ترجمه؛ ياسر بهرامي
21 ژانويه 2004

اصول بنيادي چهارگانه دموکراسي
تمايل دارم در ابتدا رئوس کلي مفهوم دموکراسي را ترسيم کنم. دموکراسي را مي توان سيستمي از حکومت در نظر گرفت که مباني چهارگانه اش از اين قرار است؛
1- برگزيدن و جايگزين کردن دولت توسط انتخابات آزاد و عادلانه.
2- مشارکت فعالانه شهروندان در عرصه سياست و زندگي مدني.
3- پاسداري از حقوق انساني کليه شهروندان.
4- حکومت قانون و اعمال بي طرفانه قوانين و فرآيندهاي آن در قبال شهروندان.
اينک درباره هر يک از اين کليات چهارگانه توضيحاتي خواهم داد و سپس به تعهدات و مقتضيات شهروندان در دموکراسي پرداخته و سرانجام با ذکر وظايفي که جامعه بين الملل با هدف برقراري نخستين دموکراسي واقعي جهان عرب در قبال ملت عراق بر عهده دارد از بحث خود نتيجه گيري مي کنم.
1- دموکراسي به مثابه نظامي سياسي براي مبارزه قدرت
مردم با توسل به دموکراسي امکان گزينش رهبران و واداشتن ايشان به پاسخگويي درباره سياست ها و نحوه عملکردشان را خواهند داشت. لذا تعيين نمايندگان پارلمان و مقامات دولتي و محلي با تصميم مردم صورت مي گيرد که مردم در انتخاباتي آزاد، قانوني و بي طرفانه ايشان را از بين احزاب رقيب برمي گزينند و در اين حالت حکومت بر رضا و توافق مبتني است و حاکم مطلق در اصل مردم هستند که از بالاترين اقتدار سياسي برخوردارند. به عبارتي قدرت از جانب ملت به طور موقت به رهبران حکومت تفويض مي شود. در اين نظام تصويب سياست ها و قوانين بر حمايت اکثريت وکلاي پارلمان مبتني است اما حقوق اقليت ها نيز به انحاي گوناگون مورد حمايت واقع مي شود.
به علاوه مردم در انتقاد از حاکمان منتخب خود آزاد بوده و بر نحوه رهبري امور حکومت از سوي ايشان نظارت خواهند کرد. مقامات منتخب دولتي و محلي نيز موظفند به نيازها و پيشنهادات مردم گوش فرا داده و پاسخگوي آن باشند. انتخابات با فواصل منظمي که در قانون مقرر شده برگزار مي شود و صاحبان قدرت تنها از راه کسب مجدد رضايت مردم در انتخابات امکان تمديد دوره زمامداري شان را پيدا مي کنند.
بايد در نظر داشت که برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه مستلزم سرپرستي منصفانه هياتي کارآزموده است که رفتارش در قبال احزاب رقيب با بي طرفي همراه باشد.
فعاليت آزادانه انتخاباتي حق هر نامزد يا حزبي است که در نظر دارد مستقيماً يا از طريق رسانه هاي جمعي طرح هاي خود را به اطلاع راي دهندگان برساند و راي دهندگان نيز بايد از امنيت و آزادي حق راي در فضاي عاري از اجبار و تهديد برخوردار باشند. به منظور اطمينان يافتن از عدم وجود هر گونه اجبار، فساد و تقلب لازم است ناظران مستقلي در جريان راي گيري و شمارش آرا حضور داشته باشند. ضمن آنکه محاکم قضايي بي طرف و مستقلي بايد به مناقشات در خصوص نتايج انتخابات رسيدگي کنند. همه اينها گوياي اين واقعيت است که سازماندهي انتخابات دموکراتيک مطلوب به صرف زمان زيادي نيازمند است. گرچه هر کشوري مي تواند اقدام به برپايي انتخابات کند اما تامين آزادي و بي طرفي آن انتخابات مستلزم سازماندهي و زمينه سازي گسترده و آموزش ديدن احزاب و کارگزاران انتخاباتي و نهادهاي مدني ناظر بر فرآيند انتخابات است.
2- مشارکت و نقش شهروندان در دموکراسي
کارکرد اصلي شهروندان در دموکراسي با مشارکت در فعاليت هاي اجتماعي رقم مي خورد. در اين شرايط چنانچه شهروندان خواهان نظارت دقيق بر نحوه استفاده رهبران و نمايندگان سياسي شان از قدرت و نيز ابراز علايق و عقايد خود باشند بايد خود را ملزم به آگاهي يافتن از مسائل عمومي بدانند. جداي از اين شرکت در راي گيري هاي انتخاباتي ديگر وظيفه مهم شهروندي قلمداد مي شود. اما بايد دقت کرد که راي عاقلانه زماني ممکن مي شود که هر شهروند پيش از تصميم گيري درباره افراد مورد حمايت خود ديدگاه هاي نامزدها و احزاب گوناگون را مورد توجه قرار دهد. فعاليت تبليغاتي براي احزاب و کانديداها يا نامزدي تصدي پست سياسي، همين طور بحث کردن درباره مسائل عمومي و حضور در گردهمايي هاي جمعي و حتي دادخواهي کردن از حکومت ولو اعتراض و تظاهرات نيز اشکال ديگري از مشارکت شهروندي تلقي مي شوند. يک نمونه بسيار حياتي مشارکت اجتماعي عضويت فعالانه در نهادهاي غيردولتي مستقلي است که تحت عنوان جامعه مدني از آنها ياد مي شود.
اين ارگان ها عقايد و منافع اقشار گوناگوني را نمايندگي مي کنند از جمله کشاورزان، کارگران، معلمان، صاحبان شرکت ها، پيروان مذهبي، زنان، دانشجويان و فعالان عرصه حقوق بشر. در مورد زنان بايد متذکر شد که شرکت ايشان هم در عرصه جامعه مدني و هم در حوزه سياست حائز اهميت است و اين مهم به ياري سازمان هاي جامعه مدني نيازمند است تا حقوق دموکراتيک و وظايف زنان را به ايشان آموزش داده و علاوه بر ارتقاي مهارت هاي سياسي، نماينده منافع مشترک آنها بوده و درگير مسائل سياسي جامعه خود باشند. داوطلبانه بودن شرکت در گروه هاي مدني نيز بايد مورد توجه قرار گيرد که اجباري در پيوستن افراد به سازماني به رغم ميل شان نباشد. در بيان اهميت احزاب سياسي براي دموکراسي بايد يادآور شد که عضويت فعالانه شهروندان در آنها به قوام بيشتر دموکراسي مي انجامد. با اين وجود دموکراسي متضمن آزادي شهروندان در برگزيدن حزب مورد حمايت خود است و با فشار و تهديد نمي توان فردي را به جانبداري از حزبي سياسي واداشت. دموکراسي بر مشارکت شهروندان در تمامي اشکال فوق الذکر مبتني است اما اين مشارکت بايد مسالمت آميز و با رعايت موازين قانوني و تحمل نظرات مختلف ساير افراد و گروه ها همراه باشد.
3-حقوق شهروندان در دموکراسي
در دموکراسي بر هر شهروند حقوق بنيادي معيني مترتب است که نبايد از سوي دولت مورد تعرض واقع شود و توسط حقوق بين الملل تضمين مي شود. به واسطه اين حقوق هرکس در اعتقادات و بيان و نوشتن افکار خود آزاد است و هيچ کس نمي تواند سايرين را وادار به انديشيدن، اعتقاد و اظهار يا نگفتن چيزي کند. همين طور بر مبناي آزادي مذهبي افراد مختارند مذهب خود را برگزيده و با صلاحديد خود عبادت و به دين خود عمل کنند. حقوق مزبور همچنين به قوميت ها و فرهنگ ها و نيز اقليت ها اين اجازه را مي دهد که در کنار ساير اعضا از فرهنگ خود برخوردار باشند. تکثرگرايي و آزادي رسانه هاي جمعي نيز در زمره اين حقوق است که اين امکان را براي افراد فراهم مي کند تا از بين منابع خبري متنوع در رسانه هاي ديداري و شنيداري و... دست به انتخاب بزنند. ديگر اينکه هر کسي حق دارد با ساير افراد رابطه داشته و نسبت به تشکيل يا پيوستن به نهادهاي مدني دلخواه خود اقدام کند. افراد آزادند در مساحت کشور خود جابه جا شده يا خاک آن را ترک کنند. آزادي برپايي تجمعات و به مخالفت برخاستن با اقدامات حکومت نيز در اين حقوق گنجانده شده است. با تمام اينها مسالمت جويي و احترام به قانون و حقوق ساير افراد در بهره گيري از حقوق مورد اشاره بر تمام افراد واجب است.
4- حاکميت قانون
دموکراسي نظامي مبتني بر حکومت قانون است نه حکومت فرد. اين وجه از دموکراسي يعني حکومت قانون به حمايت از حقوق شهروندي و تداوم نظم اجتماعي منجر مي شود و علاوه بر اين حد و حدود قدرت حکومت را نيز معين مي سازد. در اين شرايط کليه شهروندان زير لواي قانون برابر هستند و نژاد و مذهب و قوميت و جنسيت يک فرد مبناي تبعيض عليه او از اين حيث قرار نمي گيرد. دستگيري و زنداني يا تبعيد کردن افراد خودسرانه و بدون حساب واقع نمي شود و شخصي که بازداشت مي شود حق دارد از اتهاماتي که بر او وارد آمده آگاه شود و تا زماني که جرم او مطابق با قانون به اثبات نرسيده بي گناهي او مسلم فرض شود.
همينطور کسي که به اتهامي بازداشت مي شود از اين حق برخوردار است که در يک محکمه بي طرف و به صورت علني و بدون اتلاف وقت و با رعايت انصاف به اتهام او رسيدگي شود.
متهم کردن و تحت پيگرد قرار دادن اشخاص نيز فقط با استناد به قوانين از پيش مقرر شده حادث مي شود. وقتي از حکومت قانون صحبت به ميان مي آيد يعني نه شاه و رئيس جمهور منتخب و نه هيچ کس ديگري بالاتر از قانون قرار نخواهد داشت. اين قانون از سوي محاکم قضايي مستقل از ساير بخش هاي حکومت، به صورت يکپارچه و بدون تبعيض و جانبداري به موقع اجرا گذاشته مي شود.
ممنوعيت مطلق شکنجه و رفتارهاي بي رحمانه و غيرانساني نيز از همين اصل ناشي مي شود. در عين حال به واسطه حکومت قانون، بر قدرت حکومت محدوديت هايي مترتب مي شود که تخطي از آنها بر هيچ مقامي روا دانسته نمي شود.
بر اين اساس حکام و وزرا و احزاب هيچ کدام حق دخالت در صدور راي قاضي درباره يک پرونده را نخواهند داشت.
از سوي ديگر به منظور جلوگيري از سوءاستفاده مقامات از قدرت، دادگاه ها و محاکم قضايي مستقل بدون در نظر گرفتن جايگاه فرد خاطي رسيدگي به موارد ارتشا و فساد مالي را در دستور کار قرار مي دهند.
5- محدوديت ها و مقتضيات دموکراسي
واقعيت اين است که دموکراسي زماني کارگر مي افتد که افراد افزون بر مشارکت و استفاده از حقوق شهروندي، قواعد و اصول رفتار دموکراتيک را نيز رعايت کنند. از جمله اجتناب از خشونت و احترام به قانون بر همه واجب است.
بنابراين هيچ فرد يا گروهي نمي تواند به صرف مخالفت با عقايد رقباي سياسي خود دست به خشونت عليه ايشان بزند يا آنان را به فساد و غيرقانوني بودن متهم کند. همچنين هر کس مي بايد حقوق ساير شهروندان و شأن و منزلت انساني ايشان را محترم شمارد.
علاوه بر اين دموکراسي ايجاب مي کند که مردم در عين پذيرش اقتدار و مرجعيت حکومت، تصميماتي که اتخاذ مي کند را به پرسش بگيرند. اقليت ها و گروه هاي گوناگون مي توانند فرهنگ ويژه خود را حفظ کنند و کنترل برخي از امورات شان را در دست داشته باشند اما در عين حال بايد اين واقعيت را که بخشي از يک کشور دموکراتيک هستند مورد پذيرش قرار دهند.
ازجمله مقتضيات دموکراسي يکي هم اين است که هر شخص همانگونه که حق ابراز عقيده را براي خود جايز مي داند ديگران را نيز از اين حق برخوردار دانسته و به آرا و نظرات ايشان گوش فرا دهد يعني هرکس زماني مي تواند از حقانيت ديدگاه ها و افکارش اطمينان داشته باشد که بپذيرد سايرين نيز مي توانند عقايد و نظرات ديگري داشته باشند. پس در دموکراسي سليقه ها و نقطه نظرات متنوع بايد مورد توجه قرار گرفته شود.
اما در دموکراسي محدوديت هايي نيز وجود دارد. مثلاً بايد در نظر داشت که ممکن نيست تمامي خواسته ها و مطالبات تک تک افراد برآورده شود و اين ما را متوجه لزوم رسيدن به سازش و مصالحه در دموکراسي مي کند. يعني گروه هاي داراي عقايد و منافع مختلف بايد حاضر به مذاکره با يکديگر بر سر اين مسائل باشند زيرا گروه ها و دسته ها نبايد توقع داشته باشند که در دموکراسي هرآنچه اراده کنند قابل دستيابي و محقق شدني است.
در عوض ائتلاف گروه ها با يکديگر مسير نيل به نتايجي مجزا را براي هرکدام در طول زمان هموار مي سازد.
از طرف ديگر چنانچه گروهي دائماً با بي توجهي و ايجاد محروميت از سوي ديگر گروه ها مواجه شود، اين امر ممکن است موجبات دشمني و سرخوردگي او از دموکراسي را رقم بزند. کليه کساني که با رعايت حقوق سايرين حاضر به مشارکتي مسالمت آميز هستند بايد بتوانند در قدرت و روند تصميم گيري هاي کشور سهيم شوند.