اين است که ما براي خبرهاي حوادث پادزهر در نظر نمي گيريم و به نوعي تشويق هم مي کنيم.
در مورد خبرهاي حوادث هميشه افرادي هستند که مي توانند از بسياري مشکلات جلوگيري کنند مثلاً خبرنگار مي تواند اين کار را بکند به صورتي که هنگامي که يک متن خبر را مي نويسد خود را ملزم کند با جامعه شناس، روان شناس، حقوقدان، قاضي دادگاه و... صحبت و علل حادثه را بررسي کند. اگر ما ياد بگيريم در مطالبي که در اين زمينه مي نويسيم از نظرات کارشناسان استفاده کنيم، دلايل واقعه را بگوييم و اينکه چگونه مي توانيم از آن جلوگيري کنيم، در اين صورت است که کسي که روزنامه را مي خواند اطلاعات مفيد خواهد گرفت.»
---
صفحه حوادث هم يکي از اين رسانه هاي تاثيرگذار است. بسياري از اوقات ديده ايم نقشي که اين صفحات در پيگيري يک پرونده يا مجازات يک مجرم يا تبرئه يک بي گناه داشته است بسيار بزرگ و انکارناشدني بوده است؛ اما اين تاثير بي چون و چرا مانع از آن نمي شود که ما به سراغ عملکرد اين صفحات از لحاظ حرفه يي نرويم و آن را به نقد نگذاريم. ناصر صبوري دبير سرويس صفحه حوادث روزنامه جام جم در مورد عملکرد صفحه هاي حوادث روزنامه هاي فعلي معتقد است که اگر بخواهيم عملکرد فعلي اين صفحات را بررسي کنيم اول بايد به اين نکته پي ببريم که از چه ديدگاهي مي خواهيم به اين موضوع نگاه کنيم. صفحه حوادث جاي خودش را در روزنامه هاي دولتي و غيردولتي دارد و به خاطر اينکه حوادث جذابيت هاي خاصي دارد و هر کس که در جامعه زندگي مي کند دوست دارد از هر رخدادي که پيرامونش اتفاق مي افتد اطلاع پيدا کند، اين صفحه به عنوان يک صفحه پرمخاطب در ميان جامعه مطرح شده است و چون مردم به آن گرايش دارند اين صفحه جاي خودش را ميان صفحات روزنامه پيدا کرده است. اما اگر حوادث به صورت هدفمند و با تاکيد بر اصول حرفه يي روزنامه نگاري مورد توجه قرار بگيرد قطعاً مي تواند تاثير بهتري در افکار عمومي داشته باشد.
اما هميشه بايد توجه داشته باشيم خبري را که در روزنامه به چاپ مي رسانيم اثر مخربي در جامعه نگذارد و باعث سياه نمايي نشود. وقتي از او درباره عملکرد ويژه نامه تپش که هر چهارشنبه به عنوان ويژه نامه حوادث در روزنامه جام جم منتشر مي شود مي پرسم و از او مي خواهم در اين مورد توضيح بدهد که آيا اصولاً لازم است در جامعه يي که آمار جرم و جنايت روز به روز در حال افزايش است ويژه نامه يي با اين عنوان و محتوا به چاپ برسد مي گويد؛«کار ما در ويژه نامه تپش حرفه يي است چون مخاطب شناسي مي کنيم و سعي مي کنيم زهر خبرها را بگيريم. ما طي بررسي هايي که داشتيم به اين نتيجه رسيديم خلايي در مورد پرداختن به اخبار حوادث در روزنامه ها وجود دارد و به همين خاطر تصميم گرفتيم چنين ويژه نامه يي را منتشر کنيم که از ابعاد مختلف به موضوع ها نگاه کنيم و در قالب مصاحبه، گزارش و... خبرهاي خارجي را هم منتشر کنيم تا به صورت ظريف و زيرکانه مقايسه يي هم داشته باشيم.» او در مورد محتواي ويژه نامه تپش معتقد است که ما هميشه خانواده ها را در نظر مي گيريم و ذائقه آنها را، و به خاطر همين است که داستان هاي جنايي مي نويسيم براي مخاطبان، چون از بين مثلاً 5 نفر اعضاي يک خانواده ممکن است يک نفر باشد که به اينگونه داستان ها يا خاطرات و... علاقه مند باشد، اما اين را قبول داريم که ضعف هايي هم داريم و سعي مي کنيم اين نقاط ضعف را با توجه به سلايق مخاطبان حل کنيم. نظر دکتر محکي در اين مورد اين است که؛ «اگر بخواهيم اثرات اينگونه ويژه نامه ها را بررسي کنيم نمي توانيم بدون تحقيق و مطالعه نظري را بدهيم. طبق تحقيقي که در مورد آثار انتشار اخبار حوادث در مطبوعات شده است بايد بگوييم که تاثير اخبار حوادث بر مردم از يک گروه به گروه ديگر، از يک شخص به شخص ديگر در نهايت از يک فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت است و در آن سه عامل اثرگذار است؛
1- رسانه ها 2- مخاطبان 3- نظام اجتماعي يا شرايط محيطي. افراد از لحاظ ويژگي هاي فردي، وضعيت اجتماعي، فضاي ارتباطي و... متفاوتند و نمي شود گفت که همه افراد به طور يکسان تحت تاثير اخبار حوادث قرار مي گيرند. نگرش افراد نسبت به بزهکاري، امنيت و ميزان اعتماد اجتماعي متفاوت است. در قسمت رسانه ها هم چيزي که مهم است شيوه انعکاس اخبار حوادث است. در مورد ويژه نامه تپش هم همين طور بايد قضاوت کرد که اگر اين ويژه نامه تلويحاً آموزش و هشدار مي دهد و معيارها و هنجارهاي حرفه يي را منتقل مي کند هيچ ايرادي ندارد که منتشر شود چون مي تواند هم به نياز خبري مخاطبان پاسخ دهد و هم براي آنها سودمندي هايي را به ارمغان آورد. از نظر نظام اجتماعي هم اگر بخواهيم اشاره کنيم بايد بگوييم که چون مطبوعات ما در حوزه اقتصاد نشر دچار مشکل هستند ممکن است گاهي اوقات براي بالا رفتن فروش يا تعداد مخاطب و همچنين افزايش تمايل آگهي دهندگان براي به چاپ رسانيدن آگهي هاي بازرگاني روي به بعضي نکات غير حرفه يي ژورناليستي بياورند که اين امري طبيعي است ولي نکته يي که بايد هميشه و در همه حال به آن توجه کرد اين است که بايد در نحوه انعکاس اخبار رعايت نهايت دقت و ظرافت را کرد.»
---
نکته ديگري که بايد به آن اشاره کرد اين است که طبعاً هر جامعه يي هنجارها و ارزش هاي مخصوص به خود را دارد و براساس همين هنجارها است که نگرش افراد نسبت به مسائل گوناگون شکل مي گيرد، در مورد صفحه حوادث هم همين گونه است. وقتي بخواهيم عملکرد اين صفحات را بررسي کنيم بايد با اين ديد نگاه کنيم که اولاً اخبار حوادث به صورت حرفه يي، دقيق، خوب و با رعايت جنبه هاي ملودرام، آموزشي و هشدار تنظيم مي شوند يا خير؟ ثانياً آيا مخاطبان با خواندن اين اخبار متنبه و هوشيار مي شوند و سعي مي کنند مراقب خودشان باشند يا برعکس، احساس ناامني، اضطراب، افسردگي، نگراني، آشفتگي و عصبانيت مي کنند. کلاً سه نوع نگرش نسبت به انعکاس اخبار حوادث در ايران وجود دارد؛ 1- اخبار حوادث بد است زيرا جامعه را مشوش و نگران مي کند، رفتارهاي تبهکارانه را رواج مي دهد و براي افرادي که تمايلات تبهکارانه دارند جنبه آموزشي داشته باشد. 2- اخبار حوادث باعث مي شود خوانندگان آموزش ببينند و هوشيار بشوند. 3- ديدگاه سوم ديدگاه بينابين است که مي گويد اينکه ما چگونه اخبار حوادث را تنظيم کنيم مهم است. خبر حادثه بالذات بد نيست. اگر در تنظيم اخبار حوادث رعايت جنبه اطلاع رساني و آموزش و هشدار را داشته باشيم و نظر کارشناسان، جرم شناسان، کارآگاهان و... هم در آن لحاظ شود، جنبه هاي بدآموزي اخبار حوادث خنثي مي شود و خواننده آموزش مي بيند. (همه ما تا به حال وقتي به اين صفحات مراجعه کرده ايم با تيترهايي چون مادر قسي القلب کودکش را کشت يا نامادري سنگدل فرزند شوهرش را شکنجه داد و... روبه رو شده ايم ولي تا به حال شايد کمتر به اين نکته توجه کرده ايم که در کار حرفه يي رسانه، به کار بردن صفت براي هر شخص يا گروهي اشتباه يا حتي ممنوع است. دکتر قندي در اين مورد معتقد است؛«اصولاً کاربرد صفت در خبر ممنوع است، هم در تيتر و هم در متن خبر ما حق نداريم از صفت استفاده کنيم. دليل اينکه به اين شيوه در روزنامه هاي ما عمل مي شود اين است که آموزش هاي ما درست نيست، در دانشگاه هاي ما کمتر کساني هستند که دروس روزنامه نگاري را تدريس مي کنند که خودشان کار روزنامه نگاري کردند، در حالي که در همه جاي دنيا افرادي که روزنامه نگاري درس مي دهند، با سابقه کار بالا هم در سطح تئوريک و هم در سطح عملي هستند. براي بخش هاي عملي از روزنامه نگاراني استفاده مي کنند که حداقل 20 سال سابقه کار در اين حوزه داشته باشند و در بين آنها هم کساني که تجربيات شان بيشتر است را گزينش مي کنند، اما در ايران دانشجويي که دارد واحد مقاله نويسي را در دانشگاه مي خواند، هنوز از اصول خبرنويسي و تيتر که ترم قبل گذرانده است چيزي نمي داند، چون استادانش کساني بوده اند که به قول معروف از کنار روزنامه هم رد نشده اند. به همين خاطر هم هست که اکنون در تيترهايمان از صفت استفاده مي کنيم چون آموزش مان درست نيست. اگر تيتر مي خواهد صفت هم داشته باشد نبايد به صورت واضح بيايد، بايد در متن خبر و آن هم از زبان دادستان، قاضي و... به صورت ضمني بيايد.» ناصر صبوري دبير سرويس حوادث روزنامه جام جم هم معتقد است ؛ «به کار بردن صفت در تيتر يا متن خبر سليقه يي است. در بخش حوادث نمي شود در چارچوب تعريف و تدوين شده حرکت کرد. تيتر به عنوان يک ترمز است، اگر من توانستم توسط اين تيتر با مخاطب ارتباط برقرار کنم، مخاطب توقفي مي کند و بعد وارد متن مي شود، بنابراين براي جذاب تر کردن خبر حادثه و کشاندن مخاطبان به دنبال آن، گاهي استفاده از چنين صفت هايي که به عنوان شيطنت هاي ژورناليستي ناميده مي شود، لازم است.»
در مقابل دکتر محکي اين سوال را اينگونه پاسخ مي دهد؛ «اين بحث از دو بعد قابل بررسي است؛ 1- اخلاقي 2- حرفه يي. از بعد اخلاقي، درست نيست ما براي فردي که مرتکب جرم يا خطايي شده، قبل از اينکه دادگاه بخواهد حکمي صادر کند و شرايط و وضعيت روحي، رواني و علل و مسبباتي که باعث وقوع جرم شده مورد بررسي قرار دهد از صفاتي استفاده کنيم که هم در خواننده و هم در فردي که دارد مورد محاکمه قرار مي گيرد اثر بدي داشته باشد. از بعد حرفه يي به اين مساله بايد اشاره کنيم که در کار خبري و روزنامه نگاري تيتر به اين خاطر استفاده مي شود که خواننده را به خواندن خبر ترغيب کنيم، اما در مورد اخبار حوادث بايد بگوييم که چون اين خبرها بالذات داراي جذابيت براي خوانندگان هستند، الزامي ندارد که از صفات در تيترها براي ترغيب خواننده استفاده کنيم، چون خود به خود اين صفحه خواننده مخصوص به خود و جاي مخصوص به خود را در روزنامه دارد.
اکثر کساني که در کشور ما روزنامه مي خوانند اول از همه به سراغ صفحه حوادث مي روند و چون اخبار حوادث جاي مخصوص به خود را در روزنامه دارد، لذا لازم نيست مثل مطبوعات کشورهاي غربي که اخبار حوادث در لابه لاي اخبار ديگر مي آيد، از تيترهاي جذاب براي جذب خواننده استفاده کرد و در نتيجه شيوه انعکاس اخبار حوادث در ايران و کشورهاي غربي متفاوت بايد باشد. در همه چيز قضاوت به عهده خواننده است و اوست که با توجه به ارزش ها و باورهايش قضاوت خواهد کرد.» او هم مثل دکتر قندي به اين نکته باور دارد که اگر مي خواهيم صفتي به کار ببريم بايد از زبان افراد مسوول در قبال پرونده و آن هم به صورت تلويحي به کار ببريم تا بار منفي خبر را کم کنيم.
---
اگر سري به روزنامه ها و مجلات خارج از کشور بزنيم متوجه مي شويم که در بخش حوادث اين نشريات حتماً قسمتي وجود دارد که در آن به توصيف و تحليل اخبار مي پردازند، يا هيچ گاه از متهمان عکس مستقيم چاپ نمي کنند و...، اما در ايران دقيقاً برعکس عمل مي شود. دکتر محکي براي مقايسه عملکرد صفحات حوادث در داخل و خارج کشور مي گويد؛ «در کشور ما يک تفاوت عمده ميان صفحات حوادث روزنامه ها با خارج از کشور وجود دارد، در کشورهاي غربي وقتي نشريات شان را دسته بندي کردند، صفحه يي را به عنوان صفحه حوادث تعبيه نکردند، بلکه در نشريات آنها صفحه يي وجود دارد به نام صفحه اخبار و در اين صفحه براساس ارزش هاي خبري کار مي کنند. ممکن است يک يا چند خبر ارزش خبري اش بسيار بالا باشد که چند صفحه از روزنامه را به خود اختصاص دهد يا نه، ارزش خبري يک حادثه آنقدر کم باشد که نيم صفحه هم به خود اختصاص ندهد، بنابراين حرف اول را در نشريات آنها ارزش خبري مي زند و بس، اما در ايران چون يک صفحه سهميه حوادث است، همه اخبار اعم از باارزش و بي ارزش در صفحه مي آيد بدون آنکه به اصول حرفه يي آن توجه شود. در ايران بيشتر به جاي ارزش خبري به بزرگي و هيجان زا بودن خبر حادثه توجه مي شود و اين جاي بسي تاسف است.»
بسياري از روزنامه نگاران و استادان ارتباطات با اين اصل موافقند که بهتر است براي تاثيرگذاري و آگاهي بخشيدن بيشتر به مردم در مورد جرم ها و حوادث گوناگون در صفحه هاي حوادث، ستون هايي در نظر گرفته شود که در آنها حقوقدانان، وکلا، جرم شناسان، قاضي ها و... نظرات کارشناسي بنويسند تا آثار سوء اين اطلاع رساني به حداقل ممکن برسد.
ما بايد اين اصل را بپذيريم که براي پرهيز از جنبه بدآموزي اخبار حوادث لازم است که اين نوع اخبار با آموزش و هشدار همراه بشوند. علي اصغر محکي معتقد است که براي انجام دادن اين کار دو شيوه هست؛ 1- شيوه ضمني و غيرمحسوس 2- شيوه مستقيم و باصراحت. او مي گويد که امروزه در بعضي مطبوعات ما از ستون هايي استفاده مي کنند که مستقيماً کارشناسان نظرات شان را انتقال مي دهند که اين کارشناسان يا پليس اند يا حقوقدان يا جرم شناس، اين روش به صورت مستقيم است. اما خيلي از اوقات است که خواننده يي خبر حادثه يي را در روزنامه مي خواند ولي حوصله نصيحت شنيدن ندارد و به سراغ ستون هاي کارشناسان نمي رود، در اين صورت است که بايد شيوه غيرمستقيم را به کار برد، يعني نظرات کارشناسي در داخل متن خبر بيايد به صورتي که مثلاً خبرنگار بگويد عاقبت کج راهه به بيراهه رفت، يعني قبل از اينکه خبر را شروع کند هشدار بدهد، يا آخر خبر نقل قولي را از رئيس دادگاه، يک مقام پليس يا حقوقدان نقل کند، در اين صورت بي آنکه کسي را نصيحت کرده باشد يا مستقيم سخن بگويد به صورت تلويحي هشدارها و آموزش هايي را داده است، اما نمي توان گفت تاثير آن صد درصد است ولي اگر نظرات کارشناسي به صورت ضمني بيايد و در آخر متن خبر بر يک گزاره يي تاکيد بشود، تاثيرگذاري اش بسيار زياد خواهد شد.