دوشنبه، 2 مهر 1386 - شماره 1499
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: حوادث
کارآگاهان پليس آگاهي تهران راز قتل مرد ثروتمند را فاش کردند
مرد تاجر در قتلگاه سه آدم کش حرفه يي
گروه حوادث؛ عمليات خزنده پليس، عاملان قتل دلخراش مرد تاجري را که قرباني سرقت و انتقام گيري خشن از سوي سه مرد شده بود به دام انداخت.به گزارش خبرنگار ما اولين برگ از پرونده قتل مرد تاجر زماني ثبت شد که وکيل وي با مراجعه به پليس آگاهي تهران اعلام کرد موکلش به نام داوود 62ساله از 20 روز پيش به طور ناگهاني گم شده است و هيچ کس از او خبر ندارد. بنابراين تحقيقات پليسي براي روشن شدن سرنوشت داوود آغاز شد. بررسي ها نشان داد داوود از 20 روز پيش هيچ کدام از تلفن هايش را جواب نداده و محل کار، خانه و هيچ کجاي ديگر ديده نشده و خودش هم هيچ تماسي با کسي نگرفته است.کارآگاهان در جريان تحقيقات خود متوجه شدند داوود در ايران تنها زندگي مي کرده و اعضاي خانواده اش همگي در لندن به سر مي برند. پليس همچنين دريافت داوود مرد ثروتمندي است که مقدار زيادي زمين و اموال قيمتي داشته، اما از آنجايي که مردي آرام و مهربان بود با هيچ کس دشمني نداشته است.با توجه به اطلاعات به دست آمده و از آنجايي که داوود مردي ثروتمند بود اين فرضيه که وي توسط عده يي با انگيزه اخاذي ربوده شده باشد، قوت گرفت چرا که پليس در گام بعدي خود خانه داوود را مورد بازرسي قرار داد و متوجه شد مقداري از اسناد و مدارک وي از جمله سندي که متعلق به يک زمين گران قيمت در اطراف استان قم است، ربوده شده است. بنابراين تيم ويژه يي از کارآگاهان اداره 11 پليس آگاهي تهران عمليات خود را براي تعيين سرنوشت داوود با جديت بيشتري پي گرفتند و اين بار دريافتند او شب قبل از مفقودشدنش به دوستانش گفته بود که به خانه اش در شهرآرا مي رود، بنابراين کارآگاهان احتمال دادند مرد تاجر هنگام خروج از خانه اش ربوده شده و ممکن است شخصي او را اطراف خانه اش ديده باشد. به همين خاطر يکي از همسايه هاي مرد ثروتمند که معمولاً در ساعات ورود و خروج داوود او را مي ديد توسط پليس بازجويي شد. وي به کارآگاهان گفت؛ آخرين باري که من داوود را ديدم 20 روز پيش بود. او صبح از خانه خارج شد. به نظر مي رسيد يک پژو آردي مدتي است که در انتظار اوست، وقتي رفتار مشکوک سه مرد پژوسوار را ديدم توجهم جلب شد، دقايقي بعد داوود از خانه بيرون رفت، دو نفر از پژو پياده شدند و او را به زور سوار ماشين کردند و با خود بردند. ديگر آدم ربايان و داوود را نديدم. مرد همسايه در ادامه چند شماره از پلاک پژو آردي را که به خاطر داشت در اختيار پليس قرار داد و اين شماره ها به مهمترين سرنخ کارآگاهان تبديل شد.اينک براي ماموران کاملاً مشخص بود که داوود ربوده شده است اما اينکه چرا هيچ کس با وکلاي مرد ثروتمند تماس نمي گرفت تا تقاضاي پول کند يا اينکه چرا پولي از حساب داوود کم نمي شد، سوالي بود که همچنان براي پليس بي پاسخ مانده بود. در ادامه تحقيقات کارآگاهان با رديابي شماره پلاک پژو آردي موفق شدند صاحب آن را شناسايي کنند و به اين ترتيب امير به عنوان اولين مظنون اين پرونده بازداشت شد و لب به اعتراف گشود. اين مرد در توضيح اعمال مجرمانه اش گفت؛ من به اتفاق دو همدست ديگرم به نام هاي محمد و مهرداد نقشه را عملي کرديم. نقشه را از مدتي قبل طراحي کرده بوديم، البته من داوود را نمي شناختم و او را يکي از آشنايان محمد و مهرداد به ما معرفي کرده بود. مطابق اطلاعاتي که محمد و مهرداد به دست آورده بودند، ما مي دانستيم که داوود مرد ثروتمندي است و مي توانيم با ربودن او پول زيادي به دست آوريم. به همين خاطر روز حادثه مطابق نقشه وارد عمل شديم و خود را مامور معرفي کرديم و هنگامي که داوود قصد خروج از خانه را داشت او را ربوديم و بعد از اينکه داوود را داخل ماشين مخفي کرديم از داخل منزل او سند يک قطعه زمين به اضافه دسته چک داوود را برداشتيم و به راه افتاديم. اين متهم ادامه داد؛ اطراف کهريزک که رسيديم ناگهان تصميم مان عوض شد و با شليک گلوله يي به سر داوود او را به قتل رسانديم و جسد را داخل يک چاه در همان اطراف انداختيم. امير ادامه داد؛ سند را که چند ميليون تومان ارزش داشت به يک جاعل سپرديم تا با جعل اسم و فاميل دروغين، آن را آماده فروش کند. قرار بود پول حاصل از آن را تقسيم کنيم و سهم مرتضي، مردي که داوود را به ما معرفي کرده بود هم بدهيم که من دستگير شدم.پس از اعترافات امير، ماموران او را وادار کردند تا با يک قرار صوري همدستان خود را نيز به تله بکشاند، بنابراين متهم بازداشت شده طي يک تماس تلفني براي تقسيم پول ها مهرداد و محمد را به محل قرار کشاند و در يک عمليات ضربتي از سوي پليس اين دو نيز بازداشت شدند و به جرم خود اعتراف کردند. سومين اقدام پليس شناسايي و دستگيري مرتضي مردي بود که براي گرفتن انتقام از داوود وي را به سه آدم کش اجاره يي سپرده بود.اين مرد پس از دستگيري در اعترافاتش گفت؛ قرار نبود داوود کشته شود و من هم هيچ درخواستي مبني بر قتل او نداشتم، فقط قرار بود سند را بردارند و او را رها کنند.

بنابراين گزارش تحقيقات از چهار متهم پرونده در اداره آگاهي تهران همچنان ادامه دارد.
مسوولان انتشار اين صداها را تکذيب اما اهالي منطقه بر به گوش رسيدن آن اصرار مي کنند
ماجراي عجيب انتشار صداهاي ترسناک از گورستاني در قزوين
گروه حوادث؛ شکايت اهالي روستاي چوبيندر قزوين درخصوص به گوش رسيدن صداهاي مرموز و رعب انگيز از گورستان اين روستا ماجراي عجيبي را در اين منطقه به وجود آورده است.

چندي قبل جمعي از اهالي روستاي چوبيندر قزوين با مراجعه به کلانتري اقباليه از انتشار صداهاي مرموز از قبرستان اين روستا شکايت کردند و گفتند اين صداها باعث وحشت و ترس آنها شده و آرامش شبانه را از آنان ربوده است.

در پي طرح اين شکايت دسته جمعي عجيب ماموران کلانتري اقباليه به پيگيري موضوع پرداختند. بهروز لامعي- رئيس کلانتري اقباليه- در اين رابطه گفت؛ ما متوجه شديم عده يي براي ايجاد رعب و وحشت ميان اهالي روستا اقدام به انتشار صداهاي مبهم و رعب آور در حاشيه گورستان کرده اند و در نهايت 13 نفر را در اين خصوص بازداشت کرديم. در شرايطي که مسوولان انتظامي و ساير مقامات مسوول اعلام کرده اند با دستگيري اين 13 تن صداها قطع شده است، اهالي روستا همچنان بر شکايت خود پابرجا هستند و مي گويند اصوات مبهم همچنان از گورستان به گوش مي رسد.

رئيس کلانتري اقباليه در اين رابطه گفت؛ اهالي منطقه هنوز هم از شنيدن اصوات مرموز شبانه شکايت دارند در حالي که هنوز صحت اين شايعه تاييد نشده و اين پرونده هم اکنون در حال بررسي و پيگيري است.

از سوي ديگر يک مقام مسوول در روابط عمومي نيروي انتظامي استان قزوين نيز شنيده شدن صداهاي مبهم در چند ماهه اخير در روستاي چوبيندر را تکذيب کرد و گفت؛ مردم منطقه به درستي عنوان نمي کنند صداي مرموز شبانه از کدام منطقه به گوش مي رسد.

سليماني تاکيد کرد؛ موضوع صداي مبهم در روستاي چوبيندر شايعه يي بيش نيست.

در حالي که مسوولان استان قزوين طي اظهارات جداگانه يي شايعه شنيده شدن صداهاي مبهم طي چند ماهه گذشته در روستاي چوبيندر را تکذيب مي کنند، اهالي روستا همچنان به صحت شنيده شدن اين صداها اصرار دارند. يکي از اهالي چوبيندر در گفت وگو با ايسنا ضمن تاييد صداي مرموز هنگام شب در اين منطقه گفت؛ اين صدا به شکل ناله هاي موهومي است که از شش ماه پيش از طرف قبرستان چوبيندر به گوش مي رسد. وي گفت؛ چندي پيش اين صدا را در نزديکي خانه خود نيز شنيدم، اما منبع اين صدا هنوز برايمان مشخص نيست و اين درحالي است که مردم منطقه در دو ماه اخير نسبت به ماهيت اين صداي مرموز حساس شده اند.

به گفته وي ماموران پليس 110 براي پيدا کردن علت صداي مرموز در منطقه حضور پيدا کردند، اما چيزي به دست نياوردند.

اين فرد مطلع همچنين گفت؛ برخي بزرگنمايي ها درخصوص شنيده شدن اين صداها موجب شده تا افراد سودجو نيز از اين موضوع سوءاستفاده و اقدام به ايجاد رعب و وحشت در ميان اهالي منطقه کنند.

يکي ديگر از اهالي اين منطقه نيز گفت؛ صداي مرموز در روستاي چوبيندر توسط اشخاص مزاحم ايجاد شده است. همچنين غلامعلي زارعي، رئيس سازمان بهشت فاطمه(س) استان قزوين نيز خبر انتشار اين صداي مرموز در قبرستان چوبيندر را تکذيب کرد.

بنابر اين گزارش، انتشار اين شايعه همچنين موجب حضور مردم از شهرهاي اطراف و حتي استان هاي هم جوار همچون تهران، کرج و اصفهان در روستاي چوبيندر شده است.
باز هم کلاهبرداري با وعده فروش قسطي خودرو
اين کلاهبردار دوميلياردتوماني را شناسايي کنيد
گروه حوادث؛ پليس آگاهي تهران در تلاش براي دستگيري مردي که با راه اندازي شرکت ليزينگ خودرو از 45 نفر بيش از دوميليارد تومان کلاهبرداري کرده است اقدام به انتشار عکس متهم کرد.

به گزارش خبرنگار ما آذرماه سال گذشته در پي مراجعه مردي به دادسراي عمومي ناحيه دو تهران پرونده شکايت وي از فردي به نام وحيد مينويي به جريان افتاد. مرد مراجعه کننده در توضيح ماجرا به اسدزاده بازپرس پرونده گفت؛ من از مدتي پيش از طريق آگهي چاپ شده در روزنامه يک شرکت ليزينگ خودرو به نام صبا خودروآريا با شرايط مناسب در منطقه صادقيه پيدا کردم. پس از تماس با شرکت، آدرس آنجا را گرفتم و به محل مراجعه کردم. شرکت چند کارمند داشت و چندين مراجعه کننده هم در آنجا حضور داشتند و در حال انجام مراحل مختلف ثبت نام خودرو بودند. از آنجا که شرايط اقساط و نرخ سود شرکت بسيار مناسب بود طبيعي بود که افراد زيادي مراجعه کنند. با مشاهده وضعيت شرکت، من هم مصمم به انجام معامله شدم و با عقد قرارداد با مدير شرکت براي خريد چهار دستگاه پژو 206 ، 20 ميليون تومان به حساب شرکت واريز کردم، اما در حالي که انتظار داشتم به زودي ماشين ها را تحويل بگيرم پس از مراجعه مجدد به شرکت متوجه تعطيلي آن شدم.با شکايت اين مرد دستور رسيدگي پرونده به کارآگاهان اداره 14 پليس آگاهي تهران داده شد و در نخستين اقدام ساير شکات پرونده شناسايي و با جمع آوري اظهارات آنها اطلاعات جديدي در پرونده ثبت شد. در بررسي اوليه ماموران متوجه شدند که متهم با هويت جعلي اقدام به کلاهبرداري کرده است و هويت واقعي او «وحيد ت.» است که از سال 84 فعاليت کلاهبردارانه خود را تحت عنوان شرکت ليزينگ خودرو آغاز کرده و براي جلب اعتماد مشتريان در آغاز فعاليت شرکت تعدادي خودرو به متقاضيان تحويل داده است. با تجميع شکايت هاي افراد مختلف از اين فرد مشخص شد که تاکنون 45 نفر قرباني فريبکاري اين مرد شده اند. تاکنون برآورد کارآگاهان از ميزان کلاهبرداري صورت گرفته مبلغي بيش از دو ميليارد تومان را نشان مي دهد که علت اصلي آن اعتماد بي اساس مشتريان و خريد همزمان چندين خودرو از سوي مشتريان شرکت صوري بوده است و هر يک از مالباختگان 6 تا 200 ميليون تومان به شرکت پرداخت کرده اند.

در حالي که از زمان تشکيل پرونده، متهم به دستور بازپرس پرونده ممنوع الخروج اعلام شده است عکس وي براي شناسايي از طريق مرکز اطلاع رساني پليس آگاهي تهران در اختيار جرايد قرار گرفت. کساني که اطلاعاتي از اين کلاهبردار فراري دارند مي توانند با تماس با شماره تلفن 51055514 مراتب را به کارآگاهان اداره 14 پليس آگاهي تهران اطلاع دهند.
راز جنايت پس از يک سال فاش شد
شليک چهار گلوله براي قتل مرد شيريني فروش
گروه حوادث؛ عاملان قتل مرد جواني که با شليک چهار گلوله در مقابل منزلش از پاي درآمده بود پس از يک سال تحقيقات ويژه از سوي بازپرس جنايي اصفهان دستگير شدند.

به گزارش دادستاني اصفهان اواخر مردادماه سال گذشته ماموران نيروي انتظامي از وقوع جنايتي مسلحانه مطلع و پس از حضور در محل حادثه با پيکر غرق در خون مردي مواجه شدند که آثار اصابت چهار گلوله 9 ميلي متري روي بدنش مشهود بود. مقتول که محسن نام داشت و شيريني فروش بود در مقابل منزل خود به قتل رسيده و عامل يا عاملان اين جنايت هيچ ردپايي از خود برجاي نگذاشته بودند.

پس از آنکه به دستور دادستان اصفهان پيکر مقتول به پزشکي قانوني منتقل شد بازپرس قنبري

- مسوول رسيدگي به پرونده- به بازجويي از همسر مرد شيريني فروش پرداخت تا از اين طريق به سرنخ هايي از اين جنايت دست يابد. همسر محسن در اظهارات خود گفت؛ شب هنگام با شوهرم در منزل بوديم که زنگ در خانه به صدا درآمد. من به طرف آيفون رفتم و قصد داشتم در را باز کنم که همسرم از جا برخاست و گفت خودم اين کار را مي کنم. دقايقي بعد صداي شليک چهار گلوله را شنيدم. اول فکر کردم بچه ها در خيابان در حال ترقه بازي هستند ولي نيامدن محسن به داخل خانه شک ام را برانگيخت و بلافاصله به سمت در رفتم و با جسد خونين همسرم مواجه شدم. بازپرس پرونده در ادامه تحقيقات خود به بازجويي از افرادي پرداخت که احتمال داشت در رابطه با قتل مرد شيريني فروش اطلاعاتي داشته باشند. در حالي که همه شواهد نشان مي داد محسن قرباني يک کينه جويي شده است يکي از نزديکان مقتول که سابقه درگيري و نزاع و خصومت با مرد شيريني فروش داشت بازداشت شد.

اين مظنون در بازجويي ها جنايت مسلحانه را انکار کرد و دلايلي را ارائه داد که گواهي بر بي گناهي اش بود. هر چند دستگيري اين مرد نتوانست رازگشاي جنايت مرموز باشد اما بازداشت شدن او سبب شد تا عاملان اصلي قتل تصور کنند غائله خاتمه يافته و کسي متوجه دست داشتن آنها در کشتن محسن نشده است. همين تصور قاتلان باعث شد تا آنان ارتباط هاي عادي خود را که از زمان وقوع جنايت قطع کرده بودند دوباره برقرار کنند و در نهايت از همين طريق ردپاي جواني به نام «م.پ.» که در گذشته وارد زندگي شخصي مقتول شده بود در اين جنايت به دست آمد.«م.پ.» در حالي دستگير شد که با دريافت ويزاي اوکراين به مشهد رفته بود و قصد داشت از کشور خارج شود. اين مرد در بازجويي هاي اوليه به شدت اتهام قتل را انکار کرد. در همان شرايط که بازجويي ها از

«م. پ.» ادامه داشت کارآگاهان و بازپرس جنايي با به دست آوردن سرنخ هاي تازه به مرد ديگري به نام نويد نيز مظنون شدند و او را هم بازداشت کردند.به رغم آنکه هر دو متهم در نخستين بازجويي ها در برابر افشاي حقيقت مقاومت مي کردند و سعي داشتند خودشان را بي گناه نشان دهند سرانجام با پيگيري تحقيقات ناچار به اعتراف شدند.

اين دو که در پي يک رابطه شيطاني مرتکب اين جنايت شده بودند ضمن پذيرفتن قتل مرد شيريني فروش نحوه کشتن او را تشريح کردند.

«م. پ.» در اعترافاتش گفت؛ رابطه شيطاني ما موجب شد تا ناچار باشيم محسن را از سر راه برداريم، به همين خاطر يک قبضه سلاح کمري خريديم و چون امکان چنين اقدامي توسط خودمان نبود به دنبال فردي حرفه يي گشتيم تا موفق به اجير کردن مردي به نام مصطفي شديم. با اطلاعات دقيقي که از رفت و آمد مقتول به ما داده شده بود، در شب جنايت، او را تعقيب کرديم و پس از آنکه به منزل رفت زنگ در را به صدا درآورديم.

اين متهم ادامه داد؛ «من در صندلي جلوي خودرو نشسته بودم، نويد نيز رانندگي خودرو را به عهده داشت و مصطفي با اسلحه کمري در صندلي عقب براي شليک آماده شد.

لحظاتي بد، محسن در را گشود و مصطفي با نشان دادن نقطه يي به او گفت کبوتر ما آن بالا نشسته و مي خواهيم آنجا برويم. محسن سرش را بالا گرفت و در همين لحظه مصطفي 4 گلوله رگبارگونه به او زد، سپس به سرعت از صحنه گريختيم و مبلغي پول نيز به قاتل پرداختيم.»

بازپرس قنبري با شنيدن اظهارات متهمان دستور دستگيري فروشنده سلاح و مالک خودرو را نيز صادر و با انجام اقدامات قانوني، اين افراد با قرار بازداشت موقت روانه زندان شدند و به اين ترتيب راز جنايت پس از يک سال گشوده شد.
عناوين اين صفحه
مرد تاجر در قتلگاه سه آدم کش حرفه يي
ماجراي عجيب انتشار صداهاي ترسناک از گورستاني در قزوين
اين کلاهبردار دوميلياردتوماني را شناسايي کنيد
شليک چهار گلوله براي قتل مرد شيريني فروش
تذکر جدي به قضاتي که بيشترين حکم حبس را صادر کرده اند
خودکشي تنها شاهد يک جنايت
قاتل پيرزن صاحبخانه پاي ميز محاکمه رفت
هشدارهايي براي ماه مهر
پرونده جنايت در بزرگراه بعثت به دادگاه رفت
سارق سابقه دار فقط 15 روز آزاد بود
مرگ دلخراش زن جوان در يک حادثه خياباني

معاون دادستان تهران خبر داد
تذکر جدي به قضاتي که بيشترين حکم حبس را صادر کرده اند
معاون دادستان تهران در امور زندان ها، از تذکر به برخي قضات که بيش از حد نياز مبادرت به صدور حکم حبس کرده اند خبر داد. محمود سالارکيا در گفت وگو با مهر گفت؛ در بخشنامه آيت الله هاشمي شاهرودي که در سال گذشته به تمامي دادگستري هاي استان ها ابلاغ شد، تاکيد شد قضاتي که بيش از حد مبادرت به صدور حکم حبس مي کنند معرفي شوند و تذکر لازم به آنان داده شود که تا کنون نظارت لازم در اين ارتباط اعمال شده است.

معاون دادستان تهران در امور زندان ها تصريح کرد؛ بر اساس تاکيد رئيس قوه قضائيه، بنا شده در راستاي کاهش جمعيت زندان ها، در صورتي که تناسبي ميان قرار صادره و نوع جرم وجود نداشته باشد با قاضي پرونده و صادرکننده راي، برخورد لازم صورت گيرد.

وي اظهار داشت؛ بررسي عملکرد قضات نشان مي دهد پس از دستور العمل تاکيدي رئيس قوه قضائيه قضات تا حد امکان از صدور حکم حبس خودداري کرده اند، اما با اين وجود تذکراتي در دادگستري هاي استان هاي مختلف نيز به برخي قضات که نسبت به اجراي اين دستورالعمل بي توجهي کرده اند، داده شده است. سالارکيا گفت؛ همچنين در حال حاضر سعي شده از صدور قرار بازداشت موقت که همواره يکي از موضوعات و انتقادات آيت الله هاشمي شاهرودي بوده جلوگيري شود.

معاون دادستان تهران در امور زندان ها همچنين به ارائه گزارش عملکرد قضات در ارتباط با صدور حکم حبس به رئيس قوه قضائيه اشاره کرد و گفت؛ رئيس قوه قضائيه به جد، موضوع توجه قضات به خودداري از صدور حکم حبس را پيگيري مي کند.


خودکشي تنها شاهد يک جنايت
آخرين سرنخ پرونده قتل مردي که در محله يافت آباد در آپارتمانش به قتل رسيده بود، با خودکشي شاهد پرونده از بين رفت. به گزارش فارس شامگاه 7 دي ماه سال 83 ماموران کلانتري 151 يافت آباد از کشف جسد يک مرد حدوداً 65 ساله در منزلش باخبر شدند و پس از حضور در صحنه دريافتند که مقتول به نام جعفر 65 ساله در آپارتمان محل سکونتش با دستان بسته و بر اثر خفگي جان سپرده است.

شهرياري بازپرس کشيک قتل دادسراي امور جنايي تهران درخصوص اين پرونده به فارس گفت؛ در بازجويي از همسايه ها مشخص شد که يکي از ساکنان محل در شب حادثه در زمان بازگشت به خانه متوجه باز بودن در منزل مقتول شده و پس از ورود به خانه جسد جعفر را پيدا کرده است. وي ادامه داد؛ در رابطه با اين پرونده افراد بسيار زيادي به عنوان مظنون دستگير شدند اما همه اين افراد بنا به دلايلي موفق به رفع اتهام از خود شدند. بازپرس کشيک قتل دادسراي امور جنايي تهران افزود؛ پس از آزادي تمامي مظنونان اين پرونده شخصي به نام محمود که به جرم مواد مخدر در زندان به سر مي برد، مدعي شد که درخصوص پرونده اطلاعاتي دارد و در زمان حادثه در محل حضور داشته و مي داند قاتل چه کسي است. وي گفت؛ با تحقيق درخصوص اين پرونده زماني که براي وي دستور احضار به دادسرا صادر شد مشخص شد اين فرد در زندان خود را حلق آويز کرده و به زندگي خود پايان داده است. شهرياري خاطرنشان کرد؛ از آنجا که محمود آخرين سرنخ اين پرونده بوده با فوت وي تحقيقات به بن بست رسيده است.


قاتل پيرزن صاحبخانه پاي ميز محاکمه رفت
مرد جواني که تحت تاثير استفاده از قرص هاي ترامادول، اقدام به کشتن پيرزن تنها کرده بود، در دادگاه کيفري استان اصفهان تحت محاکمه قرار گرفت. به گزارش سايت دادستاني اصفهان در ابتداي جلسه محاکمه اين جوان 24 ساله که محمود نام دارد، نماينده دادستان با قرائت کيفرخواست صادره خواستار اشد مجازات متهم بر اساس قانون شد.

سپس محمود به تشريح جنايت پرداخت و گفت؛ از مدت ها پيش مستاجر کبري(مقتول) بوديم و گاهي کارهاي او را انجام مي دادم، او زني مهربان بود و هميشه در مقابل کارهايي که برايش انجام مي دادم به من مبلغي پول پرداخت مي کرد.

در روز جنايت با پدرم درگير شدم و با حالت قهر خانه را ترک کردم و از شدت عصبانيت چندين قرص ترامادول خوردم. در روزهايي که با پدرم قهر بودم و نزد کبري به سر مي بردم او مرتباً مي گفت قصد دارد خانه اش را بفروشد تا پولي که از اين بابت به دست مي آورد را بين فرزندانش تقسيم کند. همين گفته ها مرا تحريک کرد تا به هر قيمتي شده از او پول بگيرم.

تصور مي کردم در محل سکونتش مبلغ قابل توجهي نگهداري مي کند، بنابراين تصميم گرفتم شبانه وارد منزل او شوم و تقاضايم را مطرح کنم و اگر به آن توجه نکرد، اقدامي ديگر انجام دهم. متهم ادامه داد؛ شب حادثه از طريق پشت بام وارد محل سکونت کبري شدم و از او پول خواستم ولي او نه تنها قبول نکرد، بلکه قصد داشت جيغ و داد راه بيندازد، من نيز نتوانستم خودم را کنترل کنم و با ضربات مشت او را کشتم.

قاضي رضايي رئيس شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان، با شنيدن اظهارات اين مرد از اولياي دم کبري خواست در جايگاه قرار گيرند. دختر و پسر مقتول نيز خواستار قصاص متهم شدند. بنابر اين گزارش، حکم متهم به قتل به زودي صادر مي شود.


هشدارهايي براي ماه مهر
همزمان با مهرماه و شروع کار مدارس خانواده ها بايد با توجه به هشدارهاي پليس احتمال وقوع جرائم و حوادث را کاهش دهند. در نخستين هشدار خانواد ه ها بايد از آويزان کردن طلاجات و زيورآلات به دانش آموزان و کودکان مهد کودکي جداً خودداري کنند. متاسفانه استفاده از زيورآلات در کودکان و دانش آموزان آنها را در معرض خطر سارقان طلاجات قرار مي دهد. از اين رو خانواده ها بايد با استفاده نکردن از اين زينت آلات فرزندان خود را در مقابل خطرات احتمالي محافظت کنند.

از سويي يکي از مهم ترين جرائم روزهاي اول مهرماه سرقت خودرو والدين در مقابل مدارس است. در اين روزها والدين براي مشايعت فرزندانشان به مدرسه با عجله رفتار و خودرو خود را در حالت روشن رها مي کنند و با اين تصور که مسافت کوتاهي را مي پيمايند و بلافاصله به خودرو بازمي گردند از ايمن سازي اتومبيل در مقابل سارقان احتمالي خودداري مي کنند که نتيجه اين غفلت به سرقت رفتن وسيله نقليه شان است.

از خانواده ها تقاضا داريم براي مشايعت فرزندانشان تا در مدرسه حتماً شيشه هاي خودرو را ببندند و با فعال کردن قفل مرکزي خودرو، عوامل تاخيري براي مواجهه احتمالي سارقان با خودروشان را فعال کنند.

هيچ وقت نبايد با تصور اينکه قرار است مسافت کوتاهي طي کنيم، خودرو را در حالت روشن رها کنيم، چرا که سارقان هميشه در کمين چنين سهل انگاري هايي هستند.

همچنين خانواده ها بايد نسبت به رفت و آمد فرزندانشان در راه مدرسه يا مهد کودک تا خانه دقت لازم را به عمل آورند و حتماً اطلاعات لازم را در خصوص مشخصات فردي که قرار است کودک را همراهي کند، به مسوولان مربوطه آموزشي بدهند.

* معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي ناجا


پرونده جنايت در بزرگراه بعثت به دادگاه رفت
پرونده مردي که دايي زنش را قرباني اختلاف حساب مالي کرد، ديروز با صدور کيفرخواست به دادگاه کيفري تهران فرستاده شد. به گزارش ايسکانيوز افسران کلانتري 158 کيانشهر، شامگاه سوم اسفند 85 هنگام گشت زني در بزرگراه بعثت با يک دستگاه پژو 206 نقره يي روبه رو شدند که در گوشه يي متوقف بود و لکه هاي خون روي آن به چشم مي خورد.

پليس وقتي به اين خودرو نزديک شد جنازه مردي 42ساله را که کارت شناسايي داخل جيبش نشان مي داد «مصطفي» نام دارد مشاهده کرد. به اين ترتيب رازگشايي از اين جنايت در دستور کار افسران دايره 10 اداره آگاهي مرکز قرار گرفت. فرزند مقتول در بازجويي مقدماتي اعلام کرد پدرش براي يک معامله به خانه شوهر دختر عمه اش به نام اميرحسين رفته بود و پس از آن ديگر خبري از او نشد.

با اطلاعاتي که فرزند مصطفي به پليس داد، اميرحسين 28 ساله تحت بازجويي قرار گرفت. او منکر جنايت شد اما لکه هاي خون روي ديوار آشپزخانه که با گروه خوني مصطفي همخواني داشت دست اين مرد را رو کرد و اميرحسين در اعترافات خود گفت؛ «دايي زنم80 ميليون تومان به من داده بود تا به يکي از دوستانم که کارمند بانک بود بدهم و برايش وام بگيرم. چند هفته يي از اين موضوع گذشت که مصطفي يکباره سراغم آمد و پولش را خواست. هر چه تلاش کردم باور کند پول را براي گرفتن وام به دوستم سپرده ام باور نکرد. در نتيجه درگيري ما بالا گرفت و من که کنترلم را از دست داده بودم او را کشتم.» به دنبال اعتراف هاي متهم و بازسازي صحنه جرم، اين پرونده ديروز با صدور کيفرخواست از سوي دلداري (داديار شعبه اظهارنظر دادسراي جنايي تهران) به دادگاه کيفري فرستاده شد تا وقت محاکمه علني تعيين شود.


سارق سابقه دار فقط 15 روز آزاد بود
يک سارق سابقه دار با 9 فقره سابقه کيفري روز شنبه پس از 15 روز آزادي از زندان در حين سرقت يک کاميون دستگير شد. ماموران گشت پليس تهران عصر روز شنبه در حين گشت زني در حوالي اتوبان خليج فارس متوجه يک درگيري در حاشيه اتوبان شدند و دريافتند که يک مرد حدوداً 40ساله در حين سرقت يک دستگاه کاميون توسط صاحب خودرو دستگير و با وي درگير شده است. در بررسي سوابق متهم مشخص شد وي 15 روز پيش از زندان آزاد شده و از آن روز تاکنون اقدام به سرقت کرده است. هم اکنون تحقيقات از اين سارق که 9 فقره سابقه سرقت و محکوميت کيفري دارد، در حال انجام است.


مرگ دلخراش زن جوان در يک حادثه خياباني
گروه حوادث؛ گير کردن چادر زن جوان لاي چرخ خودروي در حال حرکت مرگ دلخراشي را در پي داشت. به گزارش خبرنگار ما بعدازظهر دوشنبه 26 شهريورماه چادر زن 28 ساله يي به نام اکرم در حال عبور از خيابان لاي چرخ خودروي پرايد گير کرد و باعث زمين خوردن و آسيب ديدگي شديد اين زن جوان شد. با انتقال اکرم به بيمارستان رسول اکرم وي تحت مراقبت ويژه پزشکان قرار گرفت اما با وجود تلاش تيم پزشکي زن 28 ساله در اثر شدت جراحات وارده روز گذشته جان سپرد. هم اکنون پرونده يي براي تحقيق درخصوص علت مرگ وي در دادسراي امور جنايي تهران گشوده شده است.


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام