
چلسي بار ديگر خود را به ليست برترين هاي اروپا نزديک مي کند. سکاندار کشتي آبي هاي استنفوردبريج پس از آنکه در فصل 2004-2003 در گلزن کرشن با پورتو به قهرماني رسيد و بر سکوي افتخار اروپا ايستاد به چلسي آمد و مطمئن بود در کنار خزانه گنجي به نام آبراموويچ مي تواند تک تک ستاره هاي مدنظرش را به تيم بياورد و خيلي زود قهرماني اش را در اروپا تکرار کند اما اين اتفاق نيفتاد تا او سه فصل ناکامي را در اروپا تجربه کند. فصل گذشته با تقديم قهرماني ليگ برتر به رقيب پير و کهنه کارش روي لبه تيغ ايستاد.و حالا در فصلي ديگر ژوزه مورينيو مصمم است هم قهرماني ليگ را بازپس گيرد هم بر سکوي قهرماني اروپا بايستد. او در آستانه دو نيمه نهايي جام باشگاه هاي اروپا از رقابت ها حذف شده است و نمي خواهد اين خاطرات تلخ بار ديگر تکرار شوند، که شايد منتهي به اخراج او از استنفوردبريج شود.
---
در قرعه کشي اين فصل ليگ قهرمانان اروپا با والنسيا، شالکه و روزنبرگ هم گروه شده ايد. نظرت درباره گروه بندي و شرايط رقباي تيم چلسي چيست؟
اصلاً از اين قرعه کشي راضي نيستم. من هميشه شاکي ام، اما اين فقط يک فلسفه است و شايد هم مردمي که اطراف من هستند فکر مي کنند خيلي خودخواه و حتي بي منطق هستم، اما واقعيت اين است که در گروه خطرناکي قرار گرفته ايم؛ چلسي سيد اول و والنسيا سيد دوم. دو تيم ديگر که در يک چهارم فصل قبل حضور داشتند و ما در برابر يکديگر بازي کرده ايم. به همين دليل به نظرم وقتي که دو تا از هشت تيم برتر فصل گذشته در رقابت هاي جام باشگاه ها در يک گروه قرار دارند، اين همه چيز را خيلي سخت مي کند. شالکه مدعي سرسختي براي قهرماني در بوندس ليگا است. آنها تيم قدرتمندي دارند. من مي دانم وقتي آنها در خانه شان بازي مي کنند، شرايط و جو ورزشگاه به چه شکل است. همه چيز خيلي خطرناک و تحريک کننده مي شود. بازي کردن در آنجا خيلي دشوار است.
روزنبرگ هم يک تيم نروژي است با شرايط خاص فوتبال خودش البته شايد چندان فشار زيادي روي آنها نباشد چرا که تيمي نيست که بتواند ادعاي قدرت کند، اما به هر حال بعيد مي دانم بازي با آنها هم ساده باشد.
حضور دوباره در گلزن کرشن چقدر برايت هيجان انگيز و خاص است. تکرار صحنه بزرگ ترين و پرافتخارترين قهرماني زندگي ات...
از زمان فينال ليگ قهرمانان تا امروز فقط يک بار ديگر به آنجا رفتم. فصل قبل مي خواستم بازي وردربرمن و شالکه را تماشا کنم، چرا که ما دو هفته بعد از آن با برمن بازي داشتيم. نمي توانم انکار کنم که خيلي احساساتي شدم چرا که صحنه هاي خاطره انگيز و به يادماندني را به يادم آورد. حضور مجدد در اين استاديوم در همان رختکن، در همان راهرو، همان نيمکت و اتاق کنفرانس مطبوعاتي.... خاطراتي از بهترين روز فوتبال عمرم.
طي دو سال اخير دو بار چلسي را تا نيمه نهايي ليگ آوردي، آيا اين تو را مصمم تر نمي کند گام بعدي را در اين فصل محکم تر برداري تا جام قهرماني در دستانت قرار بگيرد؟
آرسن ونگر سال گذشته هنگامي که 16 تيم منتظر قرعه کشي براي ليگ بودند گفت؛«هر يک از اين 16 تيم مي توانند قهرمان بشوند.» و من فکر مي کنم او دقيقاً درست مي گويد، اين فصل هم همان تصوير مقابل چشمانم است. باشگاه هاي زيادي هستند که مي خواهند به اين عنوان دست پيدا کنند و به نظرم بسياري از آنها نيز شايستگي قهرماني دارند. چلسي طي دو فصل گذشته دو نيمه نهايي را با من از دست داده، اما آن سالي که من با پورتو قهرمان شدم آنها همراه با رانيري نيز نيمه نهايي را از دست داده بودند پس با اين حساب سه نيمه نهايي در طول 4 سال. اين نشان مي دهد تيم و باشگاه کجا ايستاده و نشان مي دهد که باشگاه نياز دارد تا گام آخر را به سوي قهرماني محکم تر بردارد، پيروزي در همه رقابت هاي ليگ انگليس کمک مي کند تا اين گام را با اعتماد به نفس و ثبات بيشتري برداريم.
اين چهارمين فصل تو با چلسي است آيا براي ليگ قهرمانان آماده تر و بهتر از قبل هستي؟
نه، خودم چنين احساسي ندارم. اما در عوض احساس متضادي هم ندارم. به نظرم چلسي در همين ابتداي فصل تيم قدرتمندي است. تلاش مي کند و هدفش پيروزي در مسابقات ليگ است، اما شايد بهتر باشد واقع گرا باشيم که به معناي درک آن است که در دنياي فوتبال مدرن شما نمي توانيد هميشه و همه جا برنده باشيد. عملي کردن اين هدف خيلي دشوار است. مخصوصاً در ليگ قهرمانان که شما بازي هاي خيلي حساسي داريد و هر اشتباه کوچک موجب حذف شدن تان مي شود. همين جزئيات باعث تفاوت در شرايط مي شود. من مي توانم اين را بگويم و حق هم دارم چرا که سه نيمه نهايي را به همين ترتيب از دست داده ام. اولين فصل در چلسي با يک گل شکست خورديم و چه گلي هم بود،(اشاره به گل مشکوک لوئيس گارسيا در بازي با ليور پول) فصل قبل هم پنالتي، تفاوت ها ميليمتري است و همين ريزه کاري هاي کوچک پيروزي را دشوار مي کند.
کمي درباره پورتو صحبت کن. سال 2003 در جام يوفا درخشيدي و پس از آن قهرماني اروپا. خاطرات آن روزها را به ياد مي آوري؟
ليگ قهرمانان، ليگ قهرمانان است؛ مهمتر و باارزش تر از جام يوفا و پيروزي در آن هم پرافتخارتر است. روزي که با پورتو قهرمان اروپا شديم بهترين روز فوتبال حرفه يي زندگي من بود. اما به عنوان يک بازي فوتبال بايد بگويم بازي سلتيک و پورتو هيجان انگيزترين مسابقه يي بود که تا آن روز ديده بودم؛ مسابقه يي باورنکردني، ديدم که ويتور بايا هم در تلويزيون پرتغال همين را مي گويد. او گفت که احساسي ترين مسابقه فوتبال عمرش را تماشا کرده است. دقيقاً همان حسي که من داشتم. هر زماني که مارتين اونيل (مربي آن زمان سلتيک) را مي بينم به خاطر مي آورم که آن روز چقدر خوش شانس بودم. مسابقه يي ديدني و فراموش ناشدني،