سه شنبه، 27 شهريور 1386 - شماره 1494
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: گزارش اجتماعي
مشارکت اس ام اسي در تلويزيون
نگاه يک سويه تلويزيون در انتظار پيام هاي کوتاه
لي لي اسلامي

اواسط 1970 بود که در امريکا و برخي کشور هاي اروپايي، تلويزيون، رسانه لجوج و يک سويه، با نمايش برنامه هاي «in phone» تمام تلاشش را براي دوسويه بودن ارتباطش با مخاطبان انجام داد.«in phone» ها برنامه هايي بودند که به مخاطبان، اجازه برقراري تماس تلفني با خود را مي دادند. مخاطبان مي توانستند از طريق ارتباط تلفني مستقيم نظر دهند يا در بحث شرکت کنند.

کم کم بسياري از برنامه هاي تلويزيوني راه

«in phone» ها را در پيش گرفتند و حتي اگر اجازه پخش صداي بينندگان شان را نمي دادند، روابط عمومي ها را موظف به شنيدن حرف هايشان مي کردند. ديگر نيازي نبود تا پيامت را در بسته هاي پستي بپيچي و هفته ها و حتي ماه ها به انتظار خوانده شدنش بنشيني.

اما ماجرا به اينجا هم ختم نشد. تلويزيون ها که هنوز انگ يک سويه بودن را بر پيشاني شان يدک مي کشيدند،دست به دامان فناوري هاي نوين ارتباطي شدند.کمي بعد ارتباطات آنلاين و پيام رساني به واسطه ايميل روي کار آمد. اما در ايران اين شيوه ارتباط با رسانه ها به خاطر در دسترس همگان نبودن اين فناوري، چندان توفيقي نيافت. چند سال بعد به مدد مجهز شدن مخاطبان تلويزيوني به فناوري تلفن همراه، چاره جديدي براي ارتباط متقابل مردم و تلويزيون انديشيده شد. بله. ارتباط از طريق «اس ام اس» اين شيوه تازه بود.

عمر مشارکت اس ام اسي در برنامه هاي تلويزيوني، به 4 سال هم نمي رسد. رفته رفته، اس ام اس هايي که در آغاز تنها پيوند ميان مسابقه هاي تلويزيوني و مخاطبان بودند، به ابزاري براي شرکت در برنامه هاي مختلف و ارسال نظر ها بدل شدند. اس ام اس ها کار روابط عمومي ها را براي گوش دادن به صداي مخاطبان آسان تر کردند. حالا برنامه ها يا با واسطه تلفن همراه دست اندرکاران شان يا به مدد شماره هاي انحصاري که شرکت هاي وابسته به مخابرات در اختيارشان مي گذاشتند، چرخ کند دوسويه بودن را پيش مي بردند.

استفاده از امکانات اس ام اس براي ارتباط با تلويزيون تا آنجا قوت گرفت که حدود سه سال پيش، مخاطبان برنامه عصرگاهي شبکه سه، اين ابزار را نه تنها در رساندن پيشنهادشان براي بهبود اوضاع برنامه يا شرکت در مسابقه اس ام اسي، که براي انتقاد به وضعيت ظاهر مجري برنامه به کار گرفتند.

مشارکت اس ام اسي، بينندگان را از اشغالي هاي پايان ناپذير تلفن برنامه ها و صندوق هاي پستي که گاهي مي شد به اعتبارشان شک کرد نجات داد و اين فرصت را فراهم آورد که در همان لحظه که برنامه حساس ترين لحظه هايش را سپري مي کند، پيامي بفرستند و کوچک ترين نکات را به مجريان و سازندگان تذکر دهند.

گذشته از آسان بودن انتقال پيام از طريق اس ام اس و هزينه پايينش، زبان خاص اس ام اس هم در گسترش اين شيوه پيام رساني بي تاثير نبود. حالا مخاطبان جوان و حتي ميانسال برنامه ها مي توانستند بي هراس از شنيده شدن صدايشان، تشخيص جنسيت و هويت شان، پيام شان را با هر لحن و واژه يي که انتقالش را آسان مي کرد، ارسال کنند. مخاطبان خود را پشت گوشي هاي تلفن همراه پنهان کرده بودند و لابه لاي نظر هايشان، از شخصي ترين دغدغه هايشان سخن مي گفتند و مطالباتشان را با سازندگان برنامه ها در ميان مي گذاشتند.

اما آيا خصلت رسانه يي چون تلويزيون، افزايش مشارکت ها را بر مي تابد؟ حسينعلي افخمي، عضو هيات علمي دانشکده ارتباطات علامه طباطبايي، معتقد است؛ «تلويزيون در ايران يا هر کشور ديگري، خصلتاً يک رسانه محافظه کار است. برخلاف مطبوعات که اغلب جهت گيري دارند، تلويزيون ها تنها در دوره هاي بسيار محدودي نقش راديکال را بازي کرده اند.»از نظر افخمي، گذشته از اين وابستگي تلويزيون به حکومت، به دليل تمرکز تکنولوژي تلفن همراه در دست طبقه متوسط به بالا در اجتماع مي توان خيال جلب مشارکت گسترده مردمي از هر گروه و سني را از سر بيرون کرد.

مخاطبان با بيان خواسته هايشان از اين طريق خود را در کنار سازندگان برنامه ها مي بينند و در تلاش اند کاستي هاي برنامه شان را گوشزد کنند و آن را در جهت مورد نظر خود هدايت کنند. اما دکتر مسعود کوثري، مدير گروه ارتباطات دانشگاه تهران نظر ديگري دارد؛ از نظر او« موبايل يا اس ام اس مي تواند به عنوان يک کانال برگشت به کمک رسانه بيايد و وجه تعاملي را تا اين حد که مخاطبان تلويزيون تا حدودي بتوانند موافقت يا مخالفت خودشان را نسبت به يک برنامه ابراز کنند، عميق تر کند. اما هنوز اس ام اس تا اين اندازه گسترده نشده که به مشارکت واقعي مخاطب در رسانه منجر شود بلکه مي توان گفت تا حدودي جاي روابط عمومي ها را گرفته است.»از نظر کوثري اين حداقل مشارکت مخاطبان در تلويزيون است و بيشتر شدن مشارکت مخاطب در اين رسانه، به کارگيري شيوه هاي مختلفي را طلب مي کند و نبايد تمام بارش را بر دوش اس ام اس انداخت.

چند ماه پيش بود که مشارکت اس ام اسي در برنامه «شب شيشه يي»، به شکل غيرقابل تصوري بالا رفت. ماجرا از طرح دغدغه آشناي بينندگان در اين برنامه آب مي خورد. شب شيشه يي نظرسنجي يي در مورد طرح امنيت اجتماعي نيروي انتظامي که در آن زمان روزهاي اوجش را پشت سر مي گذاشت، طرح کرد. اما چه شد که از آن پس در برنامه هاي ديگر تلويزيوني، کمتر شاهد چنين آمار بالايي در خصوص مشارکت تلويزيوني بوده ايم؟ کوثري اين روند را اينگونه توضيح مي دهد؛«در مورد برخي موضوعات حساس اجتماعي اس ام اس مثل يک راي گيري مي تواند عمل کند. به عنوان يک رسانه تکميلي اس ام اس به کمک تلويزيون مي آيد. شايد بتوان گفت موبايل و اس ام اس از طريق دموکراتيزه کردن رسانه باعث مي شوند که مشارکت بالقوه اجتماع امکان پذير شود. اما اين مشارکت همگاني کمتر به فعليت مي رسد. باز هم اين قشر متوسط هست که درگير اين مسائل است و فناوري لازم هم براي شرکت در بحث را دارد. براساس تجربه هايي که برنامه هاي مختلف داشتند، مي توان گفت اين مشارکت بيشتر وابسته به طرح موضوعات جذاب و حساس براي مخاطب است، تا ماهيت برنامه هاي تلويزيوني.»

گذشته از اين مسائل، موانع ديگري هم هست که ما را وادار مي کند در صراحت اين نظرسنجي ها ترديد کنيم. در تلويزيون هم مانند هر رسانه يي با فيلتر هاي بسياري روبه رو هستيم و البته خصلت انتقاد ناپذير اين رسانه و دولتي بودنش به افزايش ميزان و قدرت اين فيلتر ها کمک مي کند. حتي اگر هم تصور کنيم تمام مخاطبان تلويزيون، امکان ارسال نظر هايشان را به واسطه اس ام اس دارند، مي توانيم بگوييم آنچه مورد توجه مسوولان برنامه ها قرار مي گيرد، تنهاآرايي است که بنياد برنامه هاي تلويزيوني را در معرض خطر نمي گذارد. مشارکت اس ام اسي در برنامه هاي تلويزيوني، اغلب به موارد جزيي محدود مي شود و در بسياري برنامه ها هم از ارسال نظر براي به دست آوردن جوايزي که براي فرستنده هاي پيام در نظر گرفته شده، فراتر نمي رود.
نگاهي به وضعيت ارسال اس ام اس هاي تبليغاتي
خط قرمز هاي فراموش شده
محيا برکت

ساعت از 10 شب گذشته است. صداي زنگ کوتاهي به گوش مي رسد.دکمه show در تلفن همراه را مي فشارد و شروع به خواندن پيام مي کند.پيام دريافتي مربوط به افتتاح شعبه جديد فلان بانک است.خواندن پيام را نيمه کاره رها مي کند و با حالتي کلافه گوشي همراه خود را به گوشه يي مي اندازد.

---

مشخص نبودن مرزهاي حريم خصوصي در کشور ما موضوع جديد و ناآشنايي نيست. اما اين بار موضوع کمي تفاوت پيدا کرده است. اين بار پيام ها از طريق شخصي ترين ابزار حريم خصوصي ما را نشانه گرفته و به آن راه يافته اند و ما بدون آنکه حضورشان را دريابيم، ناآگاهانه آنها را مي پذيريم و با آنها ارتباط برقرار مي کنيم. پيام هاي ناخواسته يي که به تدريج به جزيي از زندگي ما مبدل مي شوند. اگر امروز طرح حمايت از حريم خصوصي در فضاي مجازي پيگيري مي شود و بر اجراي قانون کپي رايت براي حمايت از ناشرين تاکيد مي شود و اگر مباحثي چون دسترسي آزاد به اطلاعات و جلوگيري از فيلترينگ به منظور حفظ حريم خصوصي از سوي کارشناسان مطرح مي شود پس جا دارد چاره يي نيز براي اس ام اس هاي تبليغاتي انديشيد. اس ام اس هايي که از طريق شخصي ترين رسانه بر زندگي ما مسلط مي شوند و گاهي ما را در تشخيص مرز پيامک هاي تبليغاتي و غير از آن دچار ترديد مي کنند و اينجاست که قانون تبليغات نيز زير سوال مي رود.

از ديروز تا امروز

فناوري ارسال پيامک در سال 1990 در اروپا راه اندازي شد و در سال 1998 گسترش يافت.

پيامک را مي توان نقطه اوج پيام رساني متني دانست و اگر چه براي تلفن همراه و سرويس پيامک آن مي توان کارکردهاي متعدد و متفاوتي را قائل شد اما آنچه که در سال هاي اخير در بسياري از کشور هاي دنيا رواج يافته تجارت، بازاريابي و تبليغات از طريق تلفن همراه است.

تجارت با تلفن همراه (m-commerce) به عنوان نوع خاصي از تجارت الکترونيکي

(e-commerce)مطرح شده که کاربردهايي مانند پرداخت از طريق تلفن همراه، مانيتورينگ سيستم ها، تبليغات و...را شامل مي شود و امروزه بسياري از شرکت هاي خصوصي و صاحبان سرمايه فناوري اس ام اس را به مثابه ابزاري جهت تبليغات و تسريع در امور بازاريابي مي دانند. تحقيقات انجام شده در کشور ايرلند حاکي از آن است که از هر 10 ايرلندي، 7 نفر مشترک تلفن همراه هستند و به طور متوسط هر ايرلندي هفته يي 31 اس ام اس ارسال مي کند. براساس آمار ارائه شده 50 در صد از ايرلندي ها از سرويس smsتadvertising استفاده مي کنند و تمايل به انجام امور بازرگاني و مالي از طريق اين سيستم دارند.

ديکينگر (Dickinger) در کتاب «مدل ادراکي از بازاريابي از طريق اس ام اس» مي گويد؛ تا سال 2008 يک بيليون و 67 ميليارد نفر از سيستم تجارت با تلفن همراه استفاده خواهند کرد.

همچنين بر اساس تحقيقات ژوپيتر (Jupiter) در سال 2004 با عنوان «پيش بيني بازار بدون سيم» در آمد حاصل از تجارت با تلفن همراه تا سال 2009 حدود 88 ميليون دلار رشد خواهد داشت.

به طور کلي انجام امور بازرگاني و تجارت از طريق تلفن همراه را در دو حالت کلي مي توان بررسي کرد. در حالت اول مشتري از طريق سرويس اس ام اس براساس در خواست خود و توافق با بنگاه مالي اقدام به مبادله و معامله مالي مي کند و حالت دوم زماني است که سازمان يا بنگاه اقتصادي براي انجام امور بازاريابي (e-marketing) سرويس اس ام اس را بر مي گزيند و اقدام به ارسال پيام تبليغاتي و آگهي مي کند.

طفل 5 ساله

و اما در ايران فناوري پيامک، کودکي 5 ساله است که اگر چه هنوز به دنياي m-commerce گام ننهاده اما با دنياي تبليغات بيگانه نيست. فناوري ارسال اس ام اس در سال 81 وارد ايران شد در سال 81 تعداد مشترکين اس ام اس به 268 هزار نفر رسيد و در همان سال حدود 8 ميليارد پيامک ميان ايراني ها مبادله شد.

به گفته مدير روابط عمومي شرکت مخابرات ايران در 7 ماه نخست سال گذشته بيش از 4 ميليارد پيامک ارسال شد و بيش از 10 ميليون نفر مشترک اين سيستم بودند. پيامک براي ارسال پيام هاي تبليغاتي نيز مورد استفاده قرار گرفته و بدين منظور 3 شبکه در بخش خصوصي هر ماه 9 تا 20 ميليون پيامک ارسال کرده اند.

همچنين رئيس هيات مديره شرکت مخابرات ايران اخيراً اعلام کرده شرکت ارتباطات سيار از محل ارسال پيامک در هر دوره دو ماهه حدود 39 ميليارد و 500 تومان درآمد کسب مي کند و متوسط ارسال پيامک در هر دوره دوماهه 177 پيام است.

پيش از اين نيز شرکت مخابرات اعلام کرده بود روزانه 28 ميليون اس ام اس ميان مشترکين تلفن همراه مبادله مي شود.

تهديد چيست؟

بر اساس آمار مذکور تعداد مشترکين تلفن همراه و سيستم پيامک روز به روز در حال افزايش است و در کنار آن ورود آگهي هاي تبليغاتي از طريق اين ابزار رو به فزوني است. در ايران اگر چه mobile banking و انجام امور مالي و تراکنش ها از اين طريق رواج نيافته است با وجود اين شاهد رواج بازاريابي از طريق تلفن همراه و پيامک هاي تبليغاتي بانک ها، سازمان ها و...هستيم که بي اجازه وارد حريم خصوصي ما مي شوند. مهدي محسنيان راد، استاد ارتباطات و عضو هيات علمي دانشگاه امام صادق مي گويد؛ «در حال حاضر اس ام اس هاي تبليغاتي ناخواسته وارد زندگي ما مي شوند و حريم خصوصي ما را بر هم مي زنند و ما مجبوريم براي خواندن پيامي انرژي و زمان صرف کنيم که بدون اجازه و در خواست ما ارسال شده است. در حقيقت نگاه سودجويانه شرکت مخابرات به اس ام اس هاي انبوه تبليغاتي موجب آسيب حريم خصوصي مشترکين تلفن همراه شده است.»

اگر در ديگر کشور ها مشترکين تلفن همراه بنا بر خواست و نياز خود درخواست پذيرش اس ام اس هاي تبليغاتي را مي دهند و با دريافت اين سرويس از خدمات مضاعفي نيز بهره مند مي شوند، در کشور ما عکس اين مساله رخ مي دهد. در اينجا اس ام اس هاي تبليغاتي بر ما هجوم مي آورند مگر آنکه ما نسبت به توقف آن اقدام کنيم. طاهره خيرخواه، کارشناس ارتباطات موضوع پايان نامه خود را تحت عنوان تاثير تلفن همراه بر ارتباطات ميان فردي برگزيده و مي گويد؛ «اس ام اس واسط ارتباط ميان فردي است و اس ام اس هاي تبليغاتي مرز ارتباط ميان فردي را از بين مي برند و آن را تبديل به ارتباط جمعي مي کنند. زماني که ما در شخصي ترين ساعات شبانه روز و در حال برقراري ارتباط ميان فردي هستيم اس ام اس تبليغاتي وارد دايره ارتباط شخصي ما مي شود و ارتباط ميان فردي ما را قطع مي کند يا زماني که منتظر دريافت يک پيام شخصي هستيم پيامي تبليغاتي دريافت مي کنيم. در اينجاست که ديگر نمي توان مرزي ميان ارتباط فردي و جمعي قائل شد.»

او در ادامه مي گويد؛ «ورود پيامک هاي تبليغاتي به زندگي ما را مي توان به فيلم «نمايش ترومن» تعبير کرد همانگونه که در اين فيلم سراسر زندگي ترومن در معرض ديد دوربين هاي رسانه هاي جمعي است و هيچ زندگي شخصي و خصوصي را نمي توان براي اين فرد متصور بود اس ام اس هاي تبليغاتي نيز مرزهاي زندگي شخصي ما را در نورديده است.»

همچنين او در خصوص تاثير اس ام اس هاي تبليغاتي مي گويد؛ «اگر چه خواندن متن يک پيام تبليغاتي ناخواسته و در شرايط نامناسب موجب آزردگي و منجر به مقاومت ما مي شود اما چون اين پيام به طور مشخص و از طريق شخصي ترين رسانه براي ما ارسال شده در ذهن نقش مي بندد و از قدرت اثر گذاري بالايي برخوردار خواهد شد.»

امروزه و در ايران فراگيري موج پيامک هاي تبليغاتي بيشتر از سوي بانک ها و سازمان هاي دولتي هدايت مي شود ولي به تدريج شرکت ها ي تجاري نيز با پرداخت هزينه هايي به مخابرات بيش از پيش به خلوت ما راه باز مي کنند. در اين حالت ما مدام در معرض پيام هايي قرار خواهيم گرفت که ناخواسته عنان تصميم گيري مان را به آنها خواهيم سپرد.
فيلترينگ تهديدي براي خلوت شخصي
جادي اسعدي

خلوت يا Privacy حق افراد و گروه ها است براي خصوصي نگاه داشتن بخشي از زندگي شان و همچنين حق انتخاب آنها در مورد چرخش اطلاعات مربوط به آنها. بسياري از دولت ها، از جمله ايران، اين حق را به رسميت شناخته اند و از افراد در برابر شنود و تجاوز به حريم شخصي حمايت مي کنند. کشور ما نيز طي قوانين مختلفي از جمله قانون اساسي که طي اصل 25 آن «هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون» بر اين حق تاکيد کرده است. علاوه بر آن، اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز تاکيدي جدي بر اين حق داشته و اصل 12 خود را به آن اختصاص داده است. اما ظهور رسانه هاي ديجيتال و امکان شنود بسيار ساده و ارزان آنها برخي کشورها را به اين سمت رانده که به شنود سراسري اطلاعات شهروندان خود دست بزنند و خلوت را در دنياي ديجيتال به آرزويي دست نيافتني تبديل کنند. در اين وضعيت، همه حرکات تمامي شهروندان در تک تک لحظات ثبت مي شود تا براي بررسي «در موقع لزوم» در دسترس باشد. از نمونه هاي اصلي اين کشورها مي توان به امريکا اشاره کرد. در اين کشور تمام فعاليت هاي اينترنتي شهروندان ذخيره مي شود و نيز بر اساس قانوني که اخيراً تصويب شده، دولت حق دارد ارتباطات اينترنتي خارجيان را زير نظر بگيرد. گروه هاي مختلفي نسبت به اين جريان اعتراض کرده اند که مشهور ترين آنها در امريکا سازمان EFF است. در اروپا نيز شهروندان بيکار نبوده اند و براساس فشار آنها، اتحاديه اروپا قانوني را به تصويب رسانده که کشورهاي ذخيره کننده اين اطلاعات شخصي را مجبور مي کند تا در صورت عضويت در اتحاديه، حق نداشته باشند بيش از دو سال اين اطلاعات را نگهداري کنند.

فيلترينگ دربرابر خلوت

کشورهاي معدودي هستند که در آنها دولت بر کل اينترنت ورودي و خروجي کشور نظارت دارد. در اين حالت تمام ترافيک در حال گذر از کوچک ترين کاربر تا بزرگ ترين موسسه، زير نظر دولت است و تک به تک براي تطبيق با «موازين» بررسي مي شود.بنابر قوانين برخي کشورها تمام سرويس دهنده هاي اينترنت موظف هستند اين ترافيک را به شکل کامل ذخيره و در اختيار حکومت قرار دهند. اين به معناي نقض مطلق حريم شخصي و خلوت افراد و زير نظر داشتن هميشگي آنها است. به عبارت ديگر تک تک فعاليت هاي شهروندان مي تواند زير نظر دولت قرار داشته باشد؛از نامه هايي که مي فرستند گرفته تا سايت هايي که مي بينند و حتي پيام هاي خصوصي شان در پيام رسان هايي مانند ياهو و گوگل.

چرا بايد شهروندان را زير نظر گرفت

بهانه اصلي تبليغ کنندگان شنود دائمي کليه ارتباطات اينترنتي، مقابله با تهديدها و بخصوص تهديدهاي امنيت ملي است. آنها از يک سو تبليغ مي کنند که «امنيت» مهمتر از هر چيز است و شنود همه افراد مي تواند به ايمن شدن فضاي جامعه بينجامد و از سوي ديگر اين مغلطه را مطرح مي کنند که «مگر چيزي براي مخفي کردن داريد که از ذخيره شدن فعاليت هايتان نگرانيد؟» پاسخ مساله «امنيت» بسيار ساده است. امنيت از طريق سرکوب به وجود نمي آيد. سرکوب فقط مي تواند سکوت و خاموشي بيافريند؛ نه امنيت. به همين دليل است که حکومت هاي سرکوبگري مانند اسرائيل و امريکا آماج بيشترين ناامني ها هستند. علاوه بر اين بر اساس انديشه هاي امروزي، آزادي فردي و حق انتخاب، بسيار محترم است. يعني من به عنوان يک فرد حق دارم انتخاب کنم و کسي نبايد با ادعاي ايجاد «امنيت»، آزادي من را سلب کند. اما پاسخ به ادعاي «مگر چيزي براي مخفي کردن داريد؟» نيازمند بحث دقيق تري است. معمولاً حين اين استدلال مي شنويد که اگر کسي چيزي غيرقانوني يا خجالت آور يا مجرمانه نداشته باشد، از زيرنظر گرفته شدن هم باکي نخواهد داشت. من هم کاملاً مي پذيرم که يک مجرم بسيار نگران زيرنظر گرفته شدن است اما معکوس کردن اين استدلال، آن را از درجه اعتبار ساقط مي کند. نکته مهمي که در اين مورد بايد در نظر گرفته شود، درک مفهومي خلوت است. وقتي کسي مي خواهد به اين حق تجاوز کند، بحث اين را پيش کشيد که مردم مي خواهند چيزهايي را مخفي کنند. مشکل اين استدلال هم در همين تصور «مخفي کردن» به عنوان کارکرد اصلي «خلوت» است. يکي از بهترين کارشناسان ايمني ديجيتال جهان، بروس اشنير، در مقاله يي در نشريه wired دقيقاً همين را مي گويد؛ «استدلال اشتباه «مگر چيزي براي مخفي کردن داري؟» منبعث از اين پيش فرض اشتباه است که کارکرد خلوت، مخفي کردن چيزهاي بد است.» در عين حال اين مبحث هم بايد اضافه شود که شنود، در دنياي ديجيتال به انباشت اطلاعات مي انجامد. با زير نظر گرفتن يک هفته يي هر فردي و خواندن اي ميل ها و بررسي سايت ها و شنود کليه مکالماتش در پيام رسان هاي اينترنتي، شما مي توانيد چهره بسيار کامل و دقيقي از شخصيت آن فرد ترسيم کنيد. حالا کافي است بدانيد که کل اين اطلاعات در جايي ذخيره شده اند و «در صورت لزوم» در اختيار کساني که آن را لازم داشته باشند قرار خواهند گرفت. چه احساسي خواهيد داشت؟ همانگونه که دانيل سولوو مي گويد، دلمشغولي فعالان مدني از شنود دائمي دولت، فقط ترس از يک جامعه پليسي و امنيتي که ارول در رمان 1984 ترسيم کرده نيست. ترس مضاعف، از جامعه يي است که در رمان «محاکمه» کافکا مي بينيم. جامعه يي که در آن اطلاعات جمع آوري شده از افراد در روندهايي بوروکراتيک عليه آنها استفاده مي شود بدون اينکه سيستم پليس يا قاضي يا هر سازمان مسلط ديگر، درکي از مفاهيم پشت رفتارها داشته باشد يا حتي به «محکوم» اجازه دخيل شدن در روند تصميم گيري را بدهد. در جامعه اطلاعاتي- پليسي، توازن قواي حکومت و جامعه به هم مي خورد. شهروندان احساس ناتواني مي کنند و کم کم کنترل خود بر دولت را از دست مي دهند. دولت به نظامي بوروکراتيک و خارج از افراد تبديل مي شود که به دليل داشتن کليه اطلاعات تمامي افراد جامعه، خود را داناي کل احساس کرده و انديشه تواناي کل شدن هم در سر مي پروراند. اينجاست که اصلي ترين ضرب المثل دنياي ايمني پررنگ تر از قبل خودنمايي مي کند؛ «چه کسي قرار است مراقب مراقبان باشد؟»
رسانه يي براي تمام فصول
پدرام الوندي

اين روزها خدمات پيام کوتاه به وسيله يي براي رفع همه مشکلات ارتباطي تبديل شده است. از آگهي تجاري، پيام تبريک و تسليت تا لطيفه، نظرخواهي و ارسال اخبار و شايعات ، چت ، تنظيم قرار ملاقات و خلاصه هر کار ديگري از طريق اين سرويس ساده مخابراتي انجام مي شود و مانند هر پديده نوي ديگر قرار است بخش مهمي از مشکلات ما را در بخش هاي مختلف ارتباطي حل کند.

تنوع کارکرد رسانه يي اس ام اس در ايران تقريباً منحصر به فرد است و از زمان فراگير شدن آن شاهد اين هستيم که اين پديده هر روز نقشي تازه به خود مي گيرد، به خصوص اينکه به دليل گستردگي توزيع پيام در آن و سرعت انتقال پيام يک نمونه خوب از رسانه جمعي به شمار مي رود. کارکردهاي اس ام اس با در نظر گرفتن وجود خلاء مدل هاي متنوع رسانه يي در ايران از آن يک رسانه شهروندي (citizen media) ساخته است. رسانه هاي بر پايه شهروندان، عمري طولاني ندارند و آنها را مي توان در مجموعه رسانه هاي مخاطب محور جاي داد، رسانه هايي که با نقض تعريف قديمي مک لوهان از رسانه که مي گفت «رسانه همان پيام است»، اين بار مي گويند؛ «مخاطب همان پيام است». در اين نگاه به رسانه ها که آثار آن به صداوسيماي ايران هم رسيده است، شاهد پررنگ تر شدن حضور مخاطب در جهت گيري برنامه هاي رسانه هاي جريان اصلي هستيم. اما کارکرد اصلي اين رسانه هاي شهروندي جايي است که نه به عنوان ابزاري در خدمت بهبود عملکرد رسانه هاي جريان اصلي، بلکه به عنوان رسانه يي با خط خبري مستقل عمل مي کنند و خود را در قالب يک رسانه آلترناتيو (alternative media) نشان مي دهند. با توجه به محدوديت هاي موجود براي رسانه هاي منتقد و مخالف، اس ام اس در مقاطع حساس مختلف سياسي چنين کارکردي را از خود نشان داده است و به عنوان ابزاري در خدمت گروه هاي اقليت قرار گرفته است. به هر حال سرعت قابل توجه پخش پيام در شبکه داوطلبانه مخاطباني که خود فرستنده پيام به نفراتي ديگر هستند و همچنين فراگيري گسترده آن با توجه به راه اندازي اپراتور دوم تلفن همراه در کشور در کنار اينکه اين رسانه شهروندي فاقد ابزارهاي نظارتي و مميزي است، سبب شده است به ابزاري مفيد و حامي اين گروه ها تبديل شود. چنين کارکردي البته داراي پيشينه تاريخي نيز هست. در انتخابات سال 2003 در کره جنوبي نيز احزاب اقليت با بهره گيري از مدل هاي مختلفي از رسانه هاي شهروندي توانستند کانديداي خود را به درون ساختمان رياست جمهوري بفرستند و اصلاح طلبان مورد نظر خود را وارد عرصه تصميم سازي کنند. يکي از اقدامات آنها اين بود که در شب پس از پايان زمان تبليغات رسمي طرفداران کانديداي اقليت، «رو ميون هو»، با سيلي از اس ام اس هاي تبليغاتي ديگر شهروندان کره يي را ترغيب کردند که به وي راي دهند.

اس ام اس از سوي ديگر مي تواند به عنوان يک رسانه اجتماعي (community media) نيز در نظر گرفته شود زيرا به هر حال مورد استفاده گروه هاي هم سود اجتماعي براي ايجاد شبکه ارتباطي ميان اعضا و اطلاع رساني به آنها قرار مي گيرد. نمونه رسانه هاي اجتماعي در ساير نقاط دنيا به رسانه هاي جمعي مانند راديو و تلويزيون هاي غير دولتي و آزاد باز مي گردد که به دليل منع قانوني در ايران نمي توانند جايگاهي بيابند.

اما داستان ما و اس ام اس به اين تعاريف کلاسيک رسانه يي ختم نمي شود و برخي کارکردهايي که اين رسانه در ميان ما يافته است تقريباً منحصر به فرد است. سرويس پيام کوتاه در ايران در کنار طنزي که گاه رنگ سياسي و انتقادي نيز به خود مي گيرد، کارکرد سرگرمي نيز يافته است. امروزه کمتر کسي از ميان ماست که در ميان اس ام اس هاي دريافتي اش چند تايي لطيفه دست اول براي ارسال نداشته باشد. البته گاهي اين لطيفه ها و شوخي ها بار جدي به خود مي گيرد و عکس العمل هايي را در بيرون ايجاد مي کند. براي نمونه چندي پيش پيام کوتاهي که اينگونه القا مي کرد يکي از هنرمندان پرسابقه ايران دار فاني را وداع گفته است، چنان همه گير شد که به اطرافيان وي نيز رسيده بود و سبب دلگيري وي از «مردم» شد که به اين مزاح نه چندان جالب دست زده بودند. نمونه ديگر اين لطيفه ها که اين بار رنگ سياسي به خود گرفت زماني بود که غلامحسين الهام چندين پست را در اختيار گرفت و لطيفه يي مبني بر انتصاب او به سمت مربيگري تيم ملي فوتبال در ميان موبايل ها جريان يافت. نتيجه اينکه در جلسه بعدي سخنگوي دولت با خبرنگاران، خود سخنگو گفت آخرين لطيفه يي که درباره خود شنيده اين است که سر مربي تيم ملي فوتبال شده است، به هر روي در غياب رسانه هاي متنوع و متعدد، اس ام اس (اخيراً پيامک) نقشي چندگانه و متفاوت به خود گرفته است و به فراخور نياز مخاطبان مدل خاصي را براي ما شبيه سازي کرده است. مي توان گفت که پيامک اين روز ها رسانه يي شده است براي تمام فصول.
عناوين اين صفحه
نگاه يک سويه تلويزيون در انتظار پيام هاي کوتاه
خط قرمز هاي فراموش شده
فيلترينگ تهديدي براي خلوت شخصي
رسانه يي براي تمام فصول

روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام