دوشنبه، 2 مهر 1386 - شماره 1499
   
 
صفحه نخست :: روزنامه :: صفحه اخر
آلبوم محسن چاوشي هم سرنوشت ترنج محسن نامجو را پيدا مي کند
حوزه هنري جايگزين ارشاد
گروه فرهنگي؛ در حالي که آلبوم «ترنج» محسن نامجو مدت ها در دفتر شعر و موسيقي وزارت ارشاد در انتظار مجوز مانده بود، در نهايت مجوز انتشار آن توسط مرکز موسيقي حوزه هنري صادر شد. اين مرکز در ادامه سياست هاي چند ماهه اخير خود در ارائه مجوز به آثار معروف به «زيرزميني» از انتشار آلبوم ترانه هاي «محسن چاوشي» خبر مي دهد که احتمالاً قطعاتي از ترانه هاي فيلم «سنتوري» هم در آن خواهد بود. با صدور اين مجوزها به نظر مي رسد که مرکز موسيقي حوزه هنري تصميم دارد نقشه مديريتي حوزه موسيقي را دچار تغييرات اساسي کند. پيشتر نيز گفته بوديم که تصور مديران دفتر شعر و موسيقي وزارت ارشاد نسبت به موسيقي پاپ و انواع گونه هاي آن تصور اشتباهي است و تنها زمينه ساز حضور جدي موسيقي زيرزميني در بخش عمده يي از جامعه خواهد شد. به نظر مي رسد که تصور مديران مرکز موسيقي حوزه هنري در نقطه مقابل تفکر مديران دفتر شعر و موسيقي قرار گرفته است. آن چنان که «رضا مهدوي» رئيس مرکز موسيقي حوزه هنري در گفت وگو با فارس مي گويد؛ «پس از استقبال از آلبوم ترنج «محسن نامجو» پس از بررسي ها و کارشناسي هاي لازم در نوع فضا، لحن، بيان صدا و شعر در کار محسن چاوشي، ان شاءالله اگر مشکلي پيش نيايد بعد از ماه مبارک رمضان اين آلبوم به دوستداران موسيقي متنوع ايراني تقديم خواهد شد. البته نه آثاري که در دسترس عموم بدون انتشاري رسمي هست بلکه با اشعار تازه يي که به «چاوشي» ارائه خواهيم داد.» البته مهدوي توضيح نداده است منظور از ارائه شعر چيست و آيا قرار است در نتيجه اين ارائه شعر چاوشي به شخصيت ديگري تبديل شود يا خير؟

در اين گفت وگو مهدوي تاکيد کرده است؛ «ما مختار هستيم که آثار تحت امتياز و با مجوز رسمي خود را به هر مرکز پخش معتبري واگذار کنيم، چه در زمان محدود و چه در زمان نامحدود که کاملاً هم قانوني است.» او درباره استفاده از اصطلاح موسيقي زيرزميني به اين گونه از موسيقي ها هم گفته است؛ «متاسفانه لفظ جديدي به وجود آمده، آن هم با عنوان «موسيقي زيرزميني» که اصلاً بنده چنين اعتقادي ندارم و اينها اتفاقاً هم آشکار و عيان است و در واقع خيلي هم «روزميني» هستند.» رئيس مرکز موسيقي حوزه هنري درباره فضاي کلي موسيقي در کشور گفته است؛ «موسيقي اصيل ايراني مرداب تکرار و رکود است که در کنسرت هاي اخير نيز شاهد بوديم. اگر دلخوش باشيم از بين جمعيت 35 ميليون جوان کشور يا 10 ميليون جمعيت تهران 20 هزار نفر به موسيقي سنتي گوش داده باشند، اتفاق خوبي که نيست نااميدکننده هم هست چرا که بالاخره هر استادي بعد از ساليان اين تعداد هواخواه را هم نداشته باشد که جاي شک و ترديد دارد،» حالا بايد ديد سياست هاي جديد مرکز موسيقي حوزه هنري با چه واکنشي از سوي مديران وزارت ارشاد روبه رو مي شود. در همين حال محمدرضا آهاري مدير برنامه هاي چاوشي ديروز به اعتماد گفت؛ «چاوشي اخيراً چند کار جديد ضبط کرده است که در ميان آنها کارهايي از شاعران کلاسيک ايراني همچون حافظ و مولوي نيز وجود دارد.» او که به عنوان تنظيم کننده هم با چاوشي همکاري مي کند، گفت؛ «صحبت هايي با مرکز موسيقي حوزه هنري انجام شده است اما از آنجا که ميکس و مسترينگ اين قطعات جديد هنوز انجام نشده در نتيجه نسخه نهايي به حوزه هنري ارائه نشده است و اينکه آلبوم متشکل از چه قطعاتي خواهد بود به طور قطعي مشخص نيست.»
بنياد فارابي در فاصله يک هفته تا مهلت مقرر اعلام کرد
8 فيلم ايراني در راه اسکار
گروه فرهنگي؛ روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي بعد از يک سکوت خبري کامل ديروز به شکل ناگهاني اسامي افراد عضو کميته انتخاب فيلم ايراني براي معرفي به آکادمي اسکار و ليست اوليه فيلم هاي انتخاب شده را اعلام کرد. اطلاع رساني ديرهنگام بنياد فارابي در حالي صورت مي گيرد که تا مهلت اعلام شده از سوي آکادمي تنها يک هفته باقي مانده و نيز پيش از اين تمام مديران بنياد فارابي در پاسخ به سوال رسانه ها از نحوه تشکيل کميته انتخاب و اعضاي آن سکوت کرده بودند.

بنا بر خبر اعلام شده از بنياد فارابي، امير اسفندياري مدير امور بين الملل بنياد فارابي که ظاهراً مسووليت سخنگويي کميته انتخاب را هم برعهده دارد، درباره تصميمات اوليه اين کميته گفته است؛ «در نشست اين کميته محورهايي چون معيارها و نگاه هاي لازم در جريان انتخاب، بررسي فيلم هاي معرفي شده از سوي ديگر کشورها و قرائت فهرست فيلم هاي ايراني به نمايش درآمده در فاصله زماني نهم مهرماه 85 تا هشتم مهرماه 86 با توجه به قوانين و مقررات آن رويداد سينمايي مطرح شد.» به گفته سخنگوي کميته با توجه به اين مباحث در مرحله اول از ميان آثار به نمايش درآمده در مقطع يک سال گذشته در کشور، 8 فيلم براي بررسي بيشتر در دستور کار کميته قرار گرفت. فيلم هاي انتخاب شده به شرح زير هستند؛ تقاطع (ابوالحسن داودي)، پاداش سکوت (مازيار ميري)، جايي در دوردست (خسرو معصومي)، خون بازي (رخشان بني اعتماد، محسن عبدالوهاب)، زمستان است (رفيع پيتز)، شب بخير فرمانده (انسيه شاه حسيني)، ميم مثل مادر (مرحوم رسول ملاقلي پور) و وقتي همه خواب بودند (فريدون حسن پور). اعضاي کميته انتخاب فيلم ايراني براي معرفي به اسکار را بنا بر خبر بنياد فارابي، امير اسفندياري، محمد بزرگ نيا، کمال تبريزي، مجتبي راعي، محمدرضا سکوت، عليرضا شجاع نوري، رسول صدرعاملي، تقي عليقلي زاده و اکبر نبوي تشکيل مي دهند.

قرار است طي چند روز آينده نتيجه اين کميته براي انتخاب نهايي يک فيلم از ميان 8 فيلم راه يافته به مرحله دوم اعلام شود.
«توپوزقلي ميرزا» حاشيه ساز شد
گروه فرهنگي؛ در پي چاپ کتاب «توپوزقلي ميرزا» که با گردآوري الول ساتن، به همت احمد وکيليان و زهره زنگنه و زير نظر پروفسور اولريش مارزلف منتشر شد، کاظم سادات اشکوري به انتشار اين کتاب اعتراض کرد و مدعي شد که بخشي از افسانه هاي اين کتاب، افسانه هايي است که او به همراه الول ساتن جمع آوري کرده و در کتاب «افسانه هاي دهستان برزرود» چندي پيش منتشر شده و قرار نبوده که غيراز او، کسي اين افسانه ها را به فارسي منتشر کند. اين نويسنده سپس به مدارک و قراردادهايي اشاره کرد که در سال 52 با الول ساتن براي جمع آوري افسانه ها به دو منطقه اشکور بالا و دهستان برزرود داشته است. وي در توضيح بيشتر به ايسنا گفت؛ «سال 52 الول ساتن براي جمع آوري افسانه ها به ايران سفر کرد، که آن زمان من کارشناس پژوهشکده مردم شناسي بودم و طي قراردادي، پياده کردن افسانه هاي ضبط شده و ترجمه افسانه ها از لهجه ها و زبان هاي محلي به فارسي به عهده مرکز پژوهش هاي مردم شناسي فرهنگ عامه بود. همچنين بر اساس اين قرارداد، مرکز پژوهش هاي مردم شناسي فرهنگ عامه قرار بود افسانه ها را در مجموعه يي و تحليل افسانه ها را در مجموعه يي ديگر به چاپ رساند و افسانه ها را به زبان انگليسي ترجمه کند تا متن انگليسي پس از مقابله با متن فارسي در دانشگاه ادينبورگ به چاپ برسد.»

از سويي ديگر، احمد وکيليان در پاسخ به اين ادعا گفت که طرح و بودجه و ارائه قصه هاي «توپوزقلي ميرزا» همگي متعلق به الول ساتن است و اوست که قصه هاي ايراني را زنده کرده است. مارزلف نيز قصه ها را از او گرفته و بخشي را نيز از همسرش خريده است؛ ضمن اينکه صرف همراهي با يک پژوهشگر حق و حقوقي براي کسي ايجاد نمي کند. وکيليان در گفت وگو با مهر ضمن بيان اين مطلب گفت؛ «ممکن است اشکوري کپي از نوارهاي ساتن داشته باشد يا مثلاً حين مصاحبه ها ضبطي هم همراه داشته باشد اما اگر قرار باشد همه راهنماهايي که در نقاط ديگر ايران مثل خراسان و شيراز هم همراه ساتن بوده اند اين طرح را متعلق به خود بدانند که نمي شود. ساتن به خاطر شوق زياد مارزلف که از آلمان به اسکاتلند سفر کرده و به منزل او رفته بود بخشي از مدارک و مستندات قصه هاي ايراني را به وي اهدا کرد و پس از فوت ساتن هم مارزلف بخشي از کتابخانه وي را که درباره قصه هاي ايراني و فرهنگ عاميانه آن بود از همسر او خريداري کرد. وکيليان تصريح کرد؛ «چرا در سال 74 که قصه هاي «مشدي گلين خانم» چاپ شد، اشکوري انگيزه کار روي بقيه قسمت ها را پيدا نکرد و معترض نشد؟»
دريچه
جشن هفته کودک در خانه هنرمندان برگزار مي شود

جشن هفته کودک براي اولين بار با همکاري «مهتاب کرامتي» سفير حسن نيت يونيسف در ايران و موسسه فرهنگي - هنري کارنامه به مناسبت روز جهاني کودک از تاريخ 16 تا 23 مهرماه در خانه هنرمندان برگزار مي شود.

شب هاي قصه و شعر ويستار فعلاً تعطيل شدند

شب هاي قصه و شعر ويستار تا اطلاع ثانوي تعطيل شدند. فرخنده حاجي زاده- مسوول برگزاري شب هاي ويستار- با اعلام اين خبر به ايسنا درباره لغو اين شب ها که هر يکشنبه در کتابفروشي اين انتشارات برگزار مي شدند، توضيحي نداد.

شب شعر ستاره هاي سحري برگزار شد

شب شعر ستاره هاي سحري با حضور مشفق کاشاني، غزلسرا، در فرهنگسراي رسانه برگزار شد. به گزارش ستاد خبري دومين دوره مجموعه برنامه هاي «کلمات روزه دار»، کاشاني که خالق آثاري چون سوگنامه حضرت امام (ره) و مجموعه شعر «رنگ» است، در ابتداي مراسم اشعاري را در مناجات براي تعالي براي علاقه مندان قرائت کرد. پيش از او نيز محمود اکرامي در سخناني با اشاره به کم شدن نيايش در اشعار معاصر در مورد نيايش و ارتباط آن با ادبيات سخن گفت. در ادامه برنامه و پس از شعرخواني مشفق کاشاني، مرتضي نوربخش به شعرخواني پرداخت.
جايزه گام اول
فيروز زنوزي جلالي

در طول سال ها، هر بار که بنا به مناسبت هاي مختلف براي تدريس، سخنراني يا نقد آثار اين و آن نويسنده ايراني و خارجي به شهرستان ها مي رفتم هميشه در گفت وگو با اهل قلم به يک سوال همه گير گلايه آميز برمي خوردم و آن اينکه؛ «چرا همه امکانات چاپ و نشر در مرکز گرد آمده است و چگونه است که اگر احياناً کاري درخور در شهرستان ها يا ساير نقاط دورافتاده به چاپ مي رسد کماکان مهجور مي ماند و هيچ کس هم نيست که به اين آثار اعتنا کند؟ مگر ما نويسندگان اين مملکت نيستيم و آيا نبايد جايي متولي شناسايي اين دست از کارهاي در محاق افتاده باشد؟» روراست، گلايه هايي از اين دست حال به هر بهانه - هميشه بود - و هست و طبعاً پاسخ من هم بدان ها بيشتر به نوعي رفع و رجوع شبيه تر بود و غالباً رنگ دلنوازي داشت و دعوت به صبر و اينکه؛ «اگر چراغي در دل يک اثر روشن باشد روز و روزگاري رخ مي نمايد،» و برايشان گفته جلال آل احمد را دليل مي آوردم که «براي شناسايي يک اثر درخور صد سال وقت لازم است،» و مي گفتم که بالاخره اين طورها هم نمي ماند و درست مي شود،با اين اوصاف، قضيه وقتي مشکل و حادتر مي شد که به گواه آثار منتشره، مي ديدم حرفشان طورهايي درست و به قاعده است، چرا که گاه به آثاري در آن بين برمي خوردم بسيار قابل اعتنا که حتي به انصاف مي شد گفت بعضي شان يک سر و گردن از آثار فلان نويسنده مرکزنشين هم بالاتر و شاخص تر بود، و راستش، اين جور وقت ها بهشان بسيار احسنت مي گفتم و حق مي دادم که گلايه هايي از اين دست داشته باشند از اين مثلاً ناروايي ها،

بعدها، خود اين حرف ملکه ذهنم شد، اينکه؛ چرا نبايد جايي باشد که به نوعي کانون توجه اش را معطوف به همه نويسندگان کشور کند، به خصوص اين دست از نويسندگان نوقلم محروم شهرستاني؟ و چرا نبايد مسوولان فرهنگي ما نگرشي فراخ منظرتر داشته باشند و در سطحي بسيار گسترده تر از ايني که هست به داوري اين آثار تازه منتشر شده بپردازند؟ خوب مي دانستم که اعتناي ويژه به نويسندگان نوقلم شهرستاني از مهمات کار است و نبايد بسنده کرد به اينکه مثلاً اين نويسنده شهرستاني حتم کارش بايد همپاي آن نويسنده مطرح کشور باشد و با کار او مورد داوري قرار گيرد، چرا که اينها گرچه هر دو سر در آبشخور ادبيات دارند ولي دو جنس جدا از همند و حق نيست اولين اثر نويسنده يي نوپا را با چندمين اثر فلان نويسنده توانمند سنجيد که اين در جاي خود عين بي انصافي است. حتم به خصوص اينکه اکثر قريب به اتفاق نويسندگان اين آثار جوان بودند - و هستند - و شور و شوقي وافر داشتند - و دارند - تا که اولين کارشان در محک داوري و قضاوت شايسته يي قرار گيرد که اگر اين مهم صورت نگيرد دير نيست به زودي وازده شوند و يک سر دفتر و قلم را براي هميشه ببوسند و بگذارند کنار که حق نبود - و نيست- و فکر مي کردم بالاخره بايد يک جايي احساس مسووليت کند و سبب خير شود و يک طورهايي مشخصاً به داوري اين دست از آثار بپردازد که چنين کاري باعث دلگرمي بر و بچه هاي شهرستاني مي شود و ...

اين پرسش و درد مکرر گفته ظاهراً بي علاج در ذهنم بود و بود تا که همين چندي قبل «خانه کتاب» طرح اوليه جايزه «گام اول» را پيشنهاد کرد و ديدم عجب انگار اين طرح انصافاً همان طرح درخوري است که بايد و شايد و هماني است که اگر به مرحله عمل درآيد و با ظرافت هاي بايسته و شايسته انجام پذيرد حتم هم حق مطلب در مورد آن نويسندگان معترض شهرستاني ادا مي شود و هم اينکه بالاخره آنها هم وارد گود مي شوند و اگر نويسندگان نو قلم شهرستاني حقي هم دارند لابد با اين حساب معقول به حقشان مي رسند و لااقل از اينکه مي بينند بالاخره يک جايي قرار است به داوري آثارشان بپردازند بي گمان ديگر خالي از آن همه اما و اگر و شک و ترديد و آن همه دغدغه هاي مهجور ماندن و در شهر و شهرستان نشيني مي توانند با شور و شوق بيشتري به کارشان بپردازند حال چه ساکن مرکز و تهران باشند يا نباشند و فکر کنند يا نکنند حالا که مثلاً امکانات چاپ و نشر آثار ديگران فراهم تر است لابد کارشان هم بهتر است و کسي نيست کارشان را در ترازوي داوري قرار دهد و باقي قضايا.ناگفته پيدا است که اين مهم در مورد داستان نويسان مرکزنشين هم صادق است و صرف بودن در اين شهر پر دود و دم هرگز معنايش اين نيست که حتم کار اينان را هم به ديده منت مي نهند که چاپ اولين کار به هر روي براي هر نو قلمي مشکلات فراگير خودش را دارد و تقريباً هيچ تفاوت نمي کند نويسنده در کدام شهر و شهرستان دل به وادي چاپ و نشر اولين اثرش سپرده است.و اما از همه اينها مهمتر انتخاب منصفانه اثر برتر توسط داوران است. آن هم با توجه به اين نکته مهم که در اين گزينش ما بيشتر با نويسندگاني گمنام و ناآشنا طرف هستيم. مورد حساسي که مي تواند ضريب خطاهاي احتمالي را افزايش داده کار انتخاب را بسيار مشکل کند.با اين همه اميدوارم اعلام آثار برتر جايزه گام اول يک بار ديگر ثابت کند که معيار براي ما نه مثل بسياري از داوري ها رابطه و دلنوازي و از اين دست ناروايي ها کذا است، که صرفاً سلامت و نفس اثر به جهت ادبيت آن است و بس.
عناوين اين صفحه
حوزه هنري جايگزين ارشاد
8 فيلم ايراني در راه اسکار
«توپوزقلي ميرزا» حاشيه ساز شد
دريچه
جايزه گام اول
پيدا و پنهان
باز هم پشت دوربين
مجله خواندن
نياز شما به زن را مي سنجيم!
خاطرات هاشمي رفسنجاني 1363

پيدا و پنهان
دفتر سايت «بازتاب» پلمب شد؛ با حکم قضايي صادره از دادسراي کارکنان دولت و رسانه ها، دفتر سايت «بازتاب» پلمب شد.به گزارش آفتاب، با توجه به ارجاع چندين فقره شکايت از سايت بازتاب به دادسراي کارکنان دولت و رسانه ها، بازپرس شعبه اول اين دادسرا هفته گذشته حکم پلمب دفتر اين سايت را صادر کرد.گفتني است سايت بازتاب پيش از اين با دستورات قضايي فيلتر شده و دسترسي معمول به آن ممنوع شده بود.مديرمسوول سايت «بازتاب» با تاييد خبر پلمب دفتر کاري اين سايت گفت؛ دفتر کار بازتاب روز چهارشنبه ظاهراً در راستاي تصميمات کميته تعيين مصاديق فيلترينگ سايت هاي اينترنتي پلمب شد. مديرمسوول پايگاه خبري بازتاب اظهار داشت؛ ما هميشه به شکايت هايي که از سايت مطرح مي شده پاسخگو بوده ايم و در جلسات بازپرسي هم حضور پيدا مي کرديم و به رغم عملکرد برخي سايت ها که هيچگونه آدرس و نام و نشاني ندارند ما از ابتدا حتي قبل از مطرح شدن بحث آيين نامه هاي مربوط به سايت ها هم با وزارت ارشاد و هم با دادستاني، ارتباط و تعامل داشتيم.

تعطيلات عيد فطر در بلاتکليفي؛ مشخص نبودن ايام تعطيلات مربوط به عيد فطر باعث سردرگمي هايي بين خانواده ها براي چگونگي استفاده از اين تعطيلات شده است. در ايران معمولاً روز عيد فطر تعطيل رسمي است، اما سال گذشته ناگهان دولت احمدي نژاد سه روز تعطيل عمومي اعلام کرد ولي تعطيلات پارسال چون برنامه ريزي شده نبود و در آخرين ساعات اعلام شد، مردم موفق به برنامه ريزي براي سفر و حتي دريافت پول از بانک نشدند. ظاهراً مردم امسال منتظرند از پيش تکليف مدت زمان تعطيلي عيد فطر روشن شود.

خبرنگاران پشت درهاي نيويورک؛گفته مي شود دولت امريکا براي تعدادي از خبرنگاران و همراهان احمدي نژاد براي سفر به نيويورک ويزا صادر نکرده است. اين خبرنگاران معمولاً از ميان رسانه هاي نزديک به دولت احمدي نژاد گزينش مي شوند.


کلينت ايستوود
باز هم پشت دوربين
ساسان گلفر؛ نام مرد بدون نام وسترن هاي اسپاگتي اين روزها ورد زبان رسانه ها و خبرگزاري ها است. کلينت ايستوود در تدارک کليد زدن فيلم تازه اش «کودک عوض شده» (The Changeling به معني کودکي که جن و پري به جاي يک کودک ربوده شده گذاشته اند) است که فيلمبرداري آن از ماه آينده آغاز مي شود. در اين فيلم دلهره آور فقط بازي آنجلينا جولي قطعي شده است. او نقش مادري را دارد که پسرش را مي ربايند و وقتي بالاخره او را بازمي يابد، شک دارد که بچه خودش باشد و در اين ميان به فساد در دستگاه پليس لس آنجلس پي مي برد.اين فيلم براساس ماجراهاي واقعي دهه 1920 لس آنجلس نوشته شده و ايستوود علاوه بر کارگرداني، تهيه کنندگي آن را همراه با ران هاوارد و برايان گريزر برعهده دارد. ايستوود پروژه ديگري را نيز در دست دارد که به دوست قديمي او، نيل آرمسترانگ اولين مردي که روي ماه قدم گذاشت مربوط مي شود و براساس زندگينامه يي که خود آرمسترانگ با عنوان «اولين مرد» نوشته است، ساخته خواهد شد.ايستوود 77 ساله اين روزها به فکر برگزاري يک برنامه اجراي موسيقي جاز و فيلمبرداري از آن نيز افتاده و از پيانيست مشهور موسيقي جاز ديو بروبک 86 ساله و چند نوازنده ديگر دعوت کرده است با او همکاري کنند.

کلينت ايستوود جونيور، متولد 31 مه 1930 در سن فرانسيسکو را اين روزها بيشتر به عنوان کارگردان فيلم هايي مانند «پرچم هاي پدران ما»، «نامه هايي از ايووجيما»، «عزيز ميليون دلاري»، «رودخانه ميستيک» و «نابخشوده» مي شناسند که تاکنون هشت بار براي کارگرداني و تهيه کنندگي نامزد جايزه اسکار شده و دو جايزه اسکار نيز برده است اما يکي دو دهه پيش چهره او به عنوان بازيگر آثاري از قبيل «خوب، بد، زشت» (1966)، «به خاطر يک مشت دلار» (1965)، «قلعه عقاب ها» (1968)، «هري خبيث» (1971)، «فرار از آلکاتراز» (1979)، «روي خط آتش» (1993) و «پل هاي مديسون کانتي» (1995) مي شناختند. او براي بازي هايش دو بار نامزد اسکار شد اما هرگز اسکار نگرفت.


شماره هاي جديد نشريات فرهنگي هنري
مجله خواندن
داوود سينايي؛ آنها که از قديم اهل مجله خواندن هستند مي دانند گاهي سرزدن به آرشيو مجله ها چه لذتي دارد. آنها هم که تازگي اهل مجله خواندن شده اند صبر کنند تا بفهمند. پيشنهاد امروز ما مجله خواندن است، بنابراين ستون امروز يک جور ستون فيوژن (تلفيقي) است با دکه نشريات.

مجله فيلم شماره مهرماه (386) منتشر شد. از مهمترين عناوين مطالب اين شماره؛ فيلم تلويزيوني، بلاي جان يا منجي سينما؟، نقد ناشناخته فيلم تازه جوزپه تورناتوره، گفت وگو با محمدرضا اصلاني، علي ژکان و پروين سليماني و مقاله ايرج کريمي در پاسخ به مراد فرهادپور است.

ديگر ماهنامه پرطرفدار سينما دنياي تصوير است. در اين شماره مطالبي مي خوانيم با عناوين آخرين قهرمان اکشن، پرونده جان سخت 4، معرفي و بررسي فيلم هاي روز جهان، بازيگري به سبک هاليوود و چگونه در سال 2007 فيلم هاي عالي بسازيم؟ اينها مطالب شماره شهريور دنياي تصوير است. شماره پاييز فصلنامه سينما و ادبيات هم منتشر شد. قسمت سينماي اين فصلنامه به پرونده چن کايگه اختصاص دارد. در قسمت ادبي هم پرونده شهر در آثار ادبي و فکري ارائه شده است. در اين قسمت مطالبي مي خوانيم از عنايت سميعي، حافظ موسوي، کاوه ميرعباسي، هانري لوفور، والتر بنيامين و...


نياز شما به زن را مي سنجيم!

ابراهيم رها

اول مهر را با دو چيز خوب و دوست داشتني شروع مي کنيم؛ ترافيک دلپذير سحرگاهان پاييزي و سخنان گوش نواز و جان بخش خانم رجبي، گويا تعداد زيادي از معلمان زن آموزش و پرورش که درخواست نقل و انتقال داشته اند و حتي موافقت مبدأ را هم داشته اند با مخالفت مسوولان مربوطه روبه رو شده اند و مسوول روابط عمومي آموزش و پرورش در توضيح اين ماجرا گفته «در آموزش و پرورش تهران در شرايط فعلي به زن نياز نداريم.» الف- شما از اين به بعد آنجاهايي که در آن به زن نياز داريد را بفرماييد. ب- مشکل بسياري از دوستان اساساً حضور زن هاست.اين بخش به طور کلي حذف شد (درباره سفر رئيس جمهور به امريکا بود) و من مجبور شدم اين يکي را به جايش بنويسم. اينجا (اين روزنامه) تيتر زده «مهر آمد، 1145 اتوبوس نيامد.» اساساً اينکه مي گويند آمد نيامد دارد همين است. اين ماجرا الف- هيچ ربطي به اختلافات دولت و شهرداري ندارد، عمراً. ب- هر کي گفته قاليباف و احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري با هم رقيب بودند، دروغ مي گويد و از منتقدين کينه جو محسوب مي شود.ج- مدتي است که دولت کارهايي مي کند تا در شهرداري از اون بالا کفتر بيايد بدفرم. د- دال را هم خودم زرنگي کردم حذف کردم، پيام امروز؛ جنگ سرد در رنگ ها و طرح هاي مختلف، از روزنامه فروشي هاي معتبر بخواهيد،



خاطرات هاشمي رفسنجاني 1363
دوشنبه 2 مهر 1363

امروز در منزل بودم . تا ساعت ده صبح ، مطالعه مي کردم . آقاي محسن رضايي آمد. طرح هاي عملياتي را که قرار است تا چند ماه ديگر انجام شود، آورد و صحبت شد.

براي کم کردن دخالت هاي نماينده امام در سپاه ، باز هم کمک خواست .نزديک ظهر، احمد آقا آمد. نوار مصاحبه گروه دوم هواپيماربا را ـ که دستگير شده اند ـ آورد؛ توضيحاتي داد و قرار شد با اصلاحاتي پخش شود. نتيجه مذاکرات درباره جنگ را توسط ايشان به امام پيغام دادم .

به آقاي غرضي ، تلفني گفتم که اعلان کند، وزارت نفت مي خواهد بخش ايراني هورالهويزه را براي اکتشاف نفت ، خشک کند. و مطالعه کند، آيا مي شود از طريق لوله هاي نفت ، بين گوره و خارک ، آب شيرين و کابل برق ، به جزيره منتقل کرد يا نه ؟


روزنامه اعتماد
طراحی و پیاده سازی نرم افزار : شرکت ارتباطات نوین فرانام