
يک بار در يک گفت وگوي حضوري گفتيد که جلد اول کتابشناسي موسيقي ايراني، سه بار پاکنويس - در واقع دوباره نويسي- و ويرايش شده تا به چاپ رسيده است. علت اين طول و تفصيل براي چه بوده؟
سيدعليرضا ميرعلينقي؛اول از همه، وسواس و بعد هم تجديدنظر. دو بار که در همان سال 1369 بازنويسي شد. بار اول به توصيه استادم آقاي عبدالحسين آذرنگ که اصلاحات استادانه و دقيقش، کتاب را دگرگون کرد. بار دوم، اهمال کاري هاي موسسه يي که قرار بود اين کار را چاپ کند و با کمال تعجب، مجموعه قطور پاکنويس هايم که روي کاغذ مخصوص آرم دار همان موسسه بود، در گنجه هاي آنجا مفقود شد. آنها هيچ توضيحي ارائه نکردند و من هم که يک قبض رسيد ساده در ازاي تحويل هفتصد صفحه دستنويس هايم نگرفته بودم، مجبور شدم دوباره جعبه فيش ها را مرتب کنم و کار را از نو بنويسم. ناملايماتي که از آن پس به وجود آمد، از ادامه کار دلسردم کرد و دستنويس ها تا سال 1384 در کتابخانه ام ماند و اوراقش زرد شد. در اين سال ها، دو هنرمند و موسيقي شناس ارزنده کشورمان، محمدرضا لطفي و محمدرضا درويشي، اين کار را ديده و مرا به انتشارش تشويق کرده بودند و حسن نظرشان هيچ وقت از يادم نمي رود. با اين حال فقط همت و توجه دوست ديرينه ام رضا مهدوي بود که بالاخره کار را به اين شکل از آب درآورد. حالا ديگر پانزده سال گذشته بود و دلم رضا نمي داد که جلد اول را به همان صورت قبلي چاپ کنم. اين بود که حدود يک هزار مدخل ديگر به آن اضافه کردم و مي دانيد که سيستم تدوين کتابشناسي طوري است که نمي توان به اين راحتي چيزي را بدان افزود يا از آن کم کرد. يک مدخل اضافه يا کم، تمام شماره ارجاع ها را به هم مي ريزد و بايد کتاب را از نو مي نوشتم. نظرات اصلاحي ظريف و مهمي در تمام اين سال ها به نظرم رسيده بود که در اين نوبت از بازنويسي، رعايت شد و اگر کسي کتاب را دقيق بخواند، متوجه اين ريزبيني و دقت خواهد شد.
در اين نوبت هم استاد عبدالحسين آذرنگ ناظر کار شما بودند؟
بله، ولي نه به آن طول و تفصيل سابق زيرا کار از ديدگاه ايشان ديگر به هدف نهايي خود رسيده بود. ايشان از سر لطف، مرا واجد صلاحيت در نظارت علمي بر اين کار مي دانستند ولي خودم اين حق را براي خودم قائل نبودم که چنين کنم. کار کردن و آموختن زير نظر استاد آذرنگ، هم موهبت بود و هم افتخار و حيف که ديگر فرصت اتفاق نيفتاد و نصيب نشد.
در کتاب شما مقدمه يي به قلم آقاي دکتر محسن حجاريان مي خوانيم. علت درخواست شما براي نگارش اين مقدمه چه بود؟
در واقع، شورايي که در مرکز موسيقي حوزه هنري به ارزيابي آثار متقاضي چاپ مشغول بود، چنين صلاح ديدند که گذشته از مقدمه يي که يک استاد علم اطلاع رساني و کتابشناختي بر اين تاليف مي نويسد، بهتر است نوشته يي هم از يک موسيقي شناس مطلع و مولف و البته داراي وجهه دانشگاهي، در اين کتاب باشد. اين يک توفيق اجباري بود که برايم مفيد واقع شد زيرا در آشنايي عميق تر با جناب آقاي دکتر حجاريان با جنبه هايي از علم موسيقي شناسي و شاخه هاي مختلف آن به طور اجمالي آشنا شدم و به منابع متنوعي دست پيدا کردم که برايم بسيار مغتنم بود و همين جا از لطف ايشان سپاسگزاري مي کنم. آقاي دکتر حجاريان بين موسيقي شناسان امروز ايران
- آنها که در حال حاضر مقيم ايران هستند- از توانايي علمي و احاطه به موضوع و نيز شرط سني (يا به اصطلاح شيخوخيت لازم) و مطلوب شوراي سياستگذاري و ارزيابي آثار در حوزه هنري برخوردار بودند و مقدمه ايشان، صرف نظر از محبتي که به تاليف اينجانب کرده اند، واجد دانستني هاي مفيد و ارزنده است.
کل کتاب چند جلد است؟ و تا چه موقع منتشر مي شود؟
با حساب سرانگشتي که از تعداد برگه ها دارم، بالغ بر پنج جلد مي شود که هر کدام از جلدها تا حدود دو هزار و اندي مدخل دارند. اين اولين کتابشناسي موسيقي به زبان فارسي است که اولاً خاص و مخصوص حوزه موسيقي ايراني (يا موسيقي هاي موجود در حوزه فرهنگي ايران) است و ثانياً «توصيفي» است. جلد ششم، احتمالاً نمايه کلي يا «ايندکس» پنج جلد قبلي است. به لطف همکاران عزيز در انتشارات سوره مهر (به مديريت جناب آقاي حمزه زاده عزيز) بايد تمام اين پنج جلد تا آخر سال 1387 منتشر شود.